تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل عهد نامه نورانی امام علی علیه السلام به مالک اشتر یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل عهد نامه نورانی امام علی علیه السلام به مالک اشتر شامل 85 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل عهد نامه نورانی امام علی علیه السلام به مالک اشتر را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل عهد نامه نورانی امام علی علیه السلام به مالک اشتر با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل عهد نامه نورانی امام علی علیه السلام به مالک اشتر بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل عهد نامه نورانی امام علی علیه السلام به مالک اشتر با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل عهد نامه نورانی امام علی علیه السلام به مالک اشتر وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل عهد نامه نورانی امام علی علیه السلام به مالک اشتر با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل عهد نامه نورانی امام علی علیه السلام به مالک اشتر مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عهد نامه نورانی امام علی علیه السلام به مالک اشتر :

در مسائل اخلاقی اشاره شد که انسان یک حقیقت خارجی است اخلاقی که مکمّل حقیقت انسان است صِرف این باید و نبایدِ اعتباری نیست بلکه مصالح حقیقی، پشتوانه این احکام است همین مصالح که به صورت احکام فقهی و حقوقی و اخلاقی در می آید در قیامت به صورت پاداش یا کیفر ظهور می کند. یکی از آن مسائل اخلاقی این است که به ما فرمودند همیشه به یاد خدا باشید این به یاد خدا بودن یک اصل کلی است و خدا دارای اسمای حسنا و اوصاف فراوان کمالی است گرچه ما در هر زمان و زمین باید به یاد خدا باشیم اما در شرایط مخصوص با اسمی از اسمای خاصّ خدا با وصفی از اوصاف مخصوص الهی باید همراه باشیم. ما در نماز اذکاری داریم یکی از آنها «الله أکبر» است یکی «سبحان الله» است و بقیه اذکار هم که روشن است اما به ما گفتند هر وقت سر از رکوع یا سر از سجده برداشتی بگو «الله اکبر» و گفتند هر وقت به رکوع می روی یا به سجده می روی بگو «سبحان الله» هم «الله اکبر» یاد خداست هم «سبحان الله» یاد خدا اما نگفتند هر وقت سر از سجده برداشتی یا سر از رکوع برداشتی بگو «سبحان الله» و هر وقت به رکوع می روی یا به سجده می روی بگو «الله اکبر». راز این کار در حدیثی از وجود مبارک رسول گرامی(علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء) نقل شده است وجود مبارک حضرت ـ هم خودش این کار را می کرد هم به همراهانش دستور می داد این چنین بکنند ـ در مسافرت ها هر وقت بر فراز تپّه ای می رسیدند می فرمود «الله اکبر» هر وقت پایین می آمدند می فرمود «سبحان الله».[۱] خدا در همه حالات با ماست اصل اول این است که ما به یاد خدا باشیم اذْکرُوا اللَّهَ ذِکراً کثِیراً[۲]در همه زمان و زمین در همه حالات فرمود به یاد خدا باشید هیچ عبادتی به اندازه ذکر خدا به کثرت سفارش نشده است نماز حدی دارد روزه حدی دارد حج و عمره حدی دارد علم و زکات حدی دارد اما یاد خدا به کثرت امر شده است اذْکرُوا اللَّهَ ذِکراً کثِیراً اینکه ما همیشه به یاد خدا باشیم این اصلی است جامع اما کدام نام از نام های الهی را ببریم آن را روایت خاصه باید معنا کند طبق آیه سوره مبارکه حدید ما در هر شرایط باشیم خدا با ماست هُوَ مَعَکمْ أَینَ مَا کنتُمْ[۳]اما با ما هست حُکم ما را نمی پذیرد با هر چیزی هست حکم او را نمی پذیرد ما اگر به یک جای بلندی رسیدیم باید بگوییم که آن که با ما هست از این مقام بلند هم بلندتر است ما اگر از رکوع سر برداشتیم به حالت قیام در آمدیم و این قیام ما برجسته تر از رکوع ماست خدا هم در رکوع با ما بود هم در حال رفع رأس حالا که ما به مقام برجسته تری رسیدیم باید بگوییم او اکبر از همه اینهاست اگر پایین آمدیم به سجده رفتیم یا به رکوع رفتیم به هبوط گراییدیم بگوییم «سبحان الله» معتقد باشیم که درست است که هُوَ مَعَکمْ أَینَ مَا کنتُمْ، «هو معنا أینما کنّا» با ما در حال هبوط است اما هابط نیست، با ما در حال سجود است اما ساجد نیست با ما در حال رفع از سجده یا رکوع است اما راکع و ساجد نیست وقتی ما به مقام برتری رسیدیم بگوییم «الله اکبر» او از همه این بالاها، برتر است و اگر هبوطی کردیم «سبحان الله» بگوییم؛ یعنی درست است که او با ماست ولی او منزّه از هبوط است این برنامه وجود مبارک حضرت در مسافرت بود که هر وقت به آن تپه ها می رسیدند می فرمود الله اکبر هر وقت به گودی آن منطقه یا به درّه می رسیدند می فرمود سبحان الله، همین ذکرها در نمازهای ما هم ظهور پیدا کرده این یک امر عادی خیلی ساده است. ما در زندگی فراز و فرود فراوانی داریم این تعبیر فراز و فرمود از لطیف ترین تعبیرات ادبی شیخ فریدالدین عطار است ـ ما فراز و فرودی داریم اگر بالا می رویم او با ما هست اما برتر از هر بالا و بالا رونده است اگر فرودی آمدیم حال ضعف پیدا کردیم حال بیماری پیدا کردیم حال عجز پیدا کردیم او با ما هست اما سبّوح و قدوّس است منزّه است از نقص، منزّه است از حاجت، منزّه است از هبوط و پایین بودن و فرود، بنابراین ما باید مواظب باشیم که آن که با ما هست حکم ما را ندارد آن که با ما هست منزّه از هر نقص و مبرّای از هر عیب است نه تنها او سبّوح است نه تنها از هر نقص و از هر عیب مبرّاست او قدّوس هم هست اینکه فرشته ها عرض کردند وَنَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِک وَنُقَدِّسُ لَک[۴] این تکرار نیست تقدیس چیزی است، تسبیح چیز دیگر، تسبیح یعنی خدا را از هر نقص و عیب منزّه دانستن، تقدیس آن است خدا را از هر کمال محدود مبرّا دانستن، خدای سبحان نه تنها جاهل نیست که این تسبیح است عالِم به علمِ امکانی هم نیست که این تقدیس است او عالِم است اما به علم ازلی، ابدی، سرمدی یعنی نامتناهی؛ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِک تو منزه از هر نقص و عیبی وَنُقَدِّسُ لَک تو عالِمی اما نه مثل دانشمندان تو قادری نه مثل مقتدران دیگر، سرّ این تقدیس در کنار آن تسبیح آن است که خدای سبحان خودش را معرفی کرد فرمود: لِلّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنَی[۵]یعنی خدا نه تنها اسم نقص و عیب ندارد اسم کامل هم ندارد بلکه اسم اکمل دارد این الْحُسْنَی که صفت اسماء است مؤنث احسن است اگر مؤنث احسن بود دو امر را سلب می کند هم نقص و عیب را سلب می کند، هم حَسن را سلب می کند تنها چیزی که برای خدا ثابت است احسن است لِلّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنَی نه اسمای حَسن، فضلاً از اسمای قبیح. او از نقص و عیب مبرّاست می شود سبّوح، از کمال های محدود هم منزّه است می شود قدّوس. اگر خدا با ما هست که هست، اگر ما هر لحظه باید به یاد او باشیم که باید باشیم، باید بدانیم که با ما هست ولی وصف ما را نمی پذیرد با ما هست اما آن کمالی که ما داریم شایسته ذات اقدس الهی نیست او هم سبوح است هم قدوس لذا وجود مبارک رسول گرامی (علیه و علی آله آلاف التحیه و الثناء) وقتی به جای برجسته می رسیدند می فرمودند درست است این مقام، مقام بالاست اما او اکبر از این است اگر پایین می آمدند می فرمودند درست است این هبوط و فرود آمدن است ولی او سبوح است او در فرود آمدن ما فرود و هبوط ندارد با ما هست آن طوری که با فرشتگان است. بیانی نورانی از امام سجاد (سلام الله علیه) در صحیفه سجادیه هست که درباره خداوند می گوید: «الدَّانِی فِی عُلُوِّهِ وَ الْعَالِی فِی دُنُوِّهِ»[۶] چرا خدای سبحان با ما در حال دُنوّ و هبوط هست ولی هابط و دانی نیست برای اینکه در عین اینکه با ما هست با عرشیان هم هست با سماواتیان هم هست با حَمله عرش هم هست با ارواح انبیا هم هست و از اینها هم برتر، بِکلِّ شیءٍ مُحیط[۷] است خب اگر کسی به اخلاق الهی متخلّق شد و به نام و یاد ذات اقدس الهی متذکر شد همیشه با این اذکار به سر می برد قهراً نه بیراهه می رود نه راه کسی را می بندد هیچ کمالی او را مغرور نمی کند و هیچ نقصی او را آیس نمی کند ـ نه مأیوس؛ آیس یعنی کسی که گرفتار یأس شده ـ نه یأس برای ما رواست نه غرور این یک توضیح کوتاهی درباره این حدیث که به مسئله اخلاقی برمی گردد که چرا ما در نماز هر وقت سر برداشتیم می گوییم الله اکبر هر وقت سر فرود آوردیم می گوییم سبحان الله در مسافرت ها هم همین طور بود. وجود مبارک حضرت بعد از احرام از مسجدالشجره وقتی به طرف مکه حرکت می فرمودند در جاهای بلند تلبیه شان چه بود در جایی که به درّه می رسیدند تلبیه شان چه بود کجا صدا را بلند کنند کجا صدا را آهسته کنند کجا لبیک را با صدای بلند بگویند کجا لبیک را با صدای ضعیف تر بگویند همه اینها را در مسئله استحباب درجات تلبیه در فقه ملاحظه فرمودید راز آن بلند گفتن و آهسته گفتن، جهر و اخفات یا بلند گفتن تکبیر و آهسته گفتن تسبیح به این اصل برمی گردد که ما باید بدانیم آن که با ماست از هر بزرگی بزرگ تر است آن که با ماست در نقص ما سهیم نیست در عیب ما سهیم نیست.

در بحث های نهج البلاغه که بخش دوم بحث های روز پنج شنبه است به این نامه مهم وجود مبارک حضرت امیر که به عهدنامه مالک اشتر معروف است رسیدیم. در نوبت قبل اشاره شد که وجود مبارک حضرت امیرالمؤمنین (سلام الله علیه) دو نامه نوشتند یکی برای مالک به عنوان عهدنامه و بخش نامه و دستور رسمی یکی هم برای مردم مصر. حضرت در نامه به مردم مصر در واقع به این مضمون اشاره فرمودند که مبادا بگویید ما رهبری مثل علی بن ابی طالب داریم یا فرمانروای داخلی و استانداری مثل مالک اشتر داریم داشتن رهبر خوب، داشتن استاندار خوب و مانند آن نیمی از جریان را حل می کند نیم دیگر به عهده مسئولان میانی و خود مردم است اگر مردم و مسئولان میانی هماهنگ نباشند و مشکلات جامعه را حل نکنند رهبر اگر علی بن ابی طالب هم باشد آن نظام محکوم به شکست است فرمود مبادا بگویید ما رهبری مثل علی داریم بله، رهبرتان علی بن ابی طالب است فرستاده او مالک اشتر است اما این نیمی از جریان است نیم دیگر از جریان را این مسئولان میانی آن مدیران میانی آن هماهنگی و هم آوایی مردمی باید حل کند اگر این نیم به آن نیم متّصل شد این نظام صد درصد محفوظ است و اگر ـ خدای ناکرده ـ ضمیمه نشد، رهبر ولو علی بن ابی طالب هم باشد ـ معاذ الله ـ نظام آسیب می بیند. بعد فرمود: «مَنْ نَامَ لَمْ ینَمْ عَنْهُ»[۸]یعنی اگر کسی بخوابد دشمنِ بیدار از خواب او سوء استفاده می کند و می تازد؛ بیدار بودن، آگاهی، هوشیاری، عقل و درایت داشتن و خردمحور بودن را به همراه دارد.

آن بیت الغزل این نامه نورانی حضرت به مالک اشتر این است که فرمود مالک این دین قبلاً بود اما زنجیری بود این دین اسیر بود یعنی قرآن بود نماز جماعت و نماز جمعه بود خمس و زکات بود حج و عمره بود اما همه اینها اسیر بودند «فَإِنَّ هذا الدِّینَ قَدْ کانَ أَسِیراً فِی أَیدِی الْأَشْرَارِ یعْمَلُ فِیهِ بِالْهَوی وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْیا» من این حکومت را پذیرفتم که دین را آزاد کنم دین که آزاد باشد همه مردم تشنه دین آزادند اما اگر دین را ما به اسارت بگیریم به میل خود معنا کنیم به میل خود عمل کنیم به میل خود تبلیغ کنیم این دین می شود زنجیری این از بیت الغزل های این نامه است فرمود: «فَإِنَّ هذا الدِّینَ قَدْ کانَ أَسِیراً فِی أَیدِی الْأَشْرَارِ» آن وقت فرق سقیفه با غدیر از همین جا روشن می شود غدیر و غدیری می تواند دین را آزاد کند وقتی دین آزاد شد جامعه در امنیت و امانت و رفاه است سقیفه، دین را به بند می کشد «فَإِنَّ هذا الدِّینَ قَدْ کانَ أَسِیراً فِی أَیدِی الْأَشْرَارِ یعْمَلُ فِیهِ بِالْهَوی وَ تُطْلَبُ بِهِ الدُّنْیا». بخش اول این نامه ملاحظه فرمودید که چهار عنصر محوری را وظیفه رسمی مالک اشتر قرار داد در بخش دوم فرمود مالک! من تو را به سرزمینی فرستادم که ماجرای تاریخی فراوانی دارد مردم عصر کنونی درباره بحث های تاریخی گذشتگان سخنانی دارند طولی هم نمی کشد که تو هم جزء مصارف تاریخی خواهی بود درباره تو هم داوری می کنند مواظب باش که هیچ لحظه ای از یاد خدا غفلت نکنی با مردم نه تنها عادلانه رفتار کنی بلکه باید محسنانه و رئوفانه رفتار کنی گاهی انسان می خواهد با عدل رفتار کند عدل، کف زندگی است از عدل پایین تر عذاب خداست اگر کسی عادل نباشد گرفتار عذاب است این کفِ زندگی است از این پایین تر را دین امضا نمی کند اما انسان نباید در کف زندگی به سر ببرد عدل خوب است لازم است ولی کافی نیست احسان هست صبر هست گذشت هست نرمش هست صرف نظر کردن هست جاحظ که از ادیبان معروف عرب است می گوید محمد بن علی یعنی امام باقر(سلام الله علیه) فرمود: خیر و صلاح دنیا در ظرفی خلاصه می شود که دو سوم آن فطانت و زیرکی و خردمندی است یک سومش تغافل، یعنی اگر ما این شیشه را به صد درصد تقسیم بکنیم تقریباً هفتاد درصد آن را هوشیاری، خردمندی، زیرکی و فطانت تأمین می کند و سی درصدش را تغافل نه غفلت، غفلت، یک درصدش هم مزاحم است تغافل یعنی اعتنا نکردن توجه نکردن، ان شاءالله به ما نگفت ان شاءالله قصد خیر داشت، ان شاءالله قصد سوء نداشت، ان شاءالله قصد مزاحمت نداشت با این تغافل اداره کنید چون مردم این چنین نیستند که همه شان در سطح عالی درس خوانده باشند «ثلثاه فطنه» فطنه یعنی فطانت و زیرکی «و ثلثه تغافل»[۹]فرمود: «ثُمَّ اعْلَمْ یا مَالِک أَنِّی قَدْ وَجَّهْتُک إِلی بِلاَدٍ قَدْ جَرَتْ عَلَیهَا دُوَلٌ قَبْلَک مِنْ عَدْلٍ وَ جَوْرٍ» یعنی مصر یک سرزمین تاریخی است حاکمان عدل را دیده حاکمان ظلم را دیده یک روز در این سرزمین یوسف پیغمبر حاکم بود یک روز در همین سرزمین، فراعنه حکومت می کردند اسرار فراوانی در این منطقه هست «وَ أَنَّ النَّاسَ ینْظُرُونَ مِنْ أُمُورِک فِی مِثْلِ مَا کنْتَ تَنْظُرُ فِیهِ مِنْ أُمُوْرِ الْوُلاَهِ قَبْلَک» شما هم از دید مورّخان پنهان نیستی درباره تو نظریه می دهند اظهارنظر می کنند نقد و بررسی می کنند هر چه را که تو کردی آنها آگاهند و باخبرند «وَ یقُولُونَ فِیک مَا کنْتَ تَقُولُ فِیهِمْ» هر چه تو درباره گذشتگان از عدل و جور گفتی آنها هم درباره تو از داد و بیداد سخن خواهند گفت «وَ إِنَّما یسْتَدَلُّ عَلَی الصَّالِحِینَ بِمَا یجْرِی اللَّهُ لَهُمْ عَلَی أَلْسُنِ عِبَادِهِ» ما اگر خواستیم بب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *