تعداد بازدید
3 بازدید
ریال119.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل عوامل و چگونگی شهادت امام حسین(ع) در منابع اهل سنت؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل و چگونگی شهادت امام حسین(ع) در منابع اهل سنت با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل و چگونگی شهادت امام حسین(ع) در منابع اهل سنت:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل و چگونگی شهادت امام حسین(ع) در منابع اهل سنت به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل و چگونگی شهادت امام حسین(ع) در منابع اهل سنت با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل و چگونگی شهادت امام حسین(ع) در منابع اهل سنت تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل عوامل و چگونگی شهادت امام حسین(ع) در منابع اهل سنت را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل عوامل و چگونگی شهادت امام حسین(ع) در منابع اهل سنت :

۱. مقدمه

یکی از حوادث تلخ و جانگداز تاریخ اسلام؛ واقعه کربلا است که در آن، امام حسین(ع) و اصحاب ایشان به شهادت رسیده و خاندان اهل بیت (ع) در کوفه و شام به اسارت گرفته شدند. اهمین این موضوع سبب شد همه مورخان و نویسندگان بدان توجه کنند. در این میان مورخان اهل سنت نیز به واکاوی و چرایی این واقعه پرداخته و به ابعاد مختلف آن از جمله عوامل شهادت امام(ع) و کیفیت و نحوه شهادت اشاره کرده اند.

در این جستار سعی بر آن بوده که به پرسش هایی نظیر معاویه در به قدرت رسیدن یزید و شهادت امام حسین(ع) چه نقشی داشت؟ نقش یزید در شهادت امام حسین(ع) چگونه بوده است؟ چرا امام حسین(ع) از مکه و مدینه خارج شد؟ اهل سنت در مورد یزید چه دیدگا ه هایی دارند؟ پرداخته شود. این تحقیق به روش کتابخانه ای و با رویکرد توصیفی – تحلیلی به بررسی عاملان شهادت امام(ع) و نقش یزید در این حادثه پرداخته و کیفیت شهادت امام(ع) در منابع اهل سنت را مورد بررسی قرار داده است.

۲. شهادت امام حسین(ع) در منابع اهل سنت

مورخان و نویسندگان اهل سنت مباحثی را در ارتباط با حادثه کربلا و شهادت امام حسین(ع) مطرح کرده اند. در این نوشتار به بررسی اجمالی عوامل شهادت امام(ع) از منظر اهل سنت می پردازیم:

۲-۱. معاویه و صلح امام حسن (ع)

در منابع تاریخی اهل سنت از یزید به عنوان عامل اصلی شهادت امام حسین(ع) نام برده می شود. برای بیان این مطلب لازم است، ابتدا بحث تاریخی امام حسن(ع) و معاویه را بازخوانی کرد. طبق مفاد صلح نامه، می بایست معاویه بعد از خود، حکومت را به امام حسن(ع) واگذار کند (رک. ابن اعثم، ۱۴۱۱: ۴ /۲۹۲) لذا علما و بزرگان اهل سنت اتفاق داشته که امام حسن مجتبی (ع) حکومت را فقط به معاویه واگذار کرده تا پس از او دوباره به امام(ع) برگرداند و طبق این مفاد، پیمان و قرارداد بین معاویه و امام(ع) منعقد گردید (ابن عبد البر، ۱۴۱۲: ۱ / ۳۸۷). شاهد این مطلب کلام أحنف بن قیس است که به معاویه گفت: «أن أهل الحجاز و أهل العراق لایرضون بهذا، و لایبایعون لیزید ما کان الحسن حیا»؛ «تا زمانی که امام حسن (ع) زنده است، مردم حجاز و عراق به جانشینی یزید رضایت نخواهند داد و تن به بیعت با او نمی دهند» (ابن قتیبه، ۱۴۱۰: ۱ / ۱۹۱).

بنابراین اهالی شام هیچ گاه حاضر نمی شدند، بعد از معاویه حکومت را به امام حسن(ع) واگذار کنند. نقل شده: «معاویه کسی را پیش جعده دختر اشعث بن قیس کندی، همسر امام حسن (ع) فرستاده بود که اگر برای قتل امام حسن (ع) به او کمک کند، در مقابل معاویه صد هزار درهم به او بدهد و او را به عقد یزید دربیاورد. بدین جهت جعده، امام(ع) را مسموم کرد» (رک. مسعودی، ۱۴۰۹: ۲ / ۲۹۱). بدین ترتیب معاویه، امام حسن مجتبی(ع) را از سد راه یزید برداشت. سپس امام حسین(ع) به امامت رسید؛ اما معاویه با محافظه کاری بر آن شد تا طبق مفاد صلح هیچ کاری با امام(ع) نداشته باشد (رک: ابن اعثم، ۱۴۱۱: ۴ / ۲۹۱) تا اینکه معاویه در سال ۶۰ ق مرد (رک. ابن خلدون، ۱۴۰۸: ۳ /۲۳. طبری، ۱۳۸۷: ۵ / ۳۲۳. ابن الطقطقی ، ۱۴۱۸: ۱۱۵).

۲-۲. نقش یزید در شهادت امام حسین(ع)

چنان که بیان شد، معاویه با به شهادت رساندن امام حسن (ع) راه را برای به قدرت رسیدن فرزندش، یزید، هموار کرد و برای او دست به هر کاری زد. حتی معاویه به این عملکرد خود اعتراف کرده و می گوید: «إنی من أجلک آثرت الدنیا علی الآخره و دفعت حق علی بن أبی طالب و حملت الوزر علی ظهری»؛ «من به خاطر تو آخرت خودم را به دنیا فروختم و حق علی بن ابی طالب(ع) را گرفتم و این گناه را به دوش خود کشیدم» (ابن اعثم، ۱۴۱۱: ۴ / ۳۴۸).

۲-۲-۱. وصیت معاویه به یزید در مورد امام حسین(ع)

معاویه بعد از شهادت امام حسن(ع)، تنها مانع برای یزید را امام حسین(ع) می دانست که آن را نیز پیش بینی کرده و در پایان لحظات زندگی خود، به یزید گفت: «ای فرزندم، من راه را برای تو هموار کردم، مردان و شخصیت های بزرگی را از بین بردم و افراد محترم و بزرگ جامعه را برای تو ذلیل و خاضع کردم و گردن های عرب را در مقابل تو سر به زیر کردم تا زمینه به حکومت رسیدن تو را فراهم کنم اما با چهار نفر یعنی: حسین بن علی، عبد الله بن عمر، عبد الله بن الزبیر و عبد الرحمن بن أبی بکر کاری نداشته باش و آنها را به حال خود رها کن” (ابن کثیر، ۱۴۰۷: ۸ / ۱۱۵).

طبری نیز با نقل این مضمون، گفته است: «پسرم، سفر و رفت و آمد را (یعنی: مشکلات و موانع را) از پیش تو برداشتم و کارها را هموار کردم و دشمنان را زبون کردم و عرب ها را به اطاعت تو آوردم و همه را برای تو فراهم کردم و درباره این کار که بر تو استوار شده؛ هیچ ترس و بیمی ندارم مگر از چهار کس از قریش: حسین بن علی، عبد الله بن عمر، عبدالله بن زبیر و عبدالرحمان بن ابی بکر» (طبری، ۱۳۸۷: ۵ / ۳۲۲). معاویه شناخت خوبی از امام حسین(ع) داشت و آن را به یزید گوشزد کرد و گفت: «انظر حسین بن علی بن فاطمه بنت رسول الله، فإنه أحب الناس إلی الناس، فصل رحمه، و ارفق به، یصلح لک أمره، فان یکن منه شی ء فانی أرجو أن یکفیکه الله بمن قتل أباه و خذل أخاه» «توجه داشته باش و هوشیار باش که حسین پسر علی و پسر فاطمه دختر رسول خدا(ص) است. او محبوب ترین افراد در نظر مردم است. پیوند خویشاوندی او را رعایت و با او مدارا و مهرورزی کن، تا کار او برای تو اصلاح شود. اگر چیزی از او سر زند، امیدوارم خداوند شر او را به وسیله کسانی که پدرش را کشتند و برادرش را اذیت کردند، کفایت کند» (ابن کثیر، ۱۴۰۷: ۸ / ۱۶۲؛ ذهبی، ۱۴۱۳: ۵ / ۷؛ ابن سعد، ۱۴۱۰: خامسه۱ /۴۴۱).

معاویه در این وصایا، به صورت روشن مشخص کرد که یزید با امام حسین(ع) کاری نداشته باشد و پیش بینی کرده بود، افرادی که امام علی(ع) و امام حسن(ع) را به شهادت رسانده بودند؛ امام حسین(ع) را نیز به شهادت خواهند رساند.

۲-۲-۲. آغاز خلافت یزید و طراحی شهادت امام حسین(ع)

یزید بعد از رسیدن به قدرت و حکومت، روش پدر و نصایح او را فراموش کرد و در اولین خطبه خود در شام خبر از جنگی با اهل عراق داد که در آن جنگ توسط عبیدالله بن زیاد به پیروزی خواهد رسید. لذا یزید خطاب به اهل شام گفت:

«ای اهل شام، بشارت بر شما باد که ما حق و انصار دین هستیم و خیر و سعادت همیشه در میان شما یافته ایم. بدانید که بزودی میان من و اهل عراق جنگی اتفاق خواهد افتاد. در خواب دیدم، میان من و اهل عراق جوی تازه از خون بود و من می خواستم از آن جوی بگذرم، اما نمی توانستم تا اینکه عبید الله بن زیاد پیش من آمد و من از جوی گذشتم در حالی که به آن داشتم نگاه می کردم. در این موقع بزرگان اهل شام گفتند: هر چه فرمان بدهی و به هر جانب که فرمان دهی، می رویم….» (ابن اعثم، ۱۴۱۱: ۵ / ۷).

یزید به فرماندار مدینه دستور داد، ابتدا از اهل مدینه بیعت بگیرد و بر خلاف وصیت پدرش خواستار بیعت گرفتن از آن چهار نفر متذکر شد: «فخذ الحسین بن علی و عبد الرحمن بن أبی بکر و عبد الله بن الزبیر و عبد الله بن عمر بن الخطاب أخذا عنیفا لیست فیه رخصه، فمن أبی علیک منهم فاضرب عنقه و ابعث إلیّ برأسه»؛ «از حسین بن علی(ع)، عبدالله بن عمر، عبدالرّحمان بن ابی بکر و عبدالله بن زبیر بیعت بگیر، اگر با رغبت با من بیعت کردند، خوب است وگرنه به اجبار بیعت بگیر و هر کسی بیعت نکند، گردن او بزن و سر او نزد من فرست»(ابن اعثم، ۱۴۱۱: ۵ /۱۰). بعد از این دستور ولید بن عتبه با یزید مکاتبات و نامه نگاری کرد، چرا که فرماندار مدینه با شنیدن این دستور، کلمه استرجاع (إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ، بقره: ۱۵۶) را بر زبان جاری ساخت و حاضر به قتل امام حسین(ع) نشد و گفت: «مرا با حسین بن علی(ع) چه کار؟» (همان). حتی یزید در نامه ای جداگانه به والی مدینه نوشت: «با جواب این نامه، سر حسین بن علی(ع) را نزد من بفرست. اگر به این دستور و فرمان عمل کنی، به فرمان و اطاعت من عمل کردی و گردن نهادی و تو نزد من جایزه ای بزرگ خواهی داشت و سپاه انبوه و لشگر بسیاری به تو می دهم تا خداوند دولت و نعمت تو را وافر گرداند» (ابن اعثم، ۱۴۱۱: ۵ / ۱۸- ابن قتیبه، ۱۴۱۰: ۲ / ۵).

یزید در دستورها و نامه های خود به صراحت دستور قتل امام حسین(ع) را در مدینه صادر نمود. لذا امام(ع) مدینه را به سمت مکه ترک کرد.

۲-۲-۳. علت خروج امام حسین(ع) از مکه

بنا به نوشته منابع تاریخی، امام(ع) در مکه نیز تهدید به ترور شده بود. حتی برخی افراد از امام(ع) خواستند تا ایشان در مکه بماند تا از تهدیدها در امان باشد که امام(ع) در پاسخ فرمودند: «… و الله لان اقتل خارجا منها بشبر أحب الی من ان اقتل داخلا منها بشبر، و ایم الله لو کنت فی جحر هامه من هذه الهوام لاستخرجونی حتی یقضوا فی حاجتهم، و و الله لیعتدن علی کما اعتدت الیهود فی السبت»؛ «به خدا قسم اگر یک وجب بیرون از مسجد الحرام کشته شوم، بهتر از آن است که می خواهم یک وجب داخل آن کشته شوم. به خدا اگر در سوراخ یکی از خزندگان باشم، من را بیرون می کشند تا کار خودشان را انجام دهند. به خدا، به من تعدی می کنند چنانکه یهودیان به روز شنبه تعدی کردند» (طبری، ۱۳۸۷: ۵ / ۳۸۵). ابن اثیر نیز همین مضمون را آورده است: «و الله لئن أقتل خارجا منها بشبر أحبّ إلیّ من أن أقتل فیها، و لأن أقتل خارجا منها بشبرین أحبّ إلیّ من أن أقتل خارجا منها بشبر، و ایم الله لو کنت فی جحر هامّه من هذه الهوامّ لاستخرجونی حتی یقضوا بی حاجتهم! و الله لیعتدنّ علیّ کما اعتدت الیهود فی السبت»؛ «به خدا سوگند اگر من در خارج مکه و لو به فاصله یک وجب کشته شوم، برای من گواراتر و بهتر از این خواهد بود که در خود آن کشته شوم و اگر در خارج آن هم و لو به فاصله یک وجب (در جنگ و دفاع) کسی را بکشم. باز برای من بهتر و گواراتر از این خواهد بود که در خود آن کسی را بکشم. به خدا سوگند اگر من در آغوش یکی از این مقدسات باشم، مرا از آغوش آن بیرون خواهند کشید و کار خود را انجام خواهند داد و حرمت کعبه را رعایت نخواهند کرد» (ابن اثیر، ۱۳۸۵: ۴ /۳۸).

بنابراین امام حسین(ع) به خاطر حفظ حرمت مکه و جان خود، مجبور شدند با اهل و فرزندان خود، از مکه خارج شوند: «ما اری الا الخروج بالأهل و الولد» (دینوری، ۱۳۶۸: ۲۴۴) و به دعوت اهل کوفه، راهی عراق شدند.

۲-۲-۴. یزید و طراحی شهادت امام(ع) در کوفه

یزید وقتی متوجه شد، امام حسین(ع) عزم سفر به کوفه را دارد؛ با اطلاع و آگاهی از حوادث کوفه، عبیدالله بن زیاد را والی عراق قرار داد و در نامه ای به او دستور داد: «قد بلغنی أن أهل الکوفه قد کتبوا إلی الحسین فی القدوم علیهم، و أنه قد خرج من مکه متوجها نحوهم، و قد بلی به بلدک من بین البلدان، و أیامک من بین الأیام، فإن قتلته، و إلا رجعت إلی نسبک و إلی أبیک عبید، فاحذر أن یفوتک»؛ «به من خبر رسیده که اهل کوفه، حسین(ع) را دعوت کرده اند و او نیز به قصد اجابت دعوت آنان از مکه حرکت کرده است. زمان ولایت تو بر کوفه زمان امتحان توست. او را به قتل برسان، در غیر این صورت؛ اعلام می کنم که تو پدر و مادر درستی نداری و نسبت تو را به پدرت عُبید برمی گردانم و می گویم خودت و پدرت زیاد بن ابیه از آل قریش نیستید و نسب سابق تو را که ولد الزنا هستی، به گوش همگان می رسانم. پس مبادا حسین(ع) جان سالم به در برد» (یعقوبی، بی تا: ۲ / ۲۴۲؛ ابن اعثم، ۱۴۱۱: ۵ / ۳۶).

یزید در این نامه به نقطه ضعف عبیداللَّه دست می گذارد؛ چرا که این فرد در جامعه آن روز به واسطه نسبتی که به ابوسفیان پیدا کرده بود، شرافت و عزّتی در نزد مردم به دست آورده بود. اگر چه قبیله ای که به آن منسوب شده بود همان شجره خبیثه بود؛ ولی در آن زمان، بنی امیّه عنوان و سمتی معروف بودند و هر چه بود، عبیداللَّه را از ولد زنا بودن خارج می ساخت (میلانی، ۱۳۸۹: ۱۳۶- ۱۳۷). لذا برخی مورخان، به نامه یزید اشاره کرده اند که در آن به عبیدالله بن زیاد نوشت:

«خبر حرکت حسین به کوفه به من رسیده است…. اگر حسین را کشتی، آقا، آزاده و شخصیتی محترم هستی وگرنه به همان نسب بی ارزش، گمنام، ولدالزنا بر می گردی» (بلاذری، ۱۴۱۷: ۳ /۱۶۰). ابن کثیر نیز می نویسد: یزید به ابن زیاد نامه نوشت، که مطلع شده؛ حسین به سمت کوفه می رود، و به او دستور قتل امام(ع) و فرستادن سر مبارک ایشان را داد و به او تذکر داد که اگر حسین را نکشد به نسب سابق خود برخواهد گشت (رک. ابن کثیر، ۱۴۰۷: ۸ /۱۶۵). ذهبی نیز همین مضمون را بیان کرده است (رک. ذهبی، ۱۴۱۳: ۵ / ۱۰). یکی دیگر از مورخان می نویسد: یزید، عبید الله بن زیاد را به کوفه فرستاد و لشگری را مجهز کرد و عمر بن سعد را به فرماندهی لشگر گذاشت تا امام حسین(ع) را به قتل برسانند (ابن اثیر، ۱۴۰۹: ۱ /۴۹۸).

۲-۲-۵. شواهد و اسناد تاریخی نقش یزید در شهادت امام حسین(ع)

در مورد نقش مستقیم یزید در به شهادت رساندن امام حسین(ع)، شواهد و اسناد تاریخی وجود دارد که به برخی از آن موارد اشاره می کنیم:

۱. یزید وقتی از فعالیت مسلم بن عقیل در کوفه باخبر شد، که برخی از افراد کوفه با امام حسین(ع) بیعت کرده اند؛ به عبیدالله بن زیاد دستور داد به کوفه برود و برای او نوشت:

«… به کوفه برو و آتش فتنه را خاموش کن، این کار برای تو کفایت می کند. پیش از این ولایت بصره را به تو داده بودیم، اکنون کوفه را هم به تو ارزانی داشتیم و آن ولایت را به تو دادیم. مسلم بن عقیل را چنان طلب کن که مرد بخیل زر را که از او بیفتد، طلب کند. چون او را به دست آوردی، او را به قتل رسان و سر او را نزد من بفرست. یقین کن، از تو هیچ عذری قبول نمی کنم و نخواهم کرد. در امتثال و انجام این امر تعجیل کن» (ابن اعثم، ۱۴۱۱: ۵ / ۳۶).

۲. عبدالله بن زبیر بعد از شهادت امام حسین(ع) و ایجاد حکومت زبیریان در مکه، از افراد مختلف خواست تا با او بیعت کنند اما برخی افراد مانند ابن عباس با او بیعت نکردند؛ یزید با اطلاع از این موضوع، گمان کرد بر بیعت با یزید مانده است، لذا در نامه ای به ابن عباس نوشت، تو با بیعت نکردن، رابطه و پیمان خود را با من حفظ کردی و خدا پاداش کسانی را که صله رحم می کنند، به تو بدهد و ما این لطف تو را فراموش نمی کنیم و محبت تو را جبران می کنیم (رک. بسوی، ۱۴۰۱: ۱ /۵۳۱). ابن عباس بعد از دریافت نامه یزید در پاسخ او نوشت:

… فأنی و الله ما أرجو بذلک برّک و لا حمدک، و لکن الله عز و جل بالذی أنوی به علیم، و زعمت أنک غیر ناس بریّ و تعجیل صلتی، فاحبس أیها الإنسان برّک… انک تسألنی نصرتک و تحثنی علی ودک و قد قتلت حسینا رضی الله عنه و فتیان عبد المطلب مصابیح الهدی و نجوم الأعلام… فما أنسی من الأشیاء فلست بناس اطرادک حسینا رضی الله عنه من حرم رسول الله(ص) الی حرم الله عز و جل و تسییرک الیه الرجال لتقتله فی الحرم…؛

… (در مورد عدم بیعت با زبیر) به خدا سوگند به جهت محبت به تو نبوده و خداوند به نیت من آگاه است. تو دست نگهدار و به من خوبی نکن چرا که از من خوبی نخواهی دید…. تو از من می خواهی حمایتت کنم در حالی که تو حسین(ع) و فرزندان خاندان عبدالمطلب را که چراغ های هدایت و ستارگان دانش بودند به قتل رسانده ای… هرگز فراموش نمی کنم که شما حسین(ع) را تحت تعقیب قرار دادید تا این که آن بزرگوار از حرم پیامبر خدا(ص) به مکه برود تا به سوی او افرادی فرستادی تا او را در حرم به قتل برسانند…. (بسوی، ۱۴۰۱: ۱ /۵۳۱ -۵۳۲).

از این نامه و منابع معتبر اهل سنت روشن می گردد یزید، امام حسین(ع) را مجبور نمود تا از مدینه و مکه خارج گردد، چون نیروهای یزید درصدد ترور امام(ع) بودند که در نهایت امام حسین(ع) توسط دستوری که به ابن زیاد داده شده، به شهادت رسید. برخی دیگر از مورخان مضمون این نامه را بیان کرده و در ادامه پاسخ نامه ابن عباس به یزید می نویسند:

فلا شی ء أعجب من طلبک ودّی و نصری و قد قتلت بنی أبی و سیفک یقطر من دمی و أنت أحد ثأری، و ذکر کلاما بعد ذلک؛

چیزی نزد من عجیب تر از آن نیست که خواستار دوستی و یاری من هستی. در حالی که تو، پسران پدرم را کشته ای و خون من از شمشیر تو می چکد و خون تو یکی از خواسته های من است (یکی از کشندگان خویشان منی) (أخبار الدوله العباسیه، ۱۳۹۱: ۸۷؛ بلاذری، ۱۴۱۷: ۵ / ۳۰۶؛ یعقوبی، بی تا: ۲ /۲۴۹).

ابن عباس در این مطلب به صراحت بیان کرده که یزید قاتل امام حسین(ع) است و او خواهان انتقام گرفتن از یزید است و یزید در شهادت امام حسین(ع) مقصر اصلی می باشد.

۳. سند دیگر در مقصر بودن یزید در شهادت امام حسین(ع)؛ اقرار عبیدالله بن زیاد است. دینوری می نویسد: «فردی از عبیدالله سؤال کرد، از اینکه حسین بن علی(ع) را کشته ای پشیمان شده ای؟ عبیدالله در پاسخ گفت: «… اما قتلی الحسین…. و کتب الی الامام یأمرنی بقتله، فان کان ذلک خطا کان لازما لیزید»؛ «اما در مورد کشتن حسین(ع)… پیشوا و خلیفه نوشت و به من دستور قتل او را داد و اگر خطایی باشد بر عهده یزید است» (دینوری، ۱۳۶۸: ۲۸۴). ابن اثیر در کتابش می آوردکه ابن زیاد گفت: «أمّا قتلی الحسین فإنّه أشار إلیّ یزید بقتله أو قتلی فاخترت قتله»؛ «اما قتل حسین(ع)، یزید به من دستور داده بود که او را بکشم و گرنه یزید مرا خواهد کشت. من چنین تصمیم گرفتم که او را بکشم و خود را از کشتن نجات دهم» (ابن اثیر، ۱۳۸۵: ۴ /۱۴۰).

۴. وقتی امام حسین(ع) وارد کربلا شد، حرّ به عبید الله بن زیاد نامه نوشت و از آمدن حسین(ع) به کربلا خبر داد، عبیدالله نیز نامه ای به امام(ع) نوشت: «… فقد بلغنی نزولک بکربلاء، و قد کتب إلیّ أمیر المؤمنین یزید بن معاویه أن لا أتوسد الوثیر و لا أشبع من الخبز، أو ألحقک باللطیف الخبیر أو ترجع إلی حکمی و حکم یزید بن معاویه»؛ «شنیده ام که در کربلا منزل ساختی. امروز یزید به من نامه نوشت و گفته است، که پهلو بر جامه خواب نگذارم (یعنی: نخوابم) و طعام لذیذ نخورم تا آن وقت که تو را به خدای تعالی رسانم، مگر که به حکم او راضی شوی و بیعت کنی» (ابن اعثم، ۱۴۱۱: ۵ / ۸۴-۸۵).

از نصوص تاریخی و منابع اهل سنت مشخص می شود که دولت بنی امیه و در رأس آن یزید، درصدد ترور و شهادت امام حسین(ع) بوده و برای این منظور از حاکمان مدینه و مکه خواست تا امام(ع) را به قتل برسانند و سرانجام عبیدالله بن زیاد با مکر و حیله و بی وفایی کوفیان، امام(ع) را در کربلا به شهادت رساند.

۲-۳. یزید در منابع اهل سنت

با توجه به آنچه گذشت، مشخص است که یزید در شهادت امام حسین(ع) نقش اصلی را داشت و به دستور او؛ امام(ع) به شهادت رسید، چنانکه حنبلی حکومت یزید را اینگونه خلاصه کرده است: «افتتح دولته بقتل الحسین، و ختمها بوقعه الحرّه، فمقته النّاس»؛ «یزید حکومتش را با به شهادت رساندن حسین(ع) آغاز کرد و سال آخر حکومتش با واقعه حره پایان یافت» (حنبلی، ۱۴۰۶: ۱ / ۲۷۸).

یزید به خاطر حادثه کربلا مورد نقد اهل سنت بوده و دیدگاه های مختلفی مطرح شده است. ابن صّلاح می گوید: مردم در مورد یزید سه نظر دارند: «فرقه تحبّه و تتولّاه، و فرقه تسبّه و تلعنه، و فرقه متوسطه فی ذلک لا تتولّاه و لا تلعنه»؛ «گروهی به او محبت داشته و او را دوست دارند، گروهی او را لعن می کنند و گروه سوم نسبت به او نظری ندارند یعنی او را دوست نداشته و نفرین نمی کنند» (حنبلی، ۱۴۰۶: ۱ / ۲۷۶).

دلیل لعن و نفرین یزید، وقوع حادثه کربلا و شهادت امام حسین(ع) و اسارت خاندان اهل بیت(ع) بود و عمل یزی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *