تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل فعالیت و حرکت های سیاسی، اجتماعی فیض کاشانی (ره)؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل فعالیت و حرکت های سیاسی، اجتماعی فیض کاشانی (ره) شامل 54 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل فعالیت و حرکت های سیاسی، اجتماعی فیض کاشانی (ره) را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل فعالیت و حرکت های سیاسی، اجتماعی فیض کاشانی (ره) با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل فعالیت و حرکت های سیاسی، اجتماعی فیض کاشانی (ره) با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل فعالیت و حرکت های سیاسی، اجتماعی فیض کاشانی (ره) تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل فعالیت و حرکت های سیاسی، اجتماعی فیض کاشانی (ره) را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل فعالیت و حرکت های سیاسی، اجتماعی فیض کاشانی (ره) :

از آنجایی که اساس دولت صفویه بر تصوف بوده است، ولی با رسمی شدن تشیع، به مرور مذهب تشیع جای تصوف را گرفت و مذهب شیعه، مذهب رسمی مردم شد. پادشاهان صفویه از آغاز، فقیهان را به مناصب و مشاغلی گماشتند که از یک سو سبب توجه و رشد تشیع و به حاشیه رانده شدن تصوف، و از سوی دیگر سبب افزایش قدرت سیاسی فقیهان و علمای شیعه شد. این قدرت در زمان برخی پادشاهان، چون شاه طهماسب و شاه سلیمان و شاه سلطان حسین، رو به افزایش بوده و در دوره برخی پادشاهان صفویه از قدرتشان کاسته شده است.

سه مسئله، منجر به گذر از تصوف و گرایش به تشیع شد که آنها را بر می شماریم:

۱. گوشه نشینی و عزلت تصوف که با فلسفه سیاسی پادشاهان صفویه در تعارض بوده است و لازم بود اندیشه ای پا به عرصه گذارد که با قدرت سیاسی ـ دنیوی نیز پیوند داشته باشد.

۲. برای یک حکومت سیاسی باید قوانین و مقررات شرعی و فقهی، مطابق با جامعه اسلامی وجود داشته باشد؛ زیرا همه مردم صوفی مشرب نبودند، بلکه اکثریت در بازار تجارت و زمین زراعت، مشغول کسب و کار خویش بودند و در موارد درگیری و اختلاف نیاز به فقیه و قاضی داشتند، نه صوفی.

۳. حضور عالمان شیعی در تشکیلات دولت صفویه در سیر زمانی، در تحول از تصوف به تشیع اثر بسیاری داشت.[۱]

این مسائل سبب شد شاهان صفوی به تشیع و عالمان و فقیهان توجه ویژه ای داشته باشند و از همان آغاز سلطنتشان، مناصب و مشاغلی را به عالمان بسپارند که در اینجا به چندین مورد از این عنوان ها اشاره می شود:

الف) ملاباشی یا صدرالصدور که بزرگ ترین روحانی ایران در دوره صفویه بوده است. ملاباشی رییس همه روحانیان ایران بود و تا زمان شاه سلطان حسین صفوی، فاضل ترین ایشان به این مقام می رسید و در مجلس شاه نزدیک به مسند شاهی در جای معین می نشست. وظیفه او استدعای وظیفه برای طالبان علم و فقیران و رفع ظلم از مظلومان و شفاعت از گناه کاران و تحقیق در مسائل شرعی و تعلیم ادعیه بود.

ب) صدارت: مقام صدر از آغاز شکل گیری دولت صفویه وجود داشته و یکی از مقامات مهم مذهبی بوده است. مقام صدر در آغاز به عنوان فقیهی که حکم مرجع تقلید را داشته، مطرح بود، ولی با افزایش کارهای اداری و حکومتی و موقوفات و قضا به مرور زمان ارزش اجتماعی او در حد یک مقام رسمی دربار تنزل یافت.

جایگاه صدر از نظر فقهی همان عنوان فقیهی است که در امور شرعیه حق مداخله دارد و کار مهم آن اداره موقوفات بوده است.[۲]

مقام صدارت در ایران به دو نفر اختصاص داشت؛ یکی صدر خاصه رییس موقوفات سلطنتی و دیگری صدر عامه یا صدر ممالک و رییس موقوفات عمومی. تعیین حاکمان شرع و مباشران اوقاف تفویضی و رسیدگی به کارهای سادات و عالمان و مدرسان و شیخ الاسلامان و پیش نمازان و قاضیان و متولیان و خدام مقابر و مزارات و مدارس و مساجد و وزیران اوقاف و ناظران و مستوفیان و دیگر متصدیان موقوفات و امثال آنها با مقام صدارت بود.

ج) قاضی سومین مقام روحانی ایران را داشت. کار او رسیدگی به دعاوی شرعی مردم بود.

د) شیخ الاسلام یا آخوند، در خانه خود در دعاوی شرعی و امر به معروف و نهی از منکر رسیدگی می کرد. طلاق شرعی را در حضور او می دادند و ضبط مال غایب و یتیم اغلب به او رجوع می شد.

ه‍) قاضی عسکر، به احکام شرعی سربازان رسیدگی می کرد.[۳]

افزون بر این سمت ها و منصب ها، منصب های دیگری از جمله مجتهد پیش نماز، مدرس، مفتی نیز بوده، که جنبه اداری نداشته است، ولی از نظر موقعیت دینی و اجتماعی و اثرگذاری در مباحث سیاسی، بسیار مهم بودند.

این مناصب به بسیاری از عالمان بزرگ داده می شد و آنها نهایت تلاش خود را برای اجرای احکام و قوانین شرع و برپایی عدالت انجام می دادند.

یکی از حرکت های سیاسی و اجتماعی فیض کاشانی، قبول اقامت نماز جمعه و جماعت مسجد جامع اصفهان بوده است. ایشان به دلیل اعتقاد به وجوب عینی نماز جمعه، قبل از اینکه به اصفهان فرا خوانده شود، این امر الهی را برپا می کرد. حتی به دلیل موقعیت اجتماعی ناسازگار آن عصر، برای اقامه نماز جمعه علنی، این شعائر دینی را با دوستانش در منزل، به طور مخفیانه اقامه می کرد.

هنگامی که شاه عباس دوم از او خواست اقامه جماعت مسجد جامع اصفهان را بپذیرد، ایشان با پذیرفتن این امر خطیر، منشأ آثار فراوانی در ابعاد سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در قالب نماز جمعه و جماعت شد.

در اینجا این پرسش مطرح می شود که آیا وارد شدن علما و فقها در امور مملکتی و همراهی و مراوده با شاهان، کار درستی بود. دلایل این همراهی چه بود؟ برای فهم بهتر باید مبانی فقهی ـ سیاسی همکاری عالمان شیعی با دولت صفوی بررسی شود. در مواجهه با حکومت ها دو نظریه بین علما و فقها وجود دارد، یک دسته اعتقاد دارند باید حکومت هایی را که نامشروعند، کنار زد و با آنها همکاری نکرد و در این میان بزرگانی وجود داشتند که همکاری با سلطان جور را جایز نمی شمردند و حتی آن را از محرمات ذاتیه به شمار می آوردند.

دسته دیگر معتقد بودند که باید از همین حکومت ها نیز به اقتضای مصلحت برای مصالح مشروع نهایت استفاده کرد. مثلاً شیخ طوسی همکاری با جائر را در صورتی که سبب اقامه حدود و امر به معروف و نهی از منکر شود و خمس و زکات را به مستحقان برساند، مستحب می داند.

شیخ مفید نیز همکاری را در صورتی که متضمن منافعی برای مؤمنین باشد، با شرایطی جایز می شمارد. علامه مجلسی، سه شرط را برای جواز معاشرت با حکام بر می شمارد؛ اول به قصد تقیه، دوم با هدف دفع ضرر از مظلوم یا رساندن نفعی به مؤمنین که در این صورت واجب هم می شود و سوم به منظور هدایت سلاطین جائر.

به نظر می رسد اکثر فقهای عصر صفوی همکاری با حکومت را به شرطی که منافعی برای مؤمنین در بر داشته باشد، جایز می دانند. به هر حال باید به این نکته نیز توجه شود که عالمان شیعی دوره صفویه مجبور بودند موضعی روشن نسبت به حکومتی که ادعای تشیع دارد، داشته باشند و از فرصتی که پس از قرن ها در اختیارشان قرار گرفته بود، برای اجرای احکام و فرامین الهی و گسترش اعتقادهای صحیح شیعی نهایت بهره را ببرند.

افزون بر این، عالمان شیعی چند خطر بزرگ را نیز مشاهده می کردند؛ یکی حکومت های همسایه ایران مثل ازبکان و عثمانی ها که در پی گسترش حکومت خود بر ایران بودند به اندازه ای تعصب و خشونت داشتند که در ماجرای تصرف هرات در دوره شاه طهماسب، هر روز شماری از شیعیان را به جرم شیعه بودن می کشتند.[۴]

خطر دیگر، انحراف تشیع در کشور، توسط حکومتی بود که با تصوف کار خود را آغاز کرده بود. صوفیان که قدرت گرفته بودند، می توانستند تشیع را تحت الشعاع قرار بدهند و اعتقاد های شیعی را که حاصل تلاش علما و فقهای شیعی بود، منحرف کنند. بنابراین حضور عالمان شیعی در دربار پادشاهان مانع این انحراف بود.

بنابراین علما بهترین راه را انتخاب کردند و با درک موقعیت و مقتضای زمان بهترین تصمیم را گرفتند. امام خمینی رحمه الله نیز درباره علل همکاری علمای عصر صفوی با سلاطین این چنین بیان می کند:

… مقداری که تاریخ صدور چند ساله اخیر در دست است یک خرده جلوترش می رویم می بینیم که یک طایفه ای از علما اینها گذشت کردند از یک مقاماتی و متصل شدند به سلاطین. با اینکه می دیدند که مردم مخالفند لکن برای ترویج دیانت و ترویج تشیع اسلامی و ترویج مذهب حق، آنها متصل شدند به یک سلاطینی و این سلاطین را وادار کردند. خواهی، نخواهی برای ترویج مسئله تشیع اینها آخوند درباری نبودند.

این اشتباهی است که بعضی از نویسندگان ما می کنند، سلاطین اطرافیان این آقایان بودند. اینها اغراض سیاسی داشتند. اغراض دینی داشتند. نباید یک کسی تا به گوشش خورد که مثلاً مجلسی رضوان الله علیه، محقق ثانی رضوان الله علیه، شیخ بهایی رضوان الله علیه با اینها روابط داشتند، می رفتند سراغ اینها همراهی شاه می کردند. مانده بودند برای جاه و عزت و احتیاج داشتند که شاه سلطان حسین و شاه عباس به آنها عنایتی بکنند. آنها گذشت کردند. یک مجاهده نفسانی کردند. برای آنکه مذهب را در محیطی که اجازه می گرفتند که شش ماه دیگر اجازه بدهید ما حضرت امیر را سبّ بکنیم. وقتی جلوگیری از سبّ حضرت امیر می خواستند بکنند، در یکی از بلاد ایران شنیدم اجازه می خواستند شش ماه دیگر سبّ بکنیم، بعد آنها در محیطی که سبّ حضرت امیر این طوری ها بوده، و رایج بوده و از مذهب تشیع هم خبری نبوده، هیچ اسمی نبوده، آنها رفتند مجاهده کردند. خودشان پیش مردمان عصر، مردان عصر شاید اشکال ها به آنها داشتند از باب نفهمی چنانچه حالا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *