تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

دانلود و استفاده از فایل پاورپوینت کامل قرائتی دیگر از ابطال گرایی – تجربه‌ای بی‌نظیر در ارائه!

پاورپوینتی شیک و استاندارد:

فایل فایل پاورپوینت کامل قرائتی دیگر از ابطال گرایی شامل 120 اسلاید طراحی‌شده با دقت بالا است که کاملاً آماده برای ارائه یا چاپ در PowerPoint می‌باشد.

چرا فایل فایل پاورپوینت کامل قرائتی دیگر از ابطال گرایی گزینه‌ای عالی است؟

  • گرافیک حرفه‌ای و جذاب: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قرائتی دیگر از ابطال گرایی با طراحی مدرن و چشم‌نواز، پیام شما را به بهترین شکل منتقل می‌کنند.
  • کاربری آسان: ساختار این پاورپوینت به‌گونه‌ای است که استفاده از آن بدون نیاز به تغییرات پیچیده ممکن باشد.
  • آماده استفاده: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل قرائتی دیگر از ابطال گرایی از قبل تنظیم‌شده و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.

تضمین کیفیت و دقت بالا:

این مجموعه بر اساس بالاترین استانداردهای طراحی ساخته شده است و کاملاً منسجم و بدون اشکال، مناسب برای ارائه‌های حرفه‌ای می‌باشد.

نکته قابل توجه:

برخی نسخه‌های غیررسمی ممکن است تغییراتی داشته باشند. این نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل قرائتی دیگر از ابطال گرایی با دقت و کیفیت بالا طراحی شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل قرائتی دیگر از ابطال گرایی را دریافت کنید و یک ارائه بی‌نظیر داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل قرائتی دیگر از ابطال گرایی :

(پاسخ به برخی از انتقادات وارد بر روش شناسی پاپر با رویکرد وثاقت گرایانه به معرفت)

مسعود الوند(۱)

چکیده

کارل پاپر بر آن بود تا برداشتی از فعالیت علمی، به عنوان جست وجویی معقول برای دست یابی به حقیقت درباره ی طبیعت ارائه دهد که به هیچ عنوان متکی بر استقرا نباشد. از نظر او تحقیقات علمی تماما مبتنی بر استنتاجات قیاسی است و دانشمندان هیچ گاه در گزینش نظریات به حمایت استقرایی متوسل نمی شوند. به عقیده ی پاپر موضع دانشمندان در مقابل نظریاتشان، موضع نقد و ابطال است، نه تأیید و اثبات؛ به طوری که با پذیرش صدق جملات مشاهدتی و مقصر دانستن نظریات مورد آزمون در مقابل سایر فرضیات کمکی، برای شکست در پیش بینی ها، سعی در ابطال نظریات علمی دارند و نظریات باقی مانده نظریاتی هستند که به حقیقت نزدیک ترند. در این زمینه اعتراضاتی بر پاپر وارد شده است که بنابر آنها روش شناسی ابطال گرایانه سرانجامی جز شک گرایی در پی نخواهد داشت. این مقاله بر آن است که اولاً نشان دهد که نتیجه ی فوق در سایه ی برداشت سنّتی از مفهوم معرفت حاصل می شود و ثانیا، با یک برداشت وثاقت گرایانه از مفهوم معرفت و قرائتی وثاقت گرایانه از ابطال گرایی، می توان از برخی ایرادات پرهیز نمود.

واژه های کلیدی: ابطال گرایی، شک گرایی، نظریه ی توجیه، برون گرایی معرفتی، وثاقت گرایی.

۱. مقدمه

مسئله ی گزینش باوری صحیح از میان انواع باورها و اعتقادات و ارائه ی ملاکی معقول برای این گزینش، یکی از اصیل ترین مسائل فلسفی و از عناوین موضوع معرفت شناسی است. همین مسئله در مورد تحقیقات و فعالیت های علمی اگر بتوان معیاری برای تمییز گزاره های علمی از غیرعلمی ارائه داد به عنوان یکی از حوزه های مربوط به دریافت معرفت نیز وجود دارد. تاریخ علم انباشته از انواع نظریات است و فلاسفه ی علم می کوشند تا با نظارت بر کار دانشمندان، برای ترجیح نظریه ای بر نظریه ی دیگر در یک زمان، معیاری معقول ارائه دهند.(۲)

یکی از معروف ترین رویکردها به این مسئله، دیدگاه تأییدگرایی(۳) است. مطابق این دیدگاه هر گاه تعداد شواهدی که درستی نظریه T1 را تأیید می کنند، بیش تر از شواهد تأییدکننده ی نظریه T2 باشد، نظریه ی T1 بر نظریه ی T2، در زمان t، ارجحیت دارد و احتمالاً درست تر است(Hempel, 1965) . ایده ی اصلی ای که در پشت این دیدگاه نهفته است ایده ی حمایت استقرایی است. در این دیدگاه، بر اساس مجموعه شواهدی که تاکنون به دست آمده است به درستی نظریه ای حکم می شود که (عموما) در قالب جمله ای کلی بیان می شود و دامنه ی صدور حکم آن محدود به زمان حال نشده، برای آینده ی غیر قابل دسترس نیز احکام مشابهی صادر می کند؛ برای مثال از مشاهده ی این که فلز A1 در اثر گرما منبسط می شود، فلز A2در اثر گرما منبسط می شود و…، حکم به درستی نظریه ی «همه ی فلزات در اثر گرما انبساط می یابند.»، می شود.

قدیمی ترین اعتراض به این ایده متعلق به دیوید هیوم(۴) است. طبق نظر هیوم، هر استنتاجی که مبتنی بر استقرا باشد و هر اعتقادی که بر اساس چنین استنتاجی حاصل شود، نمی تواند موجّه باشد. احکام جزئی هر چقدر هم تعدادشان زیاد باشد، نمی توانند به طور منطقی، درستی یک حکم کلی را نتیجه دهند و هر استدلالی برای حافظ الصدق نشان دادن استنتاجات استقرایی، خود یک استدلال استقرایی بوده و مصادره به مطلوب خواهد بود؛ استنتاجات استقرایی ما تا به حال قابل اعتماد (حافظ الصدق) بوده اند و آنچه باید نشان داده شود این است که در آینده نیز قابل اعتماد خواهند ماند.(۵)

کارل پاپر،(۶) فیلسوف علم معاصر، نیز نظر هیوم را در مورد گزاره های استقرایی می پذیرد و قبول می کند که استنتاج استقرایی، استنتاجی نامعقول است. با وجود این وی معتقد است که تحقیقات علمی فعّالیتی معقول و، از این جهت، اعتقادات علمی، اعتقاداتی معقول هستند؛ زیرا سرشت استنتاجات علمی کاملاً قیاسی است، نه استقرایی. از نظر پاپر، اگرچه به لحاظ منطقی اثباتِ درستیِ نظریاتِ علمی بر اساس شواهدِ به دست آمده غیرممکن است، ولی ابطال آن نظریات توسط شواهد نقیضی که تاکنون به دست آمده اند، کاملاً ممکن است. در تأیید این که «همه ی فلزات در اثر گرما منبسط می شوند»، اگر صدها و یا بیش تر از آن، شاهد داشته باشیم نمی توانند به لحاظ منطقی آن را اثبات نمایند، ولی به مجرد یافتن یک (یا چند) مورد نقض، یعنی یافتن فلزی که در اثر گرما منقبض می شود، می توان به طور منطقی حکم فوق را ابطال نمود ۷) (popper, 1983, chap. در واقع از نظر پاپر موضع دانشمندان در قبال نظریاتشان، موضع نقد است نه اثبات. دانشمندان سعی می کنند با به دست آوردن شواهد بیش تر، نظریاتی را که با حدس به چنگ آورده اند، ابطال کنند و در این بین، نظریه هایی که از محک آزمون سربلند بیرون می آیند، نه به منزله ی نظریات درست، بلکه به عنوان نظریات برائت یافته و آماده برای آزمونِ دوباره قلمداد می گردند. در این صورت در رویکرد ابطال گرایی، نظریه ی مرجح نظریه ای است که از آزمون های متعدد جان سالم به در برده و هرچه بیش تر برائت یافته باشد.

۲. مشکلات متعارف ابطال گرایی

ابطال گرایی در پاسخ به مسئله ی گزینش معقول نظریات علمی، ناقض حقایق منطقی نمی شود چنان که تأییدگرایی مرتکب آن می شود ولی دارای نقایصی است که آن را در انجام خواسته هایش با مشکل مواجه می سازد.

الف) مسئله ی توجیه جملات مشاهدتی: فرض کنید نظریه ی Tرا به پای آزمون کشانده، پیش بینی e را (که در قالب یک حکم شخیصه بیان می شود) از آن استنتاج نموده ایم، ولی آنچه در واقعیت مشاهده می شود، e ~ است. در این حالت مطابق با دیدگاه ابطال گرایی، می بایست حکم به نادرستی نظریه ی T نموده، آن را ابطال نماییم؛ اما آنچه در حکم اخیر، پیش فرض قرار گرفته است، پذیرش صدق گزاره ای است که حاکی از واقعیت e ~ است و ما آن را P می نامیم. به بیان دقیق تر، ما از مشاهده ی واقعیت e ~ چنین استنتاج نموده ایم که در باور به صدق گزاره ای که حاکی از واقعیت e ~ است موجهیم؛ در حالی که چنان که پاپر اصرار دارد فقط جملات می توانند جملات را توجیه کنند و تجارب حسی و احساسات فیزیولوژیکی نمی توانند توجیهی برای باور به صدق گزاره های حاکی از واقعیت فراهم کنند (popper, 1947, pp43-93). در این صورت، از آن جا که احتمالاً هیچ دو جمله ای را نمی توان یافت که بتوان صدق گزاره ی حاکی از e ~را از آنها استنتاج نمود، دانشمندان در پذیرش صدق جملات مشاهدتی موجه نیستند و نمی دانند که P. بنابراین در تضاد میان نظریه ی Tو e ~، دانشمندان نمی دانند که نظریه ی T نادرست است.

ب) مسئله ی جملات کمکی: حتی اگر مسئله ی توجیه جملات مشاهدتی را نادیده بگیریم و بپذیریم که دانشمندان در پذیرش صدق جملات مشاهدتی موجه اند، ابطال نظریاتِ در تضاد با شواهد با یک معضل منطقی روبه روست. زمانی که نظریه ی T را به محک آزمون می سپاریم و پیش بینی e را از آن استنتاج می کنیم، تنها نظریه ی Tنیست که در این استنتاج حضور دارد، بلکه دسته ای از فرضیات کمکی و شرایط اولیه و مرزی باید به نظریه ی T افزوده شوند تا اساسا استنتاج مذکور میسّر گردد.(۷) در این حالت هر گاه تضادی بین پیش بینیِ انجام گرفته و واقعیتِ مشاهده شده رخ دهد، نمی توان بلافاصله حکم به نادرستی نظریه ی T داد؛ بلکه از نظر منطقی فقط می توان گفت که یکی از اعضای مجموعه ی فوق (نظریه ی T، فرضیات کمکی و شرایط مرزی و اولیه) نادرست هستند. در این صورت از آن جا که تشخیص عامل خطاکار در مجموعه ی فوق غیرممکن است (زیرا هر آزمون دیگری برای این تشخیص خود متضمن استفاده از جملات کمکی دیگر است)، بنابراین حتی معرفت به جمله ی مشاهدتی نمی تواند معرفت به نادرستی نظریه ی Tرا نتیجه دهد و دانشمندان نمی دانند که نظریه ی T نادرست است.

ج) مسئله ی بداقبالی: حتی اگر بپذیریم که حل دو مسئله ی فوق برای دانشمندان ممکن است و آنها قادر به ابطال نظریه های نادرست هستند، معیار پاپر هیچ تضمینی برای این که «تحقیقات علمی هر آینه به حقیقت نزدیک تر می شود.»، به دست نمی دهد. اگر تمام نظریه هایی که تا به حال تولید شده اند نادرست باشند، ابطال بعضی از نظریه های نادرست نمی تواند ما را مقابل نظریه های بهتر قرار دهد. از آن جا که ابطال گرایی تمرکز خود را بر نظریه های نادرست قرار داده است، غیرممکن است که بدانیم نظریه های باقی مانده بهتر (به حقیقت نزدیک تر) از نظریه های ابطال شده اند.

در این جا توجه به این نکته بسیار ضروری است که این مشکل فقط مبتلا به ابطال گرایی است. تأییدگرایان، از آن جا که به نوعی در پی اثبات نظریات هستند، مدعی معرفت به درستی نظریات اند و نظریه های گزینش شده توسط آنها نظریه های درست تر، و بالتبع، به حقیقت نزدیک ترند.

د) مسئله ی کاربرد عملی: حتی اگر مکانیسم ابطال بتواند معرفت به نادرستی نظریه های ابطال شده را برای دانشمندان امکان پذیر سازد و آنچه پس از ابطال نظریه های نادرست باقی می ماند، نظریه هایی باشند که به حقیقت نزدیک ترند، با این همه معیار گزینش پاپر هیچ گونه امکانی برای استفاده ی عملی معقول از نظریه های علمی فراهم نمی کند؛ زیرا ما هیچ دلیلی برای ترجیح پیش بینی های نظریه های ابطال نشده به نظریه های بدیل ابطال شده نداریم. بنابر معیار پاپر نظریه های ابطال نشده باید بر نظریه های ابطال شده ترجیح داده شوند؛ زیرا ممکن است این دسته از نظریات درست باشند. اما هر مجموعه از جملات نادرست می توانند بی نهایت نتایج درست داشته باشند؛ بنابراین، نمی توان گفت که پیش بینی های نظریه های نادرست، خود، نادرست اند. از این رو رهیافت ابطال گرایی نمی تواند معیاری برای گزینش میان پیش بینی های نظریات بدیل برای اهداف عملی، اعم از ابطال شده و ابطال نشده، ارائه دهد. در این صورت غیرممکن است بدانیم که پیش بینی های یک نظریه درست تر از پیش بینی های نظریه های بدیل ناسازگار با آن است.

هیوم که معرفت تجربی را مبتنی بر استقرا می دانست، با شک در معرفت استقرایی به شک در تمام معرفت تجربی رهنمون گشت؛ ولی پاپر با انکار فرض اول هیوم، استنتاجات علمی را از جنس استنتاجات استقرایی ندانسته، شکاکیت در حوزه ی علم را نپذیرفت. اما اگر ایرادات فوق بر حق باشند، ابطال گرایی پاپری نیز نتیجه ای جز شکاکیت در معرفت علمی به بار نخواهد آورد. همان دو ایراد اول نشان می دهد هم چنان که دانشمندان درستی نظریاتشان را نمی دانند، معرفت به نادرستی نظریات نیز برای آنها غیرممکن است.

اما دانشمندان بنابر کدام نظریه ی معرفت درستی یا نادرستی نظریاتشان را نمی دانند؟ منظور از می دانند یا نمی دانند در هر کدام از معضلات فوق چیست؟ امروزه نظریه های بسیاری در مورد ماهیت معرفت ارائه شده است که قبل از پذیرفتن نتیجه گیری فوق، لازم است که منظور از «معرفت» را در این نتیجه گیری مشخص سازیم. با نگاهی به ایراد اول، ملاحظه می شود که منظور از معرفت، تحلیل آن به «باور صادق موجه» است که مقصود از توجیه در این تحلیلِ سنّتی از معرفت، استدلالی است که برای باور به صدق گزاره ی مورد بحث ارائه می شود. از آن جا که دانشمندان نمی توانند استدلالی برای اعتقاد به صدق جملات مشاهدتی ارائه دهند، باور آنها به صدق آن جملات، موجه نبوده، معرفت به درستی آنها غیرممکن است.

اما توجیه در معنای فوق فقط یکی از چندین نظریه در باب توجیه است و معرفت شناسان معاصر تحلیل هایی از معرفت ارائه داده اند که به هیچ عنوان توجیه در معنای فوق را الزامی نمی کند. رویکرد وثاقت گرایی(۸) به معرفت و توجیه، یکی از این تحلیل هاست. در این رویکرد به معرفت، توجیه در معنای فوق نه شرط لازم و نه شرط کافی برای معرفت است.(۹) بر اساس این رویکرد (به طور تقریبی) «معرفت، باور صادقی است که توسط یک فرآیند یا روشِ شناختیِ قابل اعتماد ایجاد شده باشد».

از نظر لیپتون(۱۰) رویکرد وثاقت گرایانه به معرفت می تواند بخشی از ایرادات وارد بر ابطال گرایی را پاسخ دهد و شکاکیت حاصل از آن را تا حدودی مرتفع سازد.

در بخش های بعدی مقاله، ابتدا رویکرد وثاقت گرایی را به اختصار توضیح می دهیم و سپس با استعانت از این رویکرد نسبت به معرفت و توجیه، استدلال لیپتون برای اثبات امکان معرفت به نادرستی نظریات را ملاحظه می کنیم که پاسخی خواهد بود به ایراد اول و دوم. هم چنین لیپتون سعی می کند پاسخ هایی برای ایراد سوم و چهارم فراهم کند که در جای خود ملاحظه خواهیم نمود.

۳. رویکرد وثاقت گرایانه به معرفت

قبل از آن که به معرفی نظریه ی وثاقت گرایی بپردازیم، لازم است به سؤال مهمی اشاره کنیم که موضع بعدی این نظریه در مقابل آن از اهمیت ویژه ای برخوردار خواهد بود: آیا برای موجه بودن در پذیرش صدق گزاره ی Pدر زمان t، باید در زمان tبدانیم (یا دلیلی داشته باشیم) که موجهیم؟

البته شاید عمر این سؤال از عمر نظریه ی وثاقت گرایی کم تر باشد و از جمله مسائل متأخّر در چنان نظریات توجیه قلمداد گردد، ولی به هر حال سؤالی است که در آینده ی بحث ما نقش مهمی ایفا می کند. به هر حال دو نوع رهیافت کلی برای پاسخ به این سؤال وجود دارد: پاسخ مثبت به سؤال فوق و پیروی از رهیافت درون گرایی(۱۱) معرفتی و پاسخ منفی به این سؤال و همراهی با رهیافت برون گرایی(۱۲) معرفتی.

اغلب چنین فرض می شود که نوع انسان ها به عنوان موجودات متفکر، از نظر معرفتی موظف اند که گزاره های موجه را باور و از باور نسبت به گزاره های ناموجه پرهیز نمایند؛ برای مثال چیسلم می گوید: «S در زمان t در وضعیتی است که با [اعتقاد به] Pبه جای × تکلیف معرفتی اش و وظیفه اش به عنوان یک موجود متفکر بهتر ارضا می شود» .(Chisolm, 1966, p14) در این صورت واضح است برای آن که فردی از تکلیف معرفتی خود عدول ننماید، باید بداند، یا توانایی دانستن آن را داشته باشد، که انجام وظیفه اش نیازمند چه عواملی است؛ بنابراین اگر او می خواهد در زمان t باورهای موجه را گزینش و از باور نسبت به گزاره های غیرموجه احتراز نماید، باید عوامل و واقعیاتی که وی را در باور به یک گزاره موجه (یا ناموجه) می سازند، در زمان t برای وی قابل شناخت یا قابل دسترس باشند. به عبارت دیگر، چیزی را می توان در زمان t، شاهد و بیّنه خواند که در دسترس معرفتی شخص باشد. از نظر درون گرایان ارضای این شرط از سوی واقعیات دخیل در توجیه باورها، منوط به درون ذهنی بودن آن واقعیات در زمان tاست؛ از این رو، به این رویکرد، رویکرد درون گرایی گفته می شود. [برای مثال، به لحاظ اخلاقی، شخص زمانی در رابطه با انجام فعلی مسئول است که امکانات انجام آن فعل در دسترس او باشد. ما یک دیوانه را مسئول کارهایش نمی دانیم و او را برای انجام برخی کارها شماتت نمی کنیم، چون عوامل و امکانات انجام ندادن آن افعال را در دسترس او نمی دانیم]. ایده ی فوق بیان کننده ی ماهیت درون گرایی معرفتی است و برون گرایی معرفتی به طور ساده از انکار ایده ی فوق حاصل می شود.

نکته ی اصلی در مورد رویکرد درون گرایی، اصالت تکلیف در توجیه معرفتی است. اگر شخصی علی رغم شواهدی که در دست دارد، گزاره ای ناموجه را باور کند، از تکلیف معرفتی خود عدول کرده و از نظر معرفتی قابل شماتت است؛ اما اگر هدف از باور نسبت به گزاره های موجه، اکتساب باورهایی با احتمال صدقِ بالا باشد، صرف عدول نکردن از تکلیف معرفتی در مورد گزاره های موجه (یا ناموجه)، نمی تواند مستلزم باور نسبت به گزاره هایی با احتمال صدق بالا باشد؛ برای مثال، شخصی را در نظر بگیرید که در یک قبیله ی بدوی زندگی می کند و به سحر و جادو اعتقاد دارد. اعتقاد فرد مذکور در مورد سحر و جادو، به لحاظ انجام تکلیف معرفتی در آن جامعه کاملاً موجه است؛ زیرا هنجارهای عقلانی قبیله ی مذکور و شواهدِ در دسترس او این گونه باورها را مجاز می داند و در واقع، شخص در قبیله ی خود به خاطر داشتن آن باور شماتت نمی شود؛ ولی احتمالاً ما حاضر نیستیم که بگوییم باور مذکور احتمالاً صادق است.

گذشته از این که اصالتِ تکلیف در مورد توجیه باورها، از مفروضات تمام درون گرایان باشد یا خیر،(۱۳) برون گرایان فرضِ اساسیِ دیگرِ این رویکرد، یعنی دسترس پذیریِ عواملِ توجیهی را مورد چالش های فراوانی قرار داده اند .(Goldman, 1999, pp293-271) از جمله این که ما به طور معمول حایز برخی باورها هستیم که در اثر گذشت زمان شواهد اصلی این گونه باورها فراموش شده اند؛ بنابراین، در زمان فراخوانی آن باورها، شواهدی که در توجیه آنها دخیل بوده اند دسترس پذیر نبوده، بنابر رویکرد درون گرایی، باید ناموجه محسوب شوند؛ در حالی که به طور شهودی، چنین باورهایی موجه دانسته می شوند. گو این که از نظر برخی، الزام به دسترس پذیر بودن عوامل و واقعیاتِ دخیل در توجیه باورها، خلط میان موجه بودن و اثبات موجه بودن است (Alston, 1998, p3).] و ممکن است فردی، انسان راستگویی باشد، ولی نتواند صداقت خود را به شما اثبات کند؛ با این حال، این امر سبب عدم وجود آن صفت در وی نمی شود]. به هر حال «اگر فردی می تواند بداند، بدون آن که بداند که می داند، بنابراین می تواند باور موجهی داشته باشد، بدون آن که بداند آن باور موجه است (یا به طور موجهی باور داشته باشد که آن باور موجه است)» (Goldman, 1992, p14).

از جمله شاخص ترین نظریه های توجیه (و معرفت) برون گرایانه، نظریه ی وثاقت گرایی است. بر اساس این رویکرد به معرفت، آنچه یک باور را به عنوان باورِ موجه یا معرفت مشخص می کند، رابطه ی قابل اعتماد آن باور با صدق است .(Goldman, 1995, p2) ایده اصلی ای که این رویکرد از آن الهام گرفته است، بنا نهادن شرایطی برای معرفت است که اگر صدق باوری تصادفا حادث شود، نتواند به عنوان معرفت لحاظ گردد. فرض کنید صبح پس از برخاستن از خواب در یک حالت روحی نامطلوب با خود گمان می کنید که «امروز روز بدی است». از قضا آن روز، روز ناخوشایندی برای شما می شود؛ وقایعی، مانند تصادف اتومبیل، دیر رسیدن به محل کار و…رخ می دهد که مجموعا باعث صدق باور شما می شود؛ در این صورت، آیا می توان گفت که شما در آغاز صبح می دانستید که «امروز روز بدی است»؟ مطمئنا خیر! صدق باور شما محصول شانس و تصادف بوده است و نمی توان گفت که شما در ابتدای صبح نسبت به آن گزاره معرفت داشته اید. به عبارت دیگر، آن باور صادق، محصول یک حالت روحی نامطلوب بوده است که نمی تواند به عنوان یک منبع قابل اطمینان برای تولید باور صادق و یک رابطِ معتبر میان باور و صدق باشد. حال اگر علت ایجاد این باور تغییر کند؛ مثلاً در ابتدای صبح، پزشکتان با شما تماس بگیرد و به شما اطلاع دهد که دچار یک بیماری لاعلاج شده اید؛ مطمئنا بعد از شنیدن این خبر شما حال و روز خوبی نخواهید داشت و «امروز روز بدی است». در این حالت با وجود تولید باور واحدی در هر دو مورد، آنچه باعث می شود که باور حالت دوم به معرفت نزدیک تر باشد، قابل اعتماد بودن فرآیند یا روش ایجاد باور در حالت دوم است. در واقع فرآیند یا روش تولید باور در حالت دوم (گواهی پزشک) قابلیت آن را دارد که یک رابطه ی اعتمادپذیر بین باور و صدق ایجاد نماید.

تعابیر متفاوتی از مفاهیم «فرآیند» یا «روش» و «فرآیند یا روش قابل اعتماد» صورت گرفته است (Goldman, 1986, Chap 3). بر اساس یکی از این تعابیر م

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *