تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل ماهیت و مراتب وحی از نگاه صدرالمتألهین!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل ماهیت و مراتب وحی از نگاه صدرالمتألهین بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل ماهیت و مراتب وحی از نگاه صدرالمتألهین از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل ماهیت و مراتب وحی از نگاه صدرالمتألهین شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل ماهیت و مراتب وحی از نگاه صدرالمتألهین استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل ماهیت و مراتب وحی از نگاه صدرالمتألهین با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل ماهیت و مراتب وحی از نگاه صدرالمتألهین قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل ماهیت و مراتب وحی از نگاه صدرالمتألهین حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل ماهیت و مراتب وحی از نگاه صدرالمتألهین به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ماهیت و مراتب وحی از نگاه صدرالمتألهین :

چکیده

صدرالمتألهین در برخی از آثار خود، همچون تفسیر القرآن الکریم و اسفار از ماهیت و مراتب وحی سخن گفته است. او معتقد است: روح پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله به سبب شدّت طهارت و نزاهت از دلبستگی ها و مشاغل دنیایی، صعود می کند و وحی به صورت «عکس» یا «انتقاش» در قلب وی جای می گیرد؛ آن گاه پس از نزول آن متن وحیانی به مقتضای جهان مادّی به صورت حروف و کلمات ظاهر می شود. انواع وحی به میزان مشغولیت و خلوت پیامبر بستگی دارد. از نظر او، ماهیت وحی در تمام مراتب آن اعّم از وحی نبوی تا وحی بر حیوانات [= غریزه] یکسان است و آن چه باعث تفاوت آن ها شده، مراتب وجودی و شدّت و ضعف نزاهت و طهارت آن ها است؛ بنابراین، بهره مندی صالحان از خواب های راستین و الهام، نوعی ضعیف از وحی است. در این مقاله، افزون بر تبیین این دیدگاه ها، برخی از نکات آن نقد شده است.

نویسنده: دکتر علی نصیری (۱)

کلید واژگان: وحی، طهارت و نزاهت روح، عکس و انتقاش، مراتب وحی.

درآمد

از آن جا که وحی، شاهراه اتّصال عالم ملکوت و ملکوتیان با عالم ملک و افلاکیان، و تبیین کننده چگونگی ارتباط خداوند با انسان های برگزیده، یعنی پیامبران صلی الله علیه و آله و نیز تفسیرگر ماهیت کتاب های آسمانی نزول یافته است، میان همه ادیان آسمانی، از جمله مسیحیت(۲) و به ویژه در اسلام مورد توجّه خاص قرار دارد. میان علوم اسلامی، بیش تر در علوم قرآنی از چند و چون آن گفت وگو می شود؛ زیرا موضوع علوم قرآنی، قرآن و شناخت آن است و از آن جا که قرآن خود وحی بوده و از رهگذر وحی بر پیامبر صلی الله علیه و آله نزول یافته و به صورت کنونی به دست ما رسیده، جزو مهم ترین و از جهتی نخستین مباحث علوم قرآنی به شمار می رود. با این حال، این پدیده دارای صبغه کلامی به ویژه کلام جدید نیز هست. بررسی ماهیت وحی، ملاک و میزان اعتبار آموزه های وحیانی، توقّف یا استمرار وحی از جمله رویکردهای کلام جدید به مسأله وحی به شمار می رود.

در مباحث علوم قرآنی اغلب درباره وحی از این جهت بحث می شود که مفهوم آن چیست. آیا می توان برای ماهیت وحی، تفسیری روشن ارائه کرد؟ اقسام وحی کدام است؟ و … در پاسخ به هر یک از این پرسش ها، دیدگاه های متفاوتی ارائه شده است.

مفهوم وحی

درباره مفهوم وحی گفته شده: وحی، به معنای اشاره سریع است که ممکن است با گفتار یا اشاره یا کتابت انجام گیرد. درباره مفهوم اصطلاحی وحی همان که در قرآن و کتاب های دیگر آسمانی از آن سخن به میان آمده میان صاحب نظران وحدت نظر وجود ندارد.

علاّمه طباطبایی معتقد است:

وحی یک نوع تکلیم آسمانی است که از راه حس و تفکّر عقلی درک نمی شود؛ بلکه درک و شعور دیگری است که گاهی در برخی از افراد به مشیّت الاهی پیدا می شود و دستورات غیبی را که از حق و عقل پنهان است، از وحی و تعلیم خدایی دریافت می کند (طباطبایی، ۱۲۵).

آیت اللّه معرفت آورده است:

وحی رسالی با معنای لغوی آن، یعنی اعلام پنهان، تفاوت بسیاری ندارد. بر این اساس، وحی اتّصال غیبی میان خداوند و رسول است که به سه صورت تحقّق می یابد (معرفت، ۱۴۱۲، ۱ / ۳۰).

عبدالعظیم زرقانی نگاشته است:

مفهوم اصطلاحی وحی در لسان شرع، آن است که خداوند متعالی به بندگان برگزیده اش انواع هدایت و علم را که اراده کرده از آن اطلاع یابند، به آنان اعلام کند؛ امّا به شیوه سری و پنهان و غیر از شیوه متداول انسان ها (زرقانی، ۱۴۰۹، ۱ / ۶۴).

گذشته از مفهوم وحی، ماهیت آن نیز به شدّت در هاله ای از ابهام قرار دارد. به راستی چگونه خداوند یا پیامبران به گفت وگو پرداخته است؟ البتّه در آن جا که این پیام رسانی با تکلیم (گفت وگو کردن) انجام پذیرفته باشد، نظیر سخن گفتن خداوند با موسی علیه السلام یا در مواردی که فرشته وحی یعنی جبرئیل علیه السلام مأمور رساندن پیام الاهی می شود، تصوّر ماهیت وحی تا حدودی آسان خواهد بود؛ زیرا همگان بر اساس مبانی شناخت صفات الاهی باور داریم که خداوند، بدون نیاز به استفاده از ابزار متداول تکلّم یعنی حنجره، تارهای صوتی، زبان، لب ها و … با خلق صوت و ایجاد تموّج در هوا مقصود خود را به صورت گفتار به سمع موسی علیه السلام رسانده است؛ چنان که به استناد برخی از آیات نظیر آیه «فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرا سَوِیّا (مریم (۱۹): ۱۷)؛ پس روح خود را به سوی او فرستادیم تا به [شکل] بشری خوش اندام بر او نمایان شد»، و نیز ده ها روایت، درمی یابیم که چگونه جبرئیل علیه السلام به رغم روح مجرّد بودن، در قالب انسانی و به صورت دحیه کلبی تمثّل می یافته، و به صورت طبیعی و ناشناخته و در عین حال با رعایت نهایت احترام و ادب به حضور پیامبر صلی الله علیه و آله می رسید، و بخشی از آیات و سوره را به حضرت ابلاغ می کرده است.(۳)

ماهیت وحی مستقیم در هاله ای از ابهام

آن چه در این بین پیچیده بوده و فهم ماهیت آن بر همگان دشوار آمده، وحی به صورت مستقیم است که در آن، پیام الاهی بدون خلق صوت و بدون وساطت فرشته، مستقیم بر قلب پیامبر صلی الله علیه و آله انتقال می یابد. این گونه پیام از چه مقوله ای است و کیفیت ارسال و دریافت آن با چه میزانی قابل ارزیابی است؟

حالات پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله هنگام دریافت وحی مستقیم، و نیز آن چه از زبان ایشان در تبیین آن وارد شده، نشان دهنده پیچیدگی و ناشناخته بودن ماهیت این گونه وحی است.

در برخی روایات، حالات پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام دریافت وحی این گونه ترسیم شده است:

عایشه می گوید:

روزی در هوای به شدّت سرد دیدم که وحی بر پیامبر۹ فرود آمد و نفس وی را برید و عرق از پیشانی اش سرازیر بود (نسایی، ۱۴۱۱، ۱ / ۳۲۴).

ابن عبّاس می گوید:

هر گاه وحی بر پیامبر۹ نازل می شد، از شدت آن و از درد شدید و سنگینی آن به زحمت می افتاد و سردرد می شد (مجلسی، ۱۴۰۳، ۱۸ / ۲۶۱).

عباده بن صامت می گوید:

هر گاه وحی بر پیامبر۹ نازل می شد، حالت پیامبر تغییر می کرد و نفسش باز می ایستاد و رنگ چهره او به تیرگی می رفت (معرفت، ۱۴۱۲، ۱ / ۶۵).

در روایت دیگر آمده است:

سر خود را پایین می انداخت و یارانش نیز چنین می کردند تا آن هنگام که وحی پایان می پذیرفت، پیامبر۹ سر خود را بالا می گرفت (معرفت، ۱۴۱۲، ۱ / ۶۵).

دگرگونی حالت پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام دریافت وحی، گاه به مرکب ایشان نیز سرایت می کرد. در روایتی از زبان علی علیه السلام چنین می خوانیم:

هنگامی که پیامبر۹ سوار بر استر خاکستری رنگ خود بود، سوره مائده بر وی فرود آمد و این وحی چنان سنگین بود که استر از حرکت باز ایستاد و شکم مرکب پایین آمد تا آن جا که دیدم نزدیک است زانوان حیوان به زمین برخورد کند و پیامبر۹ چنان در حالت اغما و بیهوشی فرو رفت که دستش بر گیسوان شیبه بن وهب جمحی قرار گرفت (عیاشی، بی تا، ۱ / ۳۸۸).

عکرمه می گوید:

هر گاه بر پیامبر۹ وحی می شد، ساعتی به سان کسی که دچار مستی و بیهوشی شده، در حالت نیمه خواب فرو می رفت (ابن سعد، بی تا، ۱ / ۱۹۷).

هنگامی که حارث بن هشام از پیامبر صلی الله علیه و آله پرسید: ای رسول خدا! چگونه به شما وحی می شود؟ در پاسخ فرمود:

گاه به سان زنگ پی در پی ناقوس به گوشم می رسد و آن شدیدترین حالت دریافت وحی بر من است … (سیوطی، ۱۳۶۹، ۱ / ۴۴).

سر را پایین انداختن، جاری شدن عرق شدید از پیشانی، رنگ باختن چهره، فشار سخت بر روح و سر، فرو رفتن در حالت اغماء و خم شدن پشت و زانوان مرکب و … از سنگینی و دشواری وحی مستقیم حکایت دارد. شاید نامیدن قرآن به قول ثقیل (گفتار گرانبار و سنگین) در آیه «إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقِیلاً» (مزمل (۷۳): ۵)؛ در حقیقت ما به زودی بر تو گفتاری گرانبار القا می کنیم»، از همین سنگینی وحی حکایت داشته باشد.

به راستی وحی مستقیم از چه مقوله ای است که این چنین گران و سنگین فرود می آید؟ آیا مفاهیم معنوی و معنایی و ارتباط عالم ملکوت و عِلوی با عالم مُلْک و سِفلی که در نزول وحی مستقیم تبلور یافته، چنین سنگین و ثقیل است که باعث تغییر حالات شده و گاه سنگینی آن در مفهوم مادّی آن که خم شدن کمر و زانوان مرکب پیامبر صلی الله علیه و آله است، بروز می کند؟

این ها پرسش هایی است که پیش روی وحی مستقیم وجود دارد و تاکنون پاسخ روشن و قانع کننده ای از آن ارائه نشده و به سبب دور از دسترس بودن آن، حتّی برای بالاترین سطح کشف و شهود بسیار بعید می نُماید که روزی در فهم محدود بشری بگنجد و قابل تفسیر شود.

متأسّفانه شماری از خاورشناسان مغرض یا جاهل، با تفسیر نادرست از حالات پیامبر صلی الله علیه و آله هنگام دریافت وحی، آن را العیاذ باللّه نوعی جنون و درهم آمیختگی قوای دماغی و عقلانی پیامبر صلی الله علیه و آله دانسته اند.

گذشته از ادلّه عقلی و متقن که بر هوشیاری و عقلانیت کامل پیامبر صلی الله علیه و آله در همه حالات، حتّی در حالت خواب و نیز در حسّاس ترین لحظات یعنی دریافت پیام آسمانی دلالت دارند، در خود این روایات نیز بر این امر تصریح شده است. جمله «وقد وعیت عنه ما قال؛ هر آن چه [که جبرئیل] به من می گوید در می یابیم.» بر من گفته می شود (سیوطی، ۱۳۶۹، ۱ / ۴۴)، بیانگر مدّعا است. ناشناخته ماندن ماهیت وحی به ویژه وحی مستقیم، باعث آن شده که برخی از صاحب نظران آن را نوعی شعور رموز بنامند.

اقسام وحی از نگاه صاحب نظران

درباره اقسام وحی باید گفت که عموم صاحب نظران، وحی در کاربرد قرآن را به شش دسته بدین شرح تقسیم کرده اند:

۱. تدبیر عالم:

وَأَوْحَی فِی کُلِّ سَمَاءٍ أَمْرَهَا (فصلت (۴۱): ۹).

۲. الهام:

وَأَوْحَیْنَا إِلَی أُمِّ مُوسَی أَنْ أَرْضِعِیهِ (قصص (۲۸): ۷)، إِذْ یُوحِی رَبُّکَ إِلَی الْمَلاَئِکَهِ أَنِّی مَعَکُمْ (انفال (۸): ۱۲).

۳. معنای لغوی یعنی اشاره:

فَخَرَجَ عَلَی قَوْمِهِ مِنَ الْمِحْرَابِ فَأَوْحَی إِلَیْهِمْ أَن سَبِّحُوا بُکْرَهً وَعَشِیّا (مریم (۱۹): ۱۱).

۴. غریزه که وحی کردن به زنبور عسل ناظر به غریزه است:

وَأَوْحَی رَبُّکَ إِلَی النَّحْلِ أَنِ اتَّخِذِی مِنَ الْجِبَالِ بُیُوتا وَمِنَ الشَّجَرِ وَمِمَّا یَعْرِشُونَ ثُمَّ کُلِی مِن کُلِّ الثَّمَرَاتِ فَاسْلُکِی سُبُلَ رَبِّکِ ذُلُلاًَ (نحل (۱۶): ۶۷ و ۶۸).

۵. وسوسه:

وَإِنَّ الشَّیَاطِینَ لَیُوحُونَ إِلَی أَوْلِیَائِهِمْ (انعام (۶): ۱۲۱).

۶. وحی رسالی: مقصود از وحی رسالی، نوعی خاص از وحی است که برای ابلاغ پیام الاهی به پیامبران صلی الله علیه و آله به کار می رود. این امر در آیات متعدّدی نظیر آیه ذیل: انعکاس یافته است.

إِنَّا أَوْحَیْنَا إِلَیْکَ کَمَا أَوْحَیْنَا إِلَی نُوحٍ وَالنَّبِیِّینَ مِن بَعْدِهِ وَأَوْحَیْنَا إِلَی إِبْرَاهِیمَ وَإِسْمَاعِیلَ وَإِسْحَاقَ وَیَعْقُوبَ وَالْأَسْبَاطِ وَعِیسی وَأَیُّوبَ وَیُونُسَ وَهَارُونَ وَسُلَیْمانَ وَآتَیْنَا دَاوُود زَبُورا (نساء (۴): ۱۶۳).

ماهیت وحی از نگاه صدرالمتألهین

با توجّه به مقدّمات پیش گفته درباره مفهوم، ماهیت و اقسام وحی، اکنون به بررسی دیدگاه های صدرالمتألهین در این زمینه می پردازیم. صدرالمتألهین در تفسیر آیه وَالَّذِینَ یُؤْمِنُونَ بِمَا أُنْزِلَ إِلَیْکَ وَمَا أُنْزِلَ مِن قَبْلِکَ (بقره (۲): ۴).

فصلی را با عنوان «کیفیت فرو فرستادن وحی بر پیامبران» گشوده، و به بررسی این مسأله پرداخته است (صدرالمتألهین، ۱۳۷۹، ۱ / ۲۹۵). او اعتقاد دارد: همان گونه که بر هر مؤمنی ایمان به آن چه بر پیامبران علیهم السلام فرو فرستاده شده لازم است، دانستن چگونگی نزول وحی نیز بر عهده هر عالم است (صدرالمتألهین، ۱۳۷۹، ۱ / ۲۹۵)؛ آن گاه، دیدگاه مفسّران، متکلّمان و فیلسوفان را بدین شرح تبیین می کند.

گروهی از مفسّران و متکلّمان معتقدند: مقصود از نزول وحی، آن است که جبرئیل کلام الاهی را در آسمان شنیده و آن گاه، آن را بر پیامبر۹ فرو فرستاده است؛ چنان که گفته می شود: نامه امیر از قصر فرود آمد؛ در حالی که به واقع، نامه ای فرود نیامده و صرفا شنونده، نامه را در بلندی قصر شنیده و آن را به پایین قصر رسانده است.

در پاسخ به این اشکال که جبرئیل چگونه گفتار خداوند را شنیده، معتزله گفته اند: خداوند اصوات و حروف را بر زبان جبرئیل خلق می کند، و اشاعره گاه می گویند: احتمال دارد خداوند برای جبرئیل قدرت شنوایی گفتارش را ایجاد کرده؛ آن گاه او را بر تعبیر این شنیده ها در قالب گفتار توانا ساخته باشد و گاه می گویند: ممکن است خداوند در لوح محفوظ، کتابت قرآن را با این نظم مخصوص آفریده؛ آن گاه جبرئیل آن را خوانده و حفظ کرده باشد، و گاه نیز می گویند: خداوند، الفاظ بریده را بر اساس همین نظم مخصوص قرآن در جسمی مخصوص آفریده، و جبرئیل آن را دریافت کرده، و برای او علم و یقین ایجاد می شود که هر آن چه در این جسم مخصوص آمده، همان عبارتی است که بیانگر معنای کلام قدیم است؛ امّا بر اساس مسلک حکیمان الاهی و فیلسوفان مسلمان، گفتار الاهی از قبیل اصوات یا حروف یا از قبیل اعراض اعمّ از الفاظ یا معانی نیست؛ بلکه کلام و متکلّم بودن خداوند، نوعی از قدرت و قادریت خداوند است که در هر یک از عوالم عِلوی و سِفلی صورت مخصوصی دارد.

گروهی نیز به تلاقی روحانی و ظهور عقلانی میان پیامبر۹ و فرشته حامل وحی معتقد هستند. آنان ظهور عقلانی آن فرشته برای نفوس پیامبران۹ را از باب تشبیه هبوط عقلی به نزول حسّی و ارتباط روحانی به اتصّال مکانی نزول می نامند؛ بنابراین در جمله «نزل الملک …» استعاره تبعیه آمده، و «نزول الفرقان» نیز به پیرو آن، استعاره تبعیه است (صدرالمتألهین، ۱۳۷۹، ۱ / ۲۹۵ ۲۹۷).

صدرالمتألهین، این نظریه و نظریه نخست را نوعی افراط و تفریط دانسته که از جاده صواب به دور است و آن را با اجماع مسلمانان و احادیث متواتر پیامبر صلی الله علیه و آله و براهین عقلی ناسازگار می داند؛ زیرا معتقد است: مسلمانان اتفّاق نظر دارند که پیامبر صلی الله علیه و آله با چشم جسمانی خود، جبرئیل علیه السلام و سایر فرشتگان مقرّب را می دیده و با گوش بدنی خود، گفتار الاهی را از زبان قدسی آنان می شنیده است. (صدرالمتألهین، ۱۳۷۹، ۱ / ۲۹۷)؛ آن گاه خود به تبیین چگونگی نزول فرشته، ابلاغ وحی و دریافت آن به وسیله پیامبران صلی الله علیه و آله پرداخته است. خلاصه دیدگاه صدرالمتألهین در این زمینه چنین است:

انسان تا زمانی که در این دنیا و محصور به قوانین مادّی آن است، و قوا و حواسّ باطنی او از قوّه به فعلیت نرسیده، برای شنیدن و دیدن به وجود صوت مسموعی همچون اصوات، حروف و کلمات و نیز صورت بصری همچون الوان و اشکال نیاز دارد؛ هر چند وجود صاحب صورت و هویت خارجی آن به صورت عرضی و در مرحله دوم قابل درک برای او است. از سوی دیگر، قوّه خیال از مقوله جوهر، و مجرّد از مادّه بدنی است.

حال اگر کسی به رغم حضور در این دنیا و محصور بودن در محدودیت های مادّی آن، به جای توغّل و فرو غلتیدن در دنیا و مظاهر آن، تمام توجّه خود را به عالم قدس و ملکوت معطوف کرده، نفس خود را بر اساس سرشت نخستین آن یا در اثر ریاضت و تهذیب و به دست آوردن ملکه قداست، پاک و پیراسته سازد، بر خلع و دور افکندن بدن و کنار گذاشتن حواس ظاهری و روی آوردن به عالم ملکوت توانمند خواهد بود (صدرالمتألهین، ۱۳۷۹، ۱ / ۲۹۸ ۲۹۹).

بخشی از عین گفتار صدرالمتألهین در این باره چنین است:

هر زمان نفس چنین انسانی از این مشغولیت هایی که در بیداری عارض او می شود، فرصت و خلوتی بیاید، با قوّه خیالش از عالم طبیعت خلاصی می یابد و به عالم اصلی خود باز گشته، به پدر مقدسش که روح القدس است و هر فرشته ای که خدا بخواهد اتّصال بر قرار می کند و از آن جا علم و حکمت را بهره می گیرد حال یا با انتقاش [= نقش بستن] یا به صورت عکس [= منعکس ساختن] به مثابه آینه صیقل داده که در برابر قرص آفتاب قرار گیرد.(۴)

تا این جا، ملاّصدرا چگونگی نزول وحی مستقیم را بر پیامبر صلی الله علیه و آله تحلیل می کند؛ سپس در تحلیل نزول فرشته و وساطت او در نزول وحی آورده است.

امّا از آن جا که نفس بالکل و از هر جهت، از ارتباط تدبیری خود با بدن و جنود حسّی آن دست بر نداشته یا از آن جهت که به رغم تجرّد کلّی از عالم مادّه، از عالم تمثّل از هر جهت تجرّد حاصل نکرده، به اندازه سطح عالم تمثّل بهره می گیرد؛ بدین جهت، فرشته حامل وحی به صورت شبیه انسانی بر او تمثّل می یابد و کلمات الاهی را به صورت منظّم و مسموع بر زبان جاری می کند؛ چنان که خداوند فرموده است: فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرا سَوِیّا (مریم (۱۹): ۱۷)، (صدرالمتألهین، ۱۳۷۹، ۱ / ۳۰۰).

صدرالمتألهین آن گاه به تبیین چگونگی تمثّل فرشته می پردازد. او معتقد است در دیدن و شنیدن متعارف، دیده ها و شنیده ها نخست برای حسّ بینایی و شنوایی درک شده؛ سپس از حسّ به قوّه خیال، و از قوّه خیال به نفس ناطقه منتقل می شوند؛ امّا در دیدن فرشته و شنیدن وحی، امر به عکس است. فیض نخست از عالم امر به نفس می رسد؛ آن گاه به قوّه خیال منتقل می شود و تمثّل فرشته در این مرحله تحقّق می یابد، و در مرحله سوم، به صورت حسّی مشاهده می شود؛ آن گاه روایت حارث بن هشام را ذکر می کند که در آن، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله از نزول مستقیم و با وساطت فرشته سخن گفته است (صدرالمتألهین، ۱۳۷۹، ۱ / ۳۰۰ ۳۰۰۱).

مراتب وحی از نگاه صدرالمتألهین

تفاوت انواع وحی و چندگانگی مراتب آن از نگاه صدرالمتألهین به مراتب و درجات روحانی پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله ناظر است. او اعتقاد دارد: وحی به سه صورت بر پیامبر صلی الله علیه و آله فرود می آمده است.

۱. دیدن صورت مثالی فرشته وحی: روایت:

«و احیانا یتمثل لی الملک رجلاً فیکلمنی فأعی مایقول» به این مرحله ناظر است.

۲. دیدن صورت اصلی و قدسی جبرئیل؛ چنان که در روایات آمده است: پیامبر صلی الله علیه و آله دو بار جبرئیل را با صورت اصلی آن دیده است؛ به گونه ای که شرق و غرب عالم را پر کرده بود:

عَلَّمَهُ شَدِیدُ الْقُوَی ذُو مِرَّهٍ فَاسْتَوَی وَهُوَ بِالْأُفُقِ الْأَعْلَی (نجم (۵۳): ۵ ۷).

وَلَقَدْ رَآهُ نَزْلَهً أُخْرَی عِندَ سِدْرَهِ الْمُنتَهَی (نجم (۵۳): ۱۳ و ۱۴).

۳. دریافت مستقیم وحی از خداوند و بدون وساطت فرشته: او در تبیین این مرحله می گوید:

هر گاه پیامبر۹ به مقامی بالاتر دست می یافت که دیگر به وساطت چیزی میان او و مبدأ اوّل و مفیض بر کلّ نیازی نبود، در این حالت او بدون واسطه، گفتار خداوند را می شنید؛ چنان که خداوند فرموده است: ثُمَّ دَنَا فَتَدَلَّی فَکَانَ قَابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنَی فَأَوْحَی إِلَی عَبْدِهِ مَا أَوْحَی (نجم (۵۳): ۸ ۱۰) (صدرالمتألهین، ۱۳۷۹، ۱ / ۳۰۱).

بنابراین، صدرالمتألهین معتقد است که تفاوت گونه های وحی، به میزان صفا و جلای باطن و تجرّد هر چه بیش تر پیامبر صلی الله علیه و آله از شواغل دنیایی بستگی داشته است. او دیدن فرشته و شنیدن صدای فرشته را در خواب، مرحله ای ضعیف تر از مرحله نخست می داند و در مرحله ای ضعیف تر و پیش از آن، از خواب های راستین عارفان و صالحان نام می برد و معتقد است: اولیای الاهی به سبب برخورداری از صفای باطن، در حال خواب، صورت های باطن را مطالعه می کنند و به سبب ضعیف بودن این مرتبه، از آن در روایات به صورت جزئی از ۴۶ جزء یا ۴۵ جزء یا ۷۰ جزء نبوّت با توجّه به اختلاف روایات، یاد شده است.

صدرالمتألهین مقام محدّث، یعنی کسی را که در بیداری، بدون دیدن بدن مثالی فرشته، صدای او را می شنود، در عالی ترین مرحله رؤیا و در مرتبه ای میان دیدن فرشته در خواب و رؤیای صادق دانسته، و معتقد است: تمام این مراحل، به مراتب نفس و میزان تعلّق و وابستگی آن به مظاهر دنیایی و درجه تجرّد آن از دنیا بستگی تام دارد (صدرالمتألهین، ۱۳۷۹، ۱ / ۳۰۲).

بر اساس نظریه صدرالمتألهین، برای وحی و ارتباط نفس با عالم ملکوت می توان شش مرحله را به شکل ذیل ترسیم کرد:

نمودار مراتب و مراحل وحی و ارتباط وحیانی

صدرالمتألهین، همچنین در جلد هفتم تفسیر خود، ذیل آیه تَنزِیلٌ مِن رَبِّ الْعَالَمِینَ (واقعه (۵۶): ۸۰)، گفتار مهمّی در این زمینه دارد که به جهت اهمیّت، بخش هایی از آن را نقل می کنیم. او معتقد است: از آن جا که کسی را به ذات احدیت راه نیست و فقط از طریق آثار و افعال می توان به او راه یافت، گفتار و کتاب الاهی به صورت فعل و اثر الاهی، یکی از راه های دستیابی به او است، و کلام مربوط به عالم امر است؛ چنان که خداوند می فرماید:

إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئا أَن یَقُولَ لَهُ کُن فَیَکُونُ (یس (۳۶): ۸۲).

از این جهت، تجدّد و تضاد در کلام الاهی راه ندارد «وَمَا أَمْرُنَا إِلاَّ وَاحِدَهٌ» (قمر (۵۴): ۵۰)، و کتاب مربوط به عالم خلق است؛ بدین جهت، تجدّد و تضاد در آن راه می یابد؛ چنان که فرمود:

وَلاَ رَطْبٍ وَلاَ یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ (انعام (۶): ۵۹)،

و کتاب، نایب کلام و قرآن هم کلام خدا و هم کتاب او است؛(۵) آن گاه پس از تبیین این مقدّمات در تحلیل مفهوم تنزیل کلام و انزال کتب می گوید:

روح انسانی به مثابه آیینه جلا یافته است که هر گاه با صیقل عقل نظری، صیقل بخورد و پرده طبیعت و زنگار معصیت از آن کنار رود، نور معرفت و ایمان در آن منعکس می شود و این همان است که حکیمان بدان عقل بالفعل می گویند و انسان با چنین نوری حقایق ملکوت و پنهانی های جبروت را نظاره می کند … (صدرالمتألهیهن، ۱۳۷۹، ۷ / ۱۱۴)؛

آن گاه چنین افزوده است:

هر گاه ارواح پیامبران به عالمشان (عالم وحی الاهی) متّصل شود، کلام الاهی را می شنوند و شنیدن کلام الاهی به معنای اعلام حقایق با مکالمه حقیقی میان روح نبی با عالم وحی است؛ زیرا این روح در مقام قرب و جایگاه صدق قرار گرفته، و وحی نیز کلام حقیقی الاهی است و بدین طریق، پیامبر با آن فرشتگان همنشین شده و با آنان گفت وگو می کند و صدای قلم آنان را می شنود … ؛ آن گاه که به عرصه ملکوت آسمانی نزول می کند، صورتی که در لوح نفس خود در عالم ارواح دیده بود، برایش تمثّل می یابد و اثر آن در ظاهر آشکار می شود و در این هنگام، برای حواس ظاهری حالتی شبیه خواب و اغما دست می دهد … ؛ پس مفاد وحی با وساطت فرشته به باطن و روح پیامبر اتّصال می یابد و پیامبر با روح قدسی خود، از رهگذر فرشته، معارف الاهیه را دریافت و آیات الاهی را مشاهده می کند و کلام حقیقی عقلی خداوند را از فرشته ای که روح اعظم است، می شنود؛ آن گاه آن فرشته به صورت محسوس برایش تمثّل می یابد و گفتار خداوند، به صورت اصوات و حروف منظّم و مسموع، و فعل و کتابت خداوند، به صورت رقم ها و شماره های قابل رؤیت در می آید؛ پس هر یک از وحی و فرشته برای مشاعر و قوای مدرک پیامبر۹ قابل دسترس می شود … (صدرالمتألهیهن، ۱۳۷۹، ۷ / ۱۱۵ ۱۱۷).

صدرالمتألهین در این عبارت ها کوشیده است تحلیلی عقلانی از مفهوم انزال و تنزیل گفتار و کتاب الاهی به دست دهد. ملاّصدرا در جلد هفتم اسفار در فصلی تحت عنوان: «چگونگی نزول کلام و هبوط وحی از نزد خداوند به واسطه فرشته بر قلب پیامبر صلی الله علیه و آله …» (صدرالمتألهین، ۱۳۶۸، ۷ / ۲۲)، تقریبا از همان مضامین و تا حدودی عبارت هایی استفاده کرده که در تفسیر او منعکس شده است.

آغاز عبارت او در تحلیل کیفیت نزول چنین است:

ان الروح الانسانی اذا تجرّد عن البدن و خرج عن وثاقه من بیت قالبه و موطن طبعه مهاجرا الی ربه لمشاهده آیاته الکبری، و تطهر عن درن المعاصی و اللذات و الشهوات و الوساوس العادیه و التعلقات، لاح له نور المعرفه و الایمان باللّه و بهذا النور الشدید العقلی یتلألأ فیه اسرار ما فی الارض و السماء و یترای منه حقائق الاشیاء … (صدرالمتألهیهن، ۱۳۶۸، ۷ / ۲۴ ۲۷)،

و این، درست همان مضمونی است که ما ترجمه آن را از جلد هفتم تفسیر او نقل کردیم؛ هر چند عبارت های این دو کتاب متفاوت است.

از آن چه به تفصیل از عبارت های صدرالمتألهین نقل کردیم می توان به نظرگاه او در تحلیل ماهیت وحی، مراتب آن، چگونگی نزول قرآن و … دست یافت. برای آن که جوانب این بحث بسیار مهم روشن شود، لازم است، گفتار این مفسّر را دقیق تر تحلیل، و نکات بنیادین آن را روشن کنیم.

بررسی تحلیلی دیدگاه صدرالمتألهین درباره وحی

از توجّه به گفتار صدرالمتألهین درباره وحی، نکات اساسی ذیل به دست می آید:

۱. صدرالمتألهین معتقد است: در تحلیل ماهیت وحی، دو دیدگاه افراطی و تفریطی وجود دارد. دیدگاه اشاعره و معتزله که وحی را به مثابه فرود آوردن نامه امیر از قصر به سطح زمین تفسیر کرده اند، تفریطی است و نظرگاه کسانی که با تصرّف در مفهوم حقیقی نزول و مجاز دانستن، آن وحی را نوعی تلاقی روحانی میان پیامبر صلی الله علیه و آله و فرشته معنا کرده و درک حسّی را به طور کامل منتفی دانسته اند، افراطی است.

۲. صدرالمتألهین، خود، وحی را به معنای کلام حقیقی و عقلی خداوند می داند و معتقد است: چنان نیست که حقیقتا کلام الاهی نزول یابد؛ بلکه این روح پیامبر صلی الله علیه و آله است که در اثر شدّت نزاهت و پیراستگی از علایق دنیایی به عالم علوی و ملکوت صعود می کند و معارف الاهیه را مستقیم از سوی خداوند یا فرشته دریافت می کند. نزول وحی، پس از این مرحله است؛ یعنی پس از صعود پیامبر صلی الله علیه و آله و تلقّی وحی، پیام الاهی در قالب الفاظ و عبارت های کنونی نزول یافته، به دست ما می رسد؛ پس نزول قرآن در ماهیت خود، صعود را جای داده است.

پس از صعود پیامبر صلی الله علیه و آله و اتّصال با کلام وحی، کلام الاهی به صورت حقیقی در حالی که فاقد هر گونه تشخّص صوتی و حروفی است، در دل وی منعکس یا منقّش می شود. این عکس و انتقاش می تواند مستقیم با القای کلام از سوی خداوند یا عقل فعّال و فرشته وحی (جبرئیل) حاصل آید؛ آن گاه هنگام نزول، دو مرحله را طی می کند: ۱. نزول به ملکوت آسمان: در این مرحله، معارف و نیز فرشته تمثّل می یابد و تغییری که در حالات پیامبر و بدن وی در روایات گزارش شده، مربوط به این مرحله است. ۲. نزول به آسمان دنیا: در این مرحله، فرشته به صورت انسان و محسوس ظاهر شده و وحی و کلام الاهی در قالب اصوات و حروف و کلمات تجّدد می یابند.(۶)

۳. ماهیت وحی از نگاه ملاّصدرا «انتقاش» یا «عکس» است و این نکته، اساسی ترین تحلیلی است که از سوی او برای تبیین ماهیت وحی بیان شده و اهمّیت فوق العاده ای دارد؛ از این رو ضرور است که با توجّه بیش تر، مورد کاوش قرار گیرد. مقصود صدرالمتألهین از انتقاش، آن است که معارف و حکمت الاهیه، پس از صعود و ارتقای روح پیامبر صلی الله علیه و آله و اتّصال با عالم ملکوت در صفحه نفس وی نفش بسته می شود؛ همان گونه که الفاظ و کلمات، با نگاشتن بر صفحه کاغذ نقش می بندد یا متن نگاشته ای به وسیله حجّار بر روی سطح سنگی حکّاکی می شود.

فهم همه جانبه ماهیت و چگونگی نقش بستن مفاهیم و مدالیل وحی بر صفحه دل، از توان ما بیرون است. شاید حالت های الهام که گاه با نقش بستن پیامی راه گشا بر صفحه جان تحقّق می پذیرد، تا حدودی هر چند ضعیف، فهم ماهیت انتقاش را آسان سازد.

تصویر دیگر ماهیت وحی در گفتار صدرالمتألهین، «عکس» یا انعکاس است. او برای این مفهوم، از مثال آینه صاف در برابر قرص آفتاب کمک می گیرد. وقتی آینه ای جلا یافته، بدون زنگار در برابر نور پر تشعشع خورشید قرار می گیرد، تا آن جا که محدوده و بزرگی آینه اجازه دهد، نور تابناک آفتاب را منعکس می سازد. در این صورت نمی گویند: نور آفتاب در سطح آینه نقش بسته است؛ بلکه می گویند: منعکس شده است. تفاوت دو مفهوم نقش و عکس در این است که نقش با کنار رفتن منقوش ثابت می ماند؛ امّا به محض چرخاندن جهت آینه از آفتاب، دیگر آینه به انعکاس نور آن قادر نیست.

به نظر صدرالمتألهین، وقتی روح پیامبر صلی الله علیه و آله از تعلّقات دنیایی آزاد، و در اثر تهذیب و ریاضت صاف و زلال شد، به مثابه همان آینه شفّاف، حقایق و معا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *