تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مبانی انسان شناسی سبک زندگی سیاسی امام خمینی (ره)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی انسان شناسی سبک زندگی سیاسی امام خمینی (ره) با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی انسان شناسی سبک زندگی سیاسی امام خمینی (ره):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی انسان شناسی سبک زندگی سیاسی امام خمینی (ره) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی انسان شناسی سبک زندگی سیاسی امام خمینی (ره) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی انسان شناسی سبک زندگی سیاسی امام خمینی (ره) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی انسان شناسی سبک زندگی سیاسی امام خمینی (ره) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی انسان شناسی سبک زندگی سیاسی امام خمینی (ره) :

مقدمه

امروزه «سبک زندگی سیاسی»، از جمله مهم ترین مسائل علوم انسانی است که همانند سایر مفاهیم دنیای مدرن، گفتمانی جدید، فراگیر و ضروری محسوب می شود؛ چرا که به دلیل تأثیر زیاد سیاست بر سایر حوزه های مرتبط به زندگی، همچون اقتصاد و فرهنگ، یکی از مؤثرین ساحت ها، ساحت زندگی سیاسی و یکی از مهم ترین اهرم های انسجام بخش به کلیت سبک زندگی، شکل گیری و ثبات آن در حوزه سیاست است. با این وجود، ما شاهد نوعی غفلت یا تغافل در موضوع سبک زندگی سیاسی، در آثار علمی اندیشمندان هستیم. سبک زندگی سیاسی، بر اساس تعریف آلفرد آدلر، عبارت است از: «شیوه های مواجهه با مهم ترین وظایف برای نیل به اهداف در ساحت زندگی سیاسی» (آدلر، ۱۳۶۱، ص ۷۳-۷۷). زندگی آن دسته از رهبران جوامع، که منشأ تحولات مهمی در نظام های سیاسی شده اند، برخوردار از نوعی سبک است که موجب تدوام و بقای آن در گذر زمان شده است. ازاین رو، می توان به سبک زندگی سیاسی از منظر آنان پرداخت. در میان رهبران سیاسی و مذهبی، امام خمینی(ره)، متخلق و صاحب سبک است. اقدام بی نظیر ایشان در به ثمر رساندن انقلاب اسلامی و رهبری آن، زمینه ای مناسب برای بررسی سبک زندگی سیاسی ایشان را فراهم آورده است. تفکر امام خمینی(ره)، به عنوان یکی از پیروان حکمت متعالیه، برگرفته از فلسفه صدرایی و معارف قرآنی روایی است.

هرچند اصطلاح «سبک زندگی سیاسی»، در ابتدای امر ناظر به عینیت های زندگی سیاسی است، اما برای تحلیل دیدگاه و رفتار اندیشمندی خاص در این مقوله، لازم است به زیربناهای نظری و معرفتی آن نیز توجه کافی شود. این مبانی، نقشی اساسی در تعیین و تشخیص مهم ترین وظایف و شیوه مواجهه با آن دارد. از سوی دیگر، از مهم ترین و اساسی ترین مبانی سبک زندگی سیاسی، که نقشی مهم در تحقق سبکی متمایز و منحصر به فرد دارد، مبانی انسان شناسی است. ازاین رو، مبانی انسان شناسی سبک زندگی سیاسی امام، از مهم ترین مبانی سازنده سبک زندگی سیاسی ایشان است. در خصوص پیشینه موضوع پژوهش، در موضوع سبک زندگی سیاسی، آثاری همچون مقاله «نقش معنویت گرایی دینی بر سبک زندگی سیاسی در انقلاب اسلامی» به قلم ابراهیم برزگر، تأثیر معنویت دینی بر سبک زندگی سیاسی بررسی شده است. در موضوع انسان شناسی، آثاری همچون مقاله «تبلور انسان شناسی صدرایی در نهضت امام خمینی(ره)» به قلم رضا رسولی (۱۳۹۲)، با طرح اصول صداریی همچون اصالت وجود، تشکیک وجود و حرکت جوهری، تز تکامل انسانی در انقلاب اسلامی توجیه می شود. ازاین رو، اثری که به صورت مستقل به مبانی انسان شناختی سبک زندگی سیاسی پرداخته باشد، به دست نیامد. افزون بر اینکه، چنین اقدامی در بررسی آثار اندیشمندان، به ویژه متفکران اسلامی همچون امام، اقدامی بدیع است.

در این مقاله، درپی روشن شدن مبانی انسان شناسی مؤثر بر سبک زندگی سیاسی امام هستیم. این تکاپو به این دلیل حائز اهمیت است که سیاست یکی از ابعاد مهم زندگی انسانی است. بی تردید مبانی انسان شناسی، نقش بسیار مهمی در شیوه مواجهه انسان با مهم ترین چالش های زندگی سیاسی دارد. به عبارت دیگر، نوع نگاه به انسان و تعیین اهداف سیاسی او و به تبع آن، شیوه رویارویی با مسائل زندگی سیاسی برگرفته از مبانی انسان شناسی است. در این تحقیق، با کنکاش در آثار به جای مانده از امام خمینی(ره) و توصیف و تحلیل آنها، ضمن برشماری مهم ترین آن مبانی، در محورهای «سرشت الهی انسان»، «اختیار انسان و نقش آن در تعیین سرنوشت» و «شاخص ترین ویژگی های قوای نفس»، تأثیر هریک از آنها را در سبک زندگی سیاسی ایشان بررسی می کنیم.

امام خمینی(ره) و سبک زندگی سیاسی

از منظر امام، پیرو اعتقاد به مبدأ هستی و منشأ خیر، اصول معاد، نبوت، امامت و سایر مبانی دینی ثابت می گردد. با این اعتقاد، مقدس ترین هدف، کوشش در جهت تحقق عملی این اصول، ذیل مکتب توحید است (موسوی خمینی، ۱۳۸۵، ج ۱، ص ۲۷۵؛ ج ۲۱، ص ۴۴۹). مقدمه رسیدن به این مهم، در ساحت زندگی سیاسی، تحقق عینی احکام و ضوابط توحیدی در عینیت زندگی بشر در حد میسور است (همان، ج ۲۱، ص ۷۷). ازآنجاکه رسیدن به این هدف کلان، جز با رفع موانع تحقق برپایی و بسط حاکمیت عدالت محقق نمی شود، آرمان مبارزه با طاغوت ها و تلاش برای نابودی مستکبران به عنوان یکی از مهم ترین اصول اولی توحید، هدف میانی زندگی سیاسی قلمداد می گردد (همان، ج ۳، ص ۳۷۲؛ ج ۷، ص ۵۳۱؛ ج ۲۱، ص ۳۱۶). نیل به این هدف، خود، در گروی تحقق هدف مهم ولی نازل تری است؛ چراکه رویارویی با منکران توحید و بسط جامعه توحیدی، منوط به تأسیس نظامی تشکیلاتی در شکل برپایی نظام سیاسی مبتنی بر دین است (همان، ج ۸، ص ۴۲). سلسله مراتب این اهداف، خاستگاه وظایف متعددی می گردد تا سبک زندگی سیاسی بر اساس شیوه های مواجهه با مهم ترین این وظایف پایه ریزی شود.

مراتب سیاست از منظر امام خمینی(ره)

پیش از بیان مبانی انسان شناسی مؤثر بر سبک زندگی سیاسی امام، لازم است ابتدا مراتب سیاست از نگاه امام مطرح شود. از منظر ایشان، سیاست با توجه به هدف و غایت آن دارای سه مرتبه است.

الف. سیاست شیطانی

سیاست شیطانیِ متأثر از غلبه قوه شیطنت، بر اساس تزویر، چپاول مردم و تسلط ناحق بر اموال و نفوس مردم استوار گردیده و در این راه، از همه ابزارها بهره گرفته می شود (همان، ج ۱۳، ص ۴۳۱). سیاستی که انسان های فاسد، ارزش های مادی و معنوی اشخاص و جوامع را تسلیم مستکبران عالم می کنند (همان، ج ۱۳، ص ۴۳۳؛ همو، ۱۳۸۸ الف، ص ۲۴۶). سیاستی که هدف آن سلطه جویی، جمع آوری ثروت، قدرت طلبی و طاغوت گرایی است تا انسان از حق تعالی غافل شود (همو، ۱۳۸۵، ج ۲۱، ص ۴۰۷).

ب. سیاست دنیایی صِرف

دومین نوع سیاست، سیاست دنیایی صرف، یا حیوانی متأثر از غلبه قوه شهوت است. چنین سیاستی، بدون توجه به بُعد روحانی انسان و سعادت آخرتی، بر اساس عقل محض و مبتنی بر عرف جامعه است. هدف در اعمال و پذیرش چنین سیاستی در زندگی، رفع نیازها و خواست های محدود و این جهانی مردم و تأمین مصالح عمومی و اجتماعی سکولاریستی است. ازاین رو، نهادینه شدن این تلقی از سیاست، فقط بخش مقدمی از چیزی است که در اسلام، برای رسالت انبیا و اولیا ثابت است (همان، ج ۱۳، ص ۴۳۱۴۳۲). بدین ترتیب، این دو معنا از سیاست و زندگی برآمده از آن، مختص به تکامل نفس در مراتب فرودین آن است.

ج. سیاست الهی

سیاست الهی، متأثر از غلبه قوهِ عقل است که علاوه بر برخورداری از خصایص مطلوب سیاست دنیایی، در توجه به رفاه و مصالح مادی، به معنویات و نقش نفس نیز توجه دارد و درصدد تربیت و تهذیب نفسانی جوامع بشری است (همان، ج ۶، ص ۴۶۷). این سیاست، همچون قواعد ریاضی، به صورت همیشگی و فراگیر سعادت و کمال همه جانبه انسان را تأمین می کند (همان، ج ۵، ص ۳۸۸؛ ج ۲۱، ص ۴۰۵). الگوی این سیاست «سَاسَهَ الْعِبَاد» اولیای الهی است (صدوق، ۱۴۱۳ق، ج ۲، ص ۶۱۰)؛ چرا که موظف به هدایت افراد به سمت تمامی مصالح مورد نظر برای بشر بوده اند (همان، ج ۱۳، ص ۴۳۲؛ همو، ۱۳۸۸ الف، ص ۲۴۷).

سیاست الهی با سیاست شیطانی و این جهانی که راه طاغوت اند؛ قابل جمع نیست (همان، ج ۶، ص ۵۶؛ ج ۸، ص ۲۶۹). ازاین رو، ثمره تفکیک این سه مسیر در زندگی، شکل گیری آرمان سبک زندگی سیاسی الهی، در منظر امام است. تنها چنین سبکی از زندگی سیاسی است که به تأسیس حاکمیت حق، به نفع مستضعفان و جلوگیری از جور و اقامه عدل و قسط واقعی می انجامد (همو، ۱۳۸۵، ج ۱۶، ص ۱۲۶؛ ج ۸، ص ۴۸۵). اهداف مهم این نوع سبک زندگی عبارتند از: منع از سیطره استعمار، استثمار و استعباد بر ضدبندگان خدا، ممانعت از گسترش فقر، فحشا و تبعیض، بسط آزادی و استقلال ملت ها، اجرای فرامین اجتماعی الهی همچون حدود، قصاص و تعزیرات؛ اهدافی که فقط در ضمن برقراری جامعه توحیدی محقق می گردند (همان، ج ۷، ص ۴۷۲؛ ج ۱۵، ص ۳۸). از اینجاست که وظیفه دعوت مردم به شناخت سیره پیامبر و اهل بیت(ع) و تأسی به آنان، در جهت تبیین و تحقق چنین سیاستی احراز می شود (همان، ج ۲، ص ۳۲ و ۳۴۶؛ ج ۱۷، ص ۵۳-۵۴). تکلیف جبهه تابعین این سبک، ممانعت از تداوم حکومت های ضداسلامی یا غیراسلامی است، بلکه بایستی این نگرش در میان آحاد بشر زمینه سازی و تقویت گردد که در تمام نقاط دنیا مروجان سیاست شیطانی و این جهانی، نباید بر مسند مدیریت انسان ها حضور داشته باشند (همو، ۱۳۸۱، ص ۳۵-۳۶؛ همو، ۱۳۸۵، ج ۴، ص ۴۶۱؛ ج ۵، ص ۴۵۸).

از این رو، امام خمینی(ره) دکترین مواجهه خود در مسیر زندگی سیاسی را مبارزه با کفر، ظلم، شرک و بت پرستی جدید و مدرن می داند و تصریح می کند که موحدان عالم، نسبت به تقابل با دولت ها و رژیم های ظالم مخالف جهان بینی توحیدی مکلف هستند (همان، ج ۱۰، ص ۱۲۳). این جنگ، در واقع «جنگِ عقیده» و ادامه همان نبردی است که انبیاء در دو جبهه مبارزه با بت ها و ستمگران، همواره جلو دار میدان های مبارزه اش بوده اند (همان، ج ۲۰، ص ۳۱۷ و ۳۱۸). در واقع، حضور در این جنگِ عقیده، سنگ بنای زندگی سیاسی در منظر امام را رقم می زند؛ نبردی که برای تبدیل زندگی حیوانی به زندگی با قداست و شرافت در سایه استقامت در برابر ظلم بر انسانیت است (همان، ج ۲۱، ص ۶۹). این وظایف، در کنار سایر وظایف سبک زندگی سیاسی، نشئت یافته از سایر مبانی بینشی، گرایشی و شرایط محیطی است که هر صاحب سبکی، به فراخور شخصیت خود از آن برخوردار است (عنوانی و همکاران، ۱۳۹۶، ص ۹۳).

مبانی انسان شناسی سبک زندگی سیاسی

پس از بیان مراتب سیاست، در این مرحله به بررسی مبانی انسان شناسی، مؤثر بر سبک زندگی سیاسی امام (ره) خواهیم پرداخت. بی تردید سیاست مورد نظر امام و سبک متناظر با آن، از نوع سیاست الهی است. این نوع سبک، متأثر از نوع نگاه امام به انسان است. در ادامه، به طرح مسائلی از انسان شناسی که خاستگاه استنتاج وظایف در زندگی سیاسی است، می پردازیم. شیوه های مواجهه با این وظایف که همان تأثیرات آن مبانی در تحقق بایدها و نبایدهای زندگی سیاسی است، بخشی از سبک زندگی سیاسی مبتنی بر انسان شناسی را ترسیم می کند.

۱. اصول مبنایی انسان شناسی

برخی از مهم ترین مبانی انسان شناسی مطرح در سبک زندگی سیاسی، عبارت از: «سرشت و سرنوشت انسان « و «ویژگی های انسان» است که در ادامه به آنها می پردازیم.

۱-۱. سرشت الهی انسان

از نخستین مسائل انسان شناسی، موضوع چیستی انسان است. با استناد به سه آیه ابتدایی سوره رحمن که در آن خلقت انسان به اسم «رحمان» نسبت داده می شود، انسان، مصداق عینی رحمت الهی است و رحمت الهی در حقیقتِ انسان تبلور می یابد (موسوی خمینی، ۱۳۷۷، ص ۲۴۰). خداوند رحمتش را به همه انسان ها بدون لحاظ نوع دین و نژاد آنها وعده داده است (همو، ۱۳۸۵، ج ۲۰، ص ۳۹۶). مناط انسانیت و نیز لُبِ وجود انسان و به تبع آن، مناط کرامت و شرافت انسان، نفس ناطقه انسانی، یا همان ساحت باطنی غیبی اوست که نفخه الهی و متعلق به عالم دیگر است (اردبیلی، ۱۳۸۱، ج ۳، ص ۴۳-۴۵). هر فضیلتی در وجود انسان ناشی از تعلق و اهتمام نفس به جسم است و این فضایل از روح به جسم و قوای بدنی سرازیر می شود. همه قوای ظاهری و باطنی انسان، در واقع ظهور و جلوه حقیقت روح است (موسوی خمینی، ۱۳۸۶ الف، ص ۷۷؛ همو، ۱۳۸۸ ب، ص ۶۷).

مطابق حکمت صدرایی، نفس در ابتدا، امری مادی و برآمده از عالم طبیعت است. سپس، مجرد و غیرمادی می گردد (اردبیلی، ۱۳۸۱، ج ۳، ص ۱۲۴؛ موسوی خمینی، ۱۳۷۸، ص ۱۰۶)؛ چراکه نفس انسان مادامی که در این عالم است، وجهی مادی و وجهی روحانی دارد؛ یعنی از طبیعت صرف بودن، در حرکتی جوهری رو به تجرد محض سیر می کند تا به صورت تدریجی با سیر کمالی، ارتقاء پیدا کند (اردبیلی، ۱۳۸۱، ج ۳، ص ۳۴-۳۵، ۶۵ -۶۶، ۱۵۳-۱۵۴). بدین ترتیب، نفس صاحب شئون و مراتب است، به گونه ای که مادامی که در طبیعت است، دارای شئون طبیعی است و هرقدر به سمت تجرد برود، با رسیدن به تجرد خیالی، دارای قوای خیالی و وهمی می گردد. این سیر، به سمت تجرد عقلی یا به عکس آن، تا مرتبه تجرد حیوانی امتداد می یابد، ولی در هیچ حدی متوقف نمی شود (همان، ص ۱۰۷- ۱۰۹، ۱۸۳، ۲۲۸؛ موسوی خمینی، ۱۳۸۵، ج ۱۰، ص ۵۳۰).

۲-۱. سرنوشت انسان

علت خلقت نشئه طبیعی، سلوک اختیاری انسان به سمت خدا و وصول به «فناء اللّه» است. مطابق آیات الهی (ر.ک: طه: ۴۳)، غایت خلقت انسان، عالم غیب مطلق است و انسان برای ذات مقدس الهی آفریده شده است و اختیار شده خداوند است (موسوی خمینی، ۱۳۷۲، ص ۲۶۳). دنیا، محل تکریم الهی انسان و عبادتگاه اوست، تا با طی مسیر زندگی در دنیا به ملاقات حق نائل شود (همان، ص ۱۰۲). فنا ناپذیری نفس، موجب می شود بالفعل شدن بعد انسانی انسان ها، تأثر جاودان در سرنوشت انسان داشته باشد. سرنوشت بشر با معاد معنا می شود که اعتقاد به آن، از ضروریات ادیان و ایمان به آن از اقتضائات فطرت بشری است (همو، ۱۳۷۷، ص ۹۸). بر اساس باور به معاد، نه فقط انسان، بلکه تمام موجوداتِ عوالم غیب و شهادت به اطلاق وجودی بازگشت دارند (همو، ۱۳۷۸، ص ۱۰۸).

نفس ناطقه انسانی، دارای سه ساحت نشئه دنیا، نشئه برزخ، و نشئه آخرت و عالم غیب است (اردبیلی، ۱۳۸۱، ج ۳، ص ۴۱۷-۴۱۸؛ موسوی خمینی، ۱۳۷۲، ص ۸۵). نسبت هر مرتبه به مرتبه بالاتر، نسبت ظاهر به باطن، یا جلوه به متجلی است، به این ترتیب، آثار هر مرتبه، اعم از مراتب کمال یا مراتب نقص، به مراتب دیگر نیز سرایت می کند (همو، ۱۳۷۲، ص ۷۸، ۸۵-۸۶؛ همو، ۱۳۷۱، ص ۳۸۷-۳۸۸). بدین نحو اگر در دنیا، ملکه شخص، انسانی باشد، صورت ملکوتی او نیز انسانی تداوم می یابد. در غیر این صورت، بهیمی، سبعی یا شیطانی یا حتی ترکیب از این آن سه خواهد بود (همو، ۱۳۷۱، ص ۱۵). ازاین رو، چنانچه سبکی از زندگی در نشئه دنیوی بشر شکل بگیرد، این سبک در سایر ساحات زندگی او تداوم خواهد داشت.

۳-۱. گستره وجودی انسان

ویژگی های بارز انسان که سبک زندگی سیاسی از منظر امام بر آن مبتنی است، در شاخص های ذیل قابل ارائه است.

۱-۳-۱. قوای نفس ناطقه و ذو مراتب بودن وجود انسان

در اندیشه امام، انسان موجودی است که دارای مراتب متعدد مادی و فرامادی است. نفوس انسانی، برای بهره مندی از کمالات مراتب وجودی خود، از قوای ظاهری و باطنی برخوردار شده اند. این قوا، از تجهیزات مُلکی و ملکوتی نفس هستند که محل آنها، طبیعت انسان یا همان جسم اوست (همو، ۱۳۷۲، ص ۱۰۳؛ اردبیلی، ۱۳۸۱، ج ۳، ص ۸۲). نفس، برخوردار از دو نوع قوه ادراکی و قوه تحریکی است؛ قوه ادراکی، شامل قوه عقل نظری و عقل عملی و قوه تحریکی، شامل قوه غضب، شهوت و خیال است (موسوی خمینی، ۱۳۷۷، ص ۲۱ و ۱۵۱؛ اردبیلی، ۱۳۸۱، ج ۳، ص ۳۵۴). این سه قوه خیال، غضب و شهوت، سرچشمه تمام ملکات حسنه و سیئه و منشأ تمام صور غیبی ملکوتی است. سیطره این قوا و امیال نفسانی، می توانند حقیقت مجرد و نفخه الهی نفس را اسیر و محجوب خود گردانند (همان، ص ۴۵ و ۵۷). به این ترتیب، اگر ملکه شهوت بر باطن یک فرد غلبه کند، صورت ملکوتی و آخرتی او، صورت حیوانی مناسب ‎ با آن خُلق خواهد شد. اگر ملکه غضب بر او غلبه ‎ کند، صورت غیبی ‎ ملکوتی او، صورت یکی از درندگان می گردد. اگر وهم و شیطنت هر دو ملکه شوند، باطن ملکوتی اش صورت یکی از شیاطین متناسب با او خواهد شد (موسوی خمینی، ۱۳۷۱، ص ۱۴ -۱۵ و ۲۷۵).

۲-۳-۱. نامتناهی بودن وجود انسان از حیث ظهور کمالات

در ابتدای خلقت، نفس انسان عاری از هرگونه فعلیت سعادت و شقاوت است و همچون آینه ای از حق یا باطل نقشی ندارد. بااین حال، نفس، مستعد دریافت همه حقایق و نیل به همه مراتب کمالی، یا سقوط به سمت پست ترین شقاوت ها[۱] است (اردبیلی، ۱۳۸۱، ج ۱، ص ۲۹۹؛ ج ۳، ص ۴۸۰-۴۸۱؛ موسوی خمینی، ۱۳۷۹، ص ۸۵-۸۷). انسان در این سیر نامحدود، می تواند به مقامی برتر از عقل و فراتر از همه فرشتگان برسد، ولی چنانچه مسیر فساد را طی نماید، از حیوانات نیز پست تر گردد (همو، ۱۳۷۷، ص ۱۰۹-۱۱۱؛ همو، ۱۳۷۲، ص ۳۱۰؛ همو، ۱۳۷۱، ص ۱۳۷). ملاک انسانیت، «ولادت دومین» یا «ولادت ملکوتی»[۲] است که با آگاهی و عزم برای حرکت، به سوی هدف از آفرینش خویش آغاز می شود. بدین ترتیب، حقیقت انسان در ولادت اول، حیوان محضی است که زیر نظر «شریعت حیوانات» یعنی شهوت، غضب و شیطنت اداره می شود. در ولادت دومش، می تواند به مقام عقل انسانی نائل گردد (همان، ص ۱۶۸-۱۶۹، ۲۳۷؛ همو، ۱۳۷۲، ص ۲۶۵). در این حرکت، انسان به دلیل برخورداری از قوه عقل، دارای قدرت تمییز بین خیر و شر است (همو، ۱۳۷۱، ص ۲۳۷). این قدرت، واسطه آزادی در انتخاب سرنوشت در دوراهی حق از باطل و خوشبختی از نگون بختی است (همو، ۱۳۸۷، ص ۳۳). علاوه بر قوه عقل، بهره مندی از «اراده»، وجه مهم امتیاز انسان از سایر موجودات است و کمیت و کیفیت به کارگیری این ویژگی، در استفاده از قدرت تمییز از وجوه تفاوت انسان ها از یکدیگر محسوب می شود. به فعلیت رسیدن عزم، مشروط به نوع نگرش انسان ها به چرایی و چگونگی پیمودن مسیر سعادت است (همو، ۱۳۷۱، ص ۷ و ۱۷۴). اما وصول به سعادت، توسط قوه تمییز (عقل) میسر نیست؛ زیرا بسط وجودی قوای متعلق به مرتبه مادی و تأثیر نفوذ زیاد آنان بر نفس انسانی مانع می گردند. انبیا و اولیاء، برای یاری این قوه از جانب خداوند فرستاده می شوند تا با کمک آنها این قوا، تحت فرمان عقل، بلکه در سیطره عقلِ کل که همان دستور شرع است، درآیند. چنانچه انسان تحت تأثیر مربی الهی واقع نشود، به صورت جامع، از مرتبه طبیعت تا مرتبه فوق روحانیت، تربیت نمی شود و در شئون سه گانه، تابع قوای مادی نفس باقی خواهد ماند. بدین ترتیب، شهوت و غضب بر طبق تعدیل شریعت، بروز می کند و در سراسر وجود این انسان، حکومت عدل و قوانین حق شکل می گیرد (همو، ۱۳۷۱، ص ۱۶۸-۱۷۰ و ۲۰۰؛ همو، ۱۳۸۵، ج ۸، ص ۴۱۳-۴۱۴).

در اینجا به نقش مبانی انسان شناسی، در ترسیم اصول اصلی سبک زندگی سیاسی بر اساس محورهای مطرح شده می پردازیم. این اصول، در شیوه های مواجهه با مهم ترین وظایف حاصل از باور به آن مبانی تبلور می یابد. لازم به یادآوری است، آنچه در مورد آثار مبانی انسان شناسی بیان می شود، با یکدیگر هم سنخ و در ارتباط و تأثیرگذاری متقابل اند؛ اما تفکیک آنها از یکدیگر از این جهت است که نقش پیش فرض های موضوع سرشت انسانی، بیشتر ناظر به تأثیر کارکرد جنبه های فطری و تکوینی نفس انسانی در زندگی سیاسی است و آنچه در مورد نقش پیش فرض های موضوع سرنوشت انسانی مطرح می شود، ناظر به آثار بهره مندی انسان از آن خصوصیات فطری و کارکرد استفاده از اراده و اختیار است.

۲. تأثیر پیش فرض های امام در موضوعات انسان شناسی بر سبک زندگی سیاسی

هر یک از موضوعات سه گانه فوق، آثاری بر سبک زندگی سیاسی دارند که در ادامه بدان ها می پردازیم.

۱-۲. تأثیر پیش فرض های امام در موضوع سرشت انسان در سبک زندگی سیاسی

پیش فرض های امام در موضوع سرشت انسان، بر سبک زندگی سیاسی ایشان تأثیر داشته است که برخی از این تأثیرات عبارتند از:

۱-۱-۲. وجود الهی انسان، خاستگاه بهره مندی از تعالیم وحی

سرشت الهی انسان، حقیقی ترین جلوه رحمت حضرت حق است. با این سرشت، انسان شایسته انتخاب عالی ترین مرتبه سیاست، یعنی سیاست الهی در سبک سیاسی است. این امر، جز در سایه هدایت بُعد واقعی انسان نفس تحقق نمی یابد. این هدایت، در ضمن حاکمیت قوانین الهی در زندگی آنها به منصه ظهور می رسد؛ چرا که اکثریت مردم، به واسطه متأثر شدن از غلبه قوای مادی نفس و نرسیدن به ولادت دومین، شایستگی و حق قانونگذاری ندارند، بلکه به وزان مدیریت همه ذرات عالم، قانون گذاری در زندگی انسان ها نیز تنها محصور به خدای تعالی است (همان، ج ۵، ص ۳۸۷- ۳۸۸؛ ج ۱۵، ص ۴۹۳). افزون بر این، وضع مجموعه قانون الهی برای اصلاح و هدایت جامعه، به تنهایی صلاحیت ندارد و جهت عملیاتی شدن نظام معرفتی و تربیتی دین، نیاز به قوه اجرایی (حاکم الهی) در کنار جعل آن قوانین است (همو، ۱۳۸۱، ص ۲۵-۳۷؛ همو، ۱۳۸۵، ج ۳، ص ۳۴۹؛ ج ۱۵، ص ۵۰۴).

در ادوار زندگی بشر، انبیا علاوه بر ابلاغ تکالیف الهی و اتمام حجت بر بندگان (همو، ۱۴۲۷ق، ج ۲، ص ۲۱)، مکلف به حضور و دخالت در عرصه های اجتماعی برای به فعلیت رسانیدن همه قوای پنهانی و استعدادهای نهفته نفوس انسانی (همو، ۱۳۷۱، ص ۲۳۷؛ همو، ۱۳۸۵، ج ۴، ص ۱۷۵)، مرتفع نمودن حجاب های فطرت انسانی در مسیر نیل به خدا (همو، ۱۳۷۹، ص ۸۷)، تربیت بشر به شیوه خاص الهی با تربیت ابعاد غیرمادی او (همو، ۱۳۸۵، ج ۴، ص ۱۸۶؛ ج ۱۳، ص ۵۰۴) و تعلیم لوازم و شرایط صحیح زندگانی، مابعدالطبیعه بوده اند (همان، ج ۹، ص ۱۱). بدین ترتیب، رسالت آنان، تحقق بخشی ربوبیت الهی در هستی به طریق اجرای احکام الهی، در تمامی ساحات زندگی بشر بوده است (همو، ۱۳۷۲، ص ۲۶۵). در بین انبیا، پیامبر خاتم(ص) ریاست و حاکمیت تام بر جمیع امت های سابق و لاحق دارد، بلکه هم نبوت ها از شئون نبوت آن حضرت است (همو، ۱۳۸۶ الف، ص ۷۶). پیامبر اکرم (ص) نیز دارای دو شأن و دو سمت است: شأن مرجعیت دینی و سمت رهبری دینی و معنوی، و دوم شأن حکومتی و سمت رهبری سیاسی و اجتماعی؛ به طوری که لازمه موفقیت در رشد ابعاد انسانی و الهی بشر، بهره مندی از شأن سیاسی در جهت رهبری جامعه است (ر.ک: همو، ۱۳۸۱، ص ۲۵، ۷۱، ۷۲، ۸۳، ۱۲۸؛ همو، ۱۳۸۵، ج ۲۰، ص ۴۱۰). به عقیده شیعه، بر اساس ادله متعدد عقلی و نقلی، مجالی که پس از ختم نبوت، بر بشریت گشوده می شود، امامت نام دارد (ر.ک: همو، بی تا، ص ۱۳۲-۲۲۶؛ همو، ۱۳۸۱، ص ۴۵). ازآنجایی که ولایت، باطن نبوت است و جامعیت هر نبوتی به هر اندازه که باشد، امامت و نیابت از آن هم، به همان اندازه جامعیت دارد؛ ولایت اهل بیت(، ولایت ختمیه و جامع است (اردبیلی، ۱۳۸۱، ج ۲، ص ۲۴۵-۲۴۸). بدین ترتیب، حضرت رسول اصالتاً و جانشینان معصوم ایشان(ع) به طریق متابعت و تبعیت، به مثابه مصادیق حقیقی انسان کامل و تجلی خلافت و ولایت الهی هستند، بلکه اساس خلافت در همه عوالم انسانی، از همین خلافت سرچشمه می گیرد (همان، ص ۲۴۷؛ همو، ۱۳۸۶، ص ۲۷؛ همو، ۱۳۷۸، ص ۵۹).

از منظر امام، فقط فقه اسلام شایستگی ارائه نسخه واقعی زندگی بشر در عصر انقطاع وحی را دارد؛ نظامی که دربردانده قانون و معرف مجری آن است. فقه «قانون زندگی دنیوی و آخرتی انسان و مسیر تقرب به پروردگار بعد از علم به معارف» است (همو، ۱۳۸۴، ص ۱۲). بنابراین، با پایبندی به قوانین فقهی، تمامی احتیاجات و لوازم نیل به سعادت دو جهان، فراتر از محدودیت های زمانی و ملاحظات جغرافیایی برآورده خواهد شد (همو، ۱۳۸۵، ج ۶، ص ۲۸۷؛ ج ۸، ص ۱۷۱، ج ۱۲، ص ۴۲۲؛ ج ۲۰، ص ۹۳ و ۲۴۹). به همین دلیل، موضوعات و مقررات اجتماعی سیاسی اسلام، بیش از صد برابر قوانین عبادی آن است (همو، ۱۳۸۱، ص ۱۱). مجری این قانون نیز این گونه تعریف می شود که ولایت، دارای مراتب است (ر.ک: همو، بی تا، ص ۳۹-۴۱). پس از معصومین، انسان تکامل یافته در پرتو هدایت و تربیت انسان کامل، به همان اندازه ای که کمالات و ویژگی های نیک را تحصیل کرده باشد، از مراتبی از ولایت بر دیگران برخوردار می گردد. سالک متکامل نیز پس از طی مراحل خودسازی عرفانی و برانداختن حجاب ها، به مقامی در طول مقام انسان کامل می رسد. او در این مرحله، در راستای ادای دو رسالت هدایت عقیدتی و تدبیر اجتماعی سیاسی، به دستگیری از خلق و هدایت آنها به سوی سعادت دو جهانی نائل می شود (همو، ۱۳۸۶ الف، ص ۸۸ -۸۷؛ همو، ۱۳۸۵، ج ۱۸، ص ۲۰۶).

امام، در روش اجرای سبک زندگی سیاسی الهی، در نخستین تجربه نظام سازی بر اساس فقه سیاسی شیعه در عصر غیبت، در مقام نظر و عمل به صورت توأمان، فقهی را تئوری واقعی و کامل اداره زندگی انسان تئوریزه کرد که دستورالعمل حکومت قرار می گیرد و نظام سیاسی، مبتنی بر آن پایه ریزی می شود. با تأسیس نظام حکومتی انسان متکامل که از آن به ولایت فقیه جامع الشرایط تعبیر می شود، قلمرو عینی اجرای شریعت الهی در قالب اعمال روابط کاربردی اقتصادی، حقوقی، اجتماعی، سیاسی و غیره در تدبیر بشر، به منصه ظهور می رسد (همو، ۱۳۸۸ ج، ج ۲، ص ۶۱۷ و ۶۱۸؛ ضیایی فر، ۱۳۹۲، ص ۳۴۳).

۲-۱-۲. اقامه عدل و اجتناب از ظلم در پرتو وجود الهی انسان

خلقت رحمانی انسان، ایجاب می کند بتوان انسان ها را حول محور «اقامه عدل» و «اجتناب از ظلم» جمع نمود؛ چراکه انسان ها از ظلم و قساوت به طور فطری متنفر هستند و از رحمت و رأفت، لذت می برند (موسوی خمینی، ۱۳۷۷، ص ۲۴۰-۲۴۲). به حسب خلقت نخستین بشر، مهربانی بر هر موجود صاحب حیاتی، در نهاد انسان به ودیعه گذاشته شده است. ازاین رو، جبهه اهل توحید، باید تلاش کنند تا از این خصوصیت بهره ببرند و از عناصری همچون «مبارزه با ظلم» و «استیفای حق مظلوم از ظالم»، به عنوان یک زبان مشترک، قابل پذیرش و دائمی در همه دنیا استفاده کنند. از این طریق، عواطف اشخاص، ملت ها و دولت ها را نسبت به ظلم حاکم بر دنیا بر انگیزانند. این اقدام، در مواجهه با دولت های غاصب و مستبد داخلی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *