توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل مبانی تربیتی در دعای ابوحمزه ثمالی!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مبانی تربیتی در دعای ابوحمزه ثمالی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مبانی تربیتی در دعای ابوحمزه ثمالی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل مبانی تربیتی در دعای ابوحمزه ثمالی شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مبانی تربیتی در دعای ابوحمزه ثمالی استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مبانی تربیتی در دعای ابوحمزه ثمالی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل مبانی تربیتی در دعای ابوحمزه ثمالی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مبانی تربیتی در دعای ابوحمزه ثمالی حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مبانی تربیتی در دعای ابوحمزه ثمالی به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی تربیتی در دعای ابوحمزه ثمالی :
مقدمه
انسان به عنوان اشرف مخلوقات، دارای زمینه های رشد و کمال می باشد که خداوند در وجود وی به ودیعه نهاده است. انسان آفریده شده است تا به مقام خلیفه اللهی برسد و مظهر اسماء و صفات الهی گردد و این هدف جز با تربیت دینی و اخلاقی ممکن نیست. تربیت یکی از مؤثرترین عوامل در شکل گیری شخصیت انسان است و چنان چه مبنای نظری آن ازصحّت کامل برخوردارباشد، فرد و جامعه می توانند از آثار و پی آمدهای مطلوب و مثبت آن، بهره های فراوان ببرند.
از دیدگاه اسلام و مکتب تشیع، بهترین راه تربیت انسان، پیروی ازوحی الهی و سنّت معصومین (علیهم السلام) بوده که مبتنی بر شناخت حقیقت انسان و همه نیازها و ابعاد وجودی او می باشد. دعا و نیایش که از فروع اسلام می باشد مانند اصول اعتقادی مکتب اسلام نیز اساس تعلیم و تربیت اسلامی را تشکیل می دهد. دعای سحر امام سجاد (علیه السلام) که معروف به دعای ابوحمزه ثمالی است، نیز دربردارنده مبانی تعلیم و تربیت اسلامی می باشد.
گرچه درکتب و تحقیقات بسیار زیادی به بررسی ادعیه پرداخته شده و جنبه های مختلف دعاها تبیین گردیده است، اما در مقاله حاضر با استفاده از منابع موجود، به طور خاص به بررسی مبانی تربیتی دردعای ابوحمزه ثمالی پرداخته شده است.
زندگی ابوحمزه ثمالی
ابوحمزه ثمالی، یکی از برجسته ترین شاگردان ائمه اطهار (علیهم السلام) در زمان خویش بود. اوعالمی متّقی و پرهیزگار بود که در مکتب اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) تربیت یافت وحامل علوم ومعارف آنان گشت. (احمدی، ۱۳۸۴، ص۶۷)
از این انسان وارسته در منابع اسلامی تحت این عناوین یاد شده است:۱ – ثابت بن دینار (الطوسی، ۱۴۱۷ه.ق، ص۹۰)؛ ۲-ابوحمزه ثمالی؛ ۳-ثابت بن أبی صفیّه (نجاشی، ۱۴۰۸ه.ق، ج۱، ص۲۸۹)
کنیه وی را ابوحمزه (التستری، ۱۴۱۰ه.ق، ص۴۴۷) و ابوصفیّه (الموسوی الخوئی، ۱۴۱۳ه ق، ج۴، ص۲۹۲)گفته اند. محل تولد وی را کوفه دانسته اند. از تاریخ ولادت وی و شرح کامل زندگانیش اطّلاعات زیادی در دست نیست. نسب وی را به خاندانی شیعی به نام آل ابی صفیّه که در کوفه در سده های اول و دوم می زیسته اند، رسانده اند. از مشهورترین چهره های آل ابی صفیّه، ابوحمزه ثمالی می باشد. ازسرسلسله این خاندان یعنی ابوصفیّه ثمالی اطّلاعی در دست نیست. همین اندازه معلوم است که وی در سده نخست هجری در کوفه می زیست. برخی وی را از موالی آل مهلّب دانسته اند؛ اما اغلب نویسندگان شیعی، این ولاء را برای وی و خاندانش نپذیرفته اند. (کاظم موسوی بجنوردی، ۱۳۸۳، ج۱، ص۵۵۱)
صدوق در مشیخهالفقیه وعلامه حلّی در خلاصهالاقوال و جمعی دیگر از علمای رجال او را عربی و از بنی ازد گفته اند. (امینی، ۱۳۸۷، ص۴۰) صدوق وی را از بنی ثعل (از تیره های فرعی قبیله ازد) یا بنی طی دانسته است. شهرتش به ثمالی از آن روست که چندی در عشیره بنی ثمال (ازتیره های فرعی قبیله ازد) می زیسته است. (الموسوی الخوئی،۱۴۱۳ه ق، ج۴، ص۲۹۴)
ابوحمزه ثمالی دوران چهار امام شیعی؛ علی بن الحسین (علیه السلام)، محمدبن علی (علیه السلام)، جعفربن محمد (علیه السلام) و موسی بن جعفر (علیه السلام) را درک کرده است و از اصحاب خاص آنان و ثقه و مورد اعتماد آنان در روایت و حدیث به شمار می آمده است. (نجاشی، ۱۴۰۸ه.ق، ج۱، ص۲۸۹؛ تستری،۱۴۱۰ه.ق، ص۴۴۷)
با اینکه ابوحمزه از راویان موثّق شیعی است به طوری که خبر واحد او را معتبر می شمارند؛ اما برخی از علمای رجال اهل سنت، ابوحمزه را «ضعیف»، «واهی الحدیث»، «أقرب الی الضعف»، «لایحتجّ به» و«لیّن » دانسته اند و گاهی علت این امر را غلوّ او در تشیّع و یا اعتقاد به رجعت ذکرکرده اند. (موسوی بجنوردی، ۱۳۸۳، ج۱، ص۵۵۱) ابوحمزه نزد ائمه، منزلتی بزرگ داشت، ازامام صادق (علیه السلام) روایت شده است که فرمودند؛ ابوحمزه در زمان خودش مثل سلمان در زمانش بوده است. (نجاشی، ج۱، ۱۴۰۸ه.ق، ص۲۸۹) و امام رضا (علیه السلام) او را لقمان زمان خودخوانده است. (تستری،۱۴۱۰ه.ق، ص۴۴۷)
در«معجم رجال الحدیث» آقای خوئی آمده است:
کشی در یکی از احادیث خویش از قول ابی بصیر نقل می کند؛ ابوبصیر می گوید؛ نزد امام صادق (علیه السلام) رفتم، ایشان گفتند؛ ابوحمزه ثمالی چه می کند؟ گفتم: کمی ناخوش و بیمار است. امام فرمود: زمانی که بازگشتید سلام مرا به وی برسانید و به او بگوئید که در فلان ماه و فلان روز از دنیا خواهد رفت. عرض کردم: قربانت گردم به خدا سوگند به او خو گرفته بودیم و او از شیعیان شما بود. حضرت فرمود: راست می گویی اما آنچه در نزد ماست برای او بهتراست. عرض کردم: آیا شیعیان شما در آن دنیا نیز همراه شمایند؟ حضرت فرمود: هر کس پروای از خداوند داشته باشد و از پیامبرش تبعیت کند و از گناهان پرهیز نماید؛ پس او با ما و در جایگاه ماست. ابوبصیر می گوید؛ هنگامی که بازگشتیم، مدتی نگذشت که ابوحمزه در همان زمانی که امام فرموده بودند درگذشت. (الموسوی الخوئی،۱۴۱۳ه ق، ج۴، ص۲۹۴)
درباره سال وفات وی اختلاف است. اغلب سال مرگش را ۱۵۰ ه.ق ذکرکرده اند. (نجاشی، ۱۴۰۸ه.ق، ج۱، ص۲۸۹؛ تستری، ۱۴۱۰ ه.ق، ص۴۴۷، الموسوی الخوئی، ۱۴۱۳ه ق، ج۴، ص۲۹۴) اگراین مطلب صحیح باشد او محضر امام کاظم (علیه السلام) را درک نکرده است. درصورتی که طبق روایاتی که وارد شده است او برهه ای ازعصر امام کاظم (علیه السلام) رادرک کرده است؛ اما چون بسیاری از اقوال او را حسن بن محبوب روایت کرده و وی طی سالهای ۱۴۹ تا ۲۲۴ ه ق می زیسته است نتیجتاً وی هنگام مرگ ابوحمزه، بیش از یک سال نمی توانست داشته باشد. لذا این سؤال مطرح می شود که چگونه وی از ابوحمزه سماع حدیث کرده است. از این رو در خصوص تاریخ مرگ وی تردید شده است. برخی عمر او را بالغ بر ۹۵ سال و تاریخ وفاتش را بعد از سنه ۱۵۰ ه.ق گفته اند. برخی مرگ وی را سنه ۱۶۵ ه.ق دانسته اند. عده ای حتی در خصوص این مطلب که وی زمان امام کاظم (علیه السلام) را درک کرده باشد، تردید کرده اند. (موسوی بجنوردی، ۱۳۸۳، ج۱، ص۵۵۱)
سند دعای ابوحمزه ثمالی
در اقبال الأعمال آمده است که در سحرگاه هر شب منادی از سوی خداوندگار برآورنده حاجات بدین معنا ندا درمی دهد که آیا درخواست کننده ای هست؟ آیا جوینده ای هست؟ ای طالب خیر، پیش آی و ای طالب شر کوتاه بیا. منادی الهی از سوی خداوند از اول تا آخر ماه رمضان ندا می کند. بنابراین مبادا از منادی خداوند روی بگردانی در حالی که او از تو می خواهد که در توان خود از گنجینه های خدا طلب کنی و توبه کمتر از آنچه تو را به سوی آن فرا می خواند نیازمندی. پس گشوده شدن درهای رحمت خداوندی و ندای منادی از سوی خدا را که همه اسباب به دست اواست، مغتنم بشمار و اگر گوش هایت صدای آن منادی رانمی شنود، چنانچه تسلیم مولایت خداوندگار دنیا و آخرت است باشی و او را تصدیق کنی، قطعاً گوش عقل و دل تو آن را خواهد شنید. حضرت علی بن الحسین سیدالعابدین در ماه رمضان تمام شب را نماز می خواند و وقت سحر این دعا را قرائت می کرد. (ابن طاووس، ۱۴۱۴ه.ق، ج۱، ص۱۵۶)
مفهوم مبانی تربیت
واژه مبانی، جمع مبنا و در لغت به معنای بنیان، پایه، اساس، بنیاد است. (دهخدا، ۱۳۷۳، ج۱۲، ص۱۷۷۵۸) درمقاییس اللغه آمده است: «بنی:الباءوالنون والیاءأصلٌ واحدٌ،و هو بِناءُالشیءِ بِضمِّ بعضه الی بعضٍ. » (ابن فارس زکریا، ۱۳۸۷، ص۱۲۰) ریشه این کلمه باء و نون و یاء است و به معنای ساختار چیزی با ضمیمه کردن اجزاء به یکدیگراست.
در کتاب التحقیق فی کلمات القرآن الکریم آمده است: «إنّ الأصلَ الواحد فی هذهِ المادّه: هو ضمُّ أجزاء و موادّ بعضها إلی بعض لیتحصّل بناء علی هیئهٍ مخصوصهٍ، مادّیه أو معنویّه.» (مصطفوی، ۱۳۷۴، ج۱، ص۳۴۴)
معنای اصلی این وازه ضمیمه سازی اجزاء و مواد و عناصر خاص به یکدیگر به منظور پیدایش ساختار ویژه، با کیفیت و هیئت خاص است، خواه آن ساختار مادی و یا معنوی باشد. بنابراین آنچه موجب پیدایش ساختار شیئی می گردد مبانی و پایه های آن به شمار می آید. (بهشتی، ۱۳۸۷، ص۲۷)
درعلوم تربیتی، معانی گوناگونی برای مبانی گفته شده است. برخی گفته اند: «مبانی تعلیم و تربیت از موقعیت آدمی و امکانات و محدودیت هایش و نیز از ضرورت هایی که حیاتش همواره تحت تأثیر آن هاست، بحث می کند.» (شکوهی، ۱۳۶۹، ص۶۱) بعضی دیگر، مبنا را مترادف اصل دانسته و وجه تمایزی برای آن هابیان نکرده اند.(احمدی، ۱۳۸۴، ص۴۹)
یکی ازنویسندگان، مبانی را این گونه تعریف کرده است: «مبانی تعلیم و تربیت، مجموعه قانون مندی های شناخته شده در علوم نظری، چون روان شناسی و جامعه شناسی است که تعلیم و تربیت بر آن هاتکیه دارد. (باقری، ۱۳۸۷، ج۲، ص۸۷)
در واقع مبانی تربیت ویژگی های عمومی انسان است که شاخه ای از توصیف انسان به حساب می آید و این ویژگی ها اولاً در مورد عموم انسان ها صادق هستند و ثانیاً به شکل قضایای حاوی «است» قابل بیان می باشند. (باقری، ۱۳۸۷، ج۲، ص۸۹)
مبانی تربیتی دردعای ابوحمزه ثمالی
گرچه دعای ابوحمزه ثمالی به شکل دعا از سوی امام سجاد (علیه السلام) صادر شده است، ولی به روشنی مبانی و اصول تربیتی از آن استنباط می شود. در ادامه، موارد مهم این مبانی بیان می گردد.
۱. حبّ ذات (خوددوستی)
یکی ازویژگی های فطری انسان که از جمله فایل پاورپوینت کامل مبانی تربیتی در دعای ابوحمزه ثمالی نیز به شمارمی آید، انگیزه حبّ ذات است. «حبّ ذات به این معناست که انسان در مرتبه ذات نفس، خویشتن خویش رادوست دارد.» (ابراهیمی فر، ۱۳۸۵، ص۴۲)
نخستین و اصلی ترین گرایشی که با اراده خدا در نهاد انسان قرارداده شده، حبّ ذات است. حبّ ذات، کششی است که انسان را به کار و تلاش امیدوار می کند و سبب می شود انسان برای سعادتش بکوشد. اگراین گرایش نبود، انگیزه ای نبود که انسان را به حرکت وادارد. (قطب، ۱۳۷۵، ص۱۸۶)
حبّ ذات یا خوددوستی به صراحت در دعای ابوحمزه عنوان نشده است، ولی به صورت های مختلف به آن اشاره شده است. «درخواست هایی که امام برای رفع تنگدستی، سعادت، کمال، قدرت، نعمت و مانندآن ها از خداوند دارد، همه برخاسته از خوددوستی است و اینکه انسان همیشه به دنبال خوبی ها بوده و از ناراحتی ها و سختی ها گریزان است. پس این ویژگی، امری فطری است و به خودی خود، مطلوب است.» (ابراهیمی فر، ۱۳۸۵، ص۴۳)
در تفسیرآیه: وَ إِنَّهُ لِحبِّ الْخیرِلَشَدِیدٌ (عادیات،آیه۸)، بعضی از مفسرین گفته اند: بعید نیست مراد از”خیر”، تنها مال نباشد، بلکه مطلق خیر باشد و آیه شریفه بخواهد بفرماید: حبّ خیر، فطری هرانسانی است. (طباطبایی، ۱۳۸۹، ج۲۰، ص۵۹۲)
امام سجاد (علیه السلام) در این دعای نورانی، درخواست هایی که بر این مبنا دارند، هم دنیایی است و هم اخروی. حضرت می فرمایند: اللَّهمَّ أَعْطِنِی السِّعَهَ فِی الرِّزْقِ وَالْأَمْنَ فِی الْوَطَنِ وَقُرَّهَ الْعَینِ فِی الْأَهْلِ وَالْمالِ وَالْوَلَدِ وَالصحَّهَ فِی الْجِسْمِ وَالْقُوَّهَ فِی الْبَدَنِ؛ خدایا از تو می خواهم که به من عطا کنی: گشایش در روزی، امنیت در وطن، نور چشم در خانواده و مال و اولاد، و تندرستی در جسم و توانمندی در بدن. وَ لاتُؤَاخِذْنِی بِأَسْوَإِ عَمَلِی؛ و به زشت ترین کردارم مرا سرزنش مکن. یا کرِیمُ بِهِ [وَبِمُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ] فَاسْتَنْقِذْنِی وَ برَحْمَتِک فخَلِّصْنِی؛ ای کریم، به حق کرمت و «به محمّد و خاندان محمّد» مرا رهایی بخش و به رحمتت مرا خلاص کن. وَاخْتِمْ لِی بِخَیرٍوَاکفِنِی مَا أَهَمَّنِی مِنْ أَمْرِ دُنْیای وَ آخرَتِی وَ لا تسَلِّطْ عَلَی مَنْ لایرْحَمُنِی؛ و برایم ختم به خیر فرما و مرا از آنچه که بی قرارم کرده از کار دنیا و آخرتم کفایت کن و کسی که مرا رحم نمی کند بر من چیره مساز. وَأَجِرْنَا مِنْ عَذَابِک وَارْزُقْنَا مِنْ موَاهِبِک وَأَنعِمْ عَلَینَا مِنْ فَضْلِک؛ و از عذابت نجات بخش و از مواهبت روزی کن و از فضلت برما انعام فرما.عَظِیمَ رَجَائِی لاتُخَیبْنِی إِذَا اشتَدَّتْ فاقَتِی وَلاتَرُدَّنِی لِجَهْلِی وَلاتَمْنَعْنِی لِقِلَّهِ صَبْرِی أَعْطِنِی لِفَقْرِی؛ ای بزرگ امیدم، زمانی که بیچارگی ام شدّت گیرد، محرومم مکن و به خاطر نادانی ام از درگاهت مران و به علت کم تابی ام از رحمتت دریغ مفرما، به جهت تهیدستی ام عطایم کن. فَلاتُحْرِقْنِی بِالنَّارِ؛مرا به آتش مسوزان. ارْحَمْ فِی هَذِهِ الدُّنْیا غُرْبَتِی وَعِنْدَ الْمَوْتِ کرْبتِی وَفی الْقَبْرِوَحْدَتِی وَفِی اللَّحْدِ وَحْشَتِیوَإِذَا نُشِرْتُ لِلْحسَابِ بینَ یدَیک ذُلَّ مَوْقِفِی در این دنیا به غربت و به گاه مرگ به سختی جان دادنم و در قبر به تنهایی ام و در لحد به هراسم رحم کن و زمانی که برای حساب در برابرت برانگیخته شدم و به خواری جایگاهم رحمت آور.
اساساً گرایش خوددوستی، خاستگاه تمام گرایش های دیگراست. به بیان استاد مصباح یزدی، حتی گرایش به خدا و محبت به خدا نیز در این گرایش نهفته است و از رهگذر حبّ ذات یا خوددوستی، ناآگاهانه نقش خود را ایفا می کند و سبب می شود انسان به مقاصد عالی برسد. البته این مرحله از خدادوستی، ابتدایی ترین مرحله آن به شمار می رود و مراحل بالاتر که معرفت شهودی است، با آگاهی کامل ترهمراه است. (مصباح یزدی، ۱۳۷۶، ج۲، ص۳۰)
بنابراین، خودوستی را باید یکی از ویژگی های مهم انسان دانست که خاستگاه رفتارهای انسانی اوست. حبّ ذات چیزی است که انسان را به سوی کمال می فرستد، اما اگر در مسیر انحرافی واقع شود به سوی انحصارطلبی، بخل و حسدو مانندآن پیش می رود. (مکارم شیرازی،۱۳۷۲، ج۲۵، ص۲۹)
۲. گرایش به جاودانگی
یکی دیگر از ویژگی های انسان که از مبانی تربیتی هم به شمارمی آید، گرایش به جاودانگی است. انسان در شرایط طبیعی می خواهد جاودانه باشد و تا ابد باقی بماند. حتی در مواردی که از سختی ها به تنگ آمده است و برای مثال، مرگش را از خدا می خواهد، به گونه ای، خلاصی از در دو بقای لذت را می جوید. (ابراهیمی فر، ۱۳۸۵، ص۵۲)
شهید مطهری می گوید: درانسان آرزوی خلود و جاویدان ماندن وجود داردو این آرزو مخصوص انسان است. آرزو فرع بر تصوّر آینده و آرزوی جاویدان ماندن، فرع بر اندیشه و تصوّر ابدیّت است و چنین اندیشه و تصوّری از مختصات انسان است. (مطهری،۱۳۸۲، ص۱۷۶)
امام سجاد (علیه السلام) نیز در دعای ابوحمزه ثمالی می فرمایند: وَ اجْعَلْنِی مِمَّنْ أَطَلْتَ عُمُرَهُ . ..وَ أَحْییتَهُ حَیاهً طَیبَهً فِی أَدْوَمِ السُّرُورِ؛ و مرا از کسانی قرارده که عمرش را طولانی کردی،…و او را به زندگانی پاکیزه زنده داشتی، در با دوام ترین خوشیها. اللَّهُمَّ أَعْطِنِی الْمُقَامَ فِی نِعَمِک عِنْدِی؛ خدایا از تو می خواهم که به من عطا کنی پایداری در نعمتهایی که نزد من است.
گرایش به جاودانگی، گرایشی فطری و طبیعی است که در نهاد و سرشت انسان قرار داده شده است و در اختیار انسان نیست. آنچه در زمینه این گرایش در اختیار انسان قرار دارد، جهت دادن به آن، تعیین مصداق برای آن، پی آمدهای آن و نوع رفتاری است که انسان تحت تأثیرآن برمی گزیند. این امور به سبب ویژگی اختیاری بودنشان، در حوزه تعلیم و تربیت قرار می گیرند. (ابراهیمی فر، ۱۳۸۵، ص۳۵)
ویژگی جاودانگی خواهی، یکی از مبانی تربیتی به شمارمی رود؛ زیرا خاستگاه بسیاری از رفتارهای پسندیده، مانند بندگی خدا، به جا آوردن رفتارهای نیک برای عالم آخرت و از میان رفتن رفتارهای ناپسندی همچون آرزوهای دراز، آزمندی و گناهان زیاد در انسان است. (ابراهیمی فر، ۱۳۸۵، ص۵۱)
۳. خداجویی
از مبانی تربیتی دیگر در دعای ابوحمزه ثمالی، انگیزه خداخواهی و خداجویی است. این گرایش و کشش درونی و جذبه معنوی در همه انسان ها، از هر نژاد و قبیله ای و از هر جنسی وجود دارد. همه انسان ها حتی بت پرستان مشرک و مادی گرایان از چنین جذبه معنوی وگرایش باطنی برخوردارند و در باطن، ذات خود را به نیروی مرموزی وابسته می دانند و در برابرش کنش می کنند. دل انسان نمی تواند بدون خدا آرام بگیرد، گرچه در تعیین مصداق، گاهی به خطامی رود. قرآن نیز پرستش و دینداری و توجه به خدا را یک امر فطری می داند. (امینی، ۱۳۸۷، ص۴۲)ومی فرماید:«فأَقِمْ وَجْهَک لِلدِّین حَنِیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَالنَّاسَ عَلَیها لاتَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِک الدِّینُ الْقَیمُ وَلکنَّ أَکثَرَالنَّاسِ لایعْلَمُونَ» (روم،آیه۳۰) پس روی خود را متوجّه آیین خالص پروردگارکن! این فطرتی است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده دگرگونی در آفرینش الهی نیست این است آیین استوار ولی اکثر مردم نمی دانند.
در حدیثی از زراره آمده است: «سَأَلْتُ أَبَاجَعْفَرٍ (علیه السلام) عَن قَوْلِ اللَّهِ عَزَّوَجَلَّ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَالنَّاسَ عَلَیهاقَالَ فَطَرَهُمْ عَلَی مَعْرِفَتِهِ أَنَّهُ رَبُّهُمْ وَ لَوْلَا ذَلِک لَمْ یعلَمُوا إِذَا سئِلُوا مَن رَبُّهُمْ وَ لَا مَن رَازِقُهُمْ» (مجلسی،۱۴۱۲ ه.ق، ج۲، ص۱۷۷)
ازامام باقرعلیه السلام درباره آیه «فِطْرَتَ اللَّه الَّتِی فَطَرَالنَّاسَ عَلَیها » سؤال کردم، فرمودند: خدا آن ها را بر معرفت و شناخت خودش آفرید و اگر چنین نبود وقتی از آن ها سؤال می شد پروردگار و رازق شما کیست؟ از جوابش آگاه نبودند. »
در تفسیر نمونه نیز آمده است: شواهد گوناگونی در دست است که فطری بودن”خداگرایی” بلکه مذهب را در تمام اصولش روشن می کند:
۱-دوام اعتقاد مذهبی و ایمان به خدا در طول تاریخ پر ماجرای بشر، خود نشانه ای بر فطری بودن آن است، چراکه اگر عادت بود، نه جنبه عمومی و همگانی داشت و نه دائمی و همیشگی بود، این عمومیت و جاودانگی آن دلیلی است بر اینکه ریشه فطری دارد.
۲- مشاهدات عینی در دنیای امروز نشان می دهد با تمام تلاش و کوششی که بعضی از رژیمهای استبدادی جهان برای محو مذهب و آثار مذهبی از طرق مختلف به خرج داده اند نتوانسته اند مذهب را از اعماق این جوامع ریشه کن سازند.
۳- کشفیات اخیر روانکاوان و روانشناسان در زمینه ابعاد روح انسانی شاهد دیگری بر این مدعا است، آنها می گویند: بررسی درباره ابعاد روح انسان نشان می دهد که یک بعد اصیل آن” بعد مذهبی” یا به تعبیر آنها” قدسی” و”یزدانی” است و گاه این بعد مذهبی را سرچشمه ابعاد سه گانه دیگر یعنی بعد “راستی ” (علم) و”نیکویی” و”زیبایی” دانسته اند.(مکارم شیرازی، ۱۳۷۲، ج۱۶، ص۴۲۴-۴۲۵)
پناه بردن انسان به نیروی مرموز ماورای طبیعی درگرفتاری ها و درخواست حل مشکلات و فرونشستن توفان های سخت زندگی ازدرگاه او نیز گواه دیگری بر اصالت این جاذبه درونی و الهام فطری است که در کنار شواهد دیگر، ما را به وجود چنین کشش نیرومندی در درون وجودمان به سوی خداآگاه می سازد. (ابراهیمی فر، ۱۳۸۵، ص۴۹) ازاین رو حضرت می فرمایند: بِک عَرَفْتُک وَأَنْتَ دَلَلْتَنِی علَیک؛ تو را به تو شناختم و تو مرا بر هستی خود راهنمایی فرمودی. مَعْرِفَتِی یا مَوْلای دَلِیلِی [دَلَّتنِی] علَیک؛ ای مولای من معرفتم راهنمایم به سوی توست.
۴. کمال جویی
یکی دیگر از مبانی تربیتی وویژگی های انسان در دعای ابوحمزه، کمال جویی است. انسان کمال جو، به دنبال نوعی افزایش کمّی یاکیفی و شکوفایی است و همیشه می کوشد کامل ترین مرتبه از هرکمالی را به دست آورد تا بهره وجودی اش بیشترشود. (ابراهیمی فر، ۱۳۸۵، ص۴۴)
آدمی به سوی کمال گرایش ذاتی دارد و در جست و جوی آن از جان مایه می گذارد؛ هرچند که در بیشتر موارد در مصادیق کمالی به خطا و اشتباه می رود، ولی این بدان معناست که کمال جویی ریشه در فطرت و غرایز انسانی دارد. هرانسانی می کوشد تا از نقص و کاستی در درون و برون خویش بکاهد و به سوی کمال و زیبایی برود. قرآن با توجه به این خواسته و گرایش ذاتی انسان و برای جلوگیری و کاهش اشتباه و خطا در تشخیص مصادیق، آدمی را به مصادیق عینی کمال توجه می دهد و با تبیین مصادیق کمال نما و یا ضد کمالی می کوشد تا انسان در مسیر درست کمالی قرارگیرد. (بهشتی، ۱۳۸۷، ص۳۹)
در تبیین قرآنی خداوند کمال مطلق است و هرکسی اگر بخواهد به کمالی دست یابد می بایست از او که پروردگار و پرورش دهنده هر موجودی در مسیر کمالی است و زمینه و بستر کمال را برای او فراهم می آورد، بهره جوید و به او و دستورهای وحیانی اش تمسک و اعتصام کند. از این رو خداوند هم مقصد کمال و هم مسیر کمال و هم عامل و موجب ایجاد کمال در اشخاص است.(امینی، ۱۳۸۷، ص۶۷)
امام سجاد (علیه السلام) در دعای ابوحمزه با درخواست هایی که از خداوند دارند، به این ویژگی اشاره کرده اند که می توان در مجموع دو دسته کمال را در نظر گرفت: یک-کمال مادی؛ دو-کمال معنوی. این دو امر در دعای امام آمد
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.