تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی مقاومت از دیدگاه اهل سنت، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی مقاومت از دیدگاه اهل سنت شامل 106 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی مقاومت از دیدگاه اهل سنت در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی مقاومت از دیدگاه اهل سنت با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی مقاومت از دیدگاه اهل سنت نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی مقاومت از دیدگاه اهل سنت هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی مقاومت از دیدگاه اهل سنت اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی فقهی مقاومت از دیدگاه اهل سنت :

مقدمه

دین اسلام نظام کامل و جامع است که در آن ابعاد مختلف زندگی بشر مورد بررسی قرار گرفته و تحقق نیازهای وی منوط به تبعیت از فرامین الهی دانسته شده است. یکی از برنامه های اسلام که حافظ جان، مال، نسل، آبرو و باور افراد است، مقاومت و جهاد است. دشمنان اسلام همواره در صدد نفوذ و برهم زدن معادلات جامعه اسلامی و فروپاشاندن تعادل اجتماعی و شخصیتی افرادند. جهاد و مقاومت به عنوان بازدارنده، نسخه ای است که شارع مقدس برای عموم مسلمانان تجویز نموده تا سلامت جامعه تضمین گردد.

در این پژوهش سعی بر آن است تا با نقد و بررسی آرای عالمان فقه و مفسران نکته بین، مبانی دینی و فقهی مقاومت مورد کنکاش و بررسی قرار گیرد. درابتدا لازم است مفهوم جهاد تبیین شود.

مقاومت و جهاد در راه خدا معنای گسترده ای دارد که اعم از قتال و غیر آن است. نخست به بررسی لغوی و اصطلاحی این واژه می پردازیم، سپس آموزه های قرآنی در این باب را به صورت مختصر بیان می کنیم.

جهاد در لغت و اصطلاح

جهاد به معنای تلاش و کوشش، معانی وسیعی در لغت و اصطلاح دارد که می تواند عملکرد افراد را جهت دهد.

جهاد در لغت

واژه ی «جهد» شامل حروف جیم، هاء و دال در اصل به معنای مشقّت است. گفته اند «مجهود» شیری است که چربی آن خارج شده باشد و این امر جز با مشقت و خستگی امکان پذیر نیست. )ابن فارس، بی تا، ج۱، ص۴۸۷.( «جهد الرجل» به معنای این است که فرد لاغر و نحیف شد. «جهد دابّته» نیز یعنی بر چهارپایش بیش از توانش بار گذاشت. «جهاد » هم زمین صاف و خشنی است که در نزدیکی آن هیچ تپه، گیاه و کوهی نباشد. (ابن منظور، بی تا، ج۹، ص۷۰۸-۷۰۹).

جهاد در اصطلاح

فقهای مذاهب اسلامی این مفهوم دقیق ارائه داده اند که مقاومت و جهاد، تعاریفی به برخی از آن ها اشاره می شود:

نویسنده بدائع الصنائع در تعریف این اصطلاح از دیدگاه احناف می نویسد:

«جهاد یعنی بذل توان و انرژی برای قتال در راه خدا به هر وسیله ممکن، اعم از جان و مال و زبان». (کاسانی، ۱۴۱۷ق، ج۷، ص۹۷).

از دیدگاه مالکیه جهاد به معنای مقاتله مسلمان با آن دسته از کفار است که عهد و پیمانی با مسلمانان ندارند، و هدف غایی از جهاد نیز اعلای کلمه الله است. (حطاب، ۱۹۹۵م، ج۳، ص۳۴۷ ). شوافع جنگ با کفار به منظور یاری و نصرت اسلام را جهاد می دانند. (جمل، بی تا، ج۵، ص۱۷۹). حنبلی ها نیز جهاد را محصور در قتال با کفار می دانند و جنگ با مسلمانان شورشی یا راهزن را از شمول تعریف جهاد خارج کرده اند». (بهوتی، ۱۴۰۲ق، ج۳، ص۳۲).

در میان تعاریف نقل شده، جمله کسانی جامع تر از دیگر موارد است؛ اما نکته مشهود این است که در تمام آن ها به یک جنبه از معنای جهاد اشاره شده و آن هم «قتال» است.

حقیقت جهاد یعنی به کارگرفتن نهایت تلاش در اموری که خیلی خواسته دل نیست. جهاد سه قسم است: جهاد با دشمن آشکار، جهاد با شیطان و جهاد با نفس. (زبیدی، ۱۹۶۵م، ج۷، ص۵۳۷). جهاد با نفس به معنای واداشتن آن به فرمان برداری از خداوند و بازداشتن نفس از نافرمانی اوامر الهی است.

آیه ۶۹ سوره عنکبوت ناظر بر همین گونه از جهاد است: «وَالَّذینَ جاهَدوا فینا لَنَهدِینَّهُم سُبُلَنا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحسِنینَ)[۱]. مفسران کلام الهی این آیه را مربوط به جهاد با نفس می دانند در سه بعد تشویق به طاعت، ترک معصیت و صبر بر فرامین الهی. (قرطبی، بی‎تا، ج۱۳، ص۳۶۵). فضاله بن عبید نقل می کند که پیامبر اکرم درحجه الوداع فرمودند: «مجاهد کسی است که با نفس خود در مسیر طاعت الهی جهاد کند».(ابن رجب، ۲۰۰۴،ج۲، ص۵۸۲). جهاد با شیطان نیز به معنای دفع القائات شیطانی اعم از شبهات و شهوات است. در آیه شش سوره فاطر حقیقت دشمنی شیطان بیان شده است: (إِنَّ الشَّیطَانَ لَکمْ عَدُوٌّ فاتَّخِذُوهُ عدُوًّا إِنَّمَا یدْعُو حِزْبَهُ لِیکونُوا مِنْ أَصحَابِ السعِیرِ)[۲].

از میان سه قسم جهاد، مورد اول را می توان هم معنای قتال دانست؛ پس میان جهاد و قتال رابطه عموم و خصوص مطلق است: جهاد، عام است و قتال، خاص.(ساعدی، ۱۳۹۳ ش، ص۳۱). بنابراین جهاد معنای گسترده ای دارد؛ حتی در معنای اول نیز ابعاد فراتر از درگیری فیزیکی را شامل می شود؛ مانند رویارویی با تهاجم فرهنگی و جنگ سایبری دشمنان. جهاد به معنای عام همواره در زندگی انسان جریان دارد مانند جهاد با نفس، اما جهاد به معنای قتال در سه حالت قابل فرض است:

۱. در رویارویی با کفّار و به هنگام شعله ور شدن جنگ: (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا لَقِیتُمُ الَّذِینَ کفَرُوا زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ. وَمَنْ یوَلِّهِمْ یوْمَئِذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِقِتَالٍ أَوْ مُتَحَیزًا إِلَی فِئَهٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِنَ اللَّهِ وَمَأْوَاهُ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمَصِیرُ).[۳] (انفال:۱۵-۱۶)

۲. هنگام یورش دشمن خارجی به دیار مسلمانان: (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا قَاتِلُوا الَّذِینَ یلُونَکمْ مِنَ الْکفَّارِ وَلْیجِدُوا فِیکمْ غِلْظَهً وَاعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقِینَ). (توبه:۱۲۳)[۴]

۳. درصورت دستور ولی امر به جهاد: (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا اسْتَجِیبُوا لِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکمْ لِمَا یحْییکمْ)[۵]. (انفال»۲۵)

با توجه به اینکه سیاق آیات پیش از این آیه درباره جهاد است (و به طور کلی سوره انفال به مبحث جهاد بیشتر تمرکز دارد) می توان جهاد را حیات بخش دانست (براساس تعبیر قرآنی).

علاوه بر آیات یادشده، روایات متعددی نیز از رسول اکرم (ص) در باب وجوب جهاد نقل شده که به برخی از آن ها اشاره می کنیم:

از ابوهریره نقل است که پیامبر فرمودند:

«مأمور شده ام با مردم بجنگم تا به وحدانیت خداوند گواهی دهند. کسی که لا إله الا الله بگوید، جان و مالش در امان است». (عسقلانی، ۲۰۰۳م، ج۱، ص۷۶ ).

انس (رضی الله عنه) نیز از پیامبر اسلام ( نقل می کند که ایشان فرمودند:

«با مشرکان به وسیله مال و جان و زبان خود جهاد کنید». (ابوداود، بی تا، ج۳، ص۱۶).

از اهمیت و جایگاه جهاد در منابع حدیثی همین بس که در اغلب کتب صحیح، بخشی با عنوان کتاب الجهاد وجود دارد.

در میان فقهای اسلامی نیز هیچ گونه اختلاف نظری درباره مشروعیت مقاومت و جهاد وجود ندارد و اجماع علما بر مشروع بودن این ضرورت دینی بنا نهاده شده است؛ اما در دو زمینه م فقها اختلاف نظر دارند:

مقاومت و جهاد، واجب یا غیرواجب

جمهور فقها بر این باورند که مقاومت و جهاد واجب است؛ اما تعدادی چون عطاء، عمروبن دینار، سفیان ثوری و طبق نقل، ابن عمر قائل به واجب بودن مقاومت و جهاد نیستند.

قائلین به وجوب مقاومت و جهاد به آیات و احادیث نبوی استناد می کنند، به ویژه آیه ۲۱۶ سوره بقره: (کُتِبَ عَلَیکمُ الْقِتَالُ وَهُوَ کرْهٌ لَکمْ وَعَسَی أَنْ تَکرَهُوا شَیئًا وَهُوَ خَیرٌ لَکمْ وَعَسَی أَنْ تُحِبُّوا شَیئًا وَهوَ شرٌّ لَکمْ وَاللَّهُ یعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ)[۶]. «کُتب» در این آیه به معنای «فُرض » تلقی کرده اند.

همچنین آیه ۲۴۴ سوره بقره: (وَ قَاتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ وَاعلَمُواْ أَن اللّه سَمِیعٌ عَلِیمٌ)[۷] با این توضیح که «قاتلوا» امر است و تا زمانی که چیزی آن را از افاده ی وجوب ساقط نکند، دلالت بر وجوب دارد و ازآنجاکه هیچ قید دیگری وجود ندارد که مانع دلالت برو وجوب شود، این واژه افاده ی وجوب می کند. (زحیلی، ۱۹۹۱م، ج۲، ص۲۱۶). حدیث انس(رضی الله عنه) که پیشتر نقل شد نیز یکی از استنادات روایی جمهور علماست؛ چون صارفی بر امر وارد نشده و معنای وجوب آن پابرجاست.

گروه دوم نیز برای اثبات نظریه خود مبنی بر واجب نبودن مقاومت و جهاد به آیات و روایاتی استناد می کنند. نظر این عده درباره مدلول معنایی «کتب» چیزی غیر از «فُرض» است. اینان معتقدند اینجا امر به وجوب جهاد نیست، بلکه امر به استحباب است. قرینه این برداشت را آیه ۱۸۰ سوره بقره می دانند که درباره وصیت می فرماید: (کتِبَ علَیکمْ إِذَا حَضَر أَحَدَکمُ الْمَوْتُ إِنْ تَرَک خَیرًا الْوَصِیهُ لِلْوَالِدَینِ وَالْأَقْرَبِینَ بِالْمَعْرُوفِ حَقًّا عَلَی الْمُتَّقِینَ).[۸] فقها معتقدند «کتب» در این آیه امر به استحباب است، نه وجوب. (قرطبی، بی‎تا، ج۲، ص۲۶۳). جمهور علما در پاسخ فرموده اند که امر مادامی دلالت بر وجوب می کند که مانعی پدید نیاید. در آیه وصیت، پررنگ تر شود وجوب بر اساس سنت نبوی ثابت است؛ چراکه پیامبر ( فرموده اند: (إن الله قد أعطی کل ذی حق حقه؛ فلا وصیه لوارث(. (آلبانی،۱۴۲۰ق، ج۲، ص۴۲۹). همچنین در آ یاتی «کُتب» دلالت بر وجوب دارد و مانعی هم سر راه وجوب نیست مانند آیه روزه: (یا أَیهَا الَّذینَ آمَنوا کتِبَ عَلَیکمُ الصِّیامُ کما کتِبَ عَلَی الَّذینَ مِن قَبلِکم لَعَلَّکم تتَّقونَ).[۹] (بقره۱۸۳)

از جمله استنادات مخالفان وجوب مقاومت و جهاد حدیث ابن‎عمر است که در آن از پیامبرارکان پنج‎گانه اسلام را نقل کرده است: شهادتین، برپا داشتن نماز، پرداخت زکات، حج و روزه ماه رمضان. (مسلم، ۲۰۰۲ م، ص۳۴ ). رسول خدا ( فرائض را در این حدیث بیان کرده و هیچ سخنی از مقاومت و جهاد به میان نیاورده لذا مقاومت و جهاد فرض نیست. (جصاص، ۱۹۹۴م، ج۳، ص۱۴۹). در پاسخ این استناد گفته شده که موارد پنج گانه مصرح در، حدیث ناظر به اموری است که فرض عین(واجب عینی) هستند، نه تمام فرائض؛ شاهدش اینکه در حدیث از مواردی چون امر به معروف و نهی از منکر و غسل، تکفین و تدفین اموات نیز سخن به میان نیامده است؛ در حالی که فرض(واجب) کفایی هستند. قضیه مقاومت و جهاد نیز به همین صورت است. (همان، ص۱۴۶). پاسخ دیگری که علما داده اند، این است که حدیث مذکور پیش از وجوب مقاومت و جهاد از پیامبر ( نقل شده است؛ لذا با وجوب مقاومت و جهاد در تعارض نیست. با توجه به موارد مطروح به نظر می رسد رأی جمهور مبنی بر وجوب مقاومت و جهاد ارجح بر رأی دیگر فقهاست.

مقاومت و جهاد، واجب عینی یا کفایی؟

پس از اثبات وجوب مقاومت و جهاد، با اختلاف نظر دیگری مبنی بر عینی یا کفایی بودن مقاومت و جهاد مواجه می شویم. در این باب سعیدبن مسیّب معتقد است مقاومت و جهاد واجب عینی است و باید همگان به آن مبادرت ورزند؛ اما جمهور فقها معتقدند فریضه مقاومت و جهاد واجب کفایی است.

آنچه باعث اختلاف نظر در این زمینه شده، قرائت های مختلف از آیات ۳۸، ۳۹ و ۴۱ سوره توبه است: (یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ مَا لَکمْ إِذَا قِیلَ لَکمُ انفِرُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ اثَّاقَلْتُمْ إِلَی الأَرْضِ أَرَضِیتُم بِالْحَیاهِ الدُّنْیا مِنَ الآخِرَهِ فَمَا مَتَاعُ الْحَیاهِ الدُّنْیا فِی الآخِرَهِ إِلاَّ قلِیلٌ)[۱۰]؛ (إِلَّا تَنْفِرُوا یعَذِّبْکمْ عَذَابًا أَلِیمًا وَیسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَیرَکمْ وَلَا تَضُرُّوهُ شَیئًا وَاللَّهُ عَلَی کلِّ شَیءٍ قَدِیرٌ)[۱۱] و (انْفِرُوا خِفَافًا وَثِقَالًا وَجاهِدُوا بأَمْوَالِکمْ وَأَنْفُسِکمْ فِی سَبِیلِ اللَّهِ ذَلِکمْ خَیرٌ لَکمْ إِنْ کنْتُمْ تَعْلَمُونَ)[۱۲]. آنچه ظاهرآیات ذکرشده، نشانگر عینی بودن این فریضه است و همگان را در بر می گیرد و هیچ فرقی میان پیر و جوان و سواره و پیاده و پیشه ور و… وجود ندارد. (جصاص همان،ص۱۵۰-۱۵۱). اما جمهور به این نظر با آیات و احادیث پاسخ می دهند.

یکی از آ یاتی که جمهور علما در رد نظریه عینی بودن مقاومت و جهاد به آن استناد می کنند، آیه ۱۲۲ سوره توبه است که در آن کفایی بودن مقاومت و جهاد قابل فهم است. خداوند متعال در این آیه می فرماید: (وَمَا کانَ الْمُؤْمِنُونَ لِینْفِرُوا کافَّهً فَلَوْلَا نَفَرَ مِنْ کلِّ فِرْقَهٍ منْهُمْ طَائِفَهٌ لِیتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَلِینْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذَا رَجَعُوا إِلَیهِمْ لَعَلَّهُمْ یحْذَرُونَ)[۱۳].

اگر بنا باشد تمام مسلمانان در صفوف جهاد حاضر شوند، مقدرات و ملزومات جامعه اسلامی معطل می ماند؛ ازاین رو خداوند منّان فرموده است که تعدادی در این مسیر گام بردارند و عده ای هم در سنگر علم و دانش حضور یابند.

آیه دیگری که مستمسک جمهور علما در تبیین کفایی بودن مقاومت و جهاد است، آیه ۹۵ سوره نساء است که می فرماید: (لاَّ یسْتَوِی الْقَاعِدُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ غیرُ أُوْلِی الضَّرَرِ وَالْمُجَاهِدُونَ فِی سَبِیلِ اللّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ عَلَی الْقَاعِدِینَ دَرَجَهً وَکلاًّ وَعَدَ اللّهُ الْحُسْنَی وَفَضَّلَ اللّهُ الْمُجَاهِدِینَ عَلَی الْقَاعِدِینَ أَجْرًا عَظِیمًا)[۱۴]. در این آیه مبارکه سخن از مقایسه میان مجاهدان و قاعدان است، این مقایسه میان دو طیفی صورت گرفته است که هر دو مورد تأیید هستند؛ زیرا در ادامه خداوند هر دو را به سرانجام نیک مژده و وعده می دهد و تصریح می کند که پاداش مجاهدان بیشتر و مقامشان والاتر است. اگر بنا بود مقاومت و جهاد فرض عین باشد، دیگر وعده نیکو موضوعیت نمی یافت، بلکه قائدان بایستی باید با عقاب و عذاب مورد عتاب قرار می گرفتند، زیرا ترک واجب عینی گناه است و مرتکب آن نافرمان است؛ (جصاص همان،ص۱۵۰-۱۵۱). لذا وقتی که خداوند با ادبیاتی متفاوت سخن گفته و هر دو را وعده نیکو داده، معلوم می شود که مقاومت و جهاد واجب کفایی است.

در روایات نیز نشانه هایی از کفایی بودن مقاومت و جهاد وجود دارد. ابوسعید خدری نقل می کند که پیامبر (ص) نماینده ای به سوی بنی لحیان فرستاد و این گونه فرمود:

«از هر دو نفر یکی عازم جهاد شود ». سپس درمورد کسی که باقی می ماند، فرمود: «هر کس که در خانه می ماند اگر با خانواده و مال مجاهد به نیکی رفتار کند، نصف پاداش مجاهد نصیب وی می شود ». (مسلم، ۲۰۰۲، ص۱۰۱۶).

طبق این حدیث اگر مقاومت و جهاد واجب عینی بود، پیامبر (ص) اصحاب را در جهاد مخیر به حضور یا عدم حضور در جهاد نمی کرد.

برخی از علما فراتر رفته و حتی قائل به اجماع بر واجب کفایی بودن مقاومت و جهاد شده اند. ابن رشد مالکی از جمله افرادی است که تصریح دارد علما بر واجب کفایی بودن مقاومت و جهاد اتفاق دارند و آن را واجب عینی به شمار نمی آورند. (ابن رشد، ۲۰۰۴، ج۲، ص۱۴۳). نویسنده مفاتیح الغیب نیز می گوید: «اجماع بر این دایر شده که جهاد از جمله واجبات کفایی است. (رازی، ۱۴۲۰، ج۶، ص۳۸۴).

همان گونه که بیشترگفتیم مطابق با نظر جمهور، مقاومت و جهاد واجب کفایی است و چنانچه حضور تعدادی از مسلمانان در این امر ضامن اهداف اسلام باشد، نیاز به حضور همگانی مسلمانان نیست. در تبیین حدود کفایی بودن جهاد بر این باورند که اگر آغازگر جهاد مسلمانان باشند و هدف دعوت غیرمسلمانان به اسلام یا منقاد کردن آنان نسبت به حکومت اسلامی باشد، آن گاه جهاد واجب کفایی است. در کتب فقهی این مسئله با عبارت «هو فرض کفایه… ابتداءً، وإن لم یبدؤونا» بیان شده است. (ابن عابدین، ۱۲۸۶ق، ج۳، ص۳۳۷). نووی نیز ضمن تقسیم بندی کافران می نویسد:

«کافران دو دسته اند : اگر در سرزمین خود بودند و قصد حمله به سرزمین اسلامی را نداشتند، در این حالت جهاد واجب کفایی است ». (شربینی، ۱۹۹۳، ج۴، ص۲۹۹).

ما زمانی که دشمن به سرزمین اسلامی حمله کند، دفاع برای کسانی که مورد تعرض قرارگرفته اند واجب عینی است؛ زیرا در خط مقدم رویارویی با دشمنان اسلام قرار دارند، و نباید عرصه را برای نفوذ متجاوزان باز گذاشت. ابن عابدین ضمن تصریح این نکته می افزاید:

«اما آن عده از مسلمانان که به دور از دشمن هستند، این واجب برایشان در حکم کفایی است؛ تا اگر نیازی به حضورشان نبود، بتوانند میدان را رها کنند». (ابن عابدین، ۱۲۸۶ق، ج۳، ص۳۳۹ ).

«مراد این است که اگر مسلمانانی که به آن ها هجوم شده اند، توان دفع دشمن را داشته باشند، برای دیگر مسلمانان حضور در مقاومت و جهاد، واجب کفایی است. اما اگر شرایط به گونه ای بود که مدافعان سرزمین اسلامی توان مقابله را نداشتند یا تعدادشان کم بود، در این صورت به تصریح فقها قطعاً مقاومت و جهاد واجب عینی می شود. (همان، ص۳۳۷). قرطبی در این زمینه می نویسد: اگر دشمن لشکرکشی کرد، همه ساکنان آن سرزمین، اعم از پیر و جوان باید برای مقابله اقدام کنند. حتی جوانان بدون اذن ولی هم باید حضور یابند و هر کس که توان رویارویی دارد، حق تخلّف ندارد. اگر مدافعان ناتوان بودند، باید مسلمانان ساکن در مناطق مجاور با تمام توان و نیرو به حمایت آن ها به پا خیزند. اگر دشمن به مرزهای اسلامی نزدیک شد، ولی وارد مناطق مسلمانان نشد هم باید برای نمایاندن قدرت اسلام و دفاع از حریم اسلامی قیام کرد». (قرطبی، ج۸، ص۱۵۱-۱۵۲).

مقاومت و جهاد در برابر مهاجم بیگانه

همان طور که اشاره شد، یکی از موارد وجوب جهاد به معنای قتال، زمانی است که دشمن خارجی به دیار مسلمانان یورش برد. در این بخش جایگاه میهن دوستی را دلایل وجوب

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *