تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی ولایت فقیه یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی ولایت فقیه شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل مبانی ولایت فقیه را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل مبانی ولایت فقیه با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل مبانی ولایت فقیه بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل مبانی ولایت فقیه با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مبانی ولایت فقیه وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل مبانی ولایت فقیه با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل مبانی ولایت فقیه مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبانی ولایت فقیه :

تاریخ دریافت: ۲۷/ ۱/ ۸۳ تاریخ تأیید: ۱۷/ ۲/ ۸۳

تمایز اساسی دیدگاه ها و نظریاتی که درباره شرایط مشروعیت نظام سیاسی بحث کرده اند، مربوط به حوزه مبانی آنهاست. در مقاله حاضر سعی شده است تا مبانی نظریه حکومت دینی اسلامی شیعی، با تأکید بر نظریه ولایت فقیه، مورد بحث قرار گیرد. در این راستا، در مبانی هستی شناسی به نوع نگاه دین و دینداران به آغاز و انجام هستی و لزوم هدایت و راهبری انسان در این سیر و مسیر پرداخته شده است؛ در مبانی انسان شناسی نیز سعی شده است تا نگاه فرازمانی قرآن به انسان، از طریق تشریح ویژگی های فرازمانی انسان تحلیل شود. در همین قسمت توضیح داده شده است که انسان ها، با توجه به ویژگی های ذاتی شان، می توانند ویژگی هایی را نیز کسب کنند. همین قدرت انتخاب انسان باعث می شود او سیاستی دینی یا غیردینی را در پیش بگیرد. در ادامه از پیش فرض های مربوط به نظام سیاسی در آموزه های اسلامی سخن گفته شده است.

واژه های کلیدی: ولایت فقیه، هستی شناسی، انسان شناسی و نظام سیاسی اسلام.

مقدمه

اندیشه و عمل سیاسی از آن جا که مربوط به زندگی سیاسی و اجتماعی است، به تبع زندگی سیاسی و اجتماعی که امری متغیر است، لازم است انعطاف پذیر باشد؛ اما از آن جهت که مبتنی بر آموزه های دینی است، نمی تواند پای بند مبانی و اصول ثابتی نباشد. اندیشه سیاسی اسلام، امر متغیری است که در دایره مبانی و اصول ثابتی در جریان است. مبانی، ثابت و فرا زمانی است، در حالی که اصول، ثابت اما منعطف است. اندیشه ها و رفتارهای سیاسی لازم است بر حسب زمان و شرایط و مقتضیات منعطف و متغیر باشد. روشن است که این مبانی و اصول فرازمانی است و توضیح دهنده اندیشه و عمل سیاسی معصومین و غیر معصومین می باشد. برای ایضاح مبانی و اصول، گفتنی است که ویژگی فرازمانی بودن باعث شده است تا ماهیت بحث از مبانی از قبیل مباحث فلسفه و کلام سیاسی باشد؛ در حالی که بحث اصول و قواعد عمدتاً زیرمجموعه اصول فقه، قواعد فقه و حتی خود فقه قرار می گیرد که لازم است در مقاله مستقلی مورد بحث قرار گیرد.

مبانی هستی شناسی

از پدیده های عالم، طبقه بندی های مختلفی صورت گرفته است. از منظر بحث حاضر پدیده های عالم را در سه گروه طبقه بندی می کنیم:

۱. پدیده های مکانیکی: پدیده هایی که متشکل از یک یا چند عامل فیزیکی شیمیایی هستند. در شناخت این پدیده ها اختلاف نظر کمتر پیش می آید؛

۲. پدیده های ارگانیکی: پدیده هایی که علاوه بر عامل یا عوامل فیزیکی شیمیایی، از عامل حیات و زندگی نیز برخوردارند. در شناخت این نوع پدیده ها نیز اختلاف نظر کمتر بروز می کند و اگر هم اختلافی وجود داشته باشد، برای زندگی اجتماعی سرنوشت ساز نخواهد بود؛

۳. پدیده های سوپرارگانیک: پدیده هایی که علاوه بر عوامل فیزیکی و حیاتی، واجد عامل جدیدی به نام عامل «معنا» هستند. از آن جا که عامل «معنا» از منظر ارزش ها، فرهنگ ها و انسان های مختلف، متفاوت می شود، پدیده های سوپرارگانیک با معانی متفاوت و گاهی اوقات متعارض و متضاد خلق می شوند. اختلاف نظر در این نوع از پدیده ها فراوان است. ضمن این که هر نوع اختلافی در این عرصه ممکن است که تبدیل شود. جنگ های دینی، مذهبی، قومی، سیاسی و … تماماً بر چنین شکاف هایی قرار دارند. به پدیده های دسته سوم پدیده های اجتماعی فرهنگی نیز گفته می شود؛ به تعبیری، هر پدیده ای که بتواند اندیشه و معنایی را «تجسّم» و «عینیّت» ببخشد و بر پدیده ای جسمانی یا زیست شناختی افزوده شود؛ پدیده اجتماعی فرهنگی نامیده می شود؛ برای مثال وقتی عامل معنا به یک «کاغذ» افزوده شود، آن کاغذ به اسکناس، کتاب مقدس یا هر نوع برگه بهادار و سندی تبدیل می شود که او را از وضعیت کاغذ بودن در می آورد. همین عامل باعث می شود که انسان در رفتار خود در برابر آن کاغذِ برخوردار از عامل معنا به گونه ویژه ای عمل کند.

در این خصوص مشکلی که انسان ها دارند این است که با معنا بخشی های متفاوت روبه رو هستند و نوعاً مردم جوامع مختلف از اعتبار بخشی های یکدیگر برخوردار نیستند. حال این پرسش مطرح است که منبع و مأخذ معنابخشی انسان چیست؟ پاسخ ساده این است که ایدئولوژی و نظام باورها؛ باورهای انسان ها ممکن است منشأ وحیانی داشته باشد یا منشأ غیر وحیانی. باورهای انسان ها، با منشأ الهی یا غیر الهی می تواند از سه سطح و صورت و به تعبیری سه لایه بهره مند گردد:

۱. سطح ایدئولوژیک: این سطح مربوط به مجموعه معناها، ارزش ها و هنجارها به صورت اعتقاد و در ظرف وجود ذهنی است؛ برای مثال این که یک انسان شهادتین بگوید و آموزه های اسلامی را به عنوانی مجموعه ای از آموزه های حق بپذیرد؛

۲. سطح ایدئولوژیک و رفتاری: وقتی افراد و گروه ها ایدئولوژی را در اعمال روزانه خود به کار می گیرند، صورت ایدئولوژی و صورت رفتاری توأمان به اجرا در می آید؛ مانند آن که فرد تازه مسلمان شده نماز بخواند، روزه بگیرد و سایر عبادات و وظایف دینی خویش را انجام دهد؛

۳. سطح ایدئولوژیک، رفتاری و مادی: هنگامی که محمل هایی مادی ایدئولوژی ها را تجسم و عینیت بخشند، شکل مادی ایدئولوژی نیز محقق شده است؛ مانند ساختن مسجد. ۱

نتیجه می گیریم که تمام فرهنگ و ارزش های هرگروه، شخص یا قومی از سه صورت و سطح فوق خارج نیست. بدیهی است که کامل ترین صورت وقتی است که هر سه سطح و لایه باشند؛ در حالی که در بسیاری از موارد این گونه نیست؛ برای مثال مسلمانان و مسیحیانی را مشاهده می کنیم که فقط از دینشان، سطح باور و وجود ذهنی را پذیرفته اند و برخی عمل شخصی خود را نیز با تعالیم دینی خود تطبیق می دهند، در حالی که عده کمی برای تحقق عینی آنها در قالب یک تمدّن و اجتماع مدنی فعالیت می کنند.

در بحث از هستی شناسی نکته مهم، توجه به چارچوب نظری پژوهش است که کسی که به هستی همچون مخلوق خداوند متعال می نگرد، از نظر منطقی، باید از رفتارها و محمل های مادی متفاوتی نسبت به کسی که نگاهی مادی به هستی دارد بهره مند باشد، هر چند که از نظر عملی، ممکن است میان اندیشه ها و وجودهای ذهنی با اعمال فرد و وجودهای خارجی ملازمه و سنخیت وجود نداشته باشد.

به منظور تدقیق بحث، از آیات قرآن و نیز آموزه های فلاسفه در بحث حرکت و ارکان آن، استفاده خواهیم کرد. بنابراین پرسش از مبدأ، رهبری و مقصد و معاد، پرسش های اصلی این قسمت از بحث است.

۱. مبدأ هستی: دو نوع نگاه به هستی باعث دو نوع نگاه به تمام پدیده ها، چون طبیعت، انسان، زندگی، قانون، حکومت، حق، هدف، مقصد و حرکت هستی، غرایز، اقتصاد، رهبری و خیر و شر می شود؛ این دو نوع نگاه به خصوص باعث پدید آمدن دو دسته و دو نوع پدیده های فرهنگی، اجتماعی می شود.

نتیجه جهان بینی الهی پذیرش توحید است. نگاه توحیدی باعث می شود تا انسان از غیرخدا اطاعت نکند، حکومت و قوانین غیر الهی را نپذیرد و طرفدار آزادی باشد. آزادی بشر با اصل توحید، به این نحو محقق می شود که هیچ انسانی یا جامعه و ملتی حق ندارد دیگران را از آزادی محروم کند یا برای آنها قانون وضع نماید، زیرا شناخت و درک انسان ها ناقص است و بنابراین نمی توانند قوانینی که ضامن سعادت و کمال انسان باشد، وضع نمایند. ضمن این که اگر قانون گذاران انسان باشند، ممکن است که منافع فردی، گروهی، قبیله ای و … خود را در امر قانون گذاری دخالت دهند. تنها خداوند متعال است که اطاعت از قوانین او موجب سعادت و کمال می شود و تنها اوست که آزادی ما را محدود می کند.۲

اللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الاْءَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاّ بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاّ بِما شاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّماواتِ وَ الاْءَرْضَ وَ لا یَوءُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ؛۳ هیچ معبودی جز اللّه نیست. زنده پاینده و نگهدار و نگهبان. او را چرت و خواب نمی رباید. از اوست هر چه در آسمان ها و زمین است. کیست که در نزد او، جز به اذن و رخصت او، شفاعتی کند؟ هر آنچه پیش روی و هر آنچه پشت سر آنها (بندگان) است، می داند. و آنان (بندگان) به چیزی از دانش او، مگر آنچه خود او بخواهد، احاطه و آگاهی ندارند. تخت قدرت و حکمرانی او بر آسمان ها و زمین گسترده است، و نگهبانی آسمان و زمین او را گران نمی آید و اوست بلندمرتبه و بزرگ.

آفریدگاری و سیطره تکوینی خدا و دانش بی پایان او مستلزم آن است که قانون گذاری و تشریع نیز در اختیار او باشد و همگان ملزم به تبعیت از قانون خدا باشند. عبودیت موجودات در برابر خدا مستلزم نفی طاغوت است.۴

وَ مِنَ النّاسِ مَنْ یَتَّخِذُ مِنْ دُونِ اللّهِ أَنْداداً یُحِبُّونَهُمْ کَحُبِّ اللّهِ وَ الَّذِینَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلّهِ وَ لَوْ یَرَی الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّهَ لِلّهِ جَمِیعاً وَ أَنَّ اللّهَ شَدِیدُ الْعَذابِ؛۵ گروهی از مردم به جز خدا به رقیبان و هماوردانی روی می آورند، به آنان عشق می ورزند همچون مهری که باید به خدا ورزید، و مؤمنان راستین، در دوستی خدا شدیدتر و استوارترند. اگر آنان که (با سرسپردگی به غیر خدا) ستم کرده اند، آنگاه که عذاب را مشاهده می کنند، می دیدند که قدرت یکسره از آن خداست و عذاب خدا، سخت و سهمگین است (بی گمان از رفتار خود پشیمان می شوند).

توحید، علاوه بر آنکه یک بینش فلسفی و عرفانی است، برای مؤمنان عقیده ای است که بنای زندگی اجتماعی و فردی آنها بر آن نهاده می شود.

قُلْ مَنْ یَرْزُقُکُمْ مِنَ السَّماءِ وَ الاْءَرْضِ أَمَّنْ یَمْلِکُ السَّمْعَ وَ الاْءَبْصارَ وَ مَنْ یُخْرِجُ الْحَیَّ مِنَ الْمَیِّتِ وَ یُخْرِجُ الْمَیِّتَ مِنَ الْحَیِّ وَ مَنْ یُدَبِّرُ الاْءَمْرَ فَسَیَقُولُونَ اللّهُ فَقُلْ أَ فَلا تَتَّقُونَ؛۶ بگو: چه کسی آنان را از آسمان و زمین روزی می دهد؟ یا چه کسی شنوایی و بینایی ها را در قبضه اختیار دارد؟ و چه کسی بیرون می آورد زنده را از مرده و مرده را از زنده؟ و چه کسی جهان را تدبیر می کنخ؟ )ح اک)ک جدا_ع لاًند گفت: خدا. بگو: پس چرا پروا نمی کنید؟ (و غیر او را به اداره امر جهان و تشریع انتخاب می کنید؟)

پس از چند آیه، میان هدایت الهی و غیر آن مقایسه کرده، انسان ها را به داوری فرا می خواند:

قُلْ هَلْ مِنْ شُرَکائِکُمْ مَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ قُلِ اللّهُ یَهْدِی لِلْحَقِّ أَ فَمَنْ یَهْدِی إِلَی الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لا یَهدی إِلاّ أَنْ یُهْدی فَما لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ؛۷ بگو: از میان این شریکان پنداری، چه کسی به سوی حق رهبری می کند؟ بگو خدا به سوی حق رهبری می کند. پس آیا کسی به حق رهبری می کند شایسته تر است که پیروی شود، یا آن که خود راه نمی یابد، مگر آن که رهبری شود؟ پس شما را چه می شود؟ چگونه قضاوت می کنید.

در سوره آل عمران خداوند به پیامبر دستور داده است که همه را به سوی خدا بخوان:

قُلْ یا أَهْلَ الْکِتابِ تَعالَوْا إِلی کَلِمَهٍ سَواءٍ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمْ أَلاّ نَعْبُدَ إِلاَّ اللّهَ وَ لا نُشْرِکَ بِهِ شَیْئاً وَ لا یَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ اللّهِ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنّا مُسْلِمُونَ؛۸ بگو ای اهل کتاب، به سوی سخنی که میان ما و شما برابر باشد روی آورید، و آن این که هیچ کس جز خدا را عبادت نکنیم و چیزی را شریک او قرار ندهیم و هیچ یک از ما دیگری را به جای خدا، رب و سرپرست و مدبر کار خود نگیرد. پس اگر سر پیچیدند به آنها بگویید: گواه باشید که ما تسلیم و منقاد این رویه هستیم.

یا أَیُّهَا النّاسُ اعْبُدُوا رَبَّکُمُ الَّذِی خَلَقَکُمْ وَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَتَّقُونَ؛۹ ای انسان ها ، عبادت کنید پروردگارتان را با آن که آفرید شما را و همه گذشتگانتان را شاید به تقوا آراسته شوید.

تقوا عمل به دستورهای الهی در زندگی این جهان است. خداوند انسان هایی را مبعوث کرده تا دستورهای الهی را به مردم ارائه کنند و راه هدایت را به آنها نشان دهند. از منظر علمای شیعه این رهبری الهی تا پایان تاریخ جریان دارد؛ نبوت، امامت و ولایت در امتداد تاریخ، جریان هدایت الهی را رقم می زنند.

۲. هدایت و رهبری الهی: فلسفه نیاز انسان به رهبری الهی و وحی این است که انسان به تنهایی نمی تواند نیازهای معنوی خود را فهم و برطرف کند. از این رو، انبیا آمده اند به انسان کمک کنند تا استعدادهای خود را به فعلیت درآورد. لازمه اعتقاد به رهبری الهی و از جمله نبوت، دخالت در سرنوشت اجتماع است. که هدف انبیا نیز همین بوده است. به همین دلیل اگر همه رهبران الهی و انبیا در یک زمان در محلی جمع بشوند هیچ اختلاف و نزاعی میان آنها رخ نخواهد داد.۱۰ انبیا به دنبال شکستن کنگره ها و کاخ های ظلم۱۱ ، مسلط بر نفس خویش،۱۲ خدمت گزار مردم،۱۳ جلوه رحمت حق تعالی بوده اند۱۴ و ثبات قدم داشته۱۵ و فروتن۱۶ و ساده زیست بوده اند.۱۷

نه تنها خوبی توده های مردم از برکت انبیاست۱۸ ، بلکه تمام خیرات عالم اثر انبیا است.۱۹ انبیا عهده دار تزکیه انسان هستند.

فلسفه ارسال رسل و رهبران الهی، راهنمایی انسان ها به اطاعت از خدا و اجتناب از طاغوت است.۲۰ در نگاه الهی سرانجام کار از آن مؤمنان و رهبران الهی است، هر چند که دشمنی ابلیس و پیروانش در طول تاریخ در مقابل خداجویان قرار داشته و دارد.۲۱ با ختم نبوت، رهبری الهی خاتمه نمی یابد، بلکه در امامت و ولایت تداوم پیدا می کند. چرا که خداوند در قرآن راه را بر هرگونه اطاعت غیر الهی بسته است.

۳. معاد و مقصد: حرکت هستی و به ویژه حرکت انسان در هستی به سوی هدفی نهایی، یعنی بازگشت به محضر خداوند متعال، است. سعادت قصوا و نیز مجازات مناسب برای برخی جرایم تنها در قیامت امکان دارد. بدیهی است فرض معاد و قیامت و اعطای پاداش به نیکوکاران و مجازات به بدکاران در فرض جهان بینی و هستی شناسی الهی متصور است و الاّ مادی گرایان جهان را کهنه کتابی می دانند که اول و آخر آن افتاده و همه اش در دنیای طبیعی و مادی خلاصه می شود.

اعتقاد به معاد باعث می شود تا انسان در تمام اقدامات خود خداوند و دستورهای او را در نظر داشته باشد و به خود و دیگران ظلم نکند و از صراط حق خارج نشود. ساحران، پس از آن که به حقانیت موسی پی بردند، در مقابل فرعون ایستادند و چنین گفتند: «إِنّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَرِیراً؛۲۲ ما از روز قیامت که روزی گرفته و سیاه و دردناک است می ترسیم».

آیه زیر جامع مراحل هستی از آغاز تا پایان است:

کَیْفَ تَکْفُرُونَ بِاللّهِ وَ کُنْتُمْ أَمْواتاً فَأَحْیاکُمْ ثُمَّ یُمِیتُکُمْ ثُمَّ یُحْیِیکُمْ ثُمَّ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛۲۳ مردم چگونه کافر می شوید به خدا و حال آن که شما مرده بودید و خدا شما را زنده کرد و دیگر بار بمیراند و باز زنده کند و عاقبت به سوی او باز خواهید گشت.

مبانی انسان شناسی

پرسش های مطرح در حوزه انسان شناسی از پرسش های جاودانه در فلسفه سیاسی است. پاسخ هایی که به این پرسش ها داده شده باعث می شود تا تفاوت مکاتب و متفکران در حوزه فلسفه سیاسی رقم بخورد. موضعی که مکتب و حتی هر متفکری در مباحث انسان شناسی اتخاذ می کند تأثیر مستقیمی در اندیشه ها و دیدگاه های سیاسی وی خواهد داشت؛ برای مثل پاسخ به پرسش هایی از مبدأ یا مبادی پیدایش و تکوین انسان، ماهیت وجود و روابط وی و نیز غایات، اهداف و آمال انسان، هر چه باشد، دستگاه سیاسی ویژه ای را پی ریزی خواهد کرد. مکتب یا متفکری که مبدأ انسان را الهی می بیند (إنّا للّه) با متفکری که مبدأ انسان را مادی می بیند دو نوع اندیشه و عمل سیاسی خواهند داشت. همچنین اگر غایت انسان را الهی بدانیم (إنّا إلیه راجعون) یا مادی، باز هم در نوع اندیشه و عمل سیاسی تجویزی تفاوت حاصل خواهد شد.

پرسش های دیگری که در حوزه انسان شناسی سیاسی از اهمیت قابل توجهی برخوردار است می تواند پرسش هایی از این قبیل باشد:

۱. آیا انسان ها فردگرا هستند یا جمع گرا؟ ۲۴

۲. آیا انسان ها، از نظر آفرینش، سیاسی آفریده شده اند یا غیر سیاسی؟۲۵

۳. آیا انسان در طبیعت اولی خود آزاد، مختار و عقلانی آفریده شده است یا مجبور و غیر عقلانی؟۲۶

۴. آیا انسان کمال طلب و کمال پذیر است یا کمال ناپذیر؟

پرسش های دیگری از قبیل: بیگانگی انسان ها از یکدیگر یا همگرایی آنها با هم، عوامل تفرقه و همبستگی، اصالت همبستگی یا تفرقه، برتری یا عدم برتری انسان از سایر موجودات، انسان به عنوان جزئی از هستی یا جزئی ویژه از هستی، فضایل اجباری و اختیاری انسان، شرافت مادی و معنوی انسان، جایگاه انسان در عالم هستی، ابعاد وجود انسان، غرایز انسان، عقل و نفس، قوای نفس، مراتب نظری و عملی عقل و هدف داری انسان، از پرسش های مهم و قابل توجه در فلسفه سیاسی است.

در این جا به بحث از ویژگی های انسان می پردازیم؛ با اثبات نظریه ویژگی های ثابت و اکتسابی برای انسان، می توانیم بر عناصر ثابت و متغیر در دین استدلال کنیم.

۱. ویژگی های ذاتی انسان: ذیل حدیث یازدهم کتاب چهل حدیث امام خمینی، بحث «فطرت انسان» مورد توجه قرار گرفته است. «فطرت» به معنای خلقت است.۲۷ در روایات اسلامی از «فطرت» تعبیرهای متفاوتی، از جمله تفسیر به توحید و اسلام، شده است؛ اما از نظر امام خمینی این احادیث از قبیل «بیان مصداق» و یا «تفسیر به اشرف اجزای شی ء» است. امور فطری در وجود انسان، الطافی است که خدای تعالی آنها را ویژه انسان قرار داده است و دیگر موجودات یا اصلاً دارای این گونه فطرت ها نیستند یا حظّ کمی از آن دارند.

پیش از شمارش این فطرت ها لازم است به ویژگی این مسائل فطری توجه کنیم. به نظر امام خمینی، ویژگی مهم فطریات این است که در میان تمام انسان ها مشترک است و با تبدل احوال و تغییر زمان و مکان و تمدن متحول نمی شود:

بباید دانست که آنچه از احکام فطرت است، چون از لوازم وجود و هیئات مخمّره در اصل طینت و خلقت است، احدی را در آن اختلاف نباشد. عالم و جاهل و وحشی و متمدّن و شهری و صحرانشین در آن متفقند. […] اختلاف بلاد و أهویه و مأنوسات و آرا و عادات که در هر چیزی، حتی احکام عقلیه، موجب اختلاف و خلاف شود، در فطریات ابداً تأثیری نکند.۲۸

مبنای فطرت باعث شده است تا علمای شیعه به یگانگی ذاتی انسان ها حکم دهند. به اعتقاد آنها تمام انسان ها از فطرت مشترکی برخوردارند، بنابراین، اصل بر همگرایی، وحدت و یگانگی و صلح میان انسان هاست و اختلاف و جنگ و نزاع، اموری است که از سر غفلت به وجود می آید.

ولی از امور مُعجبه آن است که با این که در فطریات، احدی اختلاف ندارد از صدر عالم گرفته تا آخر ولی نوعاً مردم غافلند از این که با هم متفقند، و خود گمان اختلاف می نمایند.۲۹

راه حلی که علمای شیعه برای رفع اختلاف و تفرقه بین انسان ها ارائه کرده اند آگاهی بخشی است و این بدان معناست که آگاهی، رفتار انسان را تغییر می دهد: «مگر آن که به آنها تنبّه داده شود. آن وقت می فهمند موافق بودند در صورت مخالف».۳۰

استدلال اصلی علمای شیعه بر ادعاهای پیش گفته، علاوه بر احادیث، آیات شریفه قرآن است. از جمله: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنِیفاً فِطْرَتَ اللّهِ الَّتِی فَطَرَ النّاسَ عَلَیْها لا تَبْدِیلَ لِخَلْقِ اللّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النّاسِ لا یَعْلَمُون»؛۳۱ فطرت الهی به معنای خلقت الهی است که خداوند انسان ها را آن گونه آفریده است. عبارت «لا تبدیل لخلق اللّه» اشاره به ابدی بودن و غیر قابل تغییر بودن این فطرت دارد، چنان که کلمه «الناس» اشاره به فراگیر بودن این آفرینش، و بخش اخیر آیه اشاره به غفلت مردم از این آفرینش مشترک دارد.

مهم ترین امور فطری، عبارتند از فطرت بر اصل وجود مبدأ، فطرت بر توحید، فطرت بر استجماع جمیع کمالات آن ذات مقدس، فطرت بر توجه به روز معاد و رستاخیز، فطرت بر نبوت، فطرت بر توجه به وجود ملایکه، فطرت عشق به کمال، فطرت عشق به راحتی، فطرت عشق به حریّت و … که بعضی از اینها از احکام فطرت و بعضی از لوازم فطرت است.

از مطالب فوق به دست می آید که انسان کمال طلب است و کمال حقیقی او همان کمال مطلق یعنی ذات مقدس باری تعالی است؛ از این رو لازم است. هدایت انسان ها به سمت کمال مطلق و بهره گیری از فطریات مشترک مورد توجه سیاست مداران و رهبران و انسان ها قرار گیرد. ویژگی مهم حکومت های دینی و الهی محوریت همین آموزه هاست.

۲. ویژگی های اکتسابی انسان: ویژگی های اکتسابی بر این مبنای مهم استوار است که انسان می تواند برای زندگی و رفتارهای فردی و اجتماعی خود تصمیم بگیرد و عمل کند. انسان دو راه پیش روی خود دارد: صراط مستقیم و صراط های غیر مستقیم، و بر این اساس انسان می تواند موجودی الهی و ملکوتی شود یا موجودی شیطانی و جهنمی.

در این خصوص دو دسته از آیات درباره انسان قابل شناسایی است: آیاتی که انسان را موجودی شریف و برتر معرفی کرده است و آیاتی که او را نکوهش کرده و موجودی پست و حتی پست ترین خلایق برشمرده است؛ از جمله موارد ذیل بر وجود انسان، به عنوان موجود برتر، دلالت می کنند:

۱. انسان خلیفه خدا بر روی زمین است.۳۲

۲. انسان از ظرفیت علمی بسیار زیادی، حتی بیشتر از ملایکه، برخوردار است.۳۳

۳. انسان فطرتی خدا آشنا دارد؛ این آشنایی در عمق وجود او نهادینه شده است.۳۴

۴. انسان علاوه بر عناصر مادی، از روحی الهی برخوردار است.۳۵

۵. انسان از کرامت و شرافت ذاتی برخوردار است. بیشتر مخلوقات در این فضیلت با او برابری نمی کنند.۳۶

۶. انسان در مسیر خدا در حرکت است.۳۷

۷. تمام نعمت های زمین برای انسان آفریده شده است.۳۸

۸. انسان آفریده شده است تا خدا را عبادت کند.۳۹

موارد ذیل از جمله آموزه هایی است که بر وجود انسان، به عنوان موجود فروتر، دلالت می کنند:

در برخی از آیات از انسان به مثابه موجودی منفی و پست و بلکه در برخی آیات پست تر از حیوانات یاد شده است؛ از جمله:

۱. انسان موجودی ناسپاس است.۴۰

۲. در صورت بی نیازی طغیان می کند.۴۱

۳. انسان موجودی خود بین و فخرفروش است.۴۲

۴. همچنین صفاتی از قبیل ظلوم، کفور، هُلوع، جزوع و منوع برای انسان ذکر شده ست.۴۳ ۴۴

صدرالمتألهین در سخنی بسیار مهم برای انسان ها درجات و مراتب متنوع و متعددی قائل شده است. به نظر وی؛ انسان به گونه ای آفریده شده است که استعداد صورت های مختلف را در خود دارد، بنابراین می تواند از ملایکه و فرشتگان الهی به خدا نزدیک تر شود و نیز ممکن است از حیوانات فروتر رود.

بدان که در هیچ نوعی از انواع موجودات، اختلافی که در افراد بشر یافت می شود وجود ندارد و این بدان سبب است که ماده انسانی به گونه ای آفریده شده است که در آن استعداد انتقال به هر صورتی از صور و اتصاف به هر صفتی از صفات وجود دارد. برخی از انسان ها در مرتبه بهایم هستند و نفس آنها نفس شهوی است و برخی در مرتبه درندگان هستند و نفس آنها نفس غضبی است و برخی در منازل شیاطین اند و برخی از نوع فرشتگان، و هر یک از این اجناس چهارگانه را انواع فراوان و بی شماری است.۴۵

به نظر می رسد از ابتکارات علمای شیعه باشد که اولاً ویژگی های اکتسابی را از ویژگی های ذاتی جدا کرده اند و ثانیاً در ویژگی های ذاتی، انسان ها را از فطرت الهی ثابت فرازمانی برخوردار دانسته اند.

پیش فرض های مربوط به نظام سیاسی

نظام سیاسی در چارچوب تئوری سیستم دارای ساختارها و کارکردهای تعریف شده ای است. دلایل ضرورت دولت و نظام سیاسی به طور عام و در اسلام به طور خاص، عناصر نظام سیاسی، مرزهای نظام سیاسی و شبکه قدرت از مهم ترین پرسش های مربوط به ساختار نظام سیاسی بر اساس تئوری سیستم است؛ چنان که در حوزه کارکردهای نظام سیاسی پرسش هایی درباره رهبری نظام سیاسی، دامنه قدرت دولت، چگونگی جریان قدرت و مجاری باز خوردهای نظام مطرح است.۴۶ در این جا مسائلی از نظام سیاسی، که از مسائل فرازمانی به حساب می آیند می پردازیم.

۱. نظام سیاسی: منظور از نظام سیاسی در این جا دولت و حکومت به معنای عام است. دولت به معنای عام، سازمان قدرت به حساب می آید. که تشکیل شده از افراد، که با عنوان حاکمان و رهبران از آنها یاد می کنیم، و نهادها که هر کدام کارویژه های خاصی دارند.۴۷

نظام های سیاسی علی رغم تفاوت ها، ویژگی های مشترکی نیز دارند. تعریف ما بر اساس همین ویژگی های مشترک خواهد بود. مهم ترین ویژگی های دولت ها از این قرار است:

۱. دولت ها دارای اقتدار عام و فراگیری هستند یا لااقل مدعی چنین اقتداری هستند؛ هر دولتی در حدود قلمرو خود قوانین عام وضع می کند؛ به عبارتی تفوق حقوقی دارد؛

۲. قوانین و مقررات دولت ها آمرانه و حاکم بر دیگر مقررات و قوانین در هر جامعه است. به عبارت دیگر توافقی همگانی وجود دارد که قانون دولت قانون برتر باید شناخته شود؛

۳. کاربرد مشروع قدرت منحصراً در اختیار دولت ها است. به عبارت دیگر، فقط دولت ها مجاز هستند اشرار و دزدان و سرکشان و متخلفان از قانون را مجازات کنند.۴۸

۲. نظام سیاسی و مسأله مشروعیت: پس از پذیرش ضرورت زندگی اجتماعی برای انسان، ضرورت نظم اجتماعی مطرح می شود. فرمانروایی سیاسی بر بستر نظم اجتماعی مستقر می شود. در هر فرمانروایی یک نوع «نابرابری» متولد می شود. این نابرابری که انسان ها را به دو دسته فرمانروا و فرمانبر تقسیم می کند نیازمند استدلال، استناد و توجیه است. به آنچه این نابرابری را توجیه و پذیرفتنی جلوه می دهد و در واقع مشکل عدم اطاعت فرمانبران از فرمانروایان را حل می کند «مشروعیت» گفته می شود.

در طول تاریخ توجیهات مختلفی برای مسأله نابرابری سیاسی صورت گرفته است. در یک تقسیم بندی چهار نوع نظریه در باب مشروعیت ارائه شده است:

۱. نظریه های فرادستی و فرودستی طبیعی؛

۲. نظریه های فرمانروایی معطوف به شناخت خیر و سعادت؛

۳. نظریه های فرمانروایی الهی؛

۴. نظریه های فرمانروایی مبتنی بر رضایت.۴۹

درباره منابع مشروعیت نظریات دیگری نیز ارائه شده است۵۰ که هر یک به نوعی در طبقه بندی پیش گفته یافت می شود. علمای شیعه در آثار خود از مشروعیت الهی به تفصیل سخن گفته و بر درستی آن استدلال کردند. از نظر این علما سایر نظریات مشروعیت یا نادرست است و یا این که در مشروعیت الهی وجود دارد؛ برای مثال نظریه های مشروعیت معطوف به شناخت خیر و سعادت در نظریه مشروعیت الهی وجود دارد، زیرا سعادت انسان مهم ترین دغدغه کسانی است که از سوی خداوند به رهبری جامعه انسانی معرفی شده اند. همچنین رضایت مردم در نظریه مشروعیت الهی لحاظ شده است، زیرا، نظام اسلامی، بدون حضور و نظر مردم در عالم خارج محقق نمی شود.

نظام های سیاسی سلطنتی، که مشروعیت آنها نوعاً از نوع طبیعی (ترکیبی از قهر و غلبه و وراثت و نخبگی) است در اندیشه سیاسی علمای شیعه نفی شده است. آیات متعددی بر نفی مشروعیت مبتنی بر قهر و غلبه و سلطنت و وراثت و مشروعیت های ناشی از غیر خدا و طبیعت انسان ها دلالت دارد؛ از جمله:

۱. آیاتی که مشروعیت حاکمانی چون فرعون را نقد کرده و مورد طرد و مذمت قرار داده است.۵۱ در این آیات به صراحت از فرعون و پیروانش سلب مشروعیت شده و برای خدا و اهل تقوا قرار داده شده است. ۵۲

۲. آیاتی که ظلم در آنها نفی شده و بر عدم تعلق رهبری معنوی و سیاسی به ظالمان تأکید شده است. مشهورترین آیه در این خصوص آیه ای است که خطاب به حضرت ابراهیم علیه السلام نازل شده است:

قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظّالِمِینَ؛۵۳ ابراهیم عرض کرد این پیشوایی را به فرزندان من نیز عطا خواهی کرد؟ فرمود: (آری، اگر عادل و صالح و شایسته آن باشند که) عهد من هرگز به مردم ستمکار نخواهد رسید.

در این آیه،

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *