تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل مبنای تفکر استراتژیک / سمینار علمی دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق علیه السلام – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل مبنای تفکر استراتژیک / سمینار علمی دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق علیه السلام شامل 60 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل مبنای تفکر استراتژیک / سمینار علمی دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق علیه السلام:

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل مبنای تفکر استراتژیک / سمینار علمی دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق علیه السلام به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مبنای تفکر استراتژیک / سمینار علمی دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق علیه السلام به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مبنای تفکر استراتژیک / سمینار علمی دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق علیه السلام با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل مبنای تفکر استراتژیک / سمینار علمی دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق علیه السلام با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مبنای تفکر استراتژیک / سمینار علمی دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق علیه السلام با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل مبنای تفکر استراتژیک / سمینار علمی دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق علیه السلام را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مبنای تفکر استراتژیک / سمینار علمی دانشکده مدیریت دانشگاه امام صادق علیه السلام :

اشاره:

متن حاضر، سخنرانی دکتر علی عبداللهی در دانشگاه امام صادق علیه السلام است که در تاریخ ۱۹/۱۲/۸۲ برگزار شد.

ایشان در این سخنرانی، ضمن بیان تعریف استراتژی و تفکر استراتژیک، به ارائه مثال هایی از شرکت های مختلف داخلی و خارجی می پردازد.

»هدف« و »فرصت« به عنوان دو جزء کلیدی مفهوم استراتژی از دیگر موضوعاتی است که مورد بحث قرار گرفته است.

آنچه که می خواهیم به آن بپردازیم در حقیقت بیان یک سری قوانین و متغیرهایی است که در موقع تفکر و یا انتقاد از یک الگوی تفکری به آن اهمیت بیشتری می دهیم و آن را مد نظر می گیریم به گونه ای که می گویند این تفکر یک نوع تفکر استراتژیک است و از رنگ و بوی استراتژی مدارانه برخوردار است.

موضوعی که از آن تعبیر می کنند به تفکر سیستماتیک, تفکر ماورایی, تفکر تحلیلی, تفکر تجزیه مدار و غیره است. یکی از مفاهیمی که مطرح شده تفکر استراتژیک بوده است.

برای درک درست این مفهوم لازم است که در ابتدا آن را تعریف کنیم و واژه های آن را به درستی مورد کالبد شکافی قرار دهیم.

اصلاً معنای تفکر استراتژیک در خود کلمه {تفکر} و {استراتژیک} نهفته است و مبنای این مفهوم نیز در بطن کلمه استراتژیک است.

با درک درست مفهوم استراتژی است که به مفهوم تفکر استراتژیک پی خواهیم برد.

به طور کلی این یک نوع روش تجزیه مفهوم است که در مورد شناخت هر چیز یک سری سوالات مطرح می شود:

چیستی؟ چرایی؟ چگونگی؟

در این جلسه بحث ما بر این است که تفکر استراتژیک چیست؟ البته در حین چیستی به چگونگی تشکیل آن و چرایی وجود آن نیز خواهیم پرداخت.

مفهوم استراتژیک

البته به عقیده برخی در بطن کلمه استراتژی, تفکر نیز نهفته است ولی ما, در این جا این ۲ مفهوم را از هم جدا کردیم و تحت مقوله های جداگانه مورد کنکاش قرار خواهیم داد و علت این تفکیک برای درک درست جایگاه این بحث است.

برای بازشناسی این مفهوم ابتدا باید یک بار دیگر (Black box) ها و نقاط و فضای خالی آن را با هم مرور کنیم. یعنی بحث از این مطالب که: استراتژی روی چه مطالبی تاکید می کند؟ چه متغیرهایی برای آن مهم است و کسانی که استراتژی دارند چگونه عمل می کند؟

اگر به این مطالب برسیم و روی آنها تعمق کنیم می توانیم تقریباً به یک نوع نگرش و نظر راجع به آن دست پیدا کنیم.

تعریف استراتژی

تعاریف مختلفی برای استراتژی ارائه شده است‎؛ راهبرد در جهت نیل به هدف خاص, مجموعه فعالیت ها و کارهایی که یک فرد دنبال می کند برای رسیدن به هدف خاص با روشی خاص, سلسله روشها و راهنمایی هایی که انتخاب می شوند برای رسیدن به اهداف (یعنی بحث کارایی روشها), مجموعه کارهایی که ما را به اهداف بلند مدت می رساند.

هدف این است که با بیان این تعاریف و ذکر آنها به یک نوع همپوشی برسیم و این مفهوم را بازنگری کنیم. به طور کلی مفهوم استراتژی و مفهوم تفکر که در دنیای مدیریت و علوم انسانی هستند از سخت ترین مفاهیم می باشند. یعنی از دنیای کمیات فوق العاده مشکل تر هستند، البته شاید به نظر شما اینگونه نباشد ولی پیچیدگی که در ذات این مفاهیم به خصوص مفاهیم رشته های علوم انسانی هست به مراتب از عالم علم کمیات مشکل تر هستند.

برای درک بهتر این مفهوم بهتر است که از یک مثال در این مورد استفاده کنیم:

در سال ۱۹۵۰ شرکت هوندا که یک شرکت ژاپنی است و در زمینه صنعت اتومبیل و فعالیت می کند، صادرات خود را به آمریکا آغاز کرد. در ابتدا با صادر کردن موتور سیکلتهای با حجم بزرگ (حجم استاندارد) شروع کردند ولی موفق نبودند.

بعد از آن با موتور سیکلتهایی با حجم کوچک شروع کردندکه در این زمینه موفق شدند بازار را بگیرند و نام و نشانی از خودشان باقی بگذارند.

در همین بازار شرکت دیگری هم هست به نام جنرال موتورز (GM()General Motors) که در زمینه صنعت اتومبیل فعالیت می کند.

در ابتدا برای آنان اصلاً مهم نبود که یک شرکت ژاپنی وارد بازار آنها شده چون که آنها مشغول صادرات موتور بودند و اینها در زمینه تولید اتومبیل فعالیت می کردند.

ولی بعد از گذشت مدتی یعنی سال ۱۹۶۰ هوندا با اعتباری که به دست آورده بود (اینکه هوندا مظهر کیفیت یا قدرت است) شروع کرد به صادر کردن خودرو به بازار آمریکا.

فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟

در سال ۱۹۷۸ که سهم هوندا در بازار خودرو آمریکا ۲/۴% درصد بود در سال ۱۹۸۰ به ۷% ارتقاء پیدا کرد.

در سال ۱۹۵۰ خودGM ا۵۰% بازار آمریکا را در دست داشت و برایش اصلاً مهم نبود که یک کمپانی خارجی مشغول فعالیت است ولی در سال ۱۹۸۰ که هوندا توانست سهم خود را افزایش بدهد, سهم GM از ۵۰% به ۳۳% افول پیدا کرد.

در این زمان GM برای اینکه درصد سهم خود را بالا ببرد مشغول تولید اتومبیل با حجمهای کوچک شد به خصوص با توجه به بحران نفتی که در سال ۱۹۷۹ آمریکا با آن مواجه شده بود.

تولید اتومبیل با حجم کوچک برای اینکه مصرف بنزین کمتری داشته باشد ادامه پیدا کرد تا سال ۱۹۹۰ که جنرال موتورز بعد از دست یافتن به مکان سابق خود در بازار خودرو آمریکا, متمرکز شد روی کیفیت خودرو, تا بتوانند یک سری تمایزات با اتومبیل های ژاپنی مثلاً در حجم و مصرف سوخت و… پیدا کنند.

حال چه نتیجه ای می خواهیم از این مثال بگیریم؟

شما توجه کنید GM برای اینکه دوباره وارد بازار رقابت شود از استراتژی کوچک سازی (Down Sizing) استفاده کرد یعنی حجم اتومبیل های خود را کوچک کرد و اتومبیل های مقرون به صرفه ای وارد بازار کرد.

هوندا هم برای رقابت استراتژی متمایزی را انتخاب کرد با تمرکز بر بحث کیفیت, مثلاً مدل ماشینهای جدید آن از امکانات بهتر و کیفیت عالی تر برخوردار بوده است.

حال نتیجه چیست؟

نتیجه این است که مجموعه ای از اقدامات, تصمیمات, عملکردها, برنامه ها و … از سال ۱۹۵۰ تا ۱۹۸۰ همه جمع شده و شد استراتژی تمایز متمرکز بر کیفیت برای شرکت هوندا.

و یا مثلاً برای جنرال که از سال ۱۹۸۰ یک سری تصمیماتی گرفتند, اهدافی داشتند و فعالیتهایی انجام دادند مثلاً حجم خود را کاهش دادند و استراتژی کوچک سازی را پیاده کردند.

آن چه که می خواهیم بگوییم این است که استراتژی چیزی نیست که شما آن را بتوانید لمس کنید.

استراتژی یک الگو و چارچوبی است برای تمامی فعالیتها و اقدامات و تصمیمات. استراتژی تعبیری است برای اقداماتی که در گذشته انجام داده ایم و یا در آینده می خواهیم انجام بدهیم.

اینکه مثلاً برای هوندا می گویم استراتژی “تمایز متمرکز” از ۱۹۵۰ تا ۸۰ , خیلی از مدیران عوض شده اند و یا تصمیمات متفاوتی گرفته شده است ولی وقتی روند کلی را نگاه می کنیم می بینیم که این جریان بدنبال هدف خاصی است.

استراتژی در حقیقت یک تعبیر و یک برداشت است، از آنچه اتفاق افتاده و یا خواهد افتاد. مثلاً استراتژی شرکت های خودرو سازی در آینده این است که با هم ادغام شوند, و این یعنی اینکه این کمپانی ها در آینده به این سمت حرکت خواهند کرد.

یک مثال دیگر:

در مورد شرکت های خودرو سازی کشور خودمان ایران, از سال ۱۹۴۰ که اولین ماشین ها وارد ایران شد تا سال ۱۹۶۰ را که بررسی کنیم, می بینیم که استراتژی شرکت های خودروسازی یک چیز بوده (مونتاژ خودرو) فقط و فقط اصلاً تمایز و تولیدی نبوده است.

ولی از سال ۱۹۶۲ که بحث ساخت داخلی و خود کفایی در کشور مطرح شد تا سال ۱۹۸۰ (استراتژی ساخت داخل) جایگزین مونتاژ شد. و اینجا بود که برای رسیدن به خودکفایی یک سری شرکتهایی مثلاً مگاموتور و… شکل گرفتند.

از سال ۱۹۸۰ به بعد را که مورد بررسی قرار می دهیم متوجه می شویم که ایران رفته به سمت تولید انبوه یعنی استراتژی شرکت های خودروسازی استراتژی تولید انبوه شده و تولیداتشان از ۴۰۰هزار به ۷۰۰هزاررسیده است.

برای معمولی تر شدن این بحث اگر بخواهیم مثالی در ابعاد فردی بزنیم, شما یک استاد دانشگاهی را فرض کنید که الان در رشته خودش متخصص شده است. جهتی که او سیر کرده تا به اینجا رسیده (استراتژی تمرکز بر علوم آکادمیک) بوده است حالا شاید اسم آن را استراتژی نگذاریم ولی جهتی که او سیر کرده تمرکز بر علوم آکادمیک بوده است. تا از اقداماتی که او انجام داده و تصمیماتی که گرفته و برنامه های که عملی کرده تعبیری کنیم به استراتژی.

البته این نکته باید ذکر شود که استراتژی خیلی عام تر از خط مشی است, چرا که خط مشی برنامه ای است که راهنمای عمل مدیران است, راهنمای عمل خود از استراتژی خط می گیرد.

یک نکته دیگر را که باید توضیح بدهم, هماهنگی های کوچک و بزرگ است که اینها باید با هم تناسب داشته باشند. آنچه که تا به حال گفته شد برای این بود که مفهوم استراتژی را به صورت انتزاعی تا حدودی درک کنیم. چون این موضوع کاملاً ذهنی است البته نه به این معنا که نتوان آن را روی کاغذ آورد. اینگونه نیست. بلکه در رابطه با بحث مادی و غیرمادی می گوییم که استراتژی مفهوم غیرمادی و ذهنی است. لذا به همین خاطر عده ای معتقدند بحثی به نام برنامه ریزی استراتژی معنا ندارد چون که اصلاً استراتژی مفهوم ندارد که بحث از آن در حد این سمینار نیست.

تاریخچه مفهوم استراتژی از واژه (استراتکوسی) آمده است که در زبانهای قدیم به فرماندهان نظامی اطلاق می شد که برای جنگها با هم بحث می کردند که مثلاً امروز چگونه بجنگیم و به طور کلی وظیفه آنان بحث بر فن نبرد بوده است.

در سالهای اخیر تکنسین های مدیریت دیدند که این مفهوم به

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *