تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل محبت، الفت و ادب، سبب رفع اختلاف و تفرقه؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل محبت، الفت و ادب، سبب رفع اختلاف و تفرقه انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 73 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل محبت، الفت و ادب، سبب رفع اختلاف و تفرقه:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل محبت، الفت و ادب، سبب رفع اختلاف و تفرقه آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل محبت، الفت و ادب، سبب رفع اختلاف و تفرقه با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل محبت، الفت و ادب، سبب رفع اختلاف و تفرقه از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل محبت، الفت و ادب، سبب رفع اختلاف و تفرقه، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل محبت، الفت و ادب، سبب رفع اختلاف و تفرقه :

در شرح کلمات نهج البلاغه امام علی علیه السلام در پنجاهمین کلمه حضرت فرمود: «قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِیهٌ فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَیهِ»؛ دل های مردم از یکدیگر فاصله دارد، تنها چیزی که این دل ها را جذب می کند الفت، محبت و ادب است. دل را با گِل و با طلا و با نقره و با آنها نمی شود خرید.

وجود مبارک امام صادق (سلام الله علیه) بیاناتی داشتند، یکی از شاگردنشان گفت عجب جواهری ما از شما استفاده کردیم! چه جواهر خوبی فرمودید! حضرت فرمود: «هَلِ الْجَوْهَرُ إِلَّا حَجَر»؛ حیفت نیامد که این کلمات را به طلا تشبیه کردی؟ طلا یک سنگ زردی است، مگر طلا ارزشی دارد؟! چون کمیاب است واحد پول شد. این معارف بلند الهی را به طلا تشبیه کردی؟ از طلا کاری جز کار سنگ ساخته نیست. اما این بیانات دل سنگ را آب می کند، انسان را فرشته می کند با ملائکه محشور می کند کسی که جواب سؤال و سلام ملائکه را می دهد ملائکه با او مربوط هستند. بارها ملاحظه فرمودید. ذات اقدس الهی در سوره مبارکه «احزاب» همان طوری که بر وجود مبارک پیامبر(علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) صلوات می فرستد، بر مؤمنین هم صلوات می فرستد. این دو تا آیه در همان سوره مبارکه «احزاب» است؛ یکی إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکتَهُ یصَلُّونَ، است که درباره آن حضرت است. یکی هم مربوط به شما مؤمنین است، فرمود: هُوَ الَّذی یصَلِّی عَلَیکمْ وَ مَلائِکتُهُ لِیخْرِجَکمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَی النُّورِ. این کم مقامی نیست. خدا بر مؤمنین صلوات می فرستد، ملائکه خدا بر مؤمنین صلوات می فرستند، انسان با فرشته ها محشور است. فرمود: هُوَ الَّذی یصَلِّی عَلَیکمْ وَ مَلائِکتُهُ. تفاوت دقیقی بین این دو تا آیه است که یکی مربوط به حضرت است، یکی مربوط به پیروان آن حضرت. وقتی ما می توانیم به جایی برسیم که ملائکه بر ما صلوات بفرستند چرا خودمان را ارزان بفروشیم؟ حضرت فرمود: حیفت نیامد که این حرف ها را به طلا تشبیه کردی؟ به سنگ زرد تشبیه کردی؟ «هَلِ الْجَوْهَرُ إِلَّا حَجَر».

دل های مردم را طلا و نقره جذب نمی کند، دل های مردم را ادب و دین جذب می کند و بس! هیچ چیزی نمی تواند دل های مردم را رام بکند. ممکن است ساکت بکند، ولی ساکن نمی کند. ما سکوت نمی خواهیم سکون می خواهیم، سکینت می خواهیم، آرامش می خواهیم. دل به غیر نام الهی نمی آرمد، آرام نمی گیرد؛ چون این دل آفرین با دل کار دارد.

فرمود: هُوَ الَّذی أَنْزَلَ السَّکینَهَ؛ خدا سکینت را مثل سایر نورها باید نازل بکند. فرمود دل های مردم با ادب سکینت می گیرد، با عدل سکینت می گیرد، با عقل سکینت می گیرد. «قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِیهٌ فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَیهِ».

یک بیان نورانی از رسول خدا(علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) رسید که در کلمات ائمه (علیهم السلام) هم هست، فرمود: «عَجِبْتُ لِمَنْ یشْتَرِی الْعَبِیدَ بِمَالِهِ فَیعْتِقُهُمْ کیفَ لَا یشْتَرِی الْأَحْرَارَ بِحُسْنِ خُلُقِهِ». آن روزی که برده داری بود؛ فرمود من تعجب می کنم اینها مال می دهند بنده می خرند، اما ادب به کار نمی برند که انسان های آزاد را بخرند! ما به هر کسی که عادل باشد، عاقل باشد، ادب منظور این نیست که چگونه بنشیند، چگونه راه برود، عقل ادب است، عدل ادب است، پیغمبر(علیه و علی آله آلاف التّحیه و الثّناء) فرمود: «أَدَّبَنِی رَبِّی فَأَحْسَنَ تَأْدِیبِی»؛ خدا مرا خوب ادب کرده است؛ مرا عادل کرده، باتقوا کرده، نه بیراهه می روم نه راه کسی را می بندم. «أَدَّبَنِی رَبِّی فَأَحْسَنَ تَأْدِیبِی». «فَقَالَ: خُذِ الْعَفْوَ وَ أْمُرْ بِالْعُرْفِ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْجاهِلینَ»، ادب به این معناست. البته آداب ظاهری هم حُسن خود را دارد. فرمود تنها چیزی که دل های مردم را جذب می کند عقل است و ادب است و الفت دینی است و دیگر هیچ، «قُلُوبُ الرِّجَالِ وَحْشِیهٌ فَمَنْ تَأَلَّفَهَا أَقْبَلَتْ عَلَیهِ».

بعد در کلمه بعدی فرمود: «عَیبُک مَسْتُورٌ مَا أَسْعَدَک جَدُّک»؛ به هر حال انسان ممکن است لغزشی داشته باشد. غیر از معصومین خطای فکری و خطیئه عملی همه ما را تهدید می کند. نمی توانیم بگوییم ما نه مشکل علمی داریم نه مشکل عملی؛ هر دو مشکل را داریم. اما دو چیز مقدور ماست: یکی کم کردن این، یکی ترمیم این. تلاش و کوشش کنیم که کمتر اشتباه بکنیم، تلاش و کوشش کنیم که کمتر بیراهه برویم؛ این مقدور ماست. دوم اینکه اگر لغزیدیم فوراً توبه کنیم. این هر دو مقدور ماست. اگر ـ خدای ناکرده ـ در کم کردن آن خطا و خطیئه بی باک بودیم و در ترمیم آن دو غفلت کردیم، این مشکل هست. چه وقت آبروی ما را ببرد معلوم نیست. هیچ نباید بگوییم کاری که کردیم تمام شد. کاری که کردیم می افتد در خط تولید، حرفی که زدیم، خلافی که کردیم، زیرمیزی، رومیزی هر کاری که کردیم، مگر چیزی در عالم معدوم می شود؟! این حرفی که پشت سر دیگری زدیم، یا سخنی که گفتیم، عیبی که گفتیم، دل کسی را به درد آوردیم، این شده کار، این یک؛ این کار در خط تولید می افتد و اثری دارد، خودش فعلاً رخت بربست. آن اثر در خط تولید است، امر سوم را در بر دارد. مگر چیزی معدوم می شود؟! مگر چیز موجود در عالم معطل است؟! اصلاً فرض ندارد در نظام علّی چیزی بیکار باشد! این سنگی که در یک گوشه افتاده است این مرتّب دارد آن خاک را فشار می آورد بعد از دو سال می بینیم که یک گودی پیدا شده است! مگر می شود چیزی در عالم موجود باشد و بیکار باشد؟! تعطیل که در نظام هستی راه ندارد. حرفی که زدیم کاری که کردیم غذایی که خوردیم، مالی که بردیم، این در خط تولید می افتد. اثرش در دوم، دوم در سوم، سوم در چهارم؛ هر روز به ما می گویند جبران کنید توبه کنید، جبران کنید توبه کنید، جبران کنید توبه کنید! وقتی توبه کردیم، ما مادامی که در نظام طبیعت هستیم نظام، نظام «تبدیل السیئات بالحسنات» است، نظام «مغفره السیئات بالحسنات» هست این نظام، نظام تبدیل است. شما می بینید بدترین کودها در همین زمین به بهترین گلها و میوه تبدیل می شود. این همه مشرکان و بت پرستان صدر اسلام بودند که اباذر و سلمان و مقداد شدند. پس می شود بت پرستی بشود موحّد ناب. توبه برای همین است. اینکه در سوره مبارکه «نساء» فرمود: إِنَّ اللّهَ لاَ یغْفِرُ أَن یشْرَک بِهِ وَ یغْفِرُ مَا دُونَ ذلِک لِمَنْ یشاءُ، به استناد: لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَهِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ یغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعاً، این ذنوب جمع است، با «الف و لام» هم آمده است، هیچ گناهی نیست که قابل بخشش نباشد؛ منتها در سوره «نساء» فرمود: شرک را نمی آمرزد؛ یعنی بی توبه. اینجا می فرماید شرک را می آمرزد، یعنی همه مشرکان با توبه موحّد شدند. الیوم هم همه ملحدان و مشرکان، هر ملحد و مشرکی بگوید: «أشهد أن لا إله إلا الله» و شهادت به رسالت بدهد، پاک است. ما تا نفس می کشیم در حوزه حرکت، تغییر، تبدیل و مانند آن هستیم. اما وقتی رخت بربستیم و نفس تمام شد «الْیوْمَ عَمَلٌ وَ لَا حِسَابَ وَ غَداً حِسَابٌ وَ لَا عَمَل» و راه توبه بسته است.

بنابراین ما تا دنیا هستیم جا برای تبدیل است، ـ خدای ناکرده ـ مؤمنی کافر می شود، ـ إن شاءالله ـ کافری مؤمن می شود. اصلاً توبه را برای همین گفتند. توبه مثل این است که کودی به پای درختی قرار بگیرد بشویم لؤلؤ لالا! بشویم میوه شیرین! اینجا جای تبدیل است. «یا مُبَدِّلَ السَّیئَاتِ حَسَنَاتٍ»، «إنک غافر الخطیئات»، «مبدل السیئات بالحسنات» و مانند آن. بنابراین فرمود این عیب هست. چه وقت رسوا می کند معلوم نیست. یک وقت رسوا می کند که راه برای توبه بسته است و انسان تقاضای مرگ می کند. فرمود تا نفس می کشی قبل از اینکه او تو را رسوا کن، این را تبدیل کن! می توانی به گُل تبدیل کنی! حالا اگر مرداری در جیب آدم است، قبل از اینکه آن مردار آدم را رسوا کند می تواند او را معطّر کند. فرمود وقتی که آدم می تواند توبه کند، بگوید خدایا آمدم، نه رو به قبله می خواهد، نه آب توبه می خواهد، نه لفظ می خواهد؛ البته «أستغفرُ الله» و اینها مستحب است، اما آن اراده تخلّلناپذیر خدایا! آمدم؛ او قبول می کند. آنچه اساس کار است انقلاب روحی است انقلاب فکری است، انقلاب قلبی است که برگردد. حالا نماز و اینها یک دستورات خاصی است که باید قرائت بکنیم و آن اذکار را بگوییم و اینهاست. اما توبه حالا رو به قبله نشستن و آب توبه خواستن و غسل توبه کردن، اینها جزء تشریفات است. آن اراده شکست ناپذیر که خدایا از گذشته پشیمان هستم! نسبت به آینده تصمیم قطعی دارم، آمدم، همین!

فرمود معلوم نیست که عیب، چه وقت آدم را رسوا می کند! چه بهتر که ما زودتر آن عیب را تصحیح کنیم، راه که برای ما باز است. از آن طرف هر سحر فرشته ها می گویند: «هل من تائبٍ؟ هل من داعٍ؟». کم نیست، اینها مأموران الهی اند. آیا کسی هست توبه کند، ما قبول کنیم؟ آیا کسی هست از ما چیزی بخواهد درها باز است. حوزه وقتی حوزه انقلابی و دینی می شود که صحیفه سجادیه درسی بشود، نهج البلاغه درسی بشود. در روز ده ها بخوانیم و بگوییم و بحث بکنیم که «طَلَبَ الْمُحْتَاجِ إِلَی الْمُحْتَاجِ سَفَهٌ مِنْ رَأْیهِ وَ ضَلَّهٌ مِنْ عَقْلِه»،این بیان نورانی امام سجاد است در صحیفه. کسی از کسی چیز بخواهد چیزی بخواهد، این سفاهت است، ضلالت است. مخزن نزد الهی است، از آنجا بخواهیم. دیگران هم که مأموران الهی اند، او از هر راهی بخواهد تأمین می کند. «طَلَبَ الْمُحْتَاجِ إِلَی الْمُحْتَاجِ سَفَهٌ مِنْ رَأْیهِ وَ ضَلَّهٌ مِنْ عَقْلِه »؛ روح بزرگواری به آدم می دهد، روح کرامت به آدم می دهد، دنبال این و آن بگردیم جلویش را می گیرد، این می شود روح تقوا.

آن دو تا کار را باید بکنیم؛ یعنی تا آنجا که مقدور ماست جلوی مشکلات را کم بکنیم، مواظب زبانمان، مواظب غذایمان باشیم. آن سخت است که انسان هیچ غفلتی نکند، بله سخت است؛ اما کم کردن هست و اگر کاری کردیم که رضای خدا در آن کار نبود فوراً توبه بکنیم؛ وگرنه این می افتد در خط تولید، اوّلاً؛ کجا سر در می آورد معلوم نیست، ثانیاً؛ فرمود تا آن روزی که وقت تو و سعادت تو ذات اقدس الهی آن را تنظیم کرده این عیب مستور است مهلت می دهند، و اگر ـ خدای ناکرده ـ این مدت تمام شد این عیبی که در خط تولید بود دفعتاً رسوا می کند آدم را. دیگر هیچ راهی برای ترمیم ندارد. «عَیبُک مَسْتُورٌ مَا أَسْعَدَک جَدُّک»، «جَدّ»؛ یعنی بخت. «تعالی جَدّ»؛ یعنی شئون، جلال، شکوه.

پنجاه و دوم: «أَوْلَی النَّاسِ بِالْعَفْوِ أَقْدَرُهُمْ عَلَی الْعُقُوبَهِ»؛ یک وقت است انسان می خواهد حق دین را حفظ کند، آن در اختیار خودش نیست، جا برای عفو نیست. اما کسی به انسان ستم کرده، بد گفته حق آدم را گرفته؛ این اُولی و سزاوارترین مردم به عفو کردن، قادرترین مردم به انتقام هستند. اصلاً عفو کفّاره قدرت است. ذات اقدس الهی زکات قدرت است، زکات قدرت در عفو کردن از دیگران است که اگر کسی نسبت به آدم بد گفت، آدم اصلاً به ذهن نیاورد. به هر حال راه جبران هست. کسی به ما بد گفته، بسیار خوب! می خواهیم فقط انتقام بگیریم یا می خواهیم بالا بیاییم؟ اگر ذات اقدس الهی «إن الله یحب الغفار، یحب العفوّ، یحب الکذا و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *