تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مدیریت امام زمان(عج)؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مدیریت امام زمان(عج) با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مدیریت امام زمان(عج):

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مدیریت امام زمان(عج) به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مدیریت امام زمان(عج) با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مدیریت امام زمان(عج) تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل مدیریت امام زمان(عج) را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مدیریت امام زمان(عج) :

السلام علیک یا صاحب التدبیر

السلام علیک یا صاحب التدبیر[۱]

هو المدار بل هو المدیر

بأمره التقدیر و التدبیر[۲]

«مدیریت» در معنای لغوی به معنای اداره کردن است و مدیریت امام (ع) یعنی اداره کردن هر آن چه شأن امام است و خداوند آن را برعهده او نهاده است. مدیریت در این معنا بسیار گسترده خواهد بود و با کمی تسامح، همه آثار «وجودی» و «شخصیتی» حضرت را دربرخواهد گرفت.[۳] اما مدیریت در معنای اصطلاحی به معنای سازمان دهی، هدایت و به کارگیری امکانات و نیروها براساس ارزش هایی معین برای رسیدن به هدفی مطلوب است. مقصود از مدیریت حضرت در این جا که برخاسته از تدبیر و فعل امام است، معنای اصطلاحی آن است.

«اهداف» امام زمان(عج) متعدد است: حفظ و گسترش دین و شیعیان، ایجاد مرکز و دولتی برای شیعه، حفظ و تقویت ایران به عنوان مرکز تشیع و «شیعه خانه امام زمان(عج)»، ایجاد حکومت جهانی و….[۴] در این میان، برخی از اهداف عالی و برخی میانی اند. از جمله اهداف عالی حضرت ایجاد حکومت عدل توحیدی و جهانی است؛ حکومتی که انسان ها را از قید غل و زنجیرها برهاند و زمینه رشد و کمال آنها را فراهم سازد. این هدف وعده قطعی الهی است؛ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنکُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُم فِی الأَرْض کمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ وَلَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضَی لَهُمْ[۵] و خداوند هرگز از وعده خود تخلف نمی کند؛ إنَّ اللهَ لا یُخْلِفُ الْمِیعَاد.[۶]

این وعده قطعی الهی با دستان پرتوان حضرت ولی عصر(عج) تحقق پیدا خواهد کرد؛ «و الذی بعثنی بالحقّ نبیّاً لو لم یبق من الدنیا إلّا یوم واحد لطولّ الله ذلک الیوم حتّی یخرج فیه ولدی المهدی فینزل روح الله عیسی بن مریم فیصلّی خلفه و تشرق الأرض بنوره و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب»[۷] و «الأئمّه من بعدی إثنا عشر، أوّلهم أنت یا علیّ و آخرهم القائم الذی یفتح الله عزّوجلّ علی یدیه مشارق الأرض و مغاربها».[۸]

اما چگونه؟ شاید برخی گمان کنند که امام تا پیش از فرارسیدن زمان ظهورش در جهت تحقق این هدف هیچ نقشی ندارد و تنها در گوشه ای نشسته تا هنگام ظهورش فرا رسد و از خیمه اش به در آید و البته گاه گداری برخی افراد را شفا می دهد و یا گم شده ای را به مقصد ره نمون می شود! اما ما بر این باوریم که امام در جهت ایجاد آن آرمان الهی نقش آفرین است و خود نیز تکلیف دارد که زمینه های ظهورش را فراهم آورد و غیبت هم مانع نیست؛ چون غیبت پنهان بودن و در پنهانی کار کردن است، نه بی کاری. امور در غیبت تعطیل نمی شوند؛ چون امامت تعطیل بردار نیست، بلکه چه بسا دست امام از جهاتی بازتر شود و به دور از تنگناها و برخی مزاحمت ها به تدبیر امور و آرایش نیرو بپردازد و بسیاری از توطئه ها بر ضدّ شیعه، مسلمانان و یا جامعه جهانی را خنثا کند و شیعیان پراکنده را جمع سازد. او با حفظ شیعیان و دولت شیعی زمینه ساز دولت جهانی عدل خواهد بود.

دلایل متعددی از عقل، نقل و سیره بر این باور می توان آورد که به اختصار از هریک نمونه هایی ارائه می شود. پیش از آن یادآوری چند نکته ضروری است:

۱. دلایل ارائه شده درباره مدیریت حضرت برای اثبات این قضیه به صورت کلی است، اما اثبات موارد و مصادیق آن نیاز به دلیل یقینی دارد و هر ادعایی پذیرفتنی نیست.

۲. مدیریت حضرت براساس سه اصل غیبت، حکمت و سنت است. حضرت هرگز کاری خلاف فلسفه غیبت و یا خلاف حکمت و مصلحت انجام نمی دهد و در انجام آن نیز هرگز از سنت های الهی تخطی نمی کند؛ سنت هایی که در قرآن، بیشتر به صورت جمله های شرطی و گاهی خبری آمده: إِن تَنصُرُوا اللَّهَ ینصُرْکُمْ[۹]، إِنْ عُدتُّمْ عُدْنَا[۱۰]، لَئِن شکَرْتُمْ لأَزِیدَنَّکُمْ وَلَئِن کَفَرْتُمْ إِنَّ عَذَابِی لَشَدِیدٌ[۱۱]، مَن یتَّقِ اللَّهَ یجْعَل لَّهُ مَخْرَجًا[۱۲]، وَلَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرَی آمَنُواْ وَاتَّقَواْ لَفَتَحْنَا عَلَیهِم بَرَکَاتٍ مِّنَ السَّمَاء وَالأَرْضِ[۱۳]، إِنَّ اللّهَ لاَ یغَیّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّی یغَیّرُواْ ما بأَنْفُسِهِمْ[۱۴] و…

۳. بین مدیریت و نقش آفرینی تفاوت وجود دارد و هر نقشی مدیریت نیست، بلکه مدیریت باید براساس هدف و برنامه ای خاص باشد. گرچه براساس اصل حکمت، هر حرکت و عمل حضرت خالی از حکمت نیست و هر اقدام آن بزرگ وار داخل در طرح جامع و تدبیر شامل و فراگیر حضرت است، حتی آن جا که کسی را شفا می دهد، اما مراد از مدیریت حضرت در این جا همان معنای اصطلاحی آن و مجموعه فعالیت ها و اقداماتی است که امام برای رسیدن به اهداف غایی و میانی خود انجام می دهد.

۴. مدیریت حضرت به دو صورت مستقیم و غیرمستقیم اعمال می شود. یکی از نمونه های مدیریت غیرمستقیم امام زمان(عج) اصل مترقی ولایت فقیه و انتصاب فقها به عنوان نایبان عام آن حضرت در عصر غیبت کبراست.

۵. خواست و اراده حضرت در طول اراده الهی است ونه در عرض آن. او همان را می خواهد که خداوند می خواهد. امام زمان(عج) خود می فرماید: «دل های ما امامان ظرف خواست خداوند است و خواست ما به خواست او محدود و مقید است و ما مطیع او هستیم؛ وَمَا تشَاؤُونَ إِلاَّ أَن یشَاء اللَّهُ[۱۵].[۱۶] البته پرواضح است که اراده امام هیچ منافاتی با انتخاب و اختیار انسان ندارد.

۶. آن چه می توان به حضرت منتسب کرد، خوبی ها و زیبایی هاست و نارسایی ها و ضعف ها از ساحت او دور است و به بی تدبیری و ناتوانی ما باز می گردد. به تعبیر قرآن وَمَا بِکُم مِّن نِّعْمَه فَمِنَ اللّهِ[۱۷]، مَّا أَصَابَکَ مِنْ حسَنَهٍ فمِنَ اللّه وَمَا أَصَابَکَ مِن سَیِّئَه فَمِن نَّفْسِکَ.[۱۸] البته ناگفته نماند که خوبی ها و رحمت ها جلوه های گوناگونی دارند و گاهی به صورت فشار و سختی ظاهر می شوند؛ وَعَسَی أَن تَکْرَهُواْ شَیْئًا وَهُوَ خَیْرٌ لَّکمْ[۱۹] و «ترحم من تشاء بما تشاء کیف تشاء».[۲۰]

دلایل عقلی

براساس «اهداف» حکومت دینی که رشد و شکوفایی همه استعدادهای انسان و تشکیل جامعه انسانی بر پایه قسط و عدل است[۲۱] و «قلمرو» حکومت که همه هستی است و نه محدوده شصت یا هفتاد سال عمر انسان در دنیا، اصل امامت و رهبری شیعه برای اداره جامعه مطرح می شود و اضطرار آدمی به امام و حجتی که به این مجموعه آگاه باشد و باید و نبایدهای راه بلند او را تا قرب خدا بشناسد، شکل می گیرد؛ امامی که بر همه هستی و استعدادهای انسان آگاه و از همه کشش ها و هواهای نفسانی آزاد باشد. ترکیب این آگاهی و آزادی همان عصمتی است که در ادبیات سیاسی شیعه مطرح است و ملاک انتخاب حاکم قرار می گیرد.

با تغییر اهداف حکومت، معیار انتخاب و روش انتخاب متفاوت می شود؛ معیار انتخاب، عصمت و روش انتخاب، نصب خواهد بود. شیعه براساس همین بینش مترقی و حکم عقل معتقد است که حاکمیت و رهبری، تنها حق امام معصوم است و اوست که محور این آسیاب است.[۲۲] آن جا که زمینه فراهم باشد، به حکم عقل مکلف است آن را عهده دار شود و آن جا که نباشد، باید آن را فراهم سازد و با تقیه کار را پیش برد و با تربیت مهره های توان مند و کارساز و تحول در تلقی توده ها و بینش مردم یعنی همان دو عنصر اساسی حکومت دینی، زمینه ها را فراهم آورد و اگر مبارزه آن قدر پیچیده شود که دیگر دشمن حضور آخرین حلقه امامت الهی را حتی در پوشش تقیه تاب نیاورد و وجود او را مزاحم اهداف پلید خود بیابد و به کمتر از مرگ او قانع نشود، حکمت، اقتضای غیبت و مبارزه مخفی را می کند و این غیبت و فعالیت در خفا چیزی جز استمرار حرکت ائمه شیعه و انبیای الهی نخواهد بود.

سیره امامان نیز گویای همین حقیقت است و در واقع ارشاد به همین حکم عقل است. مگر امامان شیعه در روزگار خود بی توجه به اوضاع بودند؟ مگر حضرت علی(ع) در دوران ۲۵ساله سکوت خود با تقیه زمینه حاکمیت خود را فراهم نساخت؟ سکوت، غیرسکون و تقیه و پنهان کاری، غیر بی کاری و بی دردی است.[۲۳] مگر امامان بزرگ واری چون حسین و سجاد و صادق و عسکری(ع) آرام نشستند؟ آیا امام زمان(عج) در عصر غیبت صغرای خود آرام نشست و هیچ فعالیتی نداشت؟ آیا نهاد پرقدرت وکالت را رهبری نفرمود؟ آیا جامعه شیعه را مدیریت نکرد؟ مگر غیبت کبرا، ادامه غیبت صغرا و آن هم استمرار حرکت امامان شیعه نیست؟ آیا تغییر تاکتیک و شیوه مبارزه به معنای بی کاری است؟ همان طور که اشاره شد، اصل تقیه به معنای پنهان کاری و زمینه سازی و یک شکل پیچیده از مبارزه و جهاد، عنصر اساسی در حیات امامان است و بدون آن تاریخ ائمه و مبارزه های آنان را نمی توان تحلیل کرد.

از طرف دیگر، چگونه می توان پذیرفت که منتظران به یاری و یاوری امام موظف باشند و در هر پگاه با آرزوی شهادت بر یاری و دفاع از او عهد و پیمان بندند[۲۴] و رسالت زمینه سازی حکومت او را بر دوش بگیرند،[۲۵] اما امام خود در گوشه ای تنها به عبادت بپردازد و در جهت حاکمیتی که حق اوست و بدان مکلف است، هیچ تلاش نکند؟ آیا این خردمندانه است؛ مَالَکُم کَیفَ تَحکُمُونَ[۲۶]؟

دلایل نقلی

علاوه بر دلایل عقلی که به نمونه ای از آن اشاره شد، دلایل نقلی متعددی از آیات و روایات نیز بر مدیریت حضرت در جوامع انسانی دلالت دارد که به برخی از آنها نیز اشاره می شود:

الف) آیات

آیات متعددی از قرآن گواه بر این معناست که از میان آنها به یکی بسنده می شود.

خداوند در سوره قدر می فرماید: تَنَزَّلُ الْمَلاَئِکَهُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن کلِّ أَمرٍ؛[۲۷] «ملائکه و روح که موجودی بزرگ تر از ملائکه است، همه شئونات و کارها را با اجازه پروردگار خود بر ولی امر نازل می کنند.»[۲۸]

به راستی مهبط ملائکه کیست و آنان بر چه کسی نازل می شوند؟ فعل مضارع «تنزّل»، در اصل «تتنزّل» بوده و از حقیقتی مستمر خبر می دهد و بر استمرار دلالت دارد. آهنگ کش دار و طولانی آیه هم با استمرار آن تا قیامت کاملاً هم آهنگ است. اگر ملائکه مقدرات را در زمان رسول خدا(ص) بر او نازل می کردند، پس از پیامبر هم آن مقدرات را باید بر کسانی نازل کنند که به لحاظ روحی با او سنخیت دارند و آنان کسانی جز اوصیای او نیستند.[۲۹] از همین رو، در روایت آمده که با این سوره با مخالفان ما احتجاج کنید تا پیروز شوید.[۳۰]

چرا ملائکه و روح همه شئونات و مقدرات سال آینده را از هر حادثه، خیر و شر، طاعت و معصیت، سود و زیان، مرگ و زندگی و… در شب قدر بر امام نازل می کنند؟[۳۱] برخی از روایات به این پرسش چنین پاسخ می دهند: «إنه لینزل فی لیله القدر إلی ولیّ الأمر تفسیر الاُمور سنه سنه، یؤمر فیها فی أمر نفسه بکذا و کذا و فی أمر الناس بکذا و کذا»،[۳۲] «یؤمروا فی لیالی القدر کیف یصنعون إلی السنه المقبله»[۳۳] و «إنّما یأتی بالأمر من الله تعالی فی لیالی القدر إلی النبیّ و إلی الأوصیاء، أفعل کذا و کذا».[۳۴]

در حقیقت، چنان که از خود آیه برمی آید و روایات نیز به آن اشاره دارند، مقدرات را بر امام نازل می کنند تا او بداند در سال آینده وظیفه اش چیست و چگونه باید مدیریت و نقش آفرینی کند و اراده پروردگار به چه چیزی تعلق گرفته است.

« إراده الربّ فی مقادیر اُموره تهبط إلیکم و تصدر من بیوتکم؛[۳۵] اراده خداوند در تقدیر امور بندگانش به سوی شما فرود می آید و از منازل شما برای خلق صادر می شود» و اراده امام در طول اراده الهی است و او همان را می طلبد که خدا می خواهد.

ب) روایات

در این باره روایات فراوانی وجود دارد که از این میان، به برخی از آنها اشاره می شود:

۱. برخی از زیارات، حضرت مهدی(عج) را «صاحب تدبیر» صفت داده اند: «السلام علیک یا صاحب التدبیر؛[۳۶] سلام بر تو ای صاحب تدبیر.»

سلام ها و صفت های ائمه(ع)، بی حکمت نیستند. گزینش وصفی از بین اوصاف و القاب، نکته هایی دارد که نباید به سادگی و بی درنگ از آنها گذشت. «سلام»[۳۷] در جامعه اسلامی و در جمع مسلمانان به معنای اعلام مسالمت و پیام آور صلح و دوستی است. گوینده با گفتن سلام، آفت و تهدید از خود را به دیگران، دور می خواند. در این سطح سلام، اعلام مسالمتی است که سلامت در روابط و امنیت اجتماعی را به دنبال دارد، اما در سطحی بالاتر و در رابطه میان امت و امام، علاوه بر معنای مذکور،[۳۸] تسلیم و واگذاری امور به امام را نیز اعلام می دارد؛ تسلیمی که دشمنی و دوستی و سلم و حرب سلام دهنده را مرزبندی می کند و سلامت در کل هستی را به دنبال می آورد.

سلام با این مفهوم عمیق در زیارت ها با القاب و اوصاف متفاوتی هم راه می شود. این هم راهی در قالب زیارت، علاوه بر آن که جای گاه و شأن امام را نشان می دهد، علت و چرایی تسلیم و واگذاری را نیز آشکار می سازد، چنان که وقتی دوستی را با وصفی خاص خطاب می کنیم و به او اظهار ارادت می داریم و یا او را تشویق می کنیم، خطاب با چنین وصفی علت ارادت یا تشویق را نشان می دهد.[۳۹]

در عبارت «السلام علیک یا صاحب التدبیر» سلام با وصف صاحب تدبیر هم راه شده است. شاید در نگاه نخست به نظر برسد که وصف مدبّر برای بیان تدبیر رساتر باشد، ولی با دقت در تفاوت این دو، ظرافت های نهفته در این تعبیر بیشتر آشکار می شود. «صاحب» هم راهی مستمر و زندگی با شخص یا چیزی را می رساند[۴۰] و «تدبیر» به معنای عمق و استمراربخشی به کار و گونه ای برنامه ریزی است که کار ابتر نماند و ادامه یابد. این معنا ریشه در بررسی پشت و پنهان حوادث و کارها و عاقبت آنها دارد که معنای دیگر تدبیر است.[۴۱] بنابراین «صاحب تدبیر» کسی را گویند که همیشه هم راه هر تدبیر و هم نشین آن است؛[۴۲] کسی که با همه تدبیرها در هر گوشه عالم و در هرکجای تاریخ است هم راهی دارد و آغاز و انجام و پنهان و آشکار آن را می داند. این هم راهی و هم نشینی، بینش و بصیرتی می آورد که به طور طبیعی، هر تدبیری در طرح و تدبیر او قرار می گیرد و محکوم تدبیر او می شود.

این شناخت و معرفت به آگاهی و بصیرت امام در کنار مهر و محبت اوست که انسان را به «سلم»، «تسلیم» و «سلام» می رساند از این روی، «السلام علیک یا صاحب التدبیر» یعنی «سلام بر تو ای هم راه همیشه هر طرح و تدبیر.»

۲. در تعدادی از روایات نقش حضرت در ایام غیبت به آفتاب پشت ابر تشبیه شده است: «و امّا وجه الإنتفاع بی فی غیبتی فکالإنتفاع بالشمس إذا غیّبتها عن الأبصار السحاب»،[۴۳] «إنّهم یستضیئون بنوره و ینتفعون بولایته فی غیبته کانتفاع الناس بالشمس و إن تجلّلها سحاب».[۴۴] همان گونه که خورشید در پشت ابر همگان را بهره مند می کند، حضرت در ایام غیبت به وظایف امامت خود مشغول است و به ویژه شیعیان را از نور هدایت و ولایت و سرپرستی خود بهره مند می سازد، بدون این که کسی او را بشناسد و همان طور که گذشت، چه بسا دست امام از جهاتی بازتر باشد و بی نام و نشان، مستقیم و غیرمستقیم، باواسطه و بی واسطه آن چه را با اصل غیبت، حکمت و سنت منافات نداشته باشد، انجام دهد.

۳. امام زمان(عج) در نامه ای به شیخ مفید چنین می فرماید: «فإنّا نحیط علماً بأنبائکم و لایعزب عنّا شیء من أخبارکم… إنا غیر مهملین لمراعاتکم و لاناسین لذکرکم لولا ذلک لنزّل بکم اللأواء و اصطلمکم الأعداء فاتقوا الله جلّ جلاله و ظاهرونا علی انتیاشکم من فتنه قد أناقت علیکم…؛[۴۵] ما به اخبار شما آگاهیم و هیچ چیز از اخبار شما از ما پنهان نمی ماند… ما در رسیدگی و مراعات شما کوتاهی نمی کنیم و یاد شما را از خاطر نمی بریم که اگر چنین بود، گرفتاری ها و دشواری ها شما را در برمی گرفت و دشمنان شما را نابود می کردند. بنابراین، تقوا پیشه کنید و از ما پشتیبانی نمایید و ما را برای رهایی خود از فتنه ای که به شما رو آورده یاری کنید….» در عبارت پایانی، یاری طلبیدن امام از شیعیان خود برای نجات از فتنه هایی که به آنها رو آورده، تأمل برانگیز و جالب توجه است.

۴. حضرت علی(ع) در بخشی از خطبه ۱۵۰ نهج البلاغه که برخی از حوادث عصر غیبت و فتنه های آخرالزمان را برمی شمارد، به صراحت از اقدامات و فعالیت های حضرت مهدی (عج)[۴۶] سخن می گوید و از مدیریت پنهانی آن حضرت در ایام غیبت در جوامع انسانی پرده برمی دارد: «ألا و إنّ من أدرکها منّا یسری فیها بسراجٍ منیر و یحذو فیها علی مثال الصالحین لیحلّ فیها ربقاً و یعتق فیها رقّاً و یصدع شعباً و یشعب صدعاً فی ستره عن الناس لایبصر القائف أثره و لو تابع نظره ثم لیشحذنّ فیها قوم شحذ القین النصل؛ آگاه باشید! آن کس از ما اهل بیت پیامبر(ص) (حضرت مهدی (عج)) که آن فتنه ها را دریابد، با چراغ روشنی بخش در آن گام می نهد و به سیره و روش صالحان (پیامبر و اهل بیت(ع)) رفتار می کند تا در آن فتنه ها گره ها را بگشاید و بردگان (ملت ها و انسان های اسیر و دربند) را آزاد سازد، جمع (گم راهان) را متفرق سازد و پراکندگان (حق طلب و مستضعف) را هم آهنگ و هم داستان کند، (او این کارها را) در نهایت پنهانی از مردم (انجام می دهد)، آن گونه که پی جویان نشانش را نبینند، هرچند دقت نظر داشته باشند. سپس در کشاکش آن فتنه ها، گروهی (برای درهم کوبیدن فتنه ها) مهیا می شوند هم چون مهیا شدن شمشیر به دست آهن گر.»

عبارت پایانی (ثمّ لیشحذنّ[۴۷]…) به وضوح نشان از آن دارد که آماده شدن گروه مهدی یاوران حاصل زحمات پرتلاش و به ثمر نشستن مدیریت پنهان آن حضرت است. از این رو، با «ثمّ» و تراخی آورده شده است.

۵. در روایتی از امام صادق(ع) در مورد امام مهدی(عج) آمده است: «… و أن یکون صاحبکم المظلوم المجحود حقّه، صاحب هذا الأمر یتردّد بینهم و یمشی فی أسواقهم و یطأ فرشهم و لا یعرفونه حتّی یأذن الله له أن یعرّفهم نفسه…؛[۴۸] پس چرا این امت انکار می کنند که صاحب این امر در میان آنها راه برود و در بازارهایشان رفت وآمد کند، در خانه هاشان گام نهد، ولی او را نشناسند، مگر خداوند به او اجازه دهد تا خودش را به آنان معرفی کند.»

در روایتی دیگر از امام علی(ع) نیز چنین آمده است: «فوربّ علیٍّ أنّ حجّتها قائمه، ماشیه فی طرقها، داخله فی دورها و قصورها، جوّاله فی شرق الأرض و غربها، تسمع الکلام و تسلِّم علی الجماعه، تری…؛[۴۹] سوگند به خدای علی، حجت امت برپاست، در کوچه و راه های آنان گام برمی دارد و بر خانه های آنان وارد می شود و شرق و غرب جهان را فراوان می پیماید و گفتار مردمان را می شنود و بر اجتماعات آنان وارد می شود و سلام می دهد. او مردمان را می بیند. …»

در دعای «ندبه» نیز چنین می خوانیم: «جانم فدایت! تو آن غایبی هستی که از میان ما بیرون نیستی، جانم فدایت! تو آن دور شده از وطنی هستی که از ما دور نیستی.»[۵۰]

به گفته امام صادق(ع) حضرت قائم(عج) در مراسم حج حضوری همیشگی دارد: «یفقد الناس إمامهم فیشهد الموسم فیراهم و لایرونه؛[۵۱] مردم امامشان را نیابند، او در موسم حج حاضر می شود و مردم را می بیند، اما آنها او را نمی بینند.»

عمروی نایب آن حضرت نیز با تأکید می گوید: «و الله أنّ صاحب هذا الأمر لیحضر الموسم کلّ سنه فیری الناس و یعرفهم و یرونه و لا یعرفونه؛[۵۲] به خدا سوگند! صاحب این امر، هر ساله در موسم حج حضور می یابد، همگان را می بیند و می شناسد، اما دیگران او را می بینند ولی نمی شناسند.»

به راستی، این حضور فعال در میان امت اسلامی و جوامع انسانی برای چه مقصودی است؟ چرا حضرت این قدر در میان مردم و خانه ها و بازار و کوچه آنان، آمدوشد دارد و حرف ها و درد دل آنان را می شنود؟ چرا آن جا که همه امت اسلامی جمعند، حضور دارد؟ آیا با توجه به شأن امام و نقشی که برای او معتقدیم، این همه جز این که در راستای تحقق اهداف و زمینه سازی برای آرمان های امام باشد، برای مقصد دیگری است؟ و بالاخره آیا این همه، چیزی به غیر از نقش آفرینی و مدیریت حضرت است؟

۶. امام زمان(عج) می فرماید: «إنّا خاتم الأوصیاء و بی یدفع الله عزوجلّ البلاء عن أهلی و شیعتی؛[۵۳] من آخرین وصی پیامبر هستم و خداوند به واسطه من بلا و گرفتاری را از خاندان و شیعیان من دفع می کند.»

دفع بلا و گرفتاری از شیعیان توسط حضرت اطلاق دارد و یکی از راه های آن می تواند از طریق اعمال مدیریت آن حضرت باشد. به عبارت دیگر، یکی از راه های دفع بلا از شیعیان، مدیریت پویای حضرت است؛ مدیریتی برخاسته از نظارت و آگاهی و هم سو با اهداف بلند آن حضرت.

۷. امام سجاد(ع) می فرماید: «لم تخلو الارض منذ خلق الله آدم من حجّه لله فیها ظاهر مشهور أو غائب مستور. .. و لولا ذلک لم یعبد الله؛[۵۴] از زمانی که خداوند آدم را آفرید، زمین هرگز از حجت الهی خالی نبوده است؛ چه حجت آشکار و چه پنهان… اگر غیر این بود خدا هرگز پرستش نمی شد.»

بدون مدیریت حجت خدا، چه ظاهر و چه غایب، عبودیت خدا محقق نمی شود. به عبارت دیگر، لازمه تحقق عبودیت الهی، مدیریت حجت خداست.

۸. امام علی(ع) در خطبه ای می فرماید: «و ما أخذ الله علی العلماء أن لایقارّوا علی کظّه ظالم و لا سغب مظلوم؛[۵۵] خداوند از دانش مندان پیمان گرفته است که بر شکم بارگی ستم گران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند.» آیا با وجود این همه ظلم و سیاهی و شکم بارگی جهان خواران، امام می تواند آرام بنشیند؟ آیا در برابر طاغوت ها و فرعون ها که گروه گروه انسان ها را به مسلخ می برند، ساکت می ماند؟ هرگز! که این دور از شأن امام است و خداوند از آنان پیمان گرفته است. البته چگونگی و شکل این مدیریت به تدبیر خود امام است و کیفیت آن بر ما چندان آشکار نیست، اما یقین داریم که در برابر شکم بارگی ستم گران و گرسنگی مظلومان، سکوت نمی کند و همه فریادگران و مجاهدان در برابر ستم گران و مستکبران هم سو و هم جهت با امامند و به قدر ظرفیت از عنایت های او بهره مند می شوند.

۹. برخی القاب حضرت مثل «عین الله فی خلقه»،[۵۶] «عینک الناظره بإذنک»،[۵۷] «الجحجاح المجاهد»،[۵۸] «الرحمه الواسعه»،[۵۹] «رحمه للعالمین»،[۶۰] «أرحم بالرعیّه»،[۶۱] «الکهف»،[۶۲] «الغوث»،[۶۳] «مفرّج الکربات»،[۶۴] «داعی الله»،[۶۵] «مزیل الهمّ»،[۶۶] «کاشف البلوی»،[۶۷] «الخلیفه»،[۶۸] «الحجه»[۶۹] و… نشان می دهد که حضرت چشم خدا بر روی زمین، مجاهدی پرتلاش، پناه، فریادرس، مشکل گشای آلام، زداینده غم، برطرف کننده بلا و… است. لقب «مهدی» نیز که از مهم ترین القاب حضرت به شمار می رود، گویای نقش فعال حضرت در هدایت گری است.[۷۰] هریک از این القاب و مجموعه آنها گویای مدیریت حضرت و جلوه ای از شئونات مدیریتی ایشان است؛ مدیری که هم چون مجاهدی تلاش گر در صحنه نبرد همیشه حق و باطل مستضعفان و مستکبران حضور پررنگ دارد و بر امت شیعی، اسلامی و جوامع انسانی، نظارت کامل دارد و پناه و فریادرس آنهاست و با برنامه های پنهان و آشکار خود، گشاینده رنج ها و آلام همگان است.

۱۰. بنابر برخی روایات در شأن اهل بیت آمده است: «فإنّ فینا أهل البیت فی کلّ خلفٍ عدولاً ینفون عنه تحریف الغالین و انتحال المبطلین و تأویل الجاهلین؛[۷۱] همانا در هر نسلی، عادلانی از ما اهل بیت وجود دارند که دین را از تحریف غلوکنندگان و نسبت ناروای باطل گرایان و تأویل نادانان، حفظ می کنند.»

آیا این سه کار سترگ در عصر غیبت بدون برنامه ریزی و سازمان دهی مناسب و مدیریتی کارآمد چه آشکار و چه پنهان امکان دارد؟ آیا بدون تربیت افراد توان مند و ایجاد مراکز و حوزه های علمی، این کار به سامان می رسد؟

۱۱. از دیگر جلوه های مدیریت حضرت، دعای حضرت برای پیروان و شیعیان خود و درخواست حفظ آنان از فرمان روای آسمان ها و زمین است: «لأنّنا من وراء حفظهم بالدعاء الذی لایحجب عن ملک الأرض و السماء فلتطمئنّ بذلک من أولیائنا القلوب و لیثقوا بالکفایه منه و إن راعتهم بهم الخطوب؛[۷۲] زیرا که ما با دعایی که از فرمان روای آسمان و زمین پوشیده نمی ماند، آنان را حفاظت و نگه داری می کنیم. بنابراین، قلب های دوستان ما به دعای ما به بارگاه الهی، آرامش و اطمینان یابد و به کفایت آن آسوده خاطر باشند، هرچند درگیری های هراس انگیز، آنان را به دلهره افکند.»

عالم جلیل القدر سید بن طاووس(ره) در اواخر کتاب مهج الدعوات می نویسد: در شب چهارشنبه ۲۳ ذو قعده سال ۶۳۸ قمری در «سرّمن رأی» بودم که سحرگاهان در سرداب مطهر شنیدم آن حضرت(عج) در حق شیعیان خود این گونه دعا می فرمود: «الهی بحقّ من ناجاک و بحقّ من دعاک فی البرّ و البحر تفضّل علی فقراء المؤمنین و المؤمنات بالغناء و الثروه و علی مرضی المؤمنین و المؤمنات بالشفاء و الصحه و علی أحیاء المؤمنین و المؤمنات باللطف و الکرم و علی أموات المؤمنین و المؤمنات بالمغفره و الرحمه و علی غرباء المؤمنین و المؤمنات بالردّ إلی أوطانهم سالمین غانمین بمحمّد و آله أجمعین؛ خدایا؛ به حق آن که با تو مناجات کرد و به حق آن که در خشکی و دریا تو را خواند، بر فقرای مؤمنان به غنا و ثروت و بر بیمارانشان به شفا و سلامتی و بر زندگانشان به لطف و کرم و بر امواتشان به مغفرت و رحمت و بر مسافران و غریبانشان به بازگشت سالم و بهره مند به وطن هایشان تفضل فرما به حق محمد و آل او.»

سید بن طاووس می افزاید که تمام آن کلمات طیبات در خاطرم جا گرفت….[۷۳]

شیخ صدوق همیشه با افتخار می گفت: «ولدتُ بدعوه صاحب الأمر(عج)؛ من به دعای حضرت مهدی(عج) متولد شده ام.»[۷۴]

۱۲. بنابر بسیاری از دعاها، حضرت بسان مجاهدی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *