تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل مروری بر زندگی امام هادی علیه السلام!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل مروری بر زندگی امام هادی علیه السلام بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل مروری بر زندگی امام هادی علیه السلام از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل مروری بر زندگی امام هادی علیه السلام شامل 94 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل مروری بر زندگی امام هادی علیه السلام استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل مروری بر زندگی امام هادی علیه السلام با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل مروری بر زندگی امام هادی علیه السلام قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل مروری بر زندگی امام هادی علیه السلام حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل مروری بر زندگی امام هادی علیه السلام به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مروری بر زندگی امام هادی علیه السلام :

مقدمه

حضرت امام علی النقی علیه السلام در نیمه دوم ماه ذی الحجه، سال ۲۱۲ ق در اطراف مدینه و در منطقه «صریا» چشم به جهان گشود. پدر گرامی اش حضرت جواد علیه السلام و مادر ارجمندش سمانه مغربیه از بانوان با فضیلت تاریخ می باشد. مشهورترین القاب آن گرامی نجیب، مرتضی، هادی، نقی، عالم، فقیه، امین، مؤتمن، طیب، متوکل و عسکری است و در برخی منابع «ابوالحسن الثالث» و «فقیه عسکری» نیز گفته اند.

آن بزرگوار در سال ۲۲۰ و در هشت سالگی به مقام خطیر امامت نائل گردید و به مدت ۳۳ سال رهبری اهل ایمان را عهده دار بود. امام هادی علیه السلام دوران امامت خویش را با خلفاء ستمگر عباسی همچون معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز سپری کرد. آسمان و زمین مدینه از ندای تبریک و تهنیت فرشتگان مقرب الهی پر شد و قلب آسمانیان به دمیدن خورشیدی دیگر در آسمان ولایت شادمان گشت.

امام هادی علیه السلام درباره این بانوی بزرگوار چنین فرمود: مادرم عارف به حق بود و اهل بهشت است. شیطان سرکش به او نزدیک نمی شود و خداوند حافظ و نگهبان اوست و او در زمره مادران صدیقین و صالحان قرار دارد.

کنیه آن حضرت ابوالحسن است که به آن حضرت ابوالحسن ثالث (سوم ) نیز گفته می شود. در اصطلاح اهل حدیث و راویان شیعه ابوالحسن به طور مطلق حضرت امیرالمؤ منین علی بن ابی طالب علیهماالسلام است و ابوالحسن اول حضرت امام موسی کاظم علیه السلام و ابوالحسن ثانی (دوم ) حضرت امام رضا علیه السلام است. گاهی آن حضرت را نجیب، عالم، فقیه، ناصح، طیب، و مؤ تمن، می گفتند. که مشهورتر از همه هادی و نقی است. چون آن حضرت و فرزندش امام حسن علیه السلام در سامرّا سکنی فرمودند و در محله عسکر بدین سبب آن بزرگواران به آن مکان منسوب شدند و عسکری نام گرفتند.

امام دهم در خانه ای دیده به جهان گشود که فضای آن آکنده از معنویت و اخلاص و بندگی خدا بود. محیط زندگی امام هادی علیه السلام از نظر سیاسی و فرهنگی از ویژگی خاصی برخوردار بود. دستگاه خلافت عباسی پدر گرامیش را تحت فشار گذاشته بود، از این رو امام هادی علیه السلام از همان خردسالی با ترفندها و سیاست بازی های حاکمان ستمکار و رسالت سنگینی که پیشوایان حق در قبال آنان به عهده دارند، آشنا بود و خود را برای پذیرش مسؤ ولیت امامت در شرایطی مشابه دوران پدرش آماده می ساخت.

خلفای معاصرامام هادی علیه السلام

امام هادی علیه السلام در ایام خود با هفت تن از خلفای عباسی: مامون، معتصم، واثق، متوکل، منتصر، مستعین و معتز معاصر بوده است. پیش از امامت با مامون و معتصم برادر مامون، در سال های امامت با ادامه حکومت معتصم و نیز با واثق پسر معتصم و متوکل برادر واثق و منتصر پسر متوکل و مستعین پسرعموی منتصر و معتز پسر دیگر متوکل، معاصر بود. در عهد معتصم، سال ۲۲۰ بود که پدر بزرگوارش در بغداد با سم شهید شد. حضرتش در مدینه بود و به امر خدا و معرفی امامان گذشته به امامت رسید و به نشر تعالیم دینی می پرداخت تا زمان متوکل فرارسید.

امام هادی علیه السلام به شکنجه و آزار متوکل صبر می فرمود تا آن خلیفه نابه حق در گذشت. و پس از وی، منتصر، مستعین و معتز روی کار آمدند و به دسیسه معتز، آن حضرت مسموم و شهید شد.و در خانه خود به خاک سپرده شد

متوکل در سال ۲۴۳ در اثر سعایت هایی که کرده بودند، به یکی از امرای دولت خود ماءموریت داد که آن حضرت را از مدینه به سامرّا – که آن روز پایتخت و عاصمه خلافت بود – جلب کند و نامه ای مهرآمیز با کمال تعظیم (!) به آن حضرت نوشت و تقاضای حرکت و ملاقات نمود. البته پس از ورود آن حضرت به سامرّا، در ظاهر اقداماتی به عمل نیامد. ولی در عین حال آنچه می توانست در فراهم آوردن وسایل اذیت و هتک آن حضرت کوتاهی نمی کرد و بارها به منظور قتل یا هتک، امام را احضار کرده و به امر وی خانه اش را تفتیش نمودند.

امام هادی علیه السلام به شکنجه و آزار متوکل صبر می فرمود تا آن خلیفه نابه حق در گذشت. و پس از وی، منتصر، مستعین و معتز روی کار آمدند و به دسیسه معتز، آن حضرت مسموم و شهید شد.و در خانه خود به خاک سپرده شد.نقش خاتم آن حضرت علیه السلام الله ربی و هو عصمتی من خلقه بود. انگشتر دیگری داشت که در آن نقش بود حفظ العهود من اخلاق المعبود. سید بن طاووس رحمه الله روایت کرده که جناب عبدالعظیم حسنی گوید:

حضرت امام محمد تقی علیه السلام این حرز را برای پسرش حضرت امام علی النقی علیه السلام آنگاه که آن حضرت کودک بوده و در گهواره جای داشت نوشت و او را تعویذ می کرد و آن حضرت این تعویذ را به اصحاب خود امر می کرد و آن حرز چنین است: بسم الله الرحمن الرحیم لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم. اللهم رب الملائکه و الروح. تمام این تعویذ در مهج الدعوات آمده است و تسبیح آن حضرت هم این گونه بود: سبحان من هو دائم لا یسهو، سبحان من هو قائم لا یلهو، سبحان من هو غنی لا یفتقر، سبحان الله و بحمده

گوشه ای از کرامات امام هادی علیه السلام

از امام هادی علیه السلام نیز کرامات و معجزات بسیاری مشاهده شد که چند نمونه را ذکر می کنیم:

آغاز امامت

امام هادی علیه السلام پس از شهادت پدر گرامیش، در سن هشت سالگی بر مسند امامت قرار گرفت و این خود از روشن ترین کرامات و معجزات است؛ چرا که حیازت چنین مقام و مسئولیت خطیری که صرفا الهی است نه تنها از کودک که حتی از مردان عاقل و بالغ نیز ساخته نیست. با توجه به این که علما و محدثان شیعه پس از شهادت و درگذشت هر یک از ائمه در مسائل گوناگون به امام بعدی مراجعه می نمودند و حتی گاهی او را آزمایش می کردند.

همچنین بزرگان از علویان و اقوام امام که در سن کمال بودند به خانه امام رفت و آمد و با آن حضرت معاشرت داشتند؛ غیرممکن است جز به خواست و تایید خدا و جز در ارتباط با عصمت و علم و قدرت الهی، کودکی بتواند این مقام و مسند را در دست بگیرد و به همه سوالات پاسخ صحیح دهد و در مشکلات رهبری کامل نماید.امام هادی علیه السلام پس از شهادت پدر گرامیش، در سن هشت سالگی بر مسند امامت قرار گرفت و این خود از روشن ترین کرامات و معجزات است؛ چرا که حیازت چنین مقام و مسئولیت خطیری که صرفا الهی است نه تنها از کودک که حتی از مردان عاقل و بالغ نیز ساخته نیست. بدیهی است که حتی مردم عادی نیز کودک خردسال معمولی را از یک امام آگاه راهبر تمیز و تشخیص می دهند.

اجرای تقدیرات الهی

خیران اسباطی می گوید: از عراق به مدینه رفتم و خدمت امام هادی علیه السلام شرفیاب شدم. آن گرامی از من پرسید: واثق چگونه بود؟ عرض کردم: فدایت شوم در عافیت بود و من از دیگران اطلاع و آگاهی بیشتری دارم، زیرا هم اکنون از راه می رسم. فرمود: مردم می گویند: او مرده است. چون این موضوع را فرمود، دریافتم منظور از مردم خود امام می باشد. آن گاه به من فرمود: جعفر متوکل چه کرد؟

عرض کردم: به بدترین وضعی در زندان بود. فرمود: او خلیفه خواهد شد. آنگاه فرمود: ابن زیّات چه کرد؟ عرض کردم: مردم با او بودند و امر، امر او بود. فرمود: ریاست بر او شوم است. سپس قدری سکوت کرد و فرمود: چاره ای جز اجرای تقدیرات و احکام الهی نیست. ای خیران! بدان که واثق مرد، جعفر متوکل بر جای او نشست و ابن زیّات کشته شد. عرض کردم: فدایت شوم چه وقت؟ فرمود: شش روز پس از بیرون آمدن تو.هنوز بیش از چند روز نگذشته بود که قاصد متوکل به مدینه رسید و جریان همان طور بود که امام هادی علیه السلام فرموده بود.(ارشاد مفید، ص ۳۰۹؛ الفصول المهمه ابن صباغ مالکی، ص ۲۷۹، با اندکی تفاوت؛ نورالابصار شبلنجی، ص ۱۸۲.)

فرمود: ای پسر سعید! هنوز تو در معرفت ما در این پایه ای؟! آنگاه حضرتش با دست مبارکش اشاره فرمود، بستان هایی را با انواع ریاحین و باغ های معطر به اقسام میوه هایی دیدم که نهرها جاری و قصرهای مرتفع و غلامان و حوریان خوشرو که تاکنون دیده نشده است.

از مشاهده این احوال حیران و عقلم پریشان هنوز تو در معرفت ما در این پایه ای؟! کلینی و ابن شهرآشوب اینگونه نقل کرده اند: صالح بن سعید می گوید: در سامرّا خدمت حضرت امام هادی علیه السلام شرفیاب شدم.آن جناب را در ((خان الصعالیک )) فرود آورده بودند. آن محل، نزول فقرا و غریبان بی نام و نشان بود. با تاثر شدید عرض کردم: قربانت گردم! این ستمکاران در همه امور سعی در اطفای نور شما کردند تا آن که شما را در چنین جایی وارد نمودند. فرمود: ای پسر سعید! هنوز تو در معرفت ما در این پایه ای؟!

آنگاه حضرتش با دست مبارکش اشاره فرمود، بستان هایی را با انواع ریاحین و باغ های معطر به اقسام میوه هایی دیدم که نهرها جاری و قصرهای مرتفع و غلامان و حوریان خوشرو که تاکنون دیده نشده است. از مشاهده این احوال حیران و عقلم پریشان شد. حضرت فرمود: ای پسر سعید! این از آنِ ماست.

رفتار متفاوت

در کتاب مناقب آمده است: سلیمه کاتب گوید: یکی از خطبای متوکل ملقب به هریسه به متوکل گفت: تو با هیچ کس آنگونه که در مورد علی بن محمد رفتار می نمایی، رفتار نمی کنی. وقتی او وارد خانه تو می شود همه به او خدمت می نمایند و همواره برای ورود او پرده را کنار می زنند. متوکل به همه درباریان دستور داد که برای آن حضرت خدمتی نکرده و پرده را کنار نزنند. کسی خبر داد که علی بن محمد علیهم السلام وارد خانه می شود، پس کسی بر آن حضرت خدمت نکرده و پرده را در برابرش کنار نزد. وقتی امام هادی علیه السلام وارد شد، بادی وزید و پرده را کنار زد و حضرت وارد شد و موقع خروج هم، چنین شد. متوکل گفت: پس از این برای او پرده ها را کنار بزنید، دیگر نمی خواهم باد برای او پرده را کنار بزند.

از کربلا شفایم را بگیر!

ابوهاشم جعفری می گوید: خدمت حضرت هادی علیه السلام رسیدم، در حالی که حضرت تبدار و مریض بود. پس رو به من کردند وفرمود: «ای ابوهاشم! فردی از دوستان ما را بفرست تا به کربلا رفته، برای بهبودی من دعاکند». من نیز علی بن بَلال را دیدم و از او خواستم این وظیفه را انجام دهد. او در پاسخ گفت: اطاعت می کنم، ولی وجود مبارک حضرت هادی علیه السلام، از زمین کربلا برتر است؛ زیرا آن حضرت همانند کسی است که در کربلا دفن شده، و دعای ایشان نیز از دعای من در کربلا برتر است.

چون خدمت امام هادی علیه السلام رسیدم، سخن علی را به حضرت عرض کردم، فرمود: «به او بگو رسول خدا از کعبه و حجرالاسود بالاتر بود، ولی در اطراف کعبه طواف می کرد و به حجرالاسود دست می کشید. به راستی که برای خداوند متعالی زمین هایی است که دوست دارد او را در آنجا بخوانند و دعا کنند و آن گاه دعا را مستجاب نماید. حرم امام حسین علیه السلام از آن زمین هاست».

دعای مستجاب در کنار قبر امام هادی علیه السلام

یکی از دوستان امام هادی علیه السلام می گوید: به حضرت گفتم: ای آقای من! به من دعایی بیاموز که از آن نتیجه بگیرم.

امام هادی علیه السلام فرمود: «من در بسیاری از اوقات، خدا را با این دعا می خوانم و از خدا خواسته ام هر کسی این دعا را در کنار قبرم بخواند، خداوند او را ناامید نکند و آن این است: «ای یاور من در هنگام یاری ها، ای امید و محل اعتماد من، ای پناهگاه و تکیه گاه استوار، ای یکتا، ای بی همتا! از درگاهت مسئلت دارم به حق آن مخلوقاتی که هیچ کس را در مقام، مانند آنها نیافریدی، بر جماعت آنها رحمت فرست و حاجتها و نیازهای مرا برآور».

عظمت باری تعالی

شناخت وجود خداوند و اوصاف جلال و جمال باری تعالی در حد شایستگی هر انسانی، به غیر از طریق اهل بیت علیهم السلام امری ناممکن است؛ گرچه هر کسی نسبت به فراخور استعدادش خداوند را می شناسد و به او ایمان می آورد؛ اما بیان عظمت حق از زبان اهل بیت علیهم السلام جلوه ای دیگر دارد و آنان کامل ترین و مطمئن ترین منبع وحی و سرچشمه توحیدند. امام هادی علیه السلام در تبیین صفات خداوند می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ لَا یُوصَفُ إِلَّا بِمَا وَصَفَ بِهِ نَفْسَهُ وَ أَنَّی یُوصَفُ الَّذِی تَعْجِزُ الْحَوَاسُّ أَنْ تُدْرِکَهُ وَ الاْءَوْهَامُ أَنْ تَنَالَهُ وَ الْخَطَرَاتُ أَنْ تَحُدَّهُ وَ الاْءَبْصَارُ عَنِ الاْءِحَاطَهِ بِهِ نَأَی فِی قُرْبِهِ وَ قَرُبَ فِی نَأْیِهِ کَیَّفَ الْکَیْفَ بِغَیْرِ أَنْ یُقَالَ کَیْفَ وَ أَیَّنَ الاْءَیْنَ بِلَا أَنْ یُقَالَ أَیْنَ هُوَ مُنْقَطِعُ الْکَیْفِیَّهِ وَ الاْءَیْنِیَّهِ الْوَاحِدُ الاْءَحَدُ جَلَّ جَلَالُهُ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُهُ؛ خداوند متعال توصیف نشود، جز بدانچه خود وصف کرده است و چگونه توصیف می شود آن وجودی که حواس مخلوقات از درکش ناتوان است و اوهام و خیالات به آن نمی رسند و تصور و اندیشه ها به حقیقتش آگاه نمی گردند و در افق نگاه چشمها نگنجد! او با همه نزدیکی دور است و با همه دوری اش نزدیک. چگونگی را پدید آورد و خودش چگونه نیست. مکان را آفرید، ولی خود مکانی ندارد و از چگونگی و مکان داشتن جداست. یگانه است و بی همتا. با شکوه است و نامها و اسمائش همه مقدس اند و پاک».

سعدی در بوستان در توضیح این معنا سروده است:

جهان متفق بر الهیتش فرو مانده از کنه ماهیتش

نه ادراک بر کنه ذاتش رسد نه فکرت به غور صفاتش رسد

بشر ماورای جلالش نیافت بصر منتهای جمالش نیافت

نه هر جای مرکب توان تاختن که جاها سپر باید انداختن

نه بر اوج ذاتش پرد مرغ وهم نه در ذیل وصفش رسد دست فهم

در این بحر جز مرد داعی نرفت گمان شد که دنبال راعی نرفت

چه شبها نشستم در این سیر گم که دهشت گرفت آستینم که قُم

چرا اطلاعات ما درباره امام هادی کم است؟

اما عوامل مختلفی دست به دست هم داده اند و باعث شده اند که اطلاعات ما درباره ی ائمه ی اطهار و به ویژه سه تن از این بزرگواران بسیار محدود باشد؛ یعنی امام جواد، امام هادی و امام عسکری علیهم السلام. در واقع ما نسبت به این دوره ی زمانی دچار فقدان اطلاعات کافی هستیم. مهم ترین دلایل این محدودیت اطلاعات تاریخی درباره ی زندگانی این سه امام و به ویژه امام هادی علیه السلام از این قرار است:

نخست: عمر کم این بزرگواران. مدت عمر ایشان در قیاس با دیگر ائمه علیهم السلام کمتر بود و همین مسأله در محدود بودن اطلاعات ما از این بزرگواران مؤثر بوده است. این موضوع در مورد امام جواد و امام عسکری علیهما السلام نیز صدق می کند. امام جواد علیه السلام را در سن بیست وپنج سالگی به شهادت رساندند و امام عسکری علیه السلام را در سن بیست وهشت سالگی.

عامل دوم، محصور بودن ایشان است. این امامان ما در حصر و تحت کنترل شدید بودند و به طور طبیعی مردم نمی توانستند با ایشان ارتباط برقرار کنند. در نتیجه مطالبی هم که از ایشان مورد ثبت

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *