تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مسائل اساسی امامت پژوهی در آثار شیخ مفید؛ ابزاری کارآمد برای ارائه‌های برجسته

آیا به دنبال ارائه‌ای بی‌نقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل مسائل اساسی امامت پژوهی در آثار شیخ مفید با 120 اسلاید با طراحی حرفه‌ای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.

ویژگی‌های بارز فایل فایل پاورپوینت کامل مسائل اساسی امامت پژوهی در آثار شیخ مفید:

  • گرافیک شگفت‌انگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
  • استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل مسائل اساسی امامت پژوهی در آثار شیخ مفید به گونه‌ای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
  • کیفیت حرفه‌ای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شده‌اند.

طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل مسائل اساسی امامت پژوهی در آثار شیخ مفید با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.

توجه: نسخه‌های غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل مسائل اساسی امامت پژوهی در آثار شیخ مفید تضمین‌شده است.

فایل فایل پاورپوینت کامل مسائل اساسی امامت پژوهی در آثار شیخ مفید را دانلود کرده و به راحتی یک ارائه حرفه‌ای را تجربه کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مسائل اساسی امامت پژوهی در آثار شیخ مفید :

مقدمه

مطالعات امامت پژوهی به مطالعه و تحقیق در مبانی و مسائل امامت می پردازد و شامل مباحثی همچون تعریف امام و امامت، فلسفه و ضرورت وجود امام، جایگاه و ویژگی های امام می شود. این رشته، قابلیت مطالعه با رویکرد فقهی، کلامی، روایی، تفسیری و عرفانی دارد. ازاین رو، به شیوه های متعدد قابل پژوهش است. در این مقاله، مسائل اساسی امامت، تعریف، ضرورت وجود، ویژگی ها، از دیدگاه شیخ مفید بررسی می شود؛ اینکه مطابق رویکرد عقل گرایانه شیخ مفید، امام کیست و از چه شئونی برخوردار است؟ آیا لطف خداوند است که به وجود امام ضرورت می دهد یا عدالت؟ تعیین امام، به چه شیوه انجام می شود؟ عصمت امام مربوط به چه دورانی است و علم امام را تا کجا دربر می گیرد؟ عقل و نقل در این باره، چه محدوده ای را تأیید می کند؟

پیشینه مباحث امام شناختی، به زمان ائمه اطهار(ع) برمی گردد. از همان زمان اصحاب ائمه هدی(ع)،رساله هایی در زمینه امامت و ردیه هایی در پاسخ به مخالفان نوشتند و در گذر زمان، متکلمان و اندیشمندان مسلمان دراین باره فراوان قلم زده اند و آثاری گرانبها آفریدند (ر.ک: جمعی از نویسندگان، ۱۳۸۹، ص۲۲-۲۴).

شیخ مفید، به اعتراف رجالیون پیشگام ترین متکلم مسلمان[۱] است که نبوغ فکری، وسعت فعالیت علمی، تأکید بر سبک روش عقلی در مباحث کلامی و تربیت شاگردانی همچون سیدمرتضی، طوسی، کراچکی و… در مکتب بغداد، از شاخصه های حیات علمی اوست. وی، همچنین در دوره غیبت کبری آغازگر رویکرد عقلی به مسائل کلامی است. ازاین رو، شایسته است دیدگاه های او دربار مسئل امامت، که از اساسی ترین مسائل اعتقادی و نخستین مسئله مورد اختلاف پس از رحلت پیامبر اکرم (ص) است، از آثار متعدد ایشان به دست آید و مورد تحلیل قرار گیرد.

مقالات منتشره با محوریت آراء شیخ مفید، عمدتاً به بررسی و تحلیل بخشی از مباحث امامت شناسی پرداخته اند. برخی مقالات در این باره عبارتند از: «بررسی عصمت امام از دیدگاه شیخ مفید» (۱۳۸۷و۱۳۸۸)؛ «بررسی علم امام از دیدگاه شیخ مفید» (۱۳۸۹)؛ «علم امام از دیدگاه شیخ مفید و علامه طباطبایی» (۱۳۹۴)؛ «بررسی تطبیقی فلسفه امامت از دیدگاه شیخ مفید و شاگردان او، سید مرتضی و شیخ طوسی» (۱۳۹۰). اما این نوشتار در پی توصیف و تحلیل دیدگاه های شیخ مفید در رابطه با مسائل اساسی امامت است. با این هدف، روشن می گردد متکلم امامیه و متقدم نامداری مانند شیخ مفید، با روش عقل گرایانه خود، شاخصه های امامت را چگونه تبیین می کند؟ بدین ترتیب، چه تصویری از امام ارائه می دهد. آیا در مسئله ای مانند علم و عصمت، نگاه حداکثری دارد یا حداقلی؟ در نهایت، می تواند در تعیین محدوده حجیت کلام و فعل امام از نگاه ایشان کارایی داشته باشد.

بدین ترتیب، مسئله اصلی مقاله حول محور بررسی دیدگاه شیخ مفید درباره مسائل اساسی امامت است. ساختار اصلی مقاله بر پایه معرفی امام، بیان ضرورت شناخت و وجود امام، طریقه تعیین امام و نیز تعریف و اثبات مهم ترین ویژگی امام؛ یعنی عصمت و علم است. در این باره، مسئله گستره عصمت و علم امام، اهمیت عمده ای را به خود اختصاص داده است.

تعریف امام و امامت

شیخ مفید، امام را به عنوان جانشین و قائم مقام پیامبر معرفی می کند. وی، محدوده جانشینی پیامبر را هم اجرای احکام بر پاداشتن حدود الهی، حفظ شرایع و تربیت افراد انسان بیان می دارد (مفید، ۱۴۱۳ق – و، ص ۶۵). طبق این تعریف، امام علاوه بر دارا بودن منصب اجرایی، قضایی و نظامی وظیفه تعلیم و تربیت امت را هم به عهده دارد. این امر دلالت دارد که امام کسی است که دارای مرجعیت دینی، حکومتی و معنوی و ولایی است.

شیخ در اثر دیگر خود، در تعریف امامت چنین می گوید:

امامت عبارت است از تقدم در آنچه که اطاعت صاحبش را اقتضا می کند و اقتدا به او در آنچه که او در آن بر بیان تقدم دارد. این تقدم چگونه و به چه چیز حاصل می شود؟ خداوند با توجه به سابقه ظهور احوال امام تقدم را برای او واجب گردانید تا بدین سبب رفتارش پاک گردد. سپس با توجه به استحقاقش نص را بر او واجب کرد (مفید، ۱۴۱۳ق ب، ص۲۷).

از این عبارت، چنین برمی آید که با وجود امام، اگر به ظاهر تعارضی میان فعل او و بیان یا گفتاری پیش آمد، تقدم با فعل امام است و باید از آن پیروی کرد. در این تعریف، شیخ وجه تقدم را که مقتضی اطاعت از امام می شود و او را حتی بر بیان مقدم می دارد (= سابقه ظهور احوال امام)، فاعل تقدم (= خداوند) و شیوه تعیین تقدم (= نص) را بیان کرده است. به نظر می رسد، ویژگی های امام، همچون علم، عصمت، تسلیم محض بودن خداوند و… است که او را بر غیر مقدم می دارد. تقدم در این تعریف، به گونه ای همان ریاست عامه را می رساند. اما قیود دیگر همچون دامنه تقدم و نیابت از پیامبر، در این تعریف لحاظ نشده است. آنچه در این تعریف مورد تأکید است، وجوب اطاعت از امام است.

غیر از شیخ مفید، میان سایر متکلمان امامیه سده سوم و چهارم، علی رغم همت و دغدغه ایشان در طرح و اثبات مسئله امامت و رفع شبهات، تعریفی صریح از امام مشاهده نمی کنیم، بلکه مستقیماً به بیان شرایط و ویژگی های امام پرداخته اند. با این حال، می توان از کلام برخی از آنها عناصری را برای تعریف امام استخراج کرد. برای نمونه، عنصر قابل توجه در بیان شیخ صدوق راجع به امامت، عنصر «خلافت از خدا» است. صدوق امام را خلیفه و جانشین خدا بر روی زمین می داند که خداوند او را برای اقامه حدود و اصلاح فساد و هدایت مردم نصب کرده است. ازاین رو، واجب الاطاعه است. از نظر شیخ صدوق، خلافت اعم از نبوت است، خلیفه می تواند نبی یا غیر نبی باشد. این خلافت تا روز قیامت ادامه دارد و هیچ زمانی خالی از خلیفه الهی نیست. خلیفه ای از دنیا نمی رود مگر اینکه جانشین بعدی خدا مشخص و معرفی می شود (صدوق، ۱۳۹۵ق، ج۱، ص۴-۹).

از دیدگاه امامیه، مفهوم خلافت الهی نقش کلیدی در منصب امامت دارد. هر امام خلیفه و جانشین مستقیم خدا می شود، نه جانشین امام قبلی یا پیامبر. البته جانشینی خدا قابل جمع با وصایت است. هر امام، ضمن آنکه وصی امام قبلی خود است، خلیف مستقیم خداست. باید تأمل کرد که آیا مراد از «نیابت از پیامبر» در تعریف شیخ مفید خلافت است یا وصایت. اگر مراد خلافت باشد که در این صورت، خلافت مستقیم الهی در این تعریف نادیده گرفته شده است و به جای آن، خلافت از پیامبر مطرح شده است که جای تأمل دارد. اگر مراد از نیابت وصایت باشد در این صورت، به مفهوم کلیدی خلافت الهی در این تعریف توجهی نشده است و از این نظر، دچار نقص است.

ضرورت شناخت امام و طریق آن

شیخ مفید بر این باور است که شناخت امام از مؤکدترین واجبات است. وی بر وجوب این شناخت، به چهار نوع دلیل تمسک می کند. یک دلیل او دلیل قرآنی است. وی به استناد آیه ۵۹ سوره نساء، «یا أَیهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکمْ»، استدلال می کند که اطاعت خدا و پیامبر و اولی الامر (امامان) واجب است. ازآنجاکه اطاعت فرع معرفت است، معرفت آنها نیز واجب می شود. همچنین، به استناد آیه ۷۱ اسراء، که هر فردی در قیامت به امام خودش فراخوانده می شود، می گوید: این فراخوان بدون اینکه علم و معرفت امام بر او واجب باشد، صحیح نیست (مفید، ۱۴۱۳ ق ب، ص۲۸).

دلیل دیگر شیخ مفید، دلیل روایی است که با توجه به حدیث «من مات و هو لایعرف امام زمانه مات میته جاهلیه» (عاملی، ۱۴۰۹ق، ج۱۶، ص۴۶)، جهل به امام را خروج از اسلام می داند. ازاین رو، آن را جایز ندانسته و در مقابل، معرفت به امام را واجب می داند. دلیل دیگر شیخ مفید اجماع است و معتقد است:

بین مسلمانان اختلافی در این باره نیست که معرفت امام مسلمین، مانند بیشتر فرائض دینی واجب است. در نهایت، استدلالی قیاسی مطرح می کند که بر اساس آن، می یابیم انجام برخی تکالیف، وابسته به شناخت امامان است. ازاین رو، شناخت شان بر انسان واجب است. مثلاً تسلیم ایشان بودن در پرداخت اموال و رجوع به آنها، برای حل و رفع اختلاف و نیاز به حضورشان برای اقامه واجبات مانند: نماز، زکوه، حج و جهاد، که از احکام شریعت است، تکالیفی است که وجوب آنها بدون شناخت امام تکلیف مالایطاق است و این بر خدا محال است. پس، ثابت می شود که خدا معرفت ائمه را واجب کرده و بی شک بر شخص آنها دلالت کرده است (مفید، ۱۴۱۳ق ب، ص۲۹).

نکته قابل توجه در دیدگاه شیخ در این است که عقل تنها وجوب معرفت را تشخیص می دهد، اما راه شناخت، به معنای تشخیص فرد امام و شناخت ویژگی های او، تنها تعلیم و نص الهی است. ایشان راه شناخت امام از سوی مردم را به دو صورت می داند: یا معجزه ای از امام صادر شود و یا توسط پیامبر یا امام قبلی به امامتش تصریح شود. به گفت شیخ مفید، امامیه اتفاق دارند که اگر امام معجزه اقامه نکند، اثبات امامتش توقیفی و تنها از طریق نص بر عین اوست (مفید، ۱۴۱۳ق و، ص۳۹).

ضرورت وجود امام

شیخ مفید یکی از دلایل خود بر ضرورت وجود امام را به مسئله لطف مرتبط می کند. برهان لطف، در میان متکلمان اسلامی نقش عمده در اثبات مسائل اصولی دین ایفا می کند. متکلمان امامیه، لطف را چنین تعریف کرده اند: آنچه که مکلف با آن به اطاعت نزدیک و از معصیت دور می شود، بدون آنکه او را به حد اجبار و اضطرار برساند (حلی، ۱۴۱۳ ق، ص۳۷؛ مقداد، ۱۴۲۲ق، ص۲۲۷). به اعتقاد ایشان، لطف بر خدا واجب است و علت آن از باب حکمت است (حلی، ۱۴۱۳ ق، ص۳۵و۳۹). شیخ مفید نیز وجوب لطف را از باب کرم و جود می داند؛ نه از باب عدل که اگر خدا لطف نکند، ظالم باشد (مفید، ۱۴۱۳ق و، ص۵۹). از نظر وی، این لطف که برخاسته از جود و کرم اوست، دائر مدار مصلحت است. خداوند همواره امور بندگان مکلفش همچون رزق، فقر، غنا، سلامتی، بیماری و… را بر اساس بهترین مصلحت و بهره تدبیر می کند و از این باب، از هیچ منفعتی برای بنده اش دریغ نمی کند. در غیر این صورت، بیهوده گی، بخل و نیاز را نتیجه می دهد که این برخدا محال است (همان). تداوم این لطف، کاملاً در گرو اعمال بنده است. بنابراین، این مصلحت ها با تغییر احوال و شرایط تغییر می یابند. نکته مهم اینکه تدبیر همین تداوم و تغییر بر اساس حکمت انجام می گیرد و کاری حکیمانه و عقلایی است (ر.ک: مفید، ۱۴۱۳ق ج، ص۱۱۴-۱۱۶).

دلیل دیگر شیخ مفید بر ضرورت وجود امام این است که خداوند به سبب امام، بر بندگان مکلفش احتجاج می کند و با وجود او مصلحت دین کامل می شود. پس هیچ زمانی نمی تواند خالی از امام باشد (مفید، ۱۴۱۳ ق و، ص۳۹).

مقایسه میان این دو دلیل نشان می دهد که در دلیل اول، ضرورت وجود امام، با توجه به وظیفه ای که خداوند بر دوش بندگان گذاشته است. در دلیل دوم، همین موضوع با توجه به وظیفه ای که امام دارد و آن تکمیل مصلحت دین است، اثبات می شود.

پاسخ به یک شبهه

شیخ مفید به شبهه ای از زبان مخالفان امامیه اشاره می کند که بر اساس آن، قول به ضرورت وجود امام، با قول به غیبت امام ناسازگار است. بر اساس این شبهه، امامیه ازیک سو، وجود و ظهور، امر و نهی، تدبیر امام و شاهد و ناظر بودن مردم نسبت به آن را مقتضای لطف خدا و واجب می داند و از سوی دیگر، غیبت و استتار امام از مردم را روا می داند. این دو، چگونه قابل جمع است؟ آیا استتار امام اخلال در لطف خدا نیست؟

شیخ در پاسخ می گوید: این شبهه ناشی از عدم شناخت انواع صلاح و فساد است. خداوند همه مخلوقاتش را از روی مصلحت تدبیر می کند و مصلحت مخلوقات تابع احوال آنهاست و آن با تغییر احوالشان، تغییر می کند. این تغییر مصلحت، امری عقلایی و عاری از تناقض است. اگر امام یاری و اطاعت شود، مصلحت انسان ها در ظهور و حضور و تدبیر امام در مرآی و منظر ایشان است و گرنه مصلحت مردم در استتار امام است. در این باره ملامت متوجه کسانی است که با سوء رفتار و اعتقاد خود، سبب غیبت امام شدند. این مصلحت مانع از ضرورت وجود امام نیست، بلکه تدبیری برتر و شایسته تر است (مفید، ۱۴۱۳ ق ج، ص۱۱۳-۱۱۷). به عبارت دیگر، به گفته خواجه طوسی، وجود و تصرف امام هر یک لطف جداگانه ای است که خدا و امام در این باره دریغ نکرده اند. اما ظاهر نبودنش، ناشی از بدرفتاری ما مردم است (طوسی، ۱۴۰۷ق، ص۲۲۱).

تفضلی یا استحقاقی بودن امامت

یکی از مسائلی که شیخ مفید، ذیل مبحث امامت مطرح می کند، این است که آیا امامت برای امام، از باب تفضل است یا استحقاق. شیخ الاسلام زنجانی در حاشیه خود بر این مطلب می نویسد: «درباره تفضلی یا استحقاقی بودن نبوت یا امامت میان فلاسفه و متکلمین اختلاف است. فلاسفه قائل به استحقاقی بودن این مسئله هستند؛ زیرا نبوت را امر ضروری و لازم در نظام وجود می دانند (زنجانی، ۱۴۱۳ق، ص۱۶۸). برای روشن شدن تفاوت میان «تفضل» و «استحقاق» باید توجه داشت که در استحقاق، نوعی حق مطرح است که باید آن را پاس داشت، ولی تفضل، مرحمتی از جانب خدا به شمار می رود.

با این حال، باید گفت: که این دو قابل جمع هستند. می توان از یک حیث، نگاه استحقاقی داشت و از حیث دیگر، نگاه تفضلی. شیخ ابراهیم انصاری در حاشیه خود بر اوائل المقالات می گوید:

هر حقی از حقوق اجتماعی مثل حق نبوت و امامت و ابوت و غیر آن دو جهت دارد: ۱. جهت تکلیف و وظیفه که در آن رابط میان خدا و عبد لحاظ شود؛ به این صورت که خداوند وظیفه ای را بر دوش امام می گذارد و او را به منصبی خاص مأمور می کند که از این جهت تفضل محسوب می شود؛ زیرا این از ناحیه پروردگار است و عبد استحقاقی از جانب خدا ندارد. ۲. جهت تعظیم و اکرام و وجوب اطاعت از او بر خلق؛ این نسبت و رابطه میان نبی یا امام و مردم برقرار است و از اینکه خداوند اطاعت از نبی یا امام را بر مردم واجب کرده است و او را از این جهت برتری داده است، می توان نتیجه گرفت که او نسبت به دیگران استحقاق چنین چیزی را داشته است؛ وگرنه تفضیل کسی بر تمام مردم و ایجاب اطاعت او بر مردم بدون مزیت گزاف و بر خدا محال است (انصاری زنجانی، ۱۴۱۳ق، ص۳۰۷۳۰۸).

شیخ مفید نیز به گونه ای میان تفضل و استحقاق جمع می کند، اینکه خداوند به جهت آنکه می داند عاقبت نبی یا امام نیکو است، او را بر دیگران برتری می دهد و به امامت یا نبوت می رساند. این تفضل از جانب خدا محسوب می شود. اما از این جهت که نبی یا امام عزم بر اجرای دستورات الهی در میان خلق و انجام تکالیف الهی دارد، مستحق اطاعت و احترام از سوی مردم است که این از باب استحقاق است (مفید، ۱۴۱۳ق – و، ص۶۴-۶۳).

این سؤال طرح می شود که اگر گزینش نبی یا امام از سوی خدا، به جهت علم خدا به خوش عاقبتی او است، پس این دیگر تفضل نیست؛ بلکه استحقاق است؛ چراکه تفضل جایی است که علتی برای تفضیلش در کار نباشد. پاسخ این است که در اینجا باید میان عدل و حکمت خدا تمایز گذاشت. حکمت خدا اقتضا می کند که به جهت وجود مزایا در نبی یا امام، او را برای منصب نبوت یا امامت برگزیند. اگر غیر او را برگزیند، خلاف حکمت عمل کرده است. با این حال، این گزینش را می توان از باب تفضل دانست، نه استحقاق؛ چراکه این مزایا حقی را ایجاد نمی کند که خداوند مکلف به رعایت آن باشد. به عبارت دیگر، اگر با وجود این مزایا، به نبوت یا امامت برگزیده نشود، ظلمی در حق او نشده است و عدالت خدا زیرسؤال نمی رود؛ یعنی استحقاق دو معنا دارد و شیخ مفید استحقاقی را رد می کند که مقتضای عدل است و اگر ترک شود ظلم پیش می آید، نه استحقاقی که مقتضای حکمت است و اگر ترک شود گزاف پیش می آید. این استحقاق، همان تفضل است (انصاری زنجانی، ۱۴۱۳ق، ص۳۰۸).

طریقه تعیین امام

شیخ مفید، تنها طریق تعیین امام از سوی خداوند را در صورت نبود معجزه، نص می داند (مفید، ۱۴۱۳ق و، ص۴۰). ایشان در مورد تعیین امامان دوازده گانه، یکی پس از دیگری، به شیوه نص و تصریح، به نام و تعداد آنها در کلام پیامبر، روایات فراوانی آورده است که به تواتر و اجماع بر آن اعتقاد دارد (مفید، ۱۴۱۳ق ه.، ص۴۳-۴۹؛ همو، ۱۴۳ق الف، ص۲۰۸). بر اساس برخی روایات، کم یا زیاد کردن آنها، موجب خروج از دین یا ولایت اهل بیت است (مفید، ۱۴۱۳ق الف، ص۲۳۳).

وی اتفاق امامیه را بر این می داند که امامت پس از پیامبر تا آخر عالم، منحصر در بنی هاشم است که عبارتند از: دوازه امام معصوم(ع)؛ چراکه هم پیامبر هم امیرمؤمنان علی(ع)،هم امامان بعدی، هریک بر جانشینی امام بعد خود نص و تصریح کرده اند.

از نظر شیخ، این مطلب هم موافق قیاس عقلی است هم نقل قابل قبول در این باره داریم و هم برهان آشکاری وجود دارد که فرد را به سمت یقین می کشاند (مفید، ۱۴۱۳ق و، ص۴۰-۴۱).

عصمت امام

از دیدگاه شیخ مفید، عصمت از جانب خدا از سنخ توفیق و یا تفضل است. وی، در جایی عصمت را توفیقی می داند که اگر انسان از خدا اطاعت کند، بدان سبب از مکروه در امان می ماند (مفید، ۱۴۱۳ ق و، ص۱۳۴). اما در جایی دیگر می گوید:

عصمت تفضلی از سوی خدا است بر کسی که می داند به آن متمسک می شود و با وجود آن اقدام بر معصیت نمی کند. اما عصمت از جانب حجج عبارت است از حفظ و نگهداری خود از گناه و خطا در دین در عین قدرت بی آنکه در این باره مجبور به فعل حسن و ترک قبیح باشند. این حالت در همه افراد وجود ندارد، بلکه برگزیدگان و اخیار چنین هستند (مفید، ۱۴۱۳ق ز، ص۱۲۸).

بر اساس این تعاریف، عصمت پدیده ای دو سویه است: موهبتی الهی است که به فردی اعطا می شود که شایستگی دریافت آن را داشته باشد و خدا از ازل به این شایستگی علم دارد. این موهبت عبارت از: نیرویی است که بدون اضطرار فرد را نسبت به گناه بی انگیزه می کند. به بیان دیگر، اولاً، عصمت یک عطیه الهی است. ثانیاً، بر اثر تلاش خود فرد به او اعطا می شود و حالت بازدارندگی در فرد ایجاد می کند.

دلیل بر عصمت امام

شیخ مفید عصمت امام را به مسئله جانشینی امام پس از پیامبر مرتبط ساخته، می گوید: از آنجا که امامان در تنفیذ احکام و برپا داشتن حدود و حفظ دین و تربیت مردم جانشین پیامبران هستند، مانند ایشان معصوم هستند (مفید، ۱۴۱۳ق و، ص۶۵). این دلیل بیان می کند ازآنجاکه امامت ادامه دهنده نبوت و رسالت است و امام جانشین نبی در وظایفش است، مسئله سهو، نسیان و خطا هم در امام منتفی است؛ زیرا فرض عدم عصمت مسئله حفظ و ابلاغ دین ازیک سو، و حجیت امام و اعتماد مردم از سوی دیگر را خدشه دار می سازد.

ازآنجاکه شیخ صدوق، امام را بر محور خلافت الهی تعریف می کند، نه نیابت از پیامبر؛ در دلیل عصمت هم بیان متفاوتی بر مبنای خلافت الهی ارائه می دهد. ایشان، به استناد آیه ۳۰ سوره «بقره» می گوید: ازآنجاکه نبی یا امام خلیفه خداوند است و بنا به قاعده عرف نزد عام و خاص، رفتار و صفات خلیفه، دلالت بر رفتار و صفات خلیفه گذار دارد؛ پس خلیفه خداوند باید معصوم باشد (صدوق، ۱۳۹۵ق، ج۱، ص۵). و بر خداوند، که از خیانت نهی می کند (نساء: ۱۰۵)، هیچ گاه روا نیست که خلیفه خائن بر مردم بگمارد، بلکه خلیفه خداوند باید پاک سیرت باشد (همان، ص۱۰). ایشان در این استدلال، دلیل عصمت امام را به خداوند – به عنوان فاعل و جاعل خلیفه- مرتبط می سازد. بدین ترتیب، شیخ صدوق به استناد خلیفه الله بودن امام و شأن هدایت گری و تبیین گری، عصمت او را ثابت می کند.

محدوده و گستره عصمت

مراد از «گستره عصمت» این است که معصوم در چه قلمرو و در چه زمانی، خود را از گناه نگه می دارد؟ آیا در همه عمر، یا برهه خاصی از آن؟ آیا نسبت به برخی امور، یا همه موارد؟ شیخ مفید هم عقیده با جمهور امامیه، نبی را از همه کبائر و از همه صغائری

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *