تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل معرفت چیست؟، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت چیست؟ شامل 62 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت چیست؟:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل معرفت چیست؟ را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل معرفت چیست؟ توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل معرفت چیست؟ را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معرفت چیست؟ :

فارغ التحصیل کارشناسی ارشد فلسفه از مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ه)

چکیده

علم معرفت شناسی همانند علم منطق، یکی از پایه های نظری مکاتب فلسفی به شمار می رود به طوری که می توان گفت که شناخت شناسی در هر مکتب فلسفی تعیین کننده مرزهای آن مکتب است. دانشمندی که به لحاظ حوزه معرفت شناسی شکاک باشد در روش فلسفی خود نیز شیوه شکاکانه را برمی گزیند. همچنان که اگر فعالیت ذهنی و فکری خود را در نظریه شناخت، محدود به داده های حسی کند به لحاظ فلسفی، تجربه گرا خواهد بود. در مقابل، فیلسوفانی که در حل معضلات فلسفی پا را فراتر از حواس می گذارند، در تحقیقات فلسفی خود به مدد احکام عقل درصدد بیان گزاره های فلسفی برمی آیند. به عبارت دیگر، تعیین نوع نگاه معرفت شناسانه تاثیر بسزایی در شیوه فلسفیدن دارد. مثلا، ایده الیست ها، جهان را یکسره ذهنی می پندارند; زیرا ایشان برد معرفت بشر را عرصه ذهن و پندار دانسته و آن را نسبت به جهان خارج از ذهن انکار می کنند. علم معرفت شناسی نه تنها بر وجودشناسی، بلکه بر علوم نظری دیگر نیز تاثیر عمیق دارد به طوری که می توان آن را سنگ زیربنای علوم دیگر یا به تعبیری، مادر سایر علوم دانست. معرفت شناسی به عنوان یک علم مستقل، سابقه زیادی در میان علوم ندارد. ریشه های تحقیقات نظام مند این علم در چارچوب یک علم مستقل را می توان در اندیشه های دکارت، لاک و لایپ نیتس یافت. از آن به بعد بود که معرفت شناسی به مثابه شاخه ای از علوم فلسفی گردید. هر علم مستقلی دارای موضوعی خاص می باشد; علم معرفت شناسی نیز از این قانون مستثنا نیست. همچنان که از عنوان این علم پیداست، معرفت موضوع آن می باشد. حال باید دانست که معرفت چیست.

این مقاله در ابتدا درصدد توضیح معنای واژه «معرفت » از منظر فیلسوفان غرب برآمده، سپس به نقد و ارزیابی آن پرداخته و اشکالاتی را که بر اساس یافته های فیلسوفان مسلمان متوجه آن تعریف است بیان می کند.

۱- تعریف شناخت

اولین بار واژه «شناخت » در فلسفه سقراط به روایت افلاطون به کار برده شد به طوری که فیلسوفان پس از او تحت تاثیر افکارش قرار گرفته و آن را به «باور صادق موجه »، (True Justified belief) تعریف نمودند. اما جان لاک در کتاب رساله ای درباره ازواژه «فهم »، (Understanding) استفاده کرده و به این لحاظ، معرفت را به معنایی وسیع تر از باور صادق موجه دانسته است; زیرا اصطلاح «فهم » هم تصورات و هم تصدیقات را در برمی گیرد در حالی که واژه «شناخت » طبق تعریف مذکور شامل تصورات نمی باشد. سقراط و افلاطون کلمه علم و شناخت را به معنای مختلف به کار برده اند به طوری که گاهی آن را درمقابل اصطلاح «جهل » و گاهی «خطا» و گاهی «ظن » قرار داده اند.

الف. علم و جهل

افلاطون در کتاب «جمهوری » وجود یک مفهوم را در ذهن، علم و آگاهی و عدم آن را در ذهن، جهل و نادانی دانسته است.

ب. علم و خطا

سقراط به روایت افلاطون معتقد بود که اگر مفهوم موجود در ذهن مطابق با واقعیت خارجی از ذهن باشد، آن مفهوم، علم نامیده می شود وگرنه خطاست. در این جا علم به معنای صدق، (truth) و خطا به معنای کذب، (untruth) می باشد.

تفاوت بین این دو مورد استعمال، دو چیز است: ۱. معنای علم در این اصطلاح، محدودتر از معنای علم در اصطلاح پیشین است. ۲- در اصطلاح سابق به جنبه حکایت گری مفهوم یعنی وجود ذهنی اش توجه نشده بلکه به جنبه وجودش در ذهن نظر شده است. در حالی که این امر در اصطلاح دوم علم، برعکس است.

ج. علم و پندار

افلاطون در کتاب «منون » و نیز «تئاتتوس » از قول سقراط می گوید: اگر مفهوم در ذهن، ثابت باشد، علم نامیده می شود. در غیر این صورت، پندار است. ولی تفاوت میان علم و پندار را چنین توضیح می دهد که اگر اعتقاد دارای دلیل محکم باشد، علم است وگرنه پندار خواهد بود; چه این که دلیل محکم سبب ثبات اعتقاد و فقدان آن موجب سستی و عدم ثبات آن – پندار – در ذهن می باشد. از این رو، علم با تشکیک از بین نمی رود در حالی که پندار با تشکیک متزلزل می گردد. مثلا، وقتی کسی به پشتوانه براهین هندسی اعتقاد دارد که مجموع زوایای یک مثلث ۱۸۰ درجه است می گوییم اوبه این مطلب علم دارد، اما وقتی او این براهین را نداند، صرف دانستن تساوی مجموع زوایای یک مثلث با ۱۸۰ درجه، نوعی ظن محسوب می شود.

اهمیت تفکیک بین علم و پندار و شناخت دقیق حقیقت آن دو از زمان سقراط تاکنون ذهن معرفت شناسان را به خود مشغول نموده است. هر چند تعبیر آن ها از علم و پندار متفاوت می باشد. جان لاک به جای واژه پندار از کلمه «حکم »، (judgement) استفاده کرده و به دنبال تفکیک میان علم و حکم بوده است. این جایگزین در آثار کانت نیز به چشم می خورد. گروهی از فیلسوفان لغت «باور» را به جای پندار و حکم قرار داده و تفکیک میان علم و باور را دنبال کرده اند. این جایگزینی سبب شده است تادرعلم معرفت شناسی بحث از تساوی یا تفاوت پندار و باور پدید آید. اسپینوزا از علم به «علم کافی » و از پندار به «علم ناکافی » تعبیر نموده است. ویلیام جیمز در آثار خود از علم به «علم یقینی » و از پندار به «علم محتمل » یاد می کند.

به هر حال تعریف علم و معرفت به «پندار (باور) صادق موجه » در کلمات سقراط به روایت افلاطون وجود دارد، گرچه او از پذیرش این تعریف، سر باز می زند، اما این امر سبب شده است تا معرفت شناسان معاصر غرب شناخت را به «باور صادق موجه » تعریف نمایند.

۲- تحلیل اجزای تعریف معرفت

چون موضوع علم معرفت شناسی، معرفت و شناخت است و معرفت شناسان مغرب زمین آن را به «باور صادق موجه » تعریف می کنند این بخش از این نوشتار به تحلیل اجزای تعریف مزبور می پردازد.

الف. باور

اولین عنصر اساسی در تعریف شناخت، باور است. باور به اعتقادی گفته می شود که قطعی و جزمی باشد. به بیان دیگر، آن حالت عمیق روانی که در عقیده انسان نسبت به امری پیدا می شود، به طوری که احتمال مخالف آن را کاملا نادرست و بی اساس بداند، باور نام دارد. پس در هر باور دو رکن وجود دارد:

۱. اعتقاد به صادق بودن متعلق باور; یعنی اعتقاد به مطابق بودن آن با واقعیت خارجی;

۲. قطعی بودن این اعتقاد; نه ظنی بودن یا مشکوک بودن آن.

ب. صادق

چون ممکن است متعلق باور ناصحیح و مخالف باشد، گو این که شخص صاحب باور، اعتقاد به درستی آن دارد، معرفت شناسان گفته اند که متعلق باور در یک معرفت باید در واقع نیز صادق باشد. مفهوم صدق در تعریف معرفت به معنای مطابق بودن یک گزاره خبری با واقعیت خارجی است. اگر گزاره ای خبری با واقعیت خارجی مطابق نباشدآن گزاره صادق نیست.

پس همیشه صدق و کذب در حوزه معرفت، صفت گزارش دادن از عالم واقعیت قرار می گیرد. از این رو، چون فقط گزاره خبری توان گزارش دادن از واقعیت دارد، صادق و کاذب بودن، صفت معرفتی که به شکل گزاره نباشد – یعنی مفرد باشد – واقع نمی شود; زیرا مفرد، توان گزارش دادن از وقوع یا عدم وقوع امور ندارد.

همچنین گزاره های انشایی نیز نمی توانند متصف به صدق و کذب شوند; چون صلاحیت گزارش دادن و حکایت نمودن از واقعیت را ندارند.

بنابر آنچه که گذشت صادق بودن یک معرفت دارای دو شرط است:

۱.آن معرفت به صورت گزاره باشدنه مفرد;

۲. آن گزاره اخباری باشد نه انشایی.

ج. موجه

ممکن است باور صادق در ذهن صاحب باور، با دلیل و برهان همراه نباشد. این امر باعث ناپایداری وبی ثباتی باورمی شود. به این دلیل معرفت شناسان گفته اند که معرفت باید در ذهن ثابت و پایدار بماند. پس باید با دلیل و برهان همراه باشد; یعنی اعتقاد جازم به یک گزاره صادق باید از دلیل صدق آن گزاره ناشی شود. از این رو ایشان قید «توجیه »، (justification) را در تعریف معرفت وارد کرده اند.

ویتگنشتاین در این باره می نویسد: «کسی می تواند بگوید “من می دانم” که بتواند دلیل اثبات آن معلوم را ارائه کند. کسی که نسبت به چیزی متقاعد می شود باید بتواند آن را با دلیل و برهان برای دیگران روشن سازد.»

۳- نقد تعریف معرفت

موضوع یک علم باید جامع مشترک موضوعات مسائل آن علم باشد; یعنی عنوانی عام که همه موضوعات قوانین موجود در یک علم را تحت پوشش قرار می دهدموضوع آن علم به شمار می آید.

فیلسوفان مسلمان معتقدند موضوع علم معرفت شناسی، علم در مقابل جهل است. نه علم در مقابل پندار. بنابراین، موضوع علم معرفت شناسی از این منظر، عام تر از باور صادق موجه می باشد. چنانچه بخواهیم «باور صادق موجه » را موضوع علم معرفت شناسی قرار دهیم باید از پژوهش درباره چند نوع معرفت – که باور صادق موجه نیستند – در این دانش چشم پوشی کنیم. به علاوه تعریف کردن علم و معرفت به باور صادق موجه موجب بروز مشکلات دیگری می گردد که ذیلا به همه آن ها به طور اختصار اشاره می شود:

الف. خروج مبحث علم حضوری از حوزه معرفت شناسی

یکی از تقسیمات علم، تقسیم آن به علم حضوری و علم حصولی – مفهومی – است. این تقسیم، نوعی تقسیم عقلی و دایر بین نفی و اثبات است; زیرا اطلاع و آگاهی انسان از واقعیت های خارجی یا مستقیما و بدون واسطه هیچ مفهومی صورت می گیرد و یا با کمک مفهوم و صورت ذهنی حاصل می شود. در صورت اول، معرفت را حضوری و در صورت دوم آن را حصولی گویند. مثلا علم و آگاهی هر کس به وجود خویش یا حالت های نفسانی خود مانند: غم، شادی، شجاعت، ترس، هیجان، گرسنگی، سیری، دانایی، نادانی و … از نوع علم حضوری است; چون درک این واقعیت های خارجی بدون واسطه مفهوم ذهنی صورت می گیرد. به بیان دیگر، انسان در معرفت های حضو

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *