تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل معضلات صورت گرایی در علم اقتصاد یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل معضلات صورت گرایی در علم اقتصاد شامل 82 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل معضلات صورت گرایی در علم اقتصاد را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل معضلات صورت گرایی در علم اقتصاد با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل معضلات صورت گرایی در علم اقتصاد بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل معضلات صورت گرایی در علم اقتصاد با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل معضلات صورت گرایی در علم اقتصاد وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل معضلات صورت گرایی در علم اقتصاد با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل معضلات صورت گرایی در علم اقتصاد مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل معضلات صورت گرایی در علم اقتصاد :

اشاره: در این مصاحبه – که در نشریه Challenge چاپ شده است – روش شناسی از نظر مارک بلاگ مورد توجه قرار گرفته است. وی ریاضی گرایی اقتصاددانان نئوکلاسیک را به عنوان جریان غالب اقتصاد نشان می دهد. وی ریشه ریاضی گرایی را به دوران بعد از جنگ جهانی دوم برمی گرداند و علت آن را متأثر شدن علم اقتصاد از علوم تجربی عنوان می کند. اما به نظر او این تأثیرپذیری اقتصاددانان بیشتر از علم ریاضی بوده تا علوم تجربی نظیر فیزیک. در خاتمه بلاگ برای حل این مشکل تجربه گرایی را پیشنهاد می کند.

سؤال: به اعتقاد من منصفانه است که شما را یکی از پیشگامان تاثیر گذار و مطرح این تفکر بدانیم که ضعف علم اقتصاد را در ابطال ناپذیری نظریه های آن می داند. اگر نتوانیم نظریه ای را ابطال کنیم، آنگاه چطور می توانیم نشان دهیم که آن نظریه احتمالا صادق بوده؟ تعریف شما از ابطال پذیریا۲چیست؟

جواب: ابطال پذیری یعنی اینکه در مقابل یک نظریه، باید بتوان مشاهداتی ا۳ تصور کرد اگر وجود داشته باشد که آن نظریه را رد کند و یا باعث کنار رفتن آن نظریه شود. در حالی که ممکن است بعدا پی ببریم که آن نظریه اشتباه بوده است. یک نظریه باید قابلیت ابطال توسط تعدادی مشاهده را داشته باشد. به عنوان مثال اگر فردی بگوید: »من به فلان نظریه باور دارم، ولی تاکنون هیچ مشاهده ای وجود ندارد که با توجه به آن از این نظریه دست بکشم«، در این حالت این باور هرچه باشد علم نیست، زیرا باورها، نظریه ها، فرضیه های علمی و یا هر نامی که بر آن بگذارید، باید حد اقل به طور کلی ابطال پذیر باشند. تمام معضلات از اینجا شروع می شوند.

آیا اولین بار کارل پوپر فیلسوف، این انتقاد را به علم اقتصاد وارد کرد؟

نه، پوپر درباره حوزه های دیگر نظریه پردازی می کرد. وی درباره علم اقتصاد بسیار اندک سخن و مطلب دارد و آنچه هم که درباره علم اقتصاد گفته یا نوشته، بیشتر جنبه اثباتی دارد تا انتقادی. وی هرگز از علم اقتصاد انتقاد نکرد. او یک فیلسوف علم بود و بیشترین کاربرد اندیشه هایش در علم فیزیک بود.

پوپر به ویژه به نظریه نسبیت۴ مکانیک کوانتم۵ و این گونه موضوعات علاقه مند بود. او به طور کلی به علوم اجتماعی علاقه داشت. کتاب »جامعه باز«۶ را نوشت که سه دشمن اصلی افلاطون، هگل و مارکس داشت. اما وی هیچ گاه به طور تخصصی به علم اقتصاد علاقه مند نشد و بسیار اندک در مورد علم اقتصاد سخن گفت. این اندک مطلب او هم در علم اقتصاد به جای جواب، منشأ سوالات فراوانی شد.

پس به نظر شما اولین کسی که مسأله ابطال گرایی را در علم اقتصاد مطرح کرد چه کسی بود؟

ترنس هاچیسون (TerrenceHutchison). وی در اوایل قرن بیستم کتاب »فروض بنیادین نظریه اقتصادی«۷ را نوشت. هاچیسون در این کتاب، فرض اطلاعات کامل را مورد نقد قرار داده، فرضی که در بسیاری از نظریه های اقتصادی مفروض شده است و از سوی دیگر به معرفی پوپر پرداخت. هاچیسون هم اکنون زنده است و در سن نود سالگی به سر می برد. او هنوز به عنوان یکی از طرفداران سرسخت پوپر و به کار برندگان عقاید او در علم اقتصاد است. هاچیسون استاد من بود و من هم راه او را دنبال می کنم.

آیا تاکنون نزد هاچیسون درس خوانده اید؟

هاچیسون یکی از اساتید راهنمای دکتریم در دانشگاه کلمبیا بود. او برای بازدید به کلمبیا آمده بود. من دو استاد راهنما داشتم، جورج استیگلر (George StiglerStigler) و ترنس هاچیسون. آنها تفاوتهای عمیقی با هم داشتند، اما واقعا استیگر شباهت فراوانی به پاپر داشت. در مجموع، در برخی از زمینه ها من مدیون هر دوی آنها هستم.

آیا ابطال گرایی در میان عرف جریان قالب علم اقتصاد کنونی،۸ جایگاهی دارد؟

خیر، از یک نظر اگر ابطال گرایی در علم اقتصاد به طور کلی نادیده گرفته می شد بهتر بود. جریان قالب علم اقتصاد فقط تظاهر به طرفداری از ابطال گرایی می کند؛ اغلب گفته می شود که »بله، اصولا نظریه های اقتصاد باید در مقابل مشاهدات جهان واقع قرار گیرد. البته اگر آن مشاهدات نقیض بودند و اگر آنها نظریه ها را رد می کردند، دقیقا باید به آنها توجه کنیم. هم چنین باید در این گونه موارد نظریه ها را جرح و تعدیل کنیم، یا به هر نحوی نظریه های جدیدی را مد نظر قرار دهیم«.

باری اقتصاد دانان با کاربرد ابطال گرایی هرگز مخالف نیستند. آنها از ابطال گرایی جانبداری هم می کنند اما در عمل آن را به کار نمی بندند. به عبارت دیگر، هنگام مواجهه نظریه های مورد علاقه اقتصاد دانان با مشاهدات نقیض جهان خارج،۹ یا آن مشاهدات را با نظریه های اقتصادی تطبیق می دهند و یا شمولیت مشاهدات نقیض را به حد اقل می رسانند. حتی گاهی مشاهدات نقیض را نادیده می گیرند.

اقتصاد دانان هیچ گاه با دید عمیق و دقیقی به مشاهدات نقیض ننگریسته اند. آنها بیشتر به دنبال تأیید و اثبات نظریات بوده اند، تا ابطال آنها.

آیا این مطلب صحت دارد که اغلب نظریات اقتصادی به قدری انعطاف پذیری۱۰ دارند که تحت هر شرایطی جواب می دهند؟

بله، البته نظری که این ویژگی را منحصر به علم اقتصاد می داند نیز اشتباه است. انعطاف پذیری در تمام شاخه های علوم اجتماعی و به ویژه در جامعه شناسی و علوم سیاسی وجود دارد؛ چرا که این حوزه های معرفتی، نتایج تغییر ناپذیر و قطعی تولید نمی کنند و در نتیجه، ابطال نظریات آنها حتی نسبت به علم اقتصاد هم بسیار مشکل تر است. حتی درعلوم طبیعی نیز به ندرت می توان آزمایش مهمی یافت که منجر به ابطال یا اثبات قطعی نظریه ای شود. تازه اگر فردی هم در یک رشته علمی، به طور جدی مشاهدات تجربی را حفظ کند، آن مشاهدات بر روی هم تلنبار می شوند و دست آخر باعث واژگون شدن نظریه ای می شوند.

ابطال شدن این گونه نیست که فردی ناگهان صبح از خوا ب بیدار شود و بگوید »چه جالب! یک مشاهده نقیض از جهان واقع پیدا شد، پس از هم اینک قصد دارم فلان نظریه خود را رها کنم«. به همین جهت ابطال نظریه ها، حتی در علوم طبیعی نیز آهسته است.

بعضی وقتها مشاهدات تجربی در لابلای رویدادهای بزرگ و شگفت انگیز تاریخ قرار دارند. در این مورد به ذکر یک مثال می پردازم. تورم بزرگ و رکود تورمی۱۱ دهه هفتاد، اقتصاددانان را متقاعد کرد که پاره ای اشتباهات در اقتصاد کینز اقتصادی که بیشتر سیاستهای جانب عرضه را برای اقتصاد ضروری می داند وجود دارد، در شرایطی که مشاهدات تجربی فراوانی علیه اقتصاد کینز در مطالعات اقتصاد سنجی به دست آمده است. بعضا جامعه علمی تا در مورد یک نظریه سرش به سنگ نخورد، دست از آن نظریه محبوب و با نفوذ بر نمی دارد.

آیا می توانید به مواردی اشاره کنید که علارغم پیروزی قاطع مشاهدات نقیض ، اقتصاددانان نظریه های مربوط به آن مشاهدات نقیض را رها نکرده اند؟

انتظارات عقلایی۱۲ و اقتصاد کلان کلاسیک جدید.۱۳ این مطلب که سیاستهای دولت احیانا نمی تواند تولید واقعی، درآمد و بیکاری اقتصاد یک کشور را تغییر دهد، بارها و بارها رد شده است.

در حالی که سخنگویان مشهور اقتصاد کلان کلاسیک تا حد زیادی بر وجود مشاهدات نقیض اذعان دارند، ولی هنوز اقتصاد کلاسیک در تمام متون آموزشی تدریس می شود و هنوز بسیاری از اقتصاد دانان کلان بر این عقیده پافشاری می کنند که اقتصاد کلان کلاسیک جدید بر بنیانی استوار شده است که می گوید افراد انتظارات خود را اغلب به صورت عقلایی شکل می دهند. حتی مشاهدات نقیضی در بازار بورس هم وجود دارد. بازار بورس یکی از بهترین مکانها برای آزمودن نظریات اقتصادی است؛ زیرا این بازار نسبت به بازارهای دیگر انگیزه های فردی را شفاف تر برملا می سازد.

هم اینک بازار بورس با یک مثال نقیض مواجه است که آن عبارت است از حباب بازار۱۴ (رفتار سفته بازی به جای انتظارات عقلایی). این مثال نقیض، تبیین این نظریه را که آیا همه بورس بازان انتظارات خود را به صورت عقلایی شکل می دهند ناممکن ساخته است.

شما در مقاله این شماره نشریه Challenge اهمیت زیادی به مدل سازی صوری و تکامل آن از کنث ارو (Kenneth Arrow) و جراد دبریو(Gerard Debreu) دادید. به چه دلیل معتقدید مدل سازی صوری ریاضی،۱۵ تسلط با نفوذی در علم اقتصاد یافته است؟ و چرا متخصصان اقتصاد به آن سو حرکت کرده اند؟

هر چند که فکر می کنم مسأله بسیار پیچیده ای است، اما جوابی متعارف به آن خواهم داد. این مسأله، سؤالی عمیق و دقیق از تاریخ عقاید اقتصادی است. چطور ما اقتصاد دانان این گونه شدیم؟ اگر می توانستم به این سوال پاسخ گویم – یعنی اگر قادر بودم قاطعانه به آن جواب دهم – بدون معطلی، یک راست سراغ جواب می رفتم. اما مطمئن نیستم بتوانم با خاطرجمعی، جواب قطعی بدین سؤال بدهم. اما شروعی متداول و متعارف میان کسانی که درباره این موضوعات می اندیشند این گونه است که مدتی پس از جنگ جهانی دوم، علم اقتصاد بعد از یک دوره عدم تحرک و یکنواختی، به شکل دادن خود روی آورد. علم اقتصاد می خواست یکی از علوم اجتماعی ای باشد که دقیقا مثل فیزیک به نظر آید. این نگرش منجر به ریاضی شدن، مدل سازی ریاضی، مدل سازی صوری و پرستش تکنیک و ظرافتهای صوری در علم اقتصاد شد. اما مسأله عجیب این است که یک چنین تبیینی واقعا در علم اقتصاد جایی ندارد؛ زیرا اگر فردی حداقل آشنایی با علم فیزیک داشه باشد مانند من که یک فیزیکدان آماتور هستم می فهمد که فیزیک هیچ شباهتی با علم اقتصاد ندارد.

علم فیزیک برای مشاهدات خود اهمیت فراوانی قایل است، اما نظریه های فیزیک بیشتر مبهم، نامشخص و بدون نتیجه قطعی هستند. البته نه بدین معنا که آنها ساده و روشن باشند. موضوعی که به واقع ما اقتصاد دانان با آن سر و کار داریم ریاضیات است. ما علم اقتصاد را به سوی نوعی علم ریاضیات اجتماعی۱۶ که کلماتی از قبیل »قیمت«، »بازار« و »کالا« را هم شامل می شود، سوق داده ایم. این مباحث شبیه علم اقتصاد است؛ اما وقتی مقاله ای را که این کلمات را به کار برده است می خوانیم، می بینیم تمام معادلات، معادلات ریاضی هستند. تمام نتیجه گیریها به روش ریاضی انجام شده است. هیچ ملاحظه ای نمی شود که آیا این متغیرها، مفاهیم و معادلات عملیاتی ریاضی، کمتر شباهتی با مشاهدات جهان واقع اقتصاد دارند؟

دیدر مک کلاسکی (Didre McCloskey) – رجوع شود به نشریه Challenge شماره ژانویه فوریه ۱۹۹۷ – به طور کاملا درستی گفته است که اقتصاد دانان بیشتر به دانشکده ریاضیات تا فیزیک چشم دوخته اند. من هم کاملا با این سخن موافقم، اما از جهات دیگری نوشته هایش را نمی پسندم.

اجازه دهید بحث را یک قدم جلوتر ببریم. دلیل رواج مدلهای ریاضی، علی رغم اینکه این مدلها براساس معیارهای ریاضیدانان چندان هم پیچیده و فنی نیستند چیست؟آیا فقط این مدل سازیها مانند فضایی برادرانه است که اقتصاددانان را به هم پیوند داده است؟

تمام ریاضیات پیچیده و فنی نیست، ولی با این حال ریاضیات مانع ورودی ای۱۷را برای علم اقتصاد ایجاد کرده است. بسیاری از مردم توانایی یادگیری ریاضیات را دارند، ولی اقتصاد دانان مجبور به یادگیری آن هستند. ریاضی گرایی مثل نوشتن علم اقتصاد به زبان فرانسه۱۸ است. این کار باعث ایجاد یک مانع ورودی موثر می شود، چرا که اغلب مردم، یادگیری یک زبان خارجی را بسیار مشکل می پندارند. افراد به هوش و زیرکی نیاز ندارند، بلکه باید صبور و بردبار باشند و وقت زیادی را به آن اختصاص دهند.

در مجموع ریاضیات مانع ورودی مؤثری برای علم اقتصاد شده است. افرادی که تازه علم اقتصاد را شروع کرده اند، به طور جدی، اشتیاق فراوانی به پشت سر گذاشتن این مانع دارند و توجه فراوانی را به آن مبذول می دارند. با آن مانع، شهرت و حیثیت کسب می کنند. به عبارت دیگر ریاضیات برای آنها به صورت یک مانع ورودی عمل نمی کند. پس از مدتی آنها شروع به توجیه و موجه جلوه دادن این مانع ورودی ریاضیات می کنند؛ چرا که در آن موقع خودشان این مزیت و تکنیک ویژه را صاحب شده اند.

ریاضیات پس از به وجود آمدن، خود را موجه می سازد. می خواهم مطلب دیگری نیز به این دلیل بیافزایم و آن اینکه، اغلب فارغ التحصیلان فراوان دکترای اقتصاد در آمریکا تقریبا سالانه هزار نفر جذب زندگی دانشگاهی نمی شوند. تمام پیش بینیها نشان می دهند که فقط در حدود ۴۵ تا ۵۰ درصد آنها جذب زندگی دانشگاهی می شوند. دانشجویان جذب شده نیز به واسطه اساتید شان، رویکرد خاصی از علم اقتصاد را ریاضی شده فرا می گیرند و البته همان رویکرد خاص را با تدریس و نوشتن مقاله انتشار می دهند.

دلیل دیگری که اقتصاد را به سمت ریاضیات سوق داده است این مسأله است که مطالب نشریاتی که به صورت ریاضی بیان شده اند بسیار آسان قابل ارزیابی هستند؛ زیرا به آسانی می توان دید آیا فرد در مقاله خود واقعا مدلهای بهینه سازی ریاضی را به کار برده است یا نه. ارزیابی آن مقالات مشخصا از ارزیابی مقاله های اقتصادی که به صورت نثر گونه نوشته شده اند و بسیار هم

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *