توضیحات
فایل پاورپوینت کامل مقاوم شدن در برابر ضربه های ارزی و اولویت های اقتصادی کشور؛ انتخابی مطمئن برای ارائهای حرفهای
اسلایدهایی آماده برای استفاده:
فایل فایل پاورپوینت کامل مقاوم شدن در برابر ضربه های ارزی و اولویت های اقتصادی کشور شامل 96 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائههای رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده میباشد.
ویژگیهایی که فایل فایل پاورپوینت کامل مقاوم شدن در برابر ضربه های ارزی و اولویت های اقتصادی کشور را متمایز میکند:
- طراحی بصری حرفهای:فایل پاورپوینت کامل مقاوم شدن در برابر ضربه های ارزی و اولویت های اقتصادی کشور با بهرهگیری از رنگبندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
- سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شدهاند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
- وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربهای بدون نقص را فراهم میسازد.
استاندارد بالا در تولید محتوا:
فایل فایل پاورپوینت کامل مقاوم شدن در برابر ضربه های ارزی و اولویت های اقتصادی کشور با رعایت اصول حرفهای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش میباشد.
نکته مهم:
در صورت مشاهده نسخههایی با کیفیت پایینتر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخههای غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل مقاوم شدن در برابر ضربه های ارزی و اولویت های اقتصادی کشور تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.
هماکنون فایل فایل پاورپوینت کامل مقاوم شدن در برابر ضربه های ارزی و اولویت های اقتصادی کشور را دریافت کرده و ارائهای حرفهای و متمایز تجربه نمایید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مقاوم شدن در برابر ضربه های ارزی و اولویت های اقتصادی کشور :
رهبر انقلاب اسلامی در شرایط مختلف کشور و در مواقع لازم، برای مسئولین اولویت های کشور و مردم را مشخص می کنند. ایشان به تازگی در سخنرانی تلویزیونی به مناسبت عید قربان (//) فرمودند: «کشور از لحاظ معیشت عمومی دچار مشکل است؛ واقعاً معیشت خانوارها دچار مشکل جدّی است و مردم مشکل دارند؛ گرانی ها و مانند اینها هست، اینها بایست علاج بشود. ما در جلسات خصوصی به مسئولین گفته ایم یا پیغام داده ایم؛ باز هم میگویم، دستگاه های مسئول توجّه کنند که در زمینه ی مشکل اقتصادی، از مسائل فوری، مسئله ی مهار قیمتها است…این یک مسئله است که بازار یک ثباتی پیدا بکند. این حالت که هر روز اجناس یک قیمتی پیدا کند، برای کشور مضر است.» برای بررسی بیشتر اولویت های اقتصادی کشور سخنان دکتر داوود دانش جعفری را مرور می کنیم.
اقتصاد و معیشت مهم ترین مسئله کشور
همیشه در برنامه های پنج ساله ی گذشته و برنامه هایی که بعد از انقلاب مشخصاً پیاده شده یک سری مشکلات اساسی بوده که بعضاً تکرارشونده هم است و نارسایی هایی در اقتصاد ما به وجود آورده است. قبل از اینکه به ریز آن نارسایی ها و مشکلات تکرارشونده اشاره کنم، باید به چند سؤال جواب دهیم.
اوّلین سؤال این است که آیا اصولاً برنامه لازم است یا نه؟ آیا برنامه های قبلی اهداف مورد نظری که به دنبالش بودند را تأمین کرده اند یا نه؟ اشکالاتی که تکرارشونده اند و نمی گذارند اقتصاد ایران به هدف های موردنظرش برسد چیست؟ اگر بخواهیم یک پاسخ کلی بدهیم، در برنامه های قبلی یا تصمیمات و اقدامات اقتصادی ما چند اشکال اساسی وجود داشته است. اوّل اینکه برنامه ها را خیلی بزرگ تعریف می کردیم و اهداف متعددی را می گذاشتیم. اهدافی که بعضاً با همدیگر در تضادند. کثرت اهداف به قدری است که آن ها را برای مجریان تقریباً دست نیافتنی می کند. دوم اینکه ما در طول برنامه های گذشته یک الگوی مشخص برای مقاوم سازی اقتصاد نداشتیم. منظور از مقاوم سازی این است که وقتی یک ضربه ای وارد می شود، این ضربه ما را از مسیر اصلی دور می کند، ولی قدرتی را نداریم که دوباره به مسیر اصلی برگردیم.
نپرداختن به مشکلات ساختاری و عارضه های کلیدی که در اقتصاد وجود داشته، یکی از موانعی است که ما را از دست یابی به اهداف دور کرده است. بحث دیگر نداشتن نظارت بر برنامه است. به هر شکل اگر هدفی تعیین می شود باید ما به آن هدف برسیم و لازم است که همواره نظارت داشته باشیم و ببینیم که چقدر از آن هدف محقق شده است. به اصطلاح خودمان هر موقع دیدیم که داریم در خاکی می رویم، قاعدتاً همان موقع علامت های هشداردهنده ای باید باشند و بگویند که از مسیر اصلی داری دور می شوی و به مسیر برگرد.
همه ی کشورهای دنیا و حتی بنگاه های موفق اقتصادی نظام برنامه ریزی را دنبال می کنند. یعنی یک هدفی را می گذارند و برای رسیدن به آن راه هایی را مشخص می کنند. سیستم هشداردهنده ی زودهنگام هم طراحی می کنند که هر موقع دارند از هدف دور می شوند، قرمز می شود و هشدار می دهد که دارند از هدف دور می شوند. در واقع این ها مشکلات کلی بوده که ما در برنامه های قبلی اگر حل می کردیم، شاید دستاورد و نتیجه گیری مان بهتر بود. به همین دلیل پیشنهاد من این است که در تدوین برنامه ی هفتم حتماً به این نکات توجه شود.
امّا آیا اصولاً برنامه لازم است یا برنامه لازم نیست؟ این هم یک سؤال مهمی است که در آستانه ی برنامه ی ششم به یک باره این سؤال مطرح شد که اصلاً ما برنامه نمی خواهیم. خیلی از کشورها که پیشرفت کردند اصلاً برنامه نداشتند. یعنی در بحث های اساسی و بنیانی هم سؤالات این طوری مطرح می شد. دولت برنامه ی ششم را که داد اصلاً یک چیز متفاوتی از برنامه های قبلی بود و در راستای سیاست های کلی نبود.
من می خواهم بگویم که برنامه یعنی ایجاد عزم ملی و تعیین یک سری اهدافی که تشخیص داده می شود. یک سری که می گویم یعنی آن کسانی که اهداف برنامه را تعیین می کنند و با همدیگر توافق می کنند که ما می خواهیم به کجا برویم؛ و راه رسیدن به آن هدف را هم تعیین می کنند. البته اینجا یک نکته ای وجود دارد و باید دقت شود که برای رسیدن به اهداف نیازمند یک سری منابعی هستیم. ولی منابع محدود است. به طور کلی می گویند برنامه یعنی رسیدن به اهداف با توجه به منابعی که داریم. ما نمی توانیم آرزوهای خیلی بزرگ را که چند برابر منابع است بیاوریم و بگوییم این ها هدف اند. هدف باید در چهارچوب منابع تعیین شود.
بنابراین فرض کنید اگر سه قوه در برنامه خیلی نقش داشته باشند، باهم توافق می کنند که با توجه به منابعی که کشور در اختیار دارد چند تا از آن هدف های بزرگ را می توانیم انتخاب کنیم. این یعنی برنامه، امّا اگر آن ها توافق نکنند و هرکس یک راهی برود همه چیز به هم می خورد. پس برنامه لازم است. به خاطر اینکه عزم ملی ایجاد شود و هدف هایی را حول آن عزم ملی انتخاب کند.
اگر برنامه ای وجود داشته باشد، تمام آحاد کشور؛ یعنی بنگاه ها، خانوارها، دولت، صداوسیما، قوه ی قضائیه و… در جهت تحقق برنامه باید حرکت کنند. نمی شود یک کسی ناهماهنگ باشد بعد برنامه ی دیگری بگذاریم که در اولویت نیست. بنابراین باید در اداره ی کشور هماهنگی باشد. برنامه ی اداره ی کشور، همان برنامه می شود. منتها در خیلی از کشورها برنامه را در مقاطع پنج ساله انتخاب کردند و ما هم پنج ساله انتخاب کردیم. امّا اگر زمان خیلی طولانی باشد ممکن است در طول زمان اولویت ها به هم بخورد. اگر خیلی کوتاه باشد ممکن است که مشکلات دیگری به وجود بیاید. بنابراین برنامه ضروری است.
برنامه خوب
توافق بین ذی نفعان برنامه یعنی مردم، دولت، قوا و همه ی دستگاه ها یا نهادهایی که در تحقق اهداف نقش دارند. این ها در مورد منطق برنامه ریزی باید با همدیگر تفاهم کنند. باید نگاه واحد در همه ی عوامل باشد و به سمت هدف های مشخص شده حرکت کنند و با همدیگر در این هدف هماهنگ باشند. نظارت هم باشد که اگر یک موقعی کسی از هدف داشت دور می شد شناسایی شود و همه کمک کنند که به مسیر برگردد.
در یک کلام برنامه یعنی توافق جمعی، هم در نظر و هم در عمل، برای رسیدن به تحقق اهداف مشخص شده است با توجه به منابعی که داریم. بنابراین این خیلی مهم است که برنامه باشد. برنامه هم یک چهارچوبی دارد. نقش منابع هم در برنامه خیلی مهم است. ما نمی توانیم آرمان گرای افراطی باشیم و یک سری هدف هایی را بگذاریم و بگوییم آرزو که عیب نیست. برنامه ی خوب، برنامه ای است که متناسب با منبعی باشد که داریم و بر اساس آن هدف را مشخص کنیم. خیلی از موارد ممکن است ما برنامه هایی تهیه کنیم، ولی منبع دچار کاهش باشد یا منبع به اندازه ی تحقق برنامه ی آرمان گرایی ما وجود نداشته باشد که نتیجه اش برنامه های ناتمام می شود. فرض کنید ما الان پول نداریم که طرح های عمرانی زیادی را تمام کنیم، ولی چون به ما گفتند که پول زیاد است و مشکلی نیست، یک سری طرح ها را شروع کردیم، ولی الآن که آخر برنامه است می بینیم همه ی این ها نیمه تمام است. اگر از اوّل من می دانستم که منبع کم است، به جای ده طرح، پنج طرح را شروع می کردم که الان تمام شده بود. این اثرش خیلی بهتر است تا اینکه تبدیل به برنامه ها یا پروژه های ناتمام شود.
مشکلات تکرار شونده
در مورد مشکلات تکرار شونده که در برنامه های قبلی داشتیم و ممکن است در برنامه ی هفتم و برنامه های بعدی هم تکرار شود، ما باید همین مشکلات را شناسایی کنیم و یک راهکاری برایش مشخص کنیم. یکی از آن مشکلات تکرارشونده که به نوعی مانع از تحقق اهدافی بوده که ما طراحی کردیم، این پدیده است که پول ملی مان دائم در معرض افت ارزش قرار گرفته است. اینکه پول ملی دچار افت ارزش می شود، در واقع یک سری عواقبی در اقتصاد دارد که قطعاً اهداف برنامه را تحت الشعاع قرار می دهد. مثلاً یک پدیده است که به آن دلاری شدن اقتصاد می گویند. یعنی وقتی مردم یا بنگاه ها می بینند که پول ملی دارد دچار افت می شود، به سمت ارز و سکه می روند.
مردم به جای اینکه فعالیت های اقتصادی را در داخل و با پول ملی مورد شمارش قرار دهند، با پول خارجی که با ثبات تر است مورد شمارش قرار می دهند. مثلاً قیمت ارز وقتی بالا می رود خیلی از کالاهایی که وارداتی هستند متناسب با آن و حتی بیشتر از آن قیمتش بالا می رود. طبیعی است، امّا سؤال این است که ما کالاهایی داریم که ارزی نیستند، ولی چرا قیمتشان بالا می رود؟ به خاطر همان ذهنیت دلاری شدن است. وقتی ارزش پول ملی خیلی افت می کند یا دچار نوسان می شود مردم تصمیم می گیرند در فعالیت اقتصادی شان ملاک را از پول ملی به سمت ارز ببرند. بنابراین ما باید یک کاری کنیم که پول ملی باثبات شود. منظور از باثبات این نیست که اصلاً افت نکند، ولی ملاک پول ملی باشد.
وقتی پول ملی خیلی افت می کند، کسی دیگر آن را به حساب نمی آورد و این سرچشمه ی یک سری از مشکلات بزرگی می شود که در اقتصاد ایران است. این مشکل از سال های گذشته در همه ی دولت ها و در همه ی برنامه هایی که ما داشتیم وجود داشته و نادیده گرفته شده و حل نشده است. اگر در برنامه ی هفتم هم ما به هدف ثبات پول ملی توجه نکنیم ممکن است که باز هم به اهدافمان نرسیم یا دور شویم.
در دولت آقای بازرگان که دو سال اوّل انقلاب مسئولیت داشت، درصد ارزش پول ملی افت کرد. دولت شهید رجایی که کمتر از سه سال در مسند نخست وزیری بود، درصد ارزش پول ملی افت کرد. دولت موسوی در هشت سال مسئولیتش، درصد ارزش پول ملی افت داشت. دولت آقای هاشمی هشت سال بودند و در این دوره هم باز درصد ارزش پول ملی افت کرد. آقای خاتمی هشت سال بودند درصد افت کرد. دولت آقای احمدی نژاد در هشت سال، نزدیک به درصد افت داشت. دولت آقای روحانی هم در این هفت سالی که گذشته تا الان، حدود یا درصد افت ارزش پول ملی را تجربه کرده است. شاید تا پایان دوره ی هشت ساله شان به نود درصد هم برسد.
مشکل مشترک دولت ها افت پول ملی
پول ملی دچار افت ارزش شده و ما باید در برنامه ی هفتم یک کاری کنیم که تکرار نشود یا مهار شود چرا ارزش پول ملی ما دائم دچار کاهش می شود؟ مشکل دومی که ما در اقتصاد داریم بحث ویژگی های تولید است. رهبر معظّم انقلاب چند سال است که بحث تولید را به نوعی در نامگذاری شعارهای سال و مناسبت های مختلف مورد استفاده قرار داده اند. به طور کلی در اقتصاد، تولید مهم ترین معیار عملکرد یک اقتصاد است. برای اینکه نشان دهیم اقتصاد خوب است یا نه، باید ببینم تولید کل اقتصاد چقدر بالا رفته است.
به طور کلی اقتصاددانان می گویند مشکل اقتصاد ما، رشد اقتصادی یا رشد تولید ما در گرو عوامل برون زاست. برون زا یعنی عواملی که تحت کنترل ما نیست. مثلاً نفتی که می گویند برون زا است، مشکلش این است که قیمت جهانی نفت در ایران تعیین نمی شود یا کشور نفتی آن را تعیین نمی کند و قیمتش در دنیا تعیین می شود. و ایران هیچ اختیاری ندارد، ولی هر موقع قیمت نفت بالا می رود، به صورت طبیعی مشکلات اقتصادی ما کمتر می شود، امّا وقتی پایین می آید مشکلاتمان شروع می شود؛ یعنی درآمد نفت کم می شود. بنابراین مشکل برون زابودن رشد اقتصادی در ایران این است که ما باید عوامل رشد را متکی کنیم به عوامل درون زایی که در اختیار خودمان است. مثلاً فرض کنید در تحریمی که سال – علیه ایران اعمال شد، شاید هفتاد درصد خودروسازی ما متوقف شد. چرا؟ برای اینکه قطعاتی که عموماً استفاده می کردیم، قطعاتی بود که باید از خارج می آمد. ولی آن بخش از خودروسازی ما که کمتر وارداتی بود مثل خودروی سمند که قبلاً روی آن کار شده بود، البته نه اینکه وابسته نباشد، ولی خط تولیدش ادامه پیدا کرد. در آن دوره هر تولیدی که زنجیره اش سهم بیشتری در اقتصاد داخلی داشت و درون زا بود، پایدارتر بود، ولی تولیدی که به واردات وابسته بود، دچار مشکل شد.
پس یکی از مشکلات ما این است که تولید ملی کشور تحت تأثیر نهاده هایی است که ما به آنها برون زا می گوییم؛ یعنی کنترلش دست ما نیست و می تواند سرنوشت تولید در ایران را تحت الشعاع قرار دهد. در واقع کسی که می خواهد تولید مستمری داشته باشد، وقتی می بیند نهاده اش وارداتی است با کاهش واردات آن نهاده ی تولیدش هم دچار مشکل می شود. بنابراین ما اگر می خواهیم یک تولید مستمر و بالایی داشته باشیم باید تلاش کنیم که تولید ناخالص داخلی ایران به سمت درون زایی بیشتر میل کند.
یکی دیگر از ویژگی های تولید ما این بوده که تولید حالت مونتاژی دارد؛ یعنی قطعه باید از بیرون بیاید و در ایران تنظیم شود. ولی این کار مشکلات را بیشتر می کند. بنابراین ما اگر بتوانیم تولید را به سمت درون زایی بیشتر ببریم؛ یعنی متکی به عوامل داخلی و در کنترل خودمان باشد، حتماً می توانیم دستاورد بهتری داشته باشیم. مثلاً رشد اقتصادی که ما در برنامه ی ششم هدف گرفتیم، هشت درصد بود. ولی در عمل به دلیل ماهیت رشد برون زایی که ما داشتیم مشکلاتی که در این دوره به وجود آمد، بحث کاهش درآمد نفت ما بود که از ناحیه ی تحریم ها اتفاق افتاد. یک عامل جدیدی هم که تقریباً جهانی است و همه ی کشورها دچارش شدند، کرونا است. در واقع کرونا هم کمک کرد که مشکلات اقتصادی ما بیشتر شود.
رفع وابستگی اقتصاد به نفت
همبستگی رشد اقتصادی در ایران با نفت یکی از مشکلات اساسی دیگر ماست؛ یعنی هر موقع درآمد نفت خوب است، اقتصاد ایران یک نفسی می کشد، امّا به محض اینکه مشکلاتی برای نفت به وجود می آید، روی رشد هدف گیری شده تأثیر می گذارند. درحالی که اگر ما منابع رشدمان متنوع بود، به غیر از نفت هم می توانستیم رشد اقتصادی مان را ادامه دهیم و شاید این وضعیت اتفاق نمی افتاد. در این ارتباط مثالی که می توانم عرض کنم افزایش بهره وری است. در یکی از برنامه هایی که سال های گذشته تصویب شده بود، قرار بر این بود که دو و نیم درصد از رشد هشت درصدی سهم افزایش بهره وری باشد؛ یعنی با همان منابع نیروی انسانی یا منابع سرمایه ای که داریم، اگر نوع استفاده از این منابع سرمایه ای تغییر یا بهبود پیدا کند، می تواند به عملکرد رشد ما کمک بیشتری کند. نه اینکه سرمایه گذاری جدیدی باشد، بلکه اگر ما همان سرمایه گذاری جدید را خوب مدیریت کنیم و بهره وری آن را بالا ببریم، می تواند به رشد کمک کند.
بنابراین رشد اقتصادی فقط این نیست که ما همیشه تزریق منابع نفتی کنیم. اتفاقاً رشد اقتصادی از طریق تعمیق سرمایه که متکی به نفت در ایران است، در واقع بهره وری آن خیلی پایین است؛ یعنی بهره وری سرمایه در ایران در سال های گذشته تقریباً ثابت بوده و هیچ تغییری نکرده است. معنی این عبارت این است که ما از سرمایه هایی هم که داریم، حتی در دوره ای که درآمد نفتی مشکل ندارد در
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.