تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل مواضع کلامی امام کاظم(ع) در برابر اهل حدیث؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل مواضع کلامی امام کاظم(ع) در برابر اهل حدیث، محتوای خود را در قالب 92 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل مواضع کلامی امام کاظم(ع) در برابر اهل حدیث با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل مواضع کلامی امام کاظم(ع) در برابر اهل حدیث آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل مواضع کلامی امام کاظم(ع) در برابر اهل حدیث به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل مواضع کلامی امام کاظم(ع) در برابر اهل حدیث ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل مواضع کلامی امام کاظم(ع) در برابر اهل حدیث، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل مواضع کلامی امام کاظم(ع) در برابر اهل حدیث را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل مواضع کلامی امام کاظم(ع) در برابر اهل حدیث :

کنار گذاشتن نصّ الهی درباره امامت علی بن ابی طالب(علیه السّلام) آغاز اختلافات بعدی بود که در میان امّت اسلام به وجود آمد. به دنبال جایگزینی افراد ناصالح در منصب امامت، آنان علاوه بر این که عهده دار ریاست سیاسی شدند، کار تفسیر دین و بیان فقه را نیز به دست گرفتند و از آنجا که از لحاظ علمی توانایی نداشتند، دیدگاه هایی را مطرح کردند که به طور طبیعی مشکلاتی را به وجود آورد. در این زمینه، نخستین درگیری علمی در ظاهر، مسأله ارث پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله) و نیز جنگ با مخالفانِ پرداخت زکات بود.(۱) بعدها در دوران خلافت خلفا از این دست اختلافات فراوان مطرح گردید. در همین زمان، گاه مسائل کلامی نیز مطرح شده و پاسخ هایی از طرف خلفا داده می شد.(۲) افرادی که به دلایلی نمی توانستند، این پاسخ ها را بپذیرند راهی دیگر می گزیدند و جاهلان دچار سردرگمی می شدند. این وضعیت به تدریج اختلافاتی در این باره در جامعه اسلامی به وجود می آورد.

جلوگیری از تدوین و نقل حدیث، نفوذ آثار فرهنگی یهود در میان مسلمانان، رسوخ دنیاطلبی و تفسیر انحرافی دین برای تحکیم پایه های حکومت فاسد اموی و مهمتر از همه، کنار زدن «اهل ذکر» از صحنه علمی و دینی و سیاسی، دامنه اختلافات را گسترش داد و به زودی حوزه عقاید هر گروه به طور اساسی از معتقدات دیگران جدا شد. امامان شیعه نیز از همان آغاز، دیدگاه های خود را تا آنجا که ممکن بود، برای عموم و در موارد دیگر برای شیعیان خود بیان کردند و می کوشیدند آنان را از نفوذ عالمان و محدثان خودفروخته بازدارند. در دوران حکومت پنج ساله امیر مؤمنان(علیه السّلام) زمینه برای نشر عمومی فکر اهل بیت(علیهم السّلام) در عراق فراهم شد؛ اما با پایان یافتن آن دوره، بار دیگر محدثان و فقیهان وابسته به امویان جان گرفتند و در همراه ساختن مردم با حکومت کوشیدند.

در پایان قرن اول و اوایل قرن دوم هجری، جدای از شیعیان، چندین فرقه فعال بودند. «خوارج»، «مرجئه»، «جهمیه» و «معتزله» مهمترین آنها بودند. هر یک از اینان در زمینه ای خاص، عقایدی داشتند و به ترویج آنها مشغول بودند. آنچه می توان گفت این که: حکومت اموی با هیچ یک از این گروه ها توافقی نداشت و عملاً در خراسان با «جهمیه» و «مرجئه» درگیر بود؛ چنانکه در نواحی دور دست جنوب ایران، مشغول نبردهای سخت با خوارج بود. معتزله نیز جز در مواردی محدود قدرت چندانی نیافتند. در این میان وضعیت شیعه نیز در برابر امویان و مذهب عثمانی ساخته آنان روشن بود.

توده مردم به پیروی از فرمانروایان خود، به دنبال مذهبی بودند که افرادی چون «ابن شهاب زُهری» و پیش از آن «عُروه بن زبیر» و پیشتر از وی «ابو هریره» و «سَمُره بن جندب» انتشار می دادند. آنها احساس می کردند که باید مردم را به وسیله «حدیث» فریب دهند، حدیث، سخنان رسول خدا(صلّی اللّه علیه و آله) بود و به دلیل بی توجهی به آن در نسل اول صحابه و مخالفت با نوشتن آن به راحتی قابل جعل بود. بنابراین، به زودی دامنه نقل حدیث گسترش یافت و با این که برخی از پیشوایان اهل سنت تصریح داشتند که مجموع حدیث پیامبر(صلّی اللّه علیه و آله) از چند صد حدیث تجاوز نمی کند.(۳) از اواسط قرن دوم به بعد تعداد حدیث به چندین هزار و پس از مدتی چند صد هزار رسید. این جعل حدیث، هم در زمینه فقه و هم در مسائل کلامی بود. جدای از جعل حدیث، تحریف در احادیث، وسیله دیگری برای تحریف دین بود.

از برخی نقل ها چنین بر می آید که در اوایل، تنها تعدادی انگشت شمار حدیث جعلی درباره تشبیه وجود داشت؛ اما پس از چندی «ابن خزیمه» در کتاب «التوحید»، چندین هزار جمع آوری کرد. روال عادی جامعه بر اساس این احادیث جعلی، نظم دینی یافت. پیروان آن را «سنّی» نامیدند و مخالفان به عنوان «اهل بدعت» از دور خارج شدند. بدین سان «اهل حدیث» شکل گرفتند. در آغاز نام مذهب کسانی که متمسک به این احادیث بوده و دیگران را خارج از دین و مذهب تلقّی می کردند، مذهب عثمانی بود، همان مذهبی که جاحظ در تأیید و حمایت از آن، کتابی با عنوان «العثمانیه» نگاشت.

یکی از تلاش های امامان شیعه آن بود که در برابر این احادیث و به عبارت دیگر «اهل حدیث» بایستند، به طوری که در موارد لازم تحریفات و جعلیّات را پاسخ داده و همچنین نادرستی برداشت های عامیانه و ظاهرانه آنان را در تفسیر برخی از آیات متشابه و احادیث نشان دهند. چنین حرکتی را می توان در میان زندگی فکری همه امامان و درباره برخی بیشتر دنبال کرد و در زمینه مواضع کلامی و فقهی آن بزرگواران به نتایج خوبی دست یافت.

در اینجا چند نمونه از این مواضع را در حیات فکری امام کاظم(علیه السّلام) دنبال می کنیم:

الف: یکی از روایاتی که اهل حدیث بدان تمسک نموده و فراوان نقل می کردند، حدیث «نزول خداوند به آسمان دنیا» بود: «عَنْ اَبِی هُرَیْرَهَ، اَنَّ رَسُولَ اللهِ(صلّی اللّه علیه و آله) قَالَ: یَتَنَزَّلُ رَبُّنَا تَبَارَکَ وَ تَعَالَی کُلَّ لَیْلَهٍ إِلَی السَّمَاءِ الدُّنْیَا حِینَ یَبْقَی ثُلْثَ اللَّیْلِ الْآخِرِ یَقُولُ: مَنْ یَدْعُونِی فَأَسْتَجِیبُ لَهُ، مَنْ یَسْأَلُنِی فَأُعْطِیَهُ وَ مَنْ یَسْتَغْفِرُنِی فَأَغْفُرُ لَهُ»(۴)؛ (ابو هریره می گوید: رسول خدا فرمود: خداوند هر شب در ثلث باقی مانده از شب به آسمان دنیا فرود می آید و ندا می دهد: کیست مرا بخواند تا اجابتش کنم؟ کیست از من چیزی بخواهد تا به او بدهم؟ کیست استغفار کند تا من او را بیامرزم!؟).

پذیرفتن ظاهر چنین روایتی بدین صورت، مستلزم اعتقاد به تشبیه و نیز قبول جابجایی خداوند از مکانی به مکان دیگر بود. اهل حدیث آشکارا این اعتقاد را مطرح کرده و به احادیث دیگری نیز در این باب استناد می کردند. «احمد بن حنبل» که حاصل جریان فکری اهل حدیث بود و خود اندکی آن را تعدیل کرد، معتقد بود: «للّه عزّ و جلّ عرش و للعرش حمله یحملونه و اللّه عزّ و جلّ علی عرشه لیس له حدّ و اللّه أعلم بحدّه. .. یتحرّک، یتکلّم، ینظر، یبصر، یضحک. .. و ینزل کلّ لیله الی سماء الدنیا و قلوب العباد بین إصبعین من أصابع الرّحمن. .. و خلق آدم بیده علی صورته»(۵)؛ (برای خداوند، عرش وجود دارد و کسانی آن عرش را بدوش می کشند. خداوند بر عرش خود نشسته است و [بزرگی و اندازه اش] حدّی ندارد. او به حدّ خود دانا است. .. خداوند حرکت می کند، سخن می گوید، نگاه می کند، می بیند، می خندد. .. قلوب بنده های خود میان دو انگشت از انگشتان خداوند است. .. و خداوند، آدم را با دست خود مانند صورتش خلق کرد). در باب نشیمنگاه خداوند نیز معتقد بود که به اندازه چهار انگشت جای خالی وجود دارد که محل نشستن رسول الله(صلّی اللّه علیه و آله) در کنار وی می باشد.(۶) این عقاید بر اساس روایات تحریف شده و یا جعلی بود که به دست «احمد بن حنبل» رسیده بود.

همان گونه که پیش از این بیان شد، تمسک آنها به «حدیث» بود، زمانی که شخصی به «احمد بن حنبل» گفت: «کسانی گفته اند، حدیث «رَأَیْتُ رَبِّی عَزَّ وَ جَلَّ شَابٌّ اَمْرَدٌ جَعْدٌ قُطَطٌ عَلَیْهِ حِلَّهٌ حَمّرَاءٌ» را گویا یک نفر فقط روایت کرده، وی خشمگین شده و طرق متعددی برای آن شمرد.(۷) این روایات در زمان «احمد بن حنبل» جعل نشده بود؛ بلکه بسیاری از آنها، پیش از این در دست مردم پراکنده بود. همین مسأله سبب سؤال مکرر شیعیان از ائمه درباره آن احادیث بود. درباره همین حدیث نزول خدا از امام کاظم(علیه السّلام) و نیز حضرت رضا(علیه السّلام) سؤال شده است: «عَنْ یعْقُوبَ بْنِ جَعْفَرٍ الْجَعْفَرِی عَنْ أَبِی إِبْرَاهِیمَ(علیه السّلام) قَالَ: ذُکرَ عِنْدَهُ قَوْمٌ یزْعُمُونَ أَنَّ اللَّهَ تَبَارَک وَ تَعَالَی ینْزِلُ إِلَی السَّمَاءِ الدُّنْیا فَقَالَ إِنَّ اللَّهَ لَاینْزِلُ وَ لَایحْتَاجُ إِلَی أَنْ ینْزِلَ إِنَّمَا مَنْظَرُهُ فِی الْقُرْبِ وَ الْبُعْدِ سَوَاءٌ لَمْ یبْعُدْ مِنْهُ قَرِیبٌ وَ لَمْ یقْرُبْ مِنْهُ بَعِیدٌ – وَ لَمْ یحْتَجْ إِلَی شَی ءٍ بَلْ یحْتَاجُ إِلَیهِ وَ هُوَ ذُو الطَّوْلِ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکیمُ أَمَّا قَوْلُ الْوَاصِفِینَ إِنَّهُ ینْزِلُ تَبَارَک وَ تَعَالَی فَإِنَّمَا یقُولُ ذَلِک مَنْ ینْسُبُهُ إِلَی نَقْصٍ أَوْ زِیادَهٍ وَ کلُّ مُتَحَرِّک مُحْتَاجٌ إِلَی مَنْ یحَرِّکهُ أَوْ یتَحَرَّک بِهِ فَمَنْ ظَنَّ بِاللَّهِ الظُّنُونَ هَلَک فَاحْذَرُوا فِی صِفَاتِهِ مِنْ أَنْ تَقِفُوا لَهُ عَلَی حَدٍّ تَحُدُّونَهُ بِنَقْصٍ أَوْ زِیادَهٍ أَوْ تَحْرِیک أَوْ تَحَرُّک أَوْ زَوَالٍ أَوِ اسْتِنْزَالٍ أَوْ نُهُوضٍ أَوْ قُعُودٍ فَإِنَّ اللَّهَ جَلَّ وَ عَزَّ عَنْ صِفَهِ الْوَاصِفِینَ وَ نَعْتِ النَّاعِتِینَ وَ تَوَهُّمِ الْمُتَوَهِّمِینَ وَ تَوَکلْ عَلَی الْعَزِیزِ الرَّحِیمِ الَّذِی یراک حِینَ تَقُومُ وَ تَقَلُّبَک فِی السَّاجِدِین»(۸)؛ (یعقوب بن جعفر الجعفری می گوید: نزد امام کاظم(علیه السّلام) از کسانی سخن به میان آمد که گمان می کردند، خداوند به آسمان دنیا فرود می آید. امام فرمود: خداوند فرود نمی آید، نیازی ندارد تا فرود آید. در نگاه او دوری و نزدیکی برابر است، نه نزدیکی به نزد او دور است و نه دوری به نزد او نزدیک. او نیاز به هیچ چیز ندارد، بلکه همه به او نیازمندند. او صاحب انعام و فضل است، جز او خدایی نیست، خدای قدرتمند و حکیم. اما درباره سخن آنان که خداوند را چنین توصیف کرده اند که: خداوند فرود می آید! این را کسی می گوید که خدا را به نقص و زیادت متّصف کرده است. هر متحرکی نیاز به مُحرّک دارد تا او را به حرکت در آورده و یا به کمک آن به حرکت درآید، پس کسی که به خدا [چنین] گمان هایی ببرد، هلاک می شود. در توصیف خدا، از صفاتی که خدا را به نقص و زیادت، تحریک و تحرّک، انتقال و فرود آمدن، برخاستن و نشستن محدود سازد، بپرهیزید. خداوند بالاتر و برتر از وصف این گونه وصف کنندگان و توهم این گمان کنندگان است. بر خداوند قدرتمند بخشنده که تو را هنگام ایستادن و در میان سجده کنندگان می بینند، توکّل کن). در این روایت، نزول خداوند به آسمان دنیا مورد انکار قرار گرفته و با تعبیرات دقیق، مذهب اهل بیت(علیهم السلام) در باب نفی تشبیه بیان شده است. این تعابیر از اهل بیت(علیهم السلام) فراوان نقل شده و اساس آنها نیز بر گرفته شده از خطبه های امیر مؤمنان(علیه السّلام) است که در نهج البلاغه منعکس شده است. در مذهب اهل بیت(علیهم السلام) نه مذهب نفی و نه تشبیه؛ بلکه اثبات بدون تشبیه مورد تأیید قرار گرفته است و این همان تعبیری است که از امام رضا(علیه السّلام) بدان تصریح شده است.(۹)

نکته قابل توجه درباره حدیث «نزول خداوند به آسمان دنیا» آن است که امام رضا(علیه السّلام)، اصل روایت را انکار نکرده؛ بلکه تحریفی را که در آن صورت گرفته بیان داشته است. این نکته مهمی است که تلاش عمدی را در تحریف احادیث از سوی جعّالان و کذّابان نشان می دهد. «عَنْ اِبْرَاهِیمِ بْنِ مَحْمُودٍ، قَالَ: قُلْتُ لِلرِّضَا(علیه السّلام) یا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ مَا تَقُولُ فِی الْحَدِیثِ الَّذِی یرْوِیهِ النَّاسُ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ (صلّی اللّه علیه و آله) أَنَّهُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ تَبَارَک وَ تَعَالَی ینْزِلُ کلَّ لَیلَهِ جُمُعَهٍ إِلَی السَّمَاءِ الدُّنْیا؟ فَقَالَ(علیه السّلام) لَعَنَ اللَّهُ الْمُحَرِّفِینَ الْکلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ وَ اللَّهُ مَا قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(صلّی اللّه علیه و آله) کذَلِک إِنَّمَا قَالَ(صلّی اللّه علیه و آله) إِنَّ اللَّهَ تَعَالَی ینْزِلُ مَلَکاً إِلَی السَّمَاءِ الدُّنْیا کلَّ لَیلَهٍ فِی الثُّلُثِ الْأَخِیرِ وَ لَیلَهَ الْجُمُعَهِ فِی أَوَّلِ اللَّیلِ فَیأْمُرُهُ فَینَادِی هَلْ مِنْ سَائِلٍ فَأُعْطِیهُ سُؤَالَهُ؟ هَلْ مِنْ تَائِبٍ فَأَتُوبَ عَلَیهِ مِنْ مُسْتَغْفِرٍ فَأَغْفِرَ لَهُ…. حَدَّثَنِی بِذَلِک أَبِی عَنْ جَدِّی عَنْ آبَائِهِ عَنْ رَسُولِ اللَّهِ(صلّی اللّه علیه و آله)»(۱۰)؛ (ابراهیم بن محمود گوید: به امام رضا(علیه السّلام) عرض کردم: ای فرزند رسول خدا! درباره حدیثی که مردم از رسول الله(صلّی اللّه علیه و آله) نقل می کنند که فرمود: خداوند تبارک و تعالی در هر شب جمعه به آسمان دنیا فرود می آید [نظرتان چیست؟] امام فرمود: خداوند کسانی را که سخن را از معنای اصلی آن منحرف کرده و تحریف می کنند، لعنت کند، به خدا سوگند رسول خدا(صلّی اللّه علیه و آله) چنین نگفت؛ بلکه فرمود: خداوند در ثلث آخر هر شب و در ابتدای هر شب جمعه، فرشته ای را به آسمان دنیا می فرستد و به او دستور می دهد، تا ندا دهد آیا نیازمندی هست تا نیاز او را بر آورده سازم؟ آیا توبه کننده ای هست تا توبه اش را بپذیرم؟ آیا استغفار کننده ای هست تا گناهش را ببخشم؟…). انتهای حدیث، بیانگر این حقیقت است که طریق اهل بیت(علیهم السلام) در نقل احادیث رسول خدا(صلّی اللّه علیه و آله) سالم ترین است و شیعه به همین دلیل به این طریق وفادار بوده و حق دارد تا به طرق دیگر اعتماد نکند جز آن که به این طریق تأیید شود.

ب: نمونه دیگری که اهل حدیث به ظاهر آن تمسّک می کردند، آیه «الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی»(۱۱) بود. آنان به دلیل بی توجّهی به سایر آیات و نیز عدم بکارگیری استدلال و تعقّل -که خود میراث ضدیّت آنان با معتزله در طول سال های متمادی بود- به نوعی ظاهربینیِ شدید گرفتار شده بودند و از آنجا که شماری حدیث در باب تشبیه در اختیار داشتند، طبیعی بود که این قبیل آیات را مطابق آن احادیث تعبیر کنند. اگر به ذیل آیه مذکور در تفسیر برهان نگاه کنیم، روایات فراوانی می بینیم که در تفسیر آیه وارد شده که بیشتر در پاسخ به پرسش اصحاب و یا اهل جدل می باشد.(۱۲) جهت گیری این احادیث، همان «اثبات بلا تشبیه» بوده و مفاهیم موجود در آیه، کنایه از علم و قدرت گرفته شده است.

درباره این آیه از امام کاظم(علیه السّلام) نیز پرسش شده و آن حضرت بدان پاسخ داده اند: «عَنِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ قَالَ: سُئِلَ اَبُو الْحَسَنُ مُوسَی(علیه السّلام) عَنْ مَعْنَی قُولِ اللّهِ تَعَالَی: اَلرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی(۱۳)فَقَالَ: اِسْتَوْلَی عَلَی مَا دَقَّ وَ جَلَّ».(۱۴) آیه مذکور کنایه از احاطه خداوند بر تمام امور کوچک و بزرگ است. آشکار است که این تعبیر در آیات محکمی آمده است که محدودیت خداوند را انکار می کند و اگر بنا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *