تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد نسبت عدالت اجتماعی با توسعه، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد نسبت عدالت اجتماعی با توسعه شامل 59 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد نسبت عدالت اجتماعی با توسعه در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل میزگرد نسبت عدالت اجتماعی با توسعه با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد نسبت عدالت اجتماعی با توسعه نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل میزگرد نسبت عدالت اجتماعی با توسعه هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل میزگرد نسبت عدالت اجتماعی با توسعه اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل میزگرد نسبت عدالت اجتماعی با توسعه :

چکیده:

موضوع محوری این میزگرد، مساله توسعه و نسبت آن با اسلام است. شرکت کنندگان در این میزگرد، نسبت عدالت اجتماعی با توسعه را از منظرهای گوناگون مورد بررسی قرار داده اند.

نبوی:

چند نکته انتقادی را ذکر می کنیم: ۱. رشد اقتصادی و توسعه غربی را نباید به نام علمی بودن همانند وحی منزل پذیرفت; بلکه باید آن را با وحی سنجید; ۲. اگر عقل بشر برای تدبیر دنیایی که مقدمه آخرت است کافی بود، فلسفه ارسال رسل منتفی بود، لذا نباید تدبیر دینی دنیا را انکار کرد; ۳. شرط عدم مخالفت تدابیر عقلانی برای سامان دنیا با احکام شرع کافی نیست; بلکه موافقت با آن لازم است تا با لزوم جهت گیری تدبیر دنیوی به سوی اهداف عالیه دین سازگار باشد; ۴. تغییر نظریات علمی به ما می آموزد هیچ نظریه علمی ای را قطعی نگیریم و مراقب باشیم تا اسلامی نبودن دانشگاه ها به حوزه رخنه نکند. امروز تعارض تکلیف و توسعه غربی را به نفع توسعه سیاسی غرب برطرف می کنند و برخی، از آن عدم تعارض اسلام و کفر را نتیجه می گیرند و اصل تسامح و تساهل را جاری می کنند.۵ . «رشد» یک واژه قرآنی است که مفردات راغب آن را به هدایت تعبیر کرده است. قرآن شرط دستیابی به رشد را ایمان به خدا قرار داده است(بقره:۱۸۶). البته توسعه مادی بدون ایمان به دست می آید، اما همان طور که قرآن متذکر شده است (اعراف: ۱۴۶) عاقبت خوش در پی نخواهد داشت; ۶. از نظر قرآن، برای رسیدن به توسعه، مشارکت مردم به عنوان یک وظیفه دینی واجب است; زیرا قرآن در بسیاری از احکام اجتماعی خطابهای جمع به کار گرفته و فلسفه ارسال رسل را برقراری قسط توسط مردم ذکر کرده است و این مشارکت مردمی با تبعیت از خدا و رسول و اولیای امور منافاتی ندارد; زیرا این تبعیت در جهت تمکین دین خدا در زمین است.

مهاجرانی:

سه نکته مهم را در زمینه توسعه ذکر می کنیم: نکته اول در مورد نگاهی است که اسلام به انسان دارد. نظر مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر آیه ۱۴ سوره مؤمنون در این مورد است که چرا خداوند پس از ذکر مراحل آفرینش انسان فرمود:

«فتبارک الله احسن الخالقین »؟

مگر آفریننده ای جز خدا وجود دارد؟ استنباط علامه طباطبایی این است که بله، انسان هم آفریننده است; یعنی انسان خلاقیت دارد. یکی از دستاوردهای خلاقیت انسان، توسعه است. مبانی آفرینندگی انسان دانش و دانایی است و مقصودم دانش و دانایی منفک از دین نیست.

وقتی حضرت علی علیه السلام می فرماید: «پیامبران آمدند که گنجینه خرد گمشده انسان را به او نشان بدهند.»

طبیعی است خرد متعارض با دین و ایمان موردنظر حضرت نیست و این جزء افتخارات ماست که در نخستین و معتبرترین کتاب فقهی ما، یعنی کافی (شیخ کلینی) بحث عقل و جهل را در مقطعی مطرح کرده (نیمه اول قرن چهاردهم میلادی) که مبحث عقل در دنیا مورد توجه جدی نبوده است. این دو بعد، یعنی دانش و دانایی، امروز هم به عنوان مبانی اصلی توسعه مورد توجه هستند. نکته دوم اینکه توسعه به مفهوم امروزین یک مقوله عصری است با مختصاتی که مطرح شده است و این گونه نیست که هیچ تعارضی در بین نظریه پردازان توسعه وجود نداشته باشد. وقتی که قرار است نسبت بین دین و توسعه را شناسایی کنیم، نمی توانیم توسعه را هم اندازه دین و اصول در دین بگیریم و بعد ببینیم آیا با هم همخوان هستند یا خیر. به هر حال اجمال نکته دوم این است که ما نبایستی برخی نظریات توسعه را اصیل بگیریم و بعد اگر در معارف دینی خودمان نکاتی را در ارتباط با توسعه پیدا نکردیم، گمان کنیم که در دین یک کاستی وجود دارد. نکته سوم اینکه مهمترین بحث در بحث توسعه سیاسی و نسبت آن با اندیشه دینی، حقوق ملت و بحث مشارکت سیاسی مردم است. سخن این است که در بحث توسعه نبایستی حتما جستجو کنیم دین چه مواردی را مشخص کرده است; بلکه اگر دین مواردی را توصیه نکرده، ولی مغایر با دین نیست آن موارد را می توانیم قبول کنیم. توجه به مساله بیعت و شورا و دوران حاکمیت پیامبر به ما کمک می کند که دقیقا این بعد (توسعه) را ببینیم. پیامبر اسلام موفق شد مردم شبه جزیره عربستان را با آن مختصاتش به جامعه تبدیل کند که ملت و دولت در آن شکل گرفت و بعدها هم تمدن ساز شد که این تمدن سازی اسلام، نشان دهنده یک دین پرظرفیت است برای تمدن سازی، زیرا معمولا تمدن موقعی در جامعه شکل می گیرد که مبانی توسعه در آن جامعه شکل گرفته باشد.

مصباحی:

از نظر اسلام خلقت براساس عدل است; همچنین جزا و پاداش در قیامت به عدالت است و نیز در مقام تشریح چنان که از استاد شهید مطهری نقل شده است، عدل بنابر نظر عدلیه (اعم از امامیه و معتزله) در سلسله علل احکام است; یعنی احکام شرع ما مبتنی بر عدل است. در مقام تزاحم بین ملاکها که در وقت اجرای احکام پیش می آید، آنجا باید خرد را به کار برد تا تشخیص دهد مقتضای عدل چیست.

اگر پرسیده شود آیا عدل در عرض سایر مسائل یا فوق آنهاست، با توجه به تاکید اسلام بر عدل (خدا می فرماید: ارسال رسولان به خاطر پیاده شدن قسط است یا می فرماید خدا به عدل و احسان امر می کند)، ما آن را فوق سایر مسائل می دانیم; یعنی میزان، عدالت است و بعضی اخبار ناسازگار با عدل را با توجه به این ملاک باید باطل بدانیم. همچنین در تعارض توسعه و عدالت، حق تقدم با عدالت است و اگر کسی بگوید غرب بعد از توسعه به عدالت رسیده است عرض می کنم نه پیشینه غرب عدالت است و نه امروز دغدغه عدالت دارد. اشاره کردند در توسعه سیاسی نباید جستجو کنیم چیزی حتما مطابق با شرع است یا نه; بلکه عدم مخالفت با شرع کافی است; در حالی که این طور نیست. ما باید فحص کامل کنیم; بعد از یاس از پیدا کردن منبع یا نص یا ظاهر از شرع، می توانیم به آنچه که مخالف با نظام شریعت نیست عمل کنیم. اما مساله بیعت می تواند دو جور طرح شود: ۱. بیعت منشا مشروعیت است; ۲. بیعت مکمل مقبولیت است و قسم اول با تعالیم دین ناسازگار است. پیامبر برای نبوتش از کسی رای نگرفت و نیز امیرالمؤمنین که منشا حکومتش نص است برای اینکه تایید و یاری شوند از مردم بیعت می گرفتند. شورا نیز در اسلام در حقیقت مشورت است، نه تصمیم گیری جمعی. خدا به پیامبرش فرماید: «فاذا عزمت فتوکل علی الله » یعنی عزم با حاکم است. از امیرالمؤمنین پرسیدند: «چرا با ما مشورت نمی کنی؟» پاسخ فرمود: «آنجا که نصی از خدا یا پیامبر دارم، با کسی مشورت نمی کنم. آنجایی که امر به خودم واگذار شده است مشورت می کنم و در تصمیم گیری هم آنچه را خودم به آن رسیدم جمع بندی می کنم ».

حجاریان:

ما به تقدم عدالت قائل ایم، بخصوص در مورد شیعه که اصلا «عدلیه » نام گرفته اند. گفته اند عدالت پروری و توحید دو مفهوم علوی است. در اهمیت عدالت در اسلام موارد ذیل را ذکر می کنم: ۱. خداوند در آیه «لقد ارسلنا رسلنا…» فلسفه ارسال رسولان را قیام مردم به قسط ذکر کرده اند که البته از این آیه بر می آید قسط اقامه کردنی است; یعنی این طور نیست که شما با در پیش گرفتن یک الگوی توسعه فکر کنید به عدالت می رسید. به نظر می آید ما برای اقامه قسط برنامه داشته باشیم. ۲. خداوند عدل را بر احسان مقدم داشته و فرموده:

«ان الله یامر بالعدل والاحسان ».

۳. در مقام تشریع، در روایات داریم: «العدل حیات الاحکام »; یعنی اگر نگاهمان در احکام به عدل نباشد، شاید احکام اماته باشد نه احکامی زنده و لذا عدل نوعی تقدم ذاتی بر بقیه احکام دارد. از این نمونه ها زیاد داریم که بخصوص در تشیع، در فقه ما به نوعی تقدم عدالت دلالت می کند. اما مشکلات از آنجا شروع می شود که می خواهیم این مفاهیم متعالی را به اصطلاح عملیاتی کنیم و به سیاستگزاری های جاری تبدیل کنیم. از باب نمونه ما می توانیم تحت عنوان عدالت، مفاهیم و موارد متعددی را بررسی کنیم. هایک می گوید: «عدالت یعنی تعادل در معاوضه و مبادله.» از نظر وی عدالت یعنی مبادله، یعنی تراضی طرفین; حال مبادله هر جوری بود اشکال ندارد و عادلانه است; اما عدالت در ذهن ما، بیشتر عدالت توزیعی است. خیال می کنیم که درآمد و ثروت را باید توزیع کرد. اصلا یا اینها مرزبندی دارد یا اینکه گفته می شود: «عدالت یعنی وضع شی ء فی موضعه »، این تعریف یونانی است که وارد معارف ما شده است که لازمه اش پذیرش نوعی سلسله مراتب اجتماعی است. حال اگر بچه کارگر کفاش درس خواند و ارتقاء اجتماعی پیدا کرد و به طبقه ای دیگر منتقل شد، عدالت به هم خورده است، یا اینکه گفته می شود: عدالت «اعطای کل ذی حق حقه » است. حالا اینکه صاحب حق کیست و چگونه کسی صاحب حق می شود، مسکوت است. ما به کدام یک از اینها عدالت می گوییم؟ باید روی تک تک اینها بحث کرد. مدرنیزاسیون یک الگوی توسعه پیشنهاد می کند. نومدرنیزاسیون یک الگوی توسعه مطرح می کند. وقتی ما داریم صحبت از توسعه می کنیم، باید الگوی آن را نیز مشخص کنیم و ابعادش را بگوییم و اگر بحث اسلامی می کنیم، پیش فرضهای کلامی مان را معلوم کنیم. مثلا مرحوم مطهری عدالت را در سلسله طولی احکام گرفتند; حال آیا پیش فرض کلامی مورد قبول همه فقهای ماست؟ پیش فرضهای کلامی فقهای ما با یکدیگر اختلاف دارد.

جنبش دانشجویی ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *