تعداد بازدید
4 بازدید
ریال109.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل نشانه های شکل گیری مدیریت جهادی در دفاع مقدس؛ مطالعه موردی عملیات ثامن الائمه، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل نشانه های شکل گیری مدیریت جهادی در دفاع مقدس؛ مطالعه موردی عملیات ثامن الائمه شامل 110 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل نشانه های شکل گیری مدیریت جهادی در دفاع مقدس؛ مطالعه موردی عملیات ثامن الائمه در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل نشانه های شکل گیری مدیریت جهادی در دفاع مقدس؛ مطالعه موردی عملیات ثامن الائمه با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل نشانه های شکل گیری مدیریت جهادی در دفاع مقدس؛ مطالعه موردی عملیات ثامن الائمه نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل نشانه های شکل گیری مدیریت جهادی در دفاع مقدس؛ مطالعه موردی عملیات ثامن الائمه هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل نشانه های شکل گیری مدیریت جهادی در دفاع مقدس؛ مطالعه موردی عملیات ثامن الائمه اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نشانه های شکل گیری مدیریت جهادی در دفاع مقدس؛ مطالعه موردی عملیات ثامن الائمه :

۱- مقدمه:

پس از حمله سراسری رژیم بعث عراق به ایران و سقوط برخی از شهرهای مرزی همچون خرمشهر، بستان، سوسنگرد و. ..، پس از ۴۵ روز از آغاز جنگ و تثبیت این رژیم در پنج استان کشور که استان خوزستان در رأس اهداف عراق قرار داشت، ایران با انجام عملیات های زمینی، هوایی و دریایی درصدد بیرون راندن این متجاوز از کشور بود.

حضور گسترده و همه جانبه مردم در صحنه های جنگ و پشتیبانی بیدریغ آن ها از نیروهای مسلح، باعث جلوگیری از پیشروی نیروهای دشمن به طور گسترده شد. در این راستا در مناطق جنوب و غرب، عملیات های متعدد و متنوع زمینی، هوایی و دریایی انجام شد (مرادپیری و شربتی، ۱۹۱: ۹۹).

نواقص و کاستیهای دفاعی ایران، هنگامی که بنیصدر عهده دار فرماندهی کل قوا بود، نقش زیادی در سهولت پیش روی نیروهای ارتش عراق در عمق سرزمین ایران و محاصره و اشغال شهرها داشت. آرایش دفاعی نیروهای ایران به شیوه سنتی (یعنی طبق آیین نامه ها و بدون در نظر گرفتن وضعیت جدید) و بدون بررسی دقیق و در نظر گرفتن احتمالات گوناگون انجام گرفت؛ بنابراین گسترش عملیاتی و تاکتیک نظامی ایران دچار نقص بود و درک روشنی از تلاش اصلی عراق وجود نداشت (رضایی، ۱۳۷۴/۴/۱۵).

عملیات هایی که به فرماندهی بنیصدر انجام گرفت و موفقیتی در پی نداشت؛ بلکه نتایج نامطلوبی در برداشت عبارت اند از (درودیان، ۱۳۹۲: ۳۵):

۱) عملیات پل نادری: ۲۳ مهر ۱۳۵۹، در غرب رودخانه کرخه

۲) عملیات جاده ماهشهر: ۳ آبان ۱۳۵۹، در شرق رودخانه کارون

۳) عملیات نصر: ۱۵ دی ۱۳۵۹، در جنوب غربی اهواز و سوسنگرد

۴) عملیات توکل: ۲۰ دی ۱۳۵۹، در شرق رودخانه کارون

شکست نیروهای ارتش در ماه های اول جنگ، عراقیها را مطمئن کرده بود که بیدردسر در خاک ایران میمانند. کردزمن، محقق آمریکایی مینویسد «اولین تأثیر این عملیات ها این بود که عراقیها باور کردند با کمی استقامت دفاعی میتوانند دستاوردهای خود را حفظ کنند» (درودیان، ۱۳۸۲: ۱۸۶).

چهار عملیات انجام شده در ماه های اول جنگ توفیق چندانی در مناطق اشغالی نداشت. این ناکامیها موجب کاهش روحیه نیروهای خودی و اتخاذ راهبرد تهاجمی از سوی دشمن شد. در طرح ریزی مانور چهار عملیات انجام شده، حتی اصول کلاسیک جنگ و روش های علمی عملیاتی رعایت نشد و بررسیهای دقیقی از وضعیت ارتش عراق و توانمندیهای خودی به طور کامل و در حد لازم صورت نگرفت و عملیات های مذکور با عدم موفقیت همراه شدند. البته در همین مقطع رزمندگان پرتوان اسلام به منظور تثبیت و جلوگیری از پیشروی نیروهای دشمن از شمال غرب تا جنوب و در مقاطع زمانی مختلف، عملیات های متعددی انجام دادند که منجر به تلفات قابل توجهی بر نیروهای دشمن و آزادسازی بخش هایی از میهن اسلامی گردید. از جمله مهم ترین این عملیات ها میتوان به سید صادق در ۵۹/۹/۲۸، تنگه حاجیان ۵۹ /۱۰ /۱۴، میمک ۵۹ /۱۰ /۱۹ و بازی دراز در ۶۰/۲/۲ اشاره نمود (مرادپیری و شربتی، ۱۳۹۱: ۱۰۱-۱۰۲).

بلافاصله پس از برکناری بنیصدر از فرماندهی کل نیروهای مسلح در ۱۳۶۰/۳/۲۱، امیر سرلشکر شهید ولیالله فلاحی جانشین رئیس ستاد مشترک ارتش از سوی امام خمینی (ره) اجازه یافت تا تعیین تکلیف جانشین فرماندهی نیروهای مسلح، با استفاده از اختیارات مقام رهبری، مأموریت ها و وظایف محوله در ستاد مشترک ارتش را انجام دهد (صحیفه امام، ۱۳۷۴: ۴۲۱).

با فرار بنیصدر از کشور و همکاری برخی از افراد نیروی هوایی، تغییراتی در سطوح عالی ارتش در دستور کار قرار گرفت. بر این اساس کلی فرماندهان پایگاه ها و تعدادی از مسئولان ستاد نیروی هوایی در ۱۳۶۰/۵/۱۶ تعویض گردیدند (نمکی، ۱۳۸۷: ۱۷۲). همچنین سرهنگ (امیر سپهبد شهید) علی صیاد شیرازی که توسط بنیصدر کنار گذاشته شده بود، در ۱۳۶۰/۵/۱۲ به سمت فرماندهی قرارگاه غرب نیروی زمینی ارتش برگزیده شد. در حقیقت نیروی زمینی ارتش با انجام چهار عملیات ناکام در چهار ماهه اول جنگ به این نتیجه رسید که با کمک سپاه و حضور نیروهای داوطلب مردمی و بسیجی میتواند عملیات های موفقی را اجرا کند. پس از برطرف شدن مهم ترین مانع همکاری بین ارتش و سپاه، همدلی بیشتری برای استفاده از ظرفیت های یکدیگر برای مقابله با ارتش عراق پیدا شد و زمینه برای همکاری و هماهنگی بیشتر ارتش و سپاه فراهم گردید. جلسات مشترکی بین سپاه و ارتش برای شکست حصر آبادان برگزار شد که در نهایت منجر به طرح ریزی و اجرای عملیات مشترک و موفق از جمله عملیات ثامن الائمه (ع) گردید (مرادپیری و شربتی، ۱۳۹۱: ۱۰۷).

۲- بیان مسئله و پرسش اصلی تحقیق:

در یک سال اول جنگ، مردم و نیروهای رزمنده و امکانات و تجهیزات، همان مردم و رزمندگان و همان تجهیزات و امکانات بود. کشور در آن سال به سرمایه و نیروهای شگفتی دست نیافته بود؛ از خارج از کشور هم واردات انسانی و غیر انسانی مهمی نداشتیم و حتی برعکس، برخی نخبگان و سرمایه داران از کشور خارج شدند؛ حال مسئله این است که چه عاملی باعث شد بعد از سال اول جنگ، دفاع مقدس طوری دیگر رقم بخورد. برای پاسخ به این سؤال، نیاز به پژوهش رخدادهایی است که پیش از آغاز عملیات ثامن الائمه (ع) به وقوع پیوست.

ازاین رو بایسته است تا این موضوع، با گستردگی مورد مطالعه و پژوهش قرار گیرد تا ضمن توجه به موفقیت های حاصل از این عملیات، ریشه ها و علل آن نمایان شود. از سوی دیگر، لزوم بررسی ابعاد سرمایه اجتماعی و معنوی دفاع مقدس، میتواند در ایجاد قدرت و کسب عزت و استقلال کشور در برابر زیاده خواهیهای نظام استکبار نقش بسزایی ایفا نماید.

۲-۱- سؤال اصلی:

مهم ترین عامل اصلی موفقیت عملیات ثامن الائمه (ع) که باعث تقویت نیروهای داخلی و شکست عراق در میدان جنگ شد، چه بود و دارای چه مختصات و مشخصاتی است؟

۳- تغیر نسل مدیریتی:

به اعتقاد اکثر صاحب نظران و کارشناسان، تغییر رویکرد مدیریت جنگ باعث پیشروی نیروها و بازپس گیری مناطق اشغالی شد. از اواخر بهار ۱۳۶۰ با انجام عملیات «فرماندهی کل قوا خمینی روح خدا» تغییر رویکرد مدیریت در جبهه ها ملموس شد و فرماندهی جنگ در سال دوم نسبت به سال اول با یک تغییر ۱۸۰ درجه انجام گرفت که یکی از تغییرات مهم در فرماندهی جنگ، اعتماد به جوانان از جمله شهیدان باقری، بقایی، خرازی و. .. بود. تغییر نسل مدیریتی در جنگ، باعث تغییر در نحوه جنگیدن شد که با استفاده از راه های پیش بینینشده و در برخی از مواقع با استفاده از اصل غافلگیری دشمن در زمان و مکان؛ حتی نحوه ی جنگیدن را تغییر داد.

عملیات ثامن الائمه (ع) که منجر به شکست حصر آبادان پس از حدود یک سال از آغاز جنگ شد (۳۴۹ روز)، اولین عملیات در طول هشت سال دفاع مقدس بود که با استفاده از ابزار پیش بینینشده، باعث شکست دشمن گردید؛ که این ابزار در مدیریت داخلی، باعث تقویت اراده ها و در مدیریت خارجی، باعث شکست ارتش عراق گردید.

۴- تغییر رویکردی و راهبردی مدیریت جنگ:

ستاد عملیات جنوب را جوانانی چون شهید حسن باقری و داوود کریمی در پایگاه گلف اهواز پایه گذاری کردند و بعدها رحیم صفوی فرمانده آن ستاد شد. حسن باقری هم از روز اول جنگ اطلاعات عملیات را در آن ستاد پایه گذاری کرد. سردار رحیم صفوی درباره آن ستاد می – گوید: «با انتخاب افراد لایق، توانمند، مؤمن، شجاع و تحصیل کرده، کارها سامان یافت. غلامعلی رشید جانشین ستاد، حسن باقری مسئول اطلاعات عملیات و محمد حجازی مسئول اعزام نیرو شد» (نجف پور، ۱۳۸۸: ۲۶۰).

ستاد عملیات جنوب سپاه بسیار فعال تر از گذشته، امور جنگ را پیگیری کرد. فرماندهان سپاه در خوزستان و در جلسات هفتگی ستاد عملیاتی جنوب شرکت میکردند، گزارش میدادند و تصمیم گیری میکردند. سردار غلامعلی رشید از فرماندهان ستاد عملیاتی جنوب میگوید: «این ها میآمدند گزارش جبهه هایشان را میدادند. در این جلسات از آخرین حوادث مطلع میشدیم و مشکلات و وضعیت خودی و دشمن را متوجه میشدیم. در محورها هم هر کس که در هر محور مسئول بود، پیشنهادهایی میداد و ما بررسی میکردیم و اگر قانع میشدیم به کمک آن ها میرفتیم» (درودیان، ۱۳۸۲: ۱۳۸).

سردار فتح الله جعفری، درباره تغییر راهبرد جنگ مینویسد: «در آن مقطع، شرایط انقلابی حاکم بر کشور و تمایلات لیبرال ها در عرصه سیاسی و نظامی به نحوی بود که قصد داشتند با تسلط بر ساختار سیاسی و نظامی کشور حاکمیت خود را تثبیت کنند، اما دیدگاه های آن ها با شرایط حاکم بر ایران مطابقت نداشت و این موضوع سبب ایجاد بن بست نظامی در جبهه ها و بیثباتی سیاسی در داخل کشور شده بود. شکست استراتژی نظامی عامل بن بست نظامی بود و بن بست نظامی میتوانست برای منافع ملی کشور عواقب خطرناکی داشته باشد. بنیصدر به امام نامه نوشت که با توجه به هیئت های صلحی که به تهران آمده اند، اگر ما این صلح را بپذیریم بهترین موقعیت خواهد بود. امام در پاسخ به بنیصدر در دیداری با مردم فرمودند یأس و ناامیدی از جنود ابلیس است. این حرکت ارزشمند امام توانست روحیه از دست رفته مردم را بازیابی کند».

استقرار طولانی نیروها در خطوط مقابل دشمن، شناساییهای مکرر و فعالیت های ستاد عملیاتی جنوب، نیروهای سپاه را منسجم کرد و دیدگاه های جدیدی را پدید آورد. سپاه ایده ها و پیشنهادهایش را ارائه داد و عملکرد مشاورین بنیصدر را نقد کرد. همچنین با توجه به امکانات و مقدوراتش، عملیات هایی محدود را طراحی کرد و انجام داد. به اعتقاد حسن باقری برای ورود به مرحله ی جدید از جنگ، باید به خود جرئت داد و قبول کرد که این نوع جنگیدن به درد نمیخورد و لازم است استراتژی جنگ عوض شود.

فرمانده عملیات جنوب، غلامعلی رشید هم درباره آن دوران گفته است: «امام میفرمودند اصل جنگیدن است و این سیاست اصلی و محوری ما بود. برای ما شرایط ماه پنجم جنگ بن بست بود. دلیل این ناکامی و شکست در عملیات های چهار ماه گذشته بود که در هیچ کدام توفیقی به دست نیاورده بودیم؛ بنابراین سؤال «چه باید کرد؟» پیش روی ما بود و درک میکردیم و میفهمیدیم که شیوه جنگ باید تغییر کند. این حرف از سوی انسان هایی زده میشد که روح بزرگی داشتند، مثل برادر حسن باقری. ما نیازمند دکترین و راهبرد جدیدی بودیم و اصول الهام گرفته از امام برای جنگیدن و تجدید نظر در روش های جنگ (تاکتیک و استراتژی) روح کلی دکترین و راهبرد ما را تشکیل میداد و این آغاز تحول و شکل گیری روند جدیدی بود که موج های تحول آن تا فتح خرمشهر پیشرفت» (شیرعلی نیا و زاهدی، ۱۳۸۸: ۴۴-۴۵).

به عنوان مثال سپاه برای اجرای عملیات های بزرگ و گوناگون، راهبردها و تاکتیک های زیر را در دستور کار قرار میداد: (شیرعلی نیا و زاهدی، ۱۳۸۸: ۴۷)

۱) ایجاد شبکه اطلاعات عملیات در تمامی جبهه ها و هدایت و کنترل این اطلاعات از گلف برای شناسایی دقیق دشمن، زمین، جو، راهکارها و در محورهای نفوذی، محل تجمع، قرارگاه ها و سیستم هدایت و کنترل هوشمند.

۲) عملیات خط شکنی، اتخاذ تاکتیکی جدید متکی بر نیروهای پیاده سپاه، به خصوص نیروهای بسیج و نیروی انقلابی ارتش با رخنه در مواضع و خطوط مقدم دشمن در شب برخلاف روش قبلی که تکیه بر زرهی بود.

۳) همکاری و هماهنگی با کلیه واحدهای فعال در جنگ اعم از ارتش، نیروهای شهید چمران و جهاد سازندگی.

۴) استفاده از سلاح های سبک و نیمه سنگین که مهمات آن ها در اختیار باشد یا امکان ساخت آن وجود داشته باشد.

۵) تکیه بر ایمان، عشق به شهادت و گسترش فرهنگی انقلاب و امام در صحنه های جنگ.

۶) هجوم غافلگیرانه بدون آتش تهی اولیه و تأکید بر اصل غافلگیری به عنوان یک اصل محوری در نظریه جنگ انقلابی سپاه.

۷) بهره گیری از تاریکی شب (تک شبانه) که نقطه ضعف دشمن و تمام ارتش های کلاسیک بود.

۸) فرماندهی و کنترل دقیق و لحظه به لحظه و همراه با رزمندگان

۹) شناسایی دقیق از دشمن، زمین و جو

۱۰) گسترش سازمان رزم با نیروهای انقلابی و داوطلب و تربیت کادر فرماندهی

۱۱) جذب نیرو، آموزش و سامان دهی در محورهای عملیاتی

سپاه و ارتش منسجم تر شدند. نیروهای مردمی هم فشارشان را برای آغاز عملیات بیشتر کردند. فرماندهان بارها خواستار عملیات در محور دارخوین بودند و بسیجیها مرتب درباره آن میپرسیدند. حسن باقری را فرستادند تا حرف های بسیجیها را بشنوند و درباره عملیات برایشان توضیح دهد؛ شهید حسن باقری با شنیدن صحبت آنان، آن قدر دقیق درباره عملیات بعدی صحبت کرد که هیچ کس حرفی برای گفتن نداشت. او برای بسیجیها توضیح داد که ما تاکنون چند عملیات ناموفق داشته ایم و دشمنان یاغی شده است. عملیات بعدی باید آن قدر پرقدرت باشد که دشمن نتواند کاری بکند و ما برای عملیات بعدی روحیه بگیریم . ایشان طوری دقیق صحبت کرد که حرفی برای گفتن نماند (بنی لوحی و مرادپیری، ۱۳۸۷: ۱۳۰).

۵- اولین تجربه موفق ناشی از تغیر رویکرد و راهبرد مدیریت جنگ:

کانون مرکزی و نقطه ثقل تحول در جنگ را بدون شک باید حضوری جدی و همه جانبه سپاه و بسیج در جنگ دانست، مسلماً این حضور صرفاً به معنای حضور فیزیکی نیروهای سپاه و بسیج در جنگ نیست، زیرا که پیش از این و در مرحله مقاومت و دفاع در برابر متجاوز، نیروهای انقلابی و مردمی در صحنه حضور داشتند و نقش تعیین کننده ای ایفا کرده بودند. در مرحله جدید بر پایه درکی روشن از ناکامیهای بنیصدر و ارتش در آزادسازی مناطق اشغالی، ضرورت شکستن بن بست نظامی حاکم بر جنگ و حمله به دشمن که با تغییر راهبرد جنگ قابل تحقق بود، با حضور سپاه تأمین و آغاز شد (رشید، ۱۳۷۵).

تأکید به ضرورت تغییر راهبرد جنگ به موازات ایجاد تردید درباره فرماندهی بنیصدر در سطوح بالای کشور و شورای عالی دفاع، بخشی از موانع موجود برای ایفای نقش سپاه در جنگ را برطرف ساخت. سرلشکر محسن رضایی در این زمینه میگوید: «راهبرد نظامی به طور کلی در ایران از هم پاشید. در اینجا راهبرد جدید نیروهای حزب الله آغاز شد. نیروهای حزب اللهی آمده اند و جنگ انقلابی را تدوین کردند و براساس آن یک سری عملیات های محدود انجام شد» (درودیان، ۱۳۹۲: ۴۵).

روند جنگ تغییر کرد. فرماندهان سپاه در پی اجرای عملیات در جبهه دارخوین بودند؛ اما به قول شهید حسن باقری عملیات بعدی باید آن قدر پرقدرت باشد که دشمن حرفی برای گفتن نداشته باشد و نیروهای خودی نیز برای عملیات بعدی روحیه بگیرند (بنی لوحی و مرادپیری، ۱۳۸۷: ۱۳۰).

مدافعان دارخوین سختیهای بسیاری برای آماده کردن مقدمات عملیات کشیدند.

آموزش های سنگین و فشرده ای اجرا کردند و آمادگی جسمانی نیروها را آن قدر بالا بردند که هر نیرو میتوانست ده کیلومتر بدود؛ تیراندازی با سلاح های مختلف و فراگیری تکنیک های نبرد و عملیات پیاده را هم به آن ها آموزش دادند؛ مخابرات، ادوات، دیدبانی و تخریب را هم آموزش دادند. مهم ترین دغدغه مسئولان سپاه، نداشتن مهمات کافی برای اجرای عملیات بود که آیت الله خامنه ای با نفوذی که در ارتش داشتند آرپیجی، خمپاره و دیگر سلاح ها و تجهیزات را تهیه کردند (بنی لوحی و مرادپیری، ۱۳۸۷: ۱۳۸).

عملیات فرماندهی کل قوا، عملیات موفق کوچکی با نتایجی بزرگ بود که مهم ترین آن دمیدن روحیه امید و پیروزی در مدافعان شد و عراقیها که از عملیات فرماندهی کل قوا در دارخوین ترسیده بودند، باقیمانده پل خرمشهر را منهدم کردند و کاملاً به لاک دفاعی فرو رفتند (جاودانی و سروری، ۱۳۹۱: ۱۱۸). عملیات سه محور داشت، منصور موحدی از محور جاده اهواز آبادان عمل میکرد، محمود پهلوان نژاد از داخل کانال و رضا رضایی از حاشیه کارون به نیروهای دشمن حمله کردند. در محور دارخوین رحیم صفوی و حسن باقری عملیات را فرماندهی میکردند، غلامعلی رشید هم به آنان پیوست (شیرعلی نیا و زاهدی، ۱۳۸۸: ۴۱).

بعدها در سنگر عراقیها اسناد تحلیل عملیات پیدا شد که نوشته بودند: (کاظمی، ۱۳۹۱: ۵۸)

اهداف مورد نظر ما تاکنون به دلیل خسارت های واردشده بر واحدهای گردان سوم تیپ ۸ و گروهان دوم گردان تانک و آتش بار خالد و همچنین اشغال مواضع جلویی ما در دارخوین از سوی دشمن تحقق نیافته است. اهداف مورد نظر دشمن (ایران) محقق شد. به سبب دستیابی آنان به خطوط اول واحدهای ما در دارخوین و واردآمدن خسارت های سنگین بر آن ها و اینکه علیرغم خسارت های وارده، نیروهای دشمن (ایران) به مواضع قدیمی خود عقب نشینی نکرد.

عملیات «فرماندهی کل قوا خمینی روح خدا» عملیات موفق کوچکی بود که سرآغاز نبردهای بزرگ و پیروز رزمندگان گردید (درودیان، ۱۳۹۲: ۱۲۰). این عملیات، آغازی بر عملیات پیروزمند ثامن الائمه بود که معادلات منطقه را در شمال آبادان به نفع نیروهای ایرانی تغییر داد.

اگرچه این عملیات کوچک را نمیتوان در کنار عملیات ثامن الائمه قرارداد، ولی دستاوردها و تجربیات عملیات فرماندهی کل قوا در اولین عملیات مشترک و گسترده سپاه و ارتش تحت عنوان عملیات ثامن الائمه مورد استفاده قرار گرفت.

۶- نشانه های مدیریت جهادی در عملیات ثامن الائمه:

مدیریت جهادی؛ عمل، فراگرد، پیامد یا حالتی است که برای تعالی انسان ها پدید میآید و این به معنی رشد، متحول کردن، استفاده از فرصت ها، برتریبخشیدن یا بالابردن امور انسانی است.

مدیر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *