تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه سازی در علوم اجتماعی با تأکید بر نقش پیش فرض و پارادایم یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه سازی در علوم اجتماعی با تأکید بر نقش پیش فرض و پارادایم شامل 73 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل نظریه سازی در علوم اجتماعی با تأکید بر نقش پیش فرض و پارادایم را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل نظریه سازی در علوم اجتماعی با تأکید بر نقش پیش فرض و پارادایم با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل نظریه سازی در علوم اجتماعی با تأکید بر نقش پیش فرض و پارادایم بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل نظریه سازی در علوم اجتماعی با تأکید بر نقش پیش فرض و پارادایم با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نظریه سازی در علوم اجتماعی با تأکید بر نقش پیش فرض و پارادایم وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل نظریه سازی در علوم اجتماعی با تأکید بر نقش پیش فرض و پارادایم با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل نظریه سازی در علوم اجتماعی با تأکید بر نقش پیش فرض و پارادایم مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نظریه سازی در علوم اجتماعی با تأکید بر نقش پیش فرض و پارادایم :

مقدّمه

هدف این نوشتار گفت وگو درباره نظریه سازی

(۱)

است. در پردازش نظریه، عوامل گوناگونی دخالت دارند. در این مقال، تنها به نقش پیش فرض ها و پارادایم ها اشاره خواهد شد. برای روشن شدن جایگاه و دورنمای بحث، ضروری است نخست پرسش هایی را که در این زمینه مطرحند، بیان شوند

.

سپس به بحث درباره پرسش هایی که به فهم هدف موردنظر مدد می رسانند، پرداخته شود. مهم ترین این پرسش ها عبارتند از

:

نظریه چیست؟

چرا از نظریه تعاریف گوناگونی ارائه شده است؟ این پرسش از آن رو مطرح است که برخی از بحران سخن می گویند. برنارد کوئن در این باره معتقد است: «هنوز بر سر این که نظریه چیست، توافقی صورت نگرفته است

(۲)

آیا تنوّع تعاریف ناشی از مجموعه های متفاوتی از پیش فرض ها و یا پارادایم ها نیست؟

نقش پیش فرض ها و پارادایم های جامعه شناختی در نظریه سازی چیست؟

آیا فهم ما از نظریه هایی که بعضا متعارض نیز هستند، بر شناخت پیش فرض های آن نظریات استوار است؟

نظریه سازی چیست؟ آیا نظریه امری فنی است؟ به تعبیر دیگر، آیا ساختنی است؟ اگر چنین است، تحت چه شرایطی، نظریه شکل می گیرد و چه کسانی در آفرینش آن نقش دارند؟

آیا نظریه سازی فرایندی بی طرفانه و عینی است؟ یا عینی نبوده و پیش فرض های محققان در آن نقش مهمی دارد؟

آیا نظریه سازی ناشی از نبوغ نوابغ است و باید آن را مخلوق لحظات خاص و استثنایی دانست؟

آیا نظریه ها در بحران آفریده می شوند و واقعیت های اجتماعی نقش اساسی در آن دارند؟

(۳)

این نوشتار بر این انگاره استوار است که «نظریه سازی فرایندی است که عوامل متعددی در آن دخیل هستند.» در این نوشتار، تنها نقش پیش فرض ها و پارادایم ها مورد بررسی قرار می گیرند. علاوه بر پیش فرض ها و پارادایم ها، می توان به عوامل دیگری همچون شخصیت و واقعیت اجتماعی، که در تکوین نظریه مؤثرند، اشاره کرد. گفت وگو درباره این مسأله که کدام یک از سه مؤلّفه یاد شده نقش اساسی تری در تکوین نظریه ایفا می کنند و آیا تلفیقی از دو یا سه مؤلّفه مزبور ضروری است، امری است که به نظر می رسد بستگی به چارچوب پارادایمی و پیش فرض های محقق دارد. از این رو، در خلال گفت وگوی این نوشتار، به طور ضمنی مورد بحث قرار می گیرد

.

نظریه و نظریه سازی

یاداوری تعاریف گوناگون از «نظریه» در این مقال نمی گنجد. علاوه بر این، اشاره شد که توافقی میان جامعه شناسان در این باره وجود ندارد

.(۴)

برای درک این موضوع، فقط به ذکر یک تعریف اکتفا می شود. کرلینجر در این باره می گوید: «یک نظریه مجموعه ای از سازه ها (مفاهیم)، تعاریف و گزاره های به هم مرتبط است که از طریق مشخص ساختن روابط بین متغیرها، با هدف تبیین و پیش بینی پدیده ها، دید نظام یافته ای از پدیده ها ارائه می کند

(۵)

بر اساس تعریف کرلینجر، در نظریه عناصر گوناگونی همچون مفاهیم، متغیرها، واقعیت های عینی و سنجش روابط میان آن ها دخالت دارند و هدف نظریه، تبیین و پیش بینی است

.

در علوم اجتماعی، نظریه نقش اساسی در هدایت پژوهش ایفا می کند. می توان گفت: یک عامل اساسی فقدان توافق در تعریف نظریه و سایر مفاهیم جامعه شناسی ناشی از پارادایم های گوناگونی است که بر جامعه شناسی سایه افکنده اند؛ یعنی هر پارادایم تعریف خاصی از نظریه و سایر مفاهیم دارد و طبعا پارادایم های بدیل به دلیل پیش فرض های متفاوت تلقّی دیگری دارند؛ مثلاً، تجربه گرایان تعریف ویژه ای از «نظریه» دارند. آنان «نظریه را کوشش عملی در راه جمع آوری شواهد و یافته های تجربی و برقراری همبستگی میان یافته ها و تبیین آن ها از راه استواری می دانند

(۶)

این در حالی است که عقل گرایان یا کسانی که به لحاظ روش شناسی پیش فرض های متمایزی دارند، این تعریف را نمی پذیرند

(۷)

و تلقّی متفاوتی دارند

.

البته اختلاف نظر در تعریف نظریه و یا انواع آن ها را می توان از منظرهای دیگری نیز مورد مداقّه قرار داد و تأکید بر نقش پیش فرض و پارادایم صرفا از آن روست که موضوع نوشتار حاضر است. از این رو، تمایز، توسعه و تحوّل نظریات و مفاهیم جامعه شناسی را می توان بر اساس عوامل متنوّع دیگر نیز مورد بررسی قرار داد

.(۸)

پیش فرض ها

با تأمّل درباره نظریه های جامعه شناسی، درمی یابیم که هریک از نظریه ها در درون یکی از پارادایم های اصلی قرار می گیرند. چارچوب هر پارادایم بر مجموعه متفاوتی از پیش فرض های فرانظری درباره ماهیت علوم اجتماعی و جامعه مبتنی است. هر پارادایم ماهیت ویژه ای دارد و تحلیلی خاص در مورد زندگی اجتماعی ارائه می کند. درک درست نظریه ها متوقف بر آگاهی از پیش فرض هایی است که آن ها را احاطه کرده اند؛ پیش فرض هایی که خود ریشه در فلسفه اجتماعی دارد. در این رهگذر، با مسائلی از هستی شناسی، معرفت شناسی، شناخت شناسی و موارد دیگر مواجهیم که کم تر در حوزه نظریه های جامعه شناختی خودنمایی می کنند

.

علوم اجتماعی و از جمله جامعه شناسی، بر مبنای چهار مجموعه از پیش فرض ها، که مربوط به هستی شناسی، معرفت شناسی، ماهیت انسان و روش شناسی است، استوار می باشد

:

۱.

هستی شناسی

نظریه پردازان اجتماعی همواره با پیش فرض هایی درباره ماهیت جهان و شیوه تحقیق در آن ها وارد گفت وگو می شوند. کنکاش درباره ماهیت جهان اجتماعی، نگاهی هستی شناختی دارد و ناظر به بررسی چیستی و ماهیت پدیده مورد مطالعه است. آیا واقعیت دارای ماهیتی عینی است و در نتیجه، خارج از فرد می باشد؟ یا آن که محصول شناخت فرد و حاصل ذهن اوست؟ مثلاً، فلاسفه اسلامی بر این باورند که جهانی خارج از ذهن انسانی وجود دارد و انسان قادر به شناخت و شناساندن آن به دیگری است

.(۹)

انسان از طریق عقل، که کارکردهای گوناگونی دارد، برای فهم جهان خارجی و واقعیات آن مفهوم سازی می کند

.(۱۰)

از این رو، اندیشمندان اسلامی در فلسفه اسلامی بر خلاف نام گرایان معتقد به وجود واقعی مفاهیم هستند. مبدأ جهان مادی، ملکوت و آخرت خداوند متعال است که خالق انسان نیز هست. جهان هستی غایتمند است و نگرش انسان مسلمان به واقعیت های جهان هستی با توجه به غایت تحلیل می شود. اما در علوم تجربی، که ناشی از تحولات پس از عصر نوزایی می باشد، علت فاعلی اصالت دارد

(۱۱)

و پذیرفته نیست که گفته شود جهان، اجتماع و انسان بی هدف بوده و در نتیجه، ذاتا بی شکل و بی معنا می باشند

.(۱۲)

در جامعه شناسی معاصر، می توان به دو رویکرد، که مبنای هستی شناختی دارند اشاره کرد

:

الف. نام انگاری (دیدگاه اصالت تسمیه): نام انگاران وجود یک ساختار واقعی را برای جهان، که مفاهیم برای توصیف آن به کار می روند، قبول ندارند

.

آنان معتقدند: جهان واقعی خارج از شناخت انسان چیزی بیش از نام ها، مفاهیم و عناوین به منظور ساختار دادن به واقعیت نیستند

.(۱۳)

ب. واقع گرایی: واقع گرایان معتقدند: جهان خارج از شناخت انسان امری واقعی است و جهان اجتماعی برای واقعگرا فارغ از آن که بدان شناخت پیدا کند یا نکند، وجود دارد. انسان خالق واقعیت جهان خارجی نیست

.(۱۴)

۲.

معرفت شناسی

پیش فرض هایی که رویکردی معرفت شناختی دارند به این نکته اشاره دارند که چگونه می توان به درک جهان پرداخت و نتیجه آن را به صورت دانش به همنوعان منتقل کرد. مسأله «صدق» و «کذب»، که به اعتبار و روایی گزاره ها مرتبط است، نیز موضعی معرفت شناختی است. بر اساس معرفت شناسی اسلامی، شناخت و چگونگی درک جهان از راه های گوناگونی همچون حس، عقل، شهود، مرجعیت و وحی به دست می آید که در این میان، «عقل

»

مهم ترین نقش را ایفا می کند. معیار صدق گزاره ها، مطابقت آن ها با واقع است

.(۱۵)

در جامعه شناسی معاصر، دست کم می توان به دو نگرش اثبات گرایی و غیر آن اشاره کرد

:(۱۶)

الف. اثبات گرایی: اثبات گرایان ماهیت دانش را خشک، واقعی و قابل انتقال در شکل ملموس آن می دانند. در این نگرش، محقق با کاوش در اصول و روابط علمی، اجزای تشکیل دهنده رویدادهای جهان اجتماعی مسائل را تبیین و پیش بینی می کند. رویکرد استقرایی و ابطال گرایی در این چارچوب، واقع می باشد. نقطه مشترک این دو آن است که آنان رشد دانش و معرفت را فرایندی رو به افزایش می دانند که طی آن بینش های جدید اضافه شده و فرضیه های ابطال گردیده به کناری نهاده می شوند

.(۱۷)

دورکیم را می توان از جمله اثبات گرایان دانست. وی در کتاب قواعد روش جامعه شناسی

(۱۸)

به دنبال اثبات این قضیه است که «ایجاد یک علم عینی مانند الگوی علوم دیگر درباره پدیده های اجتماعی امکان پذیر است

(۱۹)

ب. رویکرد غیر اثبات گرایی: به عقیده غیر اثبات گرایان، جهان اجتماعی ماهیتی نسبی دارد و فقط می توان از نقطه نظر افرادی که مستقیما در فعالیت های مورد مطالعه درگیر هستند، به شناخت آن مبادرت ورزید. آن ها مشاهده گر بودن را، که اثبات گرایان آن را امری مؤثر در شناخت انسانی می دانند، رد می کنند. بر پایه این نگرش، علوم اجتماعی را باید به صورت یک داد و ستد ذهنی دید تا عینی. در نتیجه، دانش دارای ماهیتی ذهنی و معنوی است و اساسا شخصی بوده و بر تجربه و بینش هایی که دارای ماهیت منحصر به فرد است، مبتنی می باشد

.(۲۰)

۳.

ماهیت انسان

برخی پیش فرض ها به ماهیت انسانی برمی گردند. در این زمینه، می توان به دو نگرش جبرگرایی

(۲۱)

و یا اختیارگرایی

(۲۲)

اشاره کرد. در جبرگرایی، انسان و فعالیت هایش کاملاً از سوی موقعیت و محیطی که انسانی در آن قرار دارد، تعیین می گردد

.(۲۳)

از سوی دیگر، در اختیارگرایی انسان موجودی کاملاً مستقل و مختار است. از منظر جامعه شناختی، چون نظریه های علوم اجتماعی با شناخت فعالیت انسانی مرتبط هستند، لذا این نظریه ها به طور صریح یا ضمنی به یکی از دو دیدگاه فوق باز می گردند و یا تلفیقی از آن دو را برگزیده، حد وسط را انتخاب می کنند

.

در انسان شناسی اسلامی، انسان موجودی مختار و مرکّب از جسم و روح است. انسان مخلوق خداوند غنی می باشد و از طریق وحی راه کمال را طی می کند

.(۲۴)

۴.

روش شناسی

هریک از پیش فرض های مذکور توصیه خاصی درباره چگونگی کسب دانش درباره جهان اجتماعی ارائه می کنند و اتخاذ هر دیدگاهی از سوی نظریه پرداز درباره هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی، او را به سوی دیدگاهی خاص در روش شناسی سوق می دهد. در این باره، در جامعه شناسی معاصر می توان به دو رویکرد اشاره کرد

:

۱.

نگرش عینی به واقعیت اجتماعی: برخی عالمان علوم اجتماعی با جهان اجتماعی همانند جهان طبیعی برخورد می کنند. در نتیجه، آن را به مثابه امری خشک، واقعی و مستقل از انسان در نظر می گیرند. تلاش محقق در این رویکرد بر تحلیل روابط میان عناصر گوناگون پدیده اجتماعی متمرکز است

.

در نتیجه، تشخیص و تعریف عناصر و شیوه تعیین روابط آن ها مورد توجه اصلی است. مهم ترین مباحث در این نگرش عبارتند از: مفاهیم، اندازه گیری و مسائل کمی و آماری که در پی ارائه قوانین کلی می باشند. به این رویکرد می توان اصطلاح «قانون بنیادی» نهاد که در پی ابتنای تحقیق بر روش علمی نظام مند است و بر فرایند آزمون فرضیه ها تأکید می کند و از پرسش نامه، آمار، آزمون شخصیت و دیگر انواع ابزارهای تحقیق در روش شناسی بهره می برد

.(۲۵)

۲.

ایده انگاری: در مقابل رویکرد نخست، ذهنی گرایی وجود دارد که به تجربه ذهنی افراد در خلق جهان اجتماعی اهمیت می دهد. در نتیجه، به دنبال شیوه کاوش متمایز از رویکرد نخست می گردد. تلقّی افراطی تأکید بر ذهنیت فرد در تفسیر پدیده های اجتماعی، منجر به مباحث هرمنوتیک و نسبی شدن معرفت می گردد. از این رو، سخن از قوانین جهان شمول و کلی نارواست و تفسیرها سیّال و نسبی گرایانه اند

.

شیوه تفهّمی وبر را می توان در این نگرش جای داد. در این روش، بر نزدیک تر شدن انسان به موضوع، و بر کشف سابقه و تاریخچه حیات پدیده تأکید می گردد؛ چنان که کلمن نیز ضمن اشاره به این رویکرد، معتقد است: پژوهش های کیفی و گاه کمّی به بررسی فرایندهای درونی تأکید می کند و با درون نگری همدلانه از سوی مشاهده، حاصل می شود

.(۲۶)

بعد عینی ذهنی

نمودار شماره (۱

)

رهیافت عینی گرا به علوم اجتماعی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *