توضیحات
ارائهی فایل پاورپوینت کامل نفوذ و حضور آراء و ارزشهای ایدئولوژیک در علوم تجربی (۱) – تجربهای خاص و متمایز!
پاورپوینتی حرفهای و متفاوت:
فایل فایل پاورپوینت کامل نفوذ و حضور آراء و ارزشهای ایدئولوژیک در علوم تجربی (۱) شامل 108 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شدهاند.
ویژگیهای برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل نفوذ و حضور آراء و ارزشهای ایدئولوژیک در علوم تجربی (۱):
- طراحی خلاقانه و حرفهای: فایل فایل پاورپوینت کامل نفوذ و حضور آراء و ارزشهای ایدئولوژیک در علوم تجربی (۱) به شما این امکان را میدهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیرهکننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
- سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نفوذ و حضور آراء و ارزشهای ایدئولوژیک در علوم تجربی (۱) به گونهای طراحی شدهاند که استفاده از آنها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
- آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نفوذ و حضور آراء و ارزشهای ایدئولوژیک در علوم تجربی (۱) با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.
کیفیت تضمینشده با دقت بالا:
فایل فایل پاورپوینت کامل نفوذ و حضور آراء و ارزشهای ایدئولوژیک در علوم تجربی (۱) با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهمریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بینقص و حرفهای هستند.
نکته مهم:
هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخههای غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نفوذ و حضور آراء و ارزشهای ایدئولوژیک در علوم تجربی (۱) با دقت و حرفهای تنظیم شده است.
همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل نفوذ و حضور آراء و ارزشهای ایدئولوژیک در علوم تجربی (۱) را دانلود کنید و ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نفوذ و حضور آراء و ارزشهای ایدئولوژیک در علوم تجربی (۱) :
آراء و ارزشهای ایدئولوژیک در نظریه های زمین شناسی تولمین (۲)
سیاست در حوزه علم، اخیرا نظر مورخان را به خود جلب کرده است.
این مورخان رقابتهای درونی و بیرونی موسسات علمی، مناقشات تعیین اولویتها، راهبردهای جلب حمایت عمومی و بودجه های هنگفت تحقیقاتی را مورد توجه قرار داده اند. بسیاری از زمین شناسان برجسته انگلیسی، که در اوایل قرن نوزده فعال بودند، در سیاست بازیهای متداول حزبی فعالیت داشتند. افرادی چون جرج بلاس گریناف (۴) اولین رئیس انجمن زمین شناسی لندن (۵) و به دنبال او جرج پوله اسکراپ (۶) «اسکراپ اعلامیه چی » از نمایندگان پارلمان بودند. این امر شاید تبیین گر این مطلب باشد که چرا میز و صندلیهای اطاق اصلی مباحثات انجمن زمین شناسی عینا مانند میز و صندلیهای پارلمان چیده شده بود. ژان آندره دولوک (۷)
شدیدا در دیپلماسی ضد انقلابی بین المللی فعالیت می نمود. در چپ این طیف، چند تن از اعضای اولیه انجمن زمین شناسی خصوصا مخالفان مذهبی که هسته اصلی انجمن آسکیزیان و انجمن انگلیسی کانی شناسی (۸) را تشکیل می دادند دارای نظرات رادیکال بودند. جیمز پارکینسون (۹) ، مولف کتاب بقایای آلی جهان پیشین (۱۰) (۱۱ ۱۸۰۴) از اعضای انجمن مکاتبه لندن (۱۱) و یک اعلامیه نویس رادیکال برجسته بود. جان پلیفر، (۱۲) شارح «نظریه کره زمین جیمز هاتن »، نیز در دفاع از نظرات سنتی حزب ویگ، از نظر سیاسی به هیچ وجه آرامتر از دیگران نبود. با این حال، در مورد شکل گیری برخی از وجوه محتوی فکری تایید شده علم زمین شناسی توسط ارزشها و موضع گیریهای سیاسی آن زمان، تحقیق چندانی صورت نگرفته است. سوالاتی از این قبیل که موضوعات مجاز و مقبول زمین شناسی چیست؟ موضوعات غیرقابل طرح (تابوها) کدامند؟
چه چیزی علمی و مطمئن است؟ روشهای مناسب آن کدامند؟ رابطه آن با رشته های دیگر چون الهیات و علوم انسانی چیست؟ تبعات آن برای انسان و جامعه چیست؟ همه سوالاتی بودند که زمین شناسی در آن روزهای اول و بی ثبات خود با آن مواجه بود. تصمیماتی اتخاذ شد، اما تصمیماتی که بعضا تحت تاثیر تمایلات خود زمین شناسان و بعضا تحت تاثیر فشار بیرونی ناشی از هیجانات انقلاب فرانسه، جنگهای انقلابی و ناپلئونی، رادیکالیسم و واکنشهای آن در داخل کشور [انگلستان] حاصل شد. زیرا دقیقا در این زمان بود که شروعیت بخشیدن به روش و محتوای علم با توجه به اعتقاد رایج عمومی که ادموند برک (۳) به نحو احسن آن را تبلیغ می کرد که آتش انقلاب فرانسه توسط نظریات و روشنفکران برافروخته شده است و نظریه ها موجب سقوط جامعه ای شده اند که ایرادی نداشته است، کاری بسیار حساس بود. در نتیجه این حساسیت، حامیانی و جوزف تاونزند (۱۵) پیشقدم شده و نظرات زمین شناسی تهدید کننده نظریات کیهان شناختی و در نتیجه اجتماعی و دینی سنتی را محکوم کردند. این زمین شناسان در بیان مطالب خود احتیاط لازم را به عمل آوردند و آن دسته از همکاران خود را که به «نظریه های » اغتشاش آفرین غیرضروری و خالی کننده زیرپای جامعه می پرداختند محکوم نموده و حمایت و طرفداری خود را از «واقعیات »تردیدناپذیر اعلام کردند.
اما جرج هوگارت تولمین (۱۶) (۱۸۱۷ ۱۷۵۴)، همانطور که خواهیم دید، نظریه کره زمین خود را به عنوان نمایش آشکاری از رادیکالیسم سیاسی منتشر نمود. از نظر او ارائه کیهان شناسی صحیح، مشارکت در مبارزه تاریخی جهانی حقیقت، آزادی و پیشرفت در مقابل سنت و اقتدار بود. نظریه های تولمین تاثیر مهمی در تکوین و توسعه جهت اصلی زمین شناسی انگلیس بر جای نگذاشت. زیرا، به رغم این واقعیت که او یکی از طرفداران سرسخت بود، اما زمین شناسان یکنواخت گرای بعدی همچون چارلز لایل، (۱۸) به جای تولمین، جیمز هاتن را از طریق کتاب شرح نظریه کره زمین هاتن نوشته جان پلیفر، مرجع خود قرار دادند. هدف این مقاله، نشان دادن اهمیت نظریه های تولمین به عنوان شاخصی از نفوذ ایدئولوژیکی متقابل و نزدیک تعمد سیاسی و علم زمین شناسی در انتهای عصر روشنگری و آغاز عصر رمانتیک است.
اما علاوه بر بررسی راهبردهای سیاسی حاضر و نافذ در ارائه و قبول نظریه های زمین شناختی، یک بعد دیگر از حضور اندیشه های سیاسی در علم را که غالبا نادیده انگاشته شده است نیز مورد توجه قرار خواهیم داد و آن این است که تا چه حد محتوای کاریک دانشمند آراء وی (در اینجا، نظریه ای درباره کره زمین)، انگاره های وی، تشبیهات و بالاتر از همه حتی زبان مورد استفاده وی شامل دنیای ذهنی ای است که با آگاهی ها و باورهای دیگر او و نیز باورهای عصرش همخوانی و پیوستگی دارد. زبان حامل ارزشها و دغدغه های برآمده از تلقی های اجتماعی روزمره دانشمند است بعضا این ارزشها و اشتغالات به طور ناخودآگاه در زبان حمل می شوند و وسعت، محدودیت و اشکال آن تلقی ها را آشکار می سازد و همه اینها را در «دریافتهای » علمی وی از طبیعت وارد می نماید.
بررسی این فرافکنی علمی به نوبه خود محدوده اشتغال اجتماعی سیاسی دانشمند را در سطحی پیچیده آشکار می نماید. در مورد تولمین نیز باید دست به چنین تحلیلی زد.
زیرا وی مدعی ارائه یک فلسفه کیهانی صریح و کل نگر بود که رابطه گذشته، حال و آینده انسان و طبیعت را تبیین کند. اما کیهان شناسی وی دارای ابهامات زیادی است که در نگاه اول به چشم نمی آید و برخلاف روایات مسیحی آفرینش جهان در اواخر دوره استوارت ها، با نظریه های تکاملی عصر ویکتوریا پی بردن به خاستگاه و آثار آن بسیار دشوار است. این ابهامات هشداری برای توجه به پیچیدگیهای نظام ارزشی تولمین و تجویزات عملی متعارض ناشی از کیهان شناسی وی است.
جرج هوگارت تولمین به تحصیل طب در دانشگاه ادینبورو (۱۹) پرداخت. (۱۷۸۰) وی ابتدا شاید در استان ساسکس و سپس مطئمنا در میدلند غربی به طبابت پرداخت و گویابخش اعظم عمر خود را نیز در اینجا گذرانده است. اطلاعات چندانی در مورد فعالیتهای او غیر از آنچه که در آثار منتشر شده وی درج گردیده و یا از آنها قابل استنتاج است، در دست نیست. این فعالیتها سه دسته هستند. او نظریه کره زمین خود را ابتدا در کتاب قدمت و طول عمر جهان (۲۰) (۱۷۸۰) منتشر نمود. این اثر با اندک تعدیلی مجددا در ۱۷۸۳ و ۱۷۸۵ منتشر شد و بالاخره با اضافات فراوانی تحت عنوان جاودانگی جهان (۲۱) در سال ۱۷۸۹ انتشار یافت. تولمین خطوط اصلی آن را در مقدمه خود بر ترجمه ای که از بخشهای زمین شناسی عناصر شیمی تالیف چاپتال (۲۲) انجام داده بود مجددا بیان کرد. تولمین این ترجمه را در سالهای اولیه قرن نوزدهم به پایان رساند اما هرگز چاپ نشد.
ثانیا، تولمین دو اثر در طب منتشر نمود، یکی با عنوان ابزار طب یا راهنمای فلسفی و طبابت (۱۷۸۹)، و دیگری عناصر طبابت در یک طرح عمومی… کاری مقدماتی برای دانشجویان (۱۸۱۰) که در آنها شدیدا از نظام طبی برونونی طرفداری شده بود. و بالاخره مجموعه ای از اشعار تولمین تحت عنوان تصاویر محبت و اشعار دیگر که پس از مرگ وی در سال ۱۸۱۹ به چاپ رسید.
سمت و سوی اصلی فلسفه زمین شناسی تولمین اثبات جاودانگی زمین و در نتیجه جاودانگی مواد معدنی، نباتات و حیوانات ازجمله انسان ساکن در آن به عنوان بخشی از جاودانگی کل نظام طبیعت بود. او کره زمین را نیز همانند طبیعت به طور کلی خودکفا و خودزا می دانست. از نظر وی، هیچ شاهدی نشان نمی داد که زمین هرگز دخالت بیرونی الهی را تجربه کرده است و یا از چنین دخالتی متاثر شده است. هیچ نشانه ای از انحطاط یا انقراض نظام طبیعت نیز در کار نبود.
تولمین برای موضع خود در سطوح مختلف استدلال می کرد. وی مدعی آن بود که شواهد انسانی ضبط شده در مورد منشا کره زمین و انسان نمی توانند واجد ارزش علمی باشند چون لزوما می باید با فاصله زمانی بسیار طولانی پس از واقعه ارائه شده باشند. در هر صورت، در چنین افسانه هایی از آفرینش می توان همه آثار ذهن خام و نابالغ را مشاهده نمود. او شواهد واقعی زمین شناسی قشرها و سنگواره ها و فرآیندهای فعال در طبیعت همچون فرسایش خاک و فعالیتهای آتشفشانی را مورد بررسی قرار داد تا نشان دهد که زمین خود نشانه ای از سرآغاز خود بدست نمی دهد، بلکه همه چیز گواهی می دهد که برای تشکیل قاره ها و اقیانوسها به صورت فعلی که خود از ویرانه های نظامهای قبلی سربرآورده اند، مدت زمان بسیار طولانی لازم بوده است. او فلسفه ای را در مورد جهان خاکی ارائه کرد که در آن هرچند اجزای نظام صعود و سقوط می کردند، تغییر می یافتند، رشد می کردند و نابود می شدند، اما طبیعت به عنوان یک نظام کلی، کامل، بی نقص، خودکفا و نامتغیر باقی می ماند: «و در عین حال، هرچند که ماده بدین ترتیب همیشه متحرک است و طبیعت شکل عوض می کند اما تمام اشکال آن همه موجود هستند. هرچند که مشاهده می شود انسانها می میرند، یا تغییر وجود می دهند، اما نوع بشر در وجود ابدی شکوفا می شود «زیرا» یکنواختی خطاناپذیری در تمامیت طبیعت حفظ می شود.» تاکید بر اختلاف اساسی تاریخ زمین و فلسفه تولمین حتی با گونه های ملایمتر الهیات طبیعی و زمین شناسی مقبول مسیحی در قرن هجدهم، همچون تفحصی در وضعیت اولیه و تشکیل کره زمین (۱۷۷۸) نوشته جان ایتهرست شاید ضرورتی نداشته باشد. به جای خدای جاودانه، طبیعت و ماده باقی و ماندگار شدند.
تولمین به جای تصرف غایت گرایانه و سلسله مراتبی الهی، معجزه را حذف نمود و وحدت مطلق قوانین طبیعی را مفروض گرفت. او منکر مقام ممتاز بشر در نظام طبیعت شد.
طبیعت نسبت به صعود و سقوط تمدنهایی که به دنبال هم می آیند کاملا بی تفاوت است.
بشر جزیی کوچک اما لازم «در طبیعت است » و زندگی ما، محاسبات ما چیزی جز نقطه هایی در زمان و طبیعت نیست. نوشته های تولمین عملا بمنزله چالشی آگاهانه به کیهان شناسی و اعتقاد مسیحی تلقی شد. جان اوگیلوی در تفحصی در علل کفر و شکاکیگری در طول اعصار (۱۷۸۳) به درستی تولمین را در زمره آزاد اندیشان عصر روشنگری که شامل بولینگبروک، هیوم و گیبون (۲۳) بود، قرار داد. رالف اسیند در نامه ای به دکتر تولمین در مورد کتاب او درباره قدمت جهان (۱۷۸۳) اساسی بودن عقیده جاودانگی ماده و الحاد برای راهبرد تولمین را نشان می دهد. اسیند کار تولمین را توطئه ای برای نابودی اخلاق، عدالت و جامعه می دانست. زیرا وقتی که زندگی انسانی از قلمرو طبیعت خداوند حکیم، عادل و فردی تبعید شود لزوما به جنگ هابزی (۲۴) هم علیه همه تنزل می یابد. به همین دلیل اسیند اعتقاد داشت که گرچه «دل و فلک » به عنوان ابزار تطهیر ملحدان اکنون درافتاده است، اما آزادی قانونی تولمین برای انتشار مطالب خود «ننگ » است و خواستار حبس وی شد. البته هدف نظریه زمین تولمین نیز برانگیختن خشم مسیحیان بود. زیرا او در تمام مکتوبات زمین شناسی خود، دین را تحقیر نموده و به آن ناسزا گفته است و خصوصا مطالب زهرآگینی درخصوص وحشی گریهای بدوی مسیحیت عنوان نموده است. تولمین بارها و بارها از نشاندن خداوندی بیگانه بر تخت سلطنت در کیهان شناسی دینی سخن می گوید، خداوندی که انسان آن را مطابق انگاره خود ابداع نموده و بر بشر و طبیعت مسلط نموده است. به عقیده وی غرور جاهلانه انسان موجب ابداع افسانه های دینی انسان محوری شده است که طبیعت را مخلوق خاص استفاده و کامجویی بشر می دانند. تولمین چنین نظراتی را «خطا»، «اوهام »، «رویا» و «تعصب » می داند.
این محصولات «جهل »، «خطا» و «شوق ناصواب »، غل و زنجیرهای «خیالی »ای هستند که ذهن بشر را ساخته است. اینان «نظامات مفصلی » هستند که به علت «زودباوری عوام بی بصیرت » و مهارت کشیشان، این «جاعلان زبردست اوهام » که خود را بر «حواس بشر مسلط نموده » و تلاش می کنند «قوه تمییز آنان را ساقط نمایند»، رواج یافته اند. این دشمنان تحقیق آزادمنشانه «انسانها را به » فریب خوردگان تردستی نظام » تبدیل نموده اند. انسانها توسط آن دیدگاه کیهان شناسی که لحنی «مهلک » و «مفلوک » داشت و اثر آن «بی اعتباری » و «تحقیر» نوع بشر بود، به افرای «چشم و گوش بسته » مبدل شدند. خرافه کیهان شناختی میراث سوم اروپا بود. زیرا مسیحیت در ابتدا دین قبیله ای «نامعلوم » در خاور نزدیک بود و سپس دین وحشیهای قرون وسطایی شد که تمدن غیر دینی باستانی را ویران نموده بودند.
کیهان شناسی مسیحی خشن،روح گرا،عافیت طلب،انسان انگارانه و انسان مرکز تجلی اندیشه بدوی بود.» در عصر بی فرهنگی که انسان نسبت به قوانین جاری طبیعت جاهل بود، هر اتفاق ساده ای مبالغه آمیز می نمود و می توانست موجب خلق بی معناترین وباورنکردنی ترین حدسیات شود. بنابراین تولمین با برنامه قبلی و آگاهانه و مطابق با خطوط کاملا تثبیت شده نهضت روشنگری درصدد ایجاد انقلابی در اندیشه بود. وی درصدد آن بود که اخلاق معرفتی و «حقیقت » کیهانی را که به طور رصین و محکمی بر «عقل » و «طبیعت » بنا شده است به جای دین سازمان یافته و عقاید «موروثی » و «رایج » تحت محافظت «مراجع » بنشاند. چنین حقایقی می تواند توسط اذهان جستجوگر «در محیط تحقیقات » فلسفی حقیقی در فضایی از «باریک اندیشی » و «آزاداندیشی »، که محصول پیشرفت تمدن است، کشف شوند. با دمیدن این «صبح دولت »، اذهان «روشنایی یافته » می توانند با افکار «راحت »، «آسوده » و «غیرمتعصبانه » بالاخره ماهیت «ساده »، «متعالی » و «گسترده »نظام کیهانی را درک نموده و بدینوسیله بر حیثیت نوع بشر و شکوه جهان » بیفزایند.
تولمین اساسا به عنوان یک آزاداندیش اواخر عصر روشنگری که کیهان شناسی بدیلی ارائه می کند، از نظر سیاسی در آن هنگام بی تردید وابسته بود (۲۵) وی نیز همانند مدافعان مسیحیت، پیروی از فلسفه خود را برای همنوایی و سعادت نوع بشر ضروری می دانست. در آن صورت سرنوشت انسان که تولمین معتقد بود فلسفه طبیعی وی ضامن آن است، چه بود؟ یا به عبارت دیگر سوال این است که تولمین در فلسفه زمین خود کدام ارزشهای سیاسی و اخلاقی را «طبیعی ساخت » و «عینیت بخشید»؟
در نظر تولمین طبیعت «حکیم » و «خیر» منشا غایی ارزشها بود. تولمین قبل از هر چیز یک وحدت گرا بود. او طبیعت را یک کلیت، یک نظام خودکفا و یک اقتصاد سازمان یافته می دانست. هر یک از اجزاء نقش خاص خود را درون کل ایفا می کنند و «کوچکترین رابطه و ارتباط در تمامیت نظام اشیاء حفظ می شود و هر یک از اجزاء یا اعضای عالم در انجام وظیفه خود در جهت حفظ خود و حفظ کل عمل می کند.» تسلیم هر یک از اعضای به کل، نظام یکسان و نقض ناپذیر قوانین طبیعی است که موجب برقراری و تداوم ابدی «دایره هستی » می شود. «طبیعت همه جا یکسان و قوانین آن ابدی و تغییرناپذیر است.» مظاهر طبیعت مطمئنا دستخوش تغییر و تحول موضعی و موقت می شوند. زیرا طبیعت منبع انرژی، حیات و فعالیت است (طبیعت در حرکت می زید). اما نقش تغییر در طبیعت، حفظ ثبات، نظم و شکل کلی کل است. افراد از میان می روند اما نوع آن باقی می ماند. ماده در یک گردش کامل است اما هیچیک از انواع نه منقرض می شوند و نه به وجود می آیند. در نتیجه تغییر در طبیعت نهایتا تغییر نمود است و تغییر نسبی در ارتباط با سایر اجزاست، بدون آنکه تغییری مطلق در کل حاصل شود. تولمین یک «یکنواخت گرای افراطی » بود. به همین ترتیب ممکن است «بی نظمی » نیز در طبیعت پدیدار شود، اما این فقط یک توهم و ماحصل کوته بینی و جهل انسان است. آتشفشان، زلزله و سایر بلایای طبیعی عملا جزئی از طرح طبیعت برای حفظ نظم کل است و همه اینها مطابق با قوانین طبیعت عمل می کنند. آنچه که در مورد بی نظمی گفته شد در مورد غلیان نیز صادق است زیرا ممکن است طبیعت در نظر انسان غلیانی جلوه نماید. اما از منظر کلیت نظام، عملیات طبیعت در واقع «تدریجی » است. در نتیجه قاره ها «تدریجا تشکیل شده » و «مشمول انحطاط تدریجی » هستند. بعلاوه، در پرتو مطالب فوق است که می باید دو مفهوم بسیار با اهمیت در واژگان تولمین، یعنی «پیشرفت » و «انقلاب » را فهم نمود. تولمین در توصیف تغییرات طبیعت یا تمدن از واژه «پیشرفت » استفاده نمود. منظور وی بیان بهبودی مداوم، اجتناب ناپذیر، برگشت ناپذیر و تک خطی نبود بلکه القای این مطلب بود که در طبیعت همه چیز گام به گام و متدرجا پیش می رود. در نتیجه او غالبا از تشکیل کند، تدریجی و یکنواخت «صخره ها» یا پیشرفت تدریجی طبیعت سخن می گوید.
اراسموس داروین (۲۷) فکر می کردند نبود، بلکه توصیفی از نحوه وقوع تغییر بود. به همین علت او نوشته است حتی آتشفشانها، این «فرزندان سیال طبیعت » نیز مشمول «طلوع، پیشرفت و انقراض » هستند. به همین ترتیب نیز وقتی تولمین طبیعت را صحنه «انقلابات مداوم » توصیف نمود، به هیچ وجه قصد وی برجسته نمودن غلیان، بی نظمی، یا اختلال در نظام بنیادین اشیاء نبود. جهت اصلی مفهوم «انقلاب » القای تغییری کلی در نمود طبیعت یا انسان بود، اما تغییری که در چارچوب اقتصاد طبیعت، از طریق قوانین آن و شاید مهمتر از همه، تدریجا واقع می شود. تولمین تاکید داشت که انقلابات در طبیعت «کند» و «توالی وقایع لاینقطع » هستند. دیدگاه اساسی تولمین نسبت به بیعت به عنوان یک نظام دوری، ثابت، قانونمند و تدریجی، مفتاح فهم دیدگاه و تجویزات او در مورد بشر است. در واقع، هستی شناسی وی مستلزم چنین چیزی است. زیرا وی با انتخاب یک طبیعت گرایی وحدت گرایانه تمام عیار، اعتقاد داشت که انسان کاملا جزیی از طبیعت و مشمول قوانین طبیعت است و چیزی جز یک جزء کوچک اما ضروری «در نظام کلی اشیاء نیست ». توجه انسان بدوی به خود معطوف بوده است. ا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.