تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی یادی از سندباد / (بررسی و نقد کتاب سندبادنامه) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی یادی از سندباد / (بررسی و نقد کتاب سندبادنامه) شامل 40 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی یادی از سندباد / (بررسی و نقد کتاب سندبادنامه) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی یادی از سندباد / (بررسی و نقد کتاب سندبادنامه) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی یادی از سندباد / (بررسی و نقد کتاب سندبادنامه) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی یادی از سندباد / (بررسی و نقد کتاب سندبادنامه) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی یادی از سندباد / (بررسی و نقد کتاب سندبادنامه) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی یادی از سندباد / (بررسی و نقد کتاب سندبادنامه) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی یادی از سندباد / (بررسی و نقد کتاب سندبادنامه) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقد و بررسی یادی از سندباد / (بررسی و نقد کتاب سندبادنامه) :

سندبادنامه / تألیف محمدبن علی ظهیری سمرقندی؛ مقدمه، تصحیح و تحقیق دکتر محمد باقر کمال الدینی . تهران: مرکز نشر میراث مکتوب، ۱۳۸۱.

چکیده

سندبادنامه از یادگارهای برجای مانده از روزگار اشکانی و ساسانی است و در دوره نوح بن نصر سامانی، به قلم ابوالفوارس فناروزی از پهلوی به پارسی ترجمه شده است. رودکی سمرقندی و ازرقی هروی نیز این کتاب را به رشته نظم پارسی کشیده اند، که تاکنون اثری از آنها در دست نیست. کتابی که اکنون به نام سندبادنامه در دست است و به نثر مصنوع و متکلّف نگارش یافته، پیراسته و تحریر ظهیری سمرقندی، از نویسندگان سده ششم هجری است. سندبادنامه در سال ۱۹۴۸ م به اهتمام، تصحیح و حواشی احمد آتش در استانبول (چاپخانه وزارت فرهنگ) انتشار یافت و در سال ۱۳۸۱ نیز به تصحیح دکتر محمّد باقر کمال الدینی در تهران (مرکز نشر میراث مکتوب) به چاپ رسیده است. در چاپ اخیر، چندی از واژه ها نادُرست ضبط شده و گوینده برخی ابیات فارسی مشخّص نگردیده، که در این گفتار به آنها اشاره شده است.

کلید واژه: سندبادنامه، ابوالفوارس فناروزی، رودکی سمرقندی، ازرقی هروی، ظهیری سمرقندی.

یکی از کتابهای نوشته و بنثر در ادب پارسی که پیشینه آن به ایران کهن و ادب پهلوی باز می رسد، سندباد نامه است. برپایه نشانه هایی، سندبادنامه مانند هزار افسان که کتاب هزار و یک شب از آن برآمده است، یکی از یادگارهایی ارزشمند و در گونه خویش کمْ مانند است که از ادب ایران در روزگار اشکانی و ساسانی برجای مانده است. برپایه آنچه در دیباچه سندبادنامه آمده است، نخست بار ابوالفوارس فناروزی این کتاب را به فرمان شهریار ایراندوست و ادب پرور سامانی، نوحِ نصر، از پهلوی به پارسی برگردانیده است. بیتهایی پراکنده که از پیر و پدر سخن پارسی، رودکی، در فرهنگها به گواه واژه های کهن آورده شده است و به پاره ای از داستانهای سندبادنامه باز می گردد، گویای آن است که این سخنور، پیش از فناروزی سندبادنامه را، شاید برپایه برگردانی تازی از آن، در پیوسته بوده است. ازرقی هروی، سخنور سده ششم، نیز این کتاب را، شاید برپایه نوشته فناروزی، به شعر در آورده است. او، در چامه ای، دَرْ پیوسته خویش را پندهای سندباد نامیده است. از این دَرْ پیوسته نیز، نشانی برجای نمانده است.۱

به هر روی، کتابی که با نام سندبادنامه اکنون در دست است، نوشته ظهیری سمرقندی است، از نویسندگان سده ششم هجری، او سندبادنامه خویش را بر پایه کتاب فناروزی نوشته است که در چشم وی به شیوه ای ساده و بی پیرایه و بی بهره از زیورها و ترفندهای ادبی نوشته شده بوده است؛ از این روی، او می کوشد که آن را دیگربار به شیوه ای برساخته و نگارین بنویسد و بدین گونه، کتاب را از افتادن در مَغاکِ فراموشی و نابودی برهاند. ظهیری، در دیباچه کتاب خویش، در این باره نوشته است:

خواجه عمید ابوالفوارس رنج برگرفت و خاطر درکار آورد و این کتاب را به عبارت دری پرداخت؛ امّا عبارت عظیم نازل بود و از تزیین و تحلّی عاری و عاطل و با آنکه در وی مقال را فسحت و مجال را وسعت تنوّق و تصنّع بود، هیچ مشّاطه این عروس را نیاراسته بود و در میدان فصاحت، مرکب عبارت نرانده و آن کِلم حِکَم و عذاری را حلّه نساخته بود و حلیه نپرداخته و نزدیک بود که از صحایف ایّام، تمام مدروس گردد و از حواشی روزگار به یکبار محو شود و اکنون به فرّ دولت قاهره احیا پذیرفت و از سر، طراوت و رونق گرفت. (ص ۱۹)۲.

امّا ای کاش، این عروس، هرگز بدان سان که ظهیری سمرقندی و همشیوگان او می خواسته اند و می پسندیده اند، آراسته نمی شد و نثر بی پیرایه و برین پایه فناروزی و نویسندگان همشیوه وی به نثر برساخته و رنگ باخته ظهیری و نویسندگانی واژه پرداز و نادمساز چون او دیگرگون نمی آمد. با این نویسندگان و نوشته های خام و نافرجام آنان است که نثر پارسی به کژی و کوژی و تباهی و بیراهی دچار می آید و سرانجام، به تالابی فرومرده و توده ای فروفسرده از واژگان راه می برد؛ تا دیری در آن بماند و بپوسد و بفرساید. بدین سان، نثر پارسی نغزی و نازکی سرشتین و شیوایی و دلارایی نخستین و روشنی و رسایی پیشین خویش را از دست می دهد و به آمیزه ای ناساز از واژه هایی دشوار و ناهموار و دلازار، ددآیین و رمنده و بیابانی دیگرگون می شود که هیچ پیوندی درونی و ساختاری با یکدیگر ندارند و دیولاخی در برونْ فراخ، امّا به راستی تنگ و گریوه مانند را پدید می آورند که پایِ پویه خواننده، به هر پایه چالاک و تیزرو باشد، هردم در آن می لرزد و می لغزد و او را به سر در می اندازد. رنجی که خواننده پرشکیب درگذار از فراز و نشیب این دیولاخ می برد، به هیچ روی با بهره ای که سرانجام فرادست می آورد، سنجیدنی نیست و همسنگ و همتراز نمی تواند بود. اگر ظهیری در دام واژه پردازی یا آنچه خود آن را «مشّاطگی عروس سخن» می خواند نمی افتاد و آرایه های برساخته و برونی را در آراستن این دلارای دلارام به کناری می نهاد و می کوشید که از نغزیها و زیباییهای درونی و سرشتین زبان پارسی بهره ببرد که شکّر است و در آفرینشهای ناب و نژاده ادبی از هرزبان تواناتر و خوشتر، بی گمان اثری نیکْ جانْ آویز و دل انگیز می آفرید که همواره تری و تازگی خویش را پاس می داشت و امروزیان نیز آن را به شور و شرار می خواندند و از آن، کامه و بهره هنری بر می گرفتند. زیرا ظهیری نویسنده ای توانا بوده است و می توانسته است در سمرقند سخنِ پارسی، سمرهایش را با قندِ این زبانِ زرّین و زیبا بیامیزد و شکّرِ شیوایی در کام خوانندگان فروریزد. دریغا که نوشته هایی سخته و ساده و سُتوار از گونه نمونه های زیر در کتاب او بسیار اندک است و وی آنچنان شوریده بزک و برساختگی است که گویی جمله هایی از این دست، ناخواسته و ناآگاه برخامه او روان شده است و در نامه او راه جسته:

کوهسار از لاله پیاله ساخته ست و از ژاله در وی نبید ریخته. نسیم صبا عطّار گشته ست و عرصه بستان قندهار شده. چشم نرگس دژم مانده است و زلف بنفشه پُرخَم گشته. هر کِشتی بهشتی و هر جویباری قندهاری.» (ص ۱۰۰).

در جمله، جوان دل به باد داد. از سرکوی به پای می رفت و از پای به سر می آمد. (ص ۱۳۲).

بازرگان گفت: راست می گویی… کاشکی هرگز این سودا در دیگ سویدا نپختی و آب روی، از برای نان، نریختی! لکن چه کنم، چون کار افتاد؟ گنده پیر گفت: دل به جای آر و گوش هوش به من دار. هردردی را درمانی و هر محنتی را پایانی است. (ص ۲۱۶).

… دیگری دلیر و بیباک، چنانکه دندان از دهان شیر شَرزه و مُهره از قفای مارگَرزه بیرون کردی. (ص ۲۲۲).

تلاش بیهوده و نافرجام نویسنده در به کار بردن واژه های همگون و سجعهای خنک و خام که بیشینه آنها واژه هایی نِیرانی (= غیر ایرانی) و ناشناخته است، چنان نوشته او را بیگانه روی و دیریاب گردانیده است که بیشتر بیتهایی که او از سخ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *