تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل نقش بصیرت سیاسی در سبک و سیاق زندگی قرآنی؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل نقش بصیرت سیاسی در سبک و سیاق زندگی قرآنی، محتوای خود را در قالب 120 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل نقش بصیرت سیاسی در سبک و سیاق زندگی قرآنی با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل نقش بصیرت سیاسی در سبک و سیاق زندگی قرآنی آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل نقش بصیرت سیاسی در سبک و سیاق زندگی قرآنی به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل نقش بصیرت سیاسی در سبک و سیاق زندگی قرآنی ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل نقش بصیرت سیاسی در سبک و سیاق زندگی قرآنی، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل نقش بصیرت سیاسی در سبک و سیاق زندگی قرآنی را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل نقش بصیرت سیاسی در سبک و سیاق زندگی قرآنی :

مقدمه

بصیرت در آموزه ها و فرهنگ قرآنی، حالتی است که به انسان توانایی درک درست حقایق و تحلیل واقعیتها را می دهد. آیات قرآن به مسأله بصیرت اهمیت زیادی داده و از ابعاد مختلف به تبیین آن پرداخته است. با بصیرت انسان می تواند موقعیت خود را بسنجد و نسبت به آن عکس العمل صحیح و بجا نشان دهد. درواقع «بصیرت»، شناخت و معرفت و اعتقاد حاصل شده در قلب نسبت به امور دینی و حقایق امور است و به عنوان یک قوه و قابلیت و استعداد، این نوید را به فرد می دهد که با فراهم آوردن شرایط و اقتضائات، می تواند این قوه را به منصه ظهوررساند. درتعریف فوق، بصیرت یک نوع معرفت و شناخت دانسته شده است و نه وسیله و قوه ای برای کسب. این واژه در وادی عرفان نیز کاربرد داشته و معنای خاصی به خود گرفته است از نظر ابوالفتح رازی، صاحب تفسیر «روض الجنان و روح الجنان»، بصیرت در قرآن دلالتی است که موجب علم و آگاهی می شود به نحوی که گویی عالم، معلوم خود را مشاهده می کند.

در کتاب”موسوعه کشاف اصطلاحات الفنون” آمده است که بصیرت عبارت است از قوه ای که در قلب شخص، به نور قدسی منوّر است و به وسیله آن حقایق امور و اشیاء را درک می کند، همان گونه که شخص به وسیله چشم، صورت ها و ظواهر چیزها را می بیند. در تعریف فوق، اصطلاح خاصی از «بصیرت» که نزدیک به شهود و رؤیت در عرفان و تصوف است، تحت پوشش قرار گرفته است.

زمینه های پیدایش بصیرت

۱) قرآن

درآیه ۲۰۳ سوره اعراف به اینکه قرآن مایه درک عمیق و بصیرت است، تاکید شده است. «وَإِذَا لَمْ تَأْتِهِم بِآیهٍ قَالُواْ لَوْلاَ اجْتَبَیتَهَا قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا یوحَی إِلَی مِن رَّبی هذَا بصَآئِرُ مِن رَّبِّکمْ وَهُدًی وَرَحْمَهٌ لِّقَوْمٍ یؤْمِنُونَ» (اعراف/۲۰۳)

امام علی(ع) در خطبه ای که در آن مردم را به پند گیری از معارف قرآنی توصیه نموده اند چنین می فرمایند: «مَا جَالَسَ هَذَا الْقُرْآنَ أَحَدٌ إِلَّا قَامَ عنْهُ بزِیادَهٍ أَوْ نُقْصَانٍ زِیادَهٍ فِی هُدًی أَوْ نُقْصَانٍ مِنْ عَمًی، کسی با قرآن هننشین نشد مگر اینکه قرآن چیزی براو افزود یا از اوکاست، در هدایت او افزود واز کوردلی اش کاست.» (سیدرضی، ۱۳۸۶، خطبه ۱۷۶)

در جای دیگر آمده است: «علَی کتابِ اللَّه تُعْرَضُ الْأَمْثَال؛ شبهات را باید درپرتو کتاب خدا شناخت» (سیدرضی، ۱۳۸۶، خطبه ۷۵)

«تَعَلَّمُوا الْقُرْآنَ فإِنَّهُ أَحسَنُ الْحدِیثِ وَ تَفَقَّهُوا فِیهِ فَإِنَّهُ رَبِیعُ الْقُلُوبِ وَ اسْتَشْفُوا بِنُورِهِ فَإِنَّهُ شِفَاءُ الصُّدُور؛ قرآن را فراگیرید که بهترین گفته هاست، و درآن بیندیشید که بهار دلهاست، از نور آن شفا بجویید که شفای دلهاست» (نهج البلاغه، خطبه ۱۱۰)

تا بدین جا چنین برداشت می شود که انس با قرآن از روشهای اولیه در افزایش بصیرت است.

از سویی قرآن خود را تبیان معرفی می کند: «وَ نَزَّلْنا عَلَیک الْکتابَ تِبْیاناً لِکلِّ شَی ءٍ وَ هُدی وَ رَحْمَهً وَ بشْری لِلْمسْلِمِین» (نحل/۸۹)

گاه قرآن خود، بصیرت نامیده می شود «هذا بَصائِرُ لِلنَّاسِ وَ هُدی وَ رَحْمَهٌ لِقَوْمٍ یوقِنُون» (جاثیه /۲۰)

این قرآن و شریعت بیناییهایی است، یعنی عین بینایی است، آنهم نه یک بینایی که بینائیها، نه در یک بعد که در همه ابعاد زندگی به انسان بینش صحیح می دهد. (مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه ج ۲۱ ص ۲۵۵)

امام قرآن را بهار دلها وخاستگاه بصیرت معرفی می نمایند. «فِیهِ رَبِیعُ الْقَلْبِ وَ ینَابِیعُ الْعِلْمِ وَ مَا لِلْقلْبِ جلَاءٌ غَیرُه» (نهج البلاغه، خطبه ۱۷۶)

۲) تقوا

تقوی اسم مصدر از ماده “وِقایه” است. راغب اصفهانی در معنای این دو می گوید: “الوِقایه: حفظ الشئ ممّا یؤذیه و یضرّه… والتقوی جعل النفس فی وقایه ممّا یخاف” (راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص ۸۸۲)

تقوا، ثمرات شیرینی برای فرد متقی به ارمغان می آورد. امیرالمؤمنین(ع) در موارد بسیاری وقتی سفارش به تقوا می کنند، آثار آن را نیز یاد آور می شوند: «فإِنَّ تَقْوَی اللَّهِ دَوَاءُ دَاءِ قُلُوبِکمْ وَ بَصَرُ عمَی أَفئِدَتِکمْ وَ شِفَاءُ مَرَضِ أَجْسَادِکمْ وَ صَلَاحُ فسَادِ صدُورِکمْ وَ طهُورُ دَنَسِ أَنْفُسِکمْ وَ جلَاءُ غشَاءِ أَبْصَارِکمْ وَ أَمْنُ فَزَعِ جأْشِکمْ وَ ضیاءُ سَوَادِ ظُلْمَتِکمْ…. ؛ همانا تقوا و ترس از خدا داروی بیماریهای دلها، روشنائی قلبها و درمان دردهای بدنها، مرهم زخم جانها، پاک کننده پلیدیهای ارواح و روشنائی بخش تاریکی چشمها و امنیت در ناآرامیها و روشن کننده تاریکیهای شماست.» (نهج البلاغه، خطبه ۱۹۸) در میان آثار تقوا که بدان اشاره شده است، از همه مهمتر دو اثر است: یکی روشن بینی و بصیرت، و دیگر توانایی بر حل مشکلات و خروج از مضایق و شداید.

قران کریم در دو مورد به این حقیقت اشاره می کند که تقوای الهی موجب روشن بینی و تقویت قوّه تمییز و تشخیص انسان می شود. یکجا می فرماید: «یا اَیهَا الَّذِینَ آمَنُواْ إَن تَتَّقُواْ اللّه یجعَل لَّکم فُرْقَاناً» علامه طباطبایی می گوید: “فرقان” به معنای چیزی است که میان دو چیز فرق می گذارد، و در آیه مورد بحث به قرینه سیاق فرقان میان حق و باطل است. میوه ای است که از درخت تقوا به دست می آید. (طباطبایی، محمد حسین، تفسیرالمیزان، ج ۹ص۵۶)

در جای دیگر می فرماید: «وَاتَّقُواْ اللّه وَیعَلِّمُکمُ اللّهُ» (بقره / ۲۸۲)، اگر چه این دو جمله به صورت مستقل آمده و بر یکدیگر عطف شده اند، لکن قرار گرفتن آندو در کنار یکدیگر بیانگر ارتباط میان آنها است و مفهومش آن است که تقوا و پرهیزکاری و خداپرستی اثر عمیقی در آگاهی و روشن بینی و فزونی علم و دانش دارد.

یکی از مهم ترین مسائل سرنوشت ساز انسان مساله شناخت حق و باطل، شناخت نیک و بد، شناخت مفید و زیان بخش، و شناخت عوامل سعادت و یا بدبختی است. اثر عجیب تقوی در شناخت واقعی و دید و درک انسان ها در بسیاری از روایات و آیات دیگر نیز آمده است.

۳) توجه به آیات الهی ومعجزات انبیاء

درقرآن توجه به آیات الهی ونشانه هایی که خداوند برای مردم قرار داده است، ازراههای بصیرت برشمرده شده است. معجزات انبیاء (اسراء/۱۰۱-۱۰۲) آیات الهی در زمین و انسان (آفاقی و انفسی)، از عوامل بصیرت زا می باشد، آیات آفاقی وانفسی چنان زیاد است که هر کسی با بهره گیری از آن ها می تواند به بصیرت دست یابد. برای مثال توجه به گردش روز وشب (نور/۴۴)، امدادهای غیبی درجهاد (آل عمران/۱۳)، معجزات الهی (اعراف/۲۰۳)، رویش گیاهان (سجده/۲۷) گسترش زمین و قرار گرفتن کوه های بلند (ق/۷-۸)، وجود روزی زمینیان در بلندای آسمان (ذاریات/۲۲)، مظاهر وجود و عظمت آفریدگار در آسمان و زمین (ق/۶-۸) ودیگر نشانه ها، انسان را به فکر واداشته وبصیرت انسان به فعلیت رسانده یا افزایش می دهد.

۴) عبرت آموزی

عبرت، کلید بصیرت است وتفکر زمینه ساز عبرت خواهدبود. در مسیر تربیت، زمانی انسان به بینش وبصیرت می رسد که به شنیدن اکتفا نکند، بلکه در شنیده ها، اندیشه کند و با دقت به امور بنگرد. نتیجه این اندیشه و دقت نظر، همان عبرتی است که در تصمیم گیری ها و رفتار انسان مؤثر خواهد بود.

«یقلِّبُ اللَّه اللَّیلَ وَ النهارَ إِنَّ فِی ذلِک لَعِبْرَهً لِأُولِی الْأَبْصار»؛ خدا شب و روز را به هم بدل می کند که در این برای اهل بصیرت عبرتی هست ” (نور /۴۴)

کسانی که اشیا را از جهت حکمت ها، مصلحت ها، نظم و ترتیب و غایاتی که بر آن ها مترتّب می شود می بینند، از اختلاف شب و روز از جهت بلندی و کوتاهی و سردی و گرمی و نور ظلمت عبرت می گیرند و به آن ها با دیده ی عبرت می نگرند و اشخاص با بصیرت آن را مسطوره ای از اراده و مشیت ساحت پروردگار و تدبیر محکم و متقن او می دانند. پندپذیری دراین آیه به طور خاص برای اهل بصیرت مطرح شده است زیرا به کاربستن بصیرت، اتعاظ و ادراک حق را در پی خواهد داشت. (اندلسی، ابوحیان، البحر المحیط فی التفسیر، ج ۸ ص ۵۹)

یکی از مهم ترین مقاصد تربیت آن است که انسان به درجه ای از درک و بصیرت برسد که بتواند از ظواهر امور بگذرد و به باطن آنها بنگرد. از محسوسات و مشهودات عبور کند و به معقولات برسد، و قدرتی فراگیر برای سنجش و اندازه گیری، تجزیه و تحلیل، حل و فصل امور و انتخاب و تصمیم گیری در ابعاد مختلف زندگی به دست آورد. عبرت راهی است که می تواند انسان را به این مقصد تربیتی برساند و شاید مهمترین اثر تربیتی عبرت، همین باشد. امیرالمؤمنین(ع) در کلام خود بر این اثر عبرت تصریح کرده چنین می فرماید: «مَنِ اعْتَبَرَ اَبْصَرَ وَ مَنْ اَبصَرَ فهِمَ وَ مَن فَهِمَ عَلِمَ کسی، که عبرت آموزد، آگاهی یابد و کسی که آگاهی یابد، می فهمد و آنکه بفهمد، دانش آموخته است.» (نهج البلاغه حکمت ۲۰۸)

آنچه ازاین کلام برمی آید، این است که تفکر زمینه ساز عبرت است و عبرت، زمینه بصیرت را فراهم می آورد. در حقیقت، در مسیر کمال، زمانی انسانی به بینش وبصیرت می رسد که به دیدن وشنیدن اکتفا نکند، بلکه دروقایع، اندیشه کند و با دقت به امور بنگرد. نتیجه این اندیشه و دقت نظر، همان عبرتی است که در تصمیم گیری ها و رفتار انسان مؤثر خواهد بود. عبرت حالتی است که در اثر برخورد با اموری ظاهری و مشهود، برای انسان پدید می آید و به معرفتی باطنی و غیر مشهود منتهی می شود. اگر کسی بطور دائم از آنچه که پیراموش می گذرد و یا در گذشته به وقوع پیوسته به دیده عبرت نگاه کند به راحتی می تواند به نتیجه جریانات واقف شده و با بصیرتی که پیدا می کند از گرفتار شدن از هلاکت نجات پیدا کند.

حضرت علی(ع) در این خصوص فرموده اند: «فِی کُلِّ اعْتِبَارٍ اسْتِبْصَارٌ، در هر عبرت گرفتنی بصیرتی است». (غررالحکم ودررالکلم ص۴۷۲) و در بیان دیگری این امر را منوت به دوام عبرت گرفتن دانسته و بیان دشته اند: «دَوَامُ الِاعْتِبَارِ یؤَدِّی إِلَی الِاسْتِبْصَارِ، دایم بودن عبرت گرفتن می کشاند بسوی بصیرت». (غررالحکم ودررالکلم ص۴۷۲)

حضرت علی(ع) که خود قرآن ناطق است با اشاره به برنامه عبرت آموزی قرآن، چنین می فرماید: «تدَبَّرُوا آیات الْقُرْآنِ وَ اعْتَبِرُوا بِهِ فَإِنَّهُ اَبْلَغُ الْعِبَرِ، در آیه های قرآن بیندیشید و به (وسیله) آن پندگیرید، زیرا که آیات قرآن رساترین عبرتهاست.» (غررالحکم ص۱۱۱) آنکس که عبرت آموز باشد، می توان بصیرش نامید.

«وَ لَقدْ بصِّرْتُمْ إِن أَبْصَرْتُمْ وَ أُسْمِعْتُمْ إِنْ سَمِعْتُمْ وَ هُدِیتُمْ إِنِ اهْتَدَیتُمْ وَ بِحَقٍّ أَقُولُ لَکمْ لَقَدْ جَاهَرَتْکمُ الْعِبَرُ وَ زُجرْتُمْ بمَا فِیهِ مُزْدَجَر… به درستی که بینا شده اید اگر نگاه کنید، شنوا شده اید اگر گوش فرا دهید وراهنمایی شده اید اگر دنبال هدایت باشید. حقیقتا می گویم که عبرتها خود را به شما نشان داده و با آنچه که می توان نهی کرد نهی شده اید» (نهج البلاغه، خطبه ۲۰) «إِن منْ صَرَّحَتْ لَهُ الْعِبَرُ عَمَّا بَینَ یدَیهِ مِنَ الْمَثُلَاتِ حَجَزَتْهُ التَّقْوَی عَنْ تَقَحُّمِ الشُّبُهَاتِ، کسی که از اعمال وکردار گذشتگان وعواقب سوء آن عبرت گیرد، تفوا وی را از فرو رفت در آن گونه بد بختیها باز می دارد.» (نهج البلاغه، خطبه ۱۶)

زمانی انسان به بینش و بصیرت می رسد که به شنیدن اکتفا نکند، بلکه در شنیده ها، اندیشه نماید و با دقت به امور بنگرد. نتیجه این اندیشه و دقت نظر همان عبرتی است که در تصمیم گیری ها و رفتار انسان موثر خواهد بود. به عبارت دیگر به نظر امام(ع)، مراحل ایجاد بینش عبارت است از: ۱. احساس ظاهری (به کمک چشم وگوش) ۲. تفکر و تیزبینی (اندیشه) ۳. عبرت گیری. به هرحال شیرین ترین ثمره عبرت آموزی، بینش است که خود آثار مطلوب دیگری را نیز به دنبال خواهد داشت.

۵) تذکر

«إِن الَّذِین اتَّقَوْا إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیطانِ تَذَکرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ» (اعراف/۲۰۱) کسانی که پرهیزکاری پیشه کردند چون با پندار شیطانی برخورد کنند (خدا را) یاد کنند و در دم به بصیرت آیند.

” تذکر” به معنای تفکر آدمی است. پرهیزکاران وقتی شیطان طائف نزدیکشان می شود به یاد این می افتند که پروردگارشان خداوند است که مالک و مربی ایشان است، و همه امور ایشان بدست او است. خداوند هم شر آن شیطان را از ایشان دفع نموده و پرده غفلت را از ایشان بر طرف می سازد وناگهان بینا می شوند. (طباطبایی، محمد حسین، تفسیرالمیزان، ج ۸ص۳۸۱) وسوسه های شیطانی پرده بر دید باطنی انسان می افکندولی پرهیزگاران به هنگام یاد خدا چشمشان بینا می شود و حق را می بینند نتیجه اینکه یاد خدا، به انسان بصیرت می دهد و او را از وسوسه ها نگاه می دارد. حضرت علی(ع) فرموده اند: «مَنْ ذَکَرَ اللَّهَ استَبْصَرَ، هر که یاد کند خدا را بصیرت یابد». ونیز فرموده اند: « من ذکر الله سبحانه أحیا الله قلبه و نور عقله و لبه» (غررالحکم ص۱۸۹)

ونیزفرموده اند: «فَلْینْتَفِعِ امْرُؤٌ بِنَفْسِهِ فَإِنَّمَا الْبَصِیرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَکرَ وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ انْتَفَعَ بالْعِبَر، هر کس باید از خویشتن بهره گیرد، زیرا شخص بصیر وبینا آن است که بشنود وبیندیشد، بنگرد وعبرت گیرد وازآنچه مایه عبرت آموزی است بهره اندوزد.» (نهج البلاغه، خطبه ۱۵۳) باید گفت ابزارهای کسب بصیرت، درهم تنیده و به یکدیگر وابسته اند. چنانکه در نهج البلاغه آمده: «رَحمَ اللَّه امرَأً تفَکرَ فَاعْتَبَرَ وَ اعْتَبَرَ فَأَبْصَر، خدابیامرزد کسی را که به درستی فکر کند، پندگیرد، آگاهی یابد وبینا شود.» (نهج البلاغه، خطبه ۱۰۳)

۶) تفکر

تفکر که یکی از والاترین مراتب عبادت است، ازعوامل بصیرت به شمار می آید. «تفکرک یفیدک الاستبصار و یکسبک الاعتبار؛ فکر کردن به تو، بینایی و عبرت گرفتن می بخشد.» (غررالحکم ص۵۷) در نامه ۳۱ نهج البلاغه که امام آنر را برای فرزندشان امام حسن علیه السلام نگاشته اند تفکر را مایه بصیرت معرفی نموده اند. «مَنْ تَفَکرَ أَبْصَر» و نیز در خطبه ۱۵۳ می فرمایند: «فَإِنَّمَا الْبَصِیرُ مَنْ سَمِعَ فَتَفَکرَ وَ نَظَرَ فَأَبْصَرَ وَ انْتَفَعَ بِالْعِبَر» (نهج البلاغه، حکمت ۲۰۸)

۷) استمداد از نور الهی

«أَ فمَن شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْاسْلَمِ فَهُوَ عَلی نُورٍ مِّن رَّبِّهِ» در این آیه می فرماید: کسانیکه خداوند ایشان را شرح صدر بخشد همچون دیگران گمراه نیستند و علت این معنا را توضیح می دهد، و آن این است که این طایفه دارای نوری از ناحیه پروردگار خویشند که با آن نور، حق را می بینند و سبب دیگرش این است که این طایفه دلی نرم دارند که از پذیرفتن حق، و هر کلام نیکویی که بشنوند سرپیچی نمی کنند. شرح صدر برای اسلام، به این معنا خواهد بود که انسان وضعی به خود بگیرد که هر سخن حقی را بپذیرد و آن را رد نکند البته معنای این حرف این نیست که هر سخنی را هر چه باشد کورکورانه بپذیرد، بلکه با بصیرت نسبت به حق و شناختن راه رشد، آن را می پذیرد. (طباطبایی، محمدحسین، تفسیرالمیزان، ج۱۷ص۲۵۴)

۸) تدبر در آیات الهی

«یقَلِّبُ اللَّهُ اللَّیلَ وَ النَّهارَ إِنَّ فی ذلِک لَعِبْرَهً لِأُولِی الْأَبْصار» (نور /۴۴) دراین آیه به یکی از آیات خلقت و نشانه های عظمت پروردگار که همان خلقت شب و روز و ویژگیهای آنها است اشاره کرده می فرماید: خداوند شب و روز را دگرگون می سازد، و در این، عبرتی است برای صاحبان بصیرت. (مکارم شیرازی، ناصر، تفسیرنمونه، ج۱۴ص۵۰۶)

۹) تحصیل علم

«و یرَی الَّذِینَ أُوتُواْ الْعِلْمَ الَّذِی أُنزِلَ إِلَیک مِن رَّبِّک هُوَ الْحَقَّ» آنها که دارای علمند آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده حق می دانند. در سیاق آیات گذشته سخن از بی خبران کوردلی بود که قاطعانه معاد را با آن همه دلائل، انکار می کردند، و سعی در تکذیب آیات الهی و گمراه ساختن دیگران داشتند. به همین مناسبت در آیه ی مورد بحث سخن از عالمان و اندیشمندانی است که به تصدیق آیات الهی و تشویق دیگران به پذیرش آن می پردازند. (مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج۱۸ص۱۹) نشانه ی علم واقعی دریافتن حقّانیت قرآن و پذیرفتن آن است. بدون علم و معرفت، حق شناسی وبصیرت یابی ممکن نیست.

۱۰) آخرت اندیشی

یادآوری قیامت، سبب پیدایش بصیرت در انسان می شود. خداوند می فرماید: «وَاذْکرْ عِبَادَنَا إبرَاهِیمَ وَإِسحَقَ وَیعْقُوبَ أُوْلِی الْأَیدِی وَالْأَبْصَارِ إِنَّا أَخْلَصْنَاهُم بِخَالِصَهٍ ذِکرَی الدَّارِ» (ص/۴۵-۴۶)

چنانکه سابق بر این گفته شد حضرت ابراهیم واسحاق ویعقوب (در قرآن به عنوان صاحبان بصیرت یاد شده اند ودلیل بصیرت اندیشی این بزرگواران در این بود که آنها پیوسته به یاد جهان دیگر بودند، افق دید آنها در زندگی چند روزه این دنیا و لذات آن محدود نمی شد، آنها در ما ورای این زندگی زودگذر سرای جاویدان با نعمتهای بی پایانش را می دیدند، و همواره برای آن تلاش و کوشش داشتند. (مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج ۱۹ص۳۰۸)

۱۱) دور اندیشی در امور

پیشتر درمعنای صفت “بصیر” که یکی از اسماء الهی است بدین مطلب اشاره شد که تدبیروآینده نگری وتوجه به مصالح بندگان، در لایه های معنایی این واژه نهفته است و انسان، به عنوان تجلی صفات پروردگار باید این خصایص را در خود زنده نگاه دارد تا بتواند به بصیرتی که خداوند بدان سفارش نموده نزدیک گردد. از دیگر اموری که موجب بصیرت یافتن انسان می شود آینده نگری و تدبیر در مسائل و جریانات می باشد حضرت علی(ع) فرموده اند: «مَنِ اسْتَقْبَلَ الْأُمُورَ أَبْصَر، هر که از قبل پیش بینی کند و به پیشواز کارها برود (نسبت به امور دور اندیشی کند) بینا گردد». (غرر الحکم و درر الکلم ص: ۵۷)

موانع بصیرت

درمقابل عوامل بصیرت زا، برخی موانع وجود دارند که بردیدگان بصیرت انسان پرده می افکند. کفرورزی و گناه باعث خاموش شدن نور الهی در قلب انسان و کور شدن چشم بصیرت وی می شود. تعبیرهایی گوناگون در قرآن حاکی از بستن دل کافران و هدایت ناپذیری آنهاست. در این آیات از ترجیح دنیا بر آخرت، (نحل/۱۰۷- ۱۰۸)، نفاق و دورویی (بقره/۱۷- ۱۸)، هواپرستی (جاثیه/۲۳) رویگردانی از آیات الهی (کهف/۵۷)، سرسختی در پذیرش ایمان (انعام /۶، ۱۱۰) و مواردی از این دست به عنوان موانع هدایت پذیری و روشنی چشم بصیرت سخن آمده است که درادامه به برخی ازآنها اشاره شده است.

۱) غفلت

غفلت، ضد بصیرت است و دایره آن بسیار فراگیر است. غفلت به گونه ای است که به امور متفاوتی تعلق می گیرد. غفلت در رابطه رهبری، غفلت از دین و احکام آن، غفلت از دشمن و… قرآن ما را از این که از غافلان باشیم نهی کرده است: «و لا تکن من الغافلین» (اعراف/۲۰۵) غفلت به معنای چیزی است که مانع از وقوف انسان بر حقیقت امر گردد. (حقی بروسوی، اسماعیل، روح البیان، ج۹ص۱۲۲) یا اشتباهی است که ازکمی حافظه یا هوشیاری ناشی می شود. (راغب، حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، ج۵ص۴۳۵)

غفلت نابود کننده بصیرت است چنان که از امیرالمؤمنین (نقل شده است: «دوام الغفله یعمی [تعمی] البصیره» (غرر الحکم ص۲۶۶) در موارد دیگر نیز امام به آثار سوء غفلت تاکید دارد: «الغفله أضر الأعداء؛ غفلت از پرخسارت ترین دشمنان است.» (غررالحکم ص ۲۶۵) «کفی بالغفله ضلالا؛در گمراه کردن انسان، غفلت به تنهایی کافی است.» (غررالحکم ص ۲۶۶)

غفلت انسان در دنیا، مانع بصیرت نسبت به حقایق آخرت می گردد

آیه «لَقَدْ کنتَ فی غفْلَهٍ مِنْ هذا فَکشَفْنا عَنْک غِطاءَک فَبَصَرُک الْیوْمَ حَدِیدٌ» (ق/۲۲) از احوال روز قیامت پرده برداشته و خطابی که از سوی پروردگاربه انسان می رسد را بیان می نماید. ” تو از این دادگاه بزرگ غافل بودی، و ما پرده را از چشم تو کنار زدیم، و امروز چشمت کاملا تیز بین است”

کلمه” هذا”اشاره به آن حقایقی است که انسان در قیامت با چشم خود معاینه می کند و می بیند که تمامی اسباب از کار افتاده، و همه چیز ویران گشته، و به سوی خداوند واحد قهار برگشته است، اما انسان به خاطر رکون و اعتمادی که به اسباب ظاهری داشت از این حقایق غافل بوده، تا اینکه در قیامت خدای تعالی این پرده غفلت را از جلو چشم او کنار زده، وناگهان حقیقت امر براو روشن شده است. و به همین جهت این طور خطاب می شود: «لَقَدْ کنْتَ فِی غ

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *