تعداد بازدید
3 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه در کلام مقام معظم رهبری؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه در کلام مقام معظم رهبری، محتوای خود را در قالب 50 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه در کلام مقام معظم رهبری با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه در کلام مقام معظم رهبری آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه در کلام مقام معظم رهبری به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه در کلام مقام معظم رهبری ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه در کلام مقام معظم رهبری، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه در کلام مقام معظم رهبری را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل وحدت حوزه و دانشگاه در کلام مقام معظم رهبری :

وحدت حوزه و دانشگاه، یعنی وحدت در هدف
وحدت حوزه و دانشگاه، یعنی: وحدت در اهداف کلی، وحدت در کامل ساختن این ملت و این کشور و حرکت با یکدیگر و عبور در دو خط موازی، بدون اصطکاک با هم؛ یعنی هر دو، کار خودشان را بکنند؛ اما برای یک هدف و آن هدف، ساختن و کامل کردن ملت و کشور ایران است. این طور باید حرکت کرد. وحدت حوزه و دانشگاه، یعنی وحدت در هدف. هدف این است که همه به سمت ایجاد یک جامعه ی اسلامی پیشرفته ی مستقل، جامعه ی امام، جامعه ی پیشاهنگ، جامعه ی الگو، ملت شاهد – ملتی که مردم دنیا با نگاه به او جرأت پیدا کنند، تا فکر تحول را در ذهن خودشان بگذرانند و در عمل شان پیاده کنند – حرکت نمایند. وحدت حوزه و دانشگاه عبارت از این است که ما این دو کانون علمی، این دو مرکز تعلیم و تعلم را از لحاظ اخلاق حاکم بر آن ها، از لحاظ سیستم و سازماندهی حاکم بر آن ها، و از لحاظ برخی از محتواها به هم نزدیک کنیم. امروز هیچ کس انتظار یک دانشگاه خلق الساعه ی صد در صد اسلامی را ندارد، اما همه انتظار دارند که جهت حرکت، به سوی ایجاد یک دانشگاه صد در صد اسلامی باشد. این منظور حاصل نخواهد آمد مگر با وحدت عمیق و عملی حوزه و دانشگاه و روحانی و دانشجو و این یک ضرورت و نیاز انقلابی است. یکی از عزیزترین دستاوردهای انقلاب اسلامی این بود که دو بخش عظیم فرهنگی که سال ها تلاش شده بود از هم دور باشند[حوزه و دانشگاه]… با هم متّحد شدند. در کشور ما، هزار سال علم و دین در کنار یکدیگر بودند. علما و پزشکان ومنجمان و ریاضیدان های بزرگ تاریخ ما – آن کسانی که امروز نام شان و اکتشافات شان هنوز در دنیا مطرح است – جزو علمای باللّه و صاحبان دین و متفکران دینی بودند. ابن سینایی که هنوز کتاب طب او در دنیا به عنوان یک کتاب زنده ی علمی مطرح است و در شئون مختلف به عنوان یک چهره ی برجسته ی تاریخ بشر، در همه ی صحنه های علمی دنیا در این هزار سال مطرح بوده و هنوز هم مطرح است و بعضی کارها در تاریخچه ی علم به نام او ثبت شده، یک عالم دینی هم بوده است. محمّدبن زکریای رازی و ابوریحان بیرونی و دیگر علما و دانشمندان و متفکران و مکتشفان و مخترعان دنیای اسلام نیز همین طور بوده اند. این، وضع کشور ما و دنیای اسلام بود. تا وقتی که دین حاکم بود و صحنه ی زندگی مردم، از دین و نفوذ معنوی آن بکلی خالی نشده بود، وضع این گونه بود. از وقتی که اروپایی ها و غربی ها و سیاستمداران صهیونیست و متفکرانی که برای نابودی دنیای اسلام نقشه می کشیدند، دانش را همراه با سیاست وارد کشور ما کردند، علم را از دین جدا نمودند و نتیجتا رشته ی دین، یک رشته ی خالی از علم شد و رشته ی علم، یک رشته ی خالی از دین گشت. در حوزه های علمی، دروس علم با پیشرفت های جدید راه داده نشد. دنبال این باید گشت که چرا در دهه های این قرن و قرن گذشته، فراگرفتن دانش های غیردینی -همین علوم رایج که قبل از آن در حوزه ها تعلیم و تعلم می شد – در حوزه ها نیامد و چرا علما که خود متفکران و ورّاث و صاحبان همین علوم در دوره های گذشته بودند، آن ها را طرد کردند؟ دو مؤثر و عامل وجود داشت و هر دو مربوط می شد به این که غربی ها متصدی و صاحب علم و دانش طبیعی در محیط عالَم شده بودند. این دو مؤثر، یکی این بود که علمای دین، علمی را که به وسیله ی دشمنان دین و کفار می خواست ترویج بشود، با چشم بدبینی نگاه و طرد می کردند. عامل دوم این بود که همان دشمنان و همان کفار، حاضر نبودند علم را که در اختیار آن ها بود، به داخل حوزه های علمیه – که مرکز دین بود – راه و نفوذ بدهند. هر دو از یکدیگر گریزان و با یکدیگر دشمن بودند و علت اصلی هم این بود که در همه جای عالم و از جمله در کشورهای اسلامی، علم در دست سیاست های ضد دین یک ابزار بود.

قرن نوزدهم، قرن طرد دین از صحنه ی زندگی
قرن نوزدهم که اوج تحقیقات علمی در عالم غرب می باشد، عبارت از قرن جدایی از دین و طرد دین از صحنه ی زندگی است. این تفکر، در کشور ما هم اثر گذاشت و پایه ی اصلی دانشگاه ما بر مبنای غیر دینی گذاشته شد. علما از دانشگاه روگردان شدند و دانشگاه هم از علما و حوزه های علمیه روگردانیدند. این پدیده ی مرارتبار، هم در حوزه ی علمیه و هم در دانشگاه ها سوء اثر گذاشت. در حوزه های علمیه سوء اثر گذاشت؛ زیرا علمای دین را صرفا به مسایل ذهنی دینی – ولاغیر – محدود و محصور کرد و آن ها را از تحولات دنیای خارج بی خبر نگهداشت. پیشرفت های علم از نظر آن ها پوشیده ماند و روح تحول گرایی و ضرورت تحول در فقه اسلام و استنباط احکام دینی – که همواره در تحولات عظیم جهانی، چنین تحولی در استنباط دین و فقه اسلام وجود داشته است و فقه برای رفع نیاز جامعه، مستند به قرآن و سنت است – در حوزه ها از بین رفت. حوزه ها از واقعیت زندگی و حوادث دنیای خارج و تحولات عظیمی که به وقوع می پیوست، بی خبر ماندند و به یک سلسله مسایل فقهی و غالبا فرعی محدود شدند. مسایل اصلی فقه – مثل جهاد و تشکیل حکومت و اقتصاد جوامع اسلامی و خلاصه فقه حکومتی – منزوی و متروک و «نسیا منسیّا» شد و به مسایل فرعی و فرع الفرع و غالبا دور از حوادث و مسایل مهم زندگی، توجه بیشتری گردید. این، ضربه ای بود که به حوزه های علمیه وارد آمد و دست سیاست ها هم از این استفاده کرد و با تبلیغات و روش های شیطنت آمیز، هر چه توانستند حوزه ها را از تحولات زندگی دورتر کردند.

دانشگاه ما در دست کسانی بود که از دین بهره یی نداشتند:
و اما دانشگاه – که خشت اولش از حوزه ی علمیه و دین جدا نهاده شده بود – در مشت کسانی افتاد که نه از دین و نه از اخلاق اسلامی و نه از اخلاق سیاسی و نه از احساس وجدان یک شهروند نسبت به کشور و ملت شان بهره یی نداشتند. در طول هفتاد سال اخیر، به جز عده ی معدودی از قبیل امیرکبیر و بعدها هم چند نفری که بسیار معدود بودند، بیشتر کسانی که زمام امور تحصیلات عالیه در این کشور به دست آن ها بوده است و مسایل آموزش عالی به اراده و تدبیر آن ها ارتباط پیدا می کرده، بقیه کسانی بوده اند که منافع ملت ایران در مقابل منافع بیگانگان، برای آن ها از هیچ رجحانی برخوردار نبود و بیشتر به فکر چیزهای دیگری بودند تا آینده ی این ملت و این کشور! این تصادفی نیست که ملت ایران، با آن سابقه ی تاریخی علمی و با این استعداد درخشانی که دارد (همه ی کسانی که روی مسایل ملت ها کار کرده اند و ما اطلاع داریم، درباره ی ملت ایران گفته اند که این ملت، دارای استعدادی بالاتر از متوسط استعدادهای بشری است) و با آن فرهنگ غنی عمیق اسلامی و با داشتن دانشمندان بسیار بزرگ در طول قرن های متوالی و با وجود شوق و علاقه ی طبیعی به آموختن و دانستن، در این دویست سال یا صد و پنجاه سالی که دنیا چهار نعل به سمت معلومات و دانش و قله های علم حرکت کرده، ایران و ملت ایران، جزو گروه ها و ملت های عقب افتاده قرار گرفته است. اگر این ملت را به حال خود هم وا می گذاشتند، در علوم جلو می افتاد و در بیشتر دانش هایی که در ابتدا از قلب و درون خودِ جوامع جوشیده و سر کشیده و شکفته است، پیشرفت می کرد و پابه پای دنیا پیش می رفت و این قدر عقب نمی ماند.

قرون وسطی ، دوران تاریکی اروپاییان و درخشش اسلام
بعد از آن که راه معلومات و علوم روز غربی در ایران باز شد، دست های خیانتکار و غافل، کاری کردند که این ملت عقب بماند و پیشرفت نکند. سال ها و بلکه قرن های متمادی، ملت ما در اوج قله ی علم بود و در هیچ جای دنیا در آن دوران، این قدر علوم درخشش نداشت. شما شنیده اید که قرون وسطی ، قرون تاریکی و ظلمات است. امروز هم اروپایی ها وقتی می خواهند مردمی را تخطئه کنند، می گویند این ها قرون وسطایی هستند! قرون وسطی ، یعنی قرن های جهال

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *