تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل وحدت و اتحاد سبب امنیت جامعه اسلامی، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل وحدت و اتحاد سبب امنیت جامعه اسلامی شامل 71 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل وحدت و اتحاد سبب امنیت جامعه اسلامی:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل وحدت و اتحاد سبب امنیت جامعه اسلامی را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل وحدت و اتحاد سبب امنیت جامعه اسلامی توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل وحدت و اتحاد سبب امنیت جامعه اسلامی را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل وحدت و اتحاد سبب امنیت جامعه اسلامی :

در خطبه فدکیه بخشی به عنوان خطبه است که بیان عقاید و جهان بینی است، بخشی هم خطابه است مربوط به استرداد فدک؛ آن بخش استرداد فدک هم محتوای فراوان قرآنی دارد؛ اما آن بخش اوّلش که خطبه است نه خطابه، بسیاری از معارف اعتقادی را به همراه دارد که گوشه ای از اینها در بحث های قبل بیان شد. وجود مبارک صدیقه کبرا(سلام الله علیها) هم به این شبهه پاسخ داد، هم عالمان و دانشمندان را معرفی کرد و هم دین را تشریح کرد و هم وظیفه دین‎دارها را. مرحوم کلینی(رضوان الله تعالی علیه) در همان جلد اوّل کافی این شبهه را از مادیین نقل می کند که آنها می گویند خدا جهان را از چه چیزی آفرید؟ یا از «من شیء» آفرید یا «من لا شیء». اگر خدای سبحان، جهان را از یک سلسله موادّ ازلی خلق کرد، پس آن مادّه ها ازلی است، نیازمندی به خالق نیست و اگر «من لا شیء» خلق کرد «لا شیء» که عدم است نمی تواند مادّه برای چیزی باشد که خدا از عدم، عالَم آفریده باشد. پس اگر «من شیءٍ» باشد لازمه اش ازلیت ماده است و بی نیازی از مبدأ، اگر «من لا شیء» باشد که این محال است؛ چون «لا شیء» نمی تواند ماده باشد انسان نمی تواند از عدم، چیزی را به بار بیاورد و این شیء هم خالی از دو نقیض نیست هر دو نقیض، محذور دارد پس ـ معاذ الله ـ خلقتی در کار نیست، این شبهه مادیین است که مرحوم کلینی در جلد اوّل کافی در باب جوامع توحید نقل می کند، بعد خطبه نورانی امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) که در این زمینه است آن را پاسخ این شبهه می داند؛ ولی ۲۵ سال قبل از اینکه وجود مبارک امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) این خطبه را ایراد کند، حضرت صدیقه کبرا(سلام الله علیها) در خطبه فدکیه به این شبهه پاسخ داد.

فرمود اینکه گفتید خدا جهان را «من شیءٍ» خلق کرده باشد لازمه اش ازلیت ماده است حق با شماست، خدا جهان را «من شیءٍ» خلق نکرد؛ اما اینکه گفتید اگر «من شیء» خلق نکرد «من لا شیء» خلق کرد که این محال است این شبهه و اشکال از شماست، چون نقیض «من شیء»، «من لا شیء» نیست، نقیض «من شیء»، «لا من شیء» است چون «نقیض کلّ رفعه أو مرفوع»، «نقیض کلّ شیء رفعه»، نقیض «مِن ألف»، «من لا ألف» نیست «لا من ألف» است. این خطبه نورانی صدیقه کبرا به این شبهه پاسخ داد فرمود: «خلق الأشیاء لا من شیء»، نه «من لا شیء» این «لا من شیء»؛ یعنی چیزی در عالم نبود و خدا «بدیع السماوات و الأرض» است، نوآور است، ماده را از چیزی خلق نکرد «لا من شیءٍ» خلق کرد، نه «من لا شیء»؛ زیرا نقیض موجبه محصّله، موجبه معدوله نیست، سالبه محصّله است، نقیض «من شیء»، «من لا شیء» نیست، این «من لاشیء» موجبه معدوله است، نقیض «من شیء»، «لا من شیء» است. این در خطبه نورانی صدیقه کبرا(سلام الله علیها) است، در خطبه نورانی امیرالمؤمنین(سلام الله علیه) است که «خلق الأشیاء لا من شیء»؛ یعنی مادّه، بدیع است نوظهور است.

بعد از اینکه فرمود مادّه، ازلی نیست نوظهور است، به شبهه دیگر پاسخ داد و آن این است که به هر حال ماده یک صورت و نقشه ای می خواهد، خدای سبحان این نقشه را از چه کسی گرفت؟ این صورت را از چه چیزی گرفت؟ فرمود «بِلَا احْتِذَاءِ أَمْثِلَهٍ» این طور نیست که خدا الگو و نقشه را از جای دیگر گرفته باشد؛ هم ماده نوظهور است هم صورت نوظهور است، هم ماده سابقه وجود ندارد، کسی خلق نکرد و ماده وجود نداشت و هم صورت نبود و کسی صورت آفرین نبود، خداست که ماده آفرین است بدیع است، خداست که صورتگر است بدیع است که فرمود: وَ صَوَّرَکمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَکمْ و مانند آن. بعد از اینکه مسئله ماده و صورت را تبیین کرد، روش تعلیمی قرآن را هم به ما آموخت. فرق قرآن با کتب علمی این است، در کتاب های علمی تلاش و کوشش آنها این است که بگویند این مادّه چیست و چطور ترکیب شد، مادّه آب چیست چطور ترکیب شد، ماده گیاه چیست چطور ترکیب شد؛ اما چه کسی کرد؟ برای چه کاری کرد و ساختار درونی او چیست، اضلاع سه گانه این مثلث، مطالب محوری قرآن و خطبه نورانی صدیقه کبراست. در علوم دانشگاهی از این مسائل خبری نیست، در دانشگاه ها و بخشی از حوزه ها فقط در این است که این شیء از چه چیزی خلق شد و صورتش چیست؟ ابزار مادّی او چیست و صورت او چیست؟ اما چه کسی کرد و برای چه کرد ساختار هستی او چگونه است؟ اضلاع این مثلث در قرآن فراوان است؛ ولی در حوزه های دانشگاهی خبری نیست. قرآن کریم اصل پیدایش آسمان و زمین را، اصل پیدایش انسان را بازگو کرد، گرچه درباره انسان مبسوطاً بیان کرد؛ اما اساس کار این است که چه کسی این زمین را آفرید و برای چه آفرید و ساختمان اصلی آن چیست؟ در جریان خلقت انسان فرمود من انسان را با سلامت خلق کردم و نظام هستی را با حق خلق کردم و انسان چون جزء این نظام هستی است مجموعه آسمان و اهلش، زمین و اهلش را به حق خلق کردم، این تعبیر خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ یا ما خَلَقْنَا السَّماءَ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَینَهُما باطِلاً یا ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَینَهُما لاعِبینَ گاهی به صورت قضیه موجبه، گاهی به صورت قضیه سالبه بیان شده؛ یعنی نظام آفرینش به حق است، یک؛ نظام آفرینش باطل نیست، این دو؛ این نظام آفرینش به حق است خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ با یک تبیین خلقت طبیعت و فطرت انسان روشن می شود.

در جریان انسان، خدای سبحان بدن انسان را آفرید؛ اما بدن انسان را به حق خلق کرد؛ یعنی به سلامت خلق کرد به ما روده، معده و دستگاه گوارش داد؛ اما این دستگاه گوارش روده و معده مثل تُنگ خالی و ظرف خالی نیست که هر چه به او بدهی بپذیرد، این حرفی برای گفتن دارد. شما در تنگ خالی چه عسل بریزی، چه سَمّ بریزی او می پذیرد؛ ولی به دستگاه گوارش معده و روده اگر غذای سالم دادی می پذیرد و هضم می کند و غذای مانده دادی بالا می آورد؛ یعنی من غذای ناسالم را نمی پذیرم این برای طبیعت ماست، فطرت ما هم این‎چنین است، اگر کسی با ما راست بگوید می پذیریم، فریب، دروغ، زهدبازی و دغل را این فطرت بالا می آورد پس می زند. فطرت به حق خلق شد، طبیعت به حق خلق شد این طور نیست که دروغ را انسان بپذیرد، فریب و دغل و حیله را بپذیرد چه مسلمان چه کافر، چه شرقی چه غربی، فطرتِ ما به حق خلق شد، طبعیت ما به حق خلق شد. فرمود همان طوری که طبیعت شما به حق خلق شد، فطرت شما به حق خلق شد، ساختار نظام سپهری هم این‎چنین است، زمین به حق خلق شد، آسمان به حق خلق شد در نظام آفرینش، ظلم را این نظام نمی پذیرد، حیله و مکر را نمی پذیرد؛ یعنی آسمان یک روز بالا می آورد، زمین یک روز بالا می آورد، اینکه قصص قرآنی در همین مدار و محور می گردد برای همین است. آن که آمد با ساختار خلقت یکسان حرکت کرد می ماند که «أَلعُلَمَاءُ بَاقُونَ مَا بَقِی الدَّهرُ»؛اما کسی که بر خلاف ساختار خلقت حرکت کرد: سَخَّرَها عَلَیهِمْ سَبْعَ لَیالٍ وَ ثَمانِیهَ أَیامٍ فرمود ما این کار را کردیم، «أعجازِ نخل خاویه» شدند اثری از آنها نمانده است؛ یعنی نظام آفرینش، باطل را نمی پذیرد، ستم را نمی پذیرد.

فرق قرآن با سایر کتب علمی این است که کتاب های علمی، مادّه را تبیین می کنند، صورت را مشخص می کنند؛ امّا مادّه آفرین کیست؟ صورتگر کیست؟ چطور ساخته شد؟ در علوم مطرح نیست. قرآن کریم چه در خلقت آسمان، چه در خلقت زمین، چه در خلقت موجودات زمینی، چه در آفرینش موجودات آسمانی به هُوَ الأَوَّلُ اشاره می کند، به «هو الآخر» اشاره می کند به ساختار خلقت اشاره می کند. فرمود اگر آسمان بروی حُکم همین است که دغل و خیانت و دروغ و ظلم را آن جا نمی پذیرند، زمین باشی این طور است هُوَ الَّذی فِی السَّماءِ إِلهٌ وَ فِی الْأَرْضِ إِلهٌاین بیان قرآنی در سخنان نورانی صدیقه کبرا(سلام الله علیها) هست، هم فرمود «لا من شیء» خلق کرد، هم فرمود ماده از ابتدا بدیع است، هم صورت بدیع است و جایی نبود که ذات اقدس الهی ماده را از آن جا گرفته باشد یا صورت را از آن جا گرفته باشد و ما را هم برابر با نظام حق آفرید؛ بعد شروع کرد به طلیعه خطابه، فرمود شما معشر عرب بدانید که نه بهداشت داشتید، نه امنیت داشتید، نه امانت داشتید، نه سیاست داشتید مورد تهاجم امپراطوری ایران بودید در شرق، مورد تهاجم امپراطوری روم بودید در غرب، یک حیات خلوتی بودید برای این دو امپراطوری، نه داخله شما امن بود، نه از خارج امنیت داشتید تَخَافُونَ أَنْ یتَخَطَّفَکمُ النَّاسُ؛ هراس شما این بود که شرق و غرب شما را زیر پا له کنند، پدرم به شما شرف داد، استقلال داد، امنیت داد، امانت داد، مشکل داخلی شما را با وحدت حلّ کرد، مشکل خارجی شما را با سیاست و قدرت نظامی حلّ کرد کسانی در این صحنه، صحنه گردان بودند مثل پسر عمّم دیگر نام مبارک علی بن ابی طالب(سلام الله علیه) را به عنوان همسر نمی برد به عنوان پسرعمو یاد می کند که وجود مبارک امیرالمؤمنین بعد از پیغمبر، دومی نداشت، وقتی به حضرت عرض کردند زره شما شبیه این پیش بندی است که در آشپزخانه هاست؛ یعنی یک طرفه است پشت ندارد مگر می شود یک سلحشور زره بپوشد و پشت نداشته باشد؟! فرمود زره من پشت نمی خواهد، چون من که در جبهه جنگ پشت نمی کنم تا کسی از پشت حمله کند. به حضرت عرض کردند این اسبی که شما دارید اسبِ مسافرت عادی است نه اسب یک یل رزمنده، فرمود همین اسب برای من در میدان جنگ کافی است، برای اینکه من که فرار نمی کنم و اگر کسی فرار کرد من او را تعقیب نمی کنم این علی است! فرمود پسرعموی من باعث شد شما امنیت پیدا کردید، امانت پیدا کردید آن محبّت الهی نصیب شما شد که کنْتُمْ عَلی شَفا حُفْرَهٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکمْ؛ خدا به وسیله دینِ خودش، پیغمبر خودش پدر من و پسرعموی خودش؛ یعنی علی بن ابی طالب(سلام الله علیهما) را امنیت به شما داد، مگر شما زیر دست و پای شرق و غرب له نمی شدید؟! تَخَافُونَ أَنْ یتَخَطَّفَکمُ النَّاسُ.

این بیان نورانی صدیقه کبرا بعدها ـ یعنی ۲۵ سال بعد ـ در خطبه «قاصعه» وجود مبارک علی بن ابی طالب(سلام الله علیه) در بحبوحه سخنرانی دوران خلافتش، ظهور کرد. فرمود متحد باشید، امنیت و امانت خود را حفظ کنید، در داخله مشکل نداشته باشید، بکوشید از پیشرفت دیگری خوشحال باشید، نکوشید از افتادن دیگران لذّت ببرید آن که از افتادن دیگری لذّت می برد، آن که کمال انسانی را از دست داده است آن که از پیشرفت دیگری خوشحال است او انسان است مبادا چنین کاری بکنید! بعد فرمود اگر ـ خدای ناکرده ـ اختلاف در درون شما رخنه کند، آن وحدت اسلامی و دینی شما رخت برمی بندد، این اکاسره و قیاصره بر سر شما می آورند آنچه را که بر سر گذشتگان شما آوردند. فرمود شما بدانید این سرزمین حجاز یک وقت در اختیار پیغمبرزاده ها و امامزاده ها بود، یعنی فرزندان ابراهیم خلیل، فرزندان اسحاق، فرزندان اسماعیل، فرزندان یعقوب در همین محدوده خاورمیانه در بخش حجاز زندگی می کردند، این در خطبه نورانی حضرت در خطبه «قاصعه» هست. فرمود اکاسره؛ یعنی کسراهای ایران زمین از شرق و قیاصره، قیصرهای روم

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *