تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل وضعیت تفکر در ایران معاصر؛ گفت وگو با عماد افروغ؛ انتخابی هوشمند برای ارائه‌های حرفه‌ای

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل وضعیت تفکر در ایران معاصر؛ گفت وگو با عماد افروغ، محتوای خود را در قالب 45 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.

چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟

  1. چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل وضعیت تفکر در ایران معاصر؛ گفت وگو با عماد افروغ با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را به‌خوبی درگیر محتوا می‌کند.
  2. صرفه‌جویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل وضعیت تفکر در ایران معاصر؛ گفت وگو با عماد افروغ آماده‌ی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچ‌گونه ویرایش.
  3. نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل وضعیت تفکر در ایران معاصر؛ گفت وگو با عماد افروغ به‌گونه‌ای است که در هر صفحه‌نمایشی عالی به‌نظر می‌رسد.

هشدار: استفاده از نسخه‌های ناقص فایل پاورپوینت کامل وضعیت تفکر در ایران معاصر؛ گفت وگو با عماد افروغ ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل وضعیت تفکر در ایران معاصر؛ گفت وگو با عماد افروغ، کیفیت تضمین‌شده دارد.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل وضعیت تفکر در ایران معاصر؛ گفت وگو با عماد افروغ را دریافت کنید و تأثیرگذارترین ارائه‌ خود را آغاز کنید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل وضعیت تفکر در ایران معاصر؛ گفت وگو با عماد افروغ :

سروش اندیشه، ش ۱

چکیده: آقای افروغ تفکر را نوعی نوآوری و خلاقیت می داند که با گرته برداری و ترویج افکار دیگران تفاوت دارد . ایشان یک علت مهم رکود اندیشه در جامعه اسلامی را جدایی دین و روحانیت از سیاست می داند که موجب افتادن در ورطه تفکرات انتزاعی می شود . برای رشد علمی باید روحانیت و دین در عرصه سیاست حضور داشته باشند و تقسیم کار مثبتی میان حوزه و دانشگاه صورت پذیرد .

تفکر، در کنه و ذات خود چیست؟

تفکر، در ذات خود، به معنی نوآوری و خلاقیت و بها دادن به این منبع لایزال است; منتهی به شرطی که تقلید از دیگران نباشد و قائم به ذات و، در یک جمله، ناب باشد . البته تاثیر شرایط اجتماعی و محیطی را نمی توان نادیده گرفت; ولی تفکر را جدای از تاثیر دیگران و محیط نیز می توان ارائه کرد . در مجموع می خواهم بگویم که تفکر خلاق با تفکر ترویجی و نوآوری خلاق با نوآوری اشاعه ای تفاوت دارد . همین که انسان به خود رجوع کند، این نوآوری ایجاد می شود . ما باید سعی کنیم با تکیه بر خلاقیت ها و ظرفیت های خدادادی خود، به پاسخ پرسش هایمان برسیم . عرض من این است که تفکر را نمی توان تعریف کرد .

تفکر چه سهمی در اعمال و اراده آدمی دارد؟ در این جا اصل را تفکر می دانید یا اراده و یا ترکیبی از هر دو؟

ترکیب، چیز معناداری در این مورد به نظر نمی رسد; اما من اصل را بر تفکر قرار می دهم; چه در قلمرو فردی و چه در قلمرو اجتماعی . مشکل اکنون ما عدم تفکر و عدم اندیشه است; اگر تفکر خلاقه وجود داشته باشد، در ساحت های ارزشی، هنجاری، احساسی، رفتاری و … نیز تاثیر خواهد گذاشت و اگر می بینیم تاثیرگذار نیست، مشکل در جامعه است . اگر انسان در ساحت عمل به گونه ای می اندیشد و در ساحت نظر به گونه ای دیگر، اشکال از جامعه است . این فاصله و شکاف یک امر اجتماعی و نه فلسفی است و تحقیق در مورد آن بر عهده جامعه شناس است; نه فیلسوف .

در تاریخ فرهنگی ما، تفکرات انتزاعی، پیشینه ای بسیار قوی داشته اند . از طرفی، در قرون سوم و چهارم که اوج شکوفایی تمدن اسلامی به حساب می آید، می بینیم که علومی نظیر فیزیک، نجوم، طب، ریاضی و شیمی پیشرفت می کنند; همان علومی که در حیطه علوم دقیقه قرار دارند; اما رفته رفته این جریان متوقف می شود . از دیدگاه آسیب شناسانه، برای کمرنگ شدن تفکرات انضمامی در مقابل تفکرات متافیزیکی در ایران و جهان اسلام، چه دلایلی می توان ذکر کرد؟

علوم از پیش فرض هایی برخوردارند که به هیچ وجه تجربی نیستند; بلکه مفروض می باشند . وقتی پیش فرض ها عوض شوند، علوم نیز عوض خواهند شد . در دوران طلایی تمدن ما نیز علوم، پیش فرض های خود را داشتند; در واقع آنها از پیش فرض های جامعه اسلامی برخوردار بودند; هدف، دینی بود و علم، مقدمه معرفت خدا بود; همان چیزی که امام خمینی می فرمودند . در آن دوران، ابعاد ارزشی و هنجاری، دست به دست هم داده بودند; حتی مسلمان بودن نیز انگیزه و محرک به شمار می آمد . ما در این دوران، شاهد نهضت شعوبیه هستیم; نهضتی ایرانی – اسلامی که هم عام گراست و هم می خواهد از فرهنگ خود در برابر اعراب پاسداری کند . این دو خصوصیت نهضت شعوبیه باعث شد که زمینه برای خلاقیت های علمی فراهم شود . نگاهی به وضعیت اجتماعی عالمان آن دوران، به ما نشان می دهد که آنان از نظر اجتماعی و تشخص، معاش، فضیلت و حیثیت در مقامی والا قرار داشتند و در شرایط خوبی به سر می بردند که البته در فراهم شدن این شرایط آموزه های اسلامی بسیار مؤثر بوده است .

اما چه شد که وضعیت طلایی آن دوران به وضعیت موجود رسید؟ بعضی ها معتقدند که بعدها تفکرات متافیزیکی صرف، غافل از موضوعات اجتماعی، حاکم شد و این وضع به وجود آمد . برخی دیگر معتقدند که جریان تصوف، مسبب این وضع بوده است و برخی نیز معتقدند که فعالیت های علمی آن دوران، پیوند نزدیکی با قدرت ها داشته است و به محض متلاشی شدن آن قدرت ها، آن دوران نیز به سر آمد .

من فکر می کنم جدایی روحانیون از سیاست، عامل عمده این مطلب بوده است . شما به تاریخ شیعه نگاه کنید . تفکر شیعی، هر حکومتی را به رسمیت نمی شناسد، اما این فاصله گرفتن از حکومت، بیش از رشد علم به افول علم منجر شد . وقتی روحانیت وارد سیاست می شود، می فهمد که با مساله ای به نام مصلحت حکومت داری; روبه روست . به همین جهت، از تفکر انتزاعی فاصله می گیرد; اما به محض دور شدن از سیاست، باز به ورطه تفکرات انتزاعی می افتد .

خلاصه حرف من این است که در این مملکت، جدایی روحانیت و نهادهای دینی از سیاست جواب نداده است; نه در عرصه تحولات دینی و نه در عرصه تحولات سیاسی و فرهنگی . به علاوه برای بررسی ابعاد فرهنگی جامعه، باید به هویت آن جامعه رجوع کنیم . عنصر بارز هویت مردم ایران، دین داری است که در هر تغییر و تحول ارادی باید به آن توجه داشت . همین هویت دینی است که مبنای تلفیق و عدم جدایی دین از سیاست است; حتی مقوله گفت وگوی تمدن ها نیز بدون عنایت به این هویت، مقوله ای ابترو تشریفاتی است . ما از لحاظ دینی وارد گفت وگو می شویم; حقیقت، به لحاظ دینی، جنبه ازلی و ابدی دارد . گفت وگوی ما به این معنا نیست که بنشینیم و ببینیم چه می شود؟ ما آمده ایم حرف بزنیم و تو را نجات دهیم . این مطلق نگری، منشا معارف تازه بوده است; اگر نسبی می اندیشیدیم، هرگز منشا تحول نمی شدیم . اگر من و طرف مقابل خود را بر حق ندانیم، سخن گفتن از گفت وگو بی معناست . اگر بگوییم این، به خشونت و عدم تساهل منجر می شود، باید عرض کنم که ریشه های خشونت، در جدایی ایدئولوژی از جهان بینی و شکل گیری فردیت است که هر دو زاییده تمدن غربی اند; شاهد کلام ما وقوع دو جنگ جهانی و بحران های عظیم اجتماعی پس از روشن گری است . آنچه موجب خشونت می شود، پای بندی به اصولی انسانی و ماورایی نیست; بلکه عدم پای بندی به اصول ثابت و فرو ریختن مجاری دستیابی به این اصول است که این امر در دو هیچ انگاری منسوب به نیچه و پست مدرنیست ها، به عنوان دلالت منطقی و اجتماعی مدرنیسم قابل ردیابی است .

آیا می توان پذیرفت که علت غلبه تفکر متافیزیکی در اندیشه ما، نحوه برخورد عالمان دینی با مقوله دین بوده است . برخی عالمان دینی، دین را یک گنجینه فراگیر معرفی کردند و مدعی شدند که ما به چیزی، بیش از آن چه در دین آمده، نیاز نداریم و بر اساس این نگرش، باب تفکر را – حداقل در حوزه هایی مانند خداشناسی، جهان شناسی، انسان شناسی، اخلاق و … – بستند . در نقد و بررسی این مطلب چه می گویید؟

گفته شما از لحاظ معرفتی صحیح است و می شود پذیرفت که نوعی شریعت گرایی حاکم شده و به نوعی تحجرگرایی کشیده شده است . اما به نظر من، وقتی حکومتی دینی می شود، ضرورت های خود را ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *