تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و رفتار شناسی سیاسی امام خمینی(ره) یک ارائه‌ی بی‌نقص بسازید!

پاورپوینتی زیبا و کاربردی:

فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و رفتار شناسی سیاسی امام خمینی(ره) شامل 120 اسلاید کاملاً حرفه‌ای و چشم‌نواز است که برای ارائه‌ی مستقیم یا چاپ آماده شده‌اند.

آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و رفتار شناسی سیاسی امام خمینی(ره) را متمایز می‌کند:

  • طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و رفتار شناسی سیاسی امام خمینی(ره) با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک می‌کند.
  • کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و رفتار شناسی سیاسی امام خمینی(ره) بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
  • کیفیت بالا برای نمایش: همه‌ی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.

ساخته‌شده با دقت و استانداردهای بالا:

فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و رفتار شناسی سیاسی امام خمینی(ره) با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچ‌گونه بهم‌ریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و رفتار شناسی سیاسی امام خمینی(ره) وجود ندارد.

تذکر:

در صورت مشاهده‌ی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخه‌های غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و رفتار شناسی سیاسی امام خمینی(ره) با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.

همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و رفتار شناسی سیاسی امام خمینی(ره) مخاطب‌هات رو تحت تاثیر قرار بده!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ولایت فقیه و رفتار شناسی سیاسی امام خمینی(ره) :

مقدمه

خبرگان عنوان یکی از مجالس مهم نظام جمهوری اسلامی محسوب می شود. این مجلس به اصل بسیار مهم و حساس رهبری و ولایت فقیه می پردازد. موضوع و مسئله ولایت فقیه از بنیانهای اندیشه سیاسی امام خمینی است برای همین جهت تبیین نقش خبرگان و امت می بایستی به مسئله ولایت فقیه و رفتارشناسی سیاسی ایشان پرداخت. در میان مراجع ایشان تنها مرجعی است که رفتارسیاسی وی در جهت براندازی نظام موجود و استقرار نظام مطلوب می باشد. به عبارت دیگر اگر مراجع دیگر واکنش به رفتار سیاسی حکومت را در حد محدود نمودن حکومت و صدور بیانیه و در نهایت برگزاری یک مراسم راهپیمایی آرام یا دعا و مواردی نظیر آن انجام می دادند؛ ایشان بحث برانداختن دولت و حتی برانداختن حکومت پهلوی را پس از آنکه از اقدامات مسالمت آمیز خود برای اصلاح حکومت نتیجه ای نمی گیرد و دولت و نظام سیاسی را مصمم بر اقدامات خلاف شرع و قانون می بیند مطرح می نماید. علاوه بر این ایشان در مبحث نظریه سیاسی نیز بر خلاف مراجع دیگر نظریه سیاسی خود را در خلال باب های جهاد، امر به معروف و نهی از منکر و غیره مطرح نکرده بلکه به صورت مستقل به بحث در مورد «ولایت فقیه» پرداخته است. از آنجا که براندازی حکومت هم یکی از گونه های رفتار سیاسی مراجع بوده است، در این مقاله تلاش می شود تا با بررسی رفتار سیاسی امام خمینی، نقش و جایگاه خبرگان رهبری در نظام ولایت فقیه تبین شود.

زندگی نامه

آیت الله سید روح الله موسوی خمینی در روز ۲۰ جمادی الثانی سال ۱۳۲۰ ق برابر با اول مهرماه ۱۲۸۱ ش در شهر خمین دیده به جهان گشود. پدرش سید مصطفی از علمای معروف خمین بود، (یزدی، ۱۳۷۲: ۱۸۵) که در حدود اوایل قرن سیزدهم قمری به ایران آمد. (رجبی، ۱۳۷۳: ۱۱۷) وی در حالیکه آخرین فرزندش روح الله شش ماه بیشتر نداشت به دست عوامل یکی از خانهای آنجا کشته شد و سرپرستی روح الله به عهده مادر و عمه اش قرار گرفت. (رجبی، ۱۳۶۹: ۱۱۷)

امام روح الله در سن ۵ سالگی خواندن و نوشتن را می آموزد و در سن ۷ سالگی به مکتبخانه آخوند ملا ابوالقاسم می رود و نزد وی روخوانی قرآن را آموزش می بیند. پس از آن راهی مدرسه علوم دینی خمین می شود و ادبیات فارسی و ادبیات عرب و منطق را در آنجا فرا می گیرد.(جعفری، ۱۳۸۰: ۲۶)

امام روح الله در سن ۱۲ سالگی شاهد کشیده شدن دامنه جنگ جهانی اول به ایران است و با تمام وجود چهار سال اشغال ایران و فجایع و نابسامانی های ناشی از جنگ را می بیند و لمس می کند، نزدیک ترین پیامد جنگ برای روح الله شیوع بیماری وبا است که عمه بزرگوار و مادر وی به فاصله ۶ ماه از یکدیگر به دلیل ابتلاء به این بیماری چشم از جهان فرو می بندند و روح الله در سن ۱۶ سالگی مجبور می شود با یکی از بزرگترین مصیبت های زندگی خود با صبر و شکیبایی مبارزه کند، (همان، ۳۰) روح الله نزدیک به سه سال نزد برادرش آیت الله پسندیده به تحصیل می پردازد اما او تشنه فراگیری علوم دینی و معارف اسلامی است از اینرو در سن ۱۸ سالگی به حوزه علمیه اراک می رود. (رجبی، ۱۳۶۹: ۴) در اراک روح الله از محضر شیخ محمد علی بروجردی درس معانی را فرا می گیرد و برای فراگیری منطق نزد شیخ محمد گلپایگانی می رود. وی مطوّل را از میرزا محمد علی ادیب تهرانی و فقه و اصول را نزد آیت الله محمدتقی خوانساری می آموزد.(فراقی، ۱۳۸۰: ۱۳)

امام روح الله در شهر اراک معمم می شود و با عزیمت حضرت آیت الله العظمی حایری یزدی به قم به این شهر می رود و در مدرسه دارالشفای قم حجره ای می گیرد. حضور امام خمینی(ره) در قم همزمان است با کودتای رضاخان در ایران و نیز هجرت علمای عراق به ایران. بنابراین فرصت و زمینه لازم برای ایشان فراهم می شود تا از نظریات علمای نجف و یا به طور کلی علمای عراق آگاه شود و از اوضاع سیاسی و اجتماعی و تحولات انقلاب عراق هم مطلع گردد. (رجبی، ۱۳۶۹: ۷)

امام خمینی در قم به تحصیل علم و دانش می پردازد و از محضر استادان بزرگواری خوشه چینی می کند. درس معانی و بیان را نزد میرزا علی ادیب تهرانی و سطوح را نزد آیت الله خوانساری فرا می گیرد و برای شروع درس خارج فقه و اصول از درس حاج شیخ عبدالکریم حایری یزدی بهره می برد. همزمان با آموزش درس خارج فقه و اصول به نزد شیخ محمدرضا نجفی اصفهانی می رود و فلسفه را از وی فرا می گیرد و درکنار آن از محضر میرزا علی اکبر حکمی یزدی نیز استفاده می کند. اما روح الله به این بسنده نمی کند و برای آموزش ریاضیات و هیأت و فلسفه اسلامی نزد سید ابوالحسن رفیعی قزوینی می رود. (جعفری ندوشن، ۱۳۸۰: ۴۰) آیت الله خمینی در کارنامه استادان خود از محضر میرزا جواد ملکی تبریزی نیز فیض برده است. علاوه بر این وی عرفان را نزد میرزا محمد علی شاه آبادی فرا می گیرد. اما آنچه که در طول سالهای تحصیل برای روح الله مهم است بهره گیری از انفاس قدسیه دو استاد بزرگ یعنی شیخ عبدالکریم حایری یزدی و میرزا محمد علی شاه آبادی است. به گونه ای که این دو بزرگوار علاوه بر اینکه تأثیر زیادی روی وی می گذارند از آنجا که یا به صورت مستقیم در تحولات مشروطه حضور داشته و یا از شاگردان رجال و بزرگان مطرح بوده اند خاطرات خوش و ناخوش مشروطه را برای امام خمینی بیان نموده اند و بدین ترتیب وی از بسیاری از اسرار و ناگفته های مشروطه آگاه گردیده است. (رجبی، ۱۳۶۹: ۷)

آیت الله خمینی یکی از شخصیت های فعالی است که زمینه لازم را برای عزیمت حضرت آیت الله العظمی بروجردی به قم فراهم می کند تا مرجعیت واحد در قم موجب رشد و اعتلای روحانیت شیعه و حوزه های علمیه گردد. آن بزرگوار ارتباط بسیار خوبی با آیت الله بروجردی برقرار می کند و حتی در برخی از مسائل نماینده ویژه آیت الله بروجردی با اختیارات تام می شود. بحث بر سر اصلاح حوزه علمیه قم منجر به سردی روابط آیت الله خمینی با آیت الله بروجردی می شود اما این امر موجب نمی شود تا آیت الله خمینی احترام آیت الله بروجردی را رعایت نکند به گونه ای که تا زمانی که آیت الله بروجردی زنده است، امام خمینی در برابر نظرات و شخصیت ایشان موضع نمی گیرد و امور را به ایشان ارجاع می دهد و نظر ایشان را صائب می-داند. ایشان در فضایی که مطالعه روزنامه و مطبوعات ضد ارزش است، (قاضی زاد، ۱۳۷۷: ۲۲) به مطالعه جراید می پردازد و از اوضاع روز کشور باخبر می شود اما از اقدام عملی به خاطر احترام آیت الله بروجردی خودداری می کند. ایشان کتاب کشف الاسرار را در پاسخ به کتاب اسرار هزار ساله می نویسد و به حملاتی که به دین می شود پاسخ می گوید اما اقدام عملی انجام نمی دهد.

با در گذشت آیت الله العظمی بروجردی، آیت الله خمینی با مشاهده اوضاع و شرایط کشور در چند نوبت به شاه تذکر می دهد. اما از آنجا که تذکر و نصیحت ایشان تأثیری ندارد به اقدام جدی تر پرداخته و در سخنرانی های گوناگون از جمله در اعتراض به رفراندوم شاهانه و انقلاب شاه و ملت، سخنرانی ۱۳ خرداد ۱۳۴۲ و سخنرانی افشاگرانه ایشان علیه لایحه کاپیتولاسیون و اعطای حق قضاوت کنسولی به نیروهای آمریکایی در ایران، سرانجام دستگیر و از ایران تبعید می شود. ایشان در زمان تبعید نیز ساکت و آرام نمی نشیند و در موارد گوناگون اقدام به صدور بیانیه نمود و ارتباط خود را با علمای ایران حفظ می کند. علاوه بر این ایشان در نجف به تدریس ولایت فقیه می پردازد و برای اولین بار بر لزوم تلاش برای تشکیل حکومت اسلامی و در اختیار گرفتن حکومت از سوی فقیهان سخن می راند.

با تغییر اوضاع و شرایط در ایران و ایجاد فضای باز سیاسی در سال ۱۳۵۵، امام خمینی فعالیت سیاسی خود را آغاز می نماید. وی با لطف خداوند متعال و با بهره گیری از شرایط موجود و ضعف و سردرگمی رژیم پهلوی و نیز برخورداری از توان رهبری بالای خود، نهضت مردم ایران را رهبری می نماید و در سال ۱۳۵۷ انقلاب اسلامی مردم ایران را به پیروزی می رساند. امام خمینی به مدت ۱۱ سال رهبری نظام جمهوری اسلامی را بر عهده دارد و در شرایط بسیار دشوار و سخت این نظام نوپا را رهبری می کند و از گزند حوادث نجات می دهد و سرانجام در ساعت ۲۲ روز ۱۳ خرداد سال ۱۳۶۸ ش چشم از جهان فرو می بندد.

نظریه سیاسی (سیاست نظری)

ولایت فقیهان:

همانطوری که در زندگی نامه امام خمینی اشاره شد آن بزرگوار فقیه سیاسی ای می باشد که با توجه به حوادث و رخ دادهایی که در زمان ایشان اتفاق می افتد نظریه ای سیاسی ارائه می نماید و حتی می تواند آن را به مرحله اجرا درآورد. کاری که شاید بیشتر نظریه پردازان علوم سیاسی نتوانستند ویا توفیق آن را نیافتند.

امام خمینی در کتاب های خود به ویژه در کتاب «ولایت فقیه» به تشریح نظریه سیاسی خویش می پردازد. آیت الله خمینی از گروه فقیهانی است که معتقد است در زمان غیبت امام معصوم(ع) باید نظم اجتماعی را برقرار نمود. از نظر آیت الله خمینی، در زمان غیبت امام زمان، ولایت جامعه بشری از سوی خداوند به طور مستقیم به فقیهان عادل تفویض شده است (کوشکی، ۱۳۷۹: ۵۷) و هرکس بدون اینکه از سوی شارع مقدس به حکومت منصوب شده باشد و به اعمال بپردازد، حکومت وی طاغوت است و اطاعت از وی جایز نمی باشد.(خمینی، بی تا: ۴۸۸) ایشان حتی هنگامی که حکومت تشکیل می دهد در حکم نخست وزیری مرحوم مهندس بازرگان می نویسد: به واسطه ولایتی که از سوی شارع مقدس دارم ایشان را حاکم کرده ام.(خمینی، ۱۳۷۰: ۳۱) بنابراین در نظر و اندیشه سیاسی آیت الله خمینی، فقیهان عادل بر مردم ولایت دارند و از سوی خداوند برای اداره امور مردم منصوب شده اند.

به عبارت دیگر در فقه سیاسی شیعه اصل بر عدم ولایت است. یعنی اصل بر این است که کسی بر کسی ولایت ندارد مگر آنکه وی از سوی خدا مأذون باشد. و تنها ائمه معصوم یعنی پیامبر(ص) و امامان (ع) بر دیگران ولایت دارند. در میان فقیهان شیعه نیز فقیهانی همچون سید محمد آل بحرالعلوم در «بلغه الفقیه» حدود و اختیارات فقیه جامع الشرایط را در زمان غیبت امام معصوم (ع)، معادل اختیارات امام غایب می داند. (آل بحرالعلوم، بی تا: ۲۰۹). آیت الله خمینی نیز همین طرز تفکر را به تفصیلی بیشتر و شرح و بسطی افزونتر در بخش بیع «تحریر الوسیله» ارائه می نماید. بدین گونه که ولایت و حکومت در زمان غیبت، واجب کفایی فقیهان امت است. پس اگر یکی از فقیهان چنین حکومت و قدرتی را حائز شد دیگران باید تابع او شوند.

درا ین نظریه آنچه که منحصر به امامان معصوم می باشد ولایت تکوینی است اما ولایت تشریعی و خلافت ظاهری و اجرای حدود و اداره امور مسلمانان بی کم و کسر در زمان غیبت امام دوازدهم حق نایبان عام امام (فقیهان جامع الشرایط) می باشد. چرا که اصل، نیابت عام است و حذف برخی از اختیارات امام غایب، به دلیل خاص نیاز دارد ودلیلی بر استثنا کردن این اختیارات نیست، پس همچنان که از روزگاران قدیم، فقیهان در سهم امام تصرف کرده اند و متصدی امور حسبیه شده اند به همان ملاک هم باید بقیه وظایف امامت و حقوق ولایت را به عنوان واجب کفایی متعهد شوند. (امام خمینی، ۱۳۲۹: ۴۵۹)

امام خمینی در مسجد شیخ مرتضی انصاری نجف اشرف نظریه «ولایت فقیه» خودشان را در جمع شاگردان خویش بیان می کند. ایشان در نظریه سیاسی خود با بیان مقدمات لازم نتیجه می گیرد اسلام یک دین سیاسی بوده و از احکام اسلامی می توان لزوم تشکیل حکومت از سوی فقیهان را نتیجه گرفت. از نظر امام خمینی، دین یک امر صرفاً فردی و خصوصی نیست بلکه دین یک نظام متکامل و مترقی و دربردارنده نگرشی جامع نسبت به مسائل سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است که می تواند علاوه بر تضمین قوانین الهی، نسبت به تنفیذ و اجرای حدود و احکام اسلامی در جامعه نیز اقدام نماید. ایشان با تأکید بر رابطه این همانی میان دیانت و سیاست، عبادیات را نیز امری سیاسی تلقی می کنند (امام خمینی، بی تا: ۳۲) که علاوه بر ابعاد فردی و خصوصی، در عرصه های اجتماعی سیاسی نیز تأثیر گذار است و می تواند عامل تغییر در وجه ذهنی و عینی اجتماع گردد. به همین دلیل ایشان با طرح نظریه ولایت فقیه پیوندی ناگسستنی میان دین و سیاست به ویژه در عرصه حکومتی مطرح می نماید.

ایشان دین اسلام را یک دین جاودانه می داند و معتقد است که اسلام بر خلاف سایر مکتب های غیر توحیدی برای تمام ابعاد مادی، معنوی، فردی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و غیره نظر و برنامه دارد و از هیچ نکته ای ولو ناچیز که در تربیت انسان و جامعه و پیشرفت مادی و معنوی آن مؤثر باشد فروگذاری نکرده است. به گونه ای که قرآن کریم و سنت پیامبر آن قدر که در حکومت و سیاست احکام دارد در سایر چیزها ندارد. (امام خمینی، ۱۳۶۹: ۲۴) به عبارت دیگر ایشان اسلام را دین سیاسی می داند که همه چیز اسلام حتی عبادات آن نیز سیاسی است.

از سوی دیگر در تفکر آیت الله خمینی، انسان مدنی الطبع می باشد و نیاز به قانون دارد. دین اسلام این نیاز مهم انسانی را با قانونهایی که در مسایل سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و قضایی دارد برآورده می نماید اما مجموعه قانون برای اصلاح جامعه کافی نیست و برای اینکه قانون مایه اصلاح و سعادت بشر شود به قوه اجرا نیاز می باشد. (امام خمینی، بی تا: ۲۶)

امام خمینی به تجربه تاریخی بشر و این نکته اثبات شده نزد بشریت که در همه کشورهای جهان وضع قانون به تنهایی ثمره و نتیجه ای در برنداشته و منجر به سعادت بشر نشده است، بر ضرورت وجود قوه مجریه در کنار قوه مقننه تأکید می کند. ایشان به هدف بعثت پیامبران یعنی برقراری نظم و ترتیب در زندگی مردم بر اساس روابط عادلانه اجتماعی اشاره می کند و معتقد است که این مهم با تشکیل حکومت و اجرای احکام اسلام امکان پذیر می باشد. خواه پیامبر خود موفق به تشکیل حکومت شود و خواه پیروان او پس از وی توفیق تشکیل حکومت و برقراری نظم عادلانه اجتماعی را پیدا کنند.(امام خمینی، بی تا: ۹۰)

امام خمینی در ادامه با تأکید بر اینکه حکومت و قانونگذاری حق خداست و کسی جز وی چنین اختیاری را ندارد به حکم عقل بر ضرورت وضع قانون و تشکیل حکومت برای مردم از سوی خداوند اشاره کرده و قانون جامعه را همان قانون اسلام و حکومت در زمان پیامبر و امام معصوم را بر عهده خود آنان می داند. (امام خمینی، بی تا: ۱۸۴)

ایشان بر ضرورت عقلی تداوم لطف خداوند در بلاتکلیف رها نکردن مردم و تصدی حکومت توسط انسان های عالم، صالح و عادل قبح عقلی تصدی این امور توسط فاسدان، فاسقان و جاهلان تأکید می کند و با اشاره به نقص قوانین بشری و تابعیت آنها از تمایلات فردی و گروهی بر علیه مصالح یکدیگر و در مقابل جامعیت قوانین الهی نسبت به قوانین بشری و توجه این قوانین به ابعاد جسمی و روحی انسان(نجفی، ۱۳۷۷: ۲۲۲) بر قدرت تشکیل حکومت اسلامی تأکید می نماید. ایشان معتقد است مردم ناقص و ناکامل هستند و نیازمند کمال. لذا به حاکمی که قیم امین صالح باشد محتاج می باشند. از اینرو وی ولی امر را، حاکمی که قیم و بر پا نگه دارنده نظم و قانون اسلام باشد تعریف می کند. (امام خمینی، ۱۳۵۷: ۴۳) بنابراین در دیدگاه آیت الله خمینی یگانگی دین و سیاست به حدی است که می توان گفت اقامه حکومت حق از بزرگترین واجبات و عبادات دانسته می شود(کوشکی، ۱۳۷۹: ۴۹) ایشان به همین خاطر می فرماید:

«چناچه حکومت اسلامی تشکیل نشود قسمتی از احکام اسلام که جنبه قضایی و سیاسی دارد معطل می ماند و معطل گذاشتن احکام نیز حرام است و چون برقراری نظام سیاسی غیر اسلامی به معنی بی اجرا ماندن نظام سیاسی اسلام است و همچنین به این دلیل که هر نظام سیاسی غیر اسلامی، نظام شرک آمیز است، چون حاکمیتش طاغوت است ما موظفیم آثار شرک را از جامعه مسلمانان و از هیأت آنان دور کنیم.» (باقری، ۱۳۸۳: ۴)

نکته دیگری که مورد توجه امام خمینی است کیفیت و ماهیت قوانین اسلامی است که برای تکوین یک دولت و اداره سیاسی، اقتصادی و فرهنگی جامعه تشریع شده است و به منظور جلوگیری از هرج و مرج بر تشکیل حکومت جهت اجرای احکام تأکید می کند. (امام خمینی، ۱۳۵۷: ۵۰) اشاره به سنت پیامبر اسلام و اجرای احکام حکومتی آن از سوی پیامبر، به علاوه فرستادن سفیر نزد پادشاهان و قبایل اطراف و نیز تعیین جانشین پس از خود به فرمان خدا برای آنکه مجری قوانین و احکامی که وی آنها را آورده است، باشد؛ (همان، ۲۸) بر تشکیل حکومت تأکید میکند و برقراری دستگاه اجرایی را جزیی از ولایت می داند. (همان، ۲۲) بنابراین ایشان با تأکید بر ضرورت تشکیل حکومت و استمرار اجرای احکام اسلام، تشکیل حکومت پیامبر اسلام را صرفاً منحصر محدود به زمان آن حضرت نمی داند.

فقیهان جانشینان پیامبر

امام خمینی با تکیه بر ماهیت و کیفیت قوانین اسلام و جاودانگی آنها و سنت پیامبر اسلام، بر ضرورت تشکیل حکومت اسلامی تأکید می کند و اضافه می نماید که تعیین خلیفه از سوی پیامبر فقط برای بیان عقاید و احکام نیست بلکه برای اجرای احکام و تنفیذ قوانین نیز می باشد. زیرا مسلمانان پس از رسول اکرم نیز به کسی احتیاج دارند که قوانین را اجرا کند و نظام اسلام را در جامعه برقرار کند تا سعادت دنیا و آخرت مردم تأمین شود.(همان، ۲۷) ایشان صفات حاکم اسلامی را در وهله اول دانستن قانون اسلام و در وهله دوم برخورداری از عدالت و کمال اعتقادی و اخلاقی می داند(همان، ۶۰) و معتقد است که در زمان امام زمان (عج) اگر فرد لایقی که عالم عادل باشد به پا خاست و حکومت تشکیل داد از همان ولایتی که پیامبر درا مر اداره حکومت داشته است برخوردار می گردد و بر همه لازم است که از وی اطاعت کنند (همان، ۶۳) وی ادامه می دهد:

این توهم که اختیارات حکومتی رسول اکرم(ص) بیشتر از حضرت امیر بود یا اختیارات حکومتی حضرت امیر(ع) بیشتر از فقیه است باطل و غلط می باشد. خداوند همان اختیاراتی که رسول اکرم و دیگر ائمه در تدارک و بسیج سپاه، تعیین ولات و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان داشته را برای حکومت فعلی قرار داد است اما شخص معینی مورد نظر نیست و روی عنوان عالم عادل تمرکز شده است(امام خمینی،۵۵) و از آنجا که حکومت اسلامی حکومت مبتنی بر قانون است بنابراین قانون شناسان که همان دین شناسان هستند باید متصدی قانون و مراقبت بر تمام امور اجرایی و برنامه ریزی و اداری کشور باشند.(همان، ۹۳)

اما از نظر امام خمینی این دین شناسان چه کسانی هستند؟ ایشان در پاسخ به این پرسش با استناد به آیات و روایات مختلف، فقیهان عادل را به عنوان دین شناس واقعی معرفی می کند. به نظر ایشان از حدیث «الفقها امناء الرسل» چنین استنباط می شود که فقط فقیهان عادل هستند که احکام اسلام را اجرا کرده و نظامات آن را مستقر می گردانند. از اجرای حدود و قصاص گرفته تا پاسداری از تمامیت ارضی مسلمانان و در یک کلام اجرای تمام قوانین مربوط به حکومت بر عهده فقیهان می باشد.(همان، ۹۲) ایشان ولایت فقیهان برای حکومت و اداره امور مسلمانان را امتیازی برای کسی نمی شمارد بلکه از آن به عنوان «وظیفه ای خطیر» یاد می کند و متذکر می شود که حکومت وسیله ای برای انجام وظیفه، اجرای احکام و برقراری نظام عادلانه می باشد.(همان، ۶۹) بنابراین همانطور که پیغمبر اکرم (ص) مأمور اجرای احکام و برقراری نظامات اسلام می باشد و خداوند او را رئیس وحاکم مسلمانان قرار داده است و اطاعتش را واجب شمرده، فقیهان عادل هم که از طرف امام(ع) حجت بر مردم هستند و همه امور و تمام کارهای مسلمانان به آنان واگذار شده است باید رئیس و حاکم باشند و احکام را اجرا نمایند و نظام اجتماعی اسلام را مستقر سازند.(امام خمینی، ۹۳) و از مندرس شدن اسلام و تعطیل شدن احکام آن جلوگیری نمایند و نگذارند امور از مجاری خودش خارج شود.(همان، ۱۳۶۶: ۲۶)

امام خمینی با تفسیر اینکه «ولایتی» که در حدیث است به معنای حکومت است نه به معنای «مقام معنوی»(دهشیری، ۱۳۷۹: ۱۹۶) و با تبیین اینکه اسلام در کنار قانون، یک نظام ولایتی دارد که به پیاده کردن قانون از طریق رهبری و ولایت اهتمام دارد، معتقد به استمرار ولایت و امامت از طریق ولایت فقیه می باشند و با استناد به حدیث منقول از امام علی النقی (ع)«ان الارض لا تخلوا عن الحجه» و نیز روایت تحف العقول از سیدالشهداء « و ذلک بان مجاری الامور و الاحکام» علی ایدی العلماء بالله الامناء علی حلاله و حرامه» و همچنین در اواخر کتاب رسائل در بحث اجتهاد و تقلید ضمن اشاره به مقبوله عمربن حنظله و مشهوره ابی خدیجه نه تنها قضاوت بلکه مطلق حکومت را از مناصب فقیهان و مجتهدان می داند.(امام خمینی، ۱۳۶۸: ۱۱۱) و اطاعت از اوامر حکومتی فقیهان را در راستای اطاعت از اولی الامر یعنی ائمه اطهار و در حقیقت اطاعت از خدای تبارک و تعالی می داند و در واقع ولی فقیه را عهده دار منصب نایب الامام در حکومت اسلامی معرفی می نماید. (امام خمینی، بی تا: ۱۷۹)

بنابراین از نظر امام خمینی، فقیهان حجت خدا بر مردم هستند که هم وظیفه استنباط قوانین بر مبنای فقه اسلامی و هم تصدی قوه مجریه را دارند.

ضرورت براندازی حکومت طاغوت

امام خمینی، اسلام و قوانین آن را دارای حکومت می داند و معتقد است که این حکومت پس از پیامبر و امام معصوم(ع) به فقیهان عادل می رسد. ایشان در ابتدا قایل به تلاش برای براندازی حکومت موجود و تشکیل حکومت مطلوب نیست، بلکه به جای اعلام براندازی بنیان های رژیم شاهنشاهی، مسأله اصلاح ساختار سیاسی و کارکرد حکومت را مطرح می کند که این مهم نشانه تأکید ایشان بر ایدئولوژی تدافعی به جای ایدئولوژی تهاجمی و بنیان برافکن می باشد.

«از این زورگویی ها، قانون منع کرده است. ما می گوییم شما آق

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *