توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل پیوند شریعت و سیاست از دیدگاه ملا صدرا؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل پیوند شریعت و سیاست از دیدگاه ملا صدرا انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 120 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل پیوند شریعت و سیاست از دیدگاه ملا صدرا:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل پیوند شریعت و سیاست از دیدگاه ملا صدرا آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل پیوند شریعت و سیاست از دیدگاه ملا صدرا با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل پیوند شریعت و سیاست از دیدگاه ملا صدرا از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل پیوند شریعت و سیاست از دیدگاه ملا صدرا، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پیوند شریعت و سیاست از دیدگاه ملا صدرا :
مقاله حاضر بخشی از یک تحقیق مفصل پیرامون فلسفه سیاسی صدرالمتالهین شیرازی است که به همت فاضل محترم آقای مصطفی امه طلب سامان یافته و هنوز به زیور طبع آراسته نشده است . بخشی از عناوین این تحقیق عبارتند از:
عدالت از نظر ملاصدرا، نظریه ملاصدرا در «خلافت الهی » ، ضرورت خلیفه خدا در زمین و وظایف حکومتی او، نظر ملاصدرا در باره نبوت، ولایت، شریعت و خلافت، مفهوم قدرت، ملاکهای تصمیم گیری و برنامه ریزی در دولت الهی .
مقدمه
برای سیاست، تعریف های بسیار ذکر شده است که بعضی با هم نسبت عموم و خصوص دارند و بعضی تباین . ۱
تعریف های جدید این واژه، اکنون مورد بحث ما نیست; زیرامقاله حاضر در حوزه «تاریخ اندیشه سیاسی در اسلام » تهیه شده و می دانیم که تعریف های مذکور مبتنی بر واقعیات جوامع غربی معاصر است .
مطالعه در تعاریفی که اندیشمندان بسیار، از جوامع و ملل گوناگون با وضعیت ها و واقعیات زمانی، مکانی، اجتماعی و فرهنگی متفاوتی که دارند، از «سیاست » ارائه کرده اند، نشان می دهد که معمولا هر تعریفی مبتنی بر وضعیت جامعه خاصی است; مثلا تعریفی که علمای سنی مذهب دوره سلجوقی از سیاست دارند و تعریفی که ملا صدرای شیعه اثنی عشری در عصر صفویه از آن ارائه می کند و تعریفی که یک شیعه اسماعیلی دارد و بالاخره تعریف اندیشمندان غربی در دوره اقتدار و استبداد شاهان و علمای جوامع دموکراتیک غربی و نویسندگان جوامع فاشیستی یا کمونیستی از آن متفاوت است . به همین جهت فارابی با تعریفی از سعادت و با این فرض که وظیفه «سیاستمدار مدینه که پادشاه آن است » ، رساندن مدینه به سعادت است، نتیجه می گیرد که سیاست; یعنی روش وی در برطرف کردن همه بدی های ارادی و غیر ارادی و جایگزینی همه خیرات ارادی و طبیعی (غیر ارادی) به جای آن، از طریق ایجاد پیوند و سازش و تعاون میان افراد و گروه های درون مدینه و پدید آوردن یک نظام اجتماعی میان مدینه ها و رفع یا تقلیل هر عامل زیان آور و چنانکه معلوم است این کارش ضرورتا با زور و قهر نیست . ۲
اخوان الصفا که از اسماعیلیه بودند، انواع سیاست را شامل سیاست نبویه، سیاست ملوکیه، سیاست عامه، سیاست خاصه، سیاست ذاتی و سیاست سعادت (مربوط به امور اخروی) می دانستند که همه آنها به خاطر سود انسان – یعنی رسیدن به کمال جسمانی و دنیوی یا اخروی و نفسانی – است . ۳
خواجه نصیر الدین طوسی می گوید: سیاست پادشاه، که ریاست ریاست هاست، دو نوع است و هر یک دارای نوعی هدف (غرض) و نتیجه (لازم) است: ۱ – سیاست فاضله که آن را امامت گویند، غرض از آن تکمیل مردم است و لازمه اش نیل به سعادت ۲ – سیاست ناقصه که آن را تغلب خوانند و غرض از آن استعباد (به بندگی گرفتن) مردم است و لازمه اش نایل شدن به شقاوت و مذمت .
گونه اول سیاستمداران، به عدالت متمسک شده و با رعیت مانند دوستان رفتار می کنند و بر شهوتش چیره می گردند و مدینه را از خیرات عمومی (امنیت، آرامش، مودت با هم، عدل، پاکدامنی، لطف، وفا و . .). پر می کنند .
گونه دوم، تمسک به جورو ستم ده و رعیت را به پیشکار و برده تبدیل نموده و در خدمت شهوت خود می گیرند و مدینه را از بدی های عمومی (ترس و اضطراب، ناامنی، تنازع و درگیری، ستم، حرص، زورگویی، غدر و خیانت، سختگیری، غیبت و امثال آن) پر می کنند . ۴
اما ملا صدرا که در زمانه حکومت شاهانی می زیست که ظاهرا به شکلی از ولایت فقیه اذعان و اعتقاد داشتند یا معتقد می نمودند، می کوشید تا به نحوی سیاست را تبیین کند که تحت اشراف شریعت باشد و در واقع شان فقها و شاهان دوره صفوی را تبیین و مشخص کند . پس او نمی توانست تعریفی از سیاست داشته باشد که صرفا بر میراث فلسفه یونانی متکی باشد . آنچه که در این مقاله می آوریم تکاپوی نظری ملا صدرا است برای تعریف سیاست و شریعت و تشخیص وجوه اختلاف آن دو و تبیین چگونگی پیوند و ارتباط میان آن دو .
با مطالعه آنچه که در این مقاله می آید، پی می بریم که او به سیاست فاضله توجه دارد; زیرا شریعت است که متضمن عدالت و بر پایه آن تامین کننده خیرات عامه است و در سیاست ناقصه، هوای نفس رییس مدینه مطرح است نه شریعت یا حتی سنت ها و قوانین گذشتگان .
دقت در همه تعریفاتی که به آنها اشاره شد، معلوم می کند که از دیدگاه همه اشخاص مذکور و امثال ایشان در جهان اسلام، سیاست با ریاست قرین، بلکه به یک معنا عین همدیگرند; یعنی سیاست در اختیار و انحصار شخص رییس مدینه – چه خوب باشد و چه بد – است و حتی وزیر و کارگزارانش سیاستمدار محسوب نمی شوند (دیدگاه اخوان الصفا که گروهی اسماعیلی بوده و به تشکیلات درون گروهی اسماعیلیه هم توجه داشته اند، اندکی متفاوت است) .
پیداست که این دیدگاه با واقعیت سیاسی اندیشمندان مذکور همساز است . همه آنها در جوامع و وضعیتی می زیستند که قدرت و اختیاراتشان منحصرا در دست شخص خلیفه، سلطان، امیر یا پادشاه بود و دیگران قدرت و اختیاراتشان را تفویضا و تبعا داشتند که به محض اراده آن شخص، مسلوب می شد . متقابلا در اروپای قرون معاصر، تعاریفی متداول شد که ناظر به مفهوم کشور و ملت و نظام سیاسی و مجموعه قوای حاکم (دولت) بود و سپس با تکامل اجتماعی و سیاسی جوامع غربی، همه احزاب سیاسی و گروه های صاحب نفوذ نیز مشمول «سیاست » شدند .
پس تعریف واژه سیاست، سیال و متغیر و وابسته به تصویری است که هر اندیشمند از واقعیت زمان و جامعه اش دارد و چون در قرن بیستم، یک نظام پیچیده و به هم پیوسته بین المللی پدید آمد، لذا تکاپویی هم در نویسندگان ایجاد شده که تعریفی از سیاست بسازند و ارائه دهند که شامل همه کشورها و جوامع موجود شود و از آنجا که در ارائه چنین تعریف عام و مورد اجماعی ناکام شده اند (چون هنوز واقعیات بسیار متنوع و مختلفند)، لذا کوشیده اند آن را دانشی بدانند که یک مرکز و محور و موضوع دائمی نداشته و چند کانونی است ۵ (دانش سیاسی به عنوان دانش قدرت، دولت، رفتار سیاسی، تصمیم گیری سیاسی، اداره امور عمومی و . .). .
اما امروزه که به طور کلی نظریه توماس هابز (جنگ همه علیه همه و ذات شرور انسان ها) و فردریش نیچه (خواست و اراده معطوف به قدرت) رایج است; طبق نظر واقع گرایان مانند مورگنتا، وظیفه علم سیاست، بررسی همه اشکال قدرت در زمان ها و مکان های گوناگون و چگونگی کسب، حفظ، توسعه یا اعمال قدرت است . ۶
به نظر می رسد برای تعریف سیاست، باید چند واژه را از هم متمایز کرد:
۱ . نهاد سیاسی به عنوان یکی از نهادهای اجتماعی; این نهادها «وسیله پیوند» زندگی اجتماعی بوده و ترتیبات اساسی زندگی را، که انسان ها در اعمال متقابل با یکدیگر (تعامل) پیدا می کنند و از طریق آنها تداوم در طول نسل ها تحقق می یابد، فراهم می آورند . ۷ نهاد سیاسی در هر جامعه، تداوم و استمرار وضعیت سیاسی و نظام سیاسی و روابط سیاسی خاص آن را تضمین می کند .
۲ . پدیده سیاسی; نهضت های انقلابی، جنگ ها، شورش ها و کودتاها، اشکال مختلف دولت و حکومت و روابط قدرت (به یک تعریف، علم سیاست شامل دانش نسبت به این پدیده ها و مبانی مادی و اخلاقی و اعتقادی هر یک از آنها در زمان ها و مکان های مختلف و کشف روابط میان پدیده های سیاسی و علل پیدایش آنها و مطالعه و تحقیق در باره اداره جامعه کشوری و روابط بین المللی است . ۸ به این ترتیب هدف علم سیاست، تشریح منظم و پیش بینی پدیده های سیاسی است) . ۹
۳ . روابط سیاسی; بخشی از روابط اجتماعی است که میان افراد یا گروه ها و احزاب یا حکومت ها به چشم می خورد . تعریفی که ناظر به این روابط است، سیاست را رهبری صلح آمیز یا قهرآلود روابط میان افراد، گروه ها و احزاب (نیروهای اجتماعی) و کارهای حکومتی در یک کشور و روابط میان یک دولت با دولت های دیگر در عرصه جهانی است . ۱۰
اما در قدیم رابطه سیاسی را عموما شامل اقتدار (قدرت مشروع) و حکومت یا قدرت و به تعبیر دیگر فرمانروایی و فرمانبری می دانستند . ۱۱
۴ . رفتار سیاسی; برخی از اعمال و رفتارهای افراد و گروه ها و نیز تقریبا تمامی رفتار دولت ها، جنبه سیاسی دارد و گفته اند که علم سیاسی وظیفه دارد این رفتارها را بررسی کند . ۱۲ پیداست که این بررسی، جنبه تجربی و تحلیلی و آماری دارد، به خلاف تعاریف قدیمی که عمدتا دستوری و فارغ از واقعیات بوده اند .
۵ . نظام (سیستم) سیاسی; چگونگی در اختیار گرفتن قدرت پست های سیاسی و نحوه اعمال آن و نوع رابطه دولت با مردم و میزان مشارکت سیاسی در یک جامعه و نوع و شدت اثر افکار عمومی بر تصمیم گیری سیاستمداران، مجموعا سیستم سیاسی آن جامعه را معلوم می کند; مثلا نظام دموکراسی و نظام دیکتاتوری . ۱۳
۶ . دانش سیاسی، فن سیاسی; وقتی از علم سیاست (دانش سیاسی) سخن می گوییم، در واقع به انجام پژوهش و حصول علم و ادراک در باره نهاد سیاسی، پدیده های سیاسی، روابط سیاسی، رفتارهای سیاسی و نظام های سیاسی اشاره می کنیم . اما فن سیاسی در واقع به نوعی توانایی عملی و مهارت یا هنر برای کسب و حفظ و گسترش و کاربرد قدرت و اختیارات سیاسی یا اداره یا راهنمایی و هدایت جامعه به سعادت و خیر در جهت رسیدن به هدف مطلوب سیاستمدار گفته می شود . ۱۴
به نظر می رسد بسیاری از قدما از جمله ملا صدرا، به زمینه های مذکور عنایت داشته اند، منتها اولا: در هر یک از آنها کمتر به طور تخصصی و مجزا کار کرده اند; ثانیا: آثارشان بیشتر دستوری و تعقلی قیاسی و فارغ از تجربیات و مشاهدات منظم علمی بوده است . همچنین محدوده تفکر آنها در باب سیاست، بیش از شهر و کشور و امت نبود و روابط میان دولت ها و نیز افکار عمومی و گروه ها و احزاب و کارگزاران و رییس، معمولا موضوعیتی برای علم سیاست نداشتند و بیشتر پدیده های سیاسی را جزو علم سیاست نمی دانستند . با توجه به کاربرد واژه «سیاست » در آثار ملاصدرا و دیگران، می توان استنباط کرد که آنها سیاست را به معنای نحوه رفتار رییس یک شهر یا قوم یا امت (با هر عنوانی) برای ایجاد انقیاد و فرمانبری و نفوذ در میان اتباع خویش و سوق دادن آنها به سوی اهداف خودشان (اعم از اهداف خوب و بد) دانسته اند; لذا از آداب و چگونگی لباس پوشیدن و زینت کردن و خوردن و آشامیدن گرفته تا نحوه مجازات کردن برای جرایم گوناگون و تشویق و تنبیه و توزیع امکانات و واگذاری پست ها و غیره، جملگی «سیاست » (فن سیاسی) تلقی می شدند و «علم سیاست » به معنای دانستن سیاست های صحیح و مؤثر در راه حصول اهداف و بقای ملک و مملکت و تمیز سیاست خوب و صحیح از بد و سقیم تعریف می شده است; لذا آنجا که از «سیاست » سخن گفته اند، آن را «مجازات » هم تعریف کرده اند و آنجا که در مورد «علم سیاست » بحث کرده اند، آن را در شمار یکی از علوم عقلی مورد بررسی قرار داده اند; یعنی «سیاست » و «سیاستمدار» خوب و بد قابل تصور است، ولی «دانش سیاسی بد» بی معنی است .
امید است مقاله حاضر دریچه را به روی دانشجویان و پژوهندگان علوم سیاسی باز کند برای آشنایی با یکی از مهمترین و پربارترین و سرنوشت سازترین ادوار تکاپوی سیاسی و مذهبی شیعیان ایرانی:
الف . جایگاه علم سیاست (۱) در تعالیم قرآن کریم
در کتاب «المظاهر الالهیه » آمده است:
«تمامی فصول و ابواب و سور و آیات قرآن منحصر به شش مقصود است، که سه مقصود آن به منزله اصول مهم و پایه ها و ستون های اصلی و سه تای دیگر آن در حکم ملحقات و متممات است .»
«اصول سه گانه عبارتند از: ۱ – شناخت حق اول (خدای تعالی) و صفات و آثار وی . (علم مبدا و توحید) ۲ – شناخت راه راست و درجات صعود و چگونگی سلوک به سوی خدای بلند مرتبه . (علم سلوک و ریاضت) ۳ – شناخت رستاخیز و بازگشت به سوی خدا و احوال واصلان به حق و رسندگان به درگاه رحمت گستر و کرامت پرورش – این قسمت مشتمل بر علم معاد و ایمان به روز قیامت است .»
«ملحقات سه گانه عبارتند از:
۱ – شناخت پیامبران، که برای دعوت بندگان به سوی خداو نجات مردم از جهل فرستاده شده اند و در واقع پیشروان و قافله سالاران سفر آخرتند .
۲ – یاد کرد سخنان منکران خدا و آشکار ساختن رسوایی ها و بیخردی ها و گمراهی های آنان . مقصود از این قسمت بر حذر داشتن بندگان خدا از افتادن به راه خطاست .
۳ – یاد دادن روش آباد سازی منازل و مراحل سلوک به سوی خدای تعالی و طریقه بندگی وی; و چگونگی برداشت توشه و مرکب برای سفر آخرت و مهیا شدن جهت ریاضت دادن و تعلیف کردن مرکب تن . مقصود از این قسمت علم به چگونگی رفتار و برخورد انسان با عینیات این جهانی است که برخی از این عینیات در درون خود انسان است – مانند صفات نفسی از قبیل قوای شهوانی و غضبی – و علم به این عینیات را «تهذیب الاخلاق » می نامند; و برخی از این عینیات (امور)، در برون انسان است (خارج از نفسانیات شخصی است)، چه در یک منزل – مانند خانواده و خدمتکاران و پدر و فرزند – که علم به این عینیات را «تدبیر المنزل » می نامند; و چه در یک شهر، که علم به این عینیات (امور) را «علم سیاست و احکام شریعت » – از قبیل دیات و قصاص و احکام – نام می نهند . این بود مقاصد شش گانه کتاب الهی و ما دراین رساله به آن قسمت از مسائل حکمت الهی وارد خواهیم شد که مطابق با اصول سه گانه مذکور باشد، چه در حقیقت این اصول سه گانه، ارکان ایمان و اصول عرفان بشمار می آید .» ۱۵
نظیر مطالب فوق، در کتاب «اسرار الآیات و انوار البینات » ۱۶ هم ذکر شده است که علم سیاست را به معنی علمی می داند که چگونگی معامله انسان را با انسان های دیگر که در یک منزل یا بیشتر (یعنی جوامع کوچک و بزرگ) هستند، مشخص می کند مانند قصاص و گرفتن دیه و قضاوت و حکم کردن و غیر آن از عناوین احکام شرعیه .
همچنین تقسیمات ششگانه فوق در شرح اصول کافی هم ذکر شده است . ۱۷
از دقت در کلمات گذشته، دانسته می شود که ملاصدرا از آن جهت که با اعتقاد به حدیث مشهور نبوی، دنیا را مزرعه و محل توشه گیری و آماده شدن برای آخرت می داند، در قسمت سوم از ملحقات سه گانه، راه این توشه گیری را که از وظایف عقل عملی است، که بعدا گفته خواهد شد، درا قسام سه گانه «تهذیب اخلاق » و «تدبیر منزل » (که امروزه اقتصاد را تکامل یافته آن می دانند) و «علم سیاست و احکام شریعت » می داند; زیرا چنانکه در جای دیگری ابراز می کند انسان نیاز به اجتماع و مشارکت و بالطبع به قانون و اجرا کننده آن و فرمانروایی که امور را تنظیم و تنسیق نماید، دارد . به این ترتیب او به «شریعت » هم در کنار «سیاست » اشاره می کند و تفاوت آن دو را در جای دیگری ذکر می کند که خواهد آمد .
ب . سیاست به مثابه فن در تقسیم بندی علوم
در تقسیم بندی دیگری از علم چنین می گوید:
«گفته اند: علم ده قسم است: علم توحید، برای ادیان و علم شر، (مغالطه) برای راندن شیطان و علم معاشرت، برای برادران و علم شریعت، برای ارکان و علم سیاست، برای سلطان و علم نجوم، برای زمان و علم مبارزه، برای اسب سواری (میدان جنگ) و علم رؤیا، برای عیان و علم طب، برای ابدان و علم حقیقت برای رحمان » . ۱۸
از مطلب فوق، که ملاصدرا آن را برای نقل کردن مناسب دیده است، چنین بر می آید که استنباط گوینده از «سیاست » نه «علم سیاست » بلکه «فن سیاست » آنهم نه برای همه بازیگران سیاسی بلکه برای تنها بازیگر سیاسی یعنی «سلطان » است; زیرا استنباط سنتی در شرق «وجود تمام قدرت، که قدرت سیاسی بخشی از آن است، در دست یک نفر پادشاه یا امیر یا حاکم یا امپراتور و امثال آن » می باشد (۲) . البته آنچه که ایشان نقل کرده، با نظام سیاسی موجود در عصر صفوی (مصداق «علم شریعت برای ارکان و علم سیاست برای سلطان ») تطبیق می کند . ولی با نظام سیاسی مطلوب وی که بخشی از سیستم فلسفی اش و همگون با آن است، مطابقت ندارد . از آن نظام مطلوب ایشان در صفحات آینده سخن خواهیم گفت . اما در مورد نظام موجود در دوره صفوی، باید گفت که غیر از عصر انقلاب اسلامی، در کمتر عهدی روحانیت شیعی تا بدان حد به قدرت سیاسی نزدیک و مؤید و مورد تایید آن بوده است . از یکی از نوشته های شاه طهماسب اول در مورد اطاعت از برجسته ترین فقیه دورانش، مرحوم علی بن حسین بن عبدالعالی معروف به محقق کرکی چنین آورده اند که به خط خود نوشته: «لایح و واضح است که مخالفت حکم مجتهدین که حافظان شرع سید المرسلین اند با شرک در یک درجه است، پس هر کس مخالفت خاتم المجتهدین، وارث علوم سید المرسلین، نایب ائمه المعصومین را کند و در مقام متابعت نباشد، بی شایبه ملعون و مردود و در این آستان ملک آشیان، مطرود است .» کتبه طهماسب بن شاه اسماعیل الصفوی الموسوی . ۱۹ و نیز معروف است که چون در قزوین به خدمت شاه طهماسب رسید، شاه بدو گفت: تو از من به پادشاهی سزاوارتری، تو نایب امامی و من از عاملان تو و در اجرای امر و نهی تو آماده ام و در همین فرمان بود که شاه طهماسب دست محقق کرکی را در عزل و نصب و یا صدور حکم و فرمان باز گذاشت . ۲۰
کمترین دقت در تقسیمات ششگانه آیات و سور قرآنی که وی ذکر می کند، ما را به نیاز به نبوت و منشا الهی دولت از نظر ملاصدرا هدایت می کند .
ج . وجوه تمایز شریعت و سیاست
در کتاب «المظاهر الالهیه » در مطلبی با عنوان «در بیان فرق میان نبوت و شریعت و سیاست » می خوانیم:
«بدان که نبوت نسبت به شریعت، همچون روح است نسبت به جسدی که روح در میان آن جای دارد و سیاستی که از شرع جدا باشد همانند جسدی بی جان است .» (۳)
از آنجا که به دلیل تعریف سیاست به مجازات، همواره احتمال این اشتباه می رود که سیاست، همان شریعت پنداشته شود (زیرا شریعت مشتمل بر انواع مجازات نیز هست) ; لذا وی به تبیین تمایزات و تفاوت این دو واژه می پردازد:
«برخی از فیلسوف نمایان پنداشته اند که میان شریعت و سیاست فرقی نیست; البته افلاطون الهی بطلان سخن آنان را در کتاب «نوامیس » آشکار ساخته و فرق میان شریعت و سیاست را از لحاظ فعل و انفعال بیان کرده است .»
«فرق میان شریعت و سیاست از جهت فعل، این است که افعال سیاست، جزئی و ناقصند و به وسیله شریعت بقا و کمال می یابند و لیکن افعال شریعت، کلی و تامند که به سیاست هیچگونه نیازی ندارند .»
«اما فرق میان شریعت و سیاست از جهت انفعال، این است که امر شریعت برای ذات متشرع لازم و از آن جدا ناشدنی و لیکن امر سیاست از ذات شخص سیاستمدار جداست; مثلا شریعت شخص را به نماز خواندن و روزه گرفتن دستور می دهد که اگر شخص بپذیرد و بدانها عمل کند، سود آنها مستقیما بدو بر می گردد; ولیکن سیاست، شخص را دستور می دهد تا در لباس هایی فاخر و با تجملاتی خیره کننده نمایان شود، که بدیهی است این امر به خاطر بینندگان است، نه به خاطر پوشنده آن لباس ها و دارنده آن تجملات » ۲۱
د . پیوند و ملازمت شریعت و سیاست
اما در کتاب شواهد الربوبیه، پس از نقل پندار متفلسفین در مورد اینکه فرقی میان شریعت و سیاست نیست، از قول افلاطون در کتاب «نوامیس » می گوید: میان شریعت و سیاست از چهار وجه، فرق است:
۱ . از جهت مبدا; زیرا سیاست، حرکتی است که مبدا آن، نفس جزئیه و تابع حسن اختیار افراد بشر مانند شاهان و حکام است که به باور خویش، افراد بشر را در نظامی جمع می کنند که آنها را اصلاح کند . اما شریعت حرکتی است که مبدا آن، نهایت سیاست است; چون نفوس و قوای آن را به آن وظایفی که در عالم ترکیب به آن مکلف شده اند; یعنی مواصلت و موافقت و مرافقت با نظام کلی بر می انگیزد و از ارتکاب اعمال مخل و مفسد نظام باز می دارد; زیرا آنها را به خدا متذکر و تشویق می کند و از انحطاط به جانب شهوت و غضب و مفاسد آن دو باز می دارد .
۲ . از جهت نهایت و غایت (هدف نهایی) ; غایت سیاست، اطاعت از شریعت است و سیاست برای شریعت مانند عبد است نسبت به مولای خود، که گاهی از وی اطاعت می کند و گاهی معصیت و نافرمانی . پس اگر سیاست از شریعت اطاعت کرد، ظاهر عالم مطیع و منقاد باطن عالم گردد و انسان را به آسایش و ایمنی و احراز فضایل و کمالات و خیرات می رساند و گرنه احساسات فرد بر آرای کلیه و ادراکات عقلیه اش چیره و حاکم می شود و خضوع و انقیاد شخص را نسبت به علل بعیده و اسباب عالیه عالم وجود از بین می برد و در عوض نسبت به علل قریبه و اسباب ظاهری عالم اخلاص ورزیده و توجه خود را به آنها معطوف می کنند . پادشاهان و حاکمان باید توجه کنند که اگراقامه سنن و نوامیس و قوانین سیاسی خودرا همانطور که وضع کرده اند (در جهت محسوسات و پیروی از احساسات خودشان) مصروف کنند و به تکمیل و تربیت نفس خود با پیروی از شرعیت نپردازند، ناگاه دچار قهر الهی شده و آنچه را به دست آورده اند از دست می دهند .
۳ . از جهت فعل
۴ . از جهت انفعال (عبارت او را از این دو وجه، پیشتر نقل کردیم) ۲۲
تصریح ملاصدرا به عدم جدایی دین از سیاست و در عین حال تفاوت آن دو با هم، نشان می دهد که مخالفت وی با تقرب علمای ظاهر (فقها و متکلمین) به قدرت سیاسی به خاطر توصیه وی به عدم دخالت در سیاست نیست، بله او با استحاله دین به ابزاری در خدمت ثروت و قدرت و مقام مخالف است . ناگفته پیداست که در حکومت مطلوب وی (مدینه فاضله)، که ولی و خلیفه خدا متصدی شریعت و سیاست توامان است، جدایی مزبور امری ناپسند و غیر معقول است که اتفاق نخواهد افتاد . این نظیر شانی است که امروزه ما برای ولی فقیه قائلیم; با این تفاوت که فقیه نماینده و خلیفه خلیفه خداست، او در کتاب «مفاتیح الغیب » حتی فراتر رفته و همراهی شریعت و سیاست را در هر زمانی متذکر می شود:
«… تمامی روندگان بسوی حق و یکتاپرستان را آیینی واحد و کیشی یگانه درارکان و اصول اعتقادی و احوال آغاز و انجام است و آنکه بازگشت همگی به سوی او سبحانه می باشد، آیا نمی نگری که آیین انبیا و اولیا – علیهم السلام – یکی بوده و خلافی از آنان در میان خودشان و پیروانشان در چیزی از اصول و معارف و آنچه که تعلق به اعمال و سیاسات و اداره کردن امور، با اختلاف زمان از ایشان نقل نشده است؟ و هر کس که آیینش آیین انبیا نباشد، از حکمت او را بهره ای نیست …» . ۲۳
پس از نظر وی شریعت و سیاست دو نوع ملازمت و همراهی با هم دارند: (۴) ۱ – عرضی (به تعبیر شهید مدرس سیاست ما عین دیانت ماست). ۲ – طولی (و به گفته حضرت امام خمینی (ره) اگر همه انبیا جمع شوند در هیچ کاری با هم اختلاف نمی کنند). ضمنا می بینیم که هر سیاست و شریعت دیگری غیر از سیاست و شریعت انبیا را به دلیل مباینت با حکمت رد می کند .
ه . شریعت نظری و شریعت عملی
ملاصدرا در تقسیم دیگری از «شریعت » ، آن را همچون «حکمت » دو قسم علمی (نظری) و عملی می داند و بر این اساس، لاجرم سیاست جز و «شریعت عملی » خواهد بود و این نحوه انطباق شریعت و حکمت، از ویژگی های مکتب فلسفی ملاصدرا محسوب می شود:
«لطف تازه ای غیر از آنچه که در فطرت و سرشت نخستین، آنها (انسان ها) را بر آن سرشته بود، نمود … پیامبری برانگیخت که (بواسطه او) شریعت علمی و عملی را بر پا نمود و رسولی گسیل داشت که آنان را به راه خیر و نیکی راهنمایی کرد و از گذرگاه های شر و بدی بازداشت و کتابی جامع و الهی فرستاد که به راه رستگاری هدایت می نماید و اقیانوس قطرات دانش های گذشتگان و آیندگان است، در آن بیان حلال و حرام و روا و ناروای از اعمال و افعال و نیکی و زشتی از صفات و خوی ها و درست و نادرست از عقاید و علوم و گرایش ها است … رهایی از این دهکده ای که اهالی آن تمامی ستمگر و با چهارپایان و جانوران گمراه از آبشخور راستین روشن مشارک و انبازاند، جز برای کاملان درعلم و عمل و یا در علم و یا متوسط بین آن دو و یا آنکه آنان را پیروی می نماید و به هدایت و راهنمایی آنان راهنمایی می گردد و به فرمان آنان فرمانبرداری و به بازداشتن ایشان باز می ایستد، میسر نیست تا آنکه … با آنا
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.