تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل پیکار پیروز مرجعیت شیعه علیه استعمار انگلیس، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل پیکار پیروز مرجعیت شیعه علیه استعمار انگلیس شامل 89 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل پیکار پیروز مرجعیت شیعه علیه استعمار انگلیس در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل پیکار پیروز مرجعیت شیعه علیه استعمار انگلیس با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل پیکار پیروز مرجعیت شیعه علیه استعمار انگلیس نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل پیکار پیروز مرجعیت شیعه علیه استعمار انگلیس هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل پیکار پیروز مرجعیت شیعه علیه استعمار انگلیس اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل پیکار پیروز مرجعیت شیعه علیه استعمار انگلیس :

آیه الله میرزای شیرازی (دوم)

ولادت تا مرجعیت

میرزا محمد تقی حائری شیرازی در سال ۱۲۷۰ قمری در شیراز به دنیا آمد. وی از علمای بزرگ روحانی، وارسته و شایسته عالم تشیّع بود که پس از درگذشت آیه الله سیدکاظم یزدی، صاحب عروه الوثقی، در سال ۱۳۳۷ قمری، مرجع تقلید شیعیان گردید. او همچنین از شاگردان آیه الله میرزا محمدحسن شیرازی و فاضل اردکانی بود و پس از درگذشت استادش، وی حوزه درس او را در سامرّاء اداره کرد و به تدریس پرداخت؛ آن گاه به کاظمین رفت و در آن جا نیز حوزه درس ترتیب داد و پس از آن چندی در کربلا و سپس به نجف اشرف رفت و ریاست حوزه علمیه به وی واگذار گردید.(۱)

مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانی در شرح حال میرزای شیرازی (دوم) می نویسد: «… میرزا محمد تقی حائری شیرازی، پیشوای انقلاب عراق و نخستین بر افروزنده شعله آن شورش و جنبش، از بزرگ ترین عالمان و مجتهدان عصر خود بود. او یکی از مشهورترین چهره های شناخته شده در علم و تقوا و غیرت شهامت دینی بود… وی وظیفه سنگین و مسؤولیت تعهد شگرف خود را با انجام تکالیف سنگین مرجعیت و رهبری عالم تشیع در نهایت ایمان و صداقت و شجاعت انجام داد و در همین مسیر و جهت به رهبری قیام و صدور فتواهای انقلابی و درس گفتن و تربیت دانش پژوهان دیگر پرداخت.»

مرحوم شیخ آقا بزرگ از قول مرحوم سیدحسن صدر در کتاب تکمله می نویسد: «بیست سال با وی معاشرت داشتم. در این مدت حتی یک لغزش و خلاف از او ندیده و یک روش ناپسند مستهجن از او مشاهده نکردم. دوازده سال با او هم بحث بودم و همواره نظرهای دقیق و افکار عمیق و یادآوری های علمی و ارزنده ای از او می شنیدم و استفاده می بردم….» شیخ آقابزرگ به دنبال این نقل می نویسد: «من خودم مدت ۸ سال در درس آیه الله شیرازی شرکت داشتم و صحّت گفتار مرحوم صدر را مشاهده کردم.»(۲)

صاحب ریحانه الادب در شرح حال مرحوم میرزای شیرازی می نویسد: «میرزا محمدتقی شیرازی، از فحول علمای امامیه عصر ما و عالمی عامل، فاضل، کامل، عابد، زاهد، متقی، مجتهد اصولی، ادیب بارع، از تلامذه فاضل اردکانی و حاج میرزا محمدحسن شیرازی؛ شعر خوب و طرفه نیز می گفته، بعد از وفات استاد معظّم شیرازی خود در سامرّاء متصدی اداره حوزه علمیه و تدریس بوده و اخیرا به نجف اشرف رفته و مرجع استفاده فحول و ریاست علمیه فرقه محقّه نوعا بدو منتهی و مرجع تقلید اکثر شیعیان بوده و از تألیفات و آثار قلمی اوست:

۱. شرح یا حاشیه مکاسب شیخ مرتضی انصاری که در تهران چاپ شده؛

۲. شرح منظومه رضاعیه سید صدرالدین عاملی؛

۳. القصائد الفاخره فی مدح العتره الطاهره(۳) که دیوان شعری است به فارسی؛

۴. رساله صلاه الجمعه؛

۵. رساله الخلل.»(۴)

فعالیت های سیاسی

مرحوم میرزا محمدتقی شیرازی (دوم) پرورده مکتب سامرّائی استادش، میرزای بزرگ شیرازی، صاحب فتوای معروف تحریم تنباکو بود که در کنار همرزمش، آیه الله آخوند خراسانی، با استبداد خود کامگان حکّام درون کشورهای اسلامی و سلطه اجانب به مبارزه برخاستند.

مرحوم میرزای شیرازی علاوه بر رهبری انقلاب اسلامی ۱۹۲۰ عراق علیه متجاوزان انگلیس، در جریان حوادث ایران بود و با قرار داد ننگین ۱۹۱۹ وثوق الدوله مخالفت نمود. سرپرسی کاکس، عامل انگلیسی از اواخر سال ۱۹۱۸ در تهران کوشش می کرد تا قرارداد مزبور را فیما بین دولت وثوق الدوله و انگلیس منعقد کند. او پس از ۹ ماه تلاش، آن را عملی ساخت. ایرانیان مقیم کربلا از این جریان با خبر گشته، به آیه الله شیرازی شکایت کردند. وی در ۱۱ آوریل ۱۹۱۹ در نامه ای به وثوق الدوله خواهان لغو آن معاهده ننگین شد. این نامه مورد تأیید و امضای آیه الله شریعت اصفهانی و سیداسماعیل صدر نیز قرار گرفت، ولی وثوق الدوله به آن بی اعتنایی کرد و معاهده را امضا نمود(۵) که مورد خشم و نفرت قاطبه ملت هوشمند ایران قرار گرفت.

مرحوم شیرازی علاوه بر مقامات بلند علمی و افتا، با مردم در ارتباط بود و با رنج و مصایب زندگی آنان همراهی کرد. وی برای مصالح عالیه جهان اسلام و به ویژه مردم مسلمان عراق می کوشید و در مقابل مطامع غربیان ایستادگی کرد. مرحوم حاج آقا بزرگ تهرانی در این باره می نویسد: «باید بگویم مقام والای مرجعیت و گرفتاری های بسیار (گرفتاری های مربوط به حوزه طلاّب، امور درسی و تحقیقی…) این فقیه بزرگ را از رسیدگی به مسائل طبقات گوناگون مردم باز نداشته بود. او همواره می کوشید تا از وقت پر خویش، فرصت هایی به دست آرد و با خویشتن خلوت کند و درباره مصالح جامعه و امور مردم بیندیشد. در نتیجه همین آگاهی و اندیشه بود که به اقدام های عظیم اجتماعی دست یازید.»(۶)

نجف، که از دیرباز به خاطر حضور عالمان و فقیهان متعهد شیعی، مرکز تجمع افکار سیاسیون آزادی خواه عراق و محل مشورت و رایزنی زعمای مسلّح عشایر و انجمن های سیاسی گردیده بود، به خوبی در برابر اشغالگران انگلیس در آغاز جنگ جهانی ایستاد و مردم عراق در سال ۱۹۲۰ م / ۱۳۳۷ ه . ق به رهبری مرجع بزرگ، میرزا محمدتقی شیرازی، و همکاری سایر علما، از جمله آیه الله شیخ الشریعه اصفهانی دست به انقلاب زد و به همین دلیل، انگلیس پس از اشغال عراق، پیش از هر کاری به نجف رفت تا آن شهر را به سازش بکشاند و برای این مقصود کوشش بسیار کرد…(۷)

شیخ آقابزرگ تهرانی در شرح زحمات این عالم بزرگ در مقابله با اشغالگران می نویسد: «از آن جمله موضع گیری با عظمت وی بود در برابر دولت انگلیس، در واقعه شورش عراق و طلب حقوق بر باد رفته مردم و امر به دفاع و صدور آن فتوای پر اهمیت که عراق را زیر و رو کرد. و این به خاطر عظمت او بود در جامعه و جایی که در دل ها داشت.»(۸)

نقش میرزای شیرای در انقلاب اسلامی ۱۹۲۰ عراق علیه اشغالگران

شکست دولت آلمان در جنگ بین الملل اول موجب در هم شکستن دولت عثمانی شد و دولت های انگلیس و فرانسه در صدد تصرف متصرفات عثمانی برآمدند. بدین روی، فرانسه لبنان را به قیمومت خود در آورد و دولت انگلیس هم عراق و فلسطین را به چنگ آورد.

آن ها به بهانه جلوگیری از نفوذ آلمانی ها و رهاسازی مردم از سلطه عثمانی ها وارد عراق شدند و در تاریخ ۷ اکتبر ۱۹۱۸، یعنی پس از پایان جنگ جهانی اول، بیانیه انگلیس و فرانسه منتشر شد که طبق آن تصریح گردید: هدفی که موجب ورود فرانسه و انگلیس در جنگ علیه آلمان در خاورمیانه شده است جلوگیری از طمع ورزی آلمان، و آزاد ساختن نهایی ملت هایی است که مدت ها زیر سلطه و بردگی ترک های عثمانی بوده اند، و همچنین تأسیس حکومت های ملّی که متّکی به میل و اراده ساکنان اصلی این مناطق و اختیار آنان باشد.

بدین سان انگلیسی ها می خواستند مردم را آرام سازند تا در برابر اشغالگران مقاومت ننمایند. ولی گذشت زمان نشان داد که این وعده ها چیزی جز فریب و بهانه استیلای استعمار انگلیس بر ملت عراق، و جزئی از سیاست توسعه طلبی این دولت استعماری بر مشرق زمین نبوده است. به هر حال، با پایان یافتن جنگ اول جهانی، عراق تحت سیطره انگلیس قرار گرفت و وابسته به حکومت مستعمره هند شد.

سرپرسی کاکس، که از شخصیت های با تجربه استعمار انگلیس بود، به عنوان حاکم سیاسی عراق تعیین گردید و کلیه اختیارات قانون گذاری و اجرایی از سوی دولت انگلیس به او واگذار شد.(۹) گفته می شود: استعمار انگلیس همان زمان ملت عراق را مجبور کرده بود تا نماینده دولت بریتانیا، سرپرسی کاکس، را به عنوان رئیس حکومت عراق بپذیرند و از او فرمان برداری و اطاعت کنند. از این رو، مرحوم میرزا محمدتقی شیرازی پیش از فتوای جهاد، فتوای دیگری داده بود مبنی بر این که انتخاب غیر مسلمان جایز نیست. در این فتوا آمده است: «اِنّ المُسلِمَ لایَجوُزُ لَهُ اَنْ یختارَ غیرَ المسلمِ حاکِما.» (محمدتقی الحائری الشیرازی)(۱۰)

کاکس در آوریل ۱۹۱۸ به عنوان وزیر مختار انگلیس به تهران منتقل شد و در صدد تهیه و تحمیل قرار داد ۱۹۱۹ وثوق الدوله برآمد و جای او را در عراق آرنولد ویلسون گرفت. این شخص با کوشش های فراوان توانست تشکیلات اداری منظمی در عراق ایجاد کند، ولی اشکال کار او این بود که پختگی سیاسی سرپرسی کاکس را نداشت و روحیه نظامی در او قوی تر بود.(۱۱) به همین دلیل، حکومت انگلیس در تابستان سال ۱۹۱۹ در صدد باز گرداندن کاکس به عراق برآمد، ولی چون هنوز کاکس دست اندر کار قرارداد وثوق الدوله در تهران بود، انتقال او به عراق به تأخیر افتاد.

علمای شیعه در ایجاد انقلاب ۱۹۲۰ عراق علیه اشغالگران انگلیس نقش بنیادی داشتند. در زمان حیات و مرجعیت آیه الله سید محمدکاظم یزدی، صاحب عروه الوثقی، و در زمان اشغال عراق به وسیله انگلیسی ها، وی فتوایی بر جهاد علیه انگلیسی ها صادر کرد و فرزند خود را به جنگ فرستاد. مرحوم آیه الله یزدی در سال ۱۹۱۹ درگذشت و مرجعیت تام تقلید شیعیان به عهده مرحوم آیه الله محمد تقی شیرازی سپرده شد.

همچنین ویلسون شخصا در سال ۱۹۱۹ برای دیدار با آیه الله شیرازی به کربلا رفت و چون زبان فارسی را به خوبی تکلّم می کرد، در صدد رشوه دادن برآمد و از آیه الله شیرازی تقاضا کرد که شخصی را به جای کلیددار و متولّی سامرّاء که سنّی است، از میان شیعیان تعیین کند؛ ولی آیه الله شیرازی بدون درنگ به او پاسخ داد: «کلیددار سامرّاء شخص بسیار خوبی است و من موافق عزل او نیستم.»

ویلسون، مأیوس شد و موضوع بحث را تغییر داد و شروع به بحث در زمینه قرارداد وثوق الدوله نمود، و فواید قراردادی را که سرپرسی کاکس در صدد تنظیم آن بود برای مردم ایران بر شمرد و از آیه الله انتظار داشت که او را تأیید کند؛ ولی آیه الله جواب داد: «ما در عراق هستیم و از عراق حرف می زنیم، مردم ایران به شؤون زندگی خود آشناتر هستند و در این شرایط صحیح نیست که ما دخالتی در کار مردم ایران بکنیم.»

سپس ویلسون موضوع بحث را به حوادث جنوب ایران و جنگ های مردم و قبایل جنوب با قشون انگلیس کشاند، و از آیه الله میرزای شیرازی درخواست کرد که به جلوگیری از خون ریزی و متوقف شدن جنگ فتوا دهد. ولی باز هم مرحوم شیرازی پاسخ داد: «بر من جایز نیست که نسبت به چیزی که نمی دانم فتوی دهم، بخصوص که مردم ایران حکومتی دارند که بر احوال آن ها آشناتر است.»

این مذاکرات موجب یأس کامل ویلسون شد و انگلیسی ها متوجه شدند نمی توانند روی آیه الله میرزای شیرازی تأثیرو نفوذی داشته باشند.

درباره چگونگی آغاز مبارزات ضد انگلیسی مردم عراق به رهبری میرزای شیرازی در تاریخ آمده است: قرارداد «سان رمو» در ۲۵ آوریل ۱۹۲۰ در اروپا اعلام شد و طبق آن، مقرّر گردید که عراق و فلسطین تحت قیمومت انگلیس، و سوریه و لبنان تحت قیمومت فرانسه باشند. این مقررات در یکم می۱۹۲۰ به ویلسون ابلاغ گردید و آن را در عراق اعلان نمود و اعلامیه ای نیز صادر کرد که مردم را در خصوص معنای «قیمومت» آماده سازد.

این بیانیه به «هدف شرافتمندانه، که بریتانیا در قیمومت خود بر عراق تعقیب می کند، اشاره می کند و سپس به بدبختی ها و مصایبی که عراق در طول تاریخ با آن مواجه بوده است و این که دولت بریتانیا قبول کرده است که عراق را به سوی نفع و خیر هدایت و رهبری کند»، تصریح می نماید.(۱۲)

آیه الله میرزا محمدتقی شیرازی از مخالفان سرسخت قیمومت انگلیس بر عراق بود و همیشه ظلم های استعمار انگلیس را در هند و سایر نقاط جهان تبلیغ می کرد. در هنگامی که انگلیسی ها می خواستند نقشه قیمومت را اجرا کنند، صریحا علیه این نقشه شوم فتوا صادر کرد و این امر تحوّلی در جریان سیاسی عراق به ضرر انگلیسی ها محسوب می شود. میرزای شیرازی در این فتوا فرمود: هیچ یک از مسلمانان حق ندارند فرد غیرمسلمانی را برای حکومت و سلطنت بر مسلمانان برگزینند.

هفده تن از علمای کربلا نیز به عنوان حمایت، این فتوا را امضا و تأیید کردند و نسخه هایی از آن به سایر شهرها و مناطق عشایری فرات ارسال شد و از مردم دعوت گردید تا با اتحاد و همدلی تقاضای استقلال داشته باشند. به دنبال این فتوای تاریخی آیه الله شیرازی، روز ۴ شوّال ۱۳۳۸، مصادف با ۲۱ ژوئن ۱۹۲۰ هزاران نفر از عشایر و مردم کربلا در صحن حضرت سیدالشهداء۷ اجتماع کردند و آیه الله شیخ محمد خالص زاده خطبه شورانگیزی ایراد کرد و اظهار داشت: وقتی رؤسای اسلام، مثل آیه الله میرزا محمدتقی شیرازی و آیه الله شیخ مهدی خالصی، که از نظر جسمی از همه ضعیف تر هستند، با عزم راسخ و ایمان صادق در راه جهاد قدم گذاشته اند، چگونه ما می توانیم از بذل جان خود در راه این نهضت دریغ کنیم؟!

این اجتماع و تظاهرات موجب شد حاکم سیاسی کربلا به نام محمدخان بهادر بهبهانی که از سوی انگلیسی ها گماشته شده بود، نامه ای به ویلسون عامل سیاسی انگلیس در عراق ارسال و وضعیت بحرانی کربلا را گوشزد کند و از او درخواست اتخاذ تصمیم فوری برای جلوگیری از نهضت نماید. ویلسون نیز ماژربولی را با نیروهایی که مجهّز به زرهپوش و مسلسل و توپ بودند به کربلا فرستاد. او شهر کربلا را در روز یکشنبه، ۵ شوّال ۱۳۳۸ محاصره کرد و اعلام داشت که هدف او فقط این است که ۱۴ نفر از رؤسای شهر خود را به نیروهای انگلیس تسلیم کنند.(۱۳)

لازم به یاداوری است که مرحوم میرزای شیرازی پس از آن که زمینه آگاهی را در مردم پدید آورد و فتواهای مقدّماتی را صادر کرد، نظر به اهمیت موضوع، برای مشاوره، رایزنی و انتخاب تصمیم مناسب در برابر شیطنت انگلیسی ها، دست به تشکیل محفل سرّی زد که از جمله اعضای آن عبارت بودند از: شیخ مهدی خالصی، سید ابوالقاسم کاشانی و سید هبه الدین شهرستانی. این اجتماعات سرّی میان روحانیان نجف و رؤسای عشایر فرات نیز پی گرفته شدند.(۱۴)

آیه الله شیرازی، که از محاصره شهر کربلا و ورود نیروهای نظامی انگلیس مطّلع شد، از فرمانده انگلیسی خواست تا برای حل مسالمت آمیز قضیه، پیش از این که خطایی مرتکب ش

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *