تعداد بازدید
4 بازدید
ریال86.000

توضیحات

ارائه‌ی فایل پاورپوینت کامل چگونه موشک تسلیم اراده های پالوده می شود؟ (بررسی کتاب «خط مقدم») – تجربه‌ای خاص و متمایز!

پاورپوینتی حرفه‌ای و متفاوت:

فایل فایل پاورپوینت کامل چگونه موشک تسلیم اراده های پالوده می شود؟ (بررسی کتاب «خط مقدم») شامل 87 اسلاید جذاب و کاملاً استاندارد است که برای چاپ یا ارائه در PowerPoint آماده شده‌اند.

ویژگی‌های برجسته فایل فایل پاورپوینت کامل چگونه موشک تسلیم اراده های پالوده می شود؟ (بررسی کتاب «خط مقدم»):

  • طراحی خلاقانه و حرفه‌ای: فایل فایل پاورپوینت کامل چگونه موشک تسلیم اراده های پالوده می شود؟ (بررسی کتاب «خط مقدم») به شما این امکان را می‌دهد که مخاطبان خود را با یک طراحی خیره‌کننده جذب کرده و پیام خود را به بهترین شکل انتقال دهید.
  • سادگی در استفاده: اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل چگونه موشک تسلیم اراده های پالوده می شود؟ (بررسی کتاب «خط مقدم») به گونه‌ای طراحی شده‌اند که استفاده از آن‌ها بسیار آسان باشد و نیاز به تنظیمات اضافی نداشته باشید.
  • آماده برای ارائه: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل چگونه موشک تسلیم اراده های پالوده می شود؟ (بررسی کتاب «خط مقدم») با کیفیت بالا و بدون نیاز به ویرایش، آماده استفاده هستند.

کیفیت تضمین‌شده با دقت بالا:

فایل فایل پاورپوینت کامل چگونه موشک تسلیم اراده های پالوده می شود؟ (بررسی کتاب «خط مقدم») با رعایت بالاترین استانداردهای طراحی تولید شده است. بدون نقص یا بهم‌ریختگی، تمامی اسلایدها آماده برای یک ارائه بی‌نقص و حرفه‌ای هستند.

نکته مهم:

هرگونه تفاوت احتمالی در توضیحات ممکن است به دلیل نسخه‌های غیررسمی باشد. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل چگونه موشک تسلیم اراده های پالوده می شود؟ (بررسی کتاب «خط مقدم») با دقت و حرفه‌ای تنظیم شده است.

همین حالا فایل فایل پاورپوینت کامل چگونه موشک تسلیم اراده های پالوده می شود؟ (بررسی کتاب «خط مقدم») را دانلود کنید و ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چگونه موشک تسلیم اراده های پالوده می شود؟ (بررسی کتاب «خط مقدم») :

اکنون که هر ایرانی، غیور با افتخار میگوید موشکهای ساخت فرزندان مؤمن و مجاهد بود که به لانه مزدوران تروریست در ورای مرزهای میهن اسلامی فرود آمد تا ضمانت امنیت در مرزهای ملی باشد آیا هموطنان عزیز میدانند این موشکها و موشکهای پیشرفته تر قوی تر کوبنده تر و دوربردتر چگونه متولد شدند و برای طی طریق تکامل چه مسیرهای پر دست اندازی را پیمودند؟ آیا میدانند عزیزان جوانمرد کشور برای در اختیار گرفتن فقط چند فروند موشک چه روزهایی در هول و ولا به سر بردند تا بتوانند جواب مردم زیر بمباران لشکر کفر صدامی را بدهند که شاید برای مدتی کوتاه از بمباران خانه های مسکونی امکانات اقتصادی و خدماتی دست بردارد؟ و سرانجام همان شود که ملت با شرف ما میگفت «موشک جواب موشک»! و ظهور موشکها، به وضعیت باز دارندگی در موقعیت دفاعی برسد که اکنون رسیده است؟ دشمنان نیز به همین دلیل، روشن تیر تخاصم خویش را در لفاف بهانه های مختلف رها میکنند تا شاید ذهنی را آلوده سازند. امیدواریم که حتی قلوب بیمار نیز گرفتار تیره سازی ذهن از سوی دشمن نسبت به ابزار دفاعی خودی و بازدارنده دشمن نشوند و این تهاجمها سبب بهبود بیماری بدبینی و حسادت شود و همه در کنار هم و با همبستگی ملی یکپارچه و یک سویه، قدرت دفاعی و بازدارندگی را بیش از پیش افزایش بدهیم.

به نظر میرسد آگاهی از داستان تولد قدم به قدم موشک ساخت کشور اسلامی ما ایران عزیز، بتواند کمکی در این جهت بکند مشق و الگویی برای افزایش اقتدار ملی در زمینه های اقتصادی هم فراهم آورد و از نیاز به اقتصادی مقاومتی هم فراتر رود.

***

«خط مقدم» روایتی است از این ماجرا، کتاب خواننده را به گذشته بر میگرداند؛ به دهه در اوج جنگ تحمیلی و تجاوز بی امان هواپیماها و موشکهای ویرانگر دشمن بعثی به شهرهای ایران کتاب چنین شناسنامه ای دارد:

خط مقدم (روایت داستانی و مستند از تشکیل یگان موشکی در ایران با محوریت زندگی شهید حسن طهرانی مقدم)، نویسنده: فائضه غفار حدادی، محقق: محمد حسین پیکانی، چاپ اول: ، ناشر: انتشارات تعالی اندیشه.

ویژگیهای نوشتار

محتوای کتاب مستند است؛ هم اطلاعات موجود در آن و نیز افرادی که اسمشان در برگهای کتاب ثبت و ضبط شده است و هم مکانها منطبق بر واقعیت عنوان شده اند؛ کشورها شهرها امکان مسکونی و سایتهای پرتاب موشک و پادگانها؛ بر مستند بودن محتوا در کتاب تأکید شده است (، و…) بنابر این کتاب در رده مکتوبات تاریخی قرار میگیرد و از داستان (به معنای آمیختگی واقعیت تحلیل رفته در تخیل) فاصله می گیرد.

آنچه نویسنده و محقق کتاب به ترتیب، ذیل «چند خط توضیح و تشکر و عذر خواهی» و «پیش خط» آورده اند، نشانگر راهبرد کار و پژوهش محور بودن آن است و دقت در رسیدن به واقعیت چنان که بود و قرار است تا همان واقعیت به زمان حال و آینده انتقال یابد.

این که در عنوان کتاب «روایت داستانی» به «روایت مستند» اضافه شده، از زاویه نگرش دیگری است؛ زیرا در تألیف و تدوین، کتاب از شگرد معمول در داستان نویسی بهره گرفته شده است؛ از بازگشت به عقب (فلاش بک) موازی سازی نقل وقایع چندگانه حدی ایجاد تعلیق و انتظار و چاشنی کردن ساختار عاطفی به محتوای کتاب از طریق گره زدن مستند جنگ و موشک در اینجا و آنجا با چشم اندازی به نسبت باز از زندگی حسن طهرانی مقدم و همسرش نکته. مهمی که مخاطب هنگام خوانش این کتاب پیش چشمش میآید این است محتوا با محور قرار گرفتن زندگی شهید حسن طهرانی مقدم تألیف شده است و به این علت واضح حضور دیگران پررنگ نمی نماید. (نویسندگان این نکته را یاد آوری کرده اند). تازه این همه زندگی طهرانی مقدم نیست و فقط دوسال را در بر میگیرد؛ به علاوه برخی بازگشتها به عقب و تداعی خاطراتی در زمانهای گذشته برای بار عاطفی دادن به محتوا و البته یادآوری تعدادی از تعلق خاطرهای طهرانی مقدم تا چشم اندازی از کلیت زندگی وی از نوجوانی تا سال ترسیم شود.

به نظر میرسد که در پایان بندی کتاب نیز خوب عمل شده است. کتاب وقتی مهر ختام میخورد که مرحله ای از ماجرای ورود موشک از خارج به داخل پایان مییابد و مرحله تازه ای شکل میگیرد و بچههای سخت کوش، ایرانی آزمایش سختی را با پیروزی پشت میگذارند و وارد میدان وسیعی میشوند. این جا و در این میدان، وسیع مخاطب باید با ذوق و اطلاعات خود که پس از این تاریخ پیدا کرده چشم اندازی را ترسیم کند.

شگرد پایان بندی نیز (بدون لحاظ نامه فرمانده سپاه) به پایان بندی در داستان نویسی می ماند، همان طور که کتاب را با شیوه داستان نویسی آغاز کرده اند؛ زیرا به نوعی همراه با تعلیق و انتظار و ایجاد پرسش است؛ سلیمان کیست؟ چرا حسن طهرانی مقدم تحویلش نمی گیرد؟ بعد در پیشرفت مطالعه کتاب است که خواننده در می یابد، سلیمان همان فرمانده گروه شلیک موشکهای وارداتی از لیبی است که به ایران آمده بودند. اما بار دیگر به جمهوری اسلامی ایران آمده تا قطعات موشک ساخت ایران را بخرد!

باید اضافه کرد که از یک سو فهرست سازی کتاب با تخیل در داستان قرابت مییابد و از جمله عنوان اصلی کتاب «خط مقدم» نیز دارای ایهام است و از دیگر سو راه به واقعیت میبرد؛ زیرا با مستندات و اصطلاحهای جنگی گره خورده است. انتخاب اصطلاح دو وجهی و ایهام آمیز بودن عنوان کتاب به تقسیم بندی آن نیز سرایت کرده و از واژه های معمول فهرست سازی یعنی بخش و فصل استفاده نمیشود که روش عادی در نوشته های واقع گرایانه تاریخی است. بدین ترتیب کتاب از «خط اول» تا «خط سیزدهم» به علاوه «دست خط» و. .. تفکیک و تا حدی از عنوان داستانی (منثور) هم خارج شده و بعضاً با تخیل شاعرانه قرابت پیدا کرده است که لزومی نداشت «مثل خط سیزدهم – خط ققنوسی».

خطها به صورت زیر هم و ستونی قرار گرفته اند:

خطی از آخر به اول همگی به خط خط سوریه- لیبی، خط آمد و رفت، خط شروع، نقض خط قرمز، خط عمودی، خط کرمانشاه -بغداد، خط معکوس، خط میانبر خط، نزولی، خط ققنوس به علاوه دست خط، نقطه سرخط، فهرست اعلام، نمایه.

اشتباه در صحافی

متأسفانه نسخه در اختیار بنده، خلاف آمد و عده فهرست، بدون فهرست اعلام و نمایه است. آیا این اشتباه مربوط به همین نسخه میشود یا در کل نسخ کتاب تسرّی دارد؟ در صحافی بعدی باید دقت کرده و اصلاح کنند.

زبان و نگارش

کلیت زبان کتاب یکدست و نگارش آن نیز منطبق بر زبان معیار فارسی است، اما به نظر میرسد که در برخوردهای دیپلماتیک رسمی از زبان، شکسته بهره نمیگیرند؛ در کتاب در نقل قول مواردی آمده است طرح جلد کتاب ساده و گویاست، به ویژه عنوان روی جلد «خط مقدم از خط نوشته حسن طهرانی مقدم پای نامه ها الهام گرفته شده است و حرف ط» در «خط» با وضعیتی که موشک هنگام کنده شدن از سکو در محیط ایجاد میکند تلفیق شده که بر گویایی آن در زمینه سفید میافزاید؛ موشکی که فرشته نجات است یا موشکی که امداد غیبی آن را راه میبرد و پر می کشد.

حروف انتخابی مناسب با حجم بیش از صفحه ای برای همراهی با چشم خواننده است نمیدانیم که فهرست اعلام و نمایه چند صفحه بود ولی صحافی کتاب با این حجم مکتوب به اضافه عکسها مناسب نیست و در تورق کتاب احتمال جدا شدن صفحه ها حتمی است.

مروری بر محتوا

نویسندگان تلاش کرده اند چند خط را برای رسیدن به موشک در زمان جنگ تحمیلی دنبال کنند. علت نیز روشن است؛ تهیه موشک برای مقابله با شرارتهای وحشیانه رژیم بعثی عفلقی حاکم بر عراق از مجاری معمولی امکان ندارد زیرا جمهوری اسلامی ایران تنهاست و همه قدرتها و ابر قدرت ها و دنباله روهای آنها در مقابلش قرار گرفتهاند و هیچ کشوری حاضر به فروش سلاح به صورت رسمی نیست. در این وضعیت دشوار پس از مذاکرات و رفت و آمدها در لیبی سرهنگ قذافی حاضر میشود به ایران موشک اسکاد بی ساخت شوروی بفروشد.

پدر موشکی ایران

البته این موفقیت بزرگ مرهون کار رفاقتی و دیپلماتیک آقای محسن رفیقدوست است. به همین دلیل وقتی کتاب آموزشی مراحل آماده سازی موشک اسکاد بی آماده و چاپ میشود، حسن طهرانی مقدم یک جلد از آن را به رفیقدوست میدهد و پاکتی لای آن میگذارد وقتی محسن پاکت را باز میکند در آن آمده است: «تقدیم به پدر موشکی ایران»؛ به نظر میرسد حرف درستی است. نقش رفیقدوست، در این زمینه ستودنی و ماندگار است؛ به ویژه که هم او با پیشنهاد حسن طهرانی مقدم با نوعی دلهره موافقت میکند که یک فروند از تعداد انگشت شمار موشکهایی که از لیبی گرفته اند از رده پرتاب خارج و برای «مهندسی معکوس» به محل دیگری منتقل شود. (برای شرح کامل به کتاب خاطرات رفیقدوست رجوع کنید.) آینده نگری توام با خلاقیت در همین پیشنهاد به وضوح مشاهده میشود.

آموزش در سوریه

تلاش رفیقدوست منحصر به لیبی نبود. سوریه که به طور جدی از ایران حمایت میکرد و موشکهای ساخت شوروی داشت در این زمینه جواب منفی داد ولی مرحوم حافظ اسد به رفیقدوست قول مهمی داد و آن آموزش استفاده از موشک اسکاد بی در سوریه بود.

با حکم محسن، رضایی فرمانده سپاه، گروهی تشکیل شد، بدون آن که نامی از موشک در آن بیاید؛ زیرا همه چیز میبایست کاملا سری پیش برود و مدیریت گروه نیز با حسن طهرانی مقدم بود.

نفر از کادر سپاه انتخاب شدند تا همراه با دو مترجم به سوریه اعزام شوند سرانجام این کلاسها به مدت دو ماه تشکیل شد.

این کار رئیس جمهور سوریه در ردیف اقدام سرهنگ معمر قذافی در دادن موشک ارزش داشت؛ زیرا آینده نشان داد که اگر همین دوره آمورشی نبود یکی از نقاط عطف تحول تاریخی موشکی در ایران حداقل با تأخیر مواجه شده و سر بزنگاه مددکار نبود.

نقل مستقیم

وقتی بچه ها به سوریه رفتند، نفر بودند، همگی جوان و پرانرژی و با اعتماد به نفس بالا. سرتیپ غالی در فرودگاه به استقبالشان آمد. وی رابط توپخانه در ستاد مشترک ارتش سوریه بود. سرتیپ ار درجه بچه ها پرسید. مترجم به نقل از حسن طهرانی مقدم توضیح داد که «ما همه پاسداریم و درجه نظامی نداریم. غالی با تعجب پرسید پس چه طور شما «مقدم» هستید؟» مترجم گفت: «مقدم» اسم فامیلی ایشان است نه درجه نظامی.»

غالی افزود: «تو ارتش سوریه به سرهنگ میگن «مقدم»» و از تشابه اسمی فکر کردم «مقدم» درجه نظامی حسن است. (۹۰-۹۱)

و این گفت و گو در دفتر سرلشکر الخوری هم شنیدنی است: الخوری معاون فرمانده کل است و گفت: «ظاهرا شما اصرار دارید که این دوره ها را در کوتاهترین زمان ممکنش طی کنید. ولی من فکر نمیکنم بشه چنین دوره تخصصی ای را با این حجم دروس در کمتر از سه چهار ماه گذروند ما پیش از شما این دوره رو برای چندین کشور دیگه برگزار کرده ایم برای نیروهای خودمان هم که هر چند سال یک بار اجرا میشود هیچ کدام نتوانسته اند زودتر از سه ماه آن را تمام کنند.»

مقدم گفت درسته که بچه های ما درجه ندارند ولی به این معنی نیست که تخصصی نداشته باشند. اینها همه بچه های توپخانه هستند و به اصول نقشه برداری و دیده بانی و سیستمهای مختلف فنی اشراف دارند من به شما قول میدم که برای دریافت درسها هیچ مشکلی پیدا نخواهد شد.»

الخوری به موضوع دیگر رسید همان طور که میدانید یک گردان پرتاب از پنج گروه تخصصی تشکیل میشود که هر گروه باید پنج شش نفر نیروی متخصص داشته باشد، یعنی در مجموع یک گردان برای انجام درست کارش که آماده سازی و پرتاب موشک است به سی چهل نفر نیروی آموزش دیده نیاز دارد. در صورتی که شما فقط سیزده نفرید چه طور میخواهید با این تعداد کم همه پنج تخصص را یاد بگیرید؟»

سرتیپ ترکی افزود: «ضمن این که اگر بخواهیم زمان دوره را کم کنیم باید کلاسهای چند تخصص را به صورت همزمان برگزار کنیم امکان حذف سر فصلها وجود ندارد.»

حسن مقدم چنین گفت: «ما سعی میکنیم این کم بودن تعدادمون را جبران کنیم. چه جوری شو بعدا خدمتتون عرض می کنم.» (-)

این طور حل شد که هر کدام از بچه ها بر اساس علاقه تخصصشان در دو تا سه کلاس شرکت کنند. گردانهای تخصصی مورد نظر سرلشکر الخوری عبارتند از: گردان پرتاب گردان آزمایش(تست)، گردان فنی، گردان هدایت و گردان هواسنجی.

تصمیم گرفته شد هتل محل اقامت را که تا پادگان آموزشی ده ها کیلومتر فاصله داشت، تخلیه کنند و در همان پادگان بدون امکانات اولیه برای اسکان مهمانان رحل اقامت افکنند و به تعداد مترجمان اضافه کردند.

فعالیتهای همزمان سه ضلعی

در ایران حاج زاده از طرف حسن مقدم مأمور میشود، تمام مناطق غرب و جنوب کشور به ویژه غرب را که از نظر جغرافیایی برای پرتاب موشک مناسب تر است رد بزند، آن هم به صورت کاملا سری و همین موضوع، کار گرفتن مکان و امکانات را از نیروهای بی اطلاع خیلی مشکل می کرد.

در لیبی، وحید دستجردی و همکارش حسین جعفری هر روز دنبال مجوز ترخیص موشک هستند این مورد خنده دار را در دل شمایی از بوروکراسی در لیبی مرور کنیم:

وحید دستجردی و حسین جعفری طبق معمول هر روز توی سالن پذیرش ارتش لیبی نشسته بودند که یک اتریشی نظر وحید را جلب کرد. این مرد را میشناخت؛ در کار خرید و فروش سلاح بود، با هم سر صحبت را باز کردند. مرد اتریشی گفت: «میدانید لیبیاییها یه شرکت زدن به اسم IBM؟!

-نه! شرکت چیه؟

– همین شرکتی که اینجا درست کردن رو میگم: به نشانه «ان شاء الله» آخه هر وقت میپرسی «به نظرتون کار من انجام میشه»؟ میگن ان شاء الله

B به نشانه «بکرا» هر وقت میپرسی «پس کار من کی انجام میشه»؟ میگن فردا صبح.

و M به نشانه «مالش». هر وقت هم که از این همه بی برنامگی و تأخیر جوش مییاری خیلی راحت می گن «مالش» یعنی

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *