تعداد بازدید
4 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل چیستی و فاعل معجزه از منظر متکلمان و فلاسفه، ارائه‌ای متفاوت و تأثیرگذار بسازید

دنبال یک ارائه سطح بالا هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل چیستی و فاعل معجزه از منظر متکلمان و فلاسفه شامل 120 اسلاید حرفه‌ای و طراحی‌شده با دقت بالا است که شما را در هر جمعی به‌خوبی معرفی خواهد کرد.

دلایل برتری فایل فایل پاورپوینت کامل چیستی و فاعل معجزه از منظر متکلمان و فلاسفه:

  • ظاهر حرفه‌ای و چشم‌نواز: طراحی گرافیکی دقیق، با ترکیب رنگ‌ها و چیدمان مدرن برای جلب توجه مخاطبان.
  • کاربری سریع و بدون دردسر: بدون نیاز به ویرایش اضافی؛ تنها کافیست فایل فایل پاورپوینت کامل چیستی و فاعل معجزه از منظر متکلمان و فلاسفه را اجرا و ارائه را آغاز کنید.
  • کیفیت فنی بالا: هر اسلاید با وضوح مناسب و ساختار منظم آماده شده تا در انواع نمایشگرها بدون مشکل دیده شود.

عملکرد بی‌نقص: اسلایدها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که هیچ مشکلی در نمایش، ساختار یا گرافیک وجود نداشته باشد.

یادآوری: در صورت استفاده از نسخه‌های غیررسمی، ممکن است با مشکلات ظاهری یا کیفی روبرو شوید. نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل چیستی و فاعل معجزه از منظر متکلمان و فلاسفه توسط تیم متخصص طراحی شده و ضمانت کیفیت دارد.

همین حالا پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل چیستی و فاعل معجزه از منظر متکلمان و فلاسفه را دریافت کرده و ارائه‌ای مؤثر و حرفه‌ای داشته باشید.


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل چیستی و فاعل معجزه از منظر متکلمان و فلاسفه :

مقدمه

پیامبران الهی علیهم السلام برای اثبات ارتباط خود با عالم الوهی، دست به خوارق عاداتی می زدند تا مردم با مشاهده آن ها، به صدق مدعای آنان دست پیدا کنند. قرآن مجید در آیات فراوان خود به معجزات فراوان آنان اشاره کرده است.

چگونگی انجام معجزه از سؤالاتی است که پس از چندین سده، باز هم اذهان متکلمان و فلاسفه را به خود معطوف کرده است. متکلمان اعجاز را فعل مستقیم الهی تفسیر کرده و شناخت و درک حقیقت آن را برای فهم انسانی میسور ندانسته اند.

فلاسفه، به خصوص فلاسفه اسلامی، در سوی دیگر، با جهد و کوششهای فراوان سعی در تبیین اعجاز و زوایای گوناگون آن داشته و کوشیده اند با اتکا به قدرت فوق العاده نفس پیامبران علیهم السلام و صاحبان اعجاز و کرامت، آن را تفسیر کنند و به خود آنان استناد دهند.

دیدگاه سوم جمع این دو نظریه است: برخی از معجزات را فعل مستقیم خدا و برخی دیگر را به خود پیامبران علیهم السلام نسبت می دهند.

در این نوشتار، ادله و مبانی سه دیدگاه مزبور تحلیل و ارزیابی شده است.

دیدگاه اول: اعجاز; فعل خدا

اکثر قریب به اتفاق موحدان اعجاز را فعل مستقیم الهی توصیف می کنند و بر این باورند که خداوند با مداخله مستقیم خود در نظام طبیعت، از طریق پیامبران علیهم السلام دست به خوارق و معجزاتی می زند و پیامبران در معجزات، تنها نقش واسطه و مجلی دارند و فاعل حقیقی معجزات، نه پیامبران علیهم السلام، که خداوند است، بر خلاف دیدگاه دوم که پیامبران علیهم السلام را فاعل حقیقی معجزات توصیف کرده و نسبت بین معجزه و پیامبر را نسبت فعل و فاعل می دانند . اینک گزارش و ارزیابی ادله این دیدگاه:

اشاعره: اشاعره از آن جا که معتقد به انحصار مؤثر و فاعل در خداوند هستند، در استناد اعجاز به خداوند نیز درنگ نکرده و آن را مانند حوادث دیگر، فعل الهی می دانند .

ابن تیمیه در این باره می گوید: «و آیات الانبیاء من فعل الله سبحانه و تعالی یفعلها آیه و علامه . . . فامر الآیات الی الله لا الی اختیار المخلوق و الله یاتی بها بحسب علمه و حکمته .» (۱)

بغدادی در اصول الدین خود ضمن انتقاد از معمر به دلیل استناد معجزه به غیر خدا، معجزات را فعل الهی توصیف کرده است . (۲)

فخر رازی نیز می گوید: «فاعل جمیع هذه المعجزات هو الله تعالی لانا بینا فی الاصل الاول انه لامؤثر و لاموجد و لا مکون الا الله تعالی . . . فثبت باصل الاول ان خالق کل المعجزات هو الله تعالی .» (۳)

ابن حزم، (۴) تفتازانی، (۵) قاضی ایجی (۶) و از معاصران نیز مصطفی مراغی (۷) رشید رضا (۸) و دیگران از نظریه مزبور جانب داری کرده اند .

امامیه: بیش تر متکلمان امامیه اعجاز را فعل خدا و نه پیامبر تعریف می کنند . متکلمان امامیه هرچند مانند اشاعره منکر مؤثریت و فاعلیت غیرخداوند نیستند، اما معتقدند که برای اثبات نبوت و ارتباط مدعی آن با خداوند باید اعجاز فعل خداوند باشد تا دلالت آن تمام شود نه فعل خود مدعی . برخی دیگر علاوه بر ادله نقلی، به دلیل «تفویض » استناد می کنند (که بدان اشاره خواهد شد) . علامه حمصی رازی ضمن تعریف اعجاز به فعل خدا، در پاسخ این اشکال که چرا وی اعجاز را تنها فعل خدا می داندوصدورآن را از پیامبر نفی می کند، می گوید: «الخارق للعاده ینبغی من قبل الله تعالی الذی ثبت حکمته و انه لا یصدق الکذاب حتی یدل علی صدق المدعی فاما ما یکون من قبل المدعی فانه لایدل علی صدقه اذ تصدیق المدعی نفسه لایکون دلیل صدقه .» (۹)

و شیخ طوسی (۱۱) مشابه دلیل مزبور را بر اختصاص اعجاز به خداوند ذکر کرده اند . علامه مجلسی استناد معجزات به قدرت و اراده پیامبران علیهم السلام را تفویض و کفر صریح توصیف می کند: «ان یقال انهم یفعلون جمیع ذلک بقدرتهم و ارادتهم و هم الفاعلون لها حقیقه فهذا کفر صریح دلت علی استحالته الادله العقلیه و النقلیه ولایستریب عاقل فی کفرمن قال به .» (۱۲)

مولی محمد صالح مازندرانی (م ۱۰۸۶ ق) در شرح اصول کافی، قول به تعلق معجزات به خود پیامبران مانند زنده کردن مرده را یکی از مصادیق تفویض می نامد . (۱۳)

سیداحمد صفایی، از متکلمان معاصر، ضمن رد نظریه فلاسفه مبنی بر صدور معجزه از نفوس پیامبران علیهم السلام، تنها نقش اعدادی آن را می پذیرد . (۱۴)

استاد محمدتقی جعفری (۱۵) و محمدتقی شریعتی (۱۶) نیز از همین نظریه طرف داری کرده اند .

کلام مسیحی: قدیس توماس آکویناس، از آبای معتبر کلیسا، مدعی است: «برای این که رویدادی معجزه باشد، باید به گونه ای باشد که ایجاد آن فراتر از قدرت طبیعی و مخلوق باشد . در نتیجه; این فهم از لفظ “غیرمعمولی” بود که آکویناس معتقد بود که تنها خدا به عنوان موجود غیرمخلوق، می تواند معجزه انجام دهد .» (۱۷)

پاپ بندیک / (۱۷۵۸ -۱۶۷۵) Pope Benedict که کتابش به نام معجزه ها مورد تایید کاتولیک های رومی بود، از طرف داران دیدگاه مزبور به شمار می رود . سوئین برن موضع وی را چنین گزارش می کند: «وی به طور طبیعی تری مجاز می داند که چیزی معجزه است که ایجاد آن تنها فراتر از «قدرت طبیعت محسوس مادی » است . بنابراین، بر اساس دیدگاه بندیک، فرشتگان می توانستند معجزه انجام دهند . وی علاوه بر این، بر این باور بود که اگر به انسان ها برای لحظه ای قدرت های فراتر از طبیعتشان اعطا می شد، می توانستند معجزه انجام دهند .» (۱۸)

ادله دیدگاه اول

طرف داران اختصاص اعجاز به فعل الهی برای اثبات مدعای خود به برخی ادله عقلی و نقلی تمسک کرده اند که در این جا به آن ها اشاره می شود .

۱- توحید افعالی: پیش تر گفته شد که اشاعره به دلیل انحصار مؤثر و فاعل حقیقی در خداوند، منکر نقش واقعی انسان ها در اعمال خود شده و این مبنای خود را به معجزات نیز تعمیم داده اند که تعلیل رازی پیش تر گذشت .

برخی از امامیه نیز قول به فاعلیت واقعی پیامبران در صدور اعجاز را مصداق تفویض و سلب سلطنت الهی و در نتیجه، مخالفت توحید افعالی ذکر می کنند که پیش تر کلام علامه مجلسی و محمد صالح مازندرانی گذشت .

به دیگر سخن، مقتضای اصل فلسفی «لا مؤثر فی الوجود الا الله » استناد فعل اعجاز به خداوند است .

ارزیابی: موضوع تفویض و توحید افعالی و به تبع آن، مساله اختیار و جبر یکی از مسائل حساس و مناقشه برانگیز کلامی است که پیشینه آن به سده اول باز می گردد . اشاعره به طرف داری از سلطنت مطلق و توحید افعالی، منکر اصل سببیت و اختیار انسان شده اند و از این رو، معتزله را به دلیل پذیرفتن اصل علیت و اختیار انسانی مورد انتقاد قرار داده و چه بسا تکفیر نموده اند . معتزله نیز به عکس، اشاعره را به دلیل انکار اختیار انسانی به عدول از اسلام واقعی و استناد قبایح به خداوند متهم کرده اند .

ائمه اطهار علیهم السلام در موضوع مزبور، با انتقاد از هر دو دیدگاه، منظر سومی به نام «لاجبر و لاتفویض بل امر بین الامرین » ترسیم نموده اند . مطابق این دیدگاه، تاثیر اسباب در اشیا و اختیار آدمی در افعال خود، قابل انکار نیست و این نکته قابل توجه، قراردادن قدرت و تاثیر آن، نه در عرض فاعلیت الهی است تا با توحید افعالی ناسازگار باشد، بلکه در طول فاعلیت الهی است . در پرتو همین دیدگاه، اگر کوچک ترین فعل انسانی، حتی پیامبر، را با قطع نظر از فاعلیت طولی الهی به خود وی نسبت دهیم، با توحید افعالی ناسازگار خواهد بود، اما اگر عمل خارق العاده انسان کامل مانند پیامبر را با لحاظ فاعلیت طولی الهی به خود او استناد دهیم، نه تنها مصداق تفویض نیست، بلکه عین «امر بین الامرین » است . بنابراین، ملاک صدق تفویض نه صرف خارق العاده بودن فعل انسانی، بلکه لحاظ یا عدم لحاظ علیت طولی خداوند است; همان نکته ای که امثال علامه مجلسی آن را نادیده انگاشته و تصور کرده است که با قول به صدور افعال غریب از سوی پیامبران مرتکب نظریه تفویض معتزله خواهیم شد و سر از خیمه کفر درخواهیم آورد که حضرت امام خمینی رحمه الله به نقد آن پرداخته اند . (۱۹)

۲- حفظ ارزش معرفتی اعجاز: طرف داران دیدگاه مزبور معتقدند که دلالت اعجاز بر ارتباط مدعی آن با خداوند وابسته به اختصاص معجزه بر فعل الهی است تا بدین سان، از فعل انسان ها متمایز گردد و ارتباط مدعی آن را با خداوند اثبات کند، اما در صورتی که معجزه فعل خود پیامبر به شمار آید، نمی توان از آن مدعای وی را استنتاج کرد; چرا که انسان ها قادر بر انجام افعال دیگران هستند .

ابوصلاح حلبی در این باره می گوید: «طریق العلم بذلک ان یختص خرق العاده بمقدوراته تعالی کایجاد الجواهر و فعل الحیاه او یقع الجنس من مقدورات العباد علی وجه لاتمکن اضافته الی غیره .» (۲۰)

شیخ طوسی نیز مشابه این تعلیل را عرضه داشته است . (۲۱)

تحلیل و بررسی: وجه دلالت اعجاز بر صدق مدعی آن انجام عمل خارق العاده ای است که دیگران از انجام مانند آن عاجز باشند . اما این که عمل مزبور نیز از توان و قدرت خود مدعی معجزه خارج باشد، اعتبارلحاظ آن در دلالت برمدعی، مورداثبات قرارنگرفته است .

به دیگر سخن، شرط اثبات ارتباط مدعی معجزه با خداوند تنها عجز دیگران است . اما این که آورنده آن نیز از آن ناتوان باشد، شرطی زاید و بدون دلیل است . اما اشکال طرف داران اعتبار شرط مزبور مبنی بر این که در صورت قدرت مدعی اعجاز بر عمل مزبور، اعجاز از افعال خارق العاده بشری متمایز نخواهد شد و چه بسا موجب اشتباه معجزه با خوارق عادات دیگر گردد، در پاسخ آن، باید گفت با تامل در شرایط و فوارق معجزه از غیر از آن مانند عدم امکان معارضه و غیر قابل تعلم بودنش، می توان معجزه واقعی را شناخت .

۳- ظواهر آیات: برخی از آیات قرآن مجید معجزه را مستند به خداوند می کند که از آن برمی آید اعجاز فعل الهی است; مانند سرد شدن آتش برای حضرت ابراهیم علیه السلام و شکافته شدن دریا برای حضرت موسی علیه السلام; «قلنا یا نار کونی بردا و سلاما علی ابراهیم » (انبیا: ۶۹)، «و اذ فرقنا بکم البحر فانجیناکم و اغرقنا آل فرعون .» (بقره: ۵۰)

علاوه بر شکافته شدن دریا برای حضرت موسی علیه السلام، جاری شدن آب از سنگ بر اثر زدن عصا (طه: ۶۷)، خارج شدن نور از کتف حضرت موسی (نمل: ۱۲)، انزال من و سلوا (بقره: ۵۷) و بلایایی مانند طوفان و زلزله در آیات متعدد، به خود خداوند نسبت داده شده است .

یکی از ادله معروف طرف داران دیدگاه فوق ترس اولیه حضرت موسی علیه السلام از تبدیل عصای خود به مار بزرگ است: «فاوجس فی نفسه خیفه موسی قلنا لاتخف انک انت الاعلی .» (طه: ۶۷) ماجرای ترس حضرت موسی علیه السلام از مشاهده مار شدن عصایش در تورات نیز چنین آمده است: «پس خداوند به او گفت: آن چیست در دست تو؟ گفت: عصا . گفت: آن را بر زمین بینداز . و چون آن را به زمین انداخت، ماری گردید و موسی از نزدش گریخت .» (۲۲)

طرف داران این دیدگاه استدلال می کنند که اگر اعجاز مذکور با قدرت نفس خود حضرت موسی علیه السلام انجام می شد، هیچ توجیهی برای ترس او وجود نداشت، اما چون حضرت موسی علیه السلام از مشاهده مار به شدت ترسیده بود، خداوند وی را دل داری داد . از این برمی آید که این اعجاز فعل حضرت موسی علیه السلام نبوده، بلکه فعل مستقیم الهی یا اسباب دیگر مانند فرشتگان بوده است . محی الدین عربی (۲۳) و سیداحمد صفایی (۲۴) از آیه مذکور چنین برداشتی کرده اند .

تحلیل و بررسی: در بررسی آیات مذکور، نکات ذیل در خور تامل است:

۱ . سازگاری با علیت طولی: پیش تر گفته شد که بنا بر مسلک «امر بین الامرین » ، که مختار امامیه است، استناد تاثیر و فعل اشیا و انسان ها به دو علت و فاعل به نام خود شی ء/خود انسان و خداوند بدون محذور عقلی و نقلی است . با اتکا به این اصل، می توان گفت در آیاتی که معجزه را نه به پیغمبر، بلکه به خداوند استناد می دهد، نقش علیت طولی خداوند در معجزه مورد توجه و لحاظ قرار گرفته است و این با استناد معجزه به خود پیغمبران با توجه علیت و فاعلیت قریب آن ها هیچ گونه ناهم خوانی ندارد . پس آیات مزبور را نمی توان دلیل بر نفی نظریه بعدی تفسیر کرد; چرا که اثبات شی ء نفی ما عداه نمی کند .

۲ . عدم دلالت بر مدعا: نکته دوم این که اگر دلالت آیات مزبور بر فاعلیت و علیت انحصاری خداوند را بپذیریم، بین معجزات خاص و خداوند نسبت حصر برقرار است; یعنی معجزاتی که مدلول آیات است، فاعل و علت منحصر آن ها تنها خداوند می باشد و پیامبران علیهم السلام در انجام آن ها نقشی نداشته اند . اما این که آیا فاعل معجزات دیگر خداوند است یا پیامبر، پاسخ آن از آیات مزبور برنمی آید; زیرا این آیات به صورت جزئی و موردی فاعل معجزات خاص را خداوند توصیف می کند و به صورت اصل کلی به اعلیت خداوند بر تمامی معجزات اشاره نمی کند .

به بیان دیگر، آیات مزبور با نظریه تفصیل (استناد برخی معجزه ها به خداوند و بعضی دیگر به پیامبران) سازگار است و بر مدعا (انحصار فاعل همه معجزه ها به خدا) دلالت نمی کند .

۳ . وجود آیات مخالف: ظاهر برخی از آیات معجزات را به خود پیامبران علیهم السلام استناد می دهد و این مخالف دیدگاه مورد نظر است . پس نظریه مزبور مبتلا به معارض است و باید برای آن چاره اندیشی کرد . بهترین راه حل نظریه تفصیل یا قول به علیت طولی است (که در پی خواهد آمد) .

۴ . ترس موسی از قوم خود: درباره ترس حضرت موسی علیه السلام از مشاهده تبدیل عصا به اژدها، باید گفت با تامل در مجموع آیات ناظر بر حضرت موسی علیه السلام و داستان ژعصای وی، این نکته به دست می آید که ترس آن حضرت دوگونه بوده است: اول مربوط به مواجه نخستین با وحی الهی است که خطاب رسید که عصای خود را – که سالیانی با آن گله داری می کرد – به زمین بینداز که ناگهان مشاهده کرد آن عصای چوبین به یک مار بزرگی تبدیل شد . در این لحظه حضرت موسی علیه السلام احساس ترس کرد .

ظاهر آیات نشان می دهد که حضرت موسی علیه السلام در تبدیل عصا به مار در وهله اول نقشی نداشته و خرق عادت مزبور متعلق به فعل الهی است . اما نکته مهم این است که خرق عادت مزبور – یعنی تبدیل عصا به مار – در کوه طور و دور از انظار مردم، خارج از اصطلاح اعجاز است، بلکه آن در حقیقت، از نوع ارهاص و ایجاد زمینه و آماده سازی حضرت موسی علیه السلام برای انجام عمل مزبور در مراحل بعد و در انظار مردم است . به تعبیر دیگر، خداوند متعال خود با تبدیل عصا به مار، حضرت موسی علیه السلام را متوجه قدرت الهی خود کرد . (۲۵)

پس از مرحله ارهاص و ایجاد زمینه روحی در حضرت موسی علیه السلام آن حضرت بارها خود با اذن الهی توانست این کار را تکرار کند .

دوم ترس حضرت موسی علیه السلام است که در آیات آمده و مربوط به تبدیل عصا نیست، بلکه به سبب اشتباه حقیقت امر – یعنی اعجاز وی با سحر ساحران – است . قراین متعددی این ادعا را تایید می کند:

الف . آیه ای که بر ترس حضرت موسی علیه السلام دلالت می کند ناظر به زمان مقابله و تحدی وی با ساحران فرعون است و این در حالی است که او پیش از آن بارها شاهد تبدیل عصا به مار بود; چنان که هنگام اولین وحی و خطاب الهی (۲۶) و همچنین هنگام دعوت اولیه از فرعون شاهد تبدیل عصا به مار بود . (۲۷)

و اگر فرضا دلهره ای وجود داشت، مربوط به دفعات اولیه بود، نه زمان مقابله با ساحران .

ب . ظاهر آیات دلالت بر قوت قلب حضرت موسی علیه السلام و نهراسیدن از سحر ساحران و تبدیل عصا به مار می کند; چنان که وقتی ساحران خواستار شروع معارضه شدند، حضرت موسی علیه السلام به ضرس قاطع گفت: شما اول شروع کنید .

ج . نکته دیگر عدم مداقه مدعیان در آیات ناظر به اعجاز عصا است; (۲۸) چرا که آیات خوف حضرت موسی علیه السلام را پس از مشاهده سحر ساحران و پیش از انجام معجزه خود می داند . بنابراین، اگر فرضا خوفی بوده، مربوط به مشاهده سحر جادوگران است، نه تبدیل عصا به مار، چنان که مدعیان به آن استناد می کنند .

د . ادعای مزبور را روایت حضرت علی علیه السلام نیز تایید می کند که فرمود: خوف حضرت موسی علیه السلام نه بر نفس خود، بلکه برای شفقت و دل سوزی وی از غلبه جهل و ضلالت بر حقیقت بود; «لم یوجس خیفه علی نفسه بل اشفق من غلبه الجهل و دول الضلال .» (۲۹)

حاصل آن که نمی توان تنها با اتکا به خوف نخستین حضرت موسی علیه السلام، در تمامی موارد تبدیل عصا به مار را از آن حضرت سلب کرد .

دیدگاه دوم: اعجاز; فعل پیامبران علیهم السلام

فلاسفه اسلامی و گروهی از متکلمان معجزات را فعل خود انبیا علیهم السلام می دانند و معتقدند که پیامبران علیهم السلام با اتکا به نیروی نفسانی خود، که از قدرت فوق العاده و الهی برخوردار است، دست به اعجاز می زنند و در حقیقت، رابطه آنان با معجزه رابطه تکوینی و از نوع علت و معلول و فاعل و فعل است .

توضیح دیدگاه دوم

فلاسفه اسلامی برای تقریر و اثبات نظر خود، اصول و مقدماتی ذکر کرده اند که به اجمال آن اشاره می شود:

۱- قوه حسی نفس: اولین مرحله نفس، احساس کردن امور مادی و واکنش در برابر آن هاست . صاحب چنین حسی قادر بر فعل و حرکت است، اما فاقد قوه تخیل و حافظه است; مانند کرم ابریشم که به پروانه تبدیل می شود، ولی به دلیل فقدان قوه تخیل و حافظه، خود را مکرر به آتش می زند، با وجود آن که مرتبه اول اثر درد و سوختن را حس می کند . (۳۰)

وجود قوه احساس در حیوانات دارای مراتب شدت و ضعف است; مثلا، مورچه می تواند با قدرت نفس خود، اجسام به مراتب سنگین تر از وزن خود را حمل کند . نکته قوت این مرحله در تاثیر بیش تر نفس در عالم مادی است .

۲- قوه مصوره و مخیله: مرحله دوم نفس، قوه تخیل و حفظ موضوعات جزئی از بین رفته در حافظه است; به این شکل که نفس پس از مرحله حس، نقش موضوعات حس شده را به خاطر سپرده، می تواند آن ها را در آینده دوباره به یاد بیاورد . بر این اساس است که حیوانات پس از احساس درد از یک منبع، از آن اجتناب می کنند .

نکته قوت این مرحله حافظه بیش تر و سرعت انتقال است که در حیوانات از درجات متفاوتی برخوردار است . (۳۱)

۳- قوه عاقله: دو قوه پیشین از قوای مشترک انسان و حیوان بود، اما انسان دارای قوه خاصی است که او را از سایر حیوانات متمایز می کند که از آن به قوه «تعقل » تعبیر می شود . دارنده این قوه چیزهایی را ادراک می کند که در وعای قوای احساس و تخیل نمی گنجد; مثلا، ادراک آینده و عالم فراطبیعت وامور کلی که از مختصات انسان است .

تمرکز قوای سه گانه در پیامبران علیهم السلام

گفته شد که نوع انسان واجد قوای مزبور (حسی، حافظه و تعقل) است، اما آنچه پیامبران علیهم السلام را از سایران متمایز می کند، تمرکز و جمع قوای سه گانه در آنان است .

از مطالب پیشین روشن شد که مبدا و خاستگاه اصلی قوه حسی و حافظه و تعقل انسان نفس ناطقه است که خداوند آن را در سرشت انسان به ودیعه نهاده . هر قدر نفس انسانی رو به کمال و عالم معنا و مجردات داشته باشد و از عالم ماده روی برگرداند، به همین میزان قدرت نفس در سه جهت مزبور افزایش و استحکام می یابد . در پرتو همین اصل است که ما از انسان هایی که از دنیا و مادیات بریده اند، شاهد صدور خوارق عادات متعددی هستیم، چه از انسان های الهی به عنوان «معجزه » و «کرامت » و چه از انسان های غیرالهی مانند مرتاضان و ساحران به عنوان «سحر» . در این میان، پیامبران علیهم السلام انسان هایی هستند که با عنایت الهی، به تهذیب نفس پرداخته و آن را به حد اعلی کمال رسانده اند .

پیامبر توانایی فوق العاده ای بر انجام خوارق عادات و تاثیرگذاری بر جریان طبیعت دارد و عالم تکوین، به خصوص عالم ماده، در برابر اراده او خاضع است . معجزاتی که خارق طبیعت است مانند شق القمر، ایجاد طوفان، باران، زمین لرزه، شفای مریض و رام کردن حیوانات درنده را می توان با قوه حسی پیامبر تبیین کرد .

اما قوه مصوره و مخیله پیامبر به قدری قوی است که در حال بیداری یا خواب، توانایی مشاهده عالم غیرمادی، اعم از عالم مثال و عالم عقول را دارد و با اتصال به آن، می تواند از گذشته و آینده آگاه گردد . با این قوه است که پیامبران علیهم السلام می توانند فرشته حامل وحی یا کتاب الهی و اشباح برزخی را مشاهده کنند یا صدای غیرمستقیم خداوند را استماع کنند .

اما قوه عاقله پیامبر محصول تهذیب و صفای نفس است که در پرتو آن، نفس پیامبر مشابه روح اعظم می شود و به صرف اراده، به عالم غیب و ملا اعلی متصل می شود و علوم لدنی به او افاضه می گردد و بدین سان، ملائکه مقرب الهی را مشاهده می کند . (۳۲)

تقریری دیگر: (۳۳) نفس انسانی دارای دو قوه به نام های «دراکه » (ادراکی) و «محرکه » (فعلی) است . قوه ادراکی خود با دو قسم عقلی و حسی تقسیم می شود .

قوه ادراکی عقلی مدرک کلیات و عالم تجرد در وعای کلی و عقلی است . قوه ادراکی حسی مدرک جزئیات و اشباح عالم مثال است . صورت معقولات کلی مرتسم در قوه عاقله به حد تمثل و جزئی تنزل یافته توسطقوه مزبور ادراک می شود .

در اثر همین تنزل است که پیغمبر می تواند تمثال فرشتگان را مشاهده و صدای آن ها و نیز کلام الهی را استماع کند . اما قوه محرکه شان تاثیر و فاعلیت دارد . همان گونه که در همه انسان ها اعضای بدن منقاد و تابع نفس است، در پیامبران علیهم السلام نیز عالم طبیعت به اختلاف فضل و مراتب آنان، تابع و مسخر ایشان است و به هر شکل که بخواهند، می توانند در آن دخل وتصرف کنند .

تبیین برخی معجزات: حکمای اسلامی هرچند در اصل توجیه و تبیین معجزات با اتکا به نیروی نفس مدعی نبوت و قوای سه گانه آن اختلافی ندارند، اما در تبیین موردی بعضی معجزات، تقریرات و آراء مختلفی دارند; مثلا، درزنده کردن مرده، احضار غایب، شنیدن صدای سنگریزه و شق القمر سه دیدگاه وجود دارد:

دیدگاه اول این که پیامبر در اصل ماده و متعلق معجزه تصرف می کند; مثلا، سنگ ریزه واقعا به صدا درمی آید و ماه واقعا شکافته می شود و عصای موسی توسط ولایت تکوینی او به مار تبدیل می شود .

دیدگاه دوم این است که اعجاز پیامبر تصرف وی نه در متعلق واقعی معجزه، بلکه در حس مشترک و قوه مخیله، اعم از بینایی و شنوایی مشاهده کنندگان است; به این گونه که سنگ ریزه در مثال مزبور، واقعا تکلم نکرده و ماه شکافته نشده است، بلکه در اثر تصرف پیامبر در قوای شنوایی و بینایی حاضران، آن ها صدایی از سنگ ریزه شنیده و فکر کرده اند که ماه شکافته شده است . محی الدین عربی تبدیل عصای حضرت موسی علیه السلام را به مار به صورت تصرف در قوه تخیل مشاهده کنندگان تفسیر می کند . (۳۴)

دیدگاه سوم قایل به تفصیل است: معجزاتی را که تصرف در اصل ماده آن ها مشکل و بعید به نظر می آید – مانند شکافتن ماه – معلول تصرف پیامبر در قوای ادراکی مخاطبان توصیف می کند و معجزات دیگر را معلول تصرف در اصل متعلق و ماده آن ها تفسیر می کند . (۳۵)

فلاسفه اسلامی از این دیدگاه جانب داری کرده اند که این جا مجالی برای گزارش آراءشان نیست و تنها به ذکر اسامی آن ها بسنده می شود: فارابی (۳۶) ، بوعلی سینا، (۳۷) ابن رشد، (۳۸) کاتبی، (۳۹) شیخ اشراق، (۴۰) صدرالمتالهین، (۴۱) فیض کاشانی، (۴۲) ملاهادی سبزواری (۴۳) ، و از معاصران می توان به محی الدین قمشه ای، (۴۴) علامه طباطبائی (۴۵) و شهید مطهری (۴۶) ، اشاره کرد .

متکلمان معتزله از آن جا که معتقد به قاعده «الواحد» هستند، معجزات را فعل خود پیامبران علیهم السلام توصیف می کنند و در تعلیل آن به عرضی بودن بیش تر معجزه ها استناد می کنند . (۴۷)

معمر، از مشایخ معتزله، به صراحت می گوید که معجزات فعل خداوند نیست . (۴۸)

ابوالحسن اشعری معتزله را در مقوله استناد معجزات به خدا یا پیامبران علیهم السلام، به دو گروه تقسیم می کند (۴۹) که مجال بحث آن در این جا نیست .

امام محمد غزالی اگرچه در بیش تر مواضع خود، بر مبنای کلامی اشاعره، معجزات را فعل مباشر خدا می داند، اما در بعضی جاها، به قدرت نفوس پیامبران علیهم السلام اشاره می کند; چنان که در یکی از آثار خود، پس از شمارش اقسام اعجاز (حسی و عقلی) و استناد آن دو به فعل خدا در مورد قسم سوم – یعنی اعجاز تخیلی – آن را یکی از خصایص ولایت تکوینی انبیا علیهم السلام برمی شمارد . (۵۰)

وی در موضع دیگری پس از گزارش نظریه حکما در کمال قوه نظری و عملی پیامبران علیهم السلام، خاطرنشان می سازد که ما با این مبنا مخالف نیستیم، ولی منکر

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *