توضیحات
فایل پاورپوینت کامل کرونا؛ بستر تمایزیابی هویتی ما با غرب؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کرونا؛ بستر تمایزیابی هویتی ما با غرب، محتوای خود را در قالب 114 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل کرونا؛ بستر تمایزیابی هویتی ما با غرب با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل کرونا؛ بستر تمایزیابی هویتی ما با غرب آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل کرونا؛ بستر تمایزیابی هویتی ما با غرب بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل کرونا؛ بستر تمایزیابی هویتی ما با غرب ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل کرونا؛ بستر تمایزیابی هویتی ما با غرب، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کرونا؛ بستر تمایزیابی هویتی ما با غرب :
با همه گیری کرونا و مطابق انتظار، موجی از تحلیل های مختلف در این خصوص در جامعه، خاصه فضای مجازی به راه افتاد. جز مقالات و تحلیل هایی که از منظر پزشکی و بهداشتی نوشته و منتشر شد، طبق معمول، بخش اعظم این تحلیل ها از منظر سیاسی و اجتماعی یا فرهنگی و اقتصادی بود. در این میان مثل همیشه، از طرف گرایش های سیاسی ضد انقلاب خارجی تا جریان های معارض یا شبه معارض داخلی، جریانی به راه افتاد که به جای تلاش جهت کمک به مردم و نهادهای رسمی یا نیمه رسمی حکومتی و دولتی برای مبارزه با ویروس کرونا و خروج موفق از این بحران، در مسیر همیشگیِ پروژه فروپاشی جامعه و کشور عمل می کرد. با این حال، این بار و برخلاف انتظار، در میان مجموعه نوشته هایی که در مسیر معمولِ تخریب نظام و توانایی های دستگاه های مختلف در مواجهه با بحران حرکت می کردند و یا از طریق بزرگ نمایی ضعف ها، خاصه مشکلات فرهنگی – اجتماعی موجود در جامعه به تضعیف مقاومت مردم می پرداختند، نوشته هایی خلاف آمد و غیرمعمول دیده می شد! در مورد این نوشته ها ابهامات مختلفی وجود دارد که در اهمیت و ارزش آنها ایجاد تردید می کند. اولاً این نوشته ها از چنان کثرتی برخوردار نیستند که بتوان از شکل گیری یک جریان سخن گفت. ثانیاً در مورد انگیزه ها و نیات نویسندگان یا برنامه های پس پرده این نوشته ها، تصویری روشن و واضح وجود ندارد که بتوان نسبت به تبعات یا حداقل تداوم آن به صورت جریانی پیوسته (نه تک مضراب ها یا جرقه هایی تند و بی دوام) امید داشت.
با این وجود، علی رغم قلّت و کمی، به دلایل متعدد، خاصه به دلیل اهمیت این تغییر به لحاظ محتوایی، اهتمام بدان به معنای هدردادن وقت یا توجه نیست. چرا که نظر به بزرگی انحراف موجود در این زمینه و آثار سو آن بر جامعه و کشور، کمک به تبدیل این تمایز حداقلی به یک تغییر پایدار و مداوم، ارزشی بیرون از بیان دارد. ازطرفی، گرچه دلایل کتابت و نشر این نمونه از تحلیل ها مهم است، لکن این احتمال که باز با طرحی سیاسی در پس این نوشته ها روبرو باشیم نیز نباید مانع از اهتمام به این نوشته ها شود. به این معنا، حتی اگر قصدی فراتر از محتوایی که مقالات دال برآن دارد در میان باشد، باز نمی توان ارزش اهتمام بدان را تنزل داد.
حصول آگاهی روشن و واضح نسبت به تفاوت و تمایز معنادار این چند تحلیل در نسبت با جریان غالب تحلیل هایی که از منظری مشابه با آنها به فهم و تفسیر بحران کرونا می پردازد، به داشتن تصویری کما بیش کلی از این دسته تحلیل ها نیاز دارد. چرا که این چند مورد درحقیقت نوعی انحراف از آن تحلیل های مسلط است که به دلایلی، دیگر از الگوی غالب تبعیت نمی کند. دانستن این نکته مهم است که ما الگوی غالب را براساس مصادیق کاملاً مشهوری ساخته ایم که در عرضه این تحلیل ها اشتهار داشته و به یک معنا دارای مرجعیت هستند.
صورت بندی کلی تحلیل جریان های غرب طلب از کرونا در ایران
مطابق معمول با آغاز بحران، این جریان از ناتوانی ها و ضعف های ادعایی سخن گفته و بر آنها تمرکز می کند و مدعی است، نظام خصوصاً دستگاه های اجرایی به واسطه وجود آنها دچار ناکارآمدی می باشند. روشن است که تمرکز بر اختلالات یا نقایص مورد ادعا در این قبیل تحلیل ها، نه به قصد آگاهی بخشی برای اصلاح و یا چاره جویی برای آنها، بلکه برای به کارگیری در طرح ادعاهای تحریک کننده ای چون “پنهان کاری سیستماتیک” است. تا بدین ترتیب، زمینه ایجاد بحرانی مضاعف علاوه بر بحران کرونا فراهم شود. همچنین هم زمان با به جریان انداختن این شیوه از “نقد مگسی شکل” که با یافتن آلوده گی ها و زخم های واقعی یا ادعایی، روح و ذهنیت جامعه را آشفته، مختل و یا افسرده می سازد، به دلایل و بهانه های مختلف با مقایسه عملکرد و نوع مواجهه غربی ها با مشکلات مشابه، در مقام تحقیر ایران و ایرانی خصوصاً به اعتبار نسبت آن با اسلام و انقلاب برمی آید.
در کنار این ساختار صوری تحلیل، در سنت مناقشات نظری موجود در کشور، این گرایش که بر هدف اعاده موقعیت ما قبل انقلابیِ غرب و تجدد در کشور به عنوان نیروی سیاسی و فرهنگی غالب متمرکز می باشد، به لحاظ محتوایی نیز به شدت ضد سنت بومی- دینی کشور و در تقابل با اقشار و نهادهای سنتی بوده و انقلاب اسلامی را به دلیل ابتنای بر سنت دینی مثبت ندانسته و در نهایت آن را مرحله ای گذرا در سیر تاریخی به سوی مدرنیته یا تجدد غربی می داند. درچارچوب این گرایش نظری- سیاسی، با شروع بحران کرونا، تحلیل هایی با عمده کردن واکنش های ناسازگار عده قلیلی نسبت به وقفه در مناسک دینی مانند نمازهای جمعه و جماعت، بستن حرم ها و جلوگیری از زیارات، دین و افشار متدین را به عنوان مانعی عمده برای مبارزه با بیماری جلوه می دادند. حتی این تحلیل ها با جهشی به قهقرا تا آغاز مدرنیته در عصر روشنگری، با یادآوری منازعه های کلیسا و پیشروان علم مدرن چون گالیله و نیوتن، با ایجاد دو قطبی دین و علم در قالب تحلیل هایی سطحی و مضحک، شکست دین و پایان دینداری را اعلام می کردند. به زعم بعضی از متخاصم ترین اشخاص این گرایش، امروز “روز مبادا”یی بود که دیگر کار و راه حل نه به دست نماز و خطبه یا مدافعان حرم بلکه به دست “عقل و تدبیر” افتاده است تا اهل دین و خاصه مدعیان رهبری دینی بدانند حرم واقعی نه قم و مشهد بلکه مردم هستند.!
اما در تفسیری دیگر که به لحاظ تعلق خاطر به تجدد (در عین جهل آشکار نسبت به ساده ترین واقعیات آن) در تخاصم با سنت و در تضاد با دین است، بحران کرونا بار دیگر این امکان را فراهم آورده بود که با ناکارآمدی نظام به عنوان نتیجه شیعه گری آن روبرو شویم. از این منظر، درست نظیر تفسیر پیشین، این شیعه گری نظام است که در پی عدم قبول مناسبات قدرت در جهان یا به اصطلاح مناسبات بین المللی، مسئول وضع فعلی ما در این بحران است.! این تحلیل که در حقیقت صورت عالمانه از نظرات عامیانه و سطحی شایع در فضای مجازی است، این وضعیت را حصری خودساخته حاصل شعارها و مواضع چپ گرایانه و نامعقولی چون “مرگ بر امریکا” می داند. به هر حال این تفسیر چه در صورت نازل و مبتذل یا عالمانه آن، معتقد است عدم عملکرد معقول در گذشته انقلاب، موقعیتی بغرنج و به شدت خطرناک را در روابط بین المللی و بحرانی کنونی به وجودآورده است. آن رفتارها و شعارها در موقع قدرت و بدون توجه و تصوری از این روزها و به دلیل فقدان عقلانیت و تدبیر عمل می کرده است. بنابراین، مدعیان این انقلابی گری یا به تعبیر دقیق تر شیعه گری، اکنون بایستی محصول تلخ و نامثمر رفتارهای غیرعقلانی گذشته که حاصل کاشتِ از سر غرور دانه های خشونتِ بی وجه در شوره زار انقلاب است را، به تنهایی در حصر و وضعیت تحریم و فقدان حمایت و کمک های بین المللی درو و برداشت کند.
الغریق یتشبث بکل حشیش!
از آنجایی که این تحلیل ها از موضعی به شدت خصمانه با انقلاب اسلامی و نظام سیاسی یا حاکمیت تقریر می شوند، حتی این را لحاظ نمی کنند که بخش مهمی از حصر و محدودیت های ارتباطاتی خارجی، لازمه این وضعیت بحرانی جهانی و حاصل تلاش کشورها (خاصه در کشورهای همسایه) برای جلوگیری از ورود ویروس به محدوده آنها است نه به دلیل و در نتیجه خصومت ورزی های بی مورد انقلاب اسلامی نسبت به همسایگان!!! کما اینکه فقدان یا نبود کمک های بین المللی جز از سوی موارد معدودی نظیر آمریکا نیز به کمبودها و محدودیت های همه جایی منابع لازم برای مبارزه با این ویروس در سطح جهان مربوط می شود نه به روابط غیردوستانه یا انقلابی گری های غیرمعقول مورد ادعای این قبیل تحلیل ها! ایشان آن چنان در تلاش برای مشوه کردن چهره انقلاب درگیر یافتن اسناد و شواهد لازم برای به اصطلاح انقلابی گری های بی منطق و غالیانه می باشند که گوش و چشم نسبت به اخبار کمبود یا محدودیت های پولی و کالایی کشورها می بندند تاجایی که به شکلی باور نکردنی، حتی خبرهای عجیبی چون رهزنی و گردنه گیری کشورها برای دستیابی به کالاها، اقلام بهداشتی و درمانی را نمی بینند! آن هم وقتی که این نوع اقدامات مجرمانه از سوی کشورهای مدرن و پیرو رفتارها و روابط معقول به اصطلاح بین المللی، بلکه مدرنترین آنها یعنی کشورهای متعلق و عضو ساختارهای مطهر و أتمِّ عقلانیت و مدنیت چون اتحادیه اروپا انجام می گردد!
البته نادیده گرفتن این واقعیت های افشاگر و رسوا کننده یا چشم بستن و نشنیدن غرش های رعدگونه و درخشش های آذرآسای حقایقی که قدرت ویرانگری و درهم شکنندگی آنها، ذهنیت های مستحکم شده در پس قرن ها سنگرسازی های تاریخی از اندیشه و عادت را چون برگی پاییزی پودرکرده و به دست باد می سپارد، روح و ذهنیتی به همین اندازه جامد و سخت می خواهد. بنابراین، هیچ عجیب نیست که با وجود انباشت قرن ها شواهد و داده های عینی و تاریخی علیه عدم معقولیت های راهبردی تجدد و علی رغم عقلانیت های تاکتیکی آن (به قول فرانکفورتی ها)، غرب طلبی چنان قوتی داشته باشد که با داشتن این رسواکنندگی و افشاگری تاریخی تازه، به دنبال شواهد و دلایلی بیش از این مجاب کننده و افشاگر باشد. از اینجاست که برای سرپا نگه داشتن عاریه ای و لرزان ادعاها یا فرضیات سست و بی اعتبار در مورد رفتارها و سیاست های به اصطلاح غیرمعقول و دشمن ساز انقلاب اسلامی و نظام، طبیعی ترین و در حقیقت معقول ترین رفتار کشور برای مواجهه با بحران را به عنوان شاهدی دال بر سیاست ها و روش های ناشی از رویکرد غیرمدنی و ضد مردمی حاکمیت قلمداد می کند که نه تنها از ماهیت غیر مدرن نظام پرده بر می دارد! بلکه از عدم تناسب زمانی یا تاریخ گذشته بودن حاکمیت نیز حکایت می کند.!!!اما چرا این دیدگاه با توجه به معیار گرفتن تجدد، رفتارها و صورت بندی های اجتماعی و نهادی آن، به چنین ارزیابی و نتیجه ای می رسد؟
عمق یابی و گسترش بحران و تفسیر نادرست
به کارگیری نیروهای نظامی، انتظامی یا امنیتی با عمق یابی و گسترش بحران، به بخش چاره ناپذیر و الزامی سیاست و راهبرد مبارزه با کرونا از سوی کشورهای مختلف به ویژه آمریکا و انگلیس و تقریباً تمامی کشورهای اروپایی گردید. چرا که از وجهی برای مهار رفتارهای ناسازگار بعضی از مردم، شیوه و راهکار بی بدیلی به نظر می رسید. با این وجود، اقدامی مشابه از سوی ما به عنوان وجه ذاتی و لاینفک مواجهه گله وار نظام سیاسی انقلاب با مردم به حساب می آید که در آن مردم”شهروند” نیستند بلکه مطابق نظریه و سندی بی دلیل که طوطی وار تکرار می شود، مردم در نظریه ولایت فقیه “گوسفندانی نیازمند شبانی اند که هر زمان لازم باشد حاکمان ” در مناسبات و مخاطرات داخلی و خارجی، مردم را به صف و از نیروی آنها به جهت نظامی و غیرنظامی استفاده می کند”. تو گویی این آمریکا یا دیگر رژیم های اروپایی چون انگلیس – به عنوان مظهر و نماینده تام مواجهه مدرن با مردم – نیستند که هم به لحاظ کمی و هم به لحاظ کیفی به شکل غیرقابل مقایسه ای، نیروهای نظامی و امنیتی خود را دقیقاً به منظور إعمال انضباطی گله وار علیه مردم به کار گرفته اند. این البته صرف نظر از این حقیقت است که اساساً در ساختار مدرن به طور پایه ای، انسان در قالب سوژه ای تصور گردیده که از طریق به کارگیری قدرت سخت و نرم، یا قدرت سلاح و مفروضات سلاح گونه یا نظریات به اصطلاح علمی و سیاست های انضباطی به هیأت شهروند در می آید.
بی تردید، تصویری که تا اینجا از کلیات و اصول تحلیل های به اصطلاح انتقادی مطرح گردید، نمی تواند به تفصیل، تمام آنچه را که با درگیری کشور در بحران کرونا، تدریجاً فضای مجازی را پرکرد، دربرگیرد. یکی از محورهای مهم این طرح، هجمه مستمر رسانه ای است که با نظریه پردازی در مورد فروپاشی، قلم فرسایی در مورد انواع مشکلات یا بحران ها اعم از ناکارآمدی نظام، عدم مشروعیت، فقدان اعتماد و سرمایه اجتماعی یا بحران هویت و فقدان دستاورد، امید و آینده روشن، تدریجاً آحاد جامعه را در مسیر هولناک فرسایش و اضمحلال روانی از یک سو و فرسودگی اجتماعی و فروپاشی جامعه از سوی دیگر قرار دهند.
وجه مهمی از نظریه پردازی ها در این طرح، مصروف دو هدف متضاد می گردد. از طرفی هدف این است ایرانیان در خود، کشور یا جامعه و نظام سیاسی آن جز سیاهی، زشتی، ناتوانی، ناراستی اخلاقی و عملی، فقدان هرگونه استعداد انجام کار خوب و از این قبیل مفاهیم نبینند. به نحوی که نتیجه باور به آنها، دشمنی با خود، جمع یا اجتماعات ایرانی و تحقیر هویت فردی و جمعی ایران و ایرانی باشد. در طرف مقابل، آرایش و بزک غربی ها به این منظور که غرب و غربی مظهر تمام زیبایی ها، استعدادها، توانایی ها محسوب و به لحاظ فردی و اجتماعی غایت یا آرمان ایران و ایرانی تلقی گردد. هدف از مقدمات فوق، ارائه تصویری اجمالی از این دست تحلیل ها و سپس بررسی تحلیل هایی بود که علی رغم پیوند اولیه آنها با این مجموعه، به شکلی اساسی از آنها جدا می شد.
تحلیل هایی متمایز از اردوگاهی مشترک!
با تصویری که از چارچوب تحلیلی هجمه های رسانه ای مستمر نیروهای غرب طلب علیه روح و جان مردم انقلابی در دست است، به خوبی می توان ماهیت رادیکال تحولی را که از آن یاد کردیم، تشخیص داد. اهمیت این تحول اساساً در ماهیت یا محتوای دیدگاه های مطروحه است. لذا نفس اینکه چنین دیدگاه هایی نزد این نیروها وجود داشته و امکان طرح دارد، مهم است.
توضیح آنکه در بحران اخیر به دلایلی روشن، موج تخریبی این قبیل تحلیل ها و رسانه های وابسته به آنها، امکان تبدیل به خیزش و نیرویی غالب نیافت.
اول؛ به نظر می رسد کرونا در بعضی جوامع و کشورها که غربی ها در صف مقدم آن قرار داشتند، مأموریتی دوگانه داشت. بحران کرونا پیش از آنکه از میان مردم قربانیان خود را انتخاب کند، با چرخی میان دستگاه های اجرایی مسئول مواجهه با بحران و نظامات مدیریتی کشورهای اروپایی و شمال آمریکا، تلفات سنگینی از آنها گرفت! این تلفات همان گستردگیِ عمق ناتوانی و عدم کارایی نظامات مدیریتی این کشورها برای مواجهه با بحران کرونا بود. کرونا از سویی طشت رسوایی این کشورها را با چنان شدت و حدتی از اوج آسمان هفتم سردمداری و پیشتازی کاروان علم و پیشرفت مدیریتی به حضیض درکاتِ عقب ماندگی و ناتوانی اجرایی و مهم تر از همه، سیاست های غیرانسانی، بهداشتی و پزشکی پرتاب کرد که طنین صدای آن، هفت اقلیم و هفت آسمان را درنوردید.
دورنمای بهشت موعود تجدد!
آنچه کرونا از واقعیت جوامع مدنی و بالتبع حقیقت انسان غربی افشاء کرد، باقی مانده افق و دورنمای بهشت موعود تجدد را پودر کرد و در هوای سنگین کرونایی جهان، به دست تند بادِ تقدیرِ تاریخیِ موعود بشری داد از سوی دیگر آنچه کرونا از واقعیت جوامع مدنی و بالتبع حقیقت انسان غربی افشاء کرد، باقی مانده افق و دورنمای بهشت موعود تجدد را پودر کرد و در هوای سنگین کرونایی جهان، به دست تند بادِ تقدیرِ تاریخیِ موعود بشری داد. بعد از دزدی ها و رهزنی های دولت های غرب از یکدیگر و دیگر کشورها و پروتکل های مرگ انسان در مسلخ مبارزه با کرونا، اکنون کرونا جهان را به تماشای بازی فضاحت بار اما دهشتناک هجوم گله های انسانی دعوت کرد که در هیأت گرگ – انسان برای دستیابی به، نه قوت لا یموت، بلکه دستمال های توالت، به جان یکدیگر و قفسه های فروشگاه ها می افتادند تا اثبات کنند وقتی شما جامعه خود را بر پایه اصل “انسان، گرگ انسان” بنا می کنی، این همان محصولی است که به عنوان کشت و دست ساخته خود درو خواهی کرد.
هیچکس حتی کسانی که هیچ گاه گوش شنوایی برای شنیدن نقایص و نقدهای تجدد و یا چشم دیدن ناراستی ها و زشتی های غرب را نداشتند نیز چاره ای جز پذیرش واقعیت ها و قبول حقایق تلخی که کرونا از پرده بیرون انداخته بود، نداشتند. به احتمال بسیار زیاد این تصاویر غریب و باور نکردی از انسان، جامعه و نظامات سیاسی غرب و تجدد است که زبان شماتت گر و زشتی پراکن ستون ششم دشمن و قلم های سیاه نمای آنها را قبل از تبدیل به موج مخرب دیگری علیه انقلاب اسلامی، ایرانی و ایران اسلامی، سرکوب و خفه کرد.
مقابله منطقی با بحران در ایران و بصیرت
با اینکه انتظار قوی وجود داشت که مدعیان اجتماعی و نخبگان غرب طلب از گروه های مختلف، خصوصاً نخبگان اهل نظر و یا حتی سلبریتی ها، در مقام اظهار شرم و پشیمانی برآمده و عذر تقصیر به درگاه ایرانی و ایران رشد یافته در دامان انقلاب اسلامی بیاورند؛ اما بر خلاف نظیر این گروه ها در غرب که تدریجاً در مقام واکنش به این تصاویر تأسف بار و غم بار در جوامع و نظامات خود برآمدند، سکوت و توقف یا به بیان دقیق تر کاهش رفتارهای مخرب آنها در فضای عمومی خاصه مجازی تنها واکنش دیده شده بود. در این میان موارد معدودی از نوشته ها که حکایت از نوعی بصیرت در این زمینه بود نیز دیده شد که دلیل اصلی تقریر و نشر این مقاله است.
دوم؛ واکنشی که در کشور در مواجهه با بحران کرونا و پیآمدها و تبعات آن رخ داد، در کل ناشی از نوع واکنش انسانی مردم ما بود. واکنش و مواجهه بسیار بزرگ منشانه و اخلاقی مردم ما با بحران و ابعاد متفاوت آن اعم از مشکلات معیشتی به ویژه در میان مردم مستضعف تا قبول محدودیت ها و خطرات آن بدون ارتکاب رفتارهای غیرانسانیِ نفع طلبانه و دنیامحورانه، عمومیت و جنبه همگانی داشت که قطعاً بدون اغراق، افتخارآفرین و ارزشمند بود. اما در این میان بایستی از رفتارهایی گفت که نه تنها حکایت از مواجهه درست مردم با بحران، بلکه بیانگر کنش هایی ایثارگرانه در مبارزه با کرونا از سوی بسیاری از گروه های مردمی و جهادی را
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.