تعداد بازدید
5 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل کلام فی الحضاره الاسلامیه؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل کلام فی الحضاره الاسلامیه انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 89 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل کلام فی الحضاره الاسلامیه:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل کلام فی الحضاره الاسلامیه آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل کلام فی الحضاره الاسلامیه با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل کلام فی الحضاره الاسلامیه از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل کلام فی الحضاره الاسلامیه، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کلام فی الحضاره الاسلامیه :

الدکتور حنفی من الشخصیات العلمیه المعروفه، و فی لقاء لنا معه فی طهران تقدمت الیه المجله بمجموعه من الاسئله عن مواضیع حاره تدور الیوم فی المحافل الثقافیه و الادبیه، فتفضل بالاجابه عنها مشکورا، وهانحن ننشرها بحذافیرها فیما یلی . راجین من القراء الکرام الذین یجدون ضروره لمناقشته فی بعض مقولاته ان یبعثوا الینا بما یعن لهم لیتسنی لنا نشره فی العدد القادم ان شاء الله .

۱. کیف تعرفون الفکر و الحضاره الاسلامیه؟

الفکر نشاط ذهنی عام یشمل الفکر النظری و الفن و العلم و الدین و الاخلاق و السیاسه و الاجتماع . هو کل ما یعبر عنه الانسان بصرف النظر عن اشکال التعبیر . وقد یاخذ صفه الدین مثل الفکر الاسلامی، الفکر المسیحی، الفکر الیهودی . . . الخ . وقد یاخذ صفه العلم مثل الفکر السیاسی، الفکر الاجتماعی، الفکر الاخلاقی، الفکر الدینی، الفکر القانونی . . . الخ . وقد یاخذ صفه القوم مثل الفکر العربی، الفکر الفرنسی . . . الخ . وقد یاخذ صفه الاتجاه الغالب علیه الفکر النظری، الفکر العملی، الفکر المثالی، الفکر الواقعی، الفکر الطبیعی، الفکر الحیوی . . . الخ . الفکر بطبیعته متعدد الاتجاهات ومتعدد الرؤی، یقبل الخلاف، الرای و الرای الآخر، متعدد الاطراف ولیس احادی الطرف .

فاذا ما تراکم الفکریصبح ثقافه، یرثها جیل وراء جیل . تختلط بالموروث الشعبی و بالسلوک الیومی . تعطی الناس تصوراتهم للعلم وتمدهم بمعیار للسلوک، فالثقافه لیست فکرا فقط بل اسلوب حیاه . تختلف من طبقه الی طبقه . فهناک ثقافه الطبقه العلیا، ثقافه النخبه وما فیها من فنون رفیعه وحساسیات فنیه مرهفه . وهناک ثقافه الطبقه الدنیا التی تغلب علیها الامثال العامیه و سیر الابطال، و الاستشهاد بالنصوص الدینیه . وهناک ثقافه الطبقه المتوسطه، ثقافه القانون و النظام من اجل استقرار المجتمع .

وکلاهما الفکر و الثقافه لفظان حدیثان وافدان من الثقافه الغربیه . الفکر عند القدماء هو النظر یتحد بالعلم بالمعنی الواسع . وهو بدیهی او استدلالی . و النظر یولد العلم عند المتکلمین خاصه المعتزله . وهو بدیهی او کسبی، فی النفس مغروز فیها کالاولیات او مستنبط منها مدرک بالحواس کالمحسوسات و المجربات حین تکرارها . الفاظ القدماء تدور حول العلم و الجهل، و الیقین و الشک، و الوهم و التخیل، و التذکر و الحفظ . وکلها من قوی النفس .

اما الحضاره فهی الاعم و الاشمل . تضم الفکر و الثقافه و العلم . هی کل ما یتحقق کنشاط ذهنی ویتجسد فی الواقع فی تقنیات علمیه وآلات مخترعه و اکتشافات جدیده، وعماره وطرق، ومدن ومساجد، وقصور وقلاع . فالحضاره هنا تتجاوز معنی الثقافه Culture الی المدنیه . Civilization و الحضاره الاسلامیه تشمل کل ما انتجه المسلمون من علوم نقلیه، کالقرآن و الحدیث و التفسیر و السیره و الفقه، وعلوم عقلیه کالحساب و الهندسه و الفلک و الموسیقی، وعلوم نقلیه عقلیه کاصول الدین واصول الفقه و الفلسفه و التصوف . هذه العلوم هی التی تکون صلب الحضاره الاسلامیه . کما تبدو العلوم الانسانیه اللغه و الادب و الجغرافیا و التاریخ مستقله احیانا ومرتبطه بباقی العلوم احیانا اخری، مثل ارتباط الجغرافیا بعلوم الحکمه، و التاریخ بالتفسیر . فقد کان کبار المؤرخین کبار المفسرین . کما ارتبطت اللغه بمباحث الالفاظ فی علم الاصول، . و الشعر آیضا بعلوم القرآن . و هی علوم سابقه علی الاسلام وتالیه له . و العلوم الریاضیه و الطبیعیه جزء من علوم الحکمه . فلا حکمه بلا علم نظرا لوحده الوحی و العقل و الطبیعه .

وقد مرت الحضاره الاسلامیه بمرحلتین اساسین، وهی الآن علی اعتاب مرحله ثالثه . الاولی فتره ازدهار و عصرها الذهبی الذی بلغ الذروه فی القرن الرابع، عصر المتنبی وابی حیان التوحیدی و ابن سینا و ابن الهیثم قبل ان یقضی الغزالی علی العلوم العقلیه فی القرن الخامس . ولم تفلح بارقه ابن رشد فی القرن السادس ان ترد الاعتبار لها، و غلب التیار الاشراقی علی الفلسفه المشرقیه بعده . لذلک ارخ ابن خلدون لهذه الفتره و عن حق بعد سبعه قرون . مبینا اسباب نهضتها و سقوطها . و الثانیه فتره الشروح و الملخصات و الموسوعات الکبری فی القرون السبعه التالیه فی العصر المملوکی العثمانی حیث توقف العقل عن الابداع، و بدات الذاکره فی التدوین . و فی آخر قرنین بدات حرکه الاصلاح الدینی وعصر النهضه من اجل انهاء هذه الفتره الثانیه و بدایه فتره ثالثه فی سبعمائه عام قادم من القرن الرابع عشر حتی القرن الواحد و العشرین، تنقل الحضاره الغربیه وتشرحها وتلخصها وتعرضها وتتجاوزها، وتبدع ابداعها المستقل فترثها . فالغرب ینهی عصوره الحدیثه و الحضاره الاسلامیه تبدا عصر ازدهارها الثانی وتبدا عصورها الحدیثه .

۲. هل یمکن للفلسفه الیونانیه او الغربیه ان تکون سندا وظهیرا لنمو الحضاره الاسلامیه الجدیده؟

کانت الفلسفه الیونانیه غربا و الرومانیه بشکل اقل و فی عصر متاخر، و الفارسیه شرقا و الهندیه بشکل اقل عاملا علی نشاه الحضاره الاسلامیه القدیمه . فقد احترم الاسلام حضارات الشعوب المجاوره بالرغم من انها کانت حضارات الشعوب المغلوبه . نقلها وشرحها وعرضها والف فیها ثم ابدع فی علومها وتجاوز بعد وراثتهاطبقا لدورات الحضارات عبر التاریخ .

و طبعت العلوم الاسلامیه القدیمه بطابع الحضارات القدیمه ومشاکلها مثل حدوث العالم وقدمه و فیضه بین افلاطون وارسطو وافلوطین، و اتصال العقل الانسانی بالعقل الفعال، و المنطق الصوری، و الطبیعیات الثنائیه و الالهیات المتعالیه و المدن الفاضله الهرمیه التی تقوم علی وحدانیه التسلط کما یقول ابن رشد . وعبر الکلام عن ظروف عصره . وکانت الفرق الکلامیه احزابا سیاسیه للسلطه مثل الاشعریه واهل السنه او للمعارضه مثل الشیعه و المعتزله و الخوارج . وظهر فی علم التفسیر و علم اصول الفقه صراع بین القوی التاریخیه المحافظه و التقدمیه، بین اهل الاثر واهل الرای، بین التفسیر بالماثور و التفسیر بالمعقول . وظهر التصوف کاداه احتجاج سلبی بعد ان استعصی تغییر العلم و استشهد الائمه من آل البیت و الاکتفاء بانقاذ النفس و التعویض عن هذا العالم البائس بعالم من صنع الخیال، کله تحقق وکمال .

ولم یعد الآن عصر الحضارات القدیمه . فقد انتهت بوراثه الحضاره الاسلامیه لها و بعد فترتها الاولی فی القرون السبعه الاولی التی انهاها ابن خلدون . ورثتها الحضاره الغربیه فی عصورها الحدیثه وتبدلت الادوار . فبعد ان کانت الحضاره الاسلامیه مبدعه ومعلمه ومنقول عنها من الغرب اصبحت فی القرون السبعه التالیه فی العصر المملوکی الترکی، مقلده ومتعلمه ومنقول الیها من الغرب الحدیث . ومنذ مائتی عام بدا عصر الترجمه الثانی منذ القرن الماضی، سبقها عصر الترجمه الاول فی القرن الثانی الهجری . و استانف الطهطاوی دور حنین ابن اسحق، وورثت مدرسه الالسن فی القرن الماضی بیت الحکمه فی عصر المامون .

اصبح الغرب الآن هو وریث الحضاره الیونانیه، واصبحت ایران و الهند، الثوره الاسلامیه و الثوره الوطنیه، وریث حضارتهما القدیمه . واصبح الاسلام ناهضا من جدید منذ الاصلاح الدینی و عصر النهضه فی القرن الماضی و بعد اکمال حرکه التحرر الوطنی . یمکن للحضاره الاسلامیه فی لحضتها الثانیه التعامل مع الغرب الحدیث بعد ان بدا عصر النقل و التلخیص و الشرح و العرض و التالیف، وتاخرت مرحله الابداع الخالص .

یبعث الکندی من جدید داعیا الی الانفتاح علی حضارات العصر حتی ولو کانت من الامم القاصیه عنا، وتنشا المصطلحات الجدیده . یمکن للفارابی العصری الجمع بین رایی الحکمین هیجل الالهی ومارکس الحکیم، وان یکتب المدینه الفاضله من جدید، لست مدینه الفیض و الامام بل مدینه العقد الاجتماعی و المؤسسات الدستوریه وحقوق الشعوب . ویمکن لاخوان الصفا الجدد ان یعیدوا کتابه الرسائل بحیث یضم المنطق التجریبی، و الریاضیات الحدیثه، و الطبیعیات الحدیثه، و العلوم الناموسیه و الشرعیه علوم الاجتماع و السیاسه و الاقتصاد . ویستطیع ابن سینا العصری ان یعید کتابه الشفاء وقسمه الحکمه قسمه رباعیه لاضافه الانسانیات بالاضافه الی المنطق و الطبیعیات و الالهیات . ویستطیع ابن رشد الجدید ان یشرح هیجل، ارسطو العصر .

تکتشف الفلسفه الاسلامیه الجدیده مثل التنویر، العقل و الحریه و الانسان و الطبیعه و المساواه و التقدم وحقوق الانسان . تتمثل الغرب وتتجاوزه وترثه بعد ان بدا الغرب فی الافول حتی علی لسان اهله: هوسرل فی ازمه العلوم الاوربیه، و اشبنجلر فی افول الغرب، وشیلر فی قلب القیم و برجسون فی الآلات التی تصنع آلهه، ونیتشه فی العدمیه الشامله، وتوینبی فی محاکمه الغرب، وکل تیارات ما بعد الحداثه و التفکیکیه، و الکتابه فی درجه الصفر وموت المؤلف . وتنتهی العصور الحدیثه الاوربیه وتبدا العصور الحدیثه الاسلامیه منذ القرن الماضی بالرغم من کبوه الاصلاح وتعثر النهضه فی هذا القرن ثم انتعاشها من جدید بفضل حرکات التحرر العربی، و الصحوه الاسلامیه، و الثوره الاسلامیه فی ایران، و استقلال الجمهوریات الاسلامیه فی اواسط آسیا، ومقاومه المسلمین فی غرب اوربا، و انتشار الاسلام فی اوربا الغربیه وامریکا وافریقیا، ونهایه التفرقه العنصریه فی جنوب افریقیا و المقاومه فی جنوب لبنان و فی فلسطین .

۳. فیما یتعلق بحوار الحضارات، الا ترون ان العلمنه التی تدعی تفوقها تحاول فرض افکارها علی الآخرین؟ وکیف
یمکن مواجهتها؟

لم تحاور حضاره حضارات اخری کما حاورت الحضاره الاسلامیه الحضارات المجاوره، شرقا فی فارس و الهند، و غربا عند الیونان و الرومان، وشمالا فی الحضاره الغربیه، وجنوبا مع الحضاره الافریقیه، قدیما من موقع قوه وحدیثا من موقع ضعف، قدیما فی حاله الانتصار و حدیثا فی حاله الهزیمه . وکان الحوار یتم باستمرار بناء علی مقولات الحضاره الاسلامیه وتصوراتها للعالم ومنظورها الکلی المتعادل، فتضم اجزاء الحضارات الاخری وتوازن بین تصوراتها .

جمع الفارابی بین افلاطون وارسطو، و الآخره و الدنیا، و النفس و البدن، طبقا لتصور الاسلام الکلی . وجعل المسلمون افلاطون یقول بالحدوث حتی یتفق مع خلق العالم وجعل کل فلاسفه المسلمین الکندی و الفارابی واخوان الصفا وابن سینا وابن طفیل وابن باجه و ابن رشد وصدر الدین الشیرازی وناصر خسرو الحکمه و الشریعه، الفلسفه و الدین، العقل و النقل متفقین حتی ینشا حوار الحضارات علی مستوی الندیه ثم بینهما فی حضاره انسانیه شامله واحده دون غالب او مغلوب، مرکز واطراف .

بل لقد عظم المسلمون الحضارات الاخری، وخلدوا حکماءهم بالالقاب . فارسطو المعلم الاول، و الفارابی المعلم الثانی، و ابن الهیثم بطلیموس الثانی، و سقراط احکم البشر، وافلاطون صاحب الاید و النور، وجالینوس فاضل المتقدمین و المتاخرین، وافلوطین الشیخ الیونانی . . . الخ . و ازدهرت الحضارات الاخری بفضل حوار الاسلام معها . وثم نقل هذا الحوار الی الحضاره الغربیه فی العصر الوسیط المتاخر حتی اصبح نموذجا یحتذی به .

فلما ورثت العصور الحدیثه الغربیه الحضاره الاسلامیه بدا نمط جدید لیس حوار الحضارات بل صراع الحضارات، عندما تفرض فیه حضاره المرکز الاوربی الجدید انماطها وقوالبها وقیمها وتاریخها ومثلها علی باقی الحضارات القدیمه التی اصبحت بالنسبه للمرکز حضاره الاطراف، و سمت ذلک باسماء عدیده مثل العلمنه او التنویر او العولمه او نهایه التاریخ او حقوق الانسان . واصبحت الحضاره الغربیه هی النموذج الذی تحتذیه کل الحضارات اللاغربیه . فهی حضاره الانسان و العقل و العلم و الحریه و التقدم و المساواه و غیرها حضارات الآلهه و النصوص و السحر و القهر و التخلف و التفاوت الطبقی . هناک نمط واحد لکل الحضارات هو النمط الاوربی الذی اصبح مساویا للحداثه ذاتها . فکل انجازات العلم الحدیث و التقنیه من الغرب، الثمره الیانعه بصرف النظر عن الجذور . فالعلمنه للناس جمیعا، الفصل بین الدین و الدوله، و الدین علاقه شخصیه بین الانسان و الله، و الدوله عقد اجتماعی بین المواطنین . و لقد تطورت الانسانیه فی تاریخها من عصر الدین الی عصر المیتافیزیقا الی عصر العلم (کومت)، ومن عصر الآلهه الی عصر الابطال الی عصر الانسان (فیکو)، ومن الغریزه و الحس الی العاطفه و الوجدان، الی العقل النظری الخالص (کانط .) تاریخ الغرب هو تاریخ العالم . وصل الی ذروه الحضاره ومازالت باقی الحضارات فی مراحلها الاولی .

و فی مقابل ذلک یمکن رد الحضاره الغربیه الی مصادرها التاریخیه و القضاء علی اسطوره الثقافه العالمیه، وردها داخل حدودها الطبیعیه، وازاحه مؤامره الصمت عن مصادرها الافریقیه و الآسیویه، و بیان بدایتها وتطورها ونهایتها، و الکشف عن بنیتها الثنائیه المتعارضه، من الفعل الی رد الفعل الی الجمع بینهما . ثم تبدا دوره جدیده من الفعل و الانفعال دون قدره علی تحدید البؤره و المرکز و التوازن و الجمع بین الاطراف .

و العلمنه فی کل الحضارات فی مقابل الرهبنه . ومثل التنویر الغربیه موجوده فی کل حضاره . وما سماه الغرب حقوق الانسان سمته الحضاره الاسلامیه مقاصد الشریعه، وضع الشریعه ابتداء الضروریات الخمس: الحیاه (النفس)، و العقل، و الحقیقه المستقله عن اهواء البشر (الدین)، و الکرامه (العرض)، و الثروه (المال .) انما العلمنه الغربیه و فرضها علی کل الحضارات هونوع من الهیمنه و الغزو الثقافی و الاستعمار الفکری و بقاء الاطراف الی الابد فی دائره المرکز .

۴. کیف تقومون مستقبل الفکر الاسلامی؟

یرتبط مستقبل الفکر الاسلامی بطبیعه المرحله التاریخیه التی یمر بها . ولما کان الفکر الاسلامی الآن یمر ببدایه فتره ثالثه منذ فجر النهضه العربیه و الاصلاح الدینی منذ القرن الماضی فان المستقبل مرهون باعاده بناء التراث القدیم وتطور علومه بعد ان توقفت فی المرحله الاولی طبقا لظروف العصر وتحدیاته . یتحول علم الکلام القدیم

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *