توضیحات
تحولی در ارائهها با فایل پاورپوینت کامل کنکاشی نظری در الگوهای رفتاری اقشار بسیجی!
اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفهای برای ارائهی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل کنکاشی نظری در الگوهای رفتاری اقشار بسیجی بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل کنکاشی نظری در الگوهای رفتاری اقشار بسیجی از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین میکند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آمادهی استفاده باشند.
فایل پاورپوینت کامل کنکاشی نظری در الگوهای رفتاری اقشار بسیجی شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفهای، ارائهی شما را به سطحی بالاتر میبرد.
چرا باید از فایل پاورپوینت کامل کنکاشی نظری در الگوهای رفتاری اقشار بسیجی استفاده کنید؟
✔ طراحی حرفهای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل کنکاشی نظری در الگوهای رفتاری اقشار بسیجی با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.
✔ صرفهجویی در زمان: نیازی نیست ساعتها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.
✔ استفادهی آسان: بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.
✔ فایل پاورپوینت کامل کنکاشی نظری در الگوهای رفتاری اقشار بسیجی قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل کنکاشی نظری در الگوهای رفتاری اقشار بسیجی حرفهای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.
متمایز باشید!
دیگر نگران بهمریختگی یا طراحیهای غیرحرفهای نباشید. فایل پاورپوینت کامل کنکاشی نظری در الگوهای رفتاری اقشار بسیجی به شما این امکان را میدهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائهای تأثیرگذار داشته باشید.
همین حالا دریافت کنید و تجربهای متفاوت از ارائههای حرفهای را داشته باشید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کنکاشی نظری در الگوهای رفتاری اقشار بسیجی :
مقدمه
حفظ صلح و پیشبرد جنگ، نیازمند سازماندهی و بسیج منابع و نیروهای انسانی است که در پی آن سازمان اجتماعی نیروهای مسلّح و دیوانسالاری نظامی شکل می گیرد. تشکیل بسیج که بخشی ازسازمان دفاعی است، بااهداف و نیازهای جامعه از قبیل نظم، امنیت، استقلال و حفظ ارزشهای مذهبی ارتباط دارد.
تعاریف زیادی بر اساس هر یک از کارکردهای بسیج از آن به عمل آمده است. از درون دیدگاههای بنیانگذاران و مسئولان بسیج در ایران تعریف روشنی ازآن نمی توان به دست آورد.
کتب و منابع حقوقی و رسمی، بسیج را بیشتر به عنوان یک سازمان و نهاد اجتماعی با اهداف و وظایف مشخص تعریف کرده اند؛ سازمانی که به بخشی از نهاد اجتماعی نیروهای مسلّح وابسته است.
برخی از اندیشمندان جامعه شناسی و علوم سیاسی، در تعریفی موسّع از مفهوم بسیج، آن را حرکتی کلّی وتلاشی عمومی و معادل یک جنبش با هدف ایجاد تغییرات اجتماعی یا جلوگیری از تغییرات در نظر گرفته اند و بسیاری دیگر آن را مجموعه ای سازمان یافته و بخشی از نهاد ارتش می دانند.
اگر بسیج در ایران را معادل جنبش اجتماعی تعریف کنیم، ابهامات زیادی به وجود خواهد آمد؛ از جمله اینکه روشن نیست این جنبش انقلابی است یا اصلاحی؟ اعضای جنبش از چه درجه ای از سازمان یافتگی برخوردارند؟ در هیچ جنبشی همانند بسیج، اعضای آن کارت عضویت نمی گیرند و یک سازمان رسمی دولتی در یک کشور عهده دار جذب، آموزش، سازماندهی و به کارگیری سازمان یافت آنان نیست. برداشت «بسیج سیاسی » از این مفهوم نیز که اغلب تعارض انقلابیون در برابر یک حکومت و نظام سیاسی را تداعی می کند ودر پی انقلاب، شورش و دگرگونی های اجتماعی رخ می دهد، پدیده ای متفاوت از مقول بسیج در ایران است.
از نگاه رهبران جامعه، بسیج در ایران بسترهای متناسب با شرایط زمانی و مکانی را برای خدمت رسانی داوطلبانه و سودمند توسط انسانهای با انگیزه، کم هزینه و کم توقّع فراهم می آورد که این تعریف بسیج با بسیاری از تعابیر بالا تفاوت دارد.
اجمالاً مفهوم بسیج همانند مفهوم انقلاب و جنگ است که هر چند برای پدیده های گسترده و متنوّعی به کار می روند، امّا ازدیدگاه سیاسی و جامعه شناختی، معنای محدودتری دارند.
در این مقاله، بسیج بر اساس نظری نظام اجتماعی تالکوت پارسونز از اجزای خرده نظام سیاسی تلقّی می شود. خرده نظام سیاسی، مسئول دسترسی جامعه به اهداف است و بسیج در ایران گسترده تراز سازمانهای نظامی وشبه نظامی مرسوم، به نمایندگی از خرده نظام سیاسی در هم بخشهای جامعه وظایفی را برای هماهنگ کردن کل نظام در رسیدن به اهداف عهده دار است. این موقعیت بسیج آن را به عنوان نمونه ای از کل جامع ایرانی مجسّم می کند که هنگام مطالع الگوهای رفتاری اعضای آن، ناگزیر از الگوهای رفتاری ایرانیان باید بحث کرد.
بیان مسئله
شرایط و موقعیتهای سیّال، زندگی اجتماعی را در ابعاد گوناگون تغییر داده والگوهای کنشی متفاوتی را تجویز می کنند. جوامع به سوی وابستگی فزاینده به یکدیگر پیش می روند. تصوّر و تعبیر جدیدی از زمان، فاصله و مکان به وجود آمده است. ممکن است با جهانی شدن فرهنگ، تمرکززدایی در عرص ارزشها، باورها و سایر الگوهای هر جامعه ایجاد شود که در این صورت نمی توان برای هم مکانها و زمانها و هم مردم یک کشور، نسخه ای قابل کاربرد و نسبتاً پایدار نوشت. این تحوّل، متنوّع شدن الگوها و در واقع؛ فقدان الگو را به همراه خواهد داشت. روند تحوّلات، بسیاری از الگوهای گذشته را ناکارامد و مضمحل یا حداقل تضعیف می کند.
الگوهای سی سال پیش برای مردم سی سال آینده مفید و منطقی نخواهد بود، بلکه دگرگونی ها، جامع آینده را متفاوت از جامع گذشته می کند. بنابراین، الگوهای آنان نیز متفاوت خواهد بود.
روند تحوّلات نیز به گونه ای است که جامع آینده چندان قابل پیش بینی نیست وفقط ویژگی های کلّی از آن قابل برداشت است. بنابراین، برای الگوهای آینده، ویژگی های کلّی می توان ترسیم کرد. مادربزرگها و پدربزرگ های ما تصوّر نمی کردند ما به عنوان فرزندان آنها امروز از اینترنت، ماهواره، تلفن همراه و وسایل سریع السیر سفر برخوردار باشیم. ما نیز نمی توانیم تشخیص دهیم که در آینده، فرزندان ما در زمین زندگی خواهند کرد یا خارج از آن یا در درون سفینه های فضایی. در عین حال می توان از برخی الگوهای کلّی ثابت بحث کرد؛ مانند پرورش قدرت تفکّر، پرورش ذهنی نقّادانه، پرورش جسمی سالم و دوری از پوچ گرایی و اتکال به خداوند در نظام آفرینش.
الگوها نه تنها تغییر پذیرند، بلکه اگر ثابت باقی بمانند به مانعی برای زندگی تبدیل می شوند. در کشورهای در حال توسعه چنانچه در بعد فرهنگی برای الگوهای گذشته فکری نشود و متناسب با تحوّلات فرهنگی الگوسازی مناسب صورت نگیرد، جامعه در برابر فرهنگ جهانی غالب آسیب پذیر می شود و هویت و موجودیت فرهنگی خود را از دست می دهد. جامع مذهبی نیز از این امر مستثنا نیست و در صورتی ادامه حیات می دهد که الگوهای آن بر اساس شرایط زمان و مکان پویا باشد. اگر الگوها پویا نباشد، فرهنگ راه توسع جامعه را مسدود می کند و حوادثی شبیه آنچه در دور قرون وسطی در غرب اتفاق افتاد تکرار می شود.
جزمیت (ثبات اندیشه و بت انگاری در شناخت)، فقدان انگیز موفقیت طلبی در مردم (اهمیت ندادن به زمان و وقت، انصراف از کار و فعالیت)، اسطوره گرایی (عدم توجه به شناخت علمی)، توجه به اصل و نسب (توجه به فضل اجداد و گذشت خود و بی توجهی به آینده و شایستگی های فردی)، احساساتی بودن (کمتر به شعور عمل کردن)، ذهن گرایی و شایعه سازی، خشونت (در تربیت فرزندان و در حل مشکلات)، محافظه کاری، سوء ظن در برابر ابتکار و غیرعلمی و خرافی بودن از ویژگی هایی هستند که در اثر ثبات الگوها به وجود می آیند.
در روند تحوّلات فرهنگی در ایران، الگوهای اعضای بسیج نیز دچار دگرگونی می شوند و ممکن است نیروی مقاومت بسیج از شاخصهای الگوهای رفتاری بسیجیان در حوز سیاسی، اجتماعی و فرهنگی اطلاعات کاملی نداشته باشد. تنوّع خصوصیات فردی و اجتماعی اعضای بسیج، پیچیدگی را افزایش می دهد و لزوم مطالعه الگوهای رفتاری بسیجیان را از ابعاد مختلف مورد تأکید قرار می دهد. مسئله اساسی این است که ضعف الگوهای رفتاری، ضعف انسجام و وحدت را در پی دارد. بنابراین، جستجوی راههای رسیدن به اهداف مشترک و عمل هماهنگ در بسیج ضروری است. دراین تحقیق تلاش شده است به پرسشهای ذیل پاسخ داده شود:
– مفهوم الگوی رفتاری چیست و به چه طبقاتی تقسیم می شود؟
– نظریه های تبیین کنند الگوهای رفتاری چیست؟
– شاخصها و ویژگی های الگوهای مطلوب بسیجیان چیست؟…
گستر مفهومی
۱- انواع الگو در علوم اجتماعی
اصطلاحات لاتین model و Pattern هر دو در فارسی معادل الگو ترجمه شده اند. در علوم اجتماعی انواع مختلفی از الگو به شرح ذیل وجود دارد:
الف) الگو در حوز نظری و روش شناختی علمی
۱- الگوهای مادی؛ شامل مکانیکی یا فیزیکی و ارگانیکی یا عضوی است. این الگوها نظامی پیچیده را به صورت ساده تر نشان داده و تجسّم می کنند؛ مانند تشبیه طبقات سنی جمعیت به یک جسم و سلسله مراتب جامعه به هرم، عدالت به ترازو و پیچیدگی و هماهنگی جامعه به ساعت، که همگی مکانیکی هستند. همچنین تشبیه جامعه به بدن انسان و ادوار تاریخی جامعه به دوران مختلف زندگی جسمانی یک فرد که الگوهای ارگانیکی هستند. الگوهای جامعه شناختی (sociological patterns) در این طبقه قرار دارند که مجموعه های اجتماعی پیچیده را توسط مجموعه های ساده جایگزین کرده اند یا متغیّرهایی را که موجبات مقایس بین مجموعه ها را فراهم می سازند، ایجاد می کنند.
۲- الگوهای صوری یا منطقی؛ که مبتنی بر بازسازی واقعیت در ذهن و نوعی تجرید است و به کار تشبیه نمی آید و قابل مقایسه نیست.
۳- الگوهای ریاضی منطقی؛ که نوعی الگوی صوری و کامل ترین شکل آن است؛ مثل مدلهای اقتصادی که شامل مدلهای تبیینی و آینده نگر در حوز علم اقتصاد است. (توسلی، ۱۳۷۰، ص ۱۴۸)
ب) الگوی اجتماعی
همچنان که افراد به کنش متقابل می پردازند، الگوهای اجتماعی در میان آنها به وجود می آید و بر کنشهای آنان تأثیر قابل ملاحظه ای می گذارد. این الگوها «دسته ای از افراد» را از دیگر افراد جامعه متمایز می کنند، کنش متقابل اجتماعی را منظّم می کنند و کنشها را پیش بینی پذیر می سازند. فرهنگ، ساختار اجتماعی (تقسیم کار) و نهادهای اجتماعی به عنوان الگوهای مهم یاد شده اند (شارون، ۱۳۸۰، ص ۸۲). به نظر شارون، «فرهنگ» الگویی است که از الگوهای کوچک تر تشکیل شده است؛ مثل قواعد، باورها و ارزشها. برای اینکه همکاری وجود داشته باشد، باید قواعد وجود داشته باشد و افراد مایل باشند کنشها یشان را طبق این قواعد هدایت کنند. جوامع به وسیله آداب و رسوم، قوانین، اخلاق، شیوه های عمل رایج و همچنین انتظارات غیررسمی اداره می شوند. اینها شاخصهایی از الگوی اجتماعی هستند. توافق بر سر ارزشها نیز کنش متقابل مبتنی بر همکاری را افزایش می دهد. مادی گرایی، فردگرایی، تأکید بر زندگی خانوادگی و آخرت گرایی هم کنشهای افراد را شکل می دهند. باورها نیز باعث برقراری نظم و همکاری آسان تر میان افراد می شوند؛ از قبیل این باور که کار سخت به موفقیت مادی می انجامد یا اینکه تحصیلات دانشگاهی به یافتن شغل خوب منجر می شود. (همان، ص۸۶) مجموعه ادراکات حاصل از حس، عقل و دل که در یک جامعه به توافق رسیده باشد، فرهنگ را به وجود می آورند. سه مجموع «فن آوری و مهارتها»، «علم و معرفت» و «نظام ارزشها و اخلاق جمعی»، ابعاد مختلف فرهنگ جامعه را تشکیل می دهند و گسسته از یکدیگر نیستند. نسبت میان فن آوری و مهارتها، علم و معرفت و نظام ارزشها و اخلاق جمعی به گونه ای است که اگر سه کُر تو در تو را در نظر آوریم، نظام ارزشها و اخلاق جمعی، کر مرکزی؛ علم و معرفت، کره میانی و فن آوری و مهارتها، کر بیرونی را تشکیل می دهند. (زاهد زاهدانی، ۱۳۸۶)
از نظر شارون، «ساختار اجتماعی» الگوی مهم دیگری است که جامعه را به وجود می آورد. همچنان که مردم در طول زمان به کنش متقابل می پردازند، آنها روابطی برقرار می کرده، موقعیت و مرتبه خود را در رابطه با یکدیگر تعیین می کنند و نقشها را درکنش متقابل فرا می گیرند و ایفای نقش می کنند. ساختار، به نظم و قاعد موجود در روابط میان کنشگران در کنش متقابل اشاره دارد؛ کنش افرادی که متناسب با موقعیت یکدیگر، در کنش متقابل رفتار می کنند (شارون، ۱۳۸۰، ص ۸۶). ساختار اجتماعی مجموعه ای از موقعیتها، نقشها وپایگاههاست که در کنش متقابل پدید می آید (همان، ص ۸۷). ساختار اجتماعی که صورتی ازتقسیم کار است، مردم را در جامعه پخش و جایگاه آنها را تعیین می کند، به هر یک می آموزد که چگونه با دیگران رفتار کنند، وابستگی متقابل به وجود می آورد و همکاری را تسهیل می کند.
«نهادهای اجتماعی» برای حل مسائل جامعه به وجود می آیند. مردم از طریق این نهادها، اجتماعی می شوند؛ جامعه یکپارچه می شود؛ افراد پاداش دریافت می کنند و مجازات می شوند؛ کالاها تولید و توزیع می شوند و هدفها به وجود می آیند و برای دستیابی به آنها کوشش می شود. جوئل شارون ودیگران تعریف دقیقی از الگو ارائه نکرده، بلکه این مفهوم را در سطح اسمی توصیف کرده اند. محقّقان بیشتر به کارکردهای الگو اشاره دارند تا تعریف آن. تعاریف مختلف نشان می دهد که بحث از الگوهای یک لای اجتماعی با بحث از خرده فرهنگ آن لایه، ارتباط تنگاتنگی دارد. بنابراین، در معنای وسیع به آن بخش از فرهنگ، ساختار و نهادهای اجتماعی که در یک جامعه ذهنیت مشترک ایجاد کرده و رفتار افراد را شکل می دهند و راهنمای عمل در کنش اجتماعی هستند، الگو گفته می شود. در واقع؛ طرحهای مختلف برای کنش یا شقوق مختلف کنش، الگوها را تشکیل می دهند. الگوها بر اساس نوع جامعه، طبق اجتماعی، دین و مذهب، گروههای سنی و جنسیتی، مقاطع تاریخی و عرصه های زندگی اجتماعی و همچنین کیفیت آنها، به انواع مختلف طبقه بندی می شوند.
در تقسیم بندی دیگری، الگوهای اعضای بسیج را می توان به انواع فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، دفاعی و امنیتی طبقه بندی کرد. این طبقه بندی نسبی است و در هر حوزه به برخی از شاخصهای اندازه گیری اشاره دارد؛ اما تلاش شده است تا نمونه ای از الگوهای رفتاری یک فرد بسیجی را در برگیرد.
۲- الگو در رویکرد اسلامی
«الگو» در ادبیات اسلامی، سبک و سیره تلقّی می شود و از کسانی به عنوان «اسوه» یاد شده است که مردم در ایمان و عمل از آنان سرمشق می گیرند. حادثه هایی که در قرآن کریم ذکر شده اند، برای معرفی الگو به مردم است. در میان حوادث تاریخ مذهب شیعه، «عاشورا و شهدای کربلا» از ویژگی خاصی برخوردار است. «اهل بیت پیامبر(ص)» نیز برای مسلمانان سرمشق قرار می گیرند. امام حسین (ع) حرکتش را در مبارزه با طاغوت عصر خود برای مردم سرمشق می داند و می فرماید: «فلکم فی اسوه» (موسوعه کلمات الامام حسین، ۱۳۶۲، ص ۳۶۱). امام حسین (ع) اشاره می کند که وی در خروج از مدینه، از خروج خائفان حضرت موسی(ع) از شهرش و گریز از سلط طاغوتی فرعون و ظلم او الگو گرفته است. امام حسین(ع) قبل از حرکت از مدینه نیز اشاره می فرماید که به سیر جد و پدرش عمل می کند (مجلسی، بی تا، ج ۴۴، ص ۳۲۹). شهیدان نهضت امام حسین(ع)، شهدای بدر را در اقدام خود الگو گرفته اند (طوسی، ۱۳۷۶، ج ۶، ص ۷۶). در تاریخ اسلام نیز بسیاری از قیامهای ضد ستم و نهضتهای آزادی بخش با الهام از حرکت عاشورا شکل گرفت. مهاتما گاندی در مبارزات استقلال طلبان هند، سبک عمل امام حسین را الگو قرارداد. محمد علی جناح رهبر پاکستان نیز تعبیری مشابه تعبیر گاندی دارد (محدّثی، ۱۳۷۴، ص ۲۷۹). یکی از نهضتهایی که از عاشورا الگو گرفت، انقلاب اسلامی و به دنبال آن شیو رزمندگان ایران در جنگ با عراق بود که اعضای بسیج مثال بارزی از این رزمندگان هستند.
مبانی تشکیل بسیج
بسیج در ایران را با رویکرد اسلامی و مذهبی بهتر می توان معرفی کرد. خداوند متعال در آی ۶۲ سوره انفال خطاب به پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «هوالذی ایدک بنصره و بالمؤمنین»؛ یعنی پروردگارت کسی است که تو را به واسط نصر خویش و به وسیل اهل ایمان یاری می کند. قرآن کریم بسیاری از صفات و ویژگی های اهل ایمان و یقین را بر می شمرد. سراسر نهج البلاغه مملو از صفات و ویژگی های مفید و مثبت مسلمانان است. بر اساس خطبه های امام علی(ع)، انگیز دفاعی کسی کامل است که هم اسباب و لوازم امر به معروف و نهی از منکر را دارا باشد؛ کسی که با دست و زبان و دل به خداوند ایمان داشته باشد. از نگاه امیر مؤمنان(ع) چنین انسانی تمامی خصال خیر را دارد و اگر فاقد هر یک از آنها باشد، به همان میزان هویت او ناقص و انگیز دفاعی او در آن جنبه ضعیف می شود (لاریجانی، ۱۳۷۸، ص ۱۸۷ -۱۸۶). امیرمؤمنان علی (ع) دربار جایگاه والای نیروهای مسلّح در نظام اسلامی می فرماید: نیروهای مسلّح به فرمان خداوند دژهای استوار ملّت، آرای زمامداران، شکوه دین و راههای تحقّق امنیت اند، قوام و ایستادگی ملّت، تنها به وسیله آنان ممکن است(نهج البلاغه، ص۵۳۳). برای انسانهای متعالی و افراد مؤمن از نهج البلاغه صفاتی به شرح ذیل استخراج می شود که اعضای بسیج را می توان مصداق آنها قرار داد.
الف) قناعت: اگر انسان انقلابی و متعهد، پول و ثروت را مای خوشبختی و سعادت دانست، از زاوی دیگری به مسائل و جهان و جامعه نگاه می کند و تمامی محاسبات و نگرشهای ارزشی او تغییر می کند. به همین منظور، مولای متقّیان علی(ع) قناعت را هم وسیله ای برای حفظ شأن و روحیات نیروهای انقلابی می داند و هم اینکه موجب می شود کارهای دنیایی در نگاه او تبدیل به ابزاری شود که آن را در جهت ارتقای معنویت و تثبیت ارزشها در جامعه به کار گیرد. لذا، هرچه در زمین اقتصادی رشد کند، انفاق در راه خدا را افزون می کند. امام علی (ع) می فرماید: حداقل آنچه که می توان با آن در دنیا زندگی کرد بس است (نهج البلاغه، حکمت ۳۹۵). بنابراین، بی نیازی بزرگ ترین سرمایه است. بسیجیان بر اساس این دیدگاه، خود را با ثروتمندان مقایسه نمی کنند.
ب) عدالت اجتماعی: از نگاه امام علی (ع)؛ عدل، چیزها را به جای خود می نهد و بخشش، آنها را از جای خود بیرون می نماید؛ عدل، نگاهدارند همگان است و جود، فقط به کسی بهره می دهد که به او بخشش شده؛ پس عدل شریف تر و برتر است. از دید مولای متّقیان؛ کسانی که به طمع مقام، مال و منفعت دنیایی به صحنه می آیند، هیچ گاه به عنوان سرمای حرکت و تحوّل شمرده نمی شوند؛ زیرا آنان زمانی که منافع خود را در خطر می بینند، میدان را خالی کرده، دست از حمایت آن حرکت و تحوّل می کشند.
ج) شجاعت: شجاعت شاخص و نمود خارجی فرهنگ است. فرد شجاع دارای هویت دفاعی است و در راه حفظ ارزشها جرئت برخورد با عوامل دشمن را دارد. مولای متّقیان علی (ع)، قوام و یکپارچگی جامعه را داشتن انگیز دفاع و روح شجاعت و مردانگی دانسته و تفرقه، ضعف و از هم پاشیدگی بنیان جامعه را مولود نظری می داند که با روی آوردن به رفاه و راحتی، از جنگ می گریزد؛ زیرا روحی رفاه طلبی با دفاع قابل جمع نیست. (لاریجانی، ۱۳۷۸)
کارکردهای بسیج
بسیج در عرصه های مختلف جامعه دارای نقش است: اجرای طرحهای عمرانی و شرکت در برنام سازندگی کشور پس از جنگ، یکی از حوزه های فعالیت بسیج است.
امر به معروف و نهی از منکر؛ همان طورکه یک فرد موظف است خود را اصلاح کند، در اسلام وظیفه دارد دیگران را هم اصلاح کند؛ زیرا در این صورت، جامعه اصلاح می شود. مقابله با تهاجم فرهنگی نیز در این مقوله قرار دارد.
نقش بسیج در جنگ؛ طبق امّار رسمی، ۷۵% از نیروهای رزمنده در جنگ تحمیلی را نیروهای بسیجی تشکیل می دادند. ترساندن دشمنان و تقویت بنی دفاعی کشور از کارکردهای بسیج است.
حفظ دستاوردهای انقلاب و جنگ؛ حفظ ارزشهای انقلاب، دفاع مقدّس و تلاش برای انتقال این ارزشها به نسلهای بعد، از کارکردهای دیگر بسیج است. راههای زیادی برای حفظ ارزشها در جامعه پس از جنگ و انقلاب وجود دارد؛ از جمله: برنامه ریزی، مشارکت همگانی، تبدیل ارزشها به داستان، فیلم، شعر و. . . مشارکت بسیج نیز یکی از راههای حفظ ارزشها و شاید مطمئن ترین راه باشد.
حفظ روحی انقلابی و استقلال طلبی؛ با مشارکت بسیج که انسانهای آن انقلابی و مستقل هستند، این روحی در جامعه ایجاد می شود. بالا بردن روحی مشارکت مردم در برنامه های اجرایی و حوادث غیرقابل پیش بینی و پشتیبانی از معنویت و اخلاق در جامعه، از دیگر کارکردهای بسیج است. (سازمان عقیدتی سیاسی، ۱۳۸۳، ص ۱۵۶- ۱۵۵)
ایجاد امنیت داخلی؛ بسیج برای حفظ انقلاب از گزند مخالفان و اشرار و حفظ امنیت در داخل جامعه مسئولیت دارد.
نظریه های تبیین کننده
با توجه به تعاریفی که از الگو و انواع آن ارائه شد، از نگاه جامعه شناختی الگوهای رفتاری، با رویکردهای مختلف توضیح داده می شوند، امّا نظریه های توافق گرا توانایی بیشتری در تبیین الگوهای رفتاری اعضای جامعه دارند.
۱- کارکرد گرایی
از دیدگاه کارکردگرایی، حضور الگوهای موجود به خاطر فواید و اثرات آنها تفسیر می شود. این الگوها همبستگی اجتماعی ایجاد کرده، به زندگی معنی می دهند و از طریق هماهنگی ارزشها، کنترل اجتماعی را به وجود می آورند. بعلاوه، صیانت روانی افراد را نیز در بردارند. از دید کارکردگرایان اگر بخواهیم الگوهای رفتاری یک جامعه را شناخته و توضیح دهیم که چرا افراد جامعه بر اساس آنها رفتار می کنند، باید آن جامعه را به طورکلّی مطالعه کنیم؛ یعنی رابط این الگوها را با سایر نهادهای جامعه روشن کنیم. نهادهای مختلف جامعه با یکدیگر هماهنگی دارند و جامعه از این نظر به عنوان یک کلّ به هم پیوسته، مرکّب از ساختهایی استکه با یکدیگر پیوند نزدیک دارند (گیدنز، ۱۳۷۳، ص ۷۵۹). اگر این پیوند به هم بخورد، بقای جامعه با خطر روبه رو می شود؛ چرا که جامعه به برخی ساختارها برای بقای خود نیاز دارد. نظام فرهنگی مبتنی بر الگوهای ارزشی مشترک، از نظر کارکردگرایی به منزل دیواری دفاعی است که نمی گذارد کشمکشهای داخلی جامعه ادامه یابد. کارکردگرایان ساختاری نه تنها معتقدند که نظام فرهنگی مشترکی باید در جامعه وجود داشته باشد، بلکه از نیاز به یک نظام مشترک ارزشی در سطح فردی نیز سخن می گویند. مردم جامعه باید جهان را اساساً به یک شیوه بنگرند (ریتزر، ۱۳۷۴، ص ۱۲۹). این امر اجازه می دهد که با درج بالایی از صحّت، پیش بینی شود که دیگران چگونه فکر و عمل خواهند کرد. «تالکوت پارسونز » از چهار تکلیف کارکردی مهم برای هم نظامهای کنش بحث کرده است که هر نظامی برای زنده ماندن باید آنها را انجام دهد:
۱- تطبیق؛ ۲- دستیابی به هدف؛ ۳- یکپارچگی؛ ۴- سکون یا نگهداشت.
از نظر وی در کارکرد چهارم، هر نظامی باید انگیزشهای افراد و الگوهای فرهنگی آفریننده و نگهدارند این انگیزشها را ایجاد، نگهداری و تجدید کند. این کارکرد از طریق خرده نظام فرهنگی انجام می شود. فرهنگ از نظر او، به صورت هنجارها و ارزشها تجسّم می یابد. (نقل از: همان، ص۱۳۱)
در این رویکرد؛ جامعه، ارزشها، هنجارها، نقشها و فرهنگ مشترکی را که دربردارند الگوهای رفتاری است از طریق جامعه پذیری به فرد منتقل می کند. پارسونز در نظری خود، متغیّرهای الگویی را ساخته که مفاهیم مناسبی برای تعیین شاخصهای هریک از الگوهای اعضای بسیج است. متغیّرهای الگویی شیوه هایی هستند که در راه عمل پیشروی فرد وجود دارند و او با توجه به متغیّرهایی چند (نظیر خواست، اعتقادات و. . .) یکی از آنها را برمی گزیند. در واقع؛ این متغیّرها دو راهی هایی هستند که یک فرد به هنگام عمل باید در آن دست به انتخاب بزند. هم راههای عمل و هم توجیه عمل پس از انجام معنی می دهند.
از روی این متغیّرها، عمل اجتماعی فرد را می توان پیش بینی کرد. پارسونز و شیلز در پی آن بودند تا دوراهی های جهانی را در برابر فرد به هنگام عمل پیدا کنند. در آغاز، فرد قبل از آنکه به کاری دست بزند، پاداشها و حرمانهای ناشی از عمل را به یاد می آورد که به آن راهیابی انگیزشی گفته می شود. سپس شخص قبل از اتخاذ تصمیم نهایی در باب عمل، انتظاراتی را به حساب می آورد که از تجربه های گذشته و به هنگام تصمیم در برابر دو راهی هایی که احتمالاً قبلاً در مقابل آن به خوبی عمل کرده بود کسب کرده است که به آن راهیابی ارزشی می گویند.
راهیابی انگیزشی، ممکن است به شیو شناختی، نیازنگری یا ارزیابی باشد. راهیابی ارزشی نیز به شیوه های شناختی، ارزشیابانه و اخلاقی قابل تقسیم است. بدین سان، پنج متغیّر الگویی قابل تمیزند.
الف) التهاب- آرامش؛ با توجه به اینکه آیا عمل کننده، مشتاقانه و بی صبرانه درصدد ارضای آنی نیاز وخواست خویش است یا آنکه آرام و قرار دارد و حاضر است با در نظر گرفتن عواقب کار، ارضای خواست خود را به تأخیر اندازد.
ب) خودنگری – جمع نگری؛ با توجه به اینکه عمل کننده به هنگام انجام عمل، صرفاً منافع خویش را در نظر دارد یا آنکه به منافع جمع یا جامعه نظر دارد.
ج) عام- خاص؛ با توجه به اینکه عمل کننده به هنگام انجام عمل و قبل از اتخاذ تصمیم نهایی، به ماهیت عمل و نتایج مترتّب بر آن از دیدگاهی عام (با معیارهای عمومی) می نگرد یا آنکه به هنگام انجام عمل، معیارهایی خاص و صرفاً شرایط موجود را مطمح نظر قرار می دهد.
د) ماهیت منتسب- نتیج عمل؛ منظور آن است فرد عمل کننده قبل از انجام عمل و به هنگام اخذ تصمیم، آیا به ماهیت و چگونگی امری که در برابر آن قرار دارد، می اندیشد یا صرفاً به نتیجه و حاصل کار فکر می کند.
ه) محدودیت و تعیّن – وسعت و عدم تعیّن؛ با توجه به اینکه آیا میدان مناسبات فرد و پدیده ای که در برابر آن قرار گرفته (موضوع عمل) گسترده و نامشخصند (مثل دو دوست و خویشاوند) یا آنکه مشخص و محدودند (مثل دو شریک). (ساروخانی، ۱۳۷۳، ج ۱، ص ۳۷ -۳۵).
۲- نظری گادامر
بر اساس هرمنوتیک گادامر؛ معنای هر عمل، چیزی نیست که در خود عمل باشد، بلکه به عکس، معنا همیشه برای کسی [دیگران] است؛ به نحوی که معنا همیشه نسبت به یک مفسّر می باشد(نقل از: فی، ۱۳۸۴، ص۲۵۰). از نظری گادامر نتیجه می شود که فهم معنای اعمال قصدی و حاصل آنها، از طریق بازآزمودن یا بازیافت قصد و نیّت عاملان در گذشته یا از طریق جستجوی قصدیت در خود عمل میسّر نمی شود. اعمال معنادار فقط زمانی معنادار می شوند که مفسّری خاص آنها را در بستر تفسیری خاص جای دهد و بدین ترتیب به معنای اعمال، فعلیت ببخشد.
همراه با تغییر افق تفسیری مفسّران مختلف، ابعاد معنایی تازه ای خود را نشان خواهند داد. این بدان معناست که معنای اعمال و نتایج آنها نه تنها در طول زمان تغییر می کنند، بلکه هرگز شکلی قطعی و محقّق به خود نمی گیرند. معنای هر عمل نیت مند یا نتیجه و حاصل آن برای افراد مختلف، متفاوت خواهد بود(همان، ص ۲۵۲). تعامل میان چیزی معنادار و جماعتی تفسیرکننده، واقعه ای نیست که فقط یک بار رخ دهد و تمام شود. تفسیرهای تازه کمک خواهند کرد که ماهیت اجتماع و جماعت تفسیر کننده از نو شکل بگیرد. لذا، اجتماع یا جماعت تفسیر کننده ای که از نو شکل گرفته است، بی تردید دست به تفسیر دوبار معنای آن فرهنگ خواهد زد. نتیج کار، فرایندی دائمی و تکاملی از تبادل و تأثیرگذاری متقابل خواهد بود که طی آن، هم معنای چیزی که تفسیر می شود تغییر خواهد کرد و هم ماهیت اجتماع یا جماعت تفسیرکننده. بر اساس این رویکرد، نمی توان انتظار داشت که الگوهای فرهنگی و رفتاری از ثبات و تداوم برخوردار باشند، بلکه برعکس، متغیّر و سیّال بودن الگوها در کانون توجّه دیدگاه گادامر قرار می گیرد.
۳- پدیدارشناسی آلفرد شوتس
از نگاه رابرت گورمن، شوتس در نظری پدیدارشناسان خود از جهان حیاتی و الگوهای فرهنگی، بر فشارهایی تأکید دارد که جامعه بر کنشگر تحمیل می کند. کنشگران، مسیرهای کنش خود را آزادانه انتخاب نمی کن
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.