تعداد بازدید
4 بازدید
ریال86.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل کوچک خان جنگلی شیر بیشه ایمان و حماسه ساز تاریخ!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل کوچک خان جنگلی شیر بیشه ایمان و حماسه ساز تاریخ بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل کوچک خان جنگلی شیر بیشه ایمان و حماسه ساز تاریخ از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل کوچک خان جنگلی شیر بیشه ایمان و حماسه ساز تاریخ شامل 87 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل کوچک خان جنگلی شیر بیشه ایمان و حماسه ساز تاریخ استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل کوچک خان جنگلی شیر بیشه ایمان و حماسه ساز تاریخ با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل کوچک خان جنگلی شیر بیشه ایمان و حماسه ساز تاریخ قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل کوچک خان جنگلی شیر بیشه ایمان و حماسه ساز تاریخ حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل کوچک خان جنگلی شیر بیشه ایمان و حماسه ساز تاریخ به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل کوچک خان جنگلی شیر بیشه ایمان و حماسه ساز تاریخ :

یونس، معروف به کوچک خان در سال ۱۲۵۷ ش / ۱۲۹۸ق. در محل استادسرای رشت متولد شد. پدرش میرزا بزرگ که به شغل محرری در دفتر مالیاتی نزد میرزا عبد الوهاب مستوفی اشتغال داشت داری پنج فرزند بود. سه پسر به نام های میرزا محمد علی، میرزا یونس و میرزا رحیم(داماد حسن خان آلیانی معروف به معین الرعایا) و دو دختر که میرزا اسماعیل خان و میرزا عنایت خان و همچنین دکتر موسی خان فیض، خواهرزاده ها و نیز میرزا شعبان خان برادرزاد میرزا کوچک خان بودند که نام این عده به عنوان یاران و همکاران سردار جنگل همیشه به نیکی یاد می شود.

میرزا تحصیلات مقدماتی را در مدرس حاج حسن، صالح آباد رشت، بعد در مدرسجامعه به آموختن صرف و نحو تحصیلات دینی مشغول بود. لباس طلبگی بر تن کرد. بقی تحصیلات دینی را در مدرس محمودیه در تهران گذراند. در سال ۱۲۷۰ ش/۱۳۱۰ ق. که وقایع تحریم تنباکو روی داد میرزا سیزده ساله بود. از همین هنگام افکار آزادیخواهی و میهن دوستی به تدریج در او شگل گرفت. در ایام وقایع مشروطه که میرزا جوانی حدودا، ۲۵ ساله بود جذب مشروطه و مشروطه خواهان شد و در رشت انجمنی از طلاب تشلیل داد که نام آن انجمن«مجمع روحانیون» بود. میرزا از این به بعد عملا وارد مسایل اجتماعی و سیاسی شد. فعالیت هایی هم در سال های مشروطه خواهی در گیلان داشت که جزئیات آن ها در تواریخ نهضت جنگل آمده است. پس از درگذشت مظفر الدین شاه و روی کارآمدن محمد علی شاه که منجر به محدود کردن فعالیت آزادیخواهی در سراسر ایران شد، در رشت هم مشروطه خواهان خیزش اجتماعی به راه انداختند. در همین اوضاع و احوال میرزا کوچک خان به اتفاق عده ای از آزادیخواهان رشت به تفلیس رفت و در آنجا با افکار و اندیش آزادیخواهان مقیم قفقاز آشنا شد. پس از اقامتی کوتاه به گیلان برگشت.

در سال ۱۳۲۶ هجری به هنگام شورش آزادیخواهان رشت، آقا بالاخان(سردار افخم) که حاکم گیلان بود کشته شد. میرزا به فرماندهی عده ای از مجاهدین منصوب و به اتفاق دستجات معروف که ذکر آن در تاریخ مشروطه دیده می شود به تهران راهی گشت. قبلا هم در چند پیکار محلی شرکت داشت. در این پیکارهای منطقه ای رشادت و جنگندگی خود را نشان داد. در یک موقعیتی هم به کمک ستار خان شتافت و جهت جلوگیری از هجوم ایلات شاهسون، به اردبیل سفر کرد. حدود سال های ۱۳۲۷ /۱۳۲۸ قمری که میرزا جوانی حدود سی ساله بود به دستور افسینکوف، قونسول روس در رشت که تسلطی در آن هنگام در رشت داشت به تهران تبعید شد. چنین مقرر شده بود که میرزا پنج سال در تهران بماند. پس از فرار محمد علی شاه به روسیه و ورود او به خاک ترکمن صحرا، میرزا با دسته های آزادیخواهان عازم آن منطقه شد و به جنگ محمد علی شاه مخلوع شتافت. میرزا در این جنگ تیر خورد. او را با کشتی به بادکوبه بردند، و پس از معالجه و بهبودی به گیلان برگشت و بلافاصله عازم تهران شد.

همچنان که اشاره شد اقامت میرزا کوچک خان تا سال ۱۳۳۳ قمری در تهران ادامه داشت. میرزا در پایتخت با انجمن هیئت اسلام که شعبه ای از اتحاد اسلامی به زعامت سید جمال الدین اسدآبادی بود آشنا شد. و در تشکیلات و مجالس آنان رفت و آمد داشت.

مرحوم مدرس این هیئت را هدایت می کرد. میرزا را مأمور کردند به گیلان رفته، دسته ای تشکیل دهد و به کارهای مبارزاتی بپردازد. میرزا از تهران با سالار فاتح مازندارنی که اوهم مانند میرزا کوچک خان فردی مبارز و آزادیخواه بود و در تهران اقامت داشت همراه شد. این دو همسفر باهم مذاکره داشتند که مشترکا کار نهضت را به پیشس ببرند. سالار فاتح اعتقاد داشت مرکزیت جنبش در مازندران باشد. میرزا به دلایلی معتقد بود گیلان برای این هدف بهتر است. در نتیجه توافق حاصل نشد و هریک به راه خود رفتند. در حالی که میرزا جوان ۳۵ ساله ای بود به تنهایی از طریق تنکابن و لاهیجان به گیلان آمد. در لاهیجان دکتر حشمت را با خود همدل و همراه دید و وی را به کمک طلبید.

با ورود میرزا به رشت که مطابق با سال ۱۲۹۳/۱۳۳۳ ق. بود، کار نهضت شکل گرتف و پایه ریزی شد. هست مرکزی هیئت اسلام با شرکت ۲۷ نفر از علما و پیشه وران و سایر طبقات اجتماعی گیلان، انتخاب گردید. این هیئت تا پایان نهضت جنگل همانند یک مجلس شورا عمل می کردند و در خدمت اهداف میرزا بودند. (اسامی این هیئت در کتاب های نهضت مجنگل نقل شده است.)

حدود ۳۰۰۰ نفر از همان ابتدا به میرزا کوچک خان پیوستند. کم کم میرزا به فر تهیه اسلحه افتاد. از طریق آلمانی ها و اطریشی ها و ترک های عثمانی اسلحه و بعضی مهمات فراهم آورد. از میان دوستان و همفکران خود عده ای را در مسئولیت های مختلف گمارد و برای هر مسئولیت کمیته ای تشکیل داد و سازمان نسبتا منسجمی پدید آمد. قونسول روس در رشت از تشکیل چنین جمعیت و سازمانی آگاهی یافت و عده ای را دائما در تعقیب جنگلیان می فرستاد. حاج احمد کسمائی و حسن آلیانی معروف به معین الرعایا که هردو از متنفذین فومنات(غرب گیلان) بودند به میرزا پیوستند. درگیری های محلی در سراسر گیلان، همواره برضد اجانب و بیگانه پرستان روی می داد که اولین برخورد شدید با روس ها در قری«ماکلوان» در غرب رشت بود که منجر به شکست قوای روس ها شد. مرکز عملیات میرزا کوچک خان در«گواب زرمخ» و مرکز متعلق به حاج احمد کاسئی در قری«کسما» در هر محل در منطق فومنات بود. تعدادی از افسر آلمانی، اتریشی و ترک به تربیت نظامیان جنگل در خدمت جنگلیان برودند.

وقایع جنگ جهانی مشکلاتی برای ایران فراهم نموده بود. قوای انگلیس و روس در منطقه همدان و قزوین و رشت که محل عبور آنان بود دست درازی و غارت هایی را انجام می دادند. به ویژه تجاوزات روس ها در این مناطق اسفبار بود. پس از وقوع انقلاب ۱۹۱۷ شوروی، قوای روس های تزاری مقیم ایران به قصد خروج از ایران صدماتی به اهالی همین مناطق که ذکر شد وارد نمودند. به هنگام عبو قوا از منطق گیلان، میرزا کوچک خان با آنان پیمانی بست که با کمک نیروهای جنگلی خاک گیلان را ترک کنند. انگلیسی ها نیز به سبب دستیابی به منابع نفتی قفقاز تصمیم به حرکت از سمت گیلان داشتند که موانع و مشکلاتی برای مردم گیلان و جنگلی ها فراهم شد. جنگ و گریز و درگیری های محلی در منطق گیلان همچنان ادامه داشت و روند نهضت جنگل رفته رفته به پیش می رفت و این نهضت هرروز قوی تر و ریشه دارتر می شد بطوری که تمامی خاک گیلان را فراگرفته بود.

در سال ۱۳۳۵ قمری روزنامه«جنگل» که ناشر افکار جنگلیان بود، منتشر شد و شعار «نگاهبانان حقوق ایرانیان و منور افکار اسلامیان» سرلوح آن روزنامه بود. در شماره ۲۸ سال اول این اعلامی جنگلیان دیده می شود«اما قبل از هرچیز طرفدار استقلال مملکت ایرانیم، استقلال به تمام معنی کلمه یعنی بدون اندک مداخل هیچ دولت اجنبی، اصلاحات اساسی مملکت و رفع فساد تشکیلات دولتی که هرچه بر سر ایران آمده از فساد تشکیلات است. ما طرفدار یگانگی عموم مسلمانانیم. این است نظریات ما که تمام ایرانیان را دعوت به همصدایی کرده، خواستار مساعدتیم».

در سال ۱۳۳۷ قمری، تسلیم شدن دکتر حشمت، یار مجاهد و برجست میرزا کوچک خان با ۲۷۰ نقر از یارانش و اعدام او در تاریخ ۱۱ شعبان ۱۳۳۷ در رشت، واقع مهلکی بود که ضرب سختی بر پیکر نهضت جنگل وارد ساخت. دکتر حشمت طبیب مجاهد و آزادیخواه با ایمان، در جنبش مشروطه هم فعال بود. او اهل طالقان بود که در لاهیجان می زیست. وی یک بار به نمایندگی جنگلیان به تهران رفت و با مستوفی الممالک رئیس الزورا مذاکره نمود. تسلیم شدن دکتر حشمت که در اثر خستگی تاب و توان او ضعیف شده بود در حقیقت کمر میرزا را شکست.

نخستین جمهوری شورائی در ایران

موقعیتی فرا رسید که به علت فشارهای اندرونی در اثر نقاق، و دسیسه های انگلیس هاغ و روس ها و تضییقات دولتیان، عرصه بر میرزا تنگ شد. قائده جنگل با تحیر فراوان همیشه با یاران وفادارش در مشورت بود. در سال ۱۲۹۹ شمسی نامه ای به انقلابیون روسی که باز باکو به لنکران آمده و آنجا مستقر بودند برای میزرا کوچک خان ارسال شد که اظهار تمایل کدره بودند با میرزا و یارانش گفتگو کنند. میرزا هم یکی دو نفر از نزدیکان خود را برای ملاقات و مذاکره با آنان به لنکران فرستاد. آنان پیشنهاد داده بودند که آمادگی دارند به ایران آمده، با کمک هم بر ضد انگلیس قیام کنند. با اینکه میرزا به آنان فهمانده بود که حق ورود به خاک گیلان را ندارند، مع هذا در اردیبهشت ماه ۱۲۹۲ شمسی ارتش سرخ با کشتی های جنگی و دو هزار نفر وارد انزلی شدند. میرزا پس از مشورت با دوستان و مشاورانش تصمیم گرفت روان بندر انزلی شده با آنان مذاکره نماید.

سردار جنگل در میان استقبال شدید اهالی بندر انزلی وارد این شهر شد. تعدادی از زعمای جنگل همراه میرزا بودند. چند نفری از نمایندگان ارتش سرخ خواهان ملاقات با میرزا کوچک خان شدند. میرزا هم بی میل نبود تا از خواست آنان اطلاع دقیق حاصل کند. در جلس اول آنان سخنانی گفتند و پیشنهاداتی به میرزا دادند. مبنی بر این که او هم سیاستی مانند بلشویک ها را در پیش بگیرد. میرزا از این پیشنهاد آشفته شد و با آنان گفت مردم ایران مسلمانند و تعصب دارند، در هیچ صورت افکار آنان را نخواهند پذیرفت…… در جلس روز بعد کمیسر عالی قفقاز و فرماند ارتش سرخ وارد جلسه شد و به دوستان خود گفت که حق با میرزا است. از طرف دیگر بعضی از همراهان کج اندیش میرزا به او پیشنهاد دادند برای اینکه از کمک نیروهای سرخ برای پیشرفت اهداف خود سود جسته و در مقابل دسیسه های انگلیسی ها و دولتیان به قدرت خود بیفزایند، بد نخواهد بود اگر از توان انقلابی نیروهای ارتش سرخ بهره بده شود. نتیجتا میرزا را متقاعد می کنند که تعدادی از شروط آنان را بپذیرد. چند شرط مانند عدم پذیرش اصول کمونیسم، تاسیس حکومت جمهوری انقلابی موقت، عدم مداخل شوروی ها در ایران و سپردن مقدرات انقلاب به دست مردم جزو مذاکرات اولیه بود که طرف ایرانی اصرار به پیروی از آن داشت. توافقی بین طرفین صورت گرفت و بر روی کاغذ نقل شد. در این حالت قائده نهضت جنگل با قبول یک «چرخش ظریف سیاسی» که تبعا ناشی از بعضی اشتباهات بود پذیرفت که به طریق دلخواه با آنان همکاری داشته باشد.

میرزا دو سه روز بعد به رشت مراجعت کرد و مورد استقبال چشمگیر مردم واقع شد. از رشت به فومنات رفت و در قصب«کما» کنگره ای را تشکیل داد. جنگلیان در این کنگره روش اجتماعیون و اصول سوسیالیزم را پذریرفتند. میرزا رسما اعلام کدر «حکومت موقت جمهوری هم اقوام بشر را یکی دانسته، تساوی حقوق دربار آنان را قائل و حفظ شعائر اسلامی را فرایض می داند». سرانجام چند روز بعد، اولین جمهوری با همکاری حزب اعتدالیون باکو که از ایرانیان مقیم باکو بوجود آمده بود مشخصا به ورش سوسیالیسم تشکلی شد که در رأس آن جمهوری، میرزا کوچک خان جنگلی به عنوان صدر شورای کمیت انقلاب قرار گرفت. (اسمامی در کتب جنگل آمده است). عده ای هم در مسئولیتهای مختلف اداری و فرهنگی و نظامی گمارده شدند. میرزا با هدف سرنگونی انگلیسی ها و رهایی از یوغ دولت جبار و خائن تن به این کار داد که به عقید بعضی ها از نکات منفی این حرکت انقلابی بود. بعدها شخصیت هایی مانند احسان الله خان دوستدار، خالوقربان و حیدر خان عمو اوغلوکه به جرگ جنگلیان و نهضت جنگل پیوستند که هریک را باید در مقول جداگانه بازگفت و نوشت.

میرزا کوچک خان قائد نهضت جنگل بلافاصله در اعلامیه ای نوشت(ارتش سرخ و عموم اهالی باید عادت مملکتی و شعائر دینی را مراعات نموده، مرتکب منهیات نشوند. در صورت ارتکاب مجازات خواهند شد». میرزا خیلی زود درک کرد که عده ای دست اندرکارند تا این جمهوری جدید را به ریسمان سرخ بلشویکی وصل کنند. مدتی گذشت، چون خیانت بعضی از سران جمهوری به تدریج آشکار شد، میرزا از این جریانات خشمگین شد و به عنوان اعتراض با تنی چند از یاران صمیمی خود به جنگل پناه می برد و بدین وسیله اعتراض خوش را ابراز داشت. البته اعلامیه ای می دهد و دلایل اعتراض و نارضایتی خود را دقیقا می نویسد(این اعلامی مفصل که بسیار گویا و اثر گذار بود در کتاب های جنگل نقل شده است). سکوت و نزوا و کناره گیری را ترجیح می دهد.

در این هنگام و در حالی که میرزا در گوش نزوا بود، اعتراض نام دیگری برای نریمانف، صدر شورای جمهوری قفقاز فرستاد و از خلف وعد بعضی وابستگان به آنان گله گذاری کرد. پس از آن تنی چند از فراد خائن و وابسته به شوروی در غیاب میرزا دست به کودتا زدند و کابین دیگری تشکیل دادند با نام«هیئت دولت کودتا» و احسان الله خان دوستدار را به عنوان سرکمیسر در صدر قرار دادند. خالو قربان کمیت جنگ، پیشه وری کمیت کشور، ابوکف فرماند قوا در کابنی قرار می گیرند. طربیعتا دو دستگی و نفاق واقعی دیگری در روند نهضت جنگل پدیدی آمد احسان الله خان دست به تحرکاتی زده و به قصد تسخیر پایتخت ابتدا با کمک قوای ارتش سرخ، رشت را تصرف نمود. حتی قوایی را جهت تصرف مازندران گسیل نمود، که میرزا متوجه شده، یکی از یاران خود، سیف الله خان درویس را با عده ای به سوی مازندران حرکت داده، قوا را عودت می دهد. دولت کودتا هم در انجا وظایف و حفظ موقعیت به دست آمده ناتوان بود.

در اواسط سال ۱۲۹۹ شمسی احسان الله خان و خالو قربان نامه ای برای میرزا نوشته و به جنگل، همانجایی که میرزا گوشه گرفته بود می فرستند و پیشنهاد آشتی می دهند. میرزا کوچک خان هم با در نظر گرفتن مصالح نهضت و جوانب کار و اینکه نهضت رو به سستی و ضعف نهاده بود، طی نامه ای ملامت آمیز در جواب آنان می پذیرد که کماکان و مشترکا به همکاری خود ادامه دهند و. افراد مذکور به اضافه حیدر خان عمو اوغلی که به تازکی به این جمع ملحق شده بود به دیدار میرزا می شتابند و به تفاهم می رسند که به همکاری خود ادام

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *