توضیحات
فایل پاورپوینت کامل گروه های کلیدی در نهضت مشروطه و ملی شدن نفت؛ انتخابی هوشمند برای ارائههای حرفهای
با پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل گروه های کلیدی در نهضت مشروطه و ملی شدن نفت، محتوای خود را در قالب 103 اسلاید استاندارد و جذاب ارائه دهید و در نگاه اول تاثیرگذار باشید.
چرا باید از پاورپوینت استفاده کنید؟
- چیدمان دقیق و کاربرپسند: فایل پاورپوینت کامل گروه های کلیدی در نهضت مشروطه و ملی شدن نفت با طراحی ساختاریافته و اصولی، مخاطب را بهخوبی درگیر محتوا میکند.
- صرفهجویی در زمان: تمامی اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل گروه های کلیدی در نهضت مشروطه و ملی شدن نفت آمادهی استفاده هستند؛ بدون نیاز به هیچگونه ویرایش.
- نمایش با وضوح بالا: کیفیت طراحی در فایل پاورپوینت کامل گروه های کلیدی در نهضت مشروطه و ملی شدن نفت بهگونهای است که در هر صفحهنمایشی عالی بهنظر میرسد.
هشدار: استفاده از نسخههای ناقص فایل پاورپوینت کامل گروه های کلیدی در نهضت مشروطه و ملی شدن نفت ممکن است باعث بروز اختلال در نمایش یا افت کیفیت شود. تنها نسخه اصلی فایل پاورپوینت کامل گروه های کلیدی در نهضت مشروطه و ملی شدن نفت، کیفیت تضمینشده دارد.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل گروه های کلیدی در نهضت مشروطه و ملی شدن نفت :
تاریخ دریافت: ۱۰/ ۹/ ۸۰
تاریخ تأیید: ۱۳/ ۱۰/ ۸۰
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش طبقات متوسط سنتی و جدید و میزان تأثیرگذاری آنها، در مقایسه با سایر عوامل، در شکل گیری جنبش مشروطیت و ملی شدن نفت است. در سطح گروه ها می توان از چهار گروه کلیدی روحانیان، روشنفکران، بازاریان و کارگران بحث کرد و در سطح ماهیتِ این دو جنبش، می توان ویژگی های مشترک آنها یعنی ضد استبدادی، ضد استعماری و شهری بودن را ملاحظه کرد.
واژه های کلیدی: گروه ها، طبقه متوسط، استبداد، استعمار، مشروطیت، ملی شدن نفت.
مقدمه
این مقاله به بررسی اجمالی دو جنبش اجتماعی مهم ایران نهضت مشروطیت و ملی شدن نفت و نقش گروه های کلیدی در آنها می پردازد.
در مورد نهضت یا جنبش مشروطیت باید گفت که نقطه اوج آن امضای اولین قانون اساسی در ایران توسط مظفرالدین شاه قاجار (در نهم دیماه ۱۲۸۵ مطابق با سی ام دسامبر ۱۹۰۶) است. این نهضت حرکتی اجتماعی، مردمی، شهری و با شرکت طبقات متعدد جامعه بود و در آن عواملی چون تأثیر کم و بیش غرب در گروه ها و طبقات، پیچیدگی درونی ساختار اجتماعی و دولت و فشار خارجی از ناحیه دو قدرت روسیه و انگلیس نقش داشتند. در این میان، دو گروه روحانیت و روشنفکران در پیشبرد نهضت مشروطیت دارای نقش برجسته ای بودند و به دنبال آنان، طبقات اجتماعی مؤثری مانند بازرگانان و مغازه داران، صنعتگران و حرفه های گوناگون و کارگران قرار داشتند.(۲) نهضت مشروطیت سرانجام به دلیل بروز اختلاف در میان رهبران آن و دخالت خارجی با شکست مواجه شد.
دومین تندباد دگرگونی اجتماعی در ایران، نهضت ملی شدن نفت است. در این دوره نیروهای ملی و مذهبی شامل روشنفکران و روحانیت واحزاب سیاسی نقش عمده ای داشتند و سایر طبقات اجتماعی مانند بازاریان، دانشجویان و کارگران نیز حضور داشتند. این نهضت نیز حرکتی مردمی و برخاسته از جامعه شهری بود. با نگاهی به نقش نیروهای سیاسی داخلی و خارجی در دوران نهضت ملی شدن نفت می توان گفت که چهار عامل زیر نقش مؤثری داشتند: حزب توده و اتحاد جماهیر شوروی ؛ شاه، انگلیس و آمریکا ؛ احزاب سیاسی و از جمله جبهه ملی به رهبری دکتر مصدق ؛ گروه های اسلامی و آیه الله کاشانی. (۳) این نهضت همانند مشروطیت به دلیل بروز اختلاف بین رهبران آن و دخالت خارجی ناکام ماند.
متغیرهای دخیل در دو نهضت مشروطه و ملی شدن نفت و ویژگی های آن دو
مهم ترین ویژگی های جنبش های اجتماعی در جریان مشروطیت و ملی شدن نفت را می توان به صورت زیر بیان کرد:
۱ – ضد استبداد داخلی و استعمار خارجی بودند؛ بدین معنا که منشأ و خاستگاه هر دو مورد ناشی از اعتراض ملت ایران و گروه های کلیدی به استبداد داخلی و یا استعمار خارجی روسیه و انگلیس بوده است.
۲ – پدیده ای شهری بودند: در هر دو مورد قیام توده های شهری کارساز بوده است ؛ بدین معنا که طبقات شهری مانند صنعتگران، بازاریان، کارگران، علما و طلاب علوم دینی و روشنفکران و سایر اقشار در شهرهای بزرگ به ویژه تهران نقش تعیین کننده داشتند.به طور کلی با توجه به آرایش نیروهای سیاسی موجود در این دو جنبش می توان گفت که رهبری و صفوف هواداران این جنبش ها تقریبا همگی به قشرهای شهری تعلق داشتند؛ از سوی دیگر، هدف های مورد نظر در این جنبش ها نه به گونه ای مشخص بیانگر منافع روستاییان بود و نه آنها به طور مستقل مشارکت داشتند. مضافا آن که هیچ گاه خواست عدالت اجتماعی و اقتصادی بیشتر برای دهقانان مطرح نشد. البته استثنائاتی در این میان وجود داشته است؛ اما به عنوان طبقات اجتماعی و گروه های حرفه ای، این اقشار شهری بودند که مدافع انقلاب و جنبش بوده اند، زیرا پیروزی جنبش های فوق قانون، حقوق سیاسی و امنیت فردی بیشتری را به مردم نوید می داد و اینها به خودی خود ضمانت های اقتصادی، و در نتیجه قدرت سیاسی بیشتری، برای مالکیت خصوصی و اقشار شهری فراهم می کرد. علاوه بر این، این جنبش ها آزادی فزون تر و جامعه ای بازتر را وعده می دادند که هم به لحاظ ایدئولوژیک و نیز حرفه ای مورد ستایش نویسندگان، علما و روزنامه نگاران بود. به علاوه این گروه شهری امید داشت که در پی سقوط استبداد، منزلت و آوازه ایران به سرعت افزونی یابد. (۴)
۳ – طبقات متوسط سنتی و جدید ایران نقش زیادی داشتند: در جریان نهضت مشروطیت صف بندی نیروهای اجتماعی به این صورت بود که در یک سو، طبقات متوسط سنتی مانند بازرگانان و روحانیت به همراه طبقات جدید مثل روشنفکران، کارگران و طبقه های حاشیه شهری بودند و در طرف مقابل، سلطنت طلبان شامل درباریان قاجار و وابستگان آنها و طبقات حاشیه شهری قرار داشتند. حامد الگار می گوید: «روحانیت دوره قاجار طی چند نسل بر سر موضوع های گوناگون و از جمله نفوذ بیگانگان در جامعه ایرانی با دولت مخالف بودند». (۵) از جمله روحانیان مطرح در جریان مشروطیت می توان به سید عبدالله بهبهانی، سید محمد صادق طباطبایی، سید جمال الدین اصفهانی، ملک المتکلمین و شیخ فضل الله نوری اشاره کرد.
در دوره ملی شدن نفت نیز این دو طبقه در کنار یکدیگر حضور داشتند و دکتر مصدق رهبر گروه طبقه متوسط جدید و آیه الله کاشانی نماینده طبقات سنتی بودند، اگر چه در این دوره روحانیت در مقایسه با زمان مشروطیت از انسجام و یکپارچگی لازم برخوردار نبودند. آبراهامیان معتقد است در دوران ملی شدن نفت و مسائل بعدی مربوط به آن، «اگر چه دو نیروی ناهمگرا یعنی یکی طبقه متوسط و دیگری طبقه متوسط جدید با هم ائتلاف کردند و لیکن در عمل محافظه کاران مذهبی، طرفدار حکومت دینی و گروه دوم نیروهای تجدد گرا و ملی گرا و غیر مذهبی، فن سالار و لیبرال میانه رو بودند».(۶)
فرضیه اصلی ما این است که حضور طبقات متوسط سنتی و جدید بیش از سایر عوامل در شکل گیری دو جنبش مشروطیت و ملی شدن نفت در ایران نقش داشته است.
طبقه متوسط
مفهوم «طبقه» در جامعه شناسی سیاسی دارای تعابیر گوناگون است. مارکسیست ها طبقه را مفهومی مرکزی تلقی می کنند. مارکس معتقد است ساختار قدرت منبعث از ساختار طبقاتی آن جامعه است و طبقات اجتماعی بر پایه شیوه تولید شکل می گیرند و علم، هنر، مذهب، حکومت و نظایر اینها در قالب طبقات هستند و طبقه ای که مالک ابزار تولید است قدرت را نیز در جامعه در دست دارد و در مقابل طبقه فاقد ابزار تولید صرفا کار می کند و تولیدش را در اختیار صاحب ابزار قرار می دهد و بخشی از آن را برای خودش بر می دارد. مارکسیست ها معتقدند به جز جامعه کمونیستی بقیه جوامع طبقاتی هستند و همه چیز مهر طبقه دارد. از نظر مارکس طبقات علاوه بر حائز شروط طبقه بودن، بایستی هویت طبقاتی و آگاهی آن را کسب کند و طبقه ای که خود آگاه می شود از عهده رسالت تاریخی اش بر می آید. مارکس پیش بینی کرده بود در جریان توسعه سرمایه داری فقط دو طبقه پرولتاریا و بورژوازی باقی می مانند و طبقات میانی و متوسط مانند تولید کنندگان کوچک و استادکاران حرفه ای به تدریج از بین می روند و بخشی از آنان تبدیل به بورژوا می شوند. به هر حال، بحث طبقه متوسط در فرهنگ مارکسیستی به عنوان یک مشکل مطرح است که آیا این افراد طبقه ای جدید هستند یا زایده ای از بورژوازی؟ نئومارکسیست ها آنها را طبقه مستقل نمی دانند.
ماکس وبر بر خلاف مارکس معتقد است علم، مذهب و حکومت می توانند در خیلی موارد نقش مهمی را ایفا کنند و تعیین جایگاه فرد در جامعه مبتنی بر نقش وی در سه پایگاه سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است.
به طور کلی درباره طبقه متوسط جدید دیدگاه های زیر وجود دارد:
۱ – مارکسیست ها معتقد به انکار طبقه متوسط جدید هستند و آن را زایده ای از پرولتاریا یا سرمایه داری می دانند ؛ البته بعدا این طبقه را شبه بورژوازی قلمداد کردند ؛
۲ – عده ای منکر شکل گیری این طبقه نمی شوند و لیکن معتقدند طبقه متوسط جدید وحدت مشترک ندارند و هیچ وقت با هم یکی و متحد نمی شوند؛
۳ – عده ای نیز معتقدند طبقه متوسط جدید تحقق تاریخی یافته است و عملاً در جهان صنعتی وجود دارد و در جهان سوم نیز طبقه ای بالنده و سرنوشت ساز است. تئوری پرداز اصلی این نظریه مانفرد هالپرن آلمانی است. وی بر این اعتقاد است که طبقه متوسط به بورژوازی یعنی اقشاری که در شهرها به کسب و کار اشتغال داشتند، اطلاق می شود. این طبقه شامل سوداگران، مغازه داران، تولیدکنندگان مستقل و تحصیلکردگان مانند حقوق دانان و دانشجویان و اساتید، است.
مفهوم طبقه متوسط جدید از دیدگاه هالپرن مبتنی بر گزاره های ذیل است:
۱ – مفهومی جدیدالولاده است ؛
۲ – اعضایش مرکب از گروه های اجتماعی بوده و همگون نیستند و درون آنها تضاد وجود دارد ؛
۳ – به رغم اختلافات موجود در بین آنها، این طبقه مستقل است ؛
۴ – میان اعضای آن اگر چه ستیز وجود دارد، لیکن با خود آگاهی به کنترل آن می پردازند و با وجود دارا بودن منافع متعارض، همبستگی خود را در داخل حفظ می کنند ؛
۵ – طبقه متوسط جدید دارای دو سطح بالایی و پایینی است. قشر بالایی به نوسازی تمایل دارد و قشر پایینی چنین تمایلی ندارد ؛
۶ – نیروهای انقلابی اعضای طبقه متوسط هستند؛
۷ – در جوامع در حال توسعه اصلی ترین تضاد، تضاد میان طبقه متوسط جدید و طبقه حاکمه است.
هالپرن درباره جوامع خاورمیانه سه گزاره دیگر – علاوه بر مراتب فوق – مطرح می کند: در این کشورها ارتش اصلی ترین قدرت برای ایجاد نظم نوین است ؛ اگر طبقه متوسط در این کشورها با شکست روبه رو شود تأثیر آن بر ملت هایشان خواهد بود و به توسعه خدشه وارد می شود ؛ طبقه متوسط در خاورمیانه در قدرت سهیم است.
طبقه متوسط جدید در ایران
جلال آل احمد از زاویه قشر موسوم به روشنفکر به این موضوع پرداخته است و می گوید: در زمان مشروطه مردم استنباطشان از منور الفکرها این بود که طبقه مذکور دارای سه خصیصه ذیل هستند: فرنگی مآبی، تظاهر به بی دینی و تحصیلکردگی. از دیدگاه آل احمد روشنفکری مساوی با بیگانه بودن با محیط بومی، بریدن از سنت ها و تقلید بی چون و چرا از جهان بینی علمی است. وی معتقد به دو تعریف حداقل و حداکثر برای روشنفکر است که در تعریف حداقلی وی، روشنفکر به همه کسانی گفته می شود که کار فکری می کنند و در تعریف حداکثری از روشنفکر متعهد نام می برد که در خدمت به محرومان جامعه کمر همت بسته است.
احمد اشرف طبقه متوسط جدید را پذیرفته و این طبقه را محصول نفوذ غرب، گسترش آموزش و پرورش و رشد بوروکراسی می داند. در الگوی اشرف طبقه متوسط به شرح زیر است:
از دیدگاه اشرف، طبقه متوسط جدید دو ویژگی دارد:
۱ – این طبقه در دهه های اخیر ایران نقش مهمی در رهبری جنبش ها داشته است؛
۲ – اعضای این طبقه عمدتا دارای ایدئولوژی ملی گرایی و چپ بوده اند.
روابط حاکم بر اعضای طبقه جدید با هیأت حاکمه پهلوی به سه قسمت ذیل بوده است:
اولاً، عده ای دچار انفعال شده و با دستگاه همکاری می کردند؛
ثانیا، عده ای فرصت طلبانه به دستگاه هیأت حاکمه وارد شده و به آن کمک می کردند؛
ثالثا، منتقدان رژیم که جایشان در جای مخالفان (اپوزیسیون) بود.
جیمز.آ.بیل – تحلیلگر آمریکایی که چند سال در ایران زندگی کرده است – در تعریف طبقه جدید از چارچوب های هالپرن استفاده کرده و برای طبقه متوسط جدید در دوران پهلوی، پنج خصوصیت ذکر می کند:
۱ – مناسبات سنتی قدرت را نمی پذیرند؛
۲ – دارای تحصیلات عالی بوده و یا در مراحل کسب آن قرار دارند؛
۳ – قدرت آنها از فنونی شامل می شود که از تحصیلات رسمی کسب کرده اند ؛
۴ – با فلسفه غرب آشنایی دارند؛
۵ – با جزم گرایی دینی مخالفت دارند.
۱. دوره مشروطیت
الف) وضعیت طبقه متوسط (سنتی و جدید): آبراهامیان درباره طبقه متوسط سنتی و روشنفکران به عنوان نماینده طبقه متوسط جدید در دوران قاجار می نویسد:
اگر چه طبقه متوسط سنتی در ابتدا هویتی اجتماعی – اقتصادی داشته و نیروی سیاسی فراگیر به حساب نمی آمد، ولیکن از اوایل قرن بیستم به بعد این طبقه به صورت نیرویی گسترده و فراگیری در آمد و برای نخستین بار به شخصیت مشترک سیاسی خود آگاهی یافت. از سوی دیگر، روشنفکران یا منورالفکرهای ایرانی به عنوان نمایندگان طبقه متوسط جدید در توصیف خود نوشتند: آرای اندیشمندان غربی به آنها آموخته است تاریخ نه آن طور که روحانیون مسلمان ایرانی معتقد بودند، نمایش اراده خداوند است و نه آن طور که وقایع نگاران معتقدند ظهور و سقوط سلسله هاست، بلکه بیشتر سیر مداوم پیشرفت بشر است. همچنین غرب آنها را اقناع کرده بود که پیشرفت انسان لازم و قابل حصول می باشد، مشروط به آن که سه زنجیر استبداد سلطنتی، تعصب روحانیت و امپریالیسم بیگانه را بگسلند. آنان استبداد را دشمن آزادی، برابری و برادری و تعصب روحانیت را مخالف طبیعی تفکر علمی و عقلایی و امپریالیسم را استثمار کننده سیری ناپذیر کشورهای کوچکی چون ایران می دانستند. روشنفکران بدین سان مشروطیت، دنیویت و ناسیونالیسم را سه وسیله حیاتی برای توفیق در ایجاد ایرانی نوین، نیرومند و پیشرفته می دانستند. آنها معتقد بودند مشروطیت قدرت ارتجاعی سلطنت را از بین می برد، دنیویت نفوذ سنتی روحانیت را زایل می سازد و ناسیونالیسم چنگال های استثمارگر امپریالیست ها را قطع می کند. اگر چه موارد فوق متوجه یک هدف بود، ولی غالبا تغییری موقت در تاکتیک های فوری ایجاد می کرد و روشنفکران گاهی با شاه برضد روحانیت، زمانی با شاه علیه قدرت های استعماری و گاه برای مثال در دوران مشروطه با روحانیت هم بر ضد شاه و هم بر ضد قدرت های استعماری متحد می شدند. (۷)
همان طور که پیشتر گفته شد، نهضت مشروطیت حرکتی اجتماعی، مردمی، دموکراتیک، توده ای و شهری بود و در آن طبقات متعدد جامعه حضور داشتند و عوامل کلیدی دست اندر کار آن عبارت بودند از: تأثیر کم و بیش غرب به گروه ها و طبقات، پیچیدگی درونی ساختار اجتماعی و دولت و فشار خارجی از ناحیه دو قدرت عمده روسیه و انگلیس. در این میان دو گروه کلیدی یعنی روحانیت و روشنفکران متجدد در پیشبرد نهضت مشروطیت دارای نقش برجسته بودند و به دنبال آنان طبقات اجتماعی مؤثری مانند بازرگانان و مغازه داران، صنعتگران و صاحبان حرفه های گوناگون و کارگران قرار داشتند. اگر چه دهقانان به صورت سازمان یافته در نهضت مشروطیت حضور نداشتند، ولی بعضا و به صورت انفرادی مشارکت داشتند.(۸)
ب) علل عمده نهضت مشروطیت: دو مؤلفه استبداد سلسله قاجار و دخالت قدرت های خارجی عوامل اساسی نهضت مشروطه هستند که از جمله مصادیق آن می توان به موارد زیر اشاره کرد:
۱ – زورگویی و اخاذی حکومت و حکام ایالت ها ؛
۲ – سفرهای پر هزینه و تجملی شاه و همرهانش به فرنگ و نیاز به استقراض جهت تأمین این سفرها ؛
۳ – ناآرامی شهرها بر اثر افزایش بی رویه قیمت نان؛
۴ – بر کناری امین السلطان و روی کارآمدن عین الدوله ؛
۵ – بحران اقتصادی و بیکاری ؛
۶ – وضع مقررات گمرکی به نفع تجار روسی و سپردن گمرک ایران به مسیونوز بلژیکی و توهین وی به روحانیت ؛
۷ – شکست روسیه از ژاپن در سال ۱۹۰۵، به عبارتی پیروزی مشروطه آسیایی ژاپن علیه ابر قدرت آن روز ؛
۸ – تاکتیک انگلیس در اتحاد با گروه هایی از مردم ایران برای مبارزه با روسیه و کاهش نفوذ آن کشور در ایران ؛
۹ – انگلیس از فرمول مشروطه سلطنتی به سبک این کشور در ایران حمایت می کرد تا اعتماد مشروطه طلبان را جلب نماید ؛ این در حالی بود که مطامع امپریالیستی انگلیس در ایران کمتر از روسیه نبود.
علاوه بر عوامل فوق، از تاریخ ششم اردیبهشت ۱۲۸۴، حوادثی در تهران روی داد که روند نهضت مشروطیت را تشدید کرد ؛ برای نمونه می توان به اعتصاب دویست بازرگان جهت یک رشته اصلاحات توسط دولت تنبیه علنی دو تن از تجار سرشناس قند و شکر، اعتراض و به بست نشستن دو هزار روحانی در حرم عبدالعظیم و در خواست ب
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.