تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

بهترین فرصت برای دریافت فایل فایل ورد کامل پاورپوینت بررسی ابعاد فرهنگی و سیاسی جهانی شدن و پیامدهای آن همراه با یک هدیه ویژه!

یک پیشنهاد جذاب که نباید از دست بدهید!

اگر به دنبال یک فایل حرفه‌ای و استاندارد هستید، ما فایل فایل ورد کامل پاورپوینت بررسی ابعاد فرهنگی و سیاسی جهانی شدن و پیامدهای آن را با محتوایی کامل و ساختاری منظم در اختیار شما قرار می‌دهیم. به‌علاوه، یک پاورپوینت رایگان نیز به‌عنوان هدیه ویژه دریافت خواهید کرد!

فایل ورد کامل پاورپوینت بررسی ابعاد فرهنگی و سیاسی جهانی شدن و پیامدهای آن شامل 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است

شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.

لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.

توجه : در صورت  مشاهده  بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت بررسی ابعاد فرهنگی و سیاسی جهانی شدن و پیامدهای آن،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت بررسی ابعاد فرهنگی و سیاسی جهانی شدن و پیامدهای آن :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

در گفت وگو با
پرفسور سیدحمید مولانا و دکتر عاملی

هر روز شاهد رواج مفاهیم، واژگان و اصطلاحات جدید غربی با بار معنایی
خاص خود در جامعه اسلامی هستیم. این مفاهیم متأسفانه بدون پالایش و بدون گزینش
معادل سازی مناسب، وارد ادبیات و زبان فارسی ما می شود و عده ای نیز عالما و عامدا
اقدام به ترویج مفاهیم مبهم و چند پهلو می کنند. از جمله این مفاهیم، مفهوم جهانی
شدن و جهانی سازی در عرصه ها و حوزه های گوناگون است

.

نشریه معرفت با توجه به رسالت خویش، هر از چند گاهی برخی از این واژگان
و مفاهیم را مورد بررسی عالمانه و کارشناسانه قرار می دهد. در این شماره، ابعاد
فرهنگی و سیاسی مفهوم جهانی شدن و پیامدهای آن رابا حضور پرفسور مولانا و دکتر
عاملی پی می گیریم.معرفت

معرفت: جناب آقای
دکتر عاملی! به نظر شما معنا و مفهوم جهانی شدن چیست و چه تفاوتی با نظم نوین
جهانی یا بین المللی تمدن دارد؟ و آیا می توان برای این فرایند دوره های مختلفی در
نظر گرفت؟

دکتر عاملی: به نظر می رسد در مقوله جهانی شدن خلط مبحث های بسیار و
بدفهمی های زیادی صورت گرفته است

.

بخشی از این مسأله برمی گردد به این که
مقوله جهانی شدن مقوله جدیدی است. شاید از سال ۱۹۸۵ به این طرف بحث جهانی شدن به
عنوان یک بحث جدّی مطرح شده و در جامعه ما نیز در این دهه اخیر به این موضوع کم و
بیش پرداخته می شود. از این رو، نو بودن موضوع، دلیل عمده ای برای خلط مبحث هایی
است که پیرامون مفهوم جهانی شدن وجود دارد. دلیل دیگر این است که بحث جهانی شدن
تقریبا همزمان با طرح نظریه نظم نوین جهانی مطرح شد که در واقع، بوشِ پدر این بحث
را وارد گفتمان های سیاسی کرد. بسیاری از دوستانی که به نقد مقوله جهانی شدن می پردازند
این دو مقوله را یکی می پندارند و فکر می کنند که جهانی شدن همان نظریه نظم نوین
جهانی و یا نظریه ای موازی با آن است

.

چون پیرامون جهانی شدن خلط مبحث زیاد است نخست باید بگوییم جهانی شدن
چه چیزهایی را در برنمی گیرد و سپس به این موضوع بپردازیم که جهانی شدن شامل چه
چیزهایی است؟

به نظر می رسد جهانی شدن به معنای یکی شدن فرهنگ های جهان و مسلط شدن
یک فرهنگ واحد در همه جهان نیست. حتی کسانی که هِلپ از آن ها تعبیر به طرفداران
افراطی جهانی شدن می کند نیز چنین ادعایی را ندارند که یک فرهنگ واحد همه دنیا را
در برخواهد گرفت. اساسا جهانی شدن تنوع فرهنگی تولید می کند تا یکی شدن فرهنگ ها؛
یعنی منشأ به وجود آمدن فرهنگ های گوناگون در یک بستر بومی فرهنگی می شود نه منشأ تسلط
یک فرهنگ واحد بر یک جغرافیا. علاوه بر آن، هر جامعه ای پشتوانه تاریخی، زمینه های
ملّی و گرایشات و تمایلات ارزشی خود را دارد؛ بر فرض این که یک فرهنگ مرکزی بخواهد
به فرهنگ یک جامعه وارد شود، برایندی که از تعامل فرهنگ بومی و فرهنگ وارداتی به
وجود می آید لزوما یک فرهنگ نخواهد بود، بلکه فرهنگ های متفاوت خواهد بود. از
این رو، اگر به این مقوله از دیدگاه جامعه شناختی نیز نگاه کنیم، امکان عملی تک فرهنگی
شدن جامعه وجود ندارد. برای مثال، اگر فرهنگ امریکایی وارد کشورهایی نظیر اندونزی،
ایران و پاکستان شود، برایند و محصول این تلاقی فرهنگ ها، لزوما یک فرهنگ امریکایی
نخواهد بود، بلکه فرهنگ های متفاوتی شکل خواهند گرفت

.

جهانی شدن به معنای تک قدرتی شدن دنیا هم نیست؛ چون اساسا لازمه تک
قدرتی شدن دنیا به وجود آمدن یک دولت واحد است، حکومت جهانی واحد تنها در زمان
ظهور حضرت مهدی

(

عج) شکل خواهد گرفت. در حال حاضر با وجود دولت ملت های مختلفی که در
دنیا وجود دارد، امکان عملی تسلط یک حاکمیت سیاسی واحد در دنیا نیست

.

در حوزه اقتصاد هم جهانی شدن به معنای اقتصاد واحد جهانی نیست.
همان طور که بلوک اقتصاد اروپا، بلوک اقتصاد امریکای شمالی و کانادا، بلوک اقتصاد
ژاپن و کشورهای اقماری، که در کنار ژاپن هستند، بلوک های منطقه ای اقتصادی جدّی
هستند که امروز در دنیا وجود دارند و عملیات حوزه بومی خود را انجام می دهند.
همچنین جهانی شدن به معنای بین المللی کردن امور هم نیست. بین المللی شدن، روابطی
تعریف شده بین دولت ها، سازمان ها و مؤسسات است که بر اساس یک پروتکل انجام می شود،
اما در جهانی شدن سخن از یک ارتباط گسترده ای است که همه آحاد جامعه را
دربرمی گیرد. تفاوت دیگری که جهانی شدن با مقوله بین المللی کردن دارد این است که
جهانی شدن عامل زمان و مکان را درمی نوردد؛ یعنی یک ارتباطات همزمان است که مثلاً
به محض ارتباط تلفنی تحقق پیدا می کند. این غیر از مقوله بین المللی کردن است

.

امّا جهانی شدن چیست؟ پیش از ورود به بحث اصلی مناسب است اشاره ای به
دوره بندی جهانی شدن داشته باشم

.

متفکران بسیاری جهانی شدن را دوره بندی کرده اند؛ برای مثال، رولند
آورسُن پنج دوره و کهن و کندی سه دوره برای جهانی شدن قایل شده اند. افراد با
نگاه های مختلف جهانی شدن را دوره بندی کرده اند. شاید یکی از دوره بندی های خوب
برای جهانی شدن این باشد که ما سه دوره برای جهانی شدن قایل شویم: دوره اول را
دوره ظهور امپراتوری های بزرگ مثل امپراتوری روم و امپراتوری ایران و ظهور ادیان
بزرگ همچون اسلام و مسیحیت می دانند؛ چرا که در دوره ظهور امپراتوری های بزرگ، برای
اولین بار یک اراده سیاسی، منطقه وسیعی از دنیا را دربرگرفت و این جنبه شمولیتی که
در مفهوم جهانی شدن وجود دارد در واقع در یک دوره ای اتفاق افتاد. ادیان بزرگ را
هم منشأ جهانی شدن می دانند؛ چرا که آن ها به لحاظ طبیعت و روح پیامشان شباهت بسیاری
با طبیعت جهانی شدن دارند. ادیان بزرگ مرز جغرافیایی، خطاب نژادی و خطاب قومی
ندارند، بلکه خطاب ادیان بزرگ همه مردم عالَم است؛ یعنی در واقع، کلّ کره زمین را
در نظر می گیرند و مورد خطاب خود قرار می دهند. «یا أیّها الناس» در واقع یک خطاب جهانی
است. حتی «یا أیّها الّذین امنوا» نیز اگر چه خطاب خاص تر است؛ یعنی خدای متعال مؤمنان
را مورد خطاب قرار می دهد، امّا باز یک خطاب جهانی است؛ زیرا یک گروه خاصی را در
سراسر جهان مورد خطاب قرار می دهد. بنابراین، آن جنبه فرامرزی، فراملّی، فرافرهنگ
و فراشهروندی بودن در خطابات ادیان بزرگ وجود دارد

.

دوره دوم جهانی شدن به ظهور صنعت در دوره انقلاب صنعتی برمی گردد که در
واقع، دوره تولید توده وار است. همان گونه که صنعت توانایی این را پیدا کرد که یک
لباس و یا یک کفش را در تعداد و اندازه بالا تولید کند، به همان میزان امکان تولید
فرهنگ های توده وار برایش فراهم شد. اگر با نگاه مکتب فرانکفورت به مقوله جهانی
شدن بنگریم، جهانی شدن مقوله ای است که بستر تولید جهانی را فراهم می کند؛ یعنی
صنعت جهانی، صنعتی است که می تواند محصولات تولیدی خود را در همه دنیا توزیع و به
فروش برساند. ما در دوره مدرنیته با عمومیت پیدا کردن استانداردهای واحد مواجه
هستیم. مثلاً، این که نظام مدرسه ای امروز در همه جای دنیا یکسان است، خود نوعی
گسترش یک مقوله در همه جهان است. این نظام سکولار در واقع در همه جای دنیا توزیع
شده است، عقلانیت نظام مدرنیته در همه جای دنیا توزیع شده است و این توزیع
استانداردهای نظام مدرنیته است که در همه جای جهان فراگیر شده است، اما این مفهوم
با جهانی شدنی به مفهوم امروزی فرق دارد؛ جهانی شدنی که امروز از آن سخن به میان
می آید، به قول آلبرو سخن از یک دوره و عصر جدید است. اگر ما تاریخ را به سه دوره
سنتی، مدرنیته و جهانی شدن، تقسیم کنیم، عده ای معتقدند که امروز ما وارد دوره سوم
شده ایم. مشخصه این دوره چیست؟ این دوره عمدتا محصول صنعت ارتباطات است. آغاز این دوره
را معمولاً به ظهور مورس نسبت می دهند. وقتی مورس انگلیسی دستگاه تلکس را اختراع
کرد، برای اولین بار بشر توانست بدون این که قاصدی پیام را منتقل کند یا خودش حامل
پیام باشد، با اشاره به دکمه هایی پیامش را به مخاطب برساند

.

بنابراین، آغاز جهانی شدن به معنای امروزی به اختراع مورس برمی گردد.
به دنبال آن، تلفن و تلفن های بی سیم اختراع شد و سپس رادیو، تلویزیون، فاکس و
اینترنت. اینترنت صنعتی است که قادر است اطلاعات، اعم از تصویر، متن و صدا را به
صورت همزمان منتقل کند. این صنعت در واقع، فضای دنیا را یکپارچه کرده است. اگر
رونالد رابرسون جهانی شدن را به

(single space)

تعبیر می کند، از همین
منظر است؛ چرا که فضای دنیا یک فضای واحد و مشترکی شده است. این یک دوره بندی از
جهانی شدن بود که به اختصار بیان گردید. اما برای این که بدانیم جهانی شدن چیست،
به نظر من باید دو نوع تقسیم بندی برای آن قایل شد؛ یکی، تقسیم بندی جهانی شدن به
سخت افزار و نرم افزار

.

جهانی شدن به مانند رایانه یک سخت افزار دارد و یک
نرم افزار

.

صنعت ارتباطاتِ همزمان نظیر تلکس، تلفن، فاکس، اینترنت و تلویزیون ها و
خبرگزاری های جهانی و نیز صنعت توریسم مانند آن ها، به منزله سخت افزار جهانی شدن
هستند و این سخت افزار قابل انکار نیست. برخی چنین می پندارند که جهانی شدن یک نظریه
است و از این رو، به انکار آن می پردازند؛ می گویند: جهانی شدن نظریه غلطی است.
حال آن که این سخت افزاری است که قبلاً نبوده، ولی امروزه نزدیک به دو دهه است که
عمومیت پیدا کرده است. برای مثال، تا سال ۱۹۶۵ سه دقیقه مکالمه تلفنی بین المللی
نود دلار هزینه داشت، اما امروز با چند سِنت این تماس حاصل می شود؛ یعنی ارتباطات
به صورت بسیار وسیعی توسعه پیدا کرده است و یا صنعت اینترنت از سال ۱۹۹۰ به این
طرف بسیار عمومیت پیدا کرده است و به یک ابزار عمومی دست کم در حوزه علما،
دانشجویان، اندیشمندان و جامعه روشنفکری تبدیل شده است. این سخت افزارِ جهانی
شدن است. اما نرم افزار جهانی شدن استفاده ای است که از این سخت افزار می شود. یکی
از موارد استفاده آن این است که

(CNN)

به عنوان یک شبکه خبری روی این
سخت افزار قرار می گیرد و با همه دنیا حرف می زند، و یا خبرگزاری های بین المللی
روی این سخت افزار قرار می گیرند و با همه دنیا ارتباط برقرار می کنند، ارتباطات
مردمی از طریق تلفن، اینترنت و مانند آن در سطح دنیا انجام می شود. هِلپ در کتاب

انتقال فرهنگی، اقتصادی و سیاسی” در این زمینه آماری را ارائه داده
است که بسیار جالب توجه می باشد. البته آن قدر آمار بالاست که احساس می کنم یک
اشتباهی در درج آن صورت گرفته است

.

وی می گوید: روزانه ۶۷ میلیارد تماس در
سطح دنیا صورت می گیرد؛ یعنی حدودا ده برابر جمعیت جهان تماس برقرار می شود. این حجم
ارتباط حجم بسیار سنگینی است. من قبلاً مقاله ای را در این زمینه نوشته ام که حدود
سه سال پیش چاپ شده. بعضی از دوستان از همین تقسیم بندی استفاده کرده اند و جهانی
شدن را به یک اعتبار دیگری به جهانی شدن پروسه ای و پروژه ای تقسیم می کنند. جهانی
شدن پروسه ای تابع همین سخت افزار جهانی شدن است؛ چون جهانی شدن پروسه ای در واقع
به یک فرایند و روند نگاه می کند، می گوید: یک سخت افزاری آمده، یک فرایند و یک
رفتار جدیدی را در جامعه به وجود آورده است. در گذشته برای ما از لحاظ ابزاری این
امکان وجود نداشت که وارد کتابخانه کمبریج شویم و همزمان آخرین کتاب هایی را که
وارد کتابخانه شده است ببینیم، اما امروز این امکان وجود دارد. برای ما در گذشته این
امکان نبود که از آخرین مقالاتی که وارد بازار علمی می شود خبر داشته باشیم، اما
امروز می توانیم به هر یک از این پایگاه های اطلاعاتی که روی اینترنت است وارد
شویم و از مطالب آن ها استفاده کنیم. در گذشته امکان اطلاع پیدا کردن از فرهنگ های
دیگر به صورت همزمان وجود نداشت، اما این روند و این سخت افزار این امکان را برای
ما فراهم کرده است که از فرهنگ ها و روندهای دیگر مطلع شویم. وقتی ما نگاه
پروسه ای به جهانی شدن داشته باشیم، می توانیم نگاه پروژه ای را حذف کنیم؛ چون اگر
ما جهانی شدن را فقط به عنوان یک پروژه تحلیل نماییم از مضرّات و منافعی که حول و
حوش حوزه فرایند جهانی شدن وجود دارد غافل می شویم. بنابراین، بسیار مهم است که به
صورت مستقل به آن نگاه کنیم و به صورت مستقل آن را درک نماییم

.

اما جهانی شدن یک پروژه هم است؛ یعنی جریان هایی در دنیا تلاش کردند که
این پروژه را اجرا کنند. سال ۱۹۹۲ در کمپ انتخاباتی آقای کلینتون، الگور که رئیس
ستاد انتخاباتی کلینتون بود، نطق هایی ایراد کرد که بعدها در کتابی به نام «توازن
زمین

»

چاپ گردید. الگور در آن سخنرانی ها این مطلب را بیان کرد که تخریب محیط
زیست در هر نقطه دنیا، تخریب محیط زیست امریکا محسوب می شود، از این رو، ما به
عنوان دولت امریکا نمی توانیم نسبت به تخریب محیط زیست در دنیا بی تفاوت بمانیم.
این یک شعار کاملاً حقوق بشری است که یک عقلانیتی هم پشت آن خوابیده است.
امریکایی ها دقیقا از همین منطق و عقلانیت استفاده کرده اند و این نظریه را مطرح
نموده اند که ما برای حفظ محیط زیست ناگزیریم دنیا را اداره کنیم! معنای این سخن الگور،
که بعدها کلینتون هم روی آن بسیاری از آموزه های سیاسی خود را بنیان نهاد، توسعه
حاکمیت سیاسی امریکا نیست، بلکه معنایش توسعه سیاسی جغرافیای امریکاست. این در
واقع، همان تفکر سیاسی امریکاست که امروز در قالب پیام «شما با ما هستید یا بر
علیه ما» در نگاه سیاسی بوش تجلی یافته است

.

این نگاه پروژه ای به جهانی شدن است. امریکایی کردن و غربی کردن دنیا
در همین نگاه پروژه ای جهانی شدن است که مورد مطالعه قرار می گیرد. البته این فقط
صنعت و اقتصاد نیست که این پروژه را پیش می برد، به قول فیدرسدن امروز بیش از هر
زمان دیگر، فرهنگ مورد توجه قرار گرفته است. اگر کالای اقتصادی بخواهد مصرف شود
پیش از مصرف اقتصادی باید مصرف فرهنگی شود. تعبیر زیبایی که فیدرسون دارد این است:
اگر صحبت از کوکاکولایی کردن دنیا شده است، منظور این نیست که فقط یک عده ای بروند
کوکاکولا بنوشند، این نوشیدن کوکاکولا یک مصرف غذایی دارد و یک مصرف فرهنگی.
این که می گویم این حوزه ها صرفا اقتصادی نیست دلیل دارد. شما ببینید تولیدات اقتصادی
ژاپنی ها در کشور ما بیش تر از تولیدات امریکایی ها به چشم می خورد ممکن است
صنایع مادر ما همچون صنعت هواپیمایی یا صنعت نظامی بیش تر امریکایی باشد تا ژاپنی،
اما آن صنعتی که در فرهنگ توده وار ما وجود دارد بیش تر ژاپنی است تا امریکایی.
امّا هیچ گاه ژاپنی کردن فرهنگ ایران اتفاق نیفتاده و در هیچ جای دنیا هم اتفاق
نیفتاده است، ولی امریکایی کردن فرهنگ ها به عنوان یک مقوله جدی مطرح است؛ چرا که امریکایی
فقط روی اقتصاد تأکید نکردند، آن ها پازلی را درست کردند که در آن مقوله های مختلف
را دیده بودند. به قول پرفسور لُل روی یک فرهنگ برتری کار کردند که بر یک کار
حرفه ای تکیه داشت و در آن کار حرفه ای به همه سلایق و ذائقه های فرهنگی جوامع
توجه کرده بودند. دو نوع نفوذ در میان فرهنگ ها وجود دارد

:

یک، نفوذی که متکی بر
مطالعه بومی است؛ دو، نفوذی که تولید فرهنگ برتر می کند. مطالعه بومی به دنبال این
است که چه سلیقه های خاصی مثلاً در فرهنگ ایرانی است تا از آن منفذ وارد شود،
امّا نگاه فرهنگ برتر این است که چیزی تولید شود که همه ذائقه ها بپسندد

.

بین جهانی شدن به معنای امروزی آن و جهانی شدن به معنایی که در دوره
مدرنیته وجود داشت، یک تفاوت اساسی وجود دارد. این تفاوت را منوئل کستلز این گونه
بیان می دارد: دو قرن طول کشید تا هنجارهای دوره مدرنیته به دنیا تحمیل شود، امّا آموزه های
دوره جهانی شدن ظرف دو دهه در دنیا فراگیر شده است

.

دموکراسی کردن دنیا
مقوله ای بود که قبلاً هم اتفاق می افتاد، اما در این دو سه دهه اخیر این روند
چندین برابر شده است؛ چون این ابزار به میدان آمده و در میان فرهنگ ها، همسایگی به
وجود آورده است

.

نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که جهانی شدن به این معنا نیست
که یک فرایندی می آید و همه کره زمین را پر می کن صفحه محتوای کاملاً استاندارد است که بر اساس اصول علمی و دانشگاهی تدوین شده است. تمامی اطلاعات با دقت تنظیم شده و آماده استفاده برای پروژه‌های تحقیقاتی و علمی می‌باشد.

با دریافت این مجموعه، دیگر نیازی به صرف وقت برای تنظیم و ویرایش نخواهید داشت. ساختار منظم و حرفه‌ای فایل فایل ورد کامل پاورپوینت بررسی ابعاد فرهنگی و سیاسی جهانی شدن و پیامدهای آن کار شما را ساده‌تر کرده و ارائه مطالب را آسان‌تر می‌سازد. همچنین، پاورپوینت هدیه‌ای که همراه فایل ورد کامل پاورپوینت بررسی ابعاد فرهنگی و سیاسی جهانی شدن و پیامدهای آن دریافت می‌کنید، یک ابزار ایده‌آل برای ارائه‌های دانشگاهی و حرفه‌ای خواهد بود.

تمامی محتوا به‌روزرسانی شده و مطابق با استانداردهای آموزشی تهیه شده است. علاوه بر این، فایل ورد کامل پاورپوینت بررسی ابعاد فرهنگی و سیاسی جهانی شدن و پیامدهای آن کاملاً ویرایش‌پذیر بوده و می‌توانید آن‌ها را بر اساس نیاز خود شخصی‌سازی کنید.

کیفیت این مجموعه تضمین‌شده است و در صورت بروز هرگونه مشکل، تیم پشتیبانی آماده پاسخگویی خواهد بود. پس این فرصت استثنایی را از دست ندهید و همین حالا فایل فایل ورد کامل پاورپوینت بررسی ابعاد فرهنگی و سیاسی جهانی شدن و پیامدهای آن را دریافت کنید!


بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت بررسی ابعاد فرهنگی و سیاسی جهانی شدن و پیامدهای آن :

Normal
۰

false
false
false

EN-US
X-NONE
AR-SA

MicrosoftInternetExplorer4

/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}

در گفت وگو با
پرفسور سیدحمید مولانا و دکتر عاملی

هر روز شاهد رواج مفاهیم، واژگان و اصطلاحات جدید غربی با بار معنایی
خاص خود در جامعه اسلامی هستیم. این مفاهیم متأسفانه بدون پالایش و بدون گزینش
معادل سازی مناسب، وارد ادبیات و زبان فارسی ما می شود و عده ای نیز عالما و عامدا
اقدام به ترویج مفاهیم مبهم و چند پهلو می کنند. از جمله این مفاهیم، مفهوم جهانی
شدن و جهانی سازی در عرصه ها و حوزه های گوناگون است

.

نشریه معرفت با توجه به رسالت خویش، هر از چند گاهی برخی از این واژگان
و مفاهیم را مورد بررسی عالمانه و کارشناسانه قرار می دهد. در این شماره، ابعاد
فرهنگی و سیاسی مفهوم جهانی شدن و پیامدهای آن رابا حضور پرفسور مولانا و دکتر
عاملی پی می گیریم.معرفت

معرفت: جناب آقای
دکتر عاملی! به نظر شما معنا و مفهوم جهانی شدن چیست و چه تفاوتی با نظم نوین
جهانی یا بین المللی تمدن دارد؟ و آیا می توان برای این فرایند دوره های مختلفی در
نظر گرفت؟

دکتر عاملی: به نظر می رسد در مقوله جهانی شدن خلط مبحث های بسیار و
بدفهمی های زیادی صورت گرفته است

.

بخشی از این مسأله برمی گردد به این که
مقوله جهانی شدن مقوله جدیدی است. شاید از سال ۱۹۸۵ به این طرف بحث جهانی شدن به
عنوان یک بحث جدّی مطرح شده و در جامعه ما نیز در این دهه اخیر به این موضوع کم و
بیش پرداخته می شود. از این رو، نو بودن موضوع، دلیل عمده ای برای خلط مبحث هایی
است که پیرامون مفهوم جهانی شدن وجود دارد. دلیل دیگر این است که بحث جهانی شدن
تقریبا همزمان با طرح نظریه نظم نوین جهانی مطرح شد که در واقع، بوشِ پدر این بحث
را وارد گفتمان های سیاسی کرد. بسیاری از دوستانی که به نقد مقوله جهانی شدن می پردازند
این دو مقوله را یکی می پندارند و فکر می کنند که جهانی شدن همان نظریه نظم نوین
جهانی و یا نظریه ای موازی با آن است

.

چون پیرامون جهانی شدن خلط مبحث زیاد است نخست باید بگوییم جهانی شدن
چه چیزهایی را در برنمی گیرد و سپس به این موضوع بپردازیم که جهانی شدن شامل چه
چیزهایی است؟

به نظر می رسد جهانی شدن به معنای یکی شدن فرهنگ های جهان و مسلط شدن
یک فرهنگ واحد در همه جهان نیست. حتی کسانی که هِلپ از آن ها تعبیر به طرفداران
افراطی جهانی شدن می کند نیز چنین ادعایی را ندارند که یک فرهنگ واحد همه دنیا را
در برخواهد گرفت. اساسا جهانی شدن تنوع فرهنگی تولید می کند تا یکی شدن فرهنگ ها؛
یعنی منشأ به وجود آمدن فرهنگ های گوناگون در یک بستر بومی فرهنگی می شود نه منشأ تسلط
یک فرهنگ واحد بر یک جغرافیا. علاوه بر آن، هر جامعه ای پشتوانه تاریخی، زمینه های
ملّی و گرایشات و تمایلات ارزشی خود را دارد؛ بر فرض این که یک فرهنگ مرکزی بخواهد
به فرهنگ یک جامعه وارد شود، برایندی که از تعامل فرهنگ بومی و فرهنگ وارداتی به
وجود می آید لزوما یک فرهنگ نخواهد بود، بلکه فرهنگ های متفاوت خواهد بود. از
این رو، اگر به این مقوله از دیدگاه جامعه شناختی نیز نگاه کنیم، امکان عملی تک فرهنگی
شدن جامعه وجود ندارد. برای مثال، اگر فرهنگ امریکایی وارد کشورهایی نظیر اندونزی،
ایران و پاکستان شود، برایند و محصول این تلاقی فرهنگ ها، لزوما یک فرهنگ امریکایی
نخواهد بود، بلکه فرهنگ های متفاوتی شکل خواهند گرفت

.

جهانی شدن به معنای تک قدرتی شدن دنیا هم نیست؛ چون اساسا لازمه تک
قدرتی شدن دنیا به وجود آمدن یک دولت واحد است، حکومت جهانی واحد تنها در زمان
ظهور حضرت مهدی

(

عج) شکل خواهد گرفت. در حال حاضر با وجود دولت ملت های مختلفی که در
دنیا وجود دارد، امکان عملی تسلط یک حاکمیت سیاسی واحد در دنیا نیست

.

در حوزه اقتصاد هم جهانی شدن به معنای اقتصاد واحد جهانی نیست.
همان طور که بلوک اقتصاد اروپا، بلوک اقتصاد امریکای شمالی و کانادا، بلوک اقتصاد
ژاپن و کشورهای اقماری، که در کنار ژاپن هستند، بلوک های منطقه ای اقتصادی جدّی
هستند که امروز در دنیا وجود دارند و عملیات حوزه بومی خود را انجام می دهند.
همچنین جهانی شدن به معنای بین المللی کردن امور هم نیست. بین المللی شدن، روابطی
تعریف شده بین دولت ها، سازمان ها و مؤسسات است که بر اساس یک پروتکل انجام می شود،
اما در جهانی شدن سخن از یک ارتباط گسترده ای است که همه آحاد جامعه را
دربرمی گیرد. تفاوت دیگری که جهانی شدن با مقوله بین المللی کردن دارد این است که
جهانی شدن عامل زمان و مکان را درمی نوردد؛ یعنی یک ارتباطات همزمان است که مثلاً
به محض ارتباط تلفنی تحقق پیدا می کند. این غیر از مقوله بین المللی کردن است

.

امّا جهانی شدن چیست؟ پیش از ورود به بحث اصلی مناسب است اشاره ای به
دوره بندی جهانی شدن داشته باشم

.

متفکران بسیاری جهانی شدن را دوره بندی کرده اند؛ برای مثال، رولند
آورسُن پنج دوره و کهن و کندی سه دوره برای جهانی شدن قایل شده اند. افراد با
نگاه های مختلف جهانی شدن را دوره بندی کرده اند. شاید یکی از دوره بندی های خوب
برای جهانی شدن این باشد که ما سه دوره برای جهانی شدن قایل شویم: دوره اول را
دوره ظهور امپراتوری های بزرگ مثل امپراتوری روم و امپراتوری ایران و ظهور ادیان
بزرگ همچون اسلام و مسیحیت می دانند؛ چرا که در دوره ظهور امپراتوری های بزرگ، برای
اولین بار یک اراده سیاسی، منطقه وسیعی از دنیا را دربرگرفت و این جنبه شمولیتی که
در مفهوم جهانی شدن وجود دارد در واقع در یک دوره ای اتفاق افتاد. ادیان بزرگ را
هم منشأ جهانی شدن می دانند؛ چرا که آن ها به لحاظ طبیعت و روح پیامشان شباهت بسیاری
با طبیعت جهانی شدن دارند. ادیان بزرگ مرز جغرافیایی، خطاب نژادی و خطاب قومی
ندارند، بلکه خطاب ادیان بزرگ همه مردم عالَم است؛ یعنی در واقع، کلّ کره زمین را
در نظر می گیرند و مورد خطاب خود قرار می دهند. «یا أیّها الناس» در واقع یک خطاب جهانی
است. حتی «یا أیّها الّذین امنوا» نیز اگر چه خطاب خاص تر است؛ یعنی خدای متعال مؤمنان
را مورد خطاب قرار می دهد، امّا باز یک خطاب جهانی است؛ زیرا یک گروه خاصی را در
سراسر جهان مورد خطاب قرار می دهد. بنابراین، آن جنبه فرامرزی، فراملّی، فرافرهنگ
و فراشهروندی بودن در خطابات ادیان بزرگ وجود دارد

.

دوره دوم جهانی شدن به ظهور صنعت در دوره انقلاب صنعتی برمی گردد که در
واقع، دوره تولید توده وار است. همان گونه که صنعت توانایی این را پیدا کرد که یک
لباس و یا یک کفش را در تعداد و اندازه بالا تولید کند، به همان میزان امکان تولید
فرهنگ های توده وار برایش فراهم شد. اگر با نگاه مکتب فرانکفورت به مقوله جهانی
شدن بنگریم، جهانی شدن مقوله ای است که بستر تولید جهانی را فراهم می کند؛ یعنی
صنعت جهانی، صنعتی است که می تواند محصولات تولیدی خود را در همه دنیا توزیع و به
فروش برساند. ما در دوره مدرنیته با عمومیت پیدا کردن استانداردهای واحد مواجه
هستیم. مثلاً، این که نظام مدرسه ای امروز در همه جای دنیا یکسان است، خود نوعی
گسترش یک مقوله در همه جهان است. این نظام سکولار در واقع در همه جای دنیا توزیع
شده است، عقلانیت نظام مدرنیته در همه جای دنیا توزیع شده است و این توزیع
استانداردهای نظام مدرنیته است که در همه جای جهان فراگیر شده است، اما این مفهوم
با جهانی شدنی به مفهوم امروزی فرق دارد؛ جهانی شدنی که امروز از آن سخن به میان
می آید، به قول آلبرو سخن از یک دوره و عصر جدید است. اگر ما تاریخ را به سه دوره
سنتی، مدرنیته و جهانی شدن، تقسیم کنیم، عده ای معتقدند که امروز ما وارد دوره سوم
شده ایم. مشخصه این دوره چیست؟ این دوره عمدتا محصول صنعت ارتباطات است. آغاز این دوره
را معمولاً به ظهور مورس نسبت می دهند. وقتی مورس انگلیسی دستگاه تلکس را اختراع
کرد، برای اولین بار بشر توانست بدون این که قاصدی پیام را منتقل کند یا خودش حامل
پیام باشد، با اشاره به دکمه هایی پیامش را به مخاطب برساند

.

بنابراین، آغاز جهانی شدن به معنای امروزی به اختراع مورس برمی گردد.
به دنبال آن، تلفن و تلفن های بی سیم اختراع شد و سپس رادیو، تلویزیون، فاکس و
اینترنت. اینترنت صنعتی است که قادر است اطلاعات، اعم از تصویر، متن و صدا را به
صورت همزمان منتقل کند. این صنعت در واقع، فضای دنیا را یکپارچه کرده است. اگر
رونالد رابرسون جهانی شدن را به

(single space)

تعبیر می کند، از همین
منظر است؛ چرا که فضای دنیا یک فضای واحد و مشترکی شده است. این یک دوره بندی از
جهانی شدن بود که به اختصار بیان گردید. اما برای این که بدانیم جهانی شدن چیست،
به نظر من باید دو نوع تقسیم بندی برای آن قایل شد؛ یکی، تقسیم بندی جهانی شدن به
سخت افزار و نرم افزار

.

جهانی شدن به مانند رایانه یک سخت افزار دارد و یک
نرم افزار

.

صنعت ارتباطاتِ همزمان نظیر تلکس، تلفن، فاکس، اینترنت و تلویزیون ها و
خبرگزاری های جهانی و نیز صنعت توریسم مانند آن ها، به منزله سخت افزار جهانی شدن
هستند و این سخت افزار قابل انکار نیست. برخی چنین می پندارند که جهانی شدن یک نظریه
است و از این رو، به انکار آن می پردازند؛ می گویند: جهانی شدن نظریه غلطی است.
حال آن که این سخت افزاری است که قبلاً نبوده، ولی امروزه نزدیک به دو دهه است که
عمومیت پیدا کرده است. برای مثال، تا سال ۱۹۶۵ سه دقیقه مکالمه تلفنی بین المللی
نود دلار هزینه داشت، اما امروز با چند سِنت این تماس حاصل می شود؛ یعنی ارتباطات
به صورت بسیار وسیعی توسعه پیدا کرده است و یا صنعت اینترنت از سال ۱۹۹۰ به این
طرف بسیار عمومیت پیدا کرده است و به یک ابزار عمومی دست کم در حوزه علما،
دانشجویان، اندیشمندان و جامعه روشنفکری تبدیل شده است. این سخت افزارِ جهانی
شدن است. اما نرم افزار جهانی شدن استفاده ای است که از این سخت افزار می شود. یکی
از موارد استفاده آن این است که

(CNN)

به عنوان یک شبکه خبری روی این
سخت افزار قرار می گیرد و با همه دنیا حرف می زند، و یا خبرگزاری های بین المللی
روی این سخت افزار قرار می گیرند و با همه دنیا ارتباط برقرار می کنند، ارتباطات
مردمی از طریق تلفن، اینترنت و مانند آن در سطح دنیا انجام می شود. هِلپ در کتاب

انتقال فرهنگی، اقتصادی و سیاسی” در این زمینه آماری را ارائه داده
است که بسیار جالب توجه می باشد. البته آن قدر آمار بالاست که احساس می کنم یک
اشتباهی در درج آن صورت گرفته است

.

وی می گوید: روزانه ۶۷ میلیارد تماس در
سطح دنیا صورت می گیرد؛ یعنی حدودا ده برابر جمعیت جهان تماس برقرار می شود. این حجم
ارتباط حجم بسیار سنگینی است. من قبلاً مقاله ای را در این زمینه نوشته ام که حدود
سه سال پیش چاپ شده. بعضی از دوستان از همین تقسیم بندی استفاده کرده اند و جهانی
شدن را به یک اعتبار دیگری به جهانی شدن پروسه ای و پروژه ای تقسیم می کنند. جهانی
شدن پروسه ای تابع همین سخت افزار جهانی شدن است؛ چون جهانی شدن پروسه ای در واقع
به یک فرایند و روند نگاه می کند، می گوید: یک سخت افزاری آمده، یک فرایند و یک
رفتار جدیدی را در جامعه به وجود آورده است. در گذشته برای ما از لحاظ ابزاری این
امکان وجود نداشت که وارد کتابخانه کمبریج شویم و همزمان آخرین کتاب هایی را که
وارد کتابخانه شده است ببینیم، اما امروز این امکان وجود دارد. برای ما در گذشته این
امکان نبود که از آخرین مقالاتی که وارد بازار علمی می شود خبر داشته باشیم، اما
امروز می توانیم به هر یک از این پایگاه های اطلاعاتی که روی اینترنت است وارد
شویم و از مطالب آن ها استفاده کنیم. در گذشته امکان اطلاع پیدا کردن از فرهنگ های
دیگر به صورت همزمان وجود نداشت، اما این روند و این سخت افزار این امکان را برای
ما فراهم کرده است که از فرهنگ ها و روندهای دیگر مطلع شویم. وقتی ما نگاه
پروسه ای به جهانی شدن داشته باشیم، می توانیم نگاه پروژه ای را حذف کنیم؛ چون اگر
ما جهانی شدن را فقط به عنوان یک پروژه تحلیل نماییم از مضرّات و منافعی که حول و
حوش حوزه فرایند جهانی شدن وجود دارد غافل می شویم. بنابراین، بسیار مهم است که به
صورت مستقل به آن نگاه کنیم و به صورت مستقل آن را درک نماییم

.

اما جهانی شدن یک پروژه هم است؛ یعنی جریان هایی در دنیا تلاش کردند که
این پروژه را اجرا کنند. سال ۱۹۹۲ در کمپ انتخاباتی آقای کلینتون، الگور که رئیس
ستاد انتخاباتی کلینتون بود، نطق هایی ایراد کرد که بعدها در کتابی به نام «توازن
زمین

»

چاپ گردید. الگور در آن سخنرانی ها این مطلب را بیان کرد که تخریب محیط
زیست در هر نقطه دنیا، تخریب محیط زیست امریکا محسوب می شود، از این رو، ما به
عنوان دولت امریکا نمی توانیم نسبت به تخریب محیط زیست در دنیا بی تفاوت بمانیم.
این یک شعار کاملاً حقوق بشری است که یک عقلانیتی هم پشت آن خوابیده است.
امریکایی ها دقیقا از همین منطق و عقلانیت استفاده کرده اند و این نظریه را مطرح
نموده اند که ما برای حفظ محیط زیست ناگزیریم دنیا را اداره کنیم! معنای این سخن الگور،
که بعدها کلینتون هم روی آن بسیاری از آموزه های سیاسی خود را بنیان نهاد، توسعه
حاکمیت سیاسی امریکا نیست، بلکه معنایش توسعه سیاسی جغرافیای امریکاست. این در
واقع، همان تفکر سیاسی امریکاست که امروز در قالب پیام «شما با ما هستید یا بر
علیه ما» در نگاه سیاسی بوش تجلی یافته است

.

این نگاه پروژه ای به جهانی شدن است. امریکایی کردن و غربی کردن دنیا
در همین نگاه پروژه ای جهانی شدن است که مورد مطالعه قرار می گیرد. البته این فقط
صنعت و اقتصاد نیست که این پروژه را پیش می برد، به قول فیدرسدن امروز بیش از هر
زمان دیگر، فرهنگ مورد توجه قرار گرفته است. اگر کالای اقتصادی بخواهد مصرف شود
پیش از مصرف اقتصادی باید مصرف فرهنگی شود. تعبیر زیبایی که فیدرسون دارد این است:
اگر صحبت از کوکاکولایی کردن دنیا شده است، منظور این نیست که فقط یک عده ای بروند
کوکاکولا بنوشند، این نوشیدن کوکاکولا یک مصرف غذایی دارد و یک مصرف فرهنگی.
این که می گویم این حوزه ها صرفا اقتصادی نیست دلیل دارد. شما ببینید تولیدات اقتصادی
ژاپنی ها در کشور ما بیش تر از تولیدات امریکایی ها به چشم می خورد ممکن است
صنایع مادر ما همچون صنعت هواپیمایی یا صنعت نظامی بیش تر امریکایی باشد تا ژاپنی،
اما آن صنعتی که در فرهنگ توده وار ما وجود دارد بیش تر ژاپنی است تا امریکایی.
امّا هیچ گاه ژاپنی کردن فرهنگ ایران اتفاق نیفتاده و در هیچ جای دنیا هم اتفاق
نیفتاده است، ولی امریکایی کردن فرهنگ ها به عنوان یک مقوله جدی مطرح است؛ چرا که امریکایی
فقط روی اقتصاد تأکید نکردند، آن ها پازلی را درست کردند که در آن مقوله های مختلف
را دیده بودند. به قول پرفسور لُل روی یک فرهنگ برتری کار کردند که بر یک کار
حرفه ای تکیه داشت و در آن کار حرفه ای به همه سلایق و ذائقه های فرهنگی جوامع
توجه کرده بودند. دو نوع نفوذ در میان فرهنگ ها وجود دارد

:

یک، نفوذی که متکی بر
مطالعه بومی است؛ دو، نفوذی که تولید فرهنگ برتر می کند. مطالعه بومی به دنبال این
است که چه سلیقه های خاصی مثلاً در فرهنگ ایرانی است تا از آن منفذ وارد شود،
امّا نگاه فرهنگ برتر این است که چیزی تولید شود که همه ذائقه ها بپسندد

.

بین جهانی شدن به معنای امروزی آن و جهانی شدن به معنایی که در دوره
مدرنیته وجود داشت، یک تفاوت اساسی وجود دارد. این تفاوت را منوئل کستلز این گونه
بیان می دارد: دو قرن طول کشید تا هنجارهای دوره مدرنیته به دنیا تحمیل شود، امّا آموزه های
دوره جهانی شدن ظرف دو دهه در دنیا فراگیر شده است

.

دموکراسی کردن دنیا
مقوله ای بود که قبلاً هم اتفاق می افتاد، اما در این دو سه دهه اخیر این روند
چندین برابر شده است؛ چون این ابزار به میدان آمده و در میان فرهنگ ها، همسایگی به
وجود آورده است

.

نکته ای که باید به آن توجه کرد این است که جهانی شدن به این معنا نیست
که یک فرایندی می آید و همه کره زمین را پر می کند، بلکه ما اساسا جهانی شدن ها
داریم نه جهانی شدن. یکی از جهانی شدن هایی که اتفاق

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *