توضیحات
یه فرصت خاص برای کسایی که به دنبال کیفیت هستن!
مجموعهای کاربردی با یه سورپرایز جذاب
اگر دنبال یه فایل کاربردی و قابل اعتماد هستی، فایل فایل ورد کامل پاورپوینت معیار تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب از دیدگاه اسلام رو از دست نده! همراهش یه پاورپوینت طراحیشده بهعنوان هدیه دریافت میکنی که کاملاً آماده ارائهست!
فایل فایل ورد کامل پاورپوینت معیار تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب از دیدگاه اسلام شامل 120 اسلاید می باشد و دارای تنظیمات کامل در PowerPoint می باشد و آماده ارائه یا چاپ است
شما با استفاده ازاین پاورپوینت میتوانید یک ارائه بسیارعالی و با شکوهی داشته باشید و همه حاضرین با اشتیاق به مطالب شما گوش خواهند داد.
لطفا نگران مطالب داخل پاورپوینت نباشید، مطالب داخل اسلاید ها بسیار ساده و قابل درک برای شما می باشد، ما عالی بودن این فایل رو تضمین می کنیم.
توجه : در صورت مشاهده بهم ریختگی احتمالی در متون زیر ،دلیل ان کپی کردن این مطالب از داخل فایل می باشد و در فایل اصلی فایل ورد کامل پاورپوینت معیار تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب از دیدگاه اسلام،به هیچ وجه بهم ریختگی وجود ندارد
بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت معیار تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب از دیدگاه اسلام :
v:* {behavior:url(#default#VML);}
o:* {behavior:url(#default#VML);}
w:* {behavior:url(#default#VML);}
.shape {behavior:url(#default#VML);}
Normal
۰
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
چکیده
یکی از مباحث بنیادین در ارائه نظام های اجتماعی
اسلام، ارائه معیاری برای تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب است. هرچند
بنا به دلایلی در علوم انسانی متعارف انگیزه ای برای ارایه چنین معیاری وجود
ندارد، اما ما مسلمانان معتقدیم نیازهای واقعی مادی انسان خیلی کم تر از آن مقداری
است که انسان ها درصدد تأمین آن هستند. این مقاله درصدد است به این موضوع مهم
بپردازد. در این راستا ابتدا مفاهیم و دیدگاه هایی مطرح می شود و سپس به بیان
دیدگاه اسلام خواهیم پرداخت و در نهایت به این نتیجه منتهی خواهیم شد که نیازها
برخاسته از استعدادهای آدمی اند و ارضای هر چیز که بستر را برای شکوفایی
استعدادهای انسان مهیا سازند جزو نیازهای واقعی شمرده می شوند و باید تأمین شوند و
ارضای هر چیزی که نقش مثبت در شکوفایی استعدادها ندارند و نیاز کاذب و غیرواقعی
تلقّی می شوند، نباید تأمین شوند
.
یکی از مباحث بسیار مهم، که نقش تعیین کننده در
برنامه ریزی، انتخاب و ترسیم الگوی توسعه همه جانبه دارد، مسأله تشخیص نیازهای
واقعی انسان از نیازهای کاذب است. چرا که ترسیم هر الگوی توسعه در واقع متأثر از
جهان بینی و نظام معرفتی و ارزشی نظریه پرداز است و در عمل هم جامعه را به سوی
همان زیرساخت های فلسفی هدایت می کند. چون الگوهای غیردینی توسعه مبتنی بر نظام
معرفتی پوزیتیویسم و جهان بینی غیر الهی و نسبیّت در نظام ارزشی است، بدیهی است که
معیارهای توسعه غیردینی با زیرساخت های فلسفی ما یا در تعارض است یا نمایانگر تمام
نمای توسعه دینی نیست و نمی تواند راهنمای برنامه ریزان دینی باشد. لذا بر ماست
قبل از ورود به مباحث کاربردی توسعه، یا طراحی هرگونه الگو و یا ارایه معیارها و
شاخص ها مبانی دقیق ارایه دهیم که مبین زیرساخت های فلسفی اسلام و نمایانگر هویت
مستقل الگوی توسعه اسلامی در مقابل الگوهای غیردینی باشد
.
یکی از مباحثی که می تواند در طراحی الگوی توسعه و
تعریف آن، مبیّن بعضی از مباحث بنیادی باشد، «معیار تشخیص نیازهای واقعی انسان از
نیازهای کاذب» است
.
مقاله حاضر درصدد است به این موضوع مهم که در زمینه های مختلف
مدیریت کاربرد دارد، بپردازد. این سؤال که «معیار تشخیص نیازهای واقعی انسان از
نیازهای کاذب چیست؟» با رویکردهای گوناگون قابل بررسی است. این که دین اسلام نیز
درباره این معیار حرفی برای گفتن دارد یا نه، سؤالی جدّی و قابل تأمل است. برای
بررسی این معیار باید به منابع دین اسلام به ویژه قرآن کریم رجوع کرد تا معلوم
گردد دین اسلام چه معیاری برای تشخیص نیازهای واقعی از نیازهای کاذب ارائه می دهد
.
در این راستا ابتدا مفاهیم و دیدگاه هایی که در منابع
غربی و دانش بشری دررابطه با موضوع مقاله مطرح است مورد بررسی قرار می گیرد و پس
از تحصیل پیشینه ذهنی کافی آنگاه مفاهیم و مطالب متناظر از منابع اسلامی استخراج
می شود
.
از آنجا که محور بحث «نیازهای انسان» است. ارائه
هرگونه معیاری که متضمن تشخیص صحیح نیازهای واقعی از نیازهای کاذب باشد بدون شناخت
خود انسان میسّر نخواهد بود
.
از این رو، بررسی ماهیت، گرایش ها و بینش ها و استعدادهای
انسان یک نیاز بسیاری جدّی است، از آنجا که معیارهای ارایه شده مبتنی بر
انسان شناسی ناقص و یک بعدی مادی مبتنی بر غریزه می باشد، از دیدگاه اسلام
نمی تواند مبین یک معیار صحیح باشد که انسان شناسی آن کامل و مبتنی بر فطرت و
غریزه هر دو می باشد، لذا بررسی مجدد و ارایه معیار واقع بینانه ضرورت می یابد. بر
همین اساس ما در این مقاله پس از بیان مبانی لازم معیار فوق را از دیدگاه اسلام
ارائه می دهیم
.
انسان و شناخت وی مسأله ای است که از همان ابتدای
خلقت مورد توجه انسان بوده است و کم تر نظام فکری و فلسفی را می توان سراغ گرفت که
به گونه ای به شناسایی انسان نپرداخته باشند. در این میان دین اسلام دیدگاه خاصی
نسبت به انسان دارد حضور دین اسلام در قلمرو انسان شناسی وسیع است به گونه ای که
به همه پرسش های ریشه ای وی در مورد انسان پاسخ می دهد. اسلام به مسایلی پرداخته
که در هیچ یک از مکتب های فکری دیگر مطرح نیست و آن ها نسبت به آن جهل مرکب دارند.
لازمه هدف دین که رساندن انسان به کمال نهایی وی است، ارائه یک انسان شناسی دقیق و
کامل است. از آغاز خلقت، انسان همواره با یک سلسله سؤالات ریشه ای روبه رو بوده
است. سؤالاتی که ریشه در ذات و فطرت او دارد. هر انسانی می خواهد بداند که از کجا
آمده است؟ چرا آمده است؟ به کجا می رود؟ چه باید بکند؟ دین اسلام آمده است تا به
این سؤالات بنیادین، جواب قانع کننده ای بدهد
.
ویژگی های
انسان در انسان شناسی اسلام
انسان از نظر اسلام ویژگی های خاصی دارد که بعضی از
آن ها در هیچ یک از مکتب ها و نظام های فکری غیر اسلامی مطرح نیست. معرفی و تبیین
برخی از این ویژگی ها در مکاتب دیگر نیز مشاهده می شود، اما ارائه مجموع آن از
توان اندیشه بشری خارج است. مهم ترین ویژگی های انسان از نظر اسلام عبارتند از
:(۱)
۱.
هدفمندی: از نظر اسلام انسان بیهوده آفریده نشده
بلکه برای رسیدن به مقصدی خاص آفریده شده و بازگشت همه به سوی خداست. هدف از
آفرینش انسان نیل به مقام خلیفه اللهی است، منظور از خلیفه اللهی به فعلیت رسیدن
صفات الهی در درون انسان هاست. این صفات از طریق مجاهدت، تصفیه، تزکیه و عبادت
خداوند به فعلیت می رسد
.
۲.
جاودانگی: از نظر اسلام مرگ پایان همه چیز نیست،
بلکه مرگ پلی برای عبور از عالمی به عالم دیگر است
.
۳.
دو بعدی بودن: از نظر اسلام انسان بعد غیرمادی به
نام «روح» دارد. در زمینه روح دو نظریه کاملاً متعارض وجود دارد که گردن نهادن به
هر یک، تأثیرات عمیقی در تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب دارد
.
۴.
علم و آگاهی: یکی از ویژگی های برجسته انسان
استعداد رشد علمی وی است
.
۵.
میل یا گرایش: یکی دیگر از ویژگی های انسان
تمایلات یا گرایش های متنوع است که منشأ نیازهای متفاوتی در انسان است. در یک نگاه
کلی گرایش های انسان به دو دسته گرایش های حیوانی و گرایش های انسانی قابل تقسیم
است. گرایش های حیوانی به گرایش های مشترک بین حیوان و انسان اطلاق می شود؛ مانند
غریزه حبّ ذات و غریزه جنسی. گرایش های انسانی نیز به گرایش های مختص انسان اطلاق
می شود که از روح و انسانیّت انسان نشأت گرفته اند؛ نظیر حقیقت جویی، فضیلت خواهی،
زیبایی خواهی، میل به خدا و پرستش، میل به جاودانگی و میل به قدرت جویی
.
۶.
اختیار و آزادی: یکی از ویژگی های انسان «اختیار و
آزادی و قدرت انتخابگری
»
است که پایه تکلیف، ثواب و عقاب، زشتی و زیبایی اخلاقی و
مسئولیت انسان تلقّی می شود
.
۷.
قدرت و توانایی: یکی دیگر از ابعاد وجود آدمی
«قدرت و توانایی» وی بر انجام تکالیف و شکوفایی استعدادهای خود است
.
۸.
تحول پذیری: یکی دیگر از ویژگی های انسان
«تحول پذیری» است. از دیدگاه ارزشی و اخلاقی همه معترف اند تحولات و حرکت های
ارادی و آگاهانه انسان، گاهی تکاملی و ارزشی و گاهی تنازلی و ضدارزشی است. چون
انسان مجموعه ای از قوا، امیال و گرایش های گوناگون نظیر عقل، شهوت، غضب و… است.
هر یک از این قوا برای خود کمال و رشد ویژه ای دارند و کمال هریک شکوفایی و اشباع
هرچه بیشتر آن است. کمال عقل شناخت هرچه بیشتر حقایق، و کمال شهوت وصول به لذایذ
بیشتر و پایدارتر و نظایر آن است. از طرف دیگر اساس شخصیت و ماهیت انسان روح وی و
فصل ممیز انسان عقل و فطرت است
.
بنابراین «کمال انسانی» و رشد مختص وی رهین رشد و
ترقی عقل و فطرت است و همه قوای دیگر باید در خدمت این دو درآیند نه اینکه در مقام
مزاحمت برآیند. اما عملاً در بسیاری از مواقع میان غرایز حیوانی و گرایش های عالی
انسان تعارض پدید می آید و کمال و رشد ناموزون قوای حیوانی به صورت مانعی در برابر
رشد و کمال انسانیت درمی آید و باعث سقوط وی تا بی نهایت می شود
.
نقش
تعیین اهداف خلقت انسان در ارائه معیار مزبور
یکی از مسائل مهم در ارائه معیار تشخیص نیازهای واقعی
انسان از نیازهای کاذب، تعیین اهداف خلقت انسان است. تعیین این اهداف با توجه به
استعدادهای انسان امکان پذیر است، منابعی که در شناخت این استعدادها مؤثرند دو
دسته اند: علم و دین. هریک از این دو منبع می تواند مبنایی برای گزینش و انتخاب
اهداف انسان و رفع نیازها و پرورش استعدادهای انسان باشد. شناخت استعدادها و
نیازهای آدمی و تمام شؤون وجودی او مستلزم بهره گیری از هر دو منبع است و تمسّک به
یکی از آنها نمی تواند پاسخگوی تمام نیازهای انسان باشد. بدین لحاظ استحکام
بنیان های این معیار در صورتی حاصل می شود که به تمام جنبه های وجودی انسان توجه
شود و از هر دو منبع به تناسب برای رفع نیازها و پرورش استعدادها و ارائه اهداف
خلقت انسان استفاده گردد
.
علم با توجه به ابزار و نگرش خاص خود در کشف روابط
دقیق بین جزئیات امور صرفا می تواند به مرتبه ای از نیازها و استعدادهای انسان
بپردازد که در سطحی جزئی قرار گرفته و جنبه فیزیولوژیکی داشته باشد. زیرا علم با
مرزهای تجربه محصور شده است و مسائلی همچون هستی شناسی، ارزش شناسی، انسان شناسی و
معرفت شناسی که نقش اساسی در شناخت نیازهای واقعی و استعدادهای اصیل انسان ایفا
می کنند از قلمرو آن بیرون است. در حالی که برای تعیین اهداف نهایی انسان لازم است
از این شناخت ها بهره گرفت. البته پرورش استعدادها و تأمین نیازهای فیزیولوژیکی به
وسیله یافته های علمی، شرط ارتقا به مراتب بالاتر و رفع نیازهای مهم تر و پرورش
استعدادهای عالی تر به کمک دین است
.
دین می کوشد تا با ارائه چهارچوبی مشخص درباره انسان
و جهان، افراد را در درک صحیح از آن دو و تنظیم اعمال و رفتارشان یاری دهد. دین
اساسی ترین نقش را در تدوین اهداف خلقت انسان ایفا می کند. دین با ارائه نظام
مشخصی که برگرفته از نحوه نگرش وی نسبت به جهان، انسان و نیازها و استعدادهای اوست
درصدد تبیین اهداف خلقت انسان است
.
مسائلی که باید به طور مشخص برای یک محقق حل شود تا
بتواند به تعیین اهداف بپردازد، عبارت است از نیازهای واقعی، استعدادهای اصیل،
کمال حقیقی، ویژگی ها، ابعاد وجودی، توانایی ها و جایگاه وی در جهان هستی
.
در فرایند تعیین معیار، ما با دو نوع اندیشه مواجه
هستیم: یکی اندیشه ای هماهنگ و یک رنگ که خارج از شرایع الهی و توحیدی است و بر
اساس اصالت ماده شکل می گیرد و دیگری اندیشه ای است متناسب و همگون با ادیان الهی
که بر پایه اصالت توحید تعریف می گردد. پاسخ صریح و کوتاه این دو فرایند به سؤال
بنیادین «معیار تشخیص نیازهای واقعی از نیازهای کاذب چیست؟» را می توان در عبارت
زیر جست
:
اندیشه دینی نیازهای واقعی را نیازهایی می داند که
ارضای آنها باعث فعلیت یافتن استعدادهای فطری که رسیدن به مقام شامخ «خلیفه اللهی»
است می شود و اندیشه غیردینی نیازهایی را نیازهای واقعی می داند که ارضای آنها
باعث اشباع غرایز و کامجویی هرچه بیشتر از طبیعت و انسان های دیگر می شود. چنین
اندیشه ای به دنبال گسترش به سمت بی نهایت قدرت انتخاب وگزینه های مردم برای تأمین
نیازهای مادی و دنیوی است
.
هریک از این دو اندیشه، مبتنی بر یک سلسله
زیرساخت های فلسفی در ابعاد سه گانه معرفت شناسی، هستی شناسی و ارزش شناسی است که
بدون آشنایی با آن مبانی نمی توان به تفاوت های جوهری این دو الگو و رفتارها و
پی آمدهای آن پی برد
.
استعدادها
و نیازهای واقعی انسان
تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب از جمله
اعمالی است که مستقیما با وجود آدمی یا بهتر بگوییم با ابعاد مختلف وجود او سر و
کار دارد. این اعمال به هر صورتی که تعریف شود و هدف آن هرچه باشد مستلزم شناخت
دقیق انسان است. همان گونه که پزشکی در وهله اول مستلزم شناخت طبیعت جسمانی یعنی
ساخت و کارکردهای تن است لازمه تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب نیز
شناخت طبیعت آدمی مخصوصا قوا و استعداهایی است که باید پرورش یابند. قرآن کریم به
معرفی تمام طبیعت و ذات انسان اشاره نکرده است. علت این است که طبیعت انسانی را
دقیقا نمی توان شناسایی کرد، نامحدود بودن استعدادها و امکانات موجودیت انسانی و
مراتب رشد و کمال و سقوط انسان است. اگر انسان دارای ماهیت قابل تعریف می بود،
هرگز این همه اختلاف نظر میان محققان و صاحب نظران وجود نمی داشت. استعدادها و
مختصاتی که در قرآن مجید درباره انسان آمده بیان ماهیت انسان نیستند، بلکه بیان
کیفیت ها و حالاتی است که از انسان بروز می کند
.(۲)
هریک از نیروها و
استعدادهای انسانی در مسیر طبیعی خود، جزئی از فطرت آدمی به شمار می روند. به
عبارت دیگر جریان قانونی هریک از استعدادها و نیروهای انسان فطرت آن نیرو نامیده
می شود
.(۳)
انسان موجودی است با استعدادهای بسیار که همین
استعدادها موجب امتیاز او بر موجودات دیگر می شود
.(۴)
هر یک از علوم انسانی از ناحیه و حیثیت ویژه ای انسان
را مورد مداقّه و بررسی قرار می دهند،اما برای تشخیص نیازهای واقعی انسان از
نیازهای کاذب، انسان را از آن نظر که دارای استعدادهای بالقوه و قابل رشد و تکامل
است باید مورد بررسی قرار داد. بنابراین، زمینه اصلی و مایه نخستین تشخیص نیازهای
واقعی از نیازهای کاذب، استعدادها و زمینه های نهفته در انسان است به خاطراهمیت
استعدادها و این که پرورش استعدادهاست که نیاز را برای انسان به وجود می آورد، ما
ابتدا به بررسی استعدادهای آدمی می پردازیم و بعد از آن مسأله نیازهای انسان را
مطرح می کنیم
.
استعدادهای
آدمی
تعریف
استعداد
در جهان آفرینش تغییرات مختلفی وجود دارد ولی در میان
آن ها یک نوع تغییر خاصی وجود دارد که آن را از بقیه متمایز می سازد و به آن برتری
ویژه ای می دهد و آن تغییر هدفمند است که باعث توسعه و تکامل شی ء متغیر می شود و
دارای نظام خاصی است. هرچیز امکان تکامل و رسیدن به هر چیز دیگر را ندارد. این
امکان رابطه خاصی است میان شی ء در حال تکامل و شی ء دیگری که بعدا این شی ء به
صورت آن درمی آید
.
از این امکان در فلسفه به «استعداد» تعبیر می شود. این رابطه
در حقیقت میان دو شی ء جداگانه نیست بلکه میان دو مرحله از وجود یک شی ء است
.
برای اغراض ما در اینجا بسیار مهم است که به حقیقت و
هویت استعدادهای آدمی پی ببریم. استعداد یک صفت وجودی واقعی است نه عدمی یا
اعتباری
.(۵)
دلیلی که برای عینی بودن استعداد می آورند این است که متصف به
صفات وجود مانند قُرب، بُعد، شدّت و ضعف می شود، مثلاً، استعداد نطفه برای دارا
شدن روح دورتر و ضعیف تر از استعداد جنین کامل است و استعداد هسته درخت برای تبدیل
شدن به درخت نزدیک تر و قوی تر از استعداد خاک است
.
گفتیم نیازها برخاسته از استعدادهای آدمی است، لذا از
نظر علمی و دینی اول باید ببینیم استعدادهای آدمی چه استعدادهایی است و انسان بما هو
انسان چه استعدادهایی در نهان خود دارد که باید بروز کند؟ بعد باید ببینیم اسلام
چه عنایتی به این استعدادها کرده و منطق او راجع به این استعدادها چیست؟
استعدادهای
ذاتی و استعدادهای غیر ذاتی
استعدادهای ذاتی استعدادهایی هستند که ماهیت مادام که
ماهیت است از آنها برخوردار است، یعنی این استعداد برای آن ذاتی و جزء ماهیت است.
یک ماهیت ممکن است استعدادهای مختلفی داشته باشد، مثلاً دانه گندم هم استعداد این
را دارد که بوته گندم شود و گندم به بار آورد و از این طریق نسل خود را حفظ کند و
هم استعداد این را دارد که انسان گرسنه ای را سیر کند تا هنگامی که دانه گندم است
استعداد بوته گندم شدن را دارد و این قابل تغییر نیست، اما هنگامی که خوراک انسان
شد دیگر این استعداد را ندارد. این دو استعداد برای آن حکم واحدی ندارد. میان دو
استعداد تفاوت فاحشی وجود دارد. فرق است میان موردی که طبیعت یک شی ء به سوی غایتی
در حرکت است و می کوشد خود را به آن برساند و موردی که طبیعت یک شی ء استعداد چیزی
را دارد ولی طبیعت آن به سوی آن در حرکت نیست. در استعداد «بوته گندم شدن
»
ویژگی ای است که
در استعداد دیگر نیست و همین ویژگی است که موجب تمایز و برتری آن بر سایر
استعدادها شده است. «بوته گندم شدن» کمال ویژه دانه گندم به شمار می آید که از
همان ابتدا متوجه اوست فقط شرایط مساعد می خواهد که این طبیعت خود را با حرکت
تکاملی به آنجا برساند و به سبب فعلیت چنین استعدادی است که از سایر موجودات ممتاز
و متمایز می شود. در پرورش این نوع استعداد لازم نیست، عوامل خارجی آن را به سوی
بوته شدن پیش ببرند. این دانه گندم فقط فراهم شدن شرایط می خواهد اگر این شرایط
حتی به صورت اتفاقی هم فراهم شود دانه گندم حرکت استکمالی خود را شروع می کند.
برخلاف استعداد غیر ذاتی که هیچ گونه تکاملی را به دنبال ندارد، سیر شدن انسان
گرسنه با خوردن گندم، هیچ تکاملی برای دانه گندم محسوب نمی شود. «استعداد بوته
گندم شدن» آینده ویژه ای برای دانه گندم تصویر می کند و دانه گندم به واسطه چنین
استعدادی است که می تواند به فعلیتی برسد که از محدوده فعلیت های متصور و ممکن
موجودات دیگر خارج است
.(۶)
استعدادهای
ذاتی و غیر ذاتی انسان
انسان نیز مانند سایر موجودات طبیعی از استعدادهای
ذاتی و غیر ذاتی برخوردار است. افراد بشر از آن نظر که افراد نوع واحدند استعداد و
کمالات مشابهی دارند و از آن نظر که تفاوت هایی از لحاظ استعداد در آن ها هست هر
دسته چیزهایی در استعداد دارند که باید به فعلیت برسانند که دیگران آن ها را
ندارند. لذا تک تک افراد رسالتی دارند، نوع بشر نیز رسالتی دارد. رسالت افراد،
پیشرفت و تکامل فرد است از راه شکوفا کردن تمام استعدادهای ذاتی، و رسالت نوع،
پیشرفت و تکامل نوع است از راه شکوفا کردن تمام استعدادهای نوع (استعدادهای غیر
ذاتی
).
استعدادهای
ذاتی انسان
انسان استعداد کمال نامحدودی دارد، خداوند سبحان
می فرماید: «یا اَیُّها الانسان اِنَّک کادحٌ اِلی ربِّک کَدحا فَمُلاقیه»
(انشقاق: ۶)؛ ای انسان، حقّا که تو به سوی پروردگار خود به سختی در تلاشی و او را
ملاقات خواهی کرد
.
این تلاش سخت به خاطر این است که آدمی از استعدادهای
خاصی برخوردار است که او را آماده می سازد تا از موقعیت یک جاندار ناچیز مادی به صفحه محتوای منظم، دقیق و استاندارد شدهست که برای پروژهها، تحقیقها و ارائههای علمی کاملاً مناسبه.
نیازی به وقت گذاشتن برای تنظیم یا طراحی نداری، همهچی آمادهست تا مستقیم ازش استفاده کنی. پاورپوینت همراه فایل فایل ورد کامل پاورپوینت معیار تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب از دیدگاه اسلام هم کاملاً هماهنگ با موضوع فایل طراحی شده و توی ارائههات حسابی به کارت میاد.
کل محتوای فایل ورد کامل پاورپوینت معیار تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب از دیدگاه اسلام طبق آخرین اصول آموزشی بهروزرسانی شده و طراحی ساده و کاربردی اون باعث میشه سریعتر به هدفت برسی. قابلیت ویرایش هم داره، پس میتونی به راحتی مطابق سلیقهات تغییرش بدی.
فایل فایل ورد کامل پاورپوینت معیار تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب از دیدگاه اسلام نتیجه ساعتها کار دقیق و حرفهایه و با خیال راحت میتونی روش حساب کنی. همین الان دریافتش کن و از این پکیج کامل نهایت استفاده رو ببر!
بخشی از متن فایل ورد کامل پاورپوینت معیار تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب از دیدگاه اسلام :
v:* {behavior:url(#default#VML);}
o:* {behavior:url(#default#VML);}
w:* {behavior:url(#default#VML);}
.shape {behavior:url(#default#VML);}
Normal
۰
false
false
false
EN-US
X-NONE
AR-SA
MicrosoftInternetExplorer4
/* Style Definitions */
table.MsoNormalTable
{mso-style-name:”Table Normal”;
mso-tstyle-rowband-size:0;
mso-tstyle-colband-size:0;
mso-style-noshow:yes;
mso-style-priority:99;
mso-style-qformat:yes;
mso-style-parent:””;
mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt;
mso-para-margin:0in;
mso-para-margin-bottom:.0001pt;
mso-pagination:widow-orphan;
font-size:11.0pt;
font-family:”Calibri”,”sans-serif”;
mso-ascii-font-family:Calibri;
mso-ascii-theme-font:minor-latin;
mso-fareast-font-family:”Times New Roman”;
mso-fareast-theme-font:minor-fareast;
mso-hansi-font-family:Calibri;
mso-hansi-theme-font:minor-latin;
mso-bidi-font-family:Arial;
mso-bidi-theme-font:minor-bidi;}
چکیده
یکی از مباحث بنیادین در ارائه نظام های اجتماعی
اسلام، ارائه معیاری برای تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب است. هرچند
بنا به دلایلی در علوم انسانی متعارف انگیزه ای برای ارایه چنین معیاری وجود
ندارد، اما ما مسلمانان معتقدیم نیازهای واقعی مادی انسان خیلی کم تر از آن مقداری
است که انسان ها درصدد تأمین آن هستند. این مقاله درصدد است به این موضوع مهم
بپردازد. در این راستا ابتدا مفاهیم و دیدگاه هایی مطرح می شود و سپس به بیان
دیدگاه اسلام خواهیم پرداخت و در نهایت به این نتیجه منتهی خواهیم شد که نیازها
برخاسته از استعدادهای آدمی اند و ارضای هر چیز که بستر را برای شکوفایی
استعدادهای انسان مهیا سازند جزو نیازهای واقعی شمرده می شوند و باید تأمین شوند و
ارضای هر چیزی که نقش مثبت در شکوفایی استعدادها ندارند و نیاز کاذب و غیرواقعی
تلقّی می شوند، نباید تأمین شوند
.
یکی از مباحث بسیار مهم، که نقش تعیین کننده در
برنامه ریزی، انتخاب و ترسیم الگوی توسعه همه جانبه دارد، مسأله تشخیص نیازهای
واقعی انسان از نیازهای کاذب است. چرا که ترسیم هر الگوی توسعه در واقع متأثر از
جهان بینی و نظام معرفتی و ارزشی نظریه پرداز است و در عمل هم جامعه را به سوی
همان زیرساخت های فلسفی هدایت می کند. چون الگوهای غیردینی توسعه مبتنی بر نظام
معرفتی پوزیتیویسم و جهان بینی غیر الهی و نسبیّت در نظام ارزشی است، بدیهی است که
معیارهای توسعه غیردینی با زیرساخت های فلسفی ما یا در تعارض است یا نمایانگر تمام
نمای توسعه دینی نیست و نمی تواند راهنمای برنامه ریزان دینی باشد. لذا بر ماست
قبل از ورود به مباحث کاربردی توسعه، یا طراحی هرگونه الگو و یا ارایه معیارها و
شاخص ها مبانی دقیق ارایه دهیم که مبین زیرساخت های فلسفی اسلام و نمایانگر هویت
مستقل الگوی توسعه اسلامی در مقابل الگوهای غیردینی باشد
.
یکی از مباحثی که می تواند در طراحی الگوی توسعه و
تعریف آن، مبیّن بعضی از مباحث بنیادی باشد، «معیار تشخیص نیازهای واقعی انسان از
نیازهای کاذب» است
.
مقاله حاضر درصدد است به این موضوع مهم که در زمینه های مختلف
مدیریت کاربرد دارد، بپردازد. این سؤال که «معیار تشخیص نیازهای واقعی انسان از
نیازهای کاذب چیست؟» با رویکردهای گوناگون قابل بررسی است. این که دین اسلام نیز
درباره این معیار حرفی برای گفتن دارد یا نه، سؤالی جدّی و قابل تأمل است. برای
بررسی این معیار باید به منابع دین اسلام به ویژه قرآن کریم رجوع کرد تا معلوم
گردد دین اسلام چه معیاری برای تشخیص نیازهای واقعی از نیازهای کاذب ارائه می دهد
.
در این راستا ابتدا مفاهیم و دیدگاه هایی که در منابع
غربی و دانش بشری دررابطه با موضوع مقاله مطرح است مورد بررسی قرار می گیرد و پس
از تحصیل پیشینه ذهنی کافی آنگاه مفاهیم و مطالب متناظر از منابع اسلامی استخراج
می شود
.
از آنجا که محور بحث «نیازهای انسان» است. ارائه
هرگونه معیاری که متضمن تشخیص صحیح نیازهای واقعی از نیازهای کاذب باشد بدون شناخت
خود انسان میسّر نخواهد بود
.
از این رو، بررسی ماهیت، گرایش ها و بینش ها و استعدادهای
انسان یک نیاز بسیاری جدّی است، از آنجا که معیارهای ارایه شده مبتنی بر
انسان شناسی ناقص و یک بعدی مادی مبتنی بر غریزه می باشد، از دیدگاه اسلام
نمی تواند مبین یک معیار صحیح باشد که انسان شناسی آن کامل و مبتنی بر فطرت و
غریزه هر دو می باشد، لذا بررسی مجدد و ارایه معیار واقع بینانه ضرورت می یابد. بر
همین اساس ما در این مقاله پس از بیان مبانی لازم معیار فوق را از دیدگاه اسلام
ارائه می دهیم
.
انسان و شناخت وی مسأله ای است که از همان ابتدای
خلقت مورد توجه انسان بوده است و کم تر نظام فکری و فلسفی را می توان سراغ گرفت که
به گونه ای به شناسایی انسان نپرداخته باشند. در این میان دین اسلام دیدگاه خاصی
نسبت به انسان دارد حضور دین اسلام در قلمرو انسان شناسی وسیع است به گونه ای که
به همه پرسش های ریشه ای وی در مورد انسان پاسخ می دهد. اسلام به مسایلی پرداخته
که در هیچ یک از مکتب های فکری دیگر مطرح نیست و آن ها نسبت به آن جهل مرکب دارند.
لازمه هدف دین که رساندن انسان به کمال نهایی وی است، ارائه یک انسان شناسی دقیق و
کامل است. از آغاز خلقت، انسان همواره با یک سلسله سؤالات ریشه ای روبه رو بوده
است. سؤالاتی که ریشه در ذات و فطرت او دارد. هر انسانی می خواهد بداند که از کجا
آمده است؟ چرا آمده است؟ به کجا می رود؟ چه باید بکند؟ دین اسلام آمده است تا به
این سؤالات بنیادین، جواب قانع کننده ای بدهد
.
ویژگی های
انسان در انسان شناسی اسلام
انسان از نظر اسلام ویژگی های خاصی دارد که بعضی از
آن ها در هیچ یک از مکتب ها و نظام های فکری غیر اسلامی مطرح نیست. معرفی و تبیین
برخی از این ویژگی ها در مکاتب دیگر نیز مشاهده می شود، اما ارائه مجموع آن از
توان اندیشه بشری خارج است. مهم ترین ویژگی های انسان از نظر اسلام عبارتند از
:(۱)
۱.
هدفمندی: از نظر اسلام انسان بیهوده آفریده نشده
بلکه برای رسیدن به مقصدی خاص آفریده شده و بازگشت همه به سوی خداست. هدف از
آفرینش انسان نیل به مقام خلیفه اللهی است، منظور از خلیفه اللهی به فعلیت رسیدن
صفات الهی در درون انسان هاست. این صفات از طریق مجاهدت، تصفیه، تزکیه و عبادت
خداوند به فعلیت می رسد
.
۲.
جاودانگی: از نظر اسلام مرگ پایان همه چیز نیست،
بلکه مرگ پلی برای عبور از عالمی به عالم دیگر است
.
۳.
دو بعدی بودن: از نظر اسلام انسان بعد غیرمادی به
نام «روح» دارد. در زمینه روح دو نظریه کاملاً متعارض وجود دارد که گردن نهادن به
هر یک، تأثیرات عمیقی در تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب دارد
.
۴.
علم و آگاهی: یکی از ویژگی های برجسته انسان
استعداد رشد علمی وی است
.
۵.
میل یا گرایش: یکی دیگر از ویژگی های انسان
تمایلات یا گرایش های متنوع است که منشأ نیازهای متفاوتی در انسان است. در یک نگاه
کلی گرایش های انسان به دو دسته گرایش های حیوانی و گرایش های انسانی قابل تقسیم
است. گرایش های حیوانی به گرایش های مشترک بین حیوان و انسان اطلاق می شود؛ مانند
غریزه حبّ ذات و غریزه جنسی. گرایش های انسانی نیز به گرایش های مختص انسان اطلاق
می شود که از روح و انسانیّت انسان نشأت گرفته اند؛ نظیر حقیقت جویی، فضیلت خواهی،
زیبایی خواهی، میل به خدا و پرستش، میل به جاودانگی و میل به قدرت جویی
.
۶.
اختیار و آزادی: یکی از ویژگی های انسان «اختیار و
آزادی و قدرت انتخابگری
»
است که پایه تکلیف، ثواب و عقاب، زشتی و زیبایی اخلاقی و
مسئولیت انسان تلقّی می شود
.
۷.
قدرت و توانایی: یکی دیگر از ابعاد وجود آدمی
«قدرت و توانایی» وی بر انجام تکالیف و شکوفایی استعدادهای خود است
.
۸.
تحول پذیری: یکی دیگر از ویژگی های انسان
«تحول پذیری» است. از دیدگاه ارزشی و اخلاقی همه معترف اند تحولات و حرکت های
ارادی و آگاهانه انسان، گاهی تکاملی و ارزشی و گاهی تنازلی و ضدارزشی است. چون
انسان مجموعه ای از قوا، امیال و گرایش های گوناگون نظیر عقل، شهوت، غضب و… است.
هر یک از این قوا برای خود کمال و رشد ویژه ای دارند و کمال هریک شکوفایی و اشباع
هرچه بیشتر آن است. کمال عقل شناخت هرچه بیشتر حقایق، و کمال شهوت وصول به لذایذ
بیشتر و پایدارتر و نظایر آن است. از طرف دیگر اساس شخصیت و ماهیت انسان روح وی و
فصل ممیز انسان عقل و فطرت است
.
بنابراین «کمال انسانی» و رشد مختص وی رهین رشد و
ترقی عقل و فطرت است و همه قوای دیگر باید در خدمت این دو درآیند نه اینکه در مقام
مزاحمت برآیند. اما عملاً در بسیاری از مواقع میان غرایز حیوانی و گرایش های عالی
انسان تعارض پدید می آید و کمال و رشد ناموزون قوای حیوانی به صورت مانعی در برابر
رشد و کمال انسانیت درمی آید و باعث سقوط وی تا بی نهایت می شود
.
نقش
تعیین اهداف خلقت انسان در ارائه معیار مزبور
یکی از مسائل مهم در ارائه معیار تشخیص نیازهای واقعی
انسان از نیازهای کاذب، تعیین اهداف خلقت انسان است. تعیین این اهداف با توجه به
استعدادهای انسان امکان پذیر است، منابعی که در شناخت این استعدادها مؤثرند دو
دسته اند: علم و دین. هریک از این دو منبع می تواند مبنایی برای گزینش و انتخاب
اهداف انسان و رفع نیازها و پرورش استعدادهای انسان باشد. شناخت استعدادها و
نیازهای آدمی و تمام شؤون وجودی او مستلزم بهره گیری از هر دو منبع است و تمسّک به
یکی از آنها نمی تواند پاسخگوی تمام نیازهای انسان باشد. بدین لحاظ استحکام
بنیان های این معیار در صورتی حاصل می شود که به تمام جنبه های وجودی انسان توجه
شود و از هر دو منبع به تناسب برای رفع نیازها و پرورش استعدادها و ارائه اهداف
خلقت انسان استفاده گردد
.
علم با توجه به ابزار و نگرش خاص خود در کشف روابط
دقیق بین جزئیات امور صرفا می تواند به مرتبه ای از نیازها و استعدادهای انسان
بپردازد که در سطحی جزئی قرار گرفته و جنبه فیزیولوژیکی داشته باشد. زیرا علم با
مرزهای تجربه محصور شده است و مسائلی همچون هستی شناسی، ارزش شناسی، انسان شناسی و
معرفت شناسی که نقش اساسی در شناخت نیازهای واقعی و استعدادهای اصیل انسان ایفا
می کنند از قلمرو آن بیرون است. در حالی که برای تعیین اهداف نهایی انسان لازم است
از این شناخت ها بهره گرفت. البته پرورش استعدادها و تأمین نیازهای فیزیولوژیکی به
وسیله یافته های علمی، شرط ارتقا به مراتب بالاتر و رفع نیازهای مهم تر و پرورش
استعدادهای عالی تر به کمک دین است
.
دین می کوشد تا با ارائه چهارچوبی مشخص درباره انسان
و جهان، افراد را در درک صحیح از آن دو و تنظیم اعمال و رفتارشان یاری دهد. دین
اساسی ترین نقش را در تدوین اهداف خلقت انسان ایفا می کند. دین با ارائه نظام
مشخصی که برگرفته از نحوه نگرش وی نسبت به جهان، انسان و نیازها و استعدادهای اوست
درصدد تبیین اهداف خلقت انسان است
.
مسائلی که باید به طور مشخص برای یک محقق حل شود تا
بتواند به تعیین اهداف بپردازد، عبارت است از نیازهای واقعی، استعدادهای اصیل،
کمال حقیقی، ویژگی ها، ابعاد وجودی، توانایی ها و جایگاه وی در جهان هستی
.
در فرایند تعیین معیار، ما با دو نوع اندیشه مواجه
هستیم: یکی اندیشه ای هماهنگ و یک رنگ که خارج از شرایع الهی و توحیدی است و بر
اساس اصالت ماده شکل می گیرد و دیگری اندیشه ای است متناسب و همگون با ادیان الهی
که بر پایه اصالت توحید تعریف می گردد. پاسخ صریح و کوتاه این دو فرایند به سؤال
بنیادین «معیار تشخیص نیازهای واقعی از نیازهای کاذب چیست؟» را می توان در عبارت
زیر جست
:
اندیشه دینی نیازهای واقعی را نیازهایی می داند که
ارضای آنها باعث فعلیت یافتن استعدادهای فطری که رسیدن به مقام شامخ «خلیفه اللهی»
است می شود و اندیشه غیردینی نیازهایی را نیازهای واقعی می داند که ارضای آنها
باعث اشباع غرایز و کامجویی هرچه بیشتر از طبیعت و انسان های دیگر می شود. چنین
اندیشه ای به دنبال گسترش به سمت بی نهایت قدرت انتخاب وگزینه های مردم برای تأمین
نیازهای مادی و دنیوی است
.
هریک از این دو اندیشه، مبتنی بر یک سلسله
زیرساخت های فلسفی در ابعاد سه گانه معرفت شناسی، هستی شناسی و ارزش شناسی است که
بدون آشنایی با آن مبانی نمی توان به تفاوت های جوهری این دو الگو و رفتارها و
پی آمدهای آن پی برد
.
استعدادها
و نیازهای واقعی انسان
تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب از جمله
اعمالی است که مستقیما با وجود آدمی یا بهتر بگوییم با ابعاد مختلف وجود او سر و
کار دارد. این اعمال به هر صورتی که تعریف شود و هدف آن هرچه باشد مستلزم شناخت
دقیق انسان است. همان گونه که پزشکی در وهله اول مستلزم شناخت طبیعت جسمانی یعنی
ساخت و کارکردهای تن است لازمه تشخیص نیازهای واقعی انسان از نیازهای کاذب نیز
شناخت طبیعت آدمی مخصوصا قوا و استعداهایی است که باید پرورش یابند. قرآن کریم به
معرفی تمام طبیعت و ذات انسان اشاره نکرده است. علت این است که طبیعت انسانی را
دقیقا نمی توان شناسایی کرد، نامحدود بودن استعدادها و امکانات موجودیت انسانی و
مراتب رشد و کمال و سقوط انسان است. اگر انسان دارای ماهیت قابل تعریف می بود،
هرگز این همه اختلاف نظر میان محققان و صاحب نظران وجود نمی داشت. استعدادها و
مختصاتی که در قرآن مجید درباره انسان آمده بیان ماهیت انسان نیستند، بلکه بیان
کیفیت ها و حالاتی است که از انسان بروز می کند
.(۲)
هریک از نیروها و
استعدادهای انسانی در مسیر طبیعی خود، جزئی از فطرت آدمی به شمار می روند. به
عبارت دیگر جریان قانونی هریک از استعدادها و نیروهای انسان فطرت آن نیرو نامیده
می شود
.(۳)
انسان موجودی است با استعدادهای بسیار که همین
استعدادها موجب امتیاز او بر موجودات دیگر می شود
.(۴)
هر یک از علوم انسانی از ناحیه و حیثیت ویژه ای انسان
را مورد مداقّه و بررسی قرار می دهند،اما برای تشخیص نیازهای واقعی انسان از
نیازهای کاذب، انسان را از آن نظر که دارای استعدادهای بالقوه و قابل رشد و تکامل
است باید مورد بررسی قرار داد. بنابراین، زمینه اصلی و مایه نخستین تشخیص نیازهای
واقعی از نیازهای کاذب، استعدادها و زمینه های نهفته در انسان است به خاطراهمیت
استعدادها و این که پرورش استعدادهاست که نیاز را برای انسان به وجود می آورد، ما
ابتدا به بررسی استعدادهای آدمی می پردازیم و بعد از آن مسأله نیازهای انسان را
مطرح می کنیم
.
استعدادهای
آدمی
تعریف
استعداد
در جهان آفرینش تغییرات مختلفی وجود دارد ولی در میان
آن ها یک نوع تغییر خاصی وجود دارد که آن را از بقیه متمایز می سازد و به آن برتری
ویژه ای می دهد و آن تغییر هدفمند است که باعث توسعه و تکامل شی ء متغیر می شود و
دارای نظام خاصی است. هرچیز امکان تکامل و رسیدن به هر چیز دیگر را ندارد. این
امکان رابطه خاصی است میان شی ء در حال تکامل و شی ء دیگری که بعدا این شی ء به
صورت آن درمی آید
.
از این امکان در فلسفه به «استعداد» تعبیر می شود. این رابطه
در حقیقت میان دو شی ء جداگانه نیست بلکه میان دو مرحله از وجود یک شی ء است
.
برای اغراض ما در اینجا بسیار مهم است که به حقیقت و
هویت استعدادهای آدمی پی ببریم. استعداد یک صفت وجودی واقعی است نه عدمی یا
اعتباری
.(۵)
دلیلی که برای عینی بودن استعداد می آورند این است که متصف به
صفات وجود مانند قُرب، بُعد، شدّت و ضعف می شود، مثلاً، استعداد نطفه برای دارا
شدن روح دورتر و ضعیف تر از استعداد جنین کامل است و استعداد هسته درخت برای تبدیل
شدن به درخت نزدیک تر و قوی تر از استعداد خاک است
.
گفتیم نیازها برخاسته از استعدادهای آدمی است، لذا از
نظر علمی و دینی اول باید ببینیم استعدادهای آدمی چه استعدادهایی است و انسان بما هو
انسان چه استعدادهایی در نهان خود دارد که باید بروز کند؟ بعد باید ببینیم اسلام
چه عنایتی به این استعدادها کرده و منطق او راجع به این استعدادها چیست؟
استعدادهای
ذاتی و استعدادهای غیر ذاتی
استعدادهای ذاتی استعدادهایی هستند که ماهیت مادام که
ماهیت است از آنها برخوردار است، یعنی این استعداد برای آن ذاتی و جزء ماهیت است.
یک ماهیت ممکن است استعدادهای مختلفی داشته باشد، مثلاً دانه گندم هم استعداد این
را دارد که بوته گندم شود و گندم به بار آورد و از این طریق نسل خود را حفظ کند و
هم استعداد این را دارد که انسان گرسنه ای را سیر کند تا هنگامی که دانه گندم است
استعداد بوته گندم شدن را دارد و این قابل تغییر نیست، اما هنگامی که خوراک انسان
شد دیگر این استعداد را ندارد. این دو استعداد برای آن حکم واحدی ندارد. میان دو
استعداد تفاوت فاحشی وجود دارد. فرق است میان موردی که طبیعت یک شی ء به سوی غایتی
در حرکت است و می کوشد خود را به آن برساند و موردی که طبیعت یک شی ء استعداد چیزی
را دارد ولی طبیعت آن به سوی آن در حرکت نیست. در استعداد «بوته گندم شدن
»
ویژگی ای است که
در استعداد دیگر نیست و همین ویژگی است که موجب تمایز و برتری آن بر سایر
استعدادها شده است. «بوته گندم شدن» کمال ویژه دانه گندم به شمار می آید که از
همان ابتدا متوجه اوست فقط شرایط مساعد می خواهد که این طبیعت خود را با حرکت
تکاملی به آنجا برساند و به سبب فعلیت چنین استعدادی است که از سایر موجودات ممتاز
و متمایز می شود. در پرورش این نوع استعداد لازم نیست، عوامل خارجی آن را به سوی
بوته شدن پیش ببرند. این دانه گندم فقط فراهم شدن شرایط می خواهد اگر این شرایط
حتی به صورت اتفاقی هم فراهم شود دانه گندم حرکت استکمالی خود را شروع می کند.
برخلاف استعداد غیر ذاتی که هیچ گونه تکاملی را به دنبال ندارد، سیر شدن انسان
گرسنه با خوردن گندم، هیچ تکاملی برای دانه گندم محسوب نمی شود. «استعداد بوته
گندم شدن» آینده ویژه ای برای دانه گندم تصویر می کند و دانه گندم به واسطه چنین
استعدادی است که می تواند به فعلیتی برسد که از محدوده فعلیت های متصور و ممکن
موجودات دیگر خارج است
.(۶)
استعدادهای
ذاتی و غیر ذاتی انسان
انسان نیز مانند سایر موجودات طبیعی از استعدادهای
ذاتی و غیر ذاتی برخوردار است. افراد بشر از آن نظر که افراد نوع واحدند استعداد و
کمالات مشابهی دارند و از آن نظر که تفاوت هایی از لحاظ استعداد در آن ها هست هر
دسته چیزهایی در استعداد دارند که باید به فعلیت برسانند که دیگران آن ها را
ندارند. لذا تک تک افراد رسالتی دارند، نوع بشر نیز رسالتی دارد. رسالت افراد،
پیشرفت و تکامل فرد است از راه شکوفا کردن تمام استعدادهای ذاتی، و رسالت نوع،
پیشرفت و تکامل نوع است از راه شکوفا کردن تمام استعدادهای نوع (استعدادهای غیر
ذاتی
).
استعدادهای
ذاتی انسان
انسان استعداد کمال نامحدودی دارد، خداوند سبحان
می فرماید: «یا اَیُّها الانسان اِنَّک کادحٌ اِلی ربِّک کَدحا فَمُلاقیه»
(انشقاق: ۶)؛ ای انسان، حقّا که تو به سوی پروردگار خود به سختی در تلاشی و او را
ملاقات خواهی کرد
.
این تلاش سخت به خاطر این است که آدمی از استعدادهای
خاصی برخوردار است که او را آماده می سازد تا از موقعیت یک جاندار ناچیز مادی به
یک موجود والاتر از هر مخلوقی اعتلا و ترقی پیدا کند. این واقعیت از مقایسه انسان

- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل ورد کامل پاورپوینت میزگرد ثروت های بادآورده
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.