تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل آثار مثبت و منفی علوم انسانی مدرن بر کلام اسلامی؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل آثار مثبت و منفی علوم انسانی مدرن بر کلام اسلامی شامل 44 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل آثار مثبت و منفی علوم انسانی مدرن بر کلام اسلامی را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل آثار مثبت و منفی علوم انسانی مدرن بر کلام اسلامی با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل آثار مثبت و منفی علوم انسانی مدرن بر کلام اسلامی با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل آثار مثبت و منفی علوم انسانی مدرن بر کلام اسلامی تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل آثار مثبت و منفی علوم انسانی مدرن بر کلام اسلامی را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آثار مثبت و منفی علوم انسانی مدرن بر کلام اسلامی :

وبینار «نقش متقابل دانش کلام و علوم انسانی» در تاریخ بیست و شش آذر ماه ۱۳۹۹ و با سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین محمدتقی سبحانی، رئیس پژوهشکده کلام اهل بیت(ع) و حجت الاسلام والمسلمین عبدالحسین خسروپناه، عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد که در ادامه، متن سخنان حجت الاسلام خسروپناه که در این وبینار ارائه شده است را می خوانید:

بنده بحثم را در ابتدا به چیستی علم کلام و چیستی علم انسانی اختصاص می دهم. تا تلقی درستی از این دو دانش نباشد نمی توان از تعامل و رابطه دو سویه این دو دانش سخن گفت. درباره علم کلام تعابیر مختلفی از زمان فارابی تاکنون ارائه شده است. جناب فارابی در احصاءالعلوم می فرماید علم کلام، صناعتی است و بعد می فرماید ملکه ای است که انسان با کمک آن می تواند از راه گفتار به یاری آرا و افعال محدود و معینی که واضع شریعت آنها را به صراحت بیان کرده بپردازد و آنچه باطل بیان کرده را رد کند. در واقع در این صناعت، یک مهارت هم هست و متکلم، هم دانش شناخت و دفاع از آراء و افعال معینی را داشته و هم مهارت آن را داشته باشد و نمی توان صرفاً به آگاهی بسنده کرد.

قاضی عضدالدین ایجی، کلام را دانشی می داند که انسان در پرتو آن قدرت پیدا می کند که برای عقاید دینی، هم دلایل پیدا کرده و هم شبهات آن را رد کند. پس معلوم می شود آن آراء و افعال معین و محدودی که فارابی ذکر کرد صرفاً عقاید دینی است. جناب سعدالدین تفتازانی نیز علم کلام، را علم به عقاید دینیه، البته از طریق دلایل قطعی و یقینی معرفی می کند. جناب محقق لاهیجی هم تعبیر صناعتی نظری به کار برده که به وسیله آن انسان به اثبات عقاید دینی توانا می شود.

حال اگر ما بر این نکته نسبتاً مشترک توجه کنیم که حوزه و قلمرو علم کلام، عقاید دینی یعنی آن چیزی است که مؤمن باید به آن عقیده پیدا کند این سؤال پیش می آید که مؤمنین باید به چه چیزی اعتقاد داشته باشند؟ مؤمنین باید به وجود خدا، صفات سلبیه، ذاتیه و فعلیه اعتقاد داشته باشند. همچنین باید به افعال الهی همانند ارسال رسل، انزال کتب، بعثت پیامبران، نصب امامان معتقد باشد بنابراین بحث نبوت و امامت و تکالیف الهی باید از اعتقادات مؤمنین باشد.

البته وقتی از تکالیف سخن گفته می شود احکام تکلیفی الزامی، احکام تکلیفی غیرالزامی و احکام وضعی را شامل می شود و در اینجا منظور از تکالیف در مقابل حقوق نیست. این تکالیف برای سعادت انسان و آشکار شدن رابطه دنیا و آخرت است لذا انسان باید تکالیف خود را از شارع مقدس دریافت کند. همچنین بحث معاد یعنی آفرینش عالم و عوالم دیگر قبل از این دنیا از دیگر اعتقادات مؤمنین است. به تعبیر مرحوم مطهری علم کلام، علم بلاموضوع است و سنخیت مباحث علم کلام، همین عقیده داشتن نسبت به مواردی است که بیان شد لذا علم کلام، دانش و مهارتی است که اولاً با کمک متون اسلامی یعنی قرآن و سنت، و طهارت ائمه، عقاید دینیه را شناسایی، استخراج و نظام مند می کند و بعد با دلایل عقلی، نقلی یا حتی با روش های تجربی یا سایر روش ها به تبیین و اثبات آنها می پردازد و سپس به دفاع از این عقاید می پردازد.

یکی از نکاتی که متکلمین در دوره جدید به آن توجه دارند مسئله تبیین عقاید دینی است. قدما گاهی حتی به تعریف معارف اعتقادی هم نمی پرداختند و مثلاً به اثبات امامت می پرداختند اما ماهیت آن را مورد توجه قرار نمی دادند اما برخی نیز به تعریف، معاد و امامت و نبوت پرداخته اند. در یک قرن اخیر به مسئله تبیین هم توجه شده است لذا شهید مطهری در کتاب «امامت و رهبری» فقط به تبیین یا اثبات امامت نمی پردازد بلکه تبیین مؤلفه های امامت را نیز ذکر می کند.

قرآن چون کتاب هدایت است همه مسائل فقهی و اعتقادی را در نظامی شبکه ای بیان کرده است لذا وقتی قرار است علم کلام تبیین به دیسیپلین شود باید اول سراغ قرآن و سنت برود سپس سراغ تجربه و سایر روش های امروزی خواهیم رفت که البته همه این روش ها کارآمد نیستند. این تلقی ما از علم کلام بود.

اما درباره اینکه علوم انسانی چیست باید گفت یکی از نکاتی که حتی بسیاری از متخصصان در علوم انسانی همانند روانشناسی، جامعه شناسی و اقتصاد در ان دقت نمی کنند دقت در فرآیند علوم انسانی است. علوم انسانی به معنای مدرن که امروزه پذیرفته شده است از قرن نوزدهم توسط اگوست کنت و دیلتای ایجاد شد. اگوست کنت با نگاه پوزیتیویستی و دیلتای با نگاه هرمنوتیکی سراغ این دانش رفتند اما باید توجه کرد مباحث علوم انسانی قبل از قرن نوزدهم و از رنسانس به بعد، قرون وسطی، یونان باستان و در دوره تمدن اسلامی هم بوده است. حتی علوم انسانی که امروزه در قرن بیست و یکم با آن سر و کار داریم هم با علوم انسانی که اگوست کنت و دیلتای دنبال کردند نیز تغییر کرده است لذا باید این سیر تطور را بدانیم.

در یونان باستان امثال ارسطو و افلاطون که کتب مختلفی همانند سیاست و جمهوری را نوشتند به بحث هایی پرداختند که عمدتاً مربوط به جامعه مطلوب، انسان مطلوب و باید و نبایدهای تغییر جامعه موجود به مطلوب اما با روش عقلانی بود یعنی از منابع دینی استفاده نمی کردند اما توصیف انسان و جامعه محقَق را نیز چندان مورد توجه قرار ندادند. بعد از یونان و روم باستان و دوره هلنیسم، ما با قرون وسطی مواجه هستیم. در این دوره مسیحیت به ویژه از قرن پنجم به بعد امثال اگوستین، آنسلم و توماس آکوئیناس همین نگاه یعنی توصیف جامع و انسان مطلوب و تغییر انسان محقق به انسان مطلوب از علوم انسانی داشتند اما به اینکه انسان محقق چیست نمی پرداختند و تفاوت آنها با یونان و روم باستان در این بود که از مسیحیت نیز در کنار عقل استفاده می کردند و در واقع پیوندی بین مسیحیت و علوم زمانه خود برقرار کردند که به مسئله علوم انسانی بپردازند.

در همین دوره تمدن اسلامی را نیز شاهد هستیم و علوم انسانی که فارابی، خواجه نصیرالدین طوسی و بزرگان دیگر مورد توجه قرار دادند را که دقت کنیم متوجه می شویم دغدغه آنها مدینه فاضله و غیرفاضله است و یکسری باید و نبایدهایی را مطرح کردند که چگونه انسان و جامعه به مدینه فاضله منتهی شود اما باز به توصیف انسان محقق و جامعه تحقق یافته نمی پرداختند. در تمدن اسلامی امثال فارابی و خواجه نصیر چون در تفکر اسلامی و شیعی به سر می بردند مشخصاً از آموزه های شیعی همانند بحث امامت هم استفاده کردند و تعبیری که فارابی از رئیس دوم دوم یا اول مطرح می کند مبتنی بر آموزه هایی است که نسبت به امامت و نبوت دارد و این تفاوت آن با یونان و روم باستان و قرون وسطی است.

رنسانس که اتفاق افتاد چون گوهر مدرنیته از اواخر قرن پانزدهم و شانزدهم اصالت انسان بود بنابراین از اصالت انسان، انشعابی به نام عقل

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *