تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل آغازشناسی در شاهکار کلامی خفری، نابغه گمنام سده دهم هجری؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل آغازشناسی در شاهکار کلامی خفری، نابغه گمنام سده دهم هجری شامل 89 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل آغازشناسی در شاهکار کلامی خفری، نابغه گمنام سده دهم هجری را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل آغازشناسی در شاهکار کلامی خفری، نابغه گمنام سده دهم هجری با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل آغازشناسی در شاهکار کلامی خفری، نابغه گمنام سده دهم هجری با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل آغازشناسی در شاهکار کلامی خفری، نابغه گمنام سده دهم هجری تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل آغازشناسی در شاهکار کلامی خفری، نابغه گمنام سده دهم هجری را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آغازشناسی در شاهکار کلامی خفری، نابغه گمنام سده دهم هجری :

تعلیقه بر الهیات شرح تجرید ملاّعلی قوشچی / شمس الدین محمدبن احمد خفری؛ مقدمه و تصحیح فیروزه ساعتچیان. تهران: مرکز نشر میراث مکتوب ۱۳۸۲. ۲۳۲ ص، وزیری.

چکیده

در این مقاله به اهمیت تجریدالاعتقاد خواجه نصیرالدین طوسی و نقش آن در تاریخ علم کلام و اهمیت و ویژگی برخی از شروح آن و نیز تحلیل محتوایی تعلیقه خفری بر الهیات شرح قوشچی پرداخته شده و در پایان به اجمال، به نکات قوّت و کاستیهای تصحیح حاضر اشاره شده است.

کلید واژه: تجرید الاعتقاید، الهیات شرح قوشچی، تعلیقه خفری، علم کلام.

تمامی کسانی که در حوزه فلسفه و کلام تحقیق می کنند، بر این نکته اعتراف دارند که تجرید الاعتقاد خواجه نصیرالدین طوسی اوج تلاشهای متفکّران مسلمان در نزدیک ساختن کلام و فلسفه اسلامی است. دو جریان فکری در طول حیات پُربار خود، نزاع ها و تعارض های بسیاری با هم داشته و در رشد و بالندگی یکدیگر بسیار تأثیرگذار بوده اند. امّا هماره آثار فلسفی در یک سو و کتاب های کلامی در سوی دیگر قرار داشت. زیرا این دو هم در حوزه موضوع و ساختار و هم از حیث اسلوب و شیوه بحث متفاوت از یکدیگر بوده اند. اینجاست که می توان به اهمیت و ارزش تجرید الاعتقاد پی برد. زیرا خواجه در این شاهکار کلامی خود به خوبی توانست مباحث کلامی را به فلسفه نزدیک کند و صبغه ای فلسفی به کلام بدهد. از این رو از زمان تألیف و آفرینش تجرید الاعتقاد، توجه بیشتر متفکّران مسلمان به سوی آن معطوف شد؛ و حاشیه ها، تعلیقه ها و شروح متعدّدی به زبان های مختلف نوشته شد که از میان آنها دو شرح کشف المراد علاّمه حلّی و شرح تجرید قوشچی متمایز از دیگران است. کشف المراد علاّمه حلّی از موضوع این نوشتار خارج است. امّا شرح تجرید قوشچی که توسّط علیّ بن محمّد ملقّب به علاءالدین و معروف به ملاّ علی قوشچی درگذشته ۷۸۹ ه. ق از اندیشمندان و مشاهیر علمای عامّه نگاشته شده، جدای از آموزه های مربوط به نبوّت و امامت آن، در دیگر مباحث از شروح بسیار موفق تجرید به شمار می آید. به همین دلیل، بسیاری بر آن حاشیه و تعلیقه زده اند که از جمله آنهاست: تعلیقه شمس الدین محمّد بن احمد خفری از متکلّمان بزرگ سده دهم هجری.

اهمیّت این اثر تا بدانجاست که بزرگانی چون میرداماد، ملاّ شمسای گیلانی، آقا جمال خوانساری، ملاّ عبدالرزّاق لاهیجی، میرزا محمّد ابراهیم بن محمّد صدرالدین شیرازی، مولی احمد اردکانی یزدی، آقا محمد باقر وحید بهبهانی و شیخ حسین تنکابنی در نقد و تحلیل آن دست به قلم شده اند.

حاشیه خفری تنها شامل الهیات شرح تجرید قوشچی یعنی مقصد سوم این اثر از اثبات صانع تا نفی شریک باری از فصل دوم در صفات صانع است. به دیگر سخن حاشیه خفری شامل ۲ فصل است. فصل نخست که بسیار موجز می باشد درباره اثبات واجب تعالی است و فصل دوم که حجم اصلی رساله را تشکیل می دهد درباره برخی از صفات ثبوتی و سلبی واجب تعالی یعنی قدرت، علم، حیات، اراده، سمع و بصر، کلام، صدق، بقا و توحید الهی است.

۱. اثبات واجب تعالی

خواجه در تجرید الاعتقاد وجود واجب را از طریق ابطال دور و تسلسل چنین اثبات کرده است:

در میان موجودات هستی یا واجب الوجودی هست یا نیست. اگر باشد، مطلوب ما ثابت است. اگر نباشد، بدین معناست که تمامی موجوداتِ هستی، ممکن الوجودند. از سوی دیگر: ممکن الوجود، موجودی است که وجود و عدم برایش یکسان است و برای موجود شدن نیازمند علّت بیرونی است. بنابراین، موجودات عالم نیازمند علّتی بیرونی اند؛ و آن علّت بیرونی، بنا به فرض، نیز باید ممکن باشد و برای تحقّق نیازمند علّتی دیگر. این سلسله یا تا بی نهایت ادامه پیدا می کند (= تسلسل) یا باز به همان ممکنِ نخست بازمی گردد (= دور) و این هر دو از محالات است. پس سلسله ممکنات به واجب الوجود منتهی می شود.

خفری می گوید:

خواجه در اثبات واجب، شیوه حکمای الهی را در پیش گرفته و از طریق وجود استدلال کرده است. زیرا این راه از راهی که متکلّمان یا دانشمندان علوم تجربی پیموده اند و آن اثبات واجب از طریق حدوث یا امکان و یا حرکت است مختصرتر،محکم تر و شریف تر است؛ و اینکه خواجه تنها به یک دلیل بسنده کرده، بدان خاطر است که با همین دلیل مقصود حاصل می شود و نیز به خاطر قوّت این دلیل است.

خفری چهار تقریر از این برهان ارائه می کند. سپس خود دو برهان اقامه می کند و آن را از ابداعات خود و از براهین مناسب و درخور این بحث می انگارد.

برهان اوّل: اگر تمامی موجودات ممکن باشند، دور لازم می آید. زیرا تحقّق هر موجودی متوقّف بر ایجادی است. چرا که هر ممکنی با ایجاد موجود می شود؛ و هر ایجادی متوقّف بر وجود موجِد است. زیرا تا یک چیز خود موجود نباشد، نمی تواند چیز دیگری را ایجاد کند.

ملاّ صدرای شیرازی در الشواهد الربوبیّه و الحکمه المتعالیه و حاج ملاّهادی سبزواری در شرح منظومه به نقد این برهان پرداخته اند. میرداماد در حواشی خود بر تعلیقه خفری تفسیری از این برهان ارائه کرده و به تمامی انتقادها و شبهاتی که بر این برهان وارده شده، پاسخ داده است. عبدالرزّاق لاهیجی نیز به نوعی از تفسیری که از سوی میرداماد عرضه شده دفاع کرده است.

برهان دوم: مطلق هستی از آن حیث که موجود است، مبدأ و علّتی ندارد. زیرا اگر علّتی داشت، یا آن علّت بیرون از مطلق هستی بود یا داخل آن. بیرون از هستی، نیستی محض است. پس باید علّت هستی داخل مجموعه هستی باشد. این فرض هم باطل است. زیرا لازم می آید که یک چیز خودش بر خودش مقدّم باشد. چرا که علّت هستی از آن جهت که علّت است، باید بر معلول خود مقدّم باشد و از آن جهت که خود جزئی از مجموعه هستی است که همگی معلول اند، باید مؤخّر باشد.

خفری می گوید: «این برهان شایسته آن است که برهان صدّیقین نامیده شود؛ و صدّیقین آنان اند که به حق استشهاد می کنند نه بر حق» یعنی از خود واجب برای اثبات واجب استفاده می کنند نه از غیر واجب.

در ادامه به مطلب مهمی اشاره می کند و آن اینکه تمامی براهین اثبات واجب که مبتنی بر ابطال تسلسل نیست، منوط به یک مقدّمه بدیهی است و آن اینکه تمامی ممکنات چه متناهی باشند، چه غیر متناهی در امکان معدوم شدن یکسان اند. در پایان این بحث در توجیه تطویل در ارائه براهین اثبات واجب می گوید:

علّت این تطویل آن است که تمامی این براهین به منزله مشعلی برای زدودن تاریکی جهل می باشند و گردآمدن تمامی آنها در کنار هم در استحکام و قوّت بخشیدن باور به مبدأ هستی بسیار مؤثّر است.

۲. قدرت واجب تعالی

متکلّمان قدرت را به «صحّت انجام فعل و ترک آن» تعریف کرده اند. صحّت در این تعریف به معنی امکان است. پس قدرت یعنی «امکان انجام یا ترک یک فعل». بنابراین تعریف، انجام یا ترک فعل لازمه ذات نیست تا انفکاکش محال باشد.

فلاسفه نیز با دو عبارت نزدیک به هم قدرت را این گونه تعریف کرده اند:

۱. صحّت صدور و عدم صدور فعل. به دیگر سخن: امکان صدور و عدم صدور فعل، برای فاعل.

۲. اینکه فاعل اگر بخواهد انجام دهد و اگر نخواهد انجام ندهد.

خفری بر این باور است که میان معنایی که متکلّمان ارائه کرده اند و قدرت از دیدگاه فلاسفه تلازم است. بنابراین می توان ادّعا کرد در مورد قدرت حق تعالی هر دو گروه بر یک معنا اتفّاق نظر دارند؛ و هر دو بر این عقیده اند که اگر اراده الهی را در نظر نگیریم، ایجاد و عدم ایجاد عالم، نسبت به ذات الهی ممکن است؛ و اگر اراده الهی را اعتبار کنیم، ایجاد عالم واجب است.

اختلاف این دو گروه در حدوث و قدم عالم و در این قاعده است که آیا ترجیح فاعل مختار بدون مرجّح جایز است یا نه؟

متکلّمان اشعری معتقدند اینکه خداوند قادر مطلق است، بدین معناست که می توانسته جهان را خلق کند و خلق کرده. به دیگر سخن: قدرت الهی مقتضی آن است که فرض کنیم جهان نبوده و بعد بر اثر اراده و قدرت الهی موجود شده؛ و این دقیقا به معنای حدوث عالم است. بنابراین اگر جهان را قدیم فرض کنیم، قدرت مطلقه الهی بی معنا می شود. به عبارت دیگر: قدرت الهی و حدوث عالم، لازم و ملزوم یکدیگرند.

در مقابل، حکما بر این باورند که جهان، حادث ذاتی است؛ یعنی چون جهان معلول و حق تعالی علّت است، حق تعالی ذاتا بر جهان تقدّم رتبی دارد. پس او قدیم ذاتی و جهان حادث ذاتی است.۱

از سوی دیگر چون ترجیح بدون مرجّح محال است، علم الهی به مصلحت موجود در ایجاد عالم، مرجّح ایجاد و حدوث آن شده است. به دیگر سخن: حکما به نوعی ایجاب خاص معتقدند؛ و آن ایجاب وجود حادث (= عالم) به لحاظ علم واجب تعالی به نظام خیر و مصلحت موجود در آفرینش جهان است؛ و این با قدم عالم منافات دارد.

امّا متکلّمان اشعری به گمان اینکه ایجاب با حدوث عالم و قاعده بدیهی استحاله ترجیح بدون مرجّح منافات دارد، آن را به طور مطلق نفی کردند.

یکی دیگر از مباحثی که در این قسمت مطرح شده، پاسخ به پرسشی است که متکلّمان و حکما در آن اختلاف دارند و آن اینکه قدرت بر انجام فعل، پیش از وجود فعل است یا همزمان با وجود فعل یا در هر دو حال وجود دارد؟

متکلّمان اشعری معتقدند که فاعل پیش از وجود فعل، قدرت بر فعل ندارد. قدرت فاعل همزمان با وجود فعل است.

معتزله بر این باورند که قدرت فاعل پیش از وجود فعل است.

خفری پس از نقل و ردّ ادّله متکلّمان تصریح دارد که: نزاع در این مسئله لفظی است. زیرا در اینجا چند احتمال وجود دارد:

۱. اگر منظور از قدرت، قوّه ای باشد که مبدأ تأثیر است چه همراه تمامی شرایط تأثیر باشد چه نباشد هم پیش از فعل وجود دارد و هم همزمان با فعل.

۲. اگر منظور از قدرت، قوّه ای باشد که همراه با تمامی شرایط تأثیر است، در این صورت، قدرت تنها در حین فعل وجود دارد. (=نظریه اشاعره)

۳. امّا اگر منظور از قدرت، قوّه ناقصی باشد که با عدم تحقّق تمامی شرایط همراه است، در این صورت قدرت، تنها پیش از فعل وجود دارد. (= نظریه معتزله)

از دیگر مباحث مهمّی که در این قسمت طرح شده، مسئله عمومیت و شمول قدرت الهی نسبت به تمامی ممکنات حتّی افعال بندگان است:

اشاعره معتقدند که قدرت الهی شامل همه چیز حتّی افعال بندگان است و بندگان در افعال خویش هیچ اراده ای ندارند. در مقابل، معتزله معتقدند که بندگان در کارهای خود اختیار دارند. امامیه نیز راه میانه را در پیش گرفته اند.

بحث پایانی این بخش، از مسائل بسیار مهم و جنجالی مربوط به گستره قدرت الهی یعنی مسئله شرور است. آیا قدرت الهی شامل شرور هم می شود؟ یا اینکه خدا تنها فاعل خیرات است و شرور منشأ دیگری دارد؟ ثنویه برای خیر و شرّ دو منشأ جداگانه و مستقل در نظر گرفته اند و معتقدند چون خدای تعالی خیر محض است، نمی تواند موجِد شرّ باشد. خفری در پاسخ شبهه ثنویه می گوید: اشیا و پدیده ها پنج دسته اند:

۱. چیزی که هیچ خیری ندارد.

۲. چیزی که هیچ شرّی ندارد.

۳. چیزی که خیر و شرّ آن برابرند.

۴. چیزی که خیر آن بیشتر است.

۵. چیزی که شرّ آن بیشتر است.

واجب تعالی چون مبدأ شرّ نمی تواند باشد، تنها قسم دوم و چهارم از او صادر می شوند. عدم صدور شرور از واجب تعالی نه به دلیل ضعف و ناتوانی او، بلکه به دلیل عدم قابلیت شرور و عدمی بودن آنهاست.

۳. علم واجب

درباره علم الهی نیز بحث ها و نزاع های متعددی میان متکلّمان و حکما رخ داده است. از جمله اینکه آیا علم الهی شامل جزئیات هم می شود یا تنها منحصر در کلّیات است؟ خواجه همچون بیشینه حکما بر آن است که علم باری به طور مطلق است و شامل تمامی کلّیات و جزئیات می شود. او نخست دلیل های سه گانه ای را طرح و سپس به ردّ شبهات مخالفان خود می پردازد.

قوشچی در قسمتی از عباراتی که در توضیح برهان اوّل خواجه ایراد کرده، ادّعای عجیبی دارد و آن اینکه علم الهی را می توان به ادلّه نقلی اثبات کرد.

گروهی بر این ادّعا اشکال کرده اند که: در این صورت، دور پیش می آید. زیرا از یک سو اثبات علم الهی منوط به ادّله نقلی (روایات و آیات) شده است. از سوی دیگر حجّیت احادیث و آیات (یعنی صدق و راستی پیامبر و ائمّه) منوط به علم و قدرت الهی است.

خفری در توجیه سخن قوشچی می گوید: شاید مقصود وی استناد به ادلّه شرعی در اثبات شمول علم الهی باشد، نه اصل علم الهی. نیز ممکن است منظور وی استناد به ادلّه نقلی در اثبات علم الهی پیش از ایجاد ممکنات باشد.

خفری پس از تبیین زیبای آنچه گذشت، اندیشه خود را طرح می کند. او با تقسیم علم الهی به اجمالی و تفصیلی در صدد حلّ شبهات بر می آید.

علم کمالی اجمالی که عین ذات باری است بدان معناست که واجب تعالی به گونه ای است که به اعتبار ذاتش منشأ انکشاف تمامی موجودات است. در شهود علمی کمالی، ذات واجب تعالی به ذات خود و به تمامی ممکنات، عالم است و در عین حال، خود هم علم است و هم معلوم؛ و تغایر میان این معانی اعتباری است.

علم تفصیلی، علمی است که عین آن چیزی است که در خارج ایجاد کرده است؛ و دارای چهار مرتبه است:

۱. مرتبه ای که در شرع بدان قلم، نور و عقل گویند! صوفیان و عرفا «عقل کل» می نامندش و حکما «عقول». بنابراین «قلم نخستین» موجودی است که ذاتا به همراه تمامی آنچه در او نهفته است، نزد واجب تعالی حضور دارد.

این مرتبه نسبت به علم اجمالی، علم تفصیلی است، امّا نسبت به باقی مراتب، علم اجمالی است.

۲. آنچه در شرع «لوح محفوظ» نامیده می شود؛ و نزد صوفیان و عرفا «نفس کل» و نزد حکما «نفوس فلکی مجرّد».

لوح محفوظ به همراه تمامی صور کلّیات که در آن نقش بسته، نزد واجب تعالی حاضر است. پس لوح محفوظ، نسبت به دو مرتبه که فراتر از آن قرار دارند، علم تفصیلی است.

۳. کتاب محو و اثبات، همان قوای جسمانی است که صور جزئیات مادّی در آنها نقش بسته و به همراه همان صورتها نزد واجب تعالی حاضر است.

۴. موجودات خارجی اعم از اجرام علوی و سفلی و احوال آنها : این موجودات نیز در مرتبه ایجاد نزد واجب تعالی حاضرند.

بنابراین، تمامی ممکنات چه کلّی و چه جزئی، چه صورت های ادراکی و چه موجودهای عینی در مرتبه ایجاد نزد واجب تعالی حاضرند

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *