تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

تحولی در ارائه‌ها با فایل پاورپوینت کامل آیت الله بهجت(ره) در کلام علما و بزرگان!

اگر به دنبال یک روش ساده اما حرفه‌ای برای ارائه‌ی مطالب خود هستید، فایل پاورپوینت کامل آیت الله بهجت(ره) در کلام علما و بزرگان بهترین انتخاب شما خواهد بود. فایل پاورپوینت کامل آیت الله بهجت(ره) در کلام علما و بزرگان از پایه بر اساس اصول طراحی مدرن ساخته شده و تضمین می‌کند که اسلایدهای شما جذاب، منظم و آماده‌ی استفاده باشند.

فایل پاورپوینت کامل آیت الله بهجت(ره) در کلام علما و بزرگان شامل 120 اسلاید است که با ترکیب بصری زیبا و چیدمانی حرفه‌ای، ارائه‌ی شما را به سطحی بالاتر می‌برد.

چرا باید از فایل پاورپوینت کامل آیت الله بهجت(ره) در کلام علما و بزرگان استفاده کنید؟

طراحی حرفه‌ای: هر اسلاید فایل پاورپوینت کامل آیت الله بهجت(ره) در کلام علما و بزرگان با دقت بالا تنظیم شده تا بیشترین تأثیر را روی مخاطبان بگذارد.

صرفه‌جویی در زمان: نیازی نیست ساعت‌ها وقت خود را برای طراحی پاورپوینت بگذارید، همه چیز آماده است.

استفاده‌ی آسان: بدون نیاز به ویرایش‌های پیچیده، کافی است فایل را باز کنید و ارائه دهید.

فایل پاورپوینت کامل آیت الله بهجت(ره) در کلام علما و بزرگان قابل استفاده در هر محیطی: چه در دانشگاه، چه در جلسات کاری، فایل پاورپوینت کامل آیت الله بهجت(ره) در کلام علما و بزرگان حرفه‌ای نیاز شما را کاملاً برآورده خواهد کرد.

متمایز باشید!

دیگر نگران بهم‌ریختگی یا طراحی‌های غیرحرفه‌ای نباشید. فایل پاورپوینت کامل آیت الله بهجت(ره) در کلام علما و بزرگان به شما این امکان را می‌دهد که بدون دغدغه روی محتوای خود تمرکز کنید و ارائه‌ای تأثیرگذار داشته باشید.

همین حالا دریافت کنید و تجربه‌ای متفاوت از ارائه‌های حرفه‌ای را داشته باشید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل آیت الله بهجت(ره) در کلام علما و بزرگان :

امام خمینی (ره)
امام (ره) عنایت خاصی به آیت الله بهجت داشتند، نقل چند جریان در این ارتباط، مدعای ما را اثبات می کند:
آیت الله مسعودی می گوید:
« من در ضمن چهار پنج سالی که خدمت امام بودم یادم هست که دو سه مرتبه امام فرمود: فلانی، فردا صبح می خواهیم برویم منزل آقای بهجت. و فردای آن روز بلند می شدیم و می آمدیم منزل ایشان، همین منزلی که اکنون در آن ساکن هستند، و در اولین اتاق ورودی با همین فرشهایی که الان موجود است یکی دو دقیقه می نشستیم، سپس امام اشاره می کردند و من بیرون می رفتم و ایشان حدود نیم ساعت با آقای بهجت به گفتگو می پرداختند بعد امام بیرون می آمدند و می رفتیم. اما اینکه درباره چه مسائلی گفتگو می کردند، نمی دانم خودشان می دانستند و خدا.
همچنین دو سه مرتبه در همان بحبوحه نهضت ۴۱ یا ۴۲ آقای بهجت به من فرمودند که شما به آقای خمینی بگویید فردا صبح ساعت فلان دو رأس گوسفند قربانی کند و من می آمدم به امام اطلاع می دادم، ایشان هم بلا فاصله به من می گفت شما به قصاب (آقای فرجی که اکنون نیز در قید حیات هست) بگویید دو رأس گوسفند از طرف ما قربانی کند بعد پولشان را می دهیم.
بار دیگر نیز آقای بهجت به من پیغام داد که به امام بگویم: سه رأس گوسفند قربانی کند، آقا هم بلافاصله دستور داد سه رأس قربانی کنند.
اینها همه مسائلی بود که بین امام و آیت الله بهجت بود و ما فقط ظواهرش را می دیدیم و از باطنش اطلاع نداشتیم.
نیز هنگامی که امام در جماران ساکن بودند آقای بهجت به من فرمودند: یک نامه کوچکی دارم شما این را به آقا برسانید، من نامه را گرفتم توی پاکت گذاشتم و بردم در جماران خدمت امام دادم.
در هر صورت رابطه این دو بزرگوار خیلی تنگاتنگ بود، چندین بار نیز حضرت امام با آقای شیخ حسن صانعی منزل آقای بهجت رفتند؛ زیرا هنگامی که امام قم بودند من و آقای شیخ حسن صانعی همیشه در خدمت امام بودیم.
آیت الله بهجت هم به امام عنایت خاصی داشتند.
یکی از شاگردان امام قدس سره در خاطره ای می گوید: « پس از آزادی حضرت امام از زندان و ورودشان به قم در سال ۱۳۴۱ ه.ش. مردم در تمام محله های قم جشن گرفتند و منزل هر روز آکنده از جمعیت بود، در آن زمان حضرت آیت الله العظمی بهجت نیز از کسانی بود که هر روز به منزل امام تشریف می آوردند و مدتی بر در یکی از حجرات بیت ایشان می ایستادند وقتی به ایشان پیشنهاد شد که شایسته نیست بیرون اتاق بایستید، لااقل در داخل اطاق بنشینید. ایشان در جواب فرمود: من بر خود واجب می دانم که جهت تعظیم این شخصیت ارزنده به اینجا آمده و دقایقی بایستم و سپس باز گردم. »
آیت الله مصباح نیز در این باره می گوید:
« مرحوم آقا مصطفی(ره) از پدرشان مرحوم امام (ره) نقل می کرد:
آقا معتقدند جناب آقای بهجت دارای مقامات معنوی بسیار ممتازی هستند.

از جمله مطالبی که از پدرشان درباره آقای بهجت نقل می کردند این بود که: ایشان دارای موت اختیاری هستند، یعنی قدرت این را دارند که هر وقت بخواهند روح خویش را از بدن به اصطلاح خلع کنند و بعد مراجعت کنند. این یکی از مقامات بلندی است که بزرگان در مسیر سیروسلوک عرفانی ممکن است به آن برسند، و همینطور مقامات معنوی دیگری در معارف توحیدی که زبان بنده یارای بحث درباره این زمینه ها را ندارد. »
هم او در جای دیگر می گوید:
« مرحوم حاج آقا مصطفی از قول امام نقل می کردند: وقتی امام (که ارتباط نزدیکی با مرحوم آقای بروجردی داشتند) دیده بودند که زندگی آقای بهجت خیلی ساده است، برای کمک به زندگی ایشان یک وجهی از مرحوم آقای بروجردی گرفته بودند، وقتی آورده بودند برای آقای بهجت ایشان قبول نکرده بودند و امام هم مصلحت نمی دیدند آن وجه را برگردانند، به هر حال با یک چاره اندیشی حضرت امام فرموده بودند (این طور که نقل کردند): من از مال خودم به شما می بخشم، و شما اجازه بدهید من این را دیگر بر نگردانم. تا اینکه به این صورت ایشان به عنوان هبه از ملک شخصی حضرت امام قبول کردند. »
باز آیت الله یزدی در مورد عنایت ویژه حضرت امام به ایشان می گویند:
« در یکی از شرفیابی های خبرگان رهبری به خدمت حضرت امام راحل رحمه الله، از ایشان رهنمودی برای مسائل اخلاقی خواسته شد، حضرت امام، خبرگان را به حضرت آیت الله العظمی بهجت حواله دادند. و در جواب اظهار خبرگان که ایشان کسی را نمی پذیرد، فرمودند: آنقدر اصرار کنید تا بپذیرد. »

آیت الله خامنه ای (دامت برکاته):
« آن بزرگوار (آیت الله العظمی بهجت) که از برجستگان مراجع تقلید معاصر به شمار می رفتند، معلم بزرگ اخلاق و عرفان و سرچشمه فیوضات معنوی بی پایان نیز بودند. دل نورانی و مصفای آن پارسای پرهیزگار، آیینه ی روشن و صیقل یافته ی الهام الهی، و کلام معطر او راهنمای اندیشه و عمل رهجویان و سالکان بود. »

علامه طباطبایی (ره):
« ایشان (آیت الله بهجت) عبد صالح است. »

آیت الله بهاء الدینی (ره):
« الآن ثروتمند ترین مرد جهان (از جهت معنوی) آقای بهجت است. »

آیت الله فکور (ره):
آیت الله محمد حسن احمدی می گوید: آیت الله فکور خیلی نسبت به آقای بهجت عنایت داشتند و می فرمودند:
« آقای بهجت از جمله افرادی هستند که مخصوصاً در صراط معنویت فوق العاده هستند. »

آیت الله حاج سید عبدالکریم کشمیری(ره)
از محضر ایشان سؤال شد: اکنون چه کسی را به عنوان استاد کامل معرفی می کنید؟
فرمودند:« آقای بهجت، آقای بهجت. »

آیت الله سید احمد فهری
از ایشان نیز پرسیده شد: اکنون چه کسی را به عنوان استاد کامل معرفی می کنید؟
فرمودند:« آقای بهجت، آقای بهجت. »

آیت الله شیخ عباس قوچانی (ره)
آقای مصباح می گوید:
« از جمله کسانی که درباره حضرت آقای بهجت اعتقاد به کمالات فوق العاده داشت آقا شیخ عباس قوچانی، جانشین مرحوم آقای قاضی در مسائل اخلاقی و عرفانی بودند که در نجف متوطن بود (و فرزندش نماینده ولی فقیه در ستاد مشترک است.)
ایشان می فرمود: وقتی که آقای بهجت خیلی جوان بودند و هنوز سنشان به بیست نرسیده بود (تعبیرشان این بود که هنوز محاسنشان درست در نیامده بود) به مقاماتی رسیده بودند که ما به واسطه ارتباط نزدیک و رفاقت صمیمانه ای که داشتیم اطلاع پیدا کردیم، و ایشان از من عهد شرعی گرفتند تا زنده هستم آنها را جایی نقل نکنم. و به نظرم همین موت اختیاری را مطرح می کردند. »
کسی که در آن سن به این مقامات رسیده باشد باید حدس زد که در سن هشتاد سالگی و بعد از یک عمر طولانی سیروسلوک و استقامت در راه بندگی خدا و انجام وظایف، به چه پایه ای از قرب خدا رسیده باشد. وهمین باعث می شود که هر مؤمن پاک سرشتی که ایشان را می بیند مجذوب شود، مخصوصاً آن حالات عبادی ایشان را، و اگر کسی مؤفق بشود در نمازهای ایشان شرکت کند، مایه برکات بسیار زیادی است.

آیت الله مشکینی:
« ایشان (آیت الله العظمی بهجت) از جهت علمی هم در فقه و هم در اصول، در یک مرتبه خیلی بالایی در میان فقهای شیعه قرار دارند، و از جهت تقوا و کمالات و عظمت روحی در مرحله ای بالاتر از آن می باشند، و استادانی که ایشان از آنها استفاده کرده اند نیز در مقام خیلی بالایی قرار دارند که ما باید مانند ستاره ها به آنها بنگریم؛ لذا سزاوار است که در اطراف وجود ایشان کتابها نوشته شود. »

آیت الله علامه محمد تقی جعفری(ره):
« اینکه در روایات آمده است که « هر کس عالمی را در چهل روز زیارت نکند، مات قلبه (قلبش می میرد) و همچنین « زیاره العلماء أحبّ إلی الله تعالی من سبعین طوافاً حول البیت: زیارت علماء در نزد خدا محبوبتر از هفتاد بار طواف نمودن در گرد خانه {خدا} می باشد. » مصداق بارز «علما» آیت الله بهجت هستند. صرف دیدن و ملاقات کردن ایشان خود سر تا پا موعظه است. من هر وقت ایشان را می بینم تا چند روز اثر این ملاقات در من باقی است، و در واقع هشدار دهنده برای ما می باشد. »

آیت الله بُدلا:
« وضع مقامات آقای بهجت از همان زمانی که درس آیت الله بروجردی می رفتیم روشن بود، و معلوم بود که ایشان لیاقت چنین مقاماتی را دارند. »

آیت الله طاهری شمس:
« آیت الله العظمی بهجت به یک افقی رسیده که وقتی به احکام و دستورات اسلام نگاه می کنند، فتوایی را می دهند که مورد رضا و توجه خدا هست و خلاف در آن نیست. »

آیت الله شیخ جواد کربلایی:
« در این چند سال که در تهران و قم هستم از بعضی اشخاص درباره آیت الله العظمی بهجت مطالبی شنیدم که حاکی از این است که ایشان واجد الطاف خاصه الهی هستند، « هنیئاً له ثم هنیئاً له: گوارایش باد، و گوارایش باد! » بنده زبان حالم به ایشان این است:
هر چند بردی آبم، رو از درت نتابم
جور از حبیب خوشتر، کز مدعی رعایت
ای آفتاب خوبان! می سوزد اندرونم
یک ساعتم بگنجان در سایه عنایت
و نیز عرضه می دارم:
اگر شراب خوری، جرعه ای فشان بر خاک
به مذهب همه، کفرطریقت است امساک »

آیت الله آذری قمی:
« حضرت آیت الله العظمی بهجت شاگرد آیت الله العظمی نائینی و آیت الله العظمی محقق اصفهانی هستند، سوابق درخشانش در تحصیل و تدریس غیر قابل انکار است، به طوری که بعضی از فضلای با سابقه حوزه علمیه قم ۱۵ سال از محضر درس ایشان استفاده شایانی کرده اند. و اکنون خود آنان از مجتهدین به نام هستند.
علاوه بر علم، در عمل و تقوا و ورع نیز ایشان در شهر قم زبانزد خاص و عام است، و به قول بعضی از دوستان ایشان را نمی شود گفت آدم با تقوایی است، بلکه عین تقوا و مجسمه تقواست، و تقوا و عدالت یکی از بهترین صفات مرجع تقلید است که در ایشان یافت می شود. »

آیت الله مسعودی خمینی:
« امثال آقای بهجت همیشه در هر دوران کم بوده اند، باید از ایشان استفاده کرد. و بخصوص از نظر اخلاقی و معنوی سطح بالایی دارد، همه و بویژه جوانان و کسانی که دنبال اخلاقیات می باشند خدمت ایشان بروند و درس اخلاق بگیرند، حتی چهره اخلاقی و معنوی آقا خیلی کارساز است. »

آیت الله محمد حسین احمدی فقیه یزدی:
« روز قیامت که روز احتجاج است برای ما یقینی است که آیت الله العظمی بهجت جزء حجتهای الهی هستند، و اگر ما واقعاً نتوانیم از محضرشان درست استفاده کنیم و درست تربیت بشویم محکوم می شویم و نمی توانیم جواب صحیح الهی را بدهیم. »

آیت الله مصباح یزدی
دوری از شهرت
ایشان [آیت الله بهجت] احتراز داشتند از اینکه بعنوان غیر از فقاهت اصلاً شناخته بشوند و از مسائل علمی عرفانی و بحث های نظری و اینها که هیچ اصلاً اظهاری نمی کردند. مطلبی هم که دلالت داشته باشد بر اینکه خود ایشان یک کمال معنوی دارند چیزی می دانند کشف می کنند از گذشته از حال از آینده، جدّاً خودداری می کردند و کتمان می کردند. آن سال هایی که آن وقت ها ما خدمتشان می رسیدیم کاملاً محسوس بود که ایشان سعی دارند هیچ امر غیرعادی که از همه علما انتظار می رود از ایشان انتظار نرود و ایشان بعنوان دیگری شناخته نشوند.
هیچ امری که دلالت داشته باشد بر یک جهت غیرعادی برای ایشان، ابراز نمی کردند، خیلی اشارات بعیدی از کلام هایشان می شد استفاده کنند یک چیزهایی ما خودمان حدث می زدیم اما هیچ ابرازی از طرف خود ایشان نمی شد.
مطالبی هم اگر احیاناً بعنوان مطالب اخلاقی می فرمودند خیلی مطالبی بود که ظاهرش مثلاً یک آیه ای می خواندند روایتی یا حدیثی یا داستانی نقل می کردند در همین حدّها، بعد طوری برخورد می کردند با ما که اصلاً ما جرأت نمی کردیم، حالا شاید هم از بی لیاقتی بنده بود مثلاً یک سؤال به قول شما عرفانی از ایشان بکنیم و اگر هم اتفاقاً یک وقتی فرصتی می شد یک چیزی عرض می کردیم ایشان یک جوری جواب می دادند که کأنّه یک کلیاتی بیان می کردند معلوم نشود که با خود ایشان ارتباط دارد، ولی ما قلباً مخصوصاً با چیزهایی که شنیده بودیم از دوستانی که در نجف داشتند و بزرگان دیگر قلباً می دانستیم که ایشان مقاماتی دارند اما از خود ایشان هیچ چیزی شاهدی نداشتیم و این جریان بود تا این سال های اخیر یک چیزهایی از ایشان ظاهر شد گویا مأموریتی داشتند که اظهار کنند والا در آن سال های قبلی اینکه بنده عرض می کنم بیش از پنجاه سال قبل است هیچ اظهاری نمی کردند و اباء داشتند از اینکه عنوان دیگری غیر از فقیه به ایشان اطلاق بشود.
فعالیت های اجتماعی و سیاسی
موقعی که نهضت حضرت امام رضوان الله علیه و نهضت روحانیت شروع شد و داستان مدرسه فیضیه و حمله کماندوها به مدرسه فیضیه در حضور مرحوم آیهالله العظمی گلپایگانی رضوان الله علیه طلبه ها مورد هجمه واقع شدند بعضی ها را از بالای پشت بام مدرسه فیضیه پرت کردند در رودخانه در مدرسه، اینها مرحوم آقای بهجت ضمن اظهار حساسیت و تأسف نسبت به این مسائل اصرار می کردند که سعی کنید این حوادث را ضبط کنید بنویسید و ممکن است اینها چندی بگذرد فراموش بشود یا تحریف بشود و مؤکداً اصرار می کردند که نگذارید اینها فراموش بشود و خود ایشان هم در مقام محکوم کردن اینجور کارها و زشتی و عظمت گناه و فجایعی که انجام می گرفت به صورت های مختلف یک نوع مسئولیتی برای خودشان می دانستند که اینها را زنده نگه دارند.
و همین که ایشان اصرار می کردند به هر حال ما هم روی علاقه ای که داشتیم و می دانستیم ایشان بی جهت به یک چیزی تأکید نمی کنند از همان وقت ها به فکر این افتادیم که این مسائل را دنبال کنیم چون بالاخره وقتی آدم بخواهد قضایایی را ثبت بکند و یادداشت بکند و اینها باید اطلاعات دقیق داشته باشد، ناچار باید حضور داشته باشد بپرسد تحقیق کند تا دقیقاً ثابت بشود یعنی واقعیت آن طور که هست ثبت بشود و جلوگیری بشود از تحریف ها و اینها.
به این مناسبت کم کم و روز به روز جریانات مبارزات داغتر می شد و مزاحمتی که برای روحانیون و منبری ها و زندان و تبعید و اینها پیش می آمد به این مناسبت ها ایشان هم اشاراتی می فرمودند یا اشاره ای که مثلاً چه باید کرد و اینها، گاهی حرف های خیلی ساده ایشان می توانست فتح بابی باشد برای یک نوع فعالیت و بعضی از دوستانی که در درس ایشان شرکت می کردند بخاطر همین تأکیدات ایشان رفتند سراغ فعالیت های اجتماعی و سیاسی، بخصوص در بخش کارهای تبلیغاتی و فرهنگی، یعنی من بخواهم بطور زبان ادبیات روز عرض بکنم مبارزاتی که از آن زمان شروع شد به رهبری حضرت امام رضوان الله علیه و سایر مراجع یک بُعدش ضعیف بود و آن بُعد تبلیغاتی و فرهنگی اش بود. و اتفاقاً ایشان روی این بُعد از مبارزات تکیه می کردند، ما را هل می دادند به اینکه این جهتش را جبران کنید تقویت کنید و همین باعث این شد که ما در این فعالیت ها در حدّ توان و بضاعت خودمان شرکت کنیم و بخصوص به بُعد تبلیغاتی و فرهنگی اش اهمیت بدهیم.
اینکه من عرض کردم محرّک من در شروع این فعالیت ها این بوده همین جهت بود که ایشان تأکید می کردند برای بخصوص تقویت بُعد فرهنگی و تبلیغاتی مبارزه، ما هم روی حسن ظنّی که به فرمایشات ایشان داشتیم این را یک وظیفه مؤکدی برای خودمان می دانستیم و در حدّی که ازمان برمی آمد دنبال می کردیم.
درس اخلاق
مرحوم آیهالله مشکینی رضوان الله علیه که رئیس مجلس خبرگان بودند ایشان نقل می فرمودند که ما خدمت حضرت امام شاید هم گفتند بارها برای مسائل اخلاقی و اینها مطرح کردیم و گفتیم به کی مراجعه کنیم در اینگونه مسائل و ایشان می فرمودند به آقای بهجت مراجعه کنید، عرض می کردیم ایشان نمی پذیرند اباء دارند از اینکه مثلاً به این عنوان شناخته بشوند و مطرح بشوند و اینها، امام می فرمودند که باز می فرمودند به ایشان مراجعه کنید اصرار کنید.
کس دیگری را ایشان به این عنوان معرفی نکردند مرحوم امام رضوان الله علیه، بنده هم از مرحوم آقا مصطفی رضوان الله علیه شنیدم که ایشان می گفتند که آقا حضرت امام رضوان الله علیه ایشان نظر خاصی به آقای بهجت دارند و گاهی برای بعضی حاجاتشان و مشکلاتشان و اینها به ایشان ارجاع می دادند.
مقامات عالیه معنوی
مرحوم آقامصطفی راجع به مقامات معنوی ایشان، ایشان نقل می کردند ناقلش ایشان هستند بنده هم بلاواسطه از خود آقامصطفی شنیدم که ایشان می فرمودند که امام معتقدند آقای بهجت خیلی مقامات عالیه معنوی دارند و حتی در ذهنم هست که این تعبیر را کردند که ایشان موت اختیاری دارد، این را مرحوم آقامصطفی از امام نقل می کرد درباره آقای بهجت و این را مطمئن هستم این داستان را افراد موثقی نقل کردند حالا یادم نیست آقامصطفی نقل کردند یا کس دیگری که یک وقتی امام متوجه شده بودند که ایشان از لحاظ مسائل مادّی و اینها در تنگنا هستند، آن وقت ایشان مرحوم امام با مرحوم آقای بروجردی رابطه خیلی نزدیکی داشتند اوائلی بود که مرحوم آقای بروجردی تشریف آورده بودند قم و حضرت امام یکی از عناصر اصلی در تثبیت مرجعیت ایشان و اقامت ایشان در قم داشتند.
ایشان از آقای بروجردی یک هدیه ای را برای آقای بهجت گرفته بودند وقتی آورده بودند آقای بهجت قبول نکردند و بعد ایشان هم خیلی نگران شده بودند که حالا من از آقای بروجردی بعنوان اجبار کمک گرفتم بروم پس بدهم زشت است سوء تفاهم می شود چه کارش بکنم.
بالاخره یک راهی به نظرشان رسیده بود که ایشان از مال خودشان به آقای بهجت تقدیم کنند و آن را خودشان بردارند آن را که از آقای بروجردی گرفته بودند، حالا من نمی دانم به چه صورتی این راه را انتخاب کرده بودند، بالاخره آقای بهجت هدیه از شخص امام را از مال شخصی شان قبول کرده بودند اما اینکه از وجوهات بود و از مرحوم آقای بروجردی گرفته بودند ایشان این را نپذیرفتند، این نقلی است از آن وقت. منظورم این است که قرائن زیادی هست بخصوص از نقل های بی واسطه ای که مرحوم آقامصطفی می کردند که حضرت امام یک نظر خاصی نسبت به آقای بهجت دارند و مؤیدش هم همان فرمایش مرحوم آقای مشکینی بود که ما هرچه خواستیم که شما یک استاد اخلاقی معرفی بفرمایید غیر از آقای بهجت کسی را امام معرفی نفرمودند.
انجام واجبات، ترک محرمات
چیزی که در زندگی ایشان [آیت الله بهجت] کاملاً بیّن بود و هر کس اندکی با ایشان معاشرت پیدا می کرد یا از فرمایشات ایشان استفاده می کرد متوجه می شد ایشان تمام سخنانشان و رفتارشان روی یک محور متمرکز بود و اینکه تقرب به خدای متعال یا کمال حقیقی برای انسان جز در سایه اطاعت خدا و عمل به دستورات شریعت حاصل نمی شود، هیچ راه دیگری وجود ندارد.
تکیه کلام ایشان انجام واجبات ترک محرمات، هرکه از ایشان می پرسید چه باید بکنیم چه دستور اخلاقی شما توصیه می کنید محورش همین بود انجام واجبات ترک محرمات، تکیه کلام ایشان در تمام مدتی که ما خدمت ایشان می رسیدیم و گاهی صحبت از مسائل اخلاقی و معنوی می شود مسلّمات شریعت بود، این مطلب را بارها تکیه می کردند که اگر ما آنچه از شریعت می دانیم عمل کنیم خدا آنچه لازم باشد به ما خواهد فهماند، لزومی ندارد که بگردیم دنبال یک چیزهایی که خیلی مجهول هست و یک اسراری هست کسانی می دانند هیچ کس نمی داند، می فرمودند هرچه در شریعت بیشتر روی آن تأکید شده آیات قرآن و روایات بیشتر به آن تأکید کرده این دلیل این است که آن راه راه تقرب به خدا مهمتر و مؤثرتر است.
عرفان های کاذب
مرحوم آقای بهجت برای خودشان کأنّه یک رسالتی قائل بودند که در مقابل خرافات و دکان داری هایی که در این زمینه وجود دارد و کسانی به نام عرفان و مسائل اخلاقی و قطبی و مرشدی و این حرف ها دکان داری می کنند و مردم را سرگرم می کنند برای خودشان یک رسالتی قائل بودند که با اینها مبارزه بکنند منتها مبارزه مثبت، یعنی به جای اینکه بگویند فلان کس دارد خطا می کند یا فلان فرقه ای چنین و چنانند ایشان این جهت را بیان می کردند که راه صحیح پیروی از اهل بیت و عمل به دستورات شریعت است راه دیگری نیست.
بطور کلی سایر فرقه ها و راه ها و بدعت ها و همه اینها را نفی می کردند بصورت مبارزه مثبت یعنی با تثبیت اینکه راه فقط پیروی از اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین هست، سایر چیزها را نفی می کردند و شاید می دیدند این روز را، آن وقت ها هنوز این قدر این خوب البته فرقه تصوف و اینها بود ولی این عرفان های کاذب به این وسعت نبود اینها تازه رواج پیدا کرده هرگوشه ای یک کسی یک مغازه ای باز کرده و شاید بخاطر همین ها بود که ایشان این مسأله را خیلی روی آن تأکید می کردند که تنها عمل به دستورات شرع، انجام واجبات و ترک محرمات است که انسان را می تواند به سعادت برساند و از ویژگی های ایشان این بود که همیشه در فعالیت ها و اینها جنبه مثبت را تقویت می کردند یعنی به جای اینکه یکی یکی با این مکاتب انحرافی و خرافی مبارزه بکنند و اسم ببرند آن مکتب غلط است و فلان است در مقابلش آن جهت مثبت را ارائه می دادند که اینها صحیح است و ما باید این جوری رفتار بکنیم.
شخصیت جامع الاطراف
« آیت الله بهجت جامع دقت های مرحوم آقا میرزا محمد تقی شیرازی از طریق شاگردان بر جسته شان آقا شیخ محمد کاظم، و همین طور نوآوری های مرحوم آقای نائینی و مرحوم آقا شیخ محمد حسین اصفهانی، و تربیتهای معنوی مرحوم آقای قاضی می باشند.
این استادان یک شخصیت جامع الاطرافی به وجود آورده اند که نعمت بسیار بزرگی در عصر ما به حساب می آید، و جا دارد که از لحظه لحظه عمر ایشان استفاده برده شود. البته کسانی که لیاقتش را داشته و قدر شناس باشند.
همینطور خدای متعال به ایشان ویژگیهای شخصی و استعدادهای ذاتی عطا فرموده که جنبه کسبی ندارد و خدادادی است، با این وصف ایشان مقامات معنوی خود را کتمان می کنند و کسانی که اطلاعی داشته باشند اجازه گفتن ندارند. »
و نیز آقای مصباح می فرماید:
« آیت الله بهجت هم در مسائل علمی فوق العاده دقیق هستند و بدان اهتمام دارند و واقعاً درس را یک وظیفه واجب جدّی می دانند و تحقیق در مسائل فقهی را بسیار اهمیت می دهند، و هم در مسائل عبادتی و معنوی اهتمام کافی دارند و آنها را یک بال دیگری برای پرواز انسان تلقی می کنند که هیچ کدام بدون دیگری کارساز نیست. »

حاج آقای ابن الرضا
فقیهی جامع
آنچه که بیشتر از همه شخصیت ایشان را شکل می دهد به نظر بنده فقاهت مرحوم آیه الله العظمی آقای بهجت بود و به نظر بنده همان فقاهت ایشان باعث این عرفان و زهد ایشان هم بوده یعنی منشأ زهد و عرفان ایشان همان فقاهتشان بوده و اگر کسی واقعاً فقیه باشد و آشنای به فقه محمد و آل محمد صلوات الله و سلامه علیهم اجمعین باشد همین جور خواهد شد یعنی هم عارف خواهد بود و هم زاهد.
عارفی کامل و زاهدی بی ادعا و فقیهی جامع بود، همیشه سعی می کرد که آنچه که دارد به رخ دیگران نکشد نه فقاهتش را به رخ دیگران می کشید نه زهدش را و نه عرفانش را و نه سایر مقاماتشان را و واقعاً بی ادعا بود و در اثر همین بی ادعایی گرچه عمر نسبتاً طولانی داشتند و با برکت اما غیر از بعضی از خواص، با ایشان آشنا نبودند و ایشان را آنجوری که باید و شاید نمی شناختند و نسبت به ایشان بی اطلاع بودند.
ارتباط با مردم
نکته ای که در زندگی ایشان بسیار مهم است به نظر من، ارتباط عمومی مردم با ایشان بوده با اینکه از نظر ظاهری مردم با ایشان مرتبط نبودند ولی نوعاً در دل مردم جا داشت و همه نسبت به او علاقه دارند. به نظر من این علاقه علاقه الهی است که برخاسته از آن ایمان خالصی بود که ایشان داشتند به خدای متعال و عمل صالحشان، که در قرآن کریم می فرماید إنّ الذین آمنوا وعملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمان ودّا، کسانی که ایمان دارند و عمل صالح انجام می دهند خدای متعال یک محبت فراوانی از آنها در دل مردم قرار می دهد، و این کاملاً در مورد ایشان این مسأله مشهود است در اقصی نقاط عالم ما می بینیم که مردم دم از ایشان می زنند و به ایشان علاقه دارند و یک ارتباط معنوی با ایشان دارند و این نیست مگر همان علاقه و محبت باطنی که خالق آنها ایجاد کرده در دل آنها نسبت به یک شخص مؤمن صالح و عبد صالح الهی.
نوع افرادی هم که با ایشان مرتبطند و مرتبط بودند و علاقه دارند نوعاً از ایشان یک خدمت و محبتی دیدند یعنی اینجور نبود که فقط مردم علاقه داشته باشند و ایشان کاری نکرده باشد، به نظر من ایشان هم برای آنها یا دعا می کرده و در اثر دعایی که ایشان می کرد نامه هایی که می نوشتند گرفتاری هایی که مطرح می کردند یا با ایشان ملاقات می کردند یا به مسجد می آمدند یا بین راه با ایشان ملاقات می کردند ایشان همان نگاهی که می کرد با چشمان نافذش و دعایی که به درگاه الهی می نمود و از درگاه ذات مقدس حق رفع مشکلات این مردمی که به او مراجعه کرده بودند را می نمود خدای متعال هم دعای او را مستجاب می کرد و مردم نوعاً از ایشان خدمت می دیدند یعنی مشکلشان رفع می شد و می توانید این را از مردم بپرسید.

آیت الله حسینی بوشهری
انقلاب اسلامی
او [آیت الله بهجت] راجع به انقلاب اسلامی ما، راجع به آینده نظام انقلاب اسلامی ما شخصیتی پردغدغه بود، بعضی ها هستند اهل معرفتند اهل شناختند اهل عرفانند، اما به قضایای پیرامونی خیلی توجهی نمی کنند، ایشان به خاطر آن نگاه بلندی که داشت آن اشرافی که به مسائل داشت گاهی به امام پیام می داد، گاهی به مقام معظم رهبری پیام می دادند و از وقوع بعضی از مسائل از قبل اطلاع می دادند.

علامه جوادی آملی
هجرت از علم به معلوم
مرحوم آیه اللّه بهجت قدس سره در اثر وارستگی که داشتند، تعلمشان، عمل به علم و تعلیمشان در سالیان متمادی برای رضای خدا بود. این بزرگوار «آیه اللّه العظمی» است از منظر ملکوت و راز اتصاف وی به این وصف عظیم، همان هجرت از علم به معلوم است. اگر کسی هجرت از علم به معلوم کرد، علوم عقلی و نقلی را سکوی پرش قرار داد و به علم شهودی رسید، چنین شخصی جزء جوامع الکلم است. بزرگوارانی که هجرتی دارند، خواه از جهل به علم، خواه از علم به معلوم، چون خود را مسافر می دانند، دو شهود را به همراه دارند، یکی می دانند همراه کی هستند و یکی این که می دانند چه کسی همراه آن ها است. آیه اللّه العظمی بهجت قدس سره هم مشاهده می کرد که خدا در این سفر یک قرنی با اوست و هم مشاهده می کرد که خود در حضور ذات اقدس الهی است. این مشاهده حضور و خود را مسافر دانستن و خدا را با خود دانستن، ذکر الهی است.
این بزرگوار نام خدا و یاد خدا را در دل و دائماً نام خدا را بر لب داشت. چون یاد خدا در دل و نام خدا بر لب بود، خدای سبحان به یاد چنین بزرگواری هم بود. اگر خدا به یاد بنده باشد، به او عطایا و جوایزی اهدا می کند و بهترین جایزه ای که خدا به بنده اش عطا می کند، ذکر آغاز و انجام جهان یعنی هو الاول والاخر و الظاهر والباطن است. حضرت آیه اللّه بهجت قدس سره چون ذُکر خدا در دل و ذِکر خدا بر لب داشت و یاد خدا باعث یاد معاد و یاد منزل و مأوای ابدی است، چنین انسانی قیام و قعودش برای رضای خدا بود و چون قیام و قعودش برای رضای خدا بود، تذکره بود و چون تذکره بود، محضرشان، نماز جماعتشان، تدریسشان، تألیفشان، گفتار و تواضعش آموزنده بود.
امام متقیان بود
مرحوم آیه اللّه العظمی بهجت قدس سره از جمله کسانی بود که وقتی می گفت «وجعلنا للمتقین اماما» تنها آرزوی صرف نبود بلکه واقعاً امام متقیان بود و متقیان هم به امامت او اقتدا می کردند. نماز جماعت حضرت آیه اللّه بهجت قدس سره در حقیقت اقامه ستون دین بود و کسانی که با نماز جماعت او مأنوس بودند از برکات آن جماعت آثار فراوانی نصیبشان شده بود، چون آیه اللّه بهجت قدس سره عمود دین را با طهارت روح اقامه می کرده است. چنین روح ملکوتی هم در زمان حیات و هم بعد از ارتحال، امام متقیان است. الان باید از فیض و فوض آن بزرگوار بهره جست و از روح متعالی او استمداد کرد.
از اولیای راستین الهی
حضرت آیه اللّه بهجت رحمهاللّه علیه، یکی از اولیای راستین الهی بودند و سرّ راهیابی این بزرگوار به این مقام والا، همان اهل ذکر بودن ایشان بود. ذکر خدا، گاهی به این است که بنده به یاد خدا باشد؛ گاهی به این است که خدا به یاد بنده باشد؛ و اگر ما آن لیاقت را پیدا کردیم که خدا به یاد ما باشد، برکات بیشتری نصیب ما می شود.
صاحب مقام نفس مطمئنه
طمأنینه در حصر یاد خداست، اما یاد خدا، فقط طمأنینه آور نیست و برکات دیگری هم دارد. با یاد خدا هم طمأنینه حاصل می شود هم سمع و هم بصر. یاد خدا چشم دل باز را می کند. هنر مردان الهی آن است که وقتی با خدا سخن می گویند هیچ دل مشغولی ندارند. وقتی هم خدا با این ها سخن می گوید هیچ چیزی در حرم امن دل های ایشان راه ندارد. ذکر خدا قلب ها را جلا می دهد، وقتی جلا یافت، این دل می بیند و می شنود و نجوا می کند. مرحوم حضرت آیه اللّه بهجت رحمهاللّه علیه، نظیر سایر اولیای الهی از این نعمت برخوردار بودند که توانستند نه بازی بکنند، نه کسی را بازی بدهند و نه کسی آن ها را بازی بدهد. با توجه به مطالب ذکر شده، نتیجه می گیریم «الا بذکر اللّه تطمئن القلوب»، «الا بذکر اللّه تبصر القلوب»، «الا بذکر اللّه تسمع القلوب»، «الا بذکر اللّه تتکلم القلوب»؛ و کسی که صاحب این ملکات فضیله شد، دارای مقام نفس مطمئنه است که حضرت آیه اللّه بهجت رحمهاللّه علیه نمونه ای از صاحبان این گونه از ملکات فضیله بودند.

آیت الله مسعودی خمینی
راه سلوک از نگاه مرجع عارف
ایشان می فرمودند: «راه سلوک یک چیز است و اگر کسی بخواهد به خدا برسد؛ یک کار باید بکند»، گفتم: آقا! یک کار که خیلی آسان است؟! «گفتند: فقط ترک معصیت بکنند و از واجبات هرچی می توانند انجام دهند» می فرمودند: «اگر کسی در راه عرفان، معصیت خدا را ترک کرد، به یک مقاماتی می رسد؛ و اگر کسی معصیت بکند، هرچی هم دعا بخواند، نماز بخواند و اوامر را انجام بدهد، مثل این می ماند که یک سر سوزن آتش بیاید و همه این خرمن را بسوزاند. راه سلوک این است که انسان از معصیت کناره بگیرد، چشمش، زبانش، قلبش و دست و پایش معصیت نکند.»

آیت اللّه محمدی ری شهری
آیت اللّه العظمی بهجت از آیات بزرگ الهی
حضرت آیهاللّه بهجت رضوان اللّه تعالی علیه حقیقتاً یکی از آیات بزرگ الهی و یکی از نوادر تاریخ معاصر بودند. ایشان علاوه بر این که در حوزه علمیه یکی از استوانه های مهم و تأثیرگذار علمی اخلاقی عرفانی و عملی بودند، وجودشان برکتی بود برای حوزه بلکه برای ایران اسلامی و جهان تشیع؛ و فقدان این مرد بزرگ حقیقتاً مصداق کامل آن حدیث شریف است که وقتی یک مؤمن فقیه از دنیا می رود، رخنه ای در جامعه اسلامی پیدا می شود که هیچ چیز نمی تواند جای آن رخنه را پر کند.
اصولاً انسان در سیر تکاملی خودش به نقطه ای می رسد که دیگر تعریف و شناخت نیست؛ بعضی از انسان ها این جور هستند، البته منظور این نیست که ما تلاش نکنیم برای آشنا شدن با شخصیت های بزرگ. متأسفانه شخصیت های بزرگ به دلایل مختلف در حال حیات شناخته نمی شوند. در این زمینه حضرت آیهاللّه بهجت رحمه اللّه علیه می فرمایند: «تعریف کردن از امثال مرحوم ملا حسین قلی همدانی و ملا فتح علی سلطان آبادی بعد از مرگشان آسان است ولی در حال حیات چگونه؟ آیا در حال حیات هم از آن ها تعریف می شود، تمجید می شود؟!» مضمون فرمایش ایشان این است که باید در جامعه ما لااقل تلاش بشود شخصیت های بزرگ علمی و عملی شناخته بشوند تا در حال حیات، مردم از آن ها استفاده بکنند. جامعه از آن ها بهره ببرد. ولی این سخن، به آن معنا نیست که اینگونه شخصیت ها، نظیر حضرت آیهاللّه بهجت قابل تعریف هستند، یک روایتی از حضرت امام صادق علیه السلام هست که من در سال گرد امام خمینی رضوان اللّه تعالی علیه هم به آن اشاره کردم، که حضرت می فرمایند: «تنها خدا نیست که قابل تعریف نیست و حقیقت خدا را نمی شود شناخت، بلکه همان طور که نمی توان به کنه خدا پی برد، به کنه معرفت پیامبر هم نمی توان پی برد، کنه حقیقت امام را هم نمی توان شناخت»، بعد نکته این جاست که حضرت امام جعفر صادق علیه السلام می فرمایند: «مؤمن هم همین جور است و حقیقت مؤمن هم قابل تعریف نیست»؛ البته باید توجه داشت که این، قیاس مؤمن با امام یا امام با پیامبر یا پیامبر با خدا نیست، هیچ کس قابل مقایسه با خدا نیست، هم چنین با رسول خدا صلی اللّه علیه وآله و بعد ائمه علیهم السلام. اگر کسی بخواهد به پیامبر شباهت داشته باشد فقط امام بعد از اوست. همان طور که پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله در روایتی می فرمایند: «خدا را هیچ کس نشناخت جز من و علی، مرا نشناخت جز علی و خدا، و علی را نشناخت جز من و خدا». این هم طبق نقل خودشان معرفت به کنه ذات خدا نیست؛ معرفت به اندازه طاقت بشری است؛ مؤمن هم همین جور هست. در این جهت که قابل تعریف نیستند. این ها همه شریک هستند ولی چیزی که هست مراتب دارد، در واقع می توان گفت که این حدیث به این معناست که وقتی انسان مجلا، مظهر و خلیفه حضرت حق شد و به این نقطه رسید، در این صفت که خدا قابل شناخت نیست، مجلا و مظهر او هم قابل معرفت نیست. به همین جهت است که اولین گام برای کسانی که می خواهند در مسیر سیر و سلوک قرار بگیرند، این است که مقامات اهل معرفت را انکار نکنند. امام راحل در وصیت نامه خود به حاج احمدآقا رضوان اللّه تعالی علیهما می فرماید: «آن چه در درجه اول به تو وصیت می کنم، آن است که انکار مقامات اهل معرفت نکنید که این شیوه جُهال است و از معاشرت با منکرین مقامات اولیاء بپرهیزید که اینان قطاع طریق حق هستند». این خیلی مهم است که انسان بداند مقاماتی هست که بعضی از اولیای الهی به آن مقامات می رسند و اگر کسی بخواهد به آن نقطه حرکت کند، باید منکر این مقامات نباشد. باید عرض کنم حضرت آیهاللّه بهجت قدس سره، یکی از کسانی بودند که به نظر بنده و بسیاری از افرادی که با ایشان از نزدیک آشنا بودند، به این نقطه رسیده بودند یعنی حقیقتاً یکی از آیات بزرگ الهی، از نوادر تاریخ معاصر و از انسان های کامل در عصر ما بودند.
تأکید به عمل به مسلمات شرع
ایشان به کتاب و سنت «قرآن و حدیث» متعبد بودند، اعتقاد داشتند که اولاً راه سیر و سلوک و دست یابی به کمالات انسانی، همان واضحات شرع است؛ چون بعضی افراد فکر می کنند که برای سیر الی اللّه باید یک پیر و مرشدی داشته باشند که حتماً یک ذکر و وردی به آن ها بدهد تا یک شبه راه صد ساله را بروند! وقتی مکرر از ایشان سؤال می شد که برای خودسازی رهنمودی بفرمایید، می فرمودند: «عمل به واضحات شرع»، و می فرمودند: «بعضی ها هستند که هنوز کلاس اول را نرفته می خواهند کلاس های بالاتر شرکت بکنند، اگر کسی به واضحات شرع عمل کند به همه مقامات و کمالات انسانی می رسد». حتی یک ختم مجربی، برای فقه و اصول، توصیه می کردند و می فرمودند: «علمایی که به مقاماتی رسیدند، از همین درس فقه و اصول و عمل کردن به واضحات شرع رسیدند.»
دوری از منیت و خودبزرگ بینی
آن چه در رابطه با امثال حضرت آیهاللّه بهجت که متأسفانه من در عصر حاضر نمونه ای نمی شناسم، به نظر من مهم ترین و

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *