تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل ابزار لهو و دگرگونیهای زمان (۲)، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل ابزار لهو و دگرگونیهای زمان (۲) شامل 118 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل ابزار لهو و دگرگونیهای زمان (۲) در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل ابزار لهو و دگرگونیهای زمان (۲) با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل ابزار لهو و دگرگونیهای زمان (۲) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل ابزار لهو و دگرگونیهای زمان (۲) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل ابزار لهو و دگرگونیهای زمان (۲) اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل ابزار لهو و دگرگونیهای زمان (۲) :

در گفتار نخست، بیان شد: احکام شرعی، در جاهایی با ابزار، پیوستگی دارند و سپس این مساله طرح شد که آیا، با دگرگونی این ابزار، حکم شرعی دگرگون می شود یا خیر؟ بنا شد که از هر یک از این موارد و نمونه ها، تحلیل فقهی بشود و در پایان نتیجه گیری کلی صورت پذیرد، شاید از این رهگذر بتوان، به یک قاعده فقهی ست یافت.

درگفتار نخست، از ابزار قصاص، سخن رفت و در این گفتار ، به بررسی ابزار فقهی لهو می پردازیم:

در آغاز بحث، شایسته است موضوع پژوهش به درستی روشن شود و در این راستا، چند نکته را یادآور می شویم:

۱ . فقیهان، لهو را حرام می دانند (۱) و گرچه در معنی و حد و مرز آن، نظر روشنی ندارند، بلکه شماری از آنان ادعای اجمال کرده اند و به اندازه ای که یقین آور است، گرفته اند (۲) .

۲ . لهو، بیش تر با ابزار پدید می آید; از این روی، بهره بردن از ابزار لهو و سرگرمی بدانها و به کارگرفتن آنها، حرام خواهد بود.

۳ . در کتابهای فقهی و حدیثی (۳) ، رسم چنین است که این بحث، با عنوان: «آلات لهو» مطرح می شود.

۴ . غنا، از گونه صوت و صداست و پیوندی با ابزارخارجی ندارد، گرچه در چیستی غنا، فقها، آرای گوناگونی دارند (۴) . بنابراین، در این نوشتار «ابزار لهو»، در بوته بررسی قرار می گیرد.

در کتابهای فقهی، ابزار لهو، از زاویه های گونه گون، به بوته نقد و بررسی نهاده شده است: به کار بردن، شنیدن، بهره گیری در غیر لهو، بهره گیری از ابزار ناشناخته و مهیا نشده برای لهو و…

روشن است که بیش تر این بحثها، به روشن کردن حکم شرعی ابزار لهو می انجامد.

در این نوشتار، در پی آن نیستیم حکم مساله را روشن کنیم، بلکه بر آنیم خود مساله را روشن سازیم. در دسته ای از روایات، از پاره ای ابزار لهو، نام برده شده است: طنبور، دف، طبل. در دسته ای دیگر، عنوانها کلی بیان شده است: ملاهی، معازف…

حال، پرسش این است: آیا رابطه بین این دو دسته از خطابهای شرعی، رابطه قاعده و مثل است که دگرگونی می پذیرد، یا خطابهای مستقل و جدای از یکدیگرند و باید به هر دو عمل کرد. بدین معنی که به کار بردن ابزار یاد شده، بی قید و شرط حرام خواهند بود، گرچه اینک ابزار رایج، لهو نباشند.

و حکم دسته دیگر نیز مستقل است. البته کلی و شایسته هماهنگ شدن با هر محیطی و شرایطی، یعنی ابزارهای جدید و نو را نیز در بر می گیرد.

به دیگر سخن، آیا عنوانهای یادشده در دسته نخست از روایات، موضوعیت دارند و در تمام دوره ها، پایدار خواهند بود، گرچه شارع قاعده فراگیری صادرکرده باشد؟

یا این که آن نامها ویژگی ندارند، بلکه معیار، همان عنوان کلی و فراگیر است و رابطه اینها، بسان رابطه «من رباط الخیل » با «من قوه » در آیه شریفه ۶۰ سوره انفال است. این پرسش اصلی است که باید پاسخی روشن برای آن بجوییم:

فقیهان، به گونه جدا و مستقل، به این بحث نپرداخته اند و از لابه لای کلمات آنان نیز، نمی توان رای روشنی به آنان نسبت داد. بلکه پاره ای از سخنان آنان با ویژگی ابزار سازگار است و پاره ای با نبود ویژگی.

اینک پاره ای از سخنان آنان در این باب:

ملا احمد نراقی می نویسد:

«آنچه از اخبار استفاده می شود، دو چیز است:

الف . آنچه به روشنی حرام بودن آن بیان شده، مانند: طنبور (سه تار)، عود (نی)، مزمار (ساز)، طبل (دهل)، بربط (نوعی ساز) و دف (دایره).

ب . آنچه داخل عنوان معازف و ملاهی (آلات لهو) و هر چه بدان لهو شود، یعنی هر چیزی که برای لهو آماده شده باشد و عرف آن را ابزار لهو بداند.» (۵)

همو می نویسد:

«معنای لهو، اجمال دارد و اراده عموم از آن ممکن نیست، از این روی، باید به اندازه یقینی از آن، بسنده کرد و آن ابزار ویژه ای است که در فارسی به آن ساز می گویند، خواه درروایات، یادی از آن شده باشد، یا ابزار جدیدی باشد.» (۶)

همو می افزاید:

«آیا حرام بودن به کارگیری ابزار لهو، درجهتی ویژه است، که اگر در جای و جهت دیگر به کارگرفته شود، مانند: آگاهاندن، راندن حیوانات آزار دهنده و… حرام نخواهد بود؟ یا این که حرام بودن آن فراگیر است؟

احتمال دوم برتر است و گویا در میان فقیهان مخالفی نباشد.» (۷)

این عبارتها، نشان گر ویژگی ابزار وارد شده در روایاتند.

شیخ انصاری می نویسد:

«حرام بودن بازی با ابزار لهو، به جهت لهو است و ابزار ویژگی ندارند… در روایت سماعه، معیار غفلت و خوش گذرانی، قرار داده شده است.» (۸)

از سوی دیگر، همو می نویسد:

«قدر متیقن از ابزار لهو، که استفاده از آن حرام است، ابزاری است که از جنس مزمار و طبل و ابزار غنا باشد.» (۹)

این دوعبارت، چندان سازگاری با هم ندارند.

شیخ یوسف بحرانی می نویسد:

«اگر امکان بهره گیری در غیرجهت حرام داشته باشند، احتمال جایز بودن فروش این ابزار وجود دارد، لیکن، مورد این احتمال، بسیار نادر است; زیرا از این ابزار، جز لهو بهره دیگری به دست نمی آید، پس خرید و فروش آنها، مطلقا حرام است.» (۱۰)

از این سخن، ویژگی نداشتن ابزار یاد شده در روایات را می شود استفاده کرد; زیرا اگر بهره غیر نادری بر آنها مترتب گردد، استفاده از آنها، مانعی نخواهد داشت.

همین مطلب را شهید ثانی در مسالک (۱۱) ، نگاشته و صاحب جواهر (۱۲) و محقق سبزواری آن را پذیرفته اند. (۱۳)

اینها، نمونه هایی بود از سخنان به نسبت روشن فقیهان و دیگر سخنان آنان این روشنی را ندارند.

خلاصه: دشوار است به این فقیهان، یکی از دو رای را نسبت داد.

به نگر ما، نامهای یاد شده در روایات، ویژگی ندارند، برای ثابت کردن این سخن، باید دلیلها را به بوته نقد و بررسی نهیم و شواهد این دیدگاه را در لابه لای آن، بازگوییم.

برای حرام بودن لهو و استفاده از ابزار آن، به آیات قرآن و احادیث، استدلال شده است:

قرآن

شماری از آیات قرآن، مورد استشهاد امامان(ع) و فقیهان قرارگرفته است، مانند:

۱. «ومن الناس من یشتری لهوالحدیث لیضل به عن سبیل الله.» (۱۴)

گروهی از مردم، خریدار سخنان بیهوده اند، تا به نادانی، مردم را از راه خدا، گمراه کنند.

در تفسیر علی بن ابراهیم، لهو الحدیث، به غنا و نوشیدن شراب و کارهای بیهوده تفسیر شده است. (۱۵) گروهی از مفسران، لهوالحدیث را به ساز تفسیر کرده اند. (۱۶)

گروهی از فقیهان، این آیه را در ضمن شواهد و دلیلهای حرام بودن لهو، یاد کرده اند. (۱۷)

۲ . «لو اردنا آن نتخذ لهوا لاتخذناه من لدنا ان کنا فاعلین.» (۱۸)

اگر خواستار بازیچه ای می بودیم، خود آن را می آفریدیم، اگرخواسته بودیم.

به این آیه شریفه، در ضمن روایت عبدالاعلی (۱۹) ، استشهاد شده و شیخ انصاری، آن را از دلیلهای حرام بودن لهو قرارداده است. (۲۰)

۳ . «والذین هم عن اللغو معرضون.» (۲۱)

و آنان که از لغو روی گردانند.

درتفسیر علی بن ابراهیم «اللغو» به غنا و کارهای لهو، تفسیر شده است (۲۲) .

این آیات، بر حرام بودن لهو، گواه آورده شده اند، حال، خواه دلالت اینها را برحرام بودن لهو بپذیریم، یا نپذیریم، خواه آیات تنها همین شمار باشند، یا آیه های درخور استناد دیگری هم باشد، یک نکته روشن است که درقرآن، نامی از ابزار لهو، به میان نیامده، از این روی، گیریم که استفاده حرام بودن ابزار لهو از آنها بشود، ابزاری حرام خواهد بود که در راستای لهو قرار گیرند، چه در روزگار ائمه(ع) وجود داشته، یا سپسها پدید آمده باشند و ابزاری که بهره برداری لهوی از آنها نشود، حرام نخواهند بود. این، می تواند گواهی باشد بر این که نامهای یاد شده در احادیث، ویژگی ندارند.

روایات

روایاتی که از لهو، سخن به میان آورده اند، سه دسته اند:

آنها که برحرام بودن لهو، دلالت دارند.

آنها که بر حرام بودن ابزار لهو، دلالت دارند; اما با عنوان کلی و وصفی.

آنها که بر نامهای ویژه ای تاکید دارند و تنها آنها را حرام می دانند.

گروه نخست

۱. محمدبن یعقوب، عن علی بن ابراهیم، عن ابیه،عن ابن محبوب، عن عنبسه عن ابی عبدالله(ع) قال: «استماع اللهو والغناء ینبت النفاق کما ینبت الماء الزرع.» (۲۳)

امام صادق(ع) فرمود: شنیدن لهوو آواز، نفاق را رشد می دهد، همان گونه که آب زراعت را.

۲ . حدثنا ابی (رض) قال: حدثنا احمدبن ادریس، عن محمدبن احمد قال: روی الحسن بن علی بن ابی عثمان، عن موسی المروزی عن ابی الحسن الاول(ع) قال: و قال رسول الله(ص): «اربع یفسدن القلب و ینبتن النفاق فی القلب کما ینبت الماء الشجر: استماع اللهو والنداء، واتیان باب السلطان، وطلب الصید.» (۲۴)

رسول خدا فرمود: چهار چیز دل را تباه می سازد و نفاق را در دل رشد می دهد، همان گونه که آب، درخت را: شنیدن لهو و آواز، رفتن به بارگاه پادشاه و جست وجوی صید.

۳ . حدثنا ابوالحسن محمدبن علی بن الشاه المروالروذی قال: حدثنا ابوحامد احمدبن محمدبن الحسین، قال حدثنا ابویزید احمدبن خالد الخالدی، قال حدثنا محمدبن احمد بن صالح التمیمی، قال حدثنا ابی، قال حدثنا انس بن محمد ابومالک عن ابیه، عن جعفربن محمد عن ابیه عن جده، عن علی بن ابی طالب، عن النبی(ص)، انه قال فی وصیته له:

«یاعلی، ثلاثه یقسین القلب، استماع اللهو و طلب الصید و اتیان باب السلطان.» (۲۵)

رسول خدا(ص) در سفارشی به علی(ع) فرمود: سه چیز، قساوت می آورد: شنیدن لهو، در پی صید رفتن و ورود به بارگاه پادشاه.

۴ . عن جعفربن محمد(ع) انه قال: «مربی ابی(رض) و انا غلام صغیر و قد وقفت علی زمارین وطبالین و لعابین استمع فاخذ بیدی وقال لی: مر لعلک ممن شمت بآدم.

فقلت و ماذاک یا ابت؟

فقال: هذا الذی تراه کله من اللهو واللعب والغناء، انما صنعه ابلیس شماته بآدم حین اخرج من الجنه.» (۲۶)

امام باقر(ع) می فرماید: در دوران خردسالی، روزی ایستاده بودم به تماشای گروهی که نی می زدند و بر طبل می نواختند و بازی می کردند، پدرم از کنارم می گذشت که روی کرد به من فرمود: بگذر. مگر از کسانی هستی که آدم(ع) را سرزنش می کند.

گفتم: ای پدر! منظور شما چیست؟

فرمود: آنچه می بینی از ساز و دهل، ساخت شیطان است که پس از بیرون رانده شدن آدم از بهشت، ساخت.

هیچ یک از این حدیثها، برابر معیارهای رجال شناسی رجال شناسان پسین، اعتبار ندارند; زیرا بسیاری از این راویان، درکتابهای رجالی توثیق نشده اند. مثلا درحدیث اول، عنبسه، درحدیث دوم حسن بن علی وموسی المروزی و درحدیث سوم احمدبن محمد، احمدبن خالد، محمدبن احمدبن صالح توثیق نشده اند. حدیث چهارم هم، مرسل است.

از جهت دلالت، چند نکته را یادآور می شویم:

الف . استفاده حرام بودن لهو و ابزار لهو از این روایتها، دشوار می نماد، زیرا تعبیرهایی چون: قساوت قلب، یافساد قلب، رشد نفاق و ابداع شیطان، گرچه از نظر شرع ناپسندند و شارع آنها را نمی پسندد، ولی ناپسند بودن آنها در شرع و روی خوش نشان ندادن شارع به آنها، به گونه ای نیست که بشود حرام بودن را از آن فهمید. از این روی، گروهی از فقیهان، این دسته از روایات را مؤید روایات دیگر گرفته اند و به روشنی بیان داشته اند که اینها به گونه روشن حرام بودن ابزار لهو را نمی رسانند. (۲۷)

ب . سه حدیث نخست، اگر بر حرام بودن دلالت داشته باشند، دلالت التزامی خواهد بود; زیرا آنچه از آن منع شده، شنیدن لهو است و اگر شنیدن لهو حرام شد، انجام آن نیز، حرام خواهد بود.

ج . اگر حرام یا مکروه بودن لهو، از این روایتها استفاده شود، ابزار لهو نیز، همان حکم را خواهد داشت. البته در این جا، بر ابزار ویژه ای تاکید نشده، بلکه هر وسیله ای، چه نو، چه کهنه، در جهت لهو، به کار گرفته شود، را در برمی گیرد.

گروه دوم

روایتهای گروه دوم، یعنی آنها که دلالت بر حرام بودن لهو، به گونه کلی و وصفی، دارند، بسیارند. در این دسته از روایتها، عنوانهای فراگیری چون: ملاهی، معازف و مزامیر، ناپسند دانسته شده است. دراین جا، گزیده ای از روایتهای معتبر را نقل می کنیم، آن گاه به بررسی آنها می پردازیم:

۱ . محمد بن یعقوب، عن علی بن ابراهیم، عن ابیه، عن النوفلی، عن السکونی، عن ابی عبدالله(ع) قال: «قال رسول الله(ص): انهاکم عن الزفن والمزمار و عن الکوبات و الکبرات.» (۲۸)

رسول خدا(ص) شما را از رقص، ساز و شطرنج باز داشت.

۲ . الصدوق عن ابیه، عن سعد، عن النهدی، عن ابن محبوب، عن ابی ایوب، عن محمدبن مسلم، عن ابی عبدالله(ع) قال: «قال رسول الله(ص): ان الله بعثنی رحمه للعالمین ولامحق المعازف والمزامیر وامور الجاهلیه و اوثانها وازلامها.» (۲۹)

رسول خدا(ص) فرمود: خداوند مرا رحمت برای جهانیان و نابود کننده ابزار لهو و شادی انگیز و امور جاهلی و تباهی و سهمها برانگیخت.

۳ . «فی عیون الاخبار باسانیده، عن فضل بن شاذان، عن الرضا(ع) فی کتابه الی مامون، قال: الایمان هو اداء الامانه… واجتناب الکبائر وهی قتل النفس التی حرم الله تعالی والزنا… والاشتغال بالملاهی والاصرار علی الذنوب.» (۳۰)

امام رضا(ع) به مامون نوشت: ایمان، ادای امانت است… و پرهیز از گناهان کبیره; یعنی کشتن انسان بی گناه، زنا… و پرداختن به ابزار لهو و اصرار بر گناهان.

۴ . «محمدبن یعقوب، عن عده من اصحابنا، عن سلیمان بن سماعه، عن عبدالله بن القاسم، عن سماعه، قال: قال ابوعبدالله(ع): لما مات آدم شمت به ابلیس و قابیل، فاجتمعا فی الارض فجعل ابلیس وقابیل المعازف و الملاهی شماته بآدم(ع) فکل ماکان فی الارض من هذا الضرب الذی یتلذذ به الناس فانما هو من ذلک.» (۳۱)

امام صادق(ع) فرمود: چون آدم(ع) وفات یافت، شیطان و قابیل در زمین اجتماع کردند و برای سرزنش آدم و شادی خود، ابزار لهو و شادی آفرین را ساختند، پس هر آنچه از این ابزار در روی زمین وجود دارد و مردمان از آنها لذت می برند، از این گونه است.

روایتهای دیگری نیز، که در بردارنده این سه واژه باشند، وجود دارند که از نقل آنها، به خاطر به درازا کشیدن بحث، خودداری می ورزیم. (۳۲)

اینک، بررسی این دسته از روایتها، از نظر سند و دلالت:

سند: حدیث اول و دوم، معتبرند. درباره حدیث سوم، شیخ انصاری می نگارد:

«این روایت حسنه ای است، بمانند صحیحه، بلکه صحیحه است.» (۳۳)

البته، شیخ صدوق به فضل بن شاذان، دو طریق دارد که در هر دو طریق، راویان غیر موثق وجود دارند. حدیث چهارم، به جهت سهل بن زیاد، اعتباری ندارد.

دلالت: این روایتها، بر معنایی فراگیر دلالت دارند و هر چه را که ابزار لهو نامند، در بر می گیرند، زیرا واژگان: ملاهی، معازف، مزامیر، نام ابزار ویژه نیستند، بلکه به معنای ابزار لهو هستند.

در قاموس و لسان العرب، ملاهی از ابزار لهو به شمار آمده است (۳۴) .

همچنین معازف، به ملاهی (۳۵) ، ابزار نوازندگی (۳۶) و شادی انگیز (۳۷) ، معنی شده است و مزامیر و مزمار به ابزار نواختن (۳۸) .

گروه سوم

در این بخش، روایاتی که از ابزار ویژه نام می برند، بررسی می شوند:

۱ . «الحسن بن علی بن شعبه، فی تحف العقول عن الصادق(ع)… و ذلک انما حرم الله الصناعه التی هی حرام کلها، التی یجی ء منها الفساد محضا نظیر البرابط والمزامیر والشطرنج و کل ملهوبه والصلبان والاصنام ومااشبه من ذلک من صناعات الاشربه الحرام ومایکون منه وفیه الفساد محضا ولایکون منه ولافیه شی ء من وجوه الصلاح فحرام تعلیمه وتعلمه والعمل به واخذ الاجر علیه وجمیع التقلب فیه من جمیع وجوه الحرکات کلها…» (۳۹)

امام صادق(ع) فرمود: … خداوند، ابزاری را که به جز فساد، بهره ای از آنها نمی شود برد، حرام کرده است، مانند: ابزار لهو و شطرنج و هر آنچه لهو به آن انجام گیرد و صلیب و بت و مانند آن، از نوشیدنیهای حرام، که در آن فساد و تباهی است و هیچ گونه صلاحی در آنها نیست. پس فراگیری و آموزش و انجام دادن و مزدگرفتن بر آن و هر کار دیگر با آن، حرام خواهد بود.

۲ . «عنه(ع)… فاما وجوه الحرام من وجوه الاجاره… او یواجر نفسه فی صنعه ذلک الشی ء او حفظه او لبسه او یواجر نفسه فی هدم المساجد ضرارا او قتل نفس بغیر حل او حمل التصاویر والاصنام والمزامیر و البرابط والخمر والخنازیر و المیته والدم او شی ء من وجوه الفساد الذی کان محرما علیه من غیر جهه الاجاره فیه.» (۴۰)

فرمود: گونه های حرام از اجاره… این که انسان خود را اجاره دهد برای خراب کردن مسجد، یا کشتن انسان بی گناه، یا حمل صورتها و بتها و ابزار موسیقی و شراب و خوک و مردار و خون، یا چیزی که در آن فساد است.

۳ . «محمدبن علی بن الحسین باسناده عن شعیب بن واقد، عن الحسین بن زید، عن الصادق، عن آبائه(ع) فی حدیث المناهی قال: نهی رسول الله(ص) عن اللعب بالنرد والشطرنج والکوبه والعرطبه وهی الطنبور والعود و نهی عن بیع النرد.» (۴۱)

رسول خدا(ص) بازداشت از بازی با نرد و شطرنج و ورق و سه تار و نی و همچنین نهی فرموداز فروختن نرد.

۴ . «محمدبن یعقوب، عن عده من اصحابنا عن احمدبن محمدبن خالد، عن عثمان بن عیسی، عن اسحاق بن جریر قال سمعت ابا عبدالله(ع) یقول: ان شیطانا یقال له: القفندر اذا ضرب فی منزل الرجل اربعین صباحا بالبربط ودخل الرجال وضع ذلک الشیطان کل عضو منه علی مثله من صاحب البیت ثم نفخ فیه نفخه فلایغار بعدها حتی تؤتی نساؤه فلایغار.» (۴۲)

اسحاق، پسرجریر می گوید:از امام صادق(ع) شنیدم که فرمود: شیطانی است به نام قفندر، هرگاه، در منزل کسی چهل روز، وسائل لهو به کار رود، آن شیطان، هر عضو خود را برعضو همانند صاحب خانه قرار دهد و او از غیرت بیفتد چنانکه نسبت به ناموس خود، احساس غیرت نکند.

۵ . «محمدبن یعقوب، عن عده من اصحابنا، عن سهل بن زیاد، عن محمدبن عیسی اوغیره، عن ابی داود المسترق قال: من ضرب فی بیته بربط اربعین یوما سلط الله علیهم، شیطانا یقاله له: القفندر فلایبقی عضو من اعضائه الا قعد علیه، فاذا کان کذلک نزع منه الحیاء ولم یبال ماقال ولاماقیل فیه.» (۴۳)

ابو داود گوید: آن که چهل روز در خانه اش ساز بنوازد، خداوند شیطانی را به نام قفندر بر او چیره می کند، پس عضوی نمی ماند مگر این که بر آن می نشیند. در این هنگام، حیا از وجود او بیرون می رود و در گفته هایش بی باک می شود.

۶ . محمدبن یعقوب، عن عده من اصحابنا، عن سهل، عن علی بن معبد، عن الحسن بن علی الجزار، عن علی بن عبدالرحمن، عن کلیب الصیداوی قال: سمعت ابا عبدالله(ع) یقول: ضرب العیدان، ینبت النفاق فی القلب کما ینبت الماء الخضره. (۴۴)

نی زدن، نفاق را در دل می رویاند، همان گونه که آب، سبزی را می رویاند.

۷ . «محمد یعقوب، عن عده من اصحابنا، عن سهل، عن احمدبن یوسف بن عقیل، عن ابیه، عن موسی بن حبیب، عن علی بن الحسین(ع) قال: لایقدس الله امه فیها بربط یقعقع ونایه (فایه) تفجع.» (۴۵)

امام سجاد(ع) فرمود: پاک و مبارک نمی گرداند خداوند امتی را که در بین آنها، ساز و نی نواخته شود.

۸ . «محمدبن یعقوب، عن علی بن ابراهیم، عن ابیه، عن النوفلی، عن السکونی، عن ابی عبدالله(ع) قال: قال رسول الله(ص) انهاکم عن الزفن والمزمار و عن الکوبات والکبرات.» (۴۶)

رسول خدا(ص) فرمود: من شما را از ساز و رقص، باز می دارم.

۹ . «وفی عیون الاخبار، عن محمدبن عمر البصری، عن محمدبن عبدالله الواعظ، عن عبدالله بن احمد بن عامر الطائی، عن ابیه، عن الرضا(ع) عن فی حدیث الشامی، انه سال امیرالمؤمنین(ع) معنی هدیر الحمام الراعیه (عبیه) قال: تدعو علی اهل المعازف والمزامیر والعیدان.» (۴۷)

از امیر مؤمنان، درباره آواز کبوتر خانگی پرسیدند، حضرت فرمود: نفرین می کند بر لهو و لعب بازان و ساز و نی نوازان.

۱۰ . «وفی الخصال، عن محمدبن علی ماجیلویه، عن محمدبن یحیی، عن محمدبن احمد، عن السیاری رفعه، عن ابی عبدالله(ع) انه سئل عن السفله فقال من یشرب الخمر ویضرب بالطنبور.» (۴۸)

از امام

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *