تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی؛ راهکاری شایسته برای ارائه‌های موفق

اگر به‌دنبال یک فایل ارائه‌ی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفه‌ای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 64 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائه‌های شما تهیه شده‌اند.

دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی:

  • طراحی ساختارمند و چشم‌نواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما به‌خوبی دیده و درک شود.
  • آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی آماده‌ی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
  • سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخه‌های PowerPoint بدون بهم‌ریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.

تولید شده با رویکرد حرفه‌ای:

تمامی بخش‌های فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بی‌نقص طراحی شده‌اند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شده‌اند تا ارائه‌ای حرفه‌ای و تأثیرگذار داشته باشید.

توجه:

تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی از کیفیت کامل برخوردار است. نسخه‌های غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمی‌شود از آن‌ها استفاده شود.

با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی، سطح ارائه‌های خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اخلاق و عرفان اسلامی :

اشاره

در این بخش از شرح خطبه های امیرالمؤمنین علیه السلام ، فراز دیگری از خطبه ۲۳۳ را، که اختصاص به عبارت «و عالمهم منافق» دارد، همراه با شرح و تفصیل آن از زبان استاد فرزانه حضرت آیه الله مصباح یزدی به محضر اهل معرفت تقدیم می نماییم:

«وَ اعلموا رَحِمکمُ الله أَنَّکم فی زَمان القائِلُ فیه بالحقِّ قَلیلٌ، وَ اللِّسانُ عَنِ الصِّدقِ کَلیلٌ، و اللَّازِمُ لِلحقِّ ذَلیلٌ. أَهلُهُ مُعتکِفون علی العِصیانِ. مُصطَلحونَ علی الإدهانِ. فتاهُم عارمٌ، و شائِبُهُم آثمٌ، و عالِمُهُمْ منافقٌ.»(۱)

انگیزه منافقان از اظهار ایمان

امیرالمؤمنین علیه السلام در این خطبه با بیان برخی از ناهنجاری های جامعه آن روز، از افراد و گروه هایی که نسبت به مسائل اخلاقی و دینی بی اهمیت بودند، گله و شکایت می کنند. البته، رعایت نکردن مسائل اخلاقی از جانب برخی اقشار و گروه ها، که کم و بیش در هر جامعه ای به چشم می خورد، چندان تعجب آور نیست؛ مثلاً مشاهده گستاخی جوانان و یا معصیت سالخوردگان در جوامع مختلف، تعجب انسان را برنمی انگیزد. و از سوی دیگر، سخن امیر المؤمنین علیه السلام بدین معنا نیست که در زمان آن حضرت، همه جوانان گستاخ و همه پیران مبتلا به گناهان کبیره بودند، بلکه معنای این تعبیر آن است که در همه جوامع، جوانانی هستند که به دلیل عدم تربیت صحیح دینی، به معارف اسلامی آشنا نبوده و دچار ناهنجاری های اخلاقی می باشند و نیز گناهانی وجود دارد که انجام دهندگان آن ها بیش تر سالمندان هستند. این مطلب تا حدّی قابل فهم و پیش بینی است، اما حضرت در ادامه می فرمایند: ما در جامعه ای زندگی می کنیم که عالمانشان منافقند. باز اصل وجود منافق در جامعه، به ویژه با معنای وسیعی که برای منافق تصور می شود، تعجب آور نیست. در جامعه فراوانند افراد دو چهره ای که نان به نرخ روز می خورند؛ نه آن چنان دلبستگی به حق دارند و نه از شهامتی برخوردارند که رسما عقاید باطل خود را ابراز کنند. آنچه مایه تعجب انسان می شود این است که عالمان یک جامعه مبتلا به صفت نفاق باشند.

در جامعه ای که حکومت دینی و ارزش های اسلامی حاکم است، مسلمان دارای احترام، و کافر محروم از آن است. طبیعی است در چنین جامعه ای کسانی که از ایمان واقعی برخوردار نیستند، برای این که از مزایای اجتماعی، از جمله ثروت و احترام بهره مند شوند، در ظاهر اظهار ایمان می کنند تا همچون سایر مؤمنان محبوبیت اجتماعی کسب کنند. این کار، در واقع نوعی فریب دادن دیگران است که در قرآن کریم نیز بدان تصریح شده است: «و مِنَ الناس من یقولُ آمنا باللّه و بالیوم الاخر و ما هُم بِمؤمنین یُخادعون اللّه و الذین آمنوا و ما یخدعون الاّ انفسهُم و ما یشعرون» (بقره: ۸۹)؛ و گروهی از مردم منافق گویند که ما به خدا و روز قیامت ایمان آوردیم و حال آن که، ایمان نیاورده اند، می خواهند که خدا و اهل ایمان را فریب دهند و حال آن که، فریب ندهند مگر خود را و این را از سفاهت نمی دانند.

معنای این سخن که «آنان خودشان را فریب می دهند نه خدا و پیامبر را» چیست؟ فرض کنید کسی یک قطعه جواهر را که در دست کودکی است و میلیون ها تومان قیمت دارد، با دادن یک عدد شکلات به وی، تصاحب کند. معنای این کار «فریب دادن حقیقی» است؛ یعنی یک چیز قیمتی را از کسی گرفتن و در ازای آن چیز بی ارزش یا کم ارزشی به وی دادن. حال اگر قضیه به عکس باشد؛ یعنی به فرض شما بخواهید به فرزند خردسالتان که بیمار است، داروی شفابخشی را که پزشک تجویز کرده و قدری هم تلخ است بخورانید، اما کودک از خوردن آن امتناع ورزد و یا به این نیت که شما را فریب دهد، دارو را بگیرد ولی به جای نوشیدن آن، به سراغ دارویی غیر خوراکی برود و آن را سر بکشد، با این کار در واقع چه کسی را فریب داده است؟ کودک در ظاهر خیال می کند زرنگی کرده و پدر و مادرش را فریب داده است، حال آن که در واقع خودش را فریب داده است.

خدا و پیامبر از مردم چه می خواهند؟ مگر جز این است که می خواهند مردم را به سعادت دنیا و آخرت رهنمون سازند؟ مگر خدا از این که مردم ایمان بیاورند و به دستورات اسلام عمل کنند، سودی عایدش می شود؟ این خود مردم هستند که با عمل به دستورات اسلام به سعادت دنیا و آخرت می رسند. حال اگر کسانی دستورات اسلام را نادیده بگیرند، اما به ظاهر وانمود کنند که آن ها را پذیرفته اند، در واقع چه کسی را فریب داده اند؟ آیا در این میان ضرری متوجه خدا شده است که ایشان فکر کنند با این کار خود خدا را فریب داده اند؟ پیامبر خدا هم همین طور است؛ مگر پیامبر از ایمان آوردن مردم نفعی می برد؟ او به وظیفه اش عمل می کند و خدا هم اجر رسالتش را می دهد: «ان اجری الا علی الله.» (یونس: ۷۲) مؤمنان واقعی هم که مردم را دعوت به ایمان می کنند، مقصودشان این است که آنان را از عذاب الهی نجات دهند. بنابراین، با کاری که منافق انجام می دهد، هیچ کدام از آن ها (خدا، پیامبر و مؤمنان واقعی) فریب نمی خورند؛ شخص منافق در واقع، خودش را فریب داده است. این حقیقتی است که قرآن کریم نسبت به آن تأکید می ورزد؛ یعنی کسانی که از ایمان واقعی بی بهره اند، برای این که مانند سایر مؤمنان از مزایای اجتماعی استفاده نمایند، به ظاهر اظهار ایمان می کنند و فعالیت های اجتماعی خود را به شکل آنان انجام می دهند. برای مثال، برای این که در مسائل روزمره بتوانند اعتماد دیگران را جلب کنند تا از این طریق کارهای خود را به پیش ببرند، ظاهر خود را شبیه مؤمنان می کنند.

خطر وجود منافقان عالِم

منافقان از کفار پست تر و در جهنم نیز پست ترین درجه را دارند: «ان المنافقین فی الدرک الاسفل من النار» (نساء:۱۴۵). اما همان درک اسفل نیز درجات و مراتبی دارد. همان گونه که انبیا، اولیا، شهدا و صدیقین در بهشت از جایگاهی مساوی برخوردار نیستند، منافقان نیز که در درک اسفل جای دارند، از لحاظ پستی درجاتی دارند. کسانی که برای منافع دنیوی خود به دروغ اظهار ایمان کرده و با این کار خود موقعیتی اجتماعی به دست آورده اند؛ یعنی سوء استفاده آنان از آن موقعیت موجب ضرر و زیان برای دیگران نشده است، وضعیتشان در جهنم بهتر از کسانی است که علاوه بر قرار گرفتن در موقعیتی که جایگاه واقعی آنان نبوده است، می خواسته اند از مزایای فوق العاده در دنیا برخوردار باشند. چنین منافقانی، که پست ترین درجات نفاق را دارند، برای رسیدن به هدف خود حتی ممکن است جاسوس دشمن شوند و اسرار و اخبار محرمانه را با توجه به امکانات گسترده ای همچون تلفن، پست الکترونیکی، اینترنت و… که امروز کاربرد فراوانی دارند به ایادی دشمن منتقل کنند. در زمان صدر اسلام در بین منافقان کسانی بودند که با کفار ارتباط داشتند. آنان با این کار خود می خواستند از منافع نامشروع بیش تری برخوردار باشند. در آیات بسیاری از قرآن کریم به این مسأله تصریح شده است که آنان جاسوس دشمنان مسلمانانند.

تا این جا مشخص شد که انگیزه افراد عادی، که به دروغ اظهار ایمان می کنند، چیست. اما دلیل این که یک عالم، منافق می شود و یا یک منافق، دنبال تحصیل علم می رود، چه می تواند باشد؟ به بیان دیگر، چرا امیرالمؤمنین علیه السلام در این خطبه از سایر منافقان اسمی نمی برند و فقط از عالمان منافق می نالند؟ مگر خطر وجود این گونه افراد در جامعه بیش تر از خطر منافقان غیر عالم است؟ در پاسخ به این سؤال باید بگوییم که این افراد علاوه بر این که از منافع مادی جامعه اسلامی استفاده می کنند، ضررهای مادی به جامعه می زنند، و اخبار و اطلاعات و اسرار جامعه را در اختیار دشمنان قرار می دهند، دین مردم را هم می برند؛ یعنی موجب گمراهی مردم می شوند.

مسلمانان هیچ گاه برای آموختن مسائل دینی خود، به عالم کافری که کفرش بر همگان آشکار است، رجوع نمی کنند. اگر در جامعه کسی علنا اظهار کفر نماید، هیچ مسلمانی سراغ او نمی رود تا مثلاً در خصوص مسأله توحید، قضا و قدر، عصمت، امر به معروف و نهی از منکر و مانند این ها از وی سؤال نماید. از این رو، انسان کافر هیچ گاه نمی تواند مردم مسلمان را در عقاید، اخلاق، احکام شرعی، عبادات فردی، احکام اجتماعی، مسائل سیاسی و اقتصادی و… فریب دهد و موجبات گمراهی آنان را فراهم آورد. حداکثر استفاده ای که یک کافر می تواند از جامعه اسلامی به دست آورد این است که، در پناه حکومت اسلامی و در شرایط خاصی به لحاظ اهل ذمّه یا اهل معاهده بودن جایگاهش محفوظ باشد. لذا در مجموع، از ناحیه او ضرر و آسیبی به دین وارد نمی آید.

شخص کافر تنها در یک صورت می تواند بر عقاید و ایمان مردم تأثیر بگذارد و آن هنگامی است که در جامعه اسلامی موقعیتی به دست آورد که مردم برای مسائل دینی خود به او مراجعه کنند. پست ترین انسان ها کسانی اند که نه تنها صداقت در گفتار و رفتار ندارند، یعنی کفر خود را مخفی نگه می دارند و نیز از اموال جامعه اسلامی سوء استفاده می کنند و با جاسوسی برای دشمن، امنیت جامعه را به خاطر می اندازند، بلکه درصدد برمی آیند تا مؤمنان را نیز به وادی کفر بکشانند. آنان برای فریب دادن مردم چنین وانمود می کنند که می خواهند اسلام واقعی را به ایشان عرضه نمایند، حال آن که هدفی جز گمراه کردم مردم ندارند. آیا پست تر، خطرناک تر و بی ارزش تر از این افراد، موجود دیگری در جهان می توان یافت؟ این افراد حتی از کسانی که برای دشمن جاسوسی می کنند و جان و مال مسلمانان را به خطر می اندازند، پست ترند.

برخی از منافقان، که عامل نفوذی بیگانگان هستند و برای دشمنان مسلمانان جاسوسی می کنند، حتی پا را از این هم فراتر گذاشته و مثلاً در زمان جنگ با دادن اطلاعات به دشمن، موجبات کشته شدن مردم بی گناه را فراهم می آورند. مگر منافقان، در زمان جنگ ایران و عراق این کار را نمی کردند؟ آنان با گرا دادن به دشمن، هموطنان و همشهریان خود را در معرض بمب ها و موشک های دشمن قرار می دادند. پست تر و خطرناک تر ا

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *