توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل از حریم کعبه تا حرم کربلا؛ واکاوی مبانی تاریخی رثای شهریار بر امام حسین(علیه السلام)، متفاوت ارائه دهید
فایل فایل پاورپوینت کامل از حریم کعبه تا حرم کربلا؛ واکاوی مبانی تاریخی رثای شهریار بر امام حسین(علیه السلام) شامل 120 اسلاید آماده است که میتواند محتوای شما را به شکلی حرفهای، منسجم و چشمنواز به مخاطبان منتقل کند.
برتریهای فایل فایل پاورپوینت کامل از حریم کعبه تا حرم کربلا؛ واکاوی مبانی تاریخی رثای شهریار بر امام حسین(علیه السلام) در یک نگاه:
- طراحی منحصربهفرد
- فایل پاورپوینت کامل از حریم کعبه تا حرم کربلا؛ واکاوی مبانی تاریخی رثای شهریار بر امام حسین(علیه السلام) با بهرهگیری از اصول زیباییشناسی و ترکیب رنگهای مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما میدهد.
- راهاندازی فوری
- فایل فایل پاورپوینت کامل از حریم کعبه تا حرم کربلا؛ واکاوی مبانی تاریخی رثای شهریار بر امام حسین(علیه السلام) نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
- وضوح عالی
- اسلایدها به گونهای طراحی شدهاند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.
همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل از حریم کعبه تا حرم کربلا؛ واکاوی مبانی تاریخی رثای شهریار بر امام حسین(علیه السلام) هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهاییشده و تستشده ارائه میشود.
توصیه مهم: نسخههایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل از حریم کعبه تا حرم کربلا؛ واکاوی مبانی تاریخی رثای شهریار بر امام حسین(علیه السلام) اما خارج از منبع رسمی منتشر میشوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.
همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل از حریم کعبه تا حرم کربلا؛ واکاوی مبانی تاریخی رثای شهریار بر امام حسین(علیه السلام) :
مقدمه
مرثیه های عاشورایی سهم فراوانی در ادبیات رثا و مرثیه ایفا کرده است. جنگ های بسیاری در طول تاریخ بشریت و به ویژه تاریخ اسلام رخ داده است، اما قیام حضرت امام حسین (ع) کانون توجه مورخان، متفکران، اندیشمندان و شاعران قرون مختلف قرار گرفته است.
در میان شعرای معاصر، شهریار نیز با عشق و ارادتی که به خاندان عصمت و طهارت (ع) داشته است، با سرودن چند قطعه شعر مرثیه برای شهدای کربلا، نام خود را در کنار سایر هنرمندان ادبیات عاشورایی جاودانه ساخته است.شعر معروف شهریار در مرثیه امام حسین (ع) با نام «کاروان کربلا» و با مطلعِ «شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین» در حقیقت بیان کوتاه و گویایی از سیر تاریخی حضرت امام حسین (ع) است.
این نوشتار با نگاهی کوتاه به زندگی نامه این شاعر دل سوخته اهل بیت، سعی دارد مبانی تاریخی این مرثیه را مورد تحقیق و پژوهش قرار دهد.
شهریار، شاعر اهل بیت
سید محمد حسین بهجت متخلص به شهریار، فرزند سید اسماعیل موسوی خشکنابی در سال ۱۲۸۵ هجری شمسی در شهر تبریز پا به عرصه هستی نهاد. تحصیلات خود را با قرائت قرآن، نِصاب و گلستان سعدی آغاز کرد و بر اثر استعداد خدادادی و نبوغ فوق العاده در میان هم سن و سالان خود به نحو زیبایی درخشید و گوی سبقت را از همگان ربود و تحصیلات رایج عصر را در زادگاهش به پایان برد.
شهریار برای ادامه تحصیل به تهران سفر کرد و در مدرسه دارالفنون به همراه ابوالحسن صبا، ملک الشعرای بهار و عارف قزوینی به اندوختن ذخایر علمی و کمالات ادبی پرداخت. او سپس به رشته پزشکی روی آورد، ولی دست تقدیر او را از پزشکی جدا کرده و به سوی شعر و شاعری سوق داد. (تبریزی، ۱۳۸۴: ۴۶)
تخلص شهریار
شهریار در اوایل «بهجت» تخلص می کرد و هنگامی که در رشته پزشکی بود وی را «دکتر بهجت» می نامیدند. بعدها با استعانت از دیوان خواجه حافظ شیرازی تخلص «شهریار» را انتخاب کرد. او چون از حافظ تخلص درخواست کرد، این شعر آمد که:
غم غریبی و غربت چو بر نمی تابم
به شهر خود روم و شهریار خود باشم
(حافظ شیرازی، ۱۳۷۲: ۴۵۷)
از شهریور سال ۱۳۲۰ دوران بیماری و انزوای این شاعر دل سوخته آغاز گردید و این دوران، تحول روحی بزرگی در وجودش پدید آورد. و از مطامع دنیوی گذشته و تنها فکر و ذکرش عبادت و تلاوت قرآن بود. در این دوران اغلب این جمله را تکرار می کرد:
مرد خدا و مؤمن حقیقی باید امتحان بدهد و امتحان من بسیار سخت است.
آثار جاوید شهریار در آسمان فرهنگ و ادب ایران اسلامی از نظر تعالیم عالیه دینی، اخلاقی، اجتماعی و هنری، چون خورشید تابان و گنجینه فناناپذیری است که هر صاحب دل و صاحب نظری می تواند به اندازه ذوق و استعداد خود از آن گنج شایان بهره مند گردد. این آثار ثمره کوشش و نتیجه فکر و اندیشه سخن دان بی بدیل و دانشمند متفکری است که در خلق اشعار بدیع دینی و ادبی «حافظ قرن معاصر» لقب گرفت و در بیان مضامین زیبای انسانی و الهی در اوج اقتدار و عظمت قرار دارد و هر انسان سلیم النفس به اندازه ذوق و فهم خود آثار وی را ستایش می کند و تلاش هایش را ارج می گذارد؛ چرا که شهریار سخن، در آثار خود نکات اخلاقی، عرفانی و اجتماعی را با لطیف ترین و مؤثرترین بیان و به زیباترین شکلی بر مخاطبان عرضه داشته است.
شهریار تبریزی بعد از عمری تلاش در راه اعتلای فرهنگ ایران اسلامی و آفریدن منظومه ها و غزل های ستودنی در ۲۶ شهریور سال ۱۳۶۷ در تهران دار فانی را وداع گفت و در مقبره الشعرای تبریز به خاک سپرده شد. (تبریزی، ۱۳۸۴: ۴۷ ۴۸)
در میان اشعار شهریار، عشق به اهل بیت به ویژه اشتیاق به ولایت امیر مؤمنان علی (ع) جلوه خاصی دارد که شیفتگان اهل بیت را به شدت مفتون ساخته است. شعر شب و علی (شهریار، ۱۳۸۷: ۲، ۹۳۸)، هدیه عید غدیر (همان، ۲، ۱۲۱۰) و شعر معروف علی ای همای رحمت (همان، ۱، ۶۹)، از جمله این موارد است.
شعر «علی ای همای رحمت» در دیوان شهریار درخشندگی بیشتری دارد که هر چقدر روزگار می گذرد، تازه تر و دلچسب تر از روزهای قبل جلوه می کند و دل انسان را با نسیم ولایی و عرفانی خاص خود صفا و طراوتی دیگر می بخشد.
غزل «علی ای همای رحمت» که از برکات و عنایات مولای متقیان شهرت جهانی یافته و مورد استقبال شیفتگان، ادیبان، دانشمندان و اهل ذوق و هنر قرار گرفته است، داستانی جالب و خواندنی دارد:
شهریار شعرت را بخوان
مرحوم آیت الله مرعشی نجفی بارها می فرمودند:
شبی توسلی پیدا کردم تا یکی از اولیای الهی را در خواب ببینم. آن شب در عالم خواب دیدم در زاویه مسجد کوفه نشسته ام و امیر مؤمنان علی (ع) با جمعی آنجا حضور دارند. حضرت فرمودند: شاعران اهل بیت را بیاورید. چند تن از شاعران عرب را آوردند. فرمودند: شعرای فارس زبان را نیز بیاورید. آن گاه محتشم و چند تن از شاعران فارسی آمدند. فرمودند: شهریار ما را بیاورید. شهریار آمد. حضرت خطاب به شهریار فرمودند: شعرت را بخوان! شهریار این غزل را خواند: «علی ای همای رحمت تو چه آیتی خدا را / که به ما سوا فکندی همه سایه هما را…».
وقتی شعر شهریار تمام شد، از خواب بیدار شدم. چون من شهریار را ندیده بودم، فردای آن روز پرسیدم که شهریار کیست؟ گفتند: شاعری است که در تبریز زندگی می کند. گفتم: از جانب من او را دعوت کنید که به قم نزد من بیاید. چند روز بعد شهریار آمد، دیدم دقیقاً همان کسی است که من او را در خواب در حضور حضرت امیر (ع) دیده ام. از او پرسیدم: این شعر «علی ای همای رحمت» را کی سروده ای؟ شهریار با حالت تعجب از من سؤال کرد که شما از کجا خبر دارید که من این شعر را سروده ام؟ چون من نه این شعر را به کسی داده ام و نه درباره آن با کسی صحبت کرده ام.
آیت الله مرعشی در پاسخ شهریار جریان خوابی را که دیده بودند فرمودند. شهریار فوق العاده منقلب شد و گفت: من فلان شب این شعر را سروده ام و همان طور که قبلا عرض کردم، تاکنون کسی را در جریان سرودن این شعر قرار نداده ام.
آیت الله مرعشی نجفی فرمود: وقتی شهریار، تاریخ و ساعت سرودن شعر را گفت، معلوم شد مقارن ساعتی که وی آخرین مصرع شعر خود را تمام کرده بود، من آن خواب را دیده بودم. (مرعشی نجفی، ۱۳۷۷: ۵۹ )
«کاروان کربلا» در یک نگاه
شهریار سیر تاریخی حضرت امام حسین (ع) را چنین سروده است:
شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
از حریم کعبه جدش به اشکی شست دست
مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین
می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم
بیش از این ها حرمت کوی منا دارد حسین
پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست
اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین
بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب
کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین
رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند
تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین
بردن اهل حرم دستور بود و سرّ غیب
ورنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین
سروران، پروانگان شمع رخسارش ولی
چون سحر روشن که سر از تن جدا دارد حسین
سر به قاچ زین نهاده، راه پیمای عراق
می نماید خود که عهدی با خدا دارد حسین
او وفای عهد را با سر کند سودا ولی
خون به دل از کوفیان بی وفا دارد حسین
دشمنانش بی امان و دوستانش بی وفا
با کدامین سر کند، مشکل دو تا دارد حسین
سیرت آل علی با سرنوشت کربلاست
هر زمان از ما، یکی صورت نما دارد حسین
آب خود با دشمنان تشنه قسمت می کند
عزت و آزادگی بین تا کجا دارد حسین
دشمنش هم آب می بندد به روی اهل بیت
داوری بین با چه قومی بی حیا دارد حسین
بعد ازینش صحنه ها و پرده ها اشکست و خون
دل تماشا کن چه رنگین سینما دارد حسین
ساز عشق است و به دل هر زخم پیکان زخمه ای
گوش کن عالم پر از شور و نوا دارد حسین
دست آخر کز همه بیگانه شد دیدم هنوز
با دم خنجر نگاهی آشنا دارد حسین
شمر گوید گوش کردم تا چه خواهد از خدا
جای نفرین هم به لب دیدم دعا دارد حسین
اشک خونین گو بیا بنشین به چشم شهریار
کاندرین گوشه عزایی بی ریا دارد حسین
(شهریار، ۱۳۸۷: ۱، ۷۰)
مبانی تاریخی «کاروان کربلا»
برای سهولت کار شعر مزبور را که در نوزده بیت سروده شده است، شماره گذاری کرده و هر یک به صورت مجزا مورد بررسی قرار می گیرد:
۱. شیعیان دیگر هوای نینوا دارد حسین / روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
به سمت کربلا
شهریار مرثیه اش را با اشاره به عزم امام حسین (ع) به سمت عراق آغاز می کند. هر چند مقصد اولیه حضرت طبق برنامه ریزی اولیه و دعوت فراوان کوفیان، کوفه بوده است (مفید، ۱۴۱۳: ۲، ۳۶ ۳۸ و سید ابن طاووس، ۱۳۷۰: ۲۸ ۳۲) و به همین منظور بود که امام قبل از سفر، نماینده خود را برای بررسی اوضاع به کوفه گسیل داشته (مفید، ۱۴۱۳: ۲، ۳۹ و سید ابن طاووس، ۱۳۷۰: ۳۲ )، اما وقایع و رخدادهای بعدی راه کوفه را بر حضرت بسته و مسیر حرکت حضرت را به سمت کربلا برگرداند.
۲. از حریم کعبه جدش به اشکی شست دست / مروه پشت سر نهاد، اما صفا دارد حسین
خروج از مدینه و مکه
در این که منظور شهریار از تعبیر «حریم کعبه جدش» چیست، دو احتمال به ذهن خطور می کند:
اولی آن که حضرت چون خواست از مدینه و از حرم جدش پیامبر خارج شود، به مسجد النبی رفته و با اشک چشم و راز و نیازی از محضر پیامبر خداحافظی کرد. جریان وداع حضرت از حرم نبوی و گریه اش نزد قبر پیامبر در برخی مقاتل آمده است. (خوارزمی ۱۴۲۳: ۱، ۲۷۰)
اما احتمال دوم که با قرائنی چون واژه «کعبه» و «مروه» تقویت می یابد، خروج حضرت از مکه به سمت عراق است. طبق گزارش های تاریخی حضرت یک روز مانده به مناسک حج تمتع یعنی روز هشتم ذی الحجه به سمت عراق حرکت کرده است. (مفید، ۱۴۱۳: ۲، ۷۰)
البته در این که حضرت از ابتدا به نیت عمره مفرده محرم شده بود، یا بعد از احرام حج، نیتش را به عمره تبدیل کرده است، اختلافی بین مورخان وجود دارد، (ابراهیمی، ۱۳۸۸: ۱۱ ۲۴) ولی مساله گریستن کنار کعبه هر چند به مقتضای طبیعی و حالات معنوی حضرت امر بعیدی نیست، اما تا جایی که نویسندگان مقاله تحقیق کردند، صراحت و یا اشاره ای در منابع تاریخی بر آن مطلب وجود ندارد و از همین جا می توان منظور شهریار را از «حریم کعبه جدش»، مدینه دانست.
به هر حال تعبیر «حریم کعبه جدش» را نمی توان به هیچ یک از مکه و مدینه به طور صریح ناظر دانست و شاید شهریار خواسته با استفاده از آرایه «ایهام» ذهن مخاطب را بین دو معنا درگیر سازد.
لطافت زاید الوصفی در تعبیر «مروه پشت سر نهاد اما صفا دارد حسین» نهفته است. صفا در کنار مروه یعنی کوه صفا که محل سعی حاجیان است، اما شهریار می گوید: هر چند حضرت از رفتن به صفای ظاهری که از کوه و سنگ است واماند، اما خود آن بزرگوار صفای حقیقی است!
۳. می برد در کربلا هفتاد و دو ذبح عظیم / بیش از این ها حرمت کوی منا دارد حسین
تعداد شهدای کربلا
در این که تعداد شهدای کربلا چند نفر بوده اختلافی بین مورخان وجود دارد. دینوری تعداد سرهای شهدا را که بر نیزه حمل می شده اند هفتاد و دو سر دانسته است. (دینوری، ۱۳۶۸: ۲۵۹ ) ابن اثیر نیز با این تعبیر: «و کان عده من قتل معه اثنین و سبعین رجلاً» تعداد کشته شدگان به همراه امام را هفتاد و دو تن دانسته است. (ابن اثیر، ۱۴۰۹: ۱، ۴۹۹)
در این میان برخی منابع، اعداد دیگری نیز بیان کرده اند. مثلا صاحب کتاب مروج الذهب تعداد شهدای کربلا را هشتاد و هفت نفر دانسته است. (مسعودی، ۱۴۰۹: ۳، ۶۱) و سید بن طاووس از امام باقر (ع) روایت نقل کرده که اصحاب حسین (ع)، چهل و پنج نفر سواره و صد نفر پیاده بوده اند. (سید ابن طاووس، ۱۳۷۰: ۸۱)
ذبح عظیم
شهریار واژه «ذبح عظیم» را از آیه «وَ فَدَیناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» (صافات، ۱۰۷) که درباره حضرت ابراهیم و قربانی کردن حضرت اسماعیل است، اقتباس کرده است.
حرمت خانه خدا
جریان «حرمت کوی منا» نیز به ملاقات حضرت با برادرش محمد بن حنفیه اشاره دارد. سید ابن طاووس در نقل این ملاقات و گفتگو چنین آورده است:
محمد بن حنفیه: «ای برادر! تو مردم کوفه را خوب می شناسی و می دانی که با پدر و برادرت چه کردند و من می ترسم که سرنوشتت همان سرنوشت گذشتگان بشود. اگر مصلحت بدانی، در مکه بمان که هم جانت سالم می ماند و هم عزت و احترامت محفوظ است».
حضرت فرمود: «خوف دارم که یزید به طور ناگهانی در حرم خدا مرا به قتل رساند و به واسطه من حرمت خانه خدا هتک شود». (سید ابن طاووس، ۱۳۷۰: ۵۴)
تناسب «ذبح عظیم» و «کوی منا» از دیگر لطافت های ادبی عرفانی شعر شهریار است. به گفته شهریار امام حسین نه یک قربانی که هفتاد و دو ذبح عظیم را با خود به کربلا برده و حرمت کوی منا را با این کار عظیمش حفظ نموده است. حضرت ابراهیم خواست فرزندش جناب اسماعیل را قربانی کند، خدا ذبحی عظیم را فدای اسماعیل ساخت. با مقایسه داستان حضرت ابراهیم و امام حسین عظمت داستان حسین معلوم می گردد؛ اگر ذبح عظیمی که قرآن آن را فدایی اسماعیل معرفی کرده حیوانی بیش نیست، در عوض حسین حاضر است هفتاد و دو تن از بهترین عزیزانش را فدای خدا کند!
۴. پیش رو راه دیار نیستی، کافیش نیست / اشک و آه عالمی هم در قفا دارد حسین
بقا یا فنا
آینده طبیعی هر انسان مرگی است که در کنار شهادت به سان فنایی است در کنار بقا. شهریار بر این باور است که امام هرگز مردن به مرگ عادی را نمی پسندد. حسین کاری کرده که اشک و آه عالمی را همراه خود ساخته است. و به تعبیر پیامبر این حرارت از دل های اهل ایمان هرگز خاموش نمی شود. (حاجی نوری، ۱۴۰۸: ۱۰، ۳۱۸)
من کشته اشکم
مصرع دوم به احتمال قوی اشاره به لقب معروف امام حسین مبنی بر «قَتیلُ العَبَرات» بودن حضرت دارد. «قَتیلُ العَبَرات» به معنی کشته اشک ها، از القاب امام حسین (ع) است. این لقب در روایت صدوق از زبان خود حضرت به صورت «قَتیلُ العَبَرَهِ» به کار رفته است:
أَنَا قَتِیلُ الْعَبْرَهِ لَا یذْکرُنِی مُؤْمِنٌ إِلَّا اسْتَعْبَرَ. (صدوق، ۱۳۷۶: ۱۳۷)
من کشته اشکم؛ هر مومنی مرا یاد کند به ناگاه می گرید.
منظور آن است که امام حسین (ع) شهیدی است که هم یادش گریه آور است و هم اشک ریختن در سوگ او ثواب دارد و موجب احیای عاشورا است.
این صفت در زیارت نامه ها نیز برای حضرت ذکر شده است.
السلَامُ عَلَی الْحُسَینِ الْمَظْلُومِ الشَّهِیدِ السَّلَامُ عَلَی أَسِیرِ الْکرُبَاتِ وَ قَتِیلِ الْعَبَرَات. (طوسی، ۱۴۱۱: ۲، ۷۸۸)
۵. بس که محمل ها رود منزل به منزل با شتاب / کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین
عروسی یا عزا
جریان عروسی حضرت قاسم از مسائل اختلافی تاریخ کربلاست. در برخی منابع به این شکل مطلبی نقل شده است:
قاسم در روز عاشورا از عمویش امام حسین (ع) اجازه میدان خواست ولی امام به علت سن کم وی اجازه نداد. قاسم از این ماجرا ناراحت شده، ناگاه یاد بازوبندی افتاد که پدرش امام حسن مجتبی (ع) بر بازوی وی بسته بود و از وی خواسته بود هنگامی که غم و اندوه بیش از حد بر وی غلبه کرد آن را باز کند. قاسم بازوبند را باز کرده و دید امام حسن به وی وصیت کرده بود در کربلا جان خود را فدای عمویت کن. قاسم شادمان خود را به عمو رساند و وصیت پدر را به امام نشان داد، امام پس از مشاهده خط برادر گریه کرده به قاسم فرمود: پدر به من نیز وصیت کرده که یکی از دخترانم را به عقد تو درآورم و به عباس (ع) و عون و زینب (س) فرمود مقدمات عقد قاسم را فراهم کنند. بدین ترتیب قاسم در همان روز عاشورا عروسی کرد و پس از آن وارد میدان شد. (واعظ کاشفی، ۱۳۷۹: ۴۰۰)
اکثر محققان و مورخان اعتباری بر این مطلب قائل نبوده و این قضیه را جزو تحریفات عاشورا دانسته اند. میرزا حسین نوری، شیخ عباس قمی، شهید قاضی طباطبایی و شهید مطهری از جمله این محققان هستند. (ر. ک: حاجی نوری، ۱۳۷۵: ۱۹۳؛ قمی، ۱۳۳۸: ۳۸۰؛ قاضی طباطبایی، ۱۳۸۳: ۳۷۷ و مطهری، بی تا: ۱۷، ۷۷)
شهریار نیز با تعبیر «کس نمی داند عروسی یا عزا دارد حسین» همین ابهام تاریخی را متذکر شده است.
۶. رخت و دیباج حرم چون گل به تاراجش برند / تا به جایی که کفن از بوریا دارد حسین
غارت خیام
جریان غارت البسه و تجهیزات جنگی حضرت و همین طور غارت خیام از صحنه های دردناک عاشوراست. در برخی منابع به صورت دقیق این که چه کسی چه چیزی را غارت کرده است، گزارش شده است؛ مثلا در منابع تاریخی غارت عمامه، کفش و پیراهن امام حسین (ع) به همراه نام غارت گر آن نقل شده است. (ابن شهر آشوب، ۱۳۷۹: ۴، ۵۷)
قطع انگشت حضرت به خاطر غارت انگشتر نیز در برخی منابع روایی آمده است. (مجلسی، ۱۴۰۳: ۴۵، ۳۳۷)
بر اساس نقل طبری، پس از شهادت حضرت، سپاهیان کفر به فرماندهی شمر خیمه گاه امام را محاصره کردند و به دستور وی به سوی سراپرده حریم امام حسین (ع) هجوم بردند. اراذل و اوباش کوفه با شنیدن این فرمان بر یکدیگر سبقت می گرفتند و هر آنچه از اثاث و لوازم سفر، جامه و زیورآلات نزد زنان بود و هر چه به دستشان می رسید، به یغما بردند. در این حال زنان حرم از خیمه ها بیرون آمدند و همگی می گریستند. (طبری، ۱۳۸۷: ۵، ۴۵۳)
دفن بدن مطهر امام حسین با حصیر
از مسلمات مسائل فقهی این است که شهید در لباس خودش دفن می شود و او را در کفن نمی گذارند. (خمینی، ۱۴۲۵: ۱، ۱۱۷) از این رو تعبیر شهریار که حضرت کفنی از بوریا داشته است، تعبیر دقیقی نیست.
اما این که بدن مطهر حضرت را بر حصیری گذاشته و آن را با حصیر دفن کرده اند، طبق برخی گزارش های تاریخی امر مویدی است. به نقل شیخ طوسی وقتی ابراهیم دیزج در عصر متوکل، مامور ویران کردن قبر مطهر امام حسین می شود، هنگام نبش قبر، بوریای تازه ای می بیند که بدن مطهر امام بر روی آن قرار گرفته است. (طوسی، ۱۴۱۴: ۳۲۶) این امر حاکی از آن است که گویا بدن مطهر امام پس از تحمل آن همه تیر، نیزه و ضربه شمشیر و در نهایت، لگدمال شدن آن توسط اسبان لشکر عمر سعد، دیگر به صورت عادی، قابل حمل و دفن نبوده است.
۷. بردن اهل حرم دستور بود و سر غیب / و رنه این بی حرمتی ها کی روا دارد حسین
فلسفه همراهی خانواده
همراهی خانواده امام حسین (ع) در جریان واقعه کربلا از مسائلی است که همیشه برای عده ای مورد سوال و پرسش بوده است. چرا امام حسین (ع) با آن که از شهادت خود آگاهی داشت، خانواده اش را به همراه خود به کربلا برد؟
در حقیقت قیام امام حسین (ع) دو بُعد اساسی دارد: یکی جانبازی، فداکاری و شهادت، است و دیگری پیام رسانی است. نقش اساسی خانواده حضرت همان بُعد دوم قیام حسینی است.
شهریار اذعان می کند که بردن خانواده از سوی امام، دستوری الهی بوده است. این بیت از شعر اشاره ای است به مذاکره امام حسین (ع) با برادرش محمد حنفیه. وی وقتی خبردار شد که امام قصد دارد که از مکه خارج شود، او را از این مطلب منصرف ساخت، اما حضرت در ادامه به رویایی که دیده بود اشاره کرده فرمود:
رسول خدا را دیدم که به من فرمود: ای حسین؛ بیرون برو؛ چون خدا خواسته است تو را کشته ببیند محمد ابن حنفیه همین که این جمله را شنید گفت: إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَیْهِ راجِعُونَ. محمد ادامه داد حال که چنین است، پس چرا این زنان را همراه خود می بری؟ حضرت فرمود: پیامبر (ص) به من فرمود: خدا خواسته است آنان را اسیر ببیند. آن گاه با محمد بن حنفیه خداحافظی کرد و رهسپار عراق شد. (سید ابن طاووس، ۱۳۷۰: ۵۵)
شهریار وجه دیگری را برای بردن اهل حرم ذکر می کند. او می گوید که بردن اهل حرم سر غیبی است و نباید این رمز و راز فاش شود. شهریار واژه «سر غی
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
فایل پاورپوینت کامل احکام صله رحم و مهمانی
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.