تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

با فایل فایل پاورپوینت کامل از سرگیری جنبش تمدن و تقریب، متفاوت ارائه دهید

فایل فایل پاورپوینت کامل از سرگیری جنبش تمدن و تقریب شامل 113 اسلاید آماده است که می‌تواند محتوای شما را به شکلی حرفه‌ای، منسجم و چشم‌نواز به مخاطبان منتقل کند.

برتری‌های فایل فایل پاورپوینت کامل از سرگیری جنبش تمدن و تقریب در یک نگاه:

طراحی منحصربه‌فرد
فایل پاورپوینت کامل از سرگیری جنبش تمدن و تقریب با بهره‌گیری از اصول زیبایی‌شناسی و ترکیب رنگ‌های مناسب، ظاهری مدرن و رسمی به ارائه شما می‌دهد.
راه‌اندازی فوری
فایل فایل پاورپوینت کامل از سرگیری جنبش تمدن و تقریب نیازی به تنظیمات اضافی ندارد؛ کافیست آن را باز کنید و مستقیماً استفاده کنید.
وضوح عالی
اسلایدها به گونه‌ای طراحی شده‌اند که در هر دستگاه یا ویدیو پروژکتور، با بهترین کیفیت نمایش داده شوند.

همه چیز از قبل آماده است: در فایل فایل پاورپوینت کامل از سرگیری جنبش تمدن و تقریب هیچ موردی ناتمام یا نیازمند ویرایش نخواهید یافت. همه چیز با دقت نهایی‌شده و تست‌شده ارائه می‌شود.

توصیه مهم: نسخه‌هایی که تحت عنوان فایل پاورپوینت کامل از سرگیری جنبش تمدن و تقریب اما خارج از منبع رسمی منتشر می‌شوند، ممکن است از کیفیت لازم برخوردار نباشند.

همین حالا فایل را تهیه کرده و سطح جدیدی از ارائه را تجربه کنید!


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل از سرگیری جنبش تمدن و تقریب :

چکیده

درگیری های مذهبی باعث توقف جنبش و حرکت تمدّن اسلامی شد.

پیش از اسلام، قبایل عرب به علت نزاع های گوناگون فاقد تمدّن بودند؛ اما اسلام با حل اختلاف ها، بستری مناسب برای شکوفایی تمدّن اسلامی پدید آورد و تاریخ بحث های کلامی و غیره خود نشانه تقریب و در نتیجه زمینه تمدّن بود.

بهترین الگو که هم بتواند باعث تقریب شود و هم ما را به تمدّن واقعی برساند، خداوند و روحیه و عزّت عرفانی است. اگر مکتب عرفانی به درستی میان ما تحقق یابد، هم عزّت خواهیم داشت و هم دارای زبان بین المللی خواهیم بود و هم به جنبش تکاملی خود واصل می شویم و نیز ماهیت دین را فراگرفته ایم. عرفان می خواهد ماهیت حقیقی انسان را بیابد که مشترک میان همه بشر، و پرهیز از حیوانیت است که مورد تنفر همگان است و سبب تحوّل درونی کمال خواهانه انسان می شود که خواهان آن هستند. با عرفان می توان به اهداف مقدّس دنیایی و آخرتی در تمام ابعاد نایل شد.

کلید واژه ها: جنبش تمدنی، تقریب، الگوی برتر، عزت، ذلّت، عرفان.

مقدمه

تقریب میان مذاهب اسلامی، هدف همه کسانی است که به عزت، کرامت و سعادت و آقایی امت خود توجه دارند، به آن چشم دوخته اند؛ ولی داشتن آرزوها به تنهایی برای تحقق این هدف بزرگ کافی نیست؛ بلکه باید در جست وجوی ریشه های این پدیده و بررسی اساسی برای آن بود تا کوشش ها در مسیری که فایده ای ندارد، هدر نرود.

به عقیده ما پدیده کشمکش مذهبی یکی از عوارض بیماری بدخیمی است که جهان اسلام دچار آن شده که در توقف جنبش تمدنی آن تجسم می یابد.

این بیماری، عوارض بسیاری دارد که مهم ترین آن از هم گسیختگی و پراکندگی است که به شکل های گوناگونی ظاهر می شود. گاهی به گونه مذهبی و زمانی به شکل قومیتی و وقتی هم به گونه قبیله ای یا کشوری یا منطقه ای و… نمایان می شود. مهم وجود از هم گسیختگی است؛ حال به هر شکلی تحقق یابد؛ از این رو درمان اختلاف های مذهبی بدون توجه به ریشه های این پدیده همانند درمان جوش های پوستی ناشی از بیماری کبدی با روش پانسمان است؛ در حالی که باید سراغ کبد رفت و آن را درمان کرد.

جنبش تمدن

اگر بگوییم دین به معنای حرکت جامعه بشری به سوی جنبش تمدنی است، گزاف نگفته ایم؛ چون تمدن، همان مقدار دستاوردهای بشر در زمینه های پیشرفت مادی و معنوی آن است و همه آموزه های اسلام به نجات دادن انسان از رکود، رخوت و جمود توجّه دارد تا او را به سوی حرکت نامتناهی در زمینه تحقق پیشرفت ها در زمینه تسخیر طبیعت و تلاش در فرایند روند خلافت خدا در زمین و در عرصه تعالی روانی و روحی و بیرون آمدن از لاک های خود خواهی و انگیزه های پست بکشاند.

شبه جزیره عربی پیش از ظهور اسلام فاقد پروژه تمدنی بود؛ از این رو قبایل عرب سرگرم کشمکش ها و درگیری های قبیله ای بوده اند، و روزگاران عرب گواه این مطلب است و اشعار دوران جاهلیت عرب این کشمکش های فراگیر را به تصویر کشیده؛ به گونه ای که اعراب دوران جاهلیت نمی توانستند آن را در زندگی خود رها سازند؛ چرا که بخشی از زندگی روزانه آن ها بوده است. شاعران، این روح جاهلیت را که در دوران حکومت بنی امیه هم آرزوی بازگشت به آن وجود داشت بیان می کنند.

یکی از شاعران زندگی شهری را مورد نکوهش قرار داده، بادیه نشینی را برای خود افتخار می داند و غارتگری و یورش را در زندگی خود اصل می داند که همیشه باید وجود داشته باشد. حتی اگر دشمنانی وجود نداشت، باید با مجاوران و دوستان و حتی بستگان ستیز کرد.

قابل توجه است که شاعر در ابیات، از واژه «حضاره» یعنی تمدن در برابر «بادیه» استفاده کرده که این تقابل در احادیث اسلامی که مردم را از بدویت پس از هجرت یعنی از انتقال به بدویت پس از هجرت به شهر نهی می کند، وجود دارد، و این نهی در این زمینه شدید و نزدیک به تکفیر بوده است. چون تمدن نیاز به زندگی شهری دارد و نمی توان آن را فقط در زندگی بادیه نشینی فراهم کرد و نیز مسأله مورد توجه در این ابیات، دوری از زندگی با تمدن را با درگیری با کسی به سبب چپاول او جایز می داند و چنانچه قبیله ثروتمندی را برای حمله به آن نیابند، به قبیله ضعیف یورش می برند و اگر قبیله ضعیف را نیابند، آن گاه به برادرانشان از قبیله بنی بکر یورش برده، آن را غارت می کردند. مسأله مهم جنگ و درگیری بود.

هنگامی که اسلام پروژه تمدنی خود را به این قبایل در حال نزاع و کشمکش ارائه کرد، هدف های این قبایل را به رسالت جهانی تبدیل کرده، آن ها را در راه هدف های بزرگ قرار داد، و به همان میزانی که اسلام توانست جنبش تمدن را در جامعه پدید آورد، به چیره شدن بر از هم گسیختگی و کشمکش میان قبایل عرب موفق شد. همه پدیده های کشمکش که در جامعه اسلامی در ابتدای رسالت یا پس از آن ظاهر شده بود از رسوبات اختلاف قبیله ای سرچشمه می گرفت که مخالف حرکت تمدن بود.

با وجود مشکلات، موانع قبیله ای، قومی و سیاسی که برای زندگی اسلامی در دو قرن اول و دوم پدید آمده بود، حرکت تمدنی بزرگی که اسلام در دل های مردم به وجود آورده بود، همچنان ادامه داشت و در حال گسترش بود و پیوسته منافع خود را داشته، به ایجاد تمدنی انجامید که هیچ کس منکر آن نیست و باعث ایجاد جنبش پیشرفت علمی و اجتماعی در زمینه های گسترده ای شد.

تقریب در پرتو جنبش تمدن خواهی

چنانچه برخی پدیده های نا مطلوبی که میان نادانان دور از جنبش تمدن خواهی در قرن های نخست اسلام وجود داشت مستثنا بدانیم، خواهیم دید که جامعه اسلامی متمدن سرشار از پدیده هایی بود که نشان دهنده سیادت روح گفت وگو و تفاهم و پذیرفتن نظر طرف دیگر و همزیستی قومی و مذهبی بوده که این موضوع با بهترین جلوه های خود در روابط میان پیشوایان مذاهب و عالمان و ادیبان با اندیشه های گوناگون وجود داشته است. ما این جا نمی توانیم همه گونه های مربوط به آن را بازگوییم؛ ولی به نوشته مسعودی در مورد یکی از مجالس برامکه در عصر جنبش تمدنی برای شما بسنده می کنیم:

در کتاب مروج الذهب آمده است: یحیی بن خالد شخصیتی با دانش و معرفت و اهل بحث و نظر بود. وی مجلسی داشت که در آن متکلمان از اهل اسلام و صاحب نظران مذاهب گوناگون شرکت می کردند. روزی که در این مجلس نزد او گرد آمده بودند، به آن ها گفت: شما درباره پنهانی و ظهور، قدمت و حدوث، اثبات و نفی و حرکت و سکون و همراهی و جدایی، وجود و عدم، کشش و خیزش، اجسام و اعراض، تعدیل و جَرح، نفی صفات و اثبات آن ها، توانایی و افعال، کمیت و کیفیت و مضاف و امامت که آیا بحث نقلی است یا وابسته به اختیار مردم است، سخن بسیار گفته اید و سخن های دیگری در اصول و فروع می آورید. اکنون شما بی منازعه درباره عشق بگویید و هر یک از شما نظر خود را و آنچه به ذهن خود درباره عشق خطور کرده است بفرماید.

علی بن هیثم که امامی مذهب و از متکلمان معروف شیعیان بود گفت:

ای وزیر! عشق ثمره همگونی و دلیلی بر آمیزش دو روح و آن دریایی از لطافت و رقت صنعت خدا و صفای گوهر و گزند آن حد و مرزی ندارد و افراط در آن موجب نقصان بدن می گردد.

ابو مالک حضرمی که خارجی مذهب ( که به آن ها «شراه» می گفتند) بود، گفت: ای وزیر! عشق دمیدن جادو است و پنهان تر و داغ تر از اخگر است و تنها با ازدواج دو طبع و آمیختگی دو گونه میسر می شود و نفوذ آن در دل همچون نفوذ دانه های باران در لابه لای شن است و پادشاه خصلت ها است. عقل ها را اسیر خود می کند و نظرها با آن آرام می گیرند.

نفر سوم که محمد بن الهذیل العلاّف بود و مذهب معتزلی داشت و شیخ بصری ها بود، گفت: ای وزیر! عشق چشم ها را می بندد و بر دل ها مهر می زند و در بدن ها حلول می کند و با شتاب در کبدها قرار می گیرد و صاحب آن دچار بدگمانی و اوهام می شود. هیچ موجودی برای او باقی نمی ماند و هیچ وعده ای از او سالم نمی ماند. گرفتاری ها با شتاب سراغ او می آیند و او جرعه ای از دم کرده مرگ و بقیه ای از مرزهای داغدیدگی است؛ ولی باعث شور و نشاط در طبع و طراوتی در شمایل آدمی می شود و صاحب آن گوشی به دعوت منع و اجازه ای به خصم سرزنش دهنده نخواهد داد.

نفر چهارم که هشام بن الحکم کوفی است و شیخ امامیه در آن زمان و هنرمند بزرگ بود گفت: ای وزیر! عشق دامی است که تنها صاحبان اخلاص در مصیبت ها را شکار می کند و چنانچه عاشق گرفتار تور آن شود و در لابه لای آن گیر کند، خیلی بعید است که از آن جا جان سالم به در ببرد و یا به زودی از آن رها شود و عشق فراهم نخواهد شد، مگر از اعتدال چهره و میانه روی در روش و ملایمت در همت، مقتلی در درون جگر و خلوص عقل دارد. زبان فصیح را گره می زند. مالک را مملوک می کند و سَرور را برده می کند تا برده برده خود شود.

النظام ابراهیمی بن یسار معتزلی که از مناظره کنندگان اهل بصره در زمان خود بود) گفت: ای وزیر! عشق رقیق تر از سراب و نافذتر از شراب و از گل معطری است که در ظرف شکوه عجین گردیده و ابری سنگین است که بر فراز دل ها می بارد و موجب رویش شادی و شعف می گردد و میوه سخن به بار می آورد و قربانی آن همیشه از عشق بیمار و دچار ناآرامی [است] و با زمان رجز خوانی می کند و دارای اندیشه ای بلند است و چنانچه شب فرا رسد، دچار بی خوابی و به هنگام فرارسیدن روز نگران می گردد و روزه او گرفتاری و افطار او شکوه است؛ آن گاه نفر ششم و هفتم و هشتم و نهم و دهم و غیره پس از آن ها در این باره سخن گفتند تا این سخن از عشق با واژگان گوناگون و معانی نزدیک و متناسب به هم به درازا کشید، و آنچه گذشت دلیلی بر همین مطلب بود (مروج الذهب، ۱۳۸۱: ۲/۳۷۹).

موضوعی که سخن درباره آن بود (عشق) شبیه آن میان یونانی ها وجود دارد و پس از آن این موضوع تبلور یافت و به وسیله عارفان ایرانی همچون سنایی و عطار و حافظ و مولوی به اوج خود رسید.

این داستان نشان دهنده دو حقیقت است: نخست گردهمایی صاحبان مذاهب گوناگون در مجلس گفتمان آزاد و دوم اشاره به توان «عشق» بر وحدت بخشیدن به دل ها است که درباره آن سخن خواهم گفت.

از سرگیری تمدن

مسأله از سرگیری تمدن از آن دسته مسائلی است که باید مورد توجه همه کسانی که به مسائل جهان اسلام توجه دارند، قرار گیرد و آن را در صدر توجه و کارهای خود قرار دهند و چون یگانه عامل برطرف کردن عوامل عقب افتادگی در جامعه های ما است، بهترین راه برای بازیابی عزت و شرف خواهد بود.

شاید مسلمان اهل تحقیق می تواند به آسانی از محتوای اسلام و از روند تاریخی آن پی ببرد که تمدن اسلامی هر چند که از قرن ها پیش در آستانه توقف قرار گرفت، دارای ریشه های عمیق در خاک، در عقیده، در اندیشه ها، عاطفه ها و احساسات است که آن را برای از سرگیری حرکت خود در صورت فراهم شدن وضعیت مناسب مهیا می کند.

وضعیت مناسب را باید همه عناصر تأثیرگذار در جامعه اسلامی همچون مدارس و دانشگاه ها و مراکز اطلاع رسانی تصویری و صوتی و نوشتاری و هنرهای زیبا و از همه مهم تر خانواده و به ویژه مادران که نقش بزرگی در تربیت فرهنگی فرزندان دارند و تربیت فرهنگی انرژی جنبش فرهنگی را تشکیل می دهد، فراهم سازند.

ما معتقدیم: مهم ترین محورهایی که عناصر تأثیرگذار به سوی آن در حرکتند، عبارت از احیای الگوی والای حق و احیای روحیه عزت و تربیت عرفانی است.

الگوهای برتر

هر شخص و گروهی دارای یک الگو و سرمشق والا است. این الگوی والا یا به تعبیر قرآن معبود، باید یا مطلق باشد که خداوند متعالی یکتای بی همتا است یا سرابی است همچون الگوهای مهمّی که در تاریخ قدیم و معاصر نمایان شده؛ سپس فروپاشیده اند؛ چون بشر تشنه، آن را آب تصور می کرد؛ ولی هنگامی که به آن نزدیک شد، چیزی را ندید یا اینکه الگو و سرمشق چیزهای پستی هستند همچون هوا و هوس هایی که برخی آن را دنبال می کنند.

هنگامی که سرمشق والا خداوند متعالی باشد، کاروان بشری را در راه بی نهایت از علم، عزت، توان، بخشش، رحمت، خیر و برکت قرار می دهد؛ چون همه این ها از ویژگی های الگوی والای حق تعالی است و هنگامی که الگوی والا همچون سراب باشد، گروه بشر را اندکی به سوی خود می کشد و پس از آن فرو می پاشد و آن گروه دچار ناکامی و قهقرا خواهد شد؛ ولی اگر الگو پست باشد، گروه بشری درجا خواهد زد و پیشرفتی نخواهد کرد و هر یک از افراد آن در اندیشه های کوچک و منافع ویژه خود که به طور معمول با منافع دیگران برخورد می کند، به سر خواهد برد و به دنبال آن کشمکش و درگیری روی خواهد داد. جامعه های اسلامی ما با یک نگاه واقع گرایانه، بیشتر این الگوی پست را دنبال کرده اند (محمد باقر صدر، التفسیر الموضوعی).

رویکرد تربیتی و تبلیغاتی در جامعه های ما اغلب این سقوط در منافع شخصی را تحقق بخشیده اند. مثل این که هدف آدمی در این جوامع و در این زندگی، دستیابی هر چه بیشتر به این منافع است. فیلم ها و مجموعه های تلویزیونی و ادبیات ما، در موارد اندکی به سوی الگوی برتری که از منافع فردی بالاتر باشد، رو دارد؛ بلکه اغلب این وسایل بر خویشتن به نام «واقعیت» تأکید، و آن را به معبودی تبدیل می کند که در پرستشگاه آن همه ارزش ها و فضیلت های انسانی قربانی می شوند.

خداوند متعالی فقط یک نام نیست که ورد زبان ما باشد، و میان ما و او فاصله جغرافیایی وجود ندارد که به سوی او حرکت کنیم؛ بلکه حرکت به سوی خداوند همان حرکت به سوی این الگوی والا و صفات جلالیه و جمالیه او است، و بدین سان حرکت مسلمانان متمدن به سوی خداوند سبحان خواهد بود؛ از این رو ما نیازمند نهضتی فراگیر برای حرکت به سوی خدا با معنای تمدن هستیم. ما نیاز داریم به نسل خود معانی توحید و عبادت و سیر و سلوک به سوی الله را در این چارچوب بیاموزیم تا عبادت و بندگی ما در مقابل خداوند، نیروی محرکه ای باشد که ما را در حرکت خود به رستگاری و مدنیت و کامیابی کمک کند. ما نیاز داریم جامعه های خود را از حرکت به سوی الگوهای سرابی برهانیم با توجه به این که این الگوها با شعارهای پر زرق و برق، خود مصیبت های فراوانی برای امت ما داشته است. ما نیاز داریم تا جوانان خود را از فرو رفتن در منجلاب خودخواهی و خودپرستی و گم کردن هدف های بزرگ و شکست روانی نجات دهیم که همه این مسائل با هدایت امت به سوی خداوند به گونه ای که با نیازهای عصر و زبان عصر متناسب باشد، فراهم خواهد شد.

عزت

عزت، مفهوم انسانی و اسلامی بسیار مهمی است، و مخالف آن ذلّت است که اسلام آن را مردود و باعث مرگ شخص و جامعه می داند و خداوند بزرگ همه کارهای انسان را به جز ذلیل شدن به خود انسان واگذاشت؛ همان گونه که در متون اسلامی وارد شده است. اسلام هنگامی که انسان را خلیفه الله دانست و خدا را به او نزدیک تر از رگ گردن معرفی، و جایگاه والاتر از فرشتگان و با شرافت تر از کعبه به او اعطا کرد، در حقیقت روح عزّت را در دل فرزندان خود دمید.

مهم ترین کاری که مصلحان اسلامی در طول تاریخ انجام داده اند، همان بازگشت روح عزت به جامعه هنگام بروز عوامل ذلت در آن است. عزت نیز موضوعی است که فیلسوفان قدیم و نو درباره آن سخن گفته اند؛ به طوری که افلاطون آن را «التیموس»، و تمایل فرد و گروه انسانی به کسب به رسمیت شناختن دانست و معتقد بود که انسان به سبب این احساس نیرومند درونی گاهی خود را قربانی می کند و چنانچه ما به توضیحاتی که درباره التیموس می دهد دقت کنیم، خواهیم دید که التیموس همان عزت نفس است.

افلاطون حرکت تاریخ را انگیزه التیموس می داند که شخص و گروه می اندیشند و کار می کنند تا جایگاهی داشته باشند و مردم آن را به رسمیت بشناسند.

در روزگار ما نیز «فوکویاما» آمده است تا التیموس را پایه سخن خود که پایان تاریخ نامگذاری کرده قرار دهد، و بر این باور است که این التیموس به بهترین گونه های خود در لیبرال دموکراسی تحقق می یابد؛ از این رو این لیبرالیسم دموکراسی طبق ادعای ایشان پایان تاریخ است. (ر.ک: فوکویاما، پایان تاریخ). ما نمی خواهیم درباره این ادعا بحث کنیم، ولی می خواهیم اهمیت عزت را در جنبش تمدنی روشن سازیم؛ بنابراین، عزت مظهر زندگی است و جامعه عزیز همان جامعه زنده ای است که اعضای آن به هم پیوسته باشد تا جایی که هر عضوی به درد آید برای بقیه بدن با بیداری و تب، قراری باقی نماند:

چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار

جامعه ذلیل همان جامعه مرده و غیر متحرک است که میان اجزای آن هیچ گونه همبستگی عضوی وجود نداشته باشد و بقیه اعضا در برابر گرفتاری یک عضو، هیچ گونه واکنشی از خود نشان نمی دهند.

ایجاد روح عزت در آدمی از مادر و خانواده آغاز می شود و پس از آن جامعه و ابزارهای اثرگذار و فرهنگ عمومی آن، نقش بعدی را ایفا می کنند. مسأله نخست در عزت، هدایت مردم به عزت واقعی است به طوری که خداوند می فرماید: من کان یرید العزه فلله العزه جمیعاً. کسی که دنبال عزت باشد، همه عزت از آن خدا است، و پرهیز امّت از عزّت های دروغین است. خداوند می گوید: یبتغون عندهم العزه. آن ها عزت را میان خودشان دنبال می کنند.

مسأله دیگر، دور نگهداشتن جامعه از مسائلی است که باعث احساس ذلت و سستی و ناتوانی آن می شود؛ از این رو ما باید از هر گونه سخنی که زمینه های تزلزل روحیه گرامی داشتن هویت، شخصیت، فرهنگ، میراث و تاریخ را فراهم آورد، بپرهیزیم و به سوی هر چیزی که باعث تقویت احساس به شرافت انسانی و عظمت و مسوءولیت بزرگ آن در این وجود شود، حرکت کنیم.

بسیاری از سخنان تبلیغاتی ما با کمال تأسف باعث تقویت روحیه ذلت، شکست، ناامیدی، و ناتوانی در دل ها می شود؛ از این رو باید در تبلیغات و برنامه های درسی و تربیت خانوادگی خود روحیه عزت، شرافت، شخصیت، گرامی داشتن هویت و وابستگی به امت اسلامی را تقویت کنیم که این موضوع مقدمه ای لازم و حیاتی برای از سرگیری خیزش و جنبش تمدنی ما خواهد بود.

عرفان

من در سخن خود درباره مجلس برامکه که جریان های گوناگون را گردهم آورده بود، به «عشق» اشاره کردم که می تواند دل ها را وحدت بخشد و نگرش انسان را به افق های والا ببرد و به زندگی انسان برکت و پاکی ببخشد.

این «عشق» مفهوم ویژه ای در مکتب عرفانی دارد که به وسیله ابن عربی تبلور یافت و با عارفان بزرگی در صحنه تمدن اسلامی همچون مولانا جلال الدین رومی و عطار و حافظ و سعدی شیرازی ادامه یافت.

این مکتب دارای پیام انسانی بزرگی است که در صورت ارائه خوب آن می تواند همه بشر را گرد خود جمع کند.

این پیام همچنین توانسته است عزت امت اسلامی را که قرن ها در معرض عوامل ذلت از درون و برون قرار گرفته بود، محافظت کند؛ از این رو احیای این مکتب و ارائه آن به زبان معاصر می تواند پیام ما را جهانی سازد و نیز می توانیم فرزندان خود را بر مبنای دوستی واقعی و زیبایی واقعی و جنبش تکامل بخش واقعی تربیت کنیم که این کار آغازگر حرکت تمدنی ما خواهد بود. بدیهی است که احیای این مکتب به ایجاد همکاری تازه ای و در سطح معاصر میان ادبیات عرب و ادبیات فارسی و دیدار فرهنگی تازه ای میان ایرانی ها و عرب ها نیاز دارد.

حال اندکی درباره ویژگی های این مکتب سخن می گویم:

با دیدی روشمند باید گفت که انس

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *