توضیحات
با فایل فایل پاورپوینت کامل از عرفان عرفات تا عرفان حماسی یک ارائهی بینقص بسازید!
پاورپوینتی زیبا و کاربردی:
فایل فایل پاورپوینت کامل از عرفان عرفات تا عرفان حماسی شامل 61 اسلاید کاملاً حرفهای و چشمنواز است که برای ارائهی مستقیم یا چاپ آماده شدهاند.
آنچه فایل فایل پاورپوینت کامل از عرفان عرفات تا عرفان حماسی را متمایز میکند:
- طراحی مدرن و هدفمند: فایل پاورپوینت کامل از عرفان عرفات تا عرفان حماسی با ترکیب رنگها و چیدمان هوشمندانه، به انتقال بهتر مفاهیم کمک میکند.
- کاربری راحت و سریع:فایل پاورپوینت کامل از عرفان عرفات تا عرفان حماسی بدون نیاز به ویرایشهای پیچیده، فقط فایل را باز کنید و ارائه دهید.
- کیفیت بالا برای نمایش: همهی اسلایدها با رزولوشن مناسب و ساختاری منظم آماده ارائه هستند.
ساختهشده با دقت و استانداردهای بالا:
فایل پاورپوینت کامل از عرفان عرفات تا عرفان حماسی با رعایت جزئیات طراحی شده تا در هر محیطی بدون مشکل نمایش داده شود. هیچگونه بهمریختگی یا ایرادی در اسلایدهای فایل پاورپوینت کامل از عرفان عرفات تا عرفان حماسی وجود ندارد.
تذکر:
در صورت مشاهدهی تفاوت در کیفیت، احتمال استفاده از نسخههای غیراصلی وجود دارد. نسخه معتبر فایل پاورپوینت کامل از عرفان عرفات تا عرفان حماسی با دقت توسط تیم طراحی آماده شده است.
همین حالا دانلود کن و با فایل پاورپوینت کامل از عرفان عرفات تا عرفان حماسی مخاطبهات رو تحت تاثیر قرار بده!
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل از عرفان عرفات تا عرفان حماسی :
مقدمه
انسان کامل، مظهر اسماء و صفات حق تعالی است و در عین حال که دارای روح انعطاف پذیر و لطیف است، روح حماسه، دفاع و مقاومت در برابر طغیان طغیانگران در او موج می زند . در یک ظرف و در یک عصر و در یک حال، هم چهره حماسه دارد و هم روح عرفان . از این روست که این دو روح هماهنگ در واقعه عاشورا کاملا متجلی گردیده اند . آمیختن حماسه به عرفان ضرورتی است که بدون آن، ماهیت قیام عاشورا و چهره پرفروغ حضرت سیدالشهدا علیه السلام دچار تحریف می گردد .
اساسا حماسه آن حضرت را باید در عرفان او جست وجو نمود . واقعه کربلا گرچه صورت آن حماسی است، اما روح آن عرفانی است که رهبر آن قیام خونین، پلی استوار میان آن دو بنا نهاده است . و این، تنها شان و مقام آن خلق برتری است که براساس حکم جبلی، منور به نور حق گشته و پرتوهای الهی بر او تابان گردیده و باب هایی از عالم غیب به رویش گشوده گردیده و مفاتیح حقیقت در دست اوست . و این گونه است شان انسان والا، یعنی مقام انسان کامل کمل که به درجه شامخ ولایت تکوینی می رسد و خلیفه الله می گردد . و چه زیباست این همه درخشش عرشی در سایبانی فرشی!
معنویت و عرفان حسینی در مناجات عارفانه «عرفه »
«عرفان » شناخت حق تعالی است که مبدا همه حرکت ها و سکون ها و عشق احد واحد است و عشاق الهی، مشتاق کمال ربند و جلوه و لازمه این شناخت، عبادت است; یعنی عارف، عابد خداست و چون عبادت خدا جلوه و ظهور معرفت ذات باری است، عارف تنها خدا را عبادت می کند تا آن جا که عارف غرق عبودیت خدا می گردد و هرگونه حرکات و سکنات وی برای جست وجوی «وجه الله » و رضای او، ظهور پیدا می کند . این آموزه های اصیل عرفانی را می توان در دعای «عرفه » ، که تجلی گاه عرفان حضرت سیدالشهدا علیه السلام است، مشاهده نمود . نور عرفان وی آن چنان در تمامی الفاظ و عبارات متجلی است که ارباب ذوق و اصحاب استعداد، که از سر ارادت به عمق این دریای بی کران فرو می روند، ناگزیر از سوی دیگر، عارف و شیدای عشق الهی بیرون می آیند; چیزی که آسودگان ساحل نشین آن دریای معرفت، تصور لذت و بهجت آن را نیز نمی توانند بکنند .
حقایق عرفانی متجلی در کلام آن حضرت آن چنان ژرف و عمیقند که نمونه این باریک بینی و ژرف اندیشی حتی در عرفان قدیم و یا همان «حکمت اشراق » بازمانده از ایران باستان، دیده نمی شود . خدا در حکمت و عرفان اشراقی چیزی بیش از یک نور مطلق و محیط نیست و در هیچ یک از آثار بازمانده از آن، تعبیراتی که خود خاستگاه اصلی برهان «صدیقین » در تقریرات متفاوت آن از سوی عرفا و فلاسفه باشد، دیده نمی شود; معرفتی شهودی و حضوری، که هدف والای افاضات و علوم کشفی و حضوری است .
معرفت حقیقی حق تعالی از رهگذر استشهاد به حق تعالی
پویندگان راه حق با مرکب های گوناگون و زاد و توشه های گوناگون راه در پیش می گیرند . گروهی حق را از رهگذر خلق می شناسند و راه استدلال می سپرند . ایشان به سر منزل معرفت حقیقی واصل نمی شوند . عارف حقیقی این شیوه را مطلوب خود نمی داند: «الهی ترددی فی الآثار یوجب بعدالمزار» ; (۱) خدایا! تردد من در آثار صنع تو موجب دوری من از رسیدن به مقام قرب است .
علت این که معرفت حقیقی حق از راه ملاحظه مظاهر میسر نیست، اما با شناخت حق، شناخت مظاهر کاملا ممکن است، این نیست که در علوم نظری و بحثی چنین تبیین می کنند که وجود علت، مقتضی وجود معلول مشخص و معین است و بنابراین، از شناخت علت، شناخت معلول حاصل می شود، و حال آن که از وجود معلول تنها وجود علتی نامعین معلوم می گردد، نه علتی معین و مشخص، بلکه بیان صحیح و دقیق مطلب آن است که معلول نحوه ای از تعینات علت و تطورات آن است . پس هر کس علت را بشناسد، شؤون و اطوار آن را نیز به خوبی می شناسد، برخلاف کسی که معلول را بشناسد که او علت را نمی شناسد، مگر به یک نحوه خاصی . (۲) «کیف یستدل علیک بما هو فی وجوده مفتقر الیک ایکون لغیرک من الظهور ما لیس لک حتی یکون هو المظهر لک متی غبت حتی تحتاج الی دلیل یدل علیک و متی بعدت حتی تکون الآثار هی التی توصل الیک » ; (۳) چگونه می توان از آثار تو، که در وجود خود محتاج به تو می باشند، بر وجود تو استدلال کرد؟ آیا برای غیر تو از موجودات ظهوری هست که برای تو نیست تا مرا به تو راهنما باشد؟ چه وقت از دیده های بصیرت غایب بوده ای تا محتاج به دلیل و راهنما باشی که ما را به تو دلالت کنند، و چه زمانی از ما دور بوده ای تا آثار صنعت به سوی تو راهنما باشند؟
از منظر عارف حقیقی و واصل کامل، معلول بالذات را حقیقتی نیست، جز آن که مضاف و لاحق است و آن را معنایی نیست، جز این که اثری و تابعی است از علت، بدون این که دارای ذاتی مستقل و سرخود باشد، که این معانی عارض آن شده اند; چنان که در علت مفیض علی الاطلاق، اهل بودن و مبدا بودن و قبله نیاز بودن و ملحوق و متبوع بودن، عین ذات اوست . سلسله وجودات از علل و معلولات به ذات بسیط الحقیقه نوری وجودی مقدس از درآمیختگی با کثرت و نقصان و امکان و حضور، و حقا و ذاتا مبرا از تعلق به امر زاید منتهی می گردد، که او به ذات خود فیاض است و به حقیقت خود ساطع، و به هویت خود روشنگر آسمان ها و زمین است و منشا عالم خلق و امر است و همه موجودات را اصلی است واجد و سنخی فارد که حقیقت همان اوست و باقی، شؤون اوست . او ذات است و جز او اسماء و نعوت او; او اصل است و ماسوای او اطوار و شؤون او; او موجود است و ما سوای او جهات و حیثیات او . پس هرچه هست اوست . «کیف تخفی وانت الظاهر و کیف تغیب و انت الرقیب الحاضر» ; (۴) چگونه تو پنهانی و حال آن که تو آشکاری، و چگونه غایبی و حال آن که تو ناظر و حاضر هستی؟
از این روست که آن حضرت از معبود خویش، معرفتی شهودی می طلبد: «فاجمعنی بخدمه توصلنی الیک » ; (۵) پس مرا در طریقی قرار ده که به تو واصل گردم; طریقی که تنها اختصاص به اهل الله دارد، چشم از خلق فرو می بندند و خلق را در میانه نمی بینند و حق را به حق می شناسند و غیر حق را به او .
بدین سان، اهل کشف و شهود به عیان می بینند که ماهیات امکانی نمودی بیش نیستند و در حقیقت، اموری عدمی اند و وجود حقیقت همان وجود حق و اطوار و شؤون و انحای آن است و موجودیت ماهیات، بالعرض و به واسطه تعلق آن ها به مراتب وجود است و به هر حال، وجود و صف ذاتی آن هاست . به تعبیر شبستری:
وجود اندر کمال خویش جاری است
تعین ها امور اعتباری است
امور اعتباری نیست موجود
عدد بسیار و یک چیز است معدود .
پس حقایق ممکنات ازلا و ابدا بر عدمیت خود باقی است و استفاده آن ها از نور وجود به وجهی نیست که وجود حقیقی، صفت آن ها شود . ماهیات به سبب اجتماعشان از تضاعیف امکانات، که حاصل تنزلات وجود است، مظاهر و مرائی وجود حقیقی اند . به همین دلیل است که جنید هنگام شنیدن حدیث «کان الله و لم یکن معه شی ء» ، گفت: «و الآن کما کان » ; (۶) یعنی پس از پیدایش موجودات هم باز همچنان تنها خداست و هیچ چیز با او نیست .
پس عارف حقیقی با مشاهده عیان درمی یابد که «لا موجود الا الله » و این که «کل شی ء هالک الا وجهه » (قصص: ۸۸) و معنای «هالک » این نیست که در وقتی از اوقات هلاک می شود، بلکه هر شیئی ازلا و ابدا هالک است و جز آن قابل تصور نیست; زیرا هر شیئی وقتی ذاتش از حیث ذاتش لحاظ شود، عدم محض است و موجود، تنها وجه الله است .
البحر بحر علی ما کان من قدم
ان الحوادث امواج و انهار
لا یحجبنک اشکال یشاکلها
عمن تشکل فیها فهی استار . (۷)
این دیگر تحصیل معرفت نیست، این مرحله خود معرفت است; یعنی اشراق و شهودی که جز یک طرف در آن نیست . و این همان، طریق صدیقین است که به حق استشهاد می جویند .
روش صدیقین در شناخت حق بدین صورت است که خود او را شاهد می دانند و ذات او را مستقیما و بی واسطه و میانجی به ذات می شناسند، نه از رهگذر ذوات ممکنات . این گروه برخلاف طایفه متفکرانی که خلق را واسطه قرار می دهند و حق را به خلق می شناسند، موجودات را گواه و شاهد بر ذات حق قرار نمی دهند: «اولم یکف بربک انه علی کل شی ء شهید .» (فصلت: ۵۳) سالکان این طریق، مجذوبان و محبوبان حقند که مطلوب آن ها توحید حالی است و نه توحید رسمی; چنان که آن حضرت در فرازی دیگر از مناجات عارفانه خویش می فرماید: «الهی امرت بالرجوع الی الآثار فارجعنی الیک بکسوه الانوار و هدایه الاستبصار حتی ارجع الیک منها کما دخلت الیک منها مصون السر عن النظر الیها و مرفوع الهمه عن الاعتماد علیها» ; (۸) خدای من! مردم را امر فرمودی که برای شناختن تو به آثارت رجوع کنند، اما مرا به تجلیات انوار و راهنمایی استبصار و بینش قلبی بازگردان تا بدون توجه به آثار و اعراض از آن ها به سوی تو برگردم و به شهود حضرتت نایل آیم; همچنان که از طریق آثار معرفت تو وارد گشتم . یعنی این طریق را رها سازم و از آن طریق به سوی تو آیم، به گونه ای که سر درونم به آثار توجه ننماید و همتم بلندتر از آن ها باشد .
بر خلاف اصحاب عقل و استدلال، عارف حقیقی با ترکیب مقدمات و حدود و حفظ قواعد قیاس و رعایت قوانین تصوری و تصدیقی به جانب معرفت حق نمی رود، بلکه با قلب سلیم و فطرت پاک و توجه تام و خشوع و انابه، به درگاه حق راه می یابد . اینان حق را به حق می شناسند، و این راه با قدم های حجت و برهان پیموده نمی شود . در این وادی مقدس طوی، باید نعلین از پای به در آورد و حتی پاهای چوبین و بی تمکین استدلال را به دور افکند و از سر دو جهان برخاست . این معرفت شهودی تنها با زدودن شوائب و علایق امکانی و این جهانی و طهارت قلب و تابش انوار الهی بر لوح دل ایجاد می گردد و این تنه
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.