توضیحات
پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل از علل توصیه به شادی در نصوص دینی تا عوامل شادی زا در جامعه؛ ابزاری کارآمد برای ارائههای برجسته
آیا به دنبال ارائهای بینقص هستید؟ فایل فایل پاورپوینت کامل از علل توصیه به شادی در نصوص دینی تا عوامل شادی زا در جامعه با 73 اسلاید با طراحی حرفهای آماده است تا در جلسات شما را به بهترین شکل ممکن معرفی کند.
ویژگیهای بارز فایل فایل پاورپوینت کامل از علل توصیه به شادی در نصوص دینی تا عوامل شادی زا در جامعه:
- گرافیک شگفتانگیز: طراحی دقیق و متناسب با استانداردهای روز برای جذب توجه مخاطب.
- استفاده ساده: فایل فایل پاورپوینت کامل از علل توصیه به شادی در نصوص دینی تا عوامل شادی زا در جامعه به گونهای طراحی شده که نیاز به تغییرات پیچیده نداشته باشد؛ کافی است آن را بارگذاری و ارائه دهید.
- کیفیت حرفهای: تمامی اسلایدها با وضوح بالا و استانداردهای نمایش در پاورپوینت طراحی شدهاند.
طراحی بدون نقص: فایل فایل پاورپوینت کامل از علل توصیه به شادی در نصوص دینی تا عوامل شادی زا در جامعه با دقت بالا و بدون ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در طراحی آماده شده است.
توجه: نسخههای غیررسمی ممکن است مشکلاتی در نمایش یا کیفیت داشته باشند. تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل از علل توصیه به شادی در نصوص دینی تا عوامل شادی زا در جامعه تضمینشده است.
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل از علل توصیه به شادی در نصوص دینی تا عوامل شادی زا در جامعه :
روایات نشان می دهد که شاد زیستن به آن معنای مثبتش، یک اصل کلی است. مثلاً پیغمبر ذاتاً یک انسان بانشاط و متبسم بود؛ آن حالت حزن و بکاء و غم پیغمبر، برای حالات خاص بوده است؛ ولی پایه شخصیتی پیغمبر در تعاملات اجتماعی، به عنوان یک انسان مبتهج، مسرور، بانشاط، متبسم و خوش رو بود. در مورد ائمه علیهم السلام هم همین است. چنانکه بر حضرت امیر علیه السلام هم خورده می گرفتند که نمی تواند حاکم باشد؛ چون ذاتاً انسانی شوخ طبع و مزّاح و خوش اخلاق است. این مسئله در زندگی ائمه علیهم السلام یک مسأله پایه ای است. مسأله شادی، از جمله مسائلی است که در فقه شیعی، بسیار کم مورد پژوهش قرار گرفته است. در این رابطه سوالات متعددی نیز وجود دارد، از جمله اینکه آیا اساسا حقی به نام حق شادی وجود دارد یا افتاء به حکم مخالف با شادی مردم، تضییع حقوق ایشان است یا خیر؟
آیات شادی مثبت و منفی
باید آیات و روایاتی که در این زمینه واردشده را موردتوجه قرارداد. مثلاً آیاتی که در آن بحث فرح است، مثل: «یَوْمَئِذٍ یَفْرَحُ الْمُؤْمِنُونَ بِنَصْرِ اللَّهِ» (روم ) که نشان می دهد فرح و شادی مربوط به امور شخصی تنها نیست، گاهی یک اتفاقات مثبتی در جامعه می افتد یک موفقیتی مثل پیروزی در جنگ، شکستن تحریم ها، عزت مسلمانان، نابودی داعش و امثال ذلک اتفاق می افتد که ما باید کاری کنیم که شادی و سرور کل جامعه را فرابگیرد و اینجا باید مناسک داشته باشیم و اینجا باید مناسک را خرج کنیم.
یکی از سؤالات این است که شادی حق است یا حکم است؟ آیا از نصوص، حق یا حکم بودن شادی، استخراج می شود؟ هر فردی حق دارد که شاد زندگی کند؛ یعنی اصلاً حاکم اسلامی وظیفه دارد که به گونه ای جامعه را مدیریت کند که مردم خوب و مفرح و شاد زندگی کنند؛ بنابراین حاکم در مقابل حق من وظیفه دارد و از آن طرف هم یک تکلیف است. چون من نسبت به دیگران وظیفه دارم که اسباب شادی آن ها را فراهم کنم. مثلاً پدر وظیفه دارد بر عیالاتش توسعه بدهد. اگر می تواند مقداری از ثروتش را خرج پسرش کند تا پسرش ازدواج کند و از غم و غصه و از این ناهنجاری ها نجات و آرامش پیدا می کند، وظیفه دارد این کار را انجام دهد و حاکم اسلامی هم باید خرج بکند.
مثلاً آیه سوره توبه که می فرماید: «فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاَفَ رَسُولِ اللَّهِ» نشان می دهد که اسلام بعضی از شادی ها را به رسمیت نمی شناسد و این شادی را در تقابل با دین می داند. کسانی که از جنگ و جهاد تخلف داشتند و خوشحال اند که توانسته اند صحنه را ترک و عذرتراشی کنند و خودشان را از جهاد خلاص کنند، این شادی، خلاف اسلام است. مثل کسی که فرار مالیاتی دارد و خوشحال است. کسی توانسته است سر دولت کلاه بگذارد و بیت المال را به طریقی چپاول کند، خوشحال است. این خوشحالی، منافقانه است.
«قُلْ بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ فَبِذلِکَ فَلْیَفْرَحُوا هُوَ خَیْرٌ مِمَّا یَجْمَعُونَ» ( یونس) این آیه می فرماید پایه شادی هایتان باید توجه به خدا باشد. اگر فهمیدید در کاری، کسب رضایت خداست، آنجا باید شادباشید. عید آن روزی است که در آن معصیت نشود. عید فطر روز اظهار شادی است؛ چون از امتحان طاعت و بندگی درآمدید.
«وَ إِذَا أَذَقْنَا النَّاسَ رَحْمَهً فَرِحُوا بِهَا وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَیْدِیهِمْ إِذَا هُمْ یَقْنَطُونَ» ( روم) آیه می فرماید: یک فرح و یک قنوط داریم که مربوط به افراد احساساتی است؛ تا به یک امکاناتی می رسند، یک زندگی مفرحی پیدا می کنند. فرحی همراه با سرمستی و غفلت و غرور دارند. خوشحال است که ما وضعمان خوب است، به دیگران کاری ندارد؛ ولی اگر یک ناراحتی به آن ها برسد، مثلاً جهادی یا وظیفه ی دیگری باشد که در آن مشقت است، اینجا ناامید می شوند. پس بعضی از شادی ها، دینی نیستند؛ بلکه مربوط به احساسات شخصی فرد است. مثلاً ثروت بادآورده ای به او رسیده و خوشحال است. این خوشحالی ارزش ندارد.
«وَ لاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتاً بَلْ أَحْیَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» ( آل عمران) درراه خدا کشته شده ولی خوشحال است؛ این فرح، دینی و برای انجام وظیفه و مسئولیت است. آیا ما می توانیم این را در جامعه پیاده و نهادینه کنیم که وقتی قانون اسلامی اجرا می شود، اشخاص از اینکه جامعه قانون مدار است و در لاین خودش رانندگی می کند، از اینکه پشت چراغ ایستاده، از اینکه نوبت را از بین نمی برد و حق دیگران را تضییع نمی کند، از اینکه فرار مالیاتی ندارد و به همسایه اش تعدی و تجاوز نمی کند، لذت ببرند نه اینکه از قانون شکنی لذت ببرد. این خیلی بحث مهمی است. به لحاظ جامعه شناسی هم خیلی مهم است که ما جامعه را طوری مدیریت کنیم و مردم را طوری تربیت کنیم که از قانون مندی لذت ببرند و بدانند قانون به نفع همه است نه اینکه از هنجارشکنی لذت ببرند. اگر احساس کند که مثلاً توانسته است از پلیس فرار کند یا توانسته قفلی را بشکند و یا اختلاسی کند؛ این را برای خودش یک فوز و سعادت ببیند، این مایه نکبت است.
اما آیاتی که نقطه مقابل آیات فوق است. آیاتی که تا حال گفته شد، یکی شادی مثبت و یکی شادی منفی بود. شادی منفی مثل: «ذلِکُمْ بِمَا کُنْتُمْ تَفْرَحُونَ فِی الْأَرْضِ بِغَیْرِ الْحَقِّ وَ بِمَا کُنْتُمْ تَمْرَحُونَ» (غافر ) آیه می فرماید: خیال می کردید موفق هستید دستاوردی دارید؛ ولی به غیر حق. این به لحاظ آیات؛ شادی مثبت یعنی شادی که شارع از ما می خواهد و مثبت می داند، آن ها چیست؟ برای آن ها برنامه ریزی کنیم.
برخی از شوخی های پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم
روایات نشان می دهد که شاد زیستن به آن معنای مثبتش، یک اصل کلی است. مثلاً پیغمبر ذاتاً یک انسان بانشاط و متبسم بود؛ آن حالت حزن و بکاء و غم پیغمبر، برای حالات خاص بوده است؛ ولی پایه شخصیتی پیغمبر در تعاملات اجتماعی، به عنوان یک انسان مبتهج، مسرور، بانشاط، متبسم و خوش رو بود. در مورد ائمه علیهم السلام هم همین است. چنانکه بر حضرت امیر علیه السلام هم خورده می گرفتند که نمی تواند حاکم باشد؛ چون ذاتاً انسانی شوخ طبع و مزّاح و خوش اخلاق است. این مسئله در زندگی ائمه علیهم السلام یک مسأله پایه ای است. در روایات، زیاد توصیه به شاد و مبتهج و مسرور بودن، شده است. روایت داریم که حتی پیغمبر هم شوخی می کرده است. چند تا از شوخی های پیغمبر را نوشته اند. مثلاً دریکی از روایت ها هست: یک پیرزنی نزد پیغمبر آمد و گفت: «ادع لی بالجنه» دعا کن من بهشت برم. پیغمبر فرمود: زنان عجوزه داخل بهشت نمی شوند. زن گریه کرد. پیغمبر خندید؛ بعد فرمودند: «اما سمعت قول الله: إِنَّا أَنْشَأْنَاهُنَّ إِنْشَاءً فَجَعَلْنَاهُنَّ أَبْکَاراً» (واقعه و ). آیه می گوید که ما اول پیرزن ها را جوان می کنیم بازسازی شان می کنیم و بعد داخل بهشت می شوند. این یک نوع شوخی بوده که پیغمبر انجام داده است.
شخص عربی نزد پیغمبر آمد و هدایایی برای پیغمبر آورده بود. وقتی داشت می رفت، پول هدایایش را مطالبه کرد. پیغمبر خندیدند. میگویند هر وقت بر پیغمبر غمی عارض می شد، می گفت کجاست آن اعرابی که بیاید ما را بخنداند و پول هدایایش را بگیرد. اصلاً مزاح به گونه ای تأکید شده که بعضی روایات می گوید «از حُسن خلق، مزاح کردن است»؛ یعنی آن قدر ما ادله درباره حسن خلق داریم، می گوید ازجمل اموری که حسن خلق فرد را اثبات می کند، این است که اهل مزاح باشد؛ ولی مزاح نباید زیاد باشد. ادله دینی در مورد مزاح البته یک مقدار قابل بررسی است؛ چون بعضی از روایات داریم که پیامبر به حضرت امیر می فرماید که یا علی! مزاح نکن که مزاح باعث کدورت می شود و آبرو را می برد. از آن طرف روایت داریم که هیچ مؤمنی نیست مگر اینکه در او مزاح است. این روایت را هم باید یک بررسی فقهی بکنیم. مثلاً ادله ای که راجع به مزاح و شوخی و بازی و سرگرمی و تبسم است، باید عام و خاصش را دید. ممکن است بگوییم که مزاحی که ایجاد کدورت و کینه نکند و در آن حکمتی یا عرفانی باشد، مثل مزاح پیغمبر که در آن یک آموزه دینی و آموزش قرآن و توجه به یک آیه و معنای آیه بوده، این نوع مزاح ها خوب است؛ اما مزاح هایی که مردم می کنند گاهی اوقات باعث کینه می شود یعنی شخص در آن جلسه می خندد ولی از آن جلسه که بیرون می آید، می گوید مرا جلوی همه سبک کرد و کینه آن فرد را به دل می گیرد. این ها اظهار شادی هایی است که تاوان سنگینی دارد و فرد باید خسارت زیادی بدهد و دردسر زیادی را تحمل بکند.
علل توصیه به شادی در نصوص دینی
این نصوص را ما می توانیم بررسی کنیم. بر اساس این نصوص و نصوص دیگری که مطالعه ای اجمالی در مورد آن ها صورت گرفته است می توان گفت: اگر در اسلام و در ادله دینی، توصیه به شاد بودن و اظهار شادی شده است این به جهت امور زیر است:
– شاد بودن، علامت مطیع بودن نسبت به خداست. وقتی میگوییم شاد زندگی کن یعنی زندگی ات را طوری بر اساس تعالیم دینی پایه ریزی کن که احساس کنی آنچه به عهده ات است، از عهده آن برآمدی و موفق هستی. باید این حس توفیق در انجام مسئولیت پرورش دهیم. با تکیه بر شاد بودن، مسئولیت پذیری و وظیفه شناسی و اطاعت خدا و توکل بر خدا را پرورش می دهیم. این نکته که خداوند بر کل عالم هستی سیطره دارد و همه چیز به دست اوست؛ این قبول ربوبیت الهی، انسان را شاد می کند. پس شاد بودن از وجود یک پایه عقیدتی محکم در انسان، کشف انّی می کند. وظیفه شناسی، مسئولیت پذیری و توکل تسلیم به این جهت اهمیت دارد.
– در دستورات دینی توصیه به شاد بودن شده است، چون شاد کسی است که هدفمند زندگی می کند. افرادی که سردرگم اند و هدفی ندارند، دچار افسردگی می شوند. افرادی شاد زندگی می کنند که از سردرگمی نجات پیداکرده اند؛ پس توصیه به شاد بودن در دستورات دینی به خاطر این است که متضمن هدفمند بودن در زندگی است.
– نکته سوم در شاد زندگی کردن این است که افرادی که شاد زندگی می کنند مثبت اندیش هستند؛ نگاه خوب دارند و خوب تحلیل می کنند. قسمت پر یک لیوان و نقاط مثبت زندگی را می بینند. ما به این مثبت اندیشی نیاز داریم. همه جامعه شناسان با تمام اختلافی که باهم دارند؛ ولی قبول دارند که مثبت اندیشی برای انسان لازم است.
– توصیه به شاد بودن یعنی فرصت را مغتنم شمردن؛ یعنی ارزش نعمت های الهی را دانستن؛ یعنی آن چیزی که مهیاست، به احسن وجه از آن استفاده کنیم. باید توصیه کنیم که مردم شاد زندگی کنند؛ چون کسی شاد زندگی می کند که ازآنچه دارد، درست استفاده می کند. نعمت را شناخته و در مقام شکر است. توصیه به شاد بودن به خاطر این است که ترک کینه و کدورت و ترک خاطرات بد و کنار گذاشتن افکار بد را به همراه دارد و ما به این نیاز داریم. توصیه دین به شاد بودن به خاطر این است که انسانی که شاد زندگی می کند از ناامیدی رها شده و تحمل شکست را دارد. انسان باید تحمل شکست های کوچک را برای رسیدن به اهداف بزرگ داشته باشد. می گوییم شاد زندگی کن یعنی اتفاقات بد و جزئی، تو را زمین گیر نکند.
– شاد زندگی کردن به معنای این است که ما واقع نگر باشیم، خیالاتی نباشیم. آرمان ها
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.