توضیحات
فایل پاورپوینت فایل پاورپوینت کامل اسلام منهای روحانیت نیست؛ راهکاری شایسته برای ارائههای موفق
اگر بهدنبال یک فایل ارائهی آماده با کیفیت بالا و طراحی حرفهای هستید، فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام منهای روحانیت نیست انتخابی مناسب برای شماست. این مجموعه شامل 107 اسلاید استاندارد و دقیق است که با هدف ارتقاء کیفیت ارائههای شما تهیه شدهاند.
دلایل انتخاب فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام منهای روحانیت نیست:
- طراحی ساختارمند و چشمنواز: هر اسلاید با دقت بالا و توجه به اصول طراحی گرافیکی تهیه شده است تا محتوای شما بهخوبی دیده و درک شود.
- آمادگی کامل برای ارائه: نیازی به ویرایش مجدد نیست؛ فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام منهای روحانیت نیست آمادهی استفاده در کلاس، جلسه یا کنفرانس است.
- سازگاری کامل با پاورپوینت: نمایش صحیح اسلایدها در تمامی نسخههای PowerPoint بدون بهمریختگی یا مشکل ظاهری تضمین شده است.
تولید شده با رویکرد حرفهای:
تمامی بخشهای فایل پاورپوینت کامل اسلام منهای روحانیت نیست با هدف ایجاد یک تجربه کاربری روان و بینقص طراحی شدهاند. جزئیات با دقت بالا تنظیم شدهاند تا ارائهای حرفهای و تأثیرگذار داشته باشید.
توجه:
تنها نسخه رسمی فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام منهای روحانیت نیست از کیفیت کامل برخوردار است. نسخههای غیرمجاز ممکن است شامل اشکالات طراحی باشند و توصیه نمیشود از آنها استفاده شود.
با تهیه فایل فایل پاورپوینت کامل اسلام منهای روحانیت نیست، سطح ارائههای خود را ارتقاء دهید و مخاطبان خود را تحت تأثیر قرار دهید
بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اسلام منهای روحانیت نیست :
روحانیون مظهر اسلام هستند
اگر امروز که دین و روحانیت، قدرت پیدا کرده است، عملی انجام بدهیم که – خدای نکرده – اندک اختلال و خدشه یی در آن سرمایه و ذخیره ی قرنها به وجود بیاید، ضایعه یی خواهد بود که دیگر جبران آن، با یک نسل و دو نسل ممکن نخواهد بود. سرمایه ی یک نسل مصرف نشد تا اگر – خدای نکرده – از بین رفت، یک نسل دیگر بیایند و این سرمایه را دوباره تجدید کنند. ایمان مردم به روحانیت، ناشی از سابقه ی طولانی روحانیت شیعه و نفوذ و تأثیر آنها در ذهن و ایمان مردم است. ما باید این ایمان را حفظ کنیم.
امروز، اگر روحانیت از زی خود خارج بشود و قدرت طلبی و قدرت نمایی و سوء استفاده بکند و اگر عملی از او سر بزند که حاکی از ضعف تقوا و ورعی باشد که مردم در او سراغ کردند و به او اعتماد دارند، هر کدام از اینها لطمه اش غیرقابل جبران است. از این جهت هم، امروز وضع ما روحانیون استثنایی است؛ یعنی با دوره ی قبل از انقلاب فرق می کند. البته، در دوره ی قبل از انقلاب هم، اگر از یک روحانی کاری سر می زد، ضایعه بود و به همه ی روحانیت سرایت می کرد؛ اما امروز چون نظام، نظام اسلامی است و روحانیون مظهر اسلام هستند، ضایعه فقط متوجه جمعی از روحانیون – یا حتی جمع روحانیت – نمی شود؛ بلکه ضایعه متوجه اسلام می شود و به این زودی هم قابل جبران نخواهد بود.
در این زمینه، امام بزرگوارمان خیلی توصیه های آموزنده کردند. باید حفظ زی روحانیت و همان رابطه های قدیمی و معمولی با مردم و همان اعمال و حرکاتی که انتزاع تقوا و ورع و ایمان و پایبندی شدید به دین از آن می شد و اجتناب از هر چیزی که این اصل را مخدوش بکند، مورد تأکید و توجه قرار بگیرد. البته این طاب، به جمع حاضر نیست؛ متعلق به همه ی ما روحانیون در سراسر کشور و هر جا که هستیم، می باشد.
بیانات در دیدار جمعی از روحانیون در آستانه ی ماه محرّم ۱۱/۵/۱۳۶۸
نه تحجر و نه دنیا طلبی
موضعگیریهای دشمنان، بدرستی همان حقیقتی را برای مردم آگاه و جامعه ی روحانیت متعهد و انقلابی آشکار می سازد که امام حکیم و روشن بین ما بارها آن را بیان کرده اند. یعنی اولا این که قدرشناسی از روحانیون بزرگوار و تبعیت از آنان، وظیفه یی دینی و ملی و انقلابی است که هیچ گونه غفلت از آن جایز نیست. ثانیا این که تحجر و واپسگرایی در میان روحانیون و یا خدای نخواسته توجه به منافع شخصی و دنیاطلبی و روی آوردن به زیورهای مادی و سوء استفاده از مکانت اجتماعی، خطرش برای روحانیت، کمتر از حملات دشمن نیست؛ بلکه به مراتب از آن بیشتر است. و ثالثا وضعیت دوران انقلاب و توجه روزافزون به اسلام در خارج از مرزهای کشور اسلامی، ایجاب می کند که علمای دین، با بینشی کاملا نو و با استفاده از ذخیره ی بی پایان معارف دین و با اسلوب فقاهت سنتی و اجتهاد زنده و پویا، راه جامعه ی اسلامی را هموار نمایند و حوزه های علمیه با تحولی اساسی، خود را با نیازهای امروز جهان تطبیق دهند و نوآوری را جهت و سمت برنامه های خود قرار دهند و البته با اعمال دقت لازم و برجسته کردن اصول و مبانی فقاهت، راه را بر التقاط و کجروی ببندند. رابعا انزوا و دوری از فعالیت سیاسی را – که خواست دشمنان و خلاف وظیفه ی اسلامی است – به هیچ وجه در زندگی خود و حوزه های علمیه راه ندهند و همواره مخصوصا در مواقع خطر، پیشاپیش صفوف مردم، به تلاشی مخلصانه و خستگی ناپذیر مشغول باشند و علم را با عمل و تفقه را با جهاد و معرفت را با تبلیغ قولی و عملی همراه سازند و هر سه سنگر: مدرسه، مسجد و جبهه را پر کنند.
پیام به مناسبت اولین سالگرد ارتحال حضرت امام خمینی(ره) ۱۰/۳/۱۳۶۹
پیوند دانشگاه با حوزه پیوند دین و دانش
به فرزندان و برادران عزیز و انقلابیم، جوانان، دانش آموزان و دانشجویان که این روز بزرگ به نام آنان است، عرض می کنم که شأن و وضع شما، چه در حال و چه بیشتر در آینده، به گونه یی است که بار اصلی انقلاب بر دوش شماست و اسلام عزیز و اولیای شهیدان و امام بزرگوار و صالحان ملت، به شما نظر و امید و از شما انتظار دارند بکوشید و برای رسیدن به کمالات و اهداف انقلاب اسلامی عظیم، فرصتها را مغتنم شمارید و معرفت و فهم دینی را در ذهن و دل خود، وسعت و عمق بخشید. با تهذیب نفس و تقویت روح مسؤولیت، صحنه های انقلاب را خصوصا آنچه به پاسداری از ارزشها و فرهنگ و روحیه ی انقلابی است، پر کنید و پیوند خود را با جامعه و اقشار مختلف و بخصوص روحانیت معظم تقویت کنید و از حیله های شیطانی و دسایس و ترفندهای ابلیسی که گاه حتی در لحن و قالب دلسوزی است، برحذر باشید. در مسیر مبارزه ی افتخارآمیز ملت ایران، جوانان همیشه باید پیشاهنگ و پیشرو باشند. خود را آماده ی پیشاهنگی در خط صحیح و بی انحراف نگهدارید و هوشمندانه خط صحیح و مستقیم را از کجراهه های انحرافی باز شناسید و صبغه ی الهی را ترویج و شعایر اسلامی را تعظیم کنید.
پیام به مناسبت روز ملی مبارزه با استکبار جهانی ۱۳/۸/۱۳۶۹
ایمان مردم به معنویت روحانیت
برای اهل علم و آقایان روحانیون، این دوران، دوران بسیار حساسی است؛ روحانیت از مردم دعوتی کرد، مراجع اسلام و در رأس همه امام بزرگوار ما(طاب ثراه) از مردم برای عمل به اسلام و محقق کردن آن در متن جامعه، دعوت کردند. این دعوت، منجر به این انقلاب عظیم و تشکیل نظام جمهوری اسلامی شد. حالا خود دعوت کننده که آمر بالبر است، قهرا دو تکلیف عمده بر دوش دارد: یکی تکلیف شخصی در عمل اوست فیما بینه و بین الله، یکی همگامی با انقلاب و خدمت در جهت پیشبرد انقلاب است. هردو هم مهم است؛ اما اگر خدای نکرده ما در تکلیف اول سستی کنیم و کوتاهی بخرج بدهیم، ایمان مردم به معنویت روحانیت سست خواهد شد؛ چون ما با توپ و تفنگ و این چیزها که پیش نبردیم؛ ما با اعتقادی که مردم به روحانیت داشتند، پیش بردیم.
بیانات در دیدار جمعی از روحانیون استان لرستان ۳۰/۵/۱۳۷۰
حفظ حوزه های علمیه و تربیت طلاب فاضل
امروز یکی از آماج های حملات دشمنان بلاشک روحانیت است. روحانیت را با کلیتش می خواهند از بین ببرند؛ در این هیچ تردید نکنید. درست است که در بین روحانیون کسانی را برای آماج قرار دادن، هدف قرار می دهند و برایش اولویت قائل می شوند؛ اما در نهایت، از نظر دشمن، کلیت روحانیت مخل و مضر و مزاحم است؛ چون روحانیت پایبند به معارف دینی است، مگر آن روحانی یی که به طور کامل در دام شیطان غلتیده باشد؛ که البته چنین چیزی هم خیلی کم اتفاق می افتد. امروز روشنگری دینی مهمترین زرهی است که جامعه ی اسلامی ما می تواند بر تن خودش بکند و در مقابل حملات دشمن بایستد؛ لذا با روحانیت و حضور فعال روحانی مخالفند. اگر روحانی مؤمن و فعال و کارآمد و هوشمند و هوشیاری باشد، با او بیشتر مخالفند و او را بیشتر آماج حملات خودشان قرار می دهند. لذا امروز حفظ حوزه های علمیه و تربیت طلاب فاضل و علمای بزرگ یک وظیفه ی اساسی است؛
بیانات در دیدار جمعی از روحانیون استان کرمان ۱۱/۲/۱۳۸۴
جدایی دین از سیاست
دشمن فهمید که راز پیروزی ملت ایران چیست؛ لذا درصدد برآمد تا سیاسیون و سردمداران دولتی را از روحانیت و دین جدا کند. آنها را از آیهالله کاشانی جدا کردند و بینشان فاصله انداختند و متأسفانه موفق هم شدند. از سی تیر ۱۳۳۱ که مرحوم آیهالله کاشانی توانست ملت ایران را آن طور به صحنه بیاورد، تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ که عوامل امریکا در تهران توانستند مصدق را سرنگون و تمام بساط او را جمع کنند و مردم هیچ حرکتی از خود نشان ندادند، یک سال و یک ماه بیشتر طول نکشید. در این یک سال و یک ماه، با وساطت ایادی ضد استقلال این کشور و با توطئه ی دشمنان این ملت، دکتر مصدق مرتب فاصله ی خود را با آقای کاشانی زیاد کرد، تا این که مرحوم آیهالله کاشانی چند روز قبل از ماجرای ۲۸ مرداد نامه نوشت – همه ی این نامه ها موجود است – و گفت من می ترسم با این وضعی که دارید، علیه شما کودتا کنند و مشکلی به وجود آورند. دکتر مصدق گفت: من مستظهر به پشتیبانی مردم ایران هستم! اشتباه او همین جا بود. ملت ایران را سرانگشت روحانیت – کسی مثل آیهالله کاشانی – وادار می کرد که صحنه ها را پر کند و به میدان بیاید و جان خود را به خطر بیندازد. در ۲۸ مرداد که کاشانی منزوی و خانه نشین بود – و در واقع دولت مصدق او را منزوی و از خود جدا کرده بود – عدم حضور او در صحنه موجب شد که مردم نیز در صحنه حضور نداشته باشند؛ لذا کودتاچیهای مأمور مستقیم امریکا توانستند بیایند و به راحتی بخشی از ارتش را به تصرف درآورند و کودتا کنند. یک مشت اوباش و الواط تهران را هم راه انداختند و مصدق را سرنگون کردند. پس از آن، دیکتاتوری محمدرضاشاهی به وجود آمد که بیست وپنج سال این ملت زیر چکمه های دیکتاتوری او لگدمال شد و ملی شدن صنعت نفت هم در واقع هیچ و پوچ گردید؛ چون همان نفت را به کنسرسیومی دادند که امریکاییها طراحی آن را کردند. هرچه دشمن خواست، همان شد؛ به خاطر جدا شدن از روحانیت و دین. اینها عبرت است.
بیانات در دیدار خانواده های شهدای کاشان و آران و بیدگل ۲۰/۸/۱۳۸۰
تهاجم علیه نظام روحانیت
امروز یکی از مسائلی که دشمن بخصوص در محیط دانشگاه دنبال می کند، تهاجم علیه نظام روحانیت در کشور ماست. به این نکته توجه داشته باشید. این نکته، حرف امروز نیست. از روزی که نظام پهلوی بر سر کار آمد، دشمنان فهمیدند که اگر بخواهند به یکباره این کشور را تصرف کنند، نباید چیزی به نام دین و ایمان دینی در این کشور باشد و برای این که ایمان دینی به شکل سازمان یافته وجود نداشته باشد، باید بساط روحانیت برچیده شود. تا وقتی که روحانیت هست، در واقع یک سازمان مرکزی وجود دارد که مردم آن را به نام دین می شناسند و از طریق آن، سخن دین را می شنوند. دین را نمی توان از میان زندگی، دلها و مغزهای مردم زدود. سازمانی را که به هیچ یک از دستگاههای قدرت از لحاظ مالی متکی نیست، نمی شود به راحتی از میان برد. روحانیت برادران اهل سنت ما در کشورهای اسلامی، نان خور دستگاههاست و نمی تواند با دستگاهها مخالفت کند. روحانیت مسیحی هم چیزی شبیه به همین است. خصوصیت روحانیت شیعه این بوده که از لحاظ مالی و ارتزاق زندگی، به دستگاههای حاکم متکی نبوده است. لذا زبانشان باز بوده است.
بیانات در دیدار جمعی از دانش آموزان و دانشجویان ۱۰/۸/۱۳۷۴
آبروی هزار ساله ی روحانیت، ذخیره ی تمام نشدنی
ما نباید خیال کنیم آبروی نسل فعلی روحانیت موجب این شد که مردم به سمت انقلاب اسلامی گرایش پیدا کنند. نه؛ این اشتباه است. بلکه آبروی هزار ساله ی روحانیت، که یک ذخیره ی تمام نشدنی بود، موجب این پیروزیها و موفقیتها گردید. این آبروی هزارساله، عبارت است از آن اعتباری که در طول قرنهای متمادی، از علم و تقوای علمای بزرگ به دست آمده است. یعنی علامه ی حلی در این مجموعه نقش دارد؛ محقق نقش دارد؛ مجلسی نقش دارد؛ شهیدین نقش دارند، شیخ طوسی نقش دارد، سید مرتضی نقش دارد؛ شیخ انصاری نقش دارد؛ علمای بزرگ در قرنهای متمادی در نجف نقش دارند؛ بزرگان قم نقش دارند؛ کسانی که می خواهند جمهوری اسلامی را بی آبرو کنند، اگر شده است تهمت می زنند و دروغ درست می کنند تا قدس و علم روحانیت را ضایع کنند. اینها خبرهای دروغ می دهند، حوادث دروغ جعل می کنند و موضوع کوچکی را بزرگ می کنند، برای این که آبروی روحانیت را در نظر مردم ببرند. پیداست این آبرو برای آنها خیلی اهمیت دارد. می دانند که اگر این آبرو باشد یا نباشد چقدر تفاوت دارد. بعضی نیز همین را فرموله می کنند، لباس علمی و بحث استدلالی به آن می پوشانند – گویا بحث علمی می کنند – که «بله؛ در حوزه ی علمیه، علم و تقوا نیست!» نه آقا؛ انصافا تقوا و قدس، در بین این قشر، به نسبت، از همه ی قشرهای دیگر بیشتر است.
بیانات در دیدار جمعی از روحانیون ۲۵/۱۱/۱۳۷۱
بدبین کردن مردم نسبت به روحانیت
نقطه ی دیگری که دشمن روی آن تلاش می کند، روحانیت است. روحانیون چون در بین مردم محبوبیت و نفوذ و شخصیت داشتند، توانستند در دوران اختناق، پیام مبارزه را تا اعماق جامعه پیش ببرند و همه را از نظرات امام مطلع کنند. روحانیت مبارز این کار را کرد. مردم، روحانیت را دوست می داشته اند و به آنها اعتماد دارند. این اعتماد و ابراز محبت به روحانیون در کشور ما، یک سنت مربوط به طول قرنهاست. روحانیت اسلام در داخل کشور ما، متکی به مردم است و هیچ وقت وابسته به قدرتها نبوده است. امروز هم روحانیون به هیچ قدرتی وابسته نیستند و صددرصد مردمی اند. مردم ما همیشه قداستی برای روحانیت قائل بوده اند و بحمدالله، امروز هم قائلند. مردم، روحانیت را مجموعه ای پاک و سالم و قابل اعتماد می دانند. می بینیم دشمن، از تجربه های خود در این زمینه، استفاده می کند. دشمن می فهمد که باید روحانیت را در چشم مردم، از حیثیت و اعتبار انداخت. همه ی تلاششان این است! تبلیغات می کنند، دروغ می گویند، اگر مسأله کوچکی را در جایی پیدا کنند، چندین برابر بزرگ می کنند و برای این که روحانیت را از چشم مردم بیندازند، خوبیها و گذشتها و فداکاریها را نمی گویند. علم و دانش روحانیت را انکار می کنند و تقوای آنها را منکر می شوند؛ همچنان که پنجاه سال، در دوران رژیم پهلوی هم از این کارها می شد. روحانیت، که مجموعه ای علمی و تقوایی است، به وسیله بلندگوهای رژیم پهلوی، فاقد علم و تقوا معرفی شده بود. امروز هم همان تبلیغ کذا انجام می گیرد. اینها مجموعه کارهایی است که دشمن انجام می دهد.
بیانات در دیدار جمعی از مهمانان خارجی ۱۸/۱۱/۱۳۷۱
هدف دشمن، لطمه به حیثیت روحانیت و فقاهت
آن زهد و بی اعتنایی به دنیا، آن پارساییهایی که در محیط روحانیت و در محیط طلبگی و بیرون از طلبگی بود و امروز هم بحمدالله هنوز به طور غالبی وجود دارد، این را در چشم این جماعت دانشگاهی و متجدد، تبدیل کرده بودند به این که آخوند مفت خور است! تعبیر مفت خور، چیز روشنی بود. وقتی در جایی می گفتند مفت خورها، بدون هیچ اشاره و قیدی – مثل ضمیری که مرجع خودش را پیدا کند – به روحانیون برمی گشت! این تبلیغاتی بود که انجام شده بود.
هدف از این تبلیغات چه بود؟ هدف از تبلیغات، روحانیت نبود – روحانیت که خصوصیتی نداشت – هدف از این تبلیغات، دین بود. اگر ما بیاییم حیثیت روحانیت و فقاهت و رتبه ی علمی فقاهت و تأثیر آن را در حرکت کلی یک کشور منکر بشویم، یا زیر سؤال ببریم، یا دچار خدشه بکنیم، درحقیقت به گرایش دینی طبقه ی کارآمد و عظیمی لطمه زده ایم؛ و این همان کاری است که آنها می خواهند، و آبی است به آسیاب دشمن ریختن؛ لذا باید در محیط دانشگاه، به این نکته خیلی توجه شود.
بیانات در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی۲۰/۹/۱۳۷۰
افق دید روحانیت
آنچه برای ما روحانیون مهم است، این است که جایگاه خودمان را در روند انقلاب پیدا کنیم. به نظر من، هنر روحانیت در طول تاریخ این بوده که جای خودش را پیدا کرده است؛ بخصوص آقایان جوان و برادران پرنشاط باید برای آینده ها به این نکته توجه کنند. این بینش، افق دید روحانیت را مشخص می کند. هزار سال است که روحانیت شیعه به صورت یک صنف و یک قشر باقی است. از این هزار سال، حدود چهارصد سالش دوران عدم تقیه است – که کشور، کشور شیعه؛ و روحانیت هم روحانیت شیعه بود – اما ششصد سال از این هزار سال، دورانی است که روحانیت در تقیه، در خفا، در فرار و در حبس زندگی کرده است. این تاریخ هزار ساله، دو دوران کاملا متمایز از هم را گذرانده است.
بیانات در دیدار جمعی از روحانیون استان کرمان ۲۰/۸/۱۳۷۰
توطئه جدایی دین از سیاست
در اینجا یک مغالطه ای هست که باید به آن اشاره کنم. ممکن است بعضی بگویند اگر حوزه های علمیه وارد مسائل جهانی، مسائل سیاسی، مسائل چالشی نمیشدند، اینقدر دشمن نمیداشتند و محترم تر از امروز بودند. این مغالطه است. هیچ جمعی، هیچ نهادی، هیچ مجموعه ی باارزشی به خاطر انزوا و کناره گیری و گوشه نشینی و خنثی حرکت کردن، هرگز در افکار عمومی احترام برانگیز نبوده است، بعد از این هم نخواهد بود. احترام به مجامع و نهادهای بی تفاوت و تنزه طلب که دامن از مسائل چالشی برمیچینند، یک احترام صوری است؛ یک احترامِ در معنا و در عمق خود بی احترامی است؛ مثل احترام به اشیاء است، که احترام حقیقی محسوب نمیشود؛ مثل احترام به تصاویر و تماثیل و صورتهاست؛ احترام محسوب نمیشود. گاهی این احترام، اهانت آمیز هم هست؛ همراه با تحقیر باطنی آن کسی است که تظاهر به احترام میکند. آن موجودی که زنده است، فعال است، منشأ اثر است، احترام برمی انگیزد؛ هم در دل دوستان خود، و هم حتّی در دل دشمنان خود. دشمنی میکنند، اما او را تعظیم می
- لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
- همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
- ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
- در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
پاورپوینت فایل | مرجع دانلود فایل
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.