تعداد بازدید
1 بازدید
ریال98.000

توضیحات

فایل پاورپوینت کامل اسم اعظم در روایات؛ انتخابی مطمئن برای ارائه‌ای حرفه‌ای

اسلایدهایی آماده برای استفاده:

فایل فایل پاورپوینت کامل اسم اعظم در روایات شامل 55 اسلاید با طراحی دقیق و ساختاری استاندارد است که برای ارائه‌های رسمی یا چاپ، کاملاً مناسب و آماده استفاده می‌باشد.

ویژگی‌هایی که فایل فایل پاورپوینت کامل اسم اعظم در روایات را متمایز می‌کند:

  • طراحی بصری حرفه‌ای:فایل پاورپوینت کامل اسم اعظم در روایات با بهره‌گیری از رنگ‌بندی هوشمندانه و چیدمان اصولی جهت انتقال بهتر مفاهیم ارائه.
  • سهولت در اجرا: تمامی اسلایدها از پیش تنظیم شده‌اند و بدون نیاز به ویرایش، قابل استفاده هستند.
  • وضوح بالا و نظم ساختاری: کیفیت بالای عناصر گرافیکی و هماهنگی کامل در نمایش، تجربه‌ای بدون نقص را فراهم می‌سازد.

استاندارد بالا در تولید محتوا:

فایل فایل پاورپوینت کامل اسم اعظم در روایات با رعایت اصول حرفه‌ای طراحی شده و عاری از هرگونه ایراد گرافیکی یا ناهماهنگی در نمایش می‌باشد.

نکته مهم:

در صورت مشاهده نسخه‌هایی با کیفیت پایین‌تر، توجه داشته باشید که ممکن است نسخه‌های غیررسمی باشند. نسخه اصلی فایل فایل پاورپوینت کامل اسم اعظم در روایات تنها از طریق منبع معتبر در دسترس است.

هم‌اکنون فایل فایل پاورپوینت کامل اسم اعظم در روایات را دریافت کرده و ارائه‌ای حرفه‌ای و متمایز تجربه نمایید


بخشی از متن فایل پاورپوینت کامل اسم اعظم در روایات :

روایات فریقین (شیعه و اهل تسنن) که در آنها اسمای لفظی گوناگون به عنوان اسم اعظم ذکر شده است، وحدت اسم اعظم لفظی مستفاد است و یا تعدد آن؟ و به این نتیجه دست یافته است که اسمای الهی که در احادیث به عنوان اسم اعظم خدا به شمار آمده است، همه در یک ردیف نیستند، بلکه اسم اعظم های موجود در احادیث خود دارای مراتب متعدد هستند و در نتیجه، اسم های اعظم لفظی معبر از آنها نیز چند گانه است و در این میان، اسمی که از میان اسم های اعظم از عالی ترین مرحله برخورداراست، «اسم اعظم اعظم» است.

«اسم اعظم خداوند تبارک و تعالی، آنهائی است که در اولش، لفظ جلاله «الله» و در آخرش لفظ «هو» باشد و همچنین بدون نقطه باشد و در قرآن شریف، در پنج مورد چنین آمده است.»

نقل شده است که هر کس پنج آیه ای که اسم اعظم خداوند (الله لا اله الا هو) در آن آمده است را ورد زبانش کند و روزی بار بخواند به نیت خودش خواهد رسید:

. اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَی الْقَیُّومُ لا تَاءْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لانوْمٌ لَهُ ما فی السَّمواتِ وَ ما فی الاَرْضِ مَنْ ذَاالَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ اِلاّ بِاِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ اَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لایُحیطُونَ بِشَئی مِنْ عِلْمِهِ اِلاّ بِماشاءَ وَسِعَ کُرْسیُّهُ السَّمواتِ وَ الاَرْضَ وَ لایَؤُدُهُ حِفْظِهُما وَ هُوَ الْعَلِی الْعَظیمِ. (آیه سوره بقره)

. اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَی الْقَیُّومُ نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَ اَنْزَلَ التَّوریهَ وَ الاِنْجیلَ مِنْ قَبْلُ هُدی لِلنّاسِ وَ اَنْزَلَ الْفُرْقانَ. (آِات تا سوره آل عمران)

. اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ اِلی یَوْمِ الْقیامَهِ لارَیْبَ فیهِ وَ مَنْ اَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدیثاً. (آیه سوره نساء)

. اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ لَهُ الاَسْماءُ الْحُسنی. (آیه سوره طه)

. اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ وَ عَلَی اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. (آیه سوره تغابن)

مصباح الشریعه ـ در حدیثی که به امام صادق علیه السلام نسبت داده است ـ: سُئِلَ رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله عَنِ اسمِ اللّه الأَعظَمِ قالَ: کلُّ اسمٍ مِن أسماءِ اللّه، فَفَرِّغ قَلبَک عَن کلِّ ما سِواهُ، وَادعُهُ بِأَیِّ اسمٍ شِئتَ، فَلَیسَ فِی الحَقیقَهِ للّه اسمٌ دونَ اسمٍ بَل هُوَ الواحِدُ القَهّارُ؛( مصباح الشریعه: ص ۱۲۹.

از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درباره اسم اعظم خدا سؤال شد. فرمود: «هر نامی از نام های خدا [اسم اعظم است]. پس، قلبت را از هر آنچه جز اوست، خالی گردان و به هر نامی که خواستی، او را بخوان؛ چرا که در حقیقت، خداوند، نام خاصّی ندارد؛ بلکه اوست یگانه چیره».

– امام صادق علیه السلام فرمود: چگونه مردم، فرمایش امیرالمومنین علیه السلام را انکار می کنند که فرمود: « من اگر بخواهم با همین پایم به سینه معاویه که در شام است می زنم و او را از تختش سر نگون می نمایم» در حالی که عمل آصف بن برخیا را که تخت بلقیس را برای حضرت سلیمان علیه السلام آورد، انکار نمی کنند؟! آیا پیامبر ما افضل تمام پیامبران نیست؟ آیا وصی او بر ترین اوصیاء نیست؟

پس چرا لااقل امیرالمؤمنین را به قدر آصف نیز باور ندارند؟ خداوند بین ما و بین آنان که حق ما را انکار می کنند و برتری ما را قبول ندارند، قضاوت فرماید. [ بحار الانوار، ج ۵۰، ص ۱۷۶، شماره ۵۵. دانشنامه رشد ، ذیل اسم اعظم] در این که کدام یک از اسماء خداوند اسم اعظم است بحث های زیادی بین علمای اسلام مطرح شده و روایات فراوانی در این زمینه از ناحیه معصومین (ع) وارد شده است که در آن ها تعبیرات مختلفی از اسم اعظم دیده می شود و هر کدام اسم اعظم را در چیزی خلاصه می کند

که به بعضی از آن ها اشاره می شود:

۱ – «بسم الله» به اسم اعظم الهی از سیاهی چشم به سفیدی آن نزدیک تر است. – ۲ – گفتن صد مرتبه: «بسم الله الرحمن الرحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی — العظیم» بعد از نماز صبح.

– ۳ – در بعضی از روایات سوره «حمد»، «توحید»، «آیه الکرسی» و «انّا انزلناه» اسم اعظم شمرده شده ا. ست. – ۴ – شش آیه آخر سوره مبارکه حشر.

– ۵ – آیات بیست و شش و بیست و هفتم سوره مبارکه آل عمران «قل اللهم مالک الملک.» -۶ – ذکر «یا حی یا قیوم». – ۷ – ذکر «یاهو یا هو یا من لا یعلم ما هو الا هو».

علامه طباطبائی بعد از اشاره به اسم اعظم می فرماید: «نام های خداوند عموماً و اسم اعظم او خصوصاً هر چند درعالم هستی و وسائط فیض و اسباب نزول فیض در این جهان مؤثّر است، ولی تاثیر آن مربوط به حقایق این اسما است نه خود الفاظی که دلالت برآن می کند و نه به معنای متصوره در ذهن» آگاهی اهل بیت (ع) براسم اعظم نیز به همان معنایی که ذکر شد می باشد، یعنی آن ها در اثر بندگی و اطاعت به چنان تکاملی از نظر اخلاق، تقوی و ایمان دست پیدا کرده اند که خود مظهری از آن اسم اعظم گشتند. تفاوت هایی که در روایات و سخنان بزرگان دین در مورد مصداق اسم اعظم دیده می شود ممکن است به خاطر تعدّد اسم اعظم یا تفاوت خواسته ها باشد، ولی در عین حال آن چه مهم است پاکی دل، خلوص نیّت، توجه به خدا، قطع امید از غیر او و تخلّق به این اوصاف است که روح اسم اعظم را تشکیل می دهد.

۱- از ابی امامه رضی الله عنه روایت است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: «اسْمُ اللَّهِ الأَعظَمُ فِی سُوَرٍ مِنَ القُرآنِ ثَلَاثٍ: فِی ” البَقَرَهِ ” وَ ” آلِ عِمرَانَ ” وَ ” طَهَ». ابن ماجه (۳۸۵۶).

یعنی: اسم اعظم خداوند در سه سوره ی قرآن یعنی در بقره و آل عمران و طه است. — علامه البانی رحمه الله این روایت را در ” صحیح ابن ماجه ” حسن دانسته است، و در کتاب “السلسله الصحیحه” (۷۴۶) گفته: «قاسم ابوعبدالرحمن گفته: اسم اعظم را در سوره بقره در آیه الکرسی ” الله لا إله إلا هو الحی القیوم ” و در آل عمران در آغاز آن یعنی در ” الله لا إله إلا هو الحی القیوم ” و در سوره طه در ” وعنت الوجوه للحی القیوم ” یافتم.

نکته: این قول قاسم که ابوعبدالرحمن گفته اسم اعظم در سوره طه در ” وعنت الوجوه للحی القیوم ” است، دلیلی در احادیث مرفوع برای تایید آن نیافتم، و اقرب نزد من آنست که در ابتدای سوره طه یعنی در “ إنی أنا الله لا إله إلا أنا. . ” است، چرا که این آیه موافق با بعضی از احادیث صحیح است، نگاه کنید به: الفتح ۲۲۵ / ۱۱ وصحیح أبی داود ۱۳۴۱ ».

۲- از انس رضی الله عنه روایت شده که او همراه رسول خدا صلی الله علیه وسلم نشسته بود و مردی نماز خواند سپس دعا کرد: « اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِأَنَّ لَکَ الْحَمْدُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْمَنَّانُ بَدِیعُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ یَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ » یعنی: بار الها! من فقط از تو می خواهم چرا که حمد فقط از آنِ توست، هیچ معبود بحقی بجز تو وجود ندارد، یا منّان! ای بوجود آورنده ی آسمان ها و زمین! ای صاحب عظمت و بزرگی! ای زنده ی پایدار. پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز فرمودند: «لَقَدْ دَعَا اللَّهَ بِاسْمِهِ الْعَظِیمِ الَّذِی إِذَا دُعِیَ بِهِ أَجَابَ وَإِذَا سُئِلَ بِهِ أَعْطَی » براستی خدا را با اسم بزرگی خواند که اگر بوسیله آن اسم خوانده شود دعا اجابت شده و اگر از او چیزی خواسته شود عطا گردد. ترمذی (۳۵۴۴) وأبو داود (۱۴۹۵) والنسائی (۱۳۰۰) وابن ماجه (۳۸۵۸)، و ألبانی در ” صحیح أبی داود ” آنرا صحیح دانسته است.

۳- از بُرَیده بن حُصَیْب روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم دعای مردی را شنید که می گفت: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنِّی أَشْهَدُ أَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْأَحَدُ الصَّمَدُ الَّذِی لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ » یعنی: بار الها! بار الها! من فقط از تو می خواهم، چرا که شهادت می دهم که تو الله هستی، و هیچ معبودی بحقی بجز تو وجود ندارد، تو آن یکتا و بی نیازی هستی که نه زاده است، و نه زائیده شده است، و هیچ همتایی ندارد. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «لَقَدْ سَأَلْتَ اللَّهَ بِالِاسْمِ الَّذِی إِذَا سُئِلَ بِهِ أَعْطَی وَإِذَا دُعِیَ بِهِ أَجَابَ» براستی که خدا را با اسمی خواندی که اگر با آن از او چیزی خواسته شود عطا کند و اگر خوانده شود اجابت می کند. ( ترمذی (۳۴۷۵) وأبو داود (۱۴۹۳) وابن ماجه (۳۸۵۷)، و ألبانی در” صحیح أبی داود ” آنرا صحیح دانسته است، و حافظ ابن حجر در ” فتح الباری ” ( ۱۱ / ۲۲۵ )در مورد آن گفته: «این حدیث از لحاظ سند از تمامی روایاتی که در این باره آمده ارجح تر است».

راهنمای خرید:
  • لینک دانلود فایل بلافاصله بعد از پرداخت وجه به نمایش در خواهد آمد.
  • همچنین لینک دانلود به ایمیل شما ارسال خواهد شد به همین دلیل ایمیل خود را به دقت وارد نمایید.
  • ممکن است ایمیل ارسالی به پوشه اسپم یا Bulk ایمیل شما ارسال شده باشد.
  • در صورتی که به هر دلیلی موفق به دانلود فایل مورد نظر نشدید با ما تماس بگیرید.
نقد و بررسی‌ها

هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.

اضافه کردن نقد و بررسی

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *